<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://velayateali.com/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8%3A_%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D9%88%D9%82%D8%AA_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE_%D9%86%D8%AC%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B1%D8%A7_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF%D8%9F</id>
	<title>منتخب: چه‌وقت امام‌زمان پاسخ نجوایت را می‌دهد؟ - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://velayateali.com/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8%3A_%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D9%88%D9%82%D8%AA_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE_%D9%86%D8%AC%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B1%D8%A7_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF%D8%9F"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D9%88%D9%82%D8%AA_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE_%D9%86%D8%AC%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B1%D8%A7_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF%D8%9F&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-10T11:03:59Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.8</generator>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D9%88%D9%82%D8%AA_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE_%D9%86%D8%AC%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B1%D8%A7_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF%D8%9F&amp;diff=796&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin: جایگزینی متن - &#039;امام‌زمان&#039; به &#039;امام زمان&#039;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D9%88%D9%82%D8%AA_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE_%D9%86%D8%AC%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%B1%D8%A7_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF%D8%9F&amp;diff=796&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-02-05T04:03:15Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;جایگزینی متن - &amp;#039;امام‌زمان&amp;#039; به &amp;#039;امام زمان&amp;#039;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;==چه‌وقت امام زمان {{عج}} پاسخ نجوایت را می‌دهد؟==&lt;br /&gt;
# سخی باشی &lt;br /&gt;
# از اهل‌دنیا بگذری و کنار بروی. چون ما صاحب داریم، صاحب ما خداست، صاحب ما امیرالمؤمنین {{علیه}}، حضرت‌زهرا {{علیها}} و امام زمان {{عج}} است. به امام زمان {{عج}} و جدش امام‌حسین {{علیه}} قسم، آنقدر امام زمان {{عج}} دوست دارد که با او نجوا کنیم، ولی ما اهل نجوا نیستیم و ارتباط نداریم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همیشه باید توی فکر باشی وقتی از کارت دست کشیدی، بروی با امام زمان {{عج}} نجوا کنی، امام زمان {{عج}} را به اندازه یک سلطان با وفا، با وجدان، باعاطفه، قبول داشته‌باشیم! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلطانی بود که گذرش به بیابانی خورد. هوا گرد و غبار شد. به چادری پناه آورد. صاحب چادر تنها بزش را برایش کشت و کباب کرد، چون دید: این انسان با شخصیتی است. خیلی به او توجه کرد تا این‌که صبح شد. وقتی سلطان خواست برود، به آن‌مرد گفت: آیا باز هم گوسفند داری؟ گفت: نه! چون دیدم شما مهمان عزیزی هستید، آن‌را برای شما کشتم. سلطان نامه‌ای به او داد و گفت: اگر یک‌وقت کاری داشتی، عبورت به شهر افتاد، من آن‌جا هستم. بعد از چند وقت سیلی آمد و زندگی این مرد را برد. به زنش گفت: برویم شهر پیش آن‌شخص بزرگواری که مهمان ما بود، شاید یک‌جایی به ما بدهد. آن دو به شهر رفتند. نامه را که نشان دادند، دیدند نامه سلطان است. آن‌ها را به کاخ سلطنتی بردند. فوراً لباس‌هایشان را عوض کردند و خیلی آن‌ها را احترام کردند. حتی زنش را در حرم‌سرای خودش راه داد. سلطان رو به وزرایش کرد و داستان آن شب را تعریف کرد و گفت: وزرا! من به این مرد چه بدهم؟ هر کس چیزی گفت. یکی گفت: یک چادر به او بده. یکی گفت: در مقابل یک گوسفند، صد گوسفند به او بده. سلطان رو به آن‌ها کرد و گفت: این مرد هستی‌اش را به‌من داده، من هم هستی‌ام را به او می‌دهم! تاجش را برداشت و بر روی سر آن‌مرد گذاشت. به او گفت: تو سلطان هستی! آن‌مرد گفت: من سلطانم؟ سلطان گفت: آری. آن‌مرد گفت: ای سلطان عزیز! من لیاقت این‌کار را ندارم! دوباره تاج را از سرش برداشت و روی سر سلطان گذاشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما هم، اگر هستی‌ات را به امام زمان {{عج}} بدهی، امام زمان {{عج}} هم، هستی‌اش را به شما می‌دهد. ما هم باید در مقابل امام زمان {{عج}} بگوییم: آقا جان! ما لیاقت نداریم؛ به ما لیاقت بده! ما لیاقت کار ولایت را نداریم؛ شما به ما ولایت بده! ولایت ما را کامل کن! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از کجا ولایتمان کامل می‌شود؟ از آن‌جا که پناه به امام زمان {{عج}} ببریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مرجع: کتاب &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;[[نجوا]]&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{تاریخ درج|1398/08/17}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{یا علی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: منتخب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
</feed>