<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://velayateali.com/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8%3A_%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B9_%D9%85%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86</id>
	<title>منتخب: وداع ماه‌رمضان - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://velayateali.com/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8%3A_%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B9_%D9%85%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B9_%D9%85%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-10T10:39:04Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.8</generator>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B9_%D9%85%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86&amp;diff=1177&amp;oldid=prev</id>
		<title>imported&gt;Mojahed در ‏۲۸ مارس ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۳۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%B9_%D9%85%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86&amp;diff=1177&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2025-03-28T11:33:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;{{بسم الله}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;السلام علیک یا أباعبدالله السلام علیکم و رحمة‌ الله و برکاته&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کفواً أحد است. حضرت‌ زهرا {{علیها}} کفواً خلقت است. به اولیای امور کار نداشته‌ باشید. بر عمر و ابابکر لعنت کنید.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
==گفتار متقی{{ارجاع|[[در مسیر ولایت؛ وداع ولایت]] 76 (دقیقه 18 و 41)}}==&lt;br /&gt;
&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{صوت منتخب|vedae-mahe-ramazan}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دو سه‌ روز به ماه‌ مبارک کار داریم، من به رفقا قول دادم که باید وداع کنیم؛ چون‌که این هفته، هفته آخر این ماه است؛ وداعی بکنیم. می‌خواهم وداع ولایت را به شما بگویم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما دو وداع داریم؛ تمام آقایان منبری وداع امام‌ حسین {{علیه}} را می‌گویند؛ اما یک وداع است که من آن‌ را از کسی نشنیده‌ام. حالا القاء شده، می‌خواهم آن‌ را به شما بگویم. این وداع، وداعی است که اگر تفکّر داشته‌ باشید، تمام اشیاء آدم را می‌سوزاند. این‌چه وداعی است؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیشتر منبری‌ها می‌گویند: باعث کشته‌ شدن حضرت‌ زهرا {{علیها}}، غلاف شمشیر شد. من یک بچّه برادر داشتم، نجّاری می‌رفت. این سینه دستگاه ایستاده‌ بود، نئوپان فشار روی او آورد. ما او را به بیمارستان رساندیم، فوراً من گفتم بچّه را عمل کنید! بچّه را عمل کردند، وقتی شکمش را شکافتند، گفتند: تمام اشیاء این بچّه خُرد شده‌ است. زهرای‌ عزیز {{علیها}} هم، آن فشار در، تمام اشیاء بدنش را خُرد کرد. چرا می‌گویید غلاف شمشیر زهرا {{علیها}} را کشت؟! غلاف شمشیر درست‌ است؛ والله، بالله، دید ولایتم این‌ است: غلاف شمشیر به زهرا {{علیها}} تیر خلاص زد؛ عمر «لعنةالله‌علیه»، حضرت‌ زهرا {{علیها}} را کشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا وقتی‌که زهرای‌ عزیز {{علیها}} غسل کرد و خوابید، گفت: فضّه! اگر مرا صدا زدی، جواب ندادم، علی را خبر کن! خدا حاج‌ شیخ‌ عباس را رحمت کند! گفت: امام‌ حسن {{علیه}} و امام‌ حسین {{علیه}} از در وارد شدند. گفتند: فضّه! مادرمان کجاست؟ گفت: مادرتان استراحت کرده‌ است. گفتند: مگر ما نمی‌دانیم که مادرمان از دنیا رفته‌ است؟! گفت: بروید پدرتان علی را خبر کنید! وقتی امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را خبر کردند، دو مرتبه حضرت به زانو درآمد. امیرالمومنین علی {{علیه}} با آن قدرتی که داشت، درِ خبیر را از جا کَند، عمرو بن‌عَبدود را با یک ضربه کشت؛ حالا در مرگ زهرا {{علیها}} به زانو درآمد، مرگ زهرای‌ عزیز {{علیها}} یک عالمی را به زانو درآورد. حالا امیرالمؤمنین {{علیه}} حضرت‌ زهرا {{علیها}} را کفن کرده‌ است، فرمود: حسن‌جان! حسین‌جان! بیایید با مادرتان زهرا {{علیها}} وداع کنید! مگر این‌ها مُرده‌اند؟ تو مُرده‌ای که می‌گویی این‌ها مُرده هستند، ولایت در دلت مُرده‌ است. امیرالمؤمنین علی {{علیه}} قسم می‌خورَد، می‌گوید: زهرا دست‌هایش را درآورد. یک دستش را به گردن حسن، دست دیگر را به گردن حسین انداخت. جبرئیل در آسمان ندا داد: علی‌جان! عزیزان زهرا را بردار! ملائکه طاقت ندارند. این یک وداع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وداع دوم این‌ بود: حضرت‌ زینب {{علیها}} مو به مو مواظب حرف‌های امّ‌السّلمه بود. امّ‌السّلمه گفته‌ بود: زینب‌جان! تا زمانی‌که حسین درخواست پیراهن‌کهنه نکرد، بدان که برادرت زنده‌ است. تمام این مصیبت‌ها را زینب {{علیها}} به دوش می‌کشید، قبول داشت، مواظب بود آن کلام را امام‌ حسین {{علیه}} نیاید به او بگوید. یک‌ دفعه امام آمد و گفت: زینب! پیراهن‌ کهنه بیاور! زینب {{علیها}} غَش کرد و افتاد. لشکر هم {{روایت|«هل من مبارز»}} می‌طلبد، امام‌ حسین {{علیه}} دست ولایت بر قلب زینب {{علیها}} گذاشت؛ زینب {{علیها}} ولیّ‌ الله‌ الأعظم شد، امام تصرّف کرد. امام آن‌ است که به تمام خلقت تصرّف می‌کند، به چه تصرّف می‌کند؟ به قلب‌ها. امام فرمود: خواهرجان! شیطان صبرت را نبرد. حضرت‌ زینب {{علیها}} چشمانش را باز کرد و گفت: برادر! آن‌قدر صبر می‌کنم، تا صبر از دستم عاصی شود. امام فرمود: خواهرجان! باید در دروازه‌ کوفه و در شام خطبه بخوانی، آن‌جا دارند لعنت به پدرمان می‌کنند. پرچم معاویه را بِکَن و پرچم علی را نصب کن! قربان‌تان بروم! امام این‌ است: امام با تمام اهل‌ خیمه خداحافظی کرد. اوّل گفت: خواهر! خداحافظ! امّ‌کلثوم، خواهر! خداحافظ! تا حتّی گفت: فضّه! خداحافظ! امام‌ حسین {{علیه}} با تمام این‌ها خداحافظی کرد. {{ارجاع|[[در مسیر ولایت؛ وداع ولایت]] 76}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[فرمایشات منتخب|فهرست فرمایشات منتخب]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{یا علی}}&lt;br /&gt;
==ارجاعات==&lt;br /&gt;
[[رده: منتخب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>imported&gt;Mojahed</name></author>
	</entry>
</feed>