<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://velayateali.com/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8%3A_%D9%84%DB%8C%D9%84%D8%A9%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A8%DB%8C%D8%AA</id>
	<title>منتخب: لیلة‌المبیت - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://velayateali.com/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8%3A_%D9%84%DB%8C%D9%84%D8%A9%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A8%DB%8C%D8%AA"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D9%84%DB%8C%D9%84%D8%A9%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-10T10:37:05Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.8</generator>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D9%84%DB%8C%D9%84%D8%A9%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=1027&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin: جایگزینی متن - &#039;إن‌شاءالله&#039; به &#039;ان‌شاءالله&#039;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D9%84%DB%8C%D9%84%D8%A9%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A8%DB%8C%D8%AA&amp;diff=1027&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-02-23T02:21:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;جایگزینی متن - &amp;#039;إن‌شاءالله&amp;#039; به &amp;#039;ان‌شاءالله&amp;#039;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;{{بسم الله}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;السلام علیک یا أباعبدالله السلام علیکم و رحمةالله و برکاته&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کفواً أحد است. حضرت‌زهرا {{علیها}} کفواً خلقت است. به اولیای امور کار نداشته‌باشید. بر عمر و ابابکر لعنت کنید.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
==گفتار متقی {{ارجاع|[[عیدی ما ولایت]] (دقیقه 12)، [[نازله]] (دقیقه 8)، [[ارتباط 87]] (دقیقه 24)}}==&lt;br /&gt;
{{صوت منتخب|laylatol-mabit}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! مشرکین می‌خواهند پیامبر {{صلی}} را بکشند، وحشت دارند. شیطان به شکل پیرمردی مقدّس درآمده، به آن‌ها می‌گوید چه‌کار می‌خواهید بکنید؟ می‌گویند: می‌خواهیم محمّد را بکشیم؛ اما قبیله‌اش بنی‌هاشم هستند، حمزه هم هست، طرف‌دار دارد. هر کسی محمّد را بکشد، بنی‌هاشم او را می‌کشند. مشرکین از کشته‌شدن خودشان می‌ترسیدند، حیا و شرم ندارند. شیطان گفت: من آدمی هستم، غیر از شما؛ اما خلاصه حرفی به شما می‌زنم؛ اگر خوب بود، به آن عمل کنید! گفت: از هر قبیله‌ای یک‌نفر انتخاب شود و همه یک‌دفعه به محمّد حمله کنید و او را بکشید! آن‌وقت اطرافیان محمّد نمی‌توانند با صد نفر یا پنجاه‌قبیله طرف بشوند. گفتند: عجب حرفی زدی! چقدر خوب شد که با این پیرمرد مشورت کردیم و او خیلی درست گفت. خلاصه آمدند و همین‌کار را کردند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی این‌ها می‌خواستند این‌کار را بکنند، فوراً جبرئیل نازل‌شد و گفت: یا محمّد! مشرکین می‌خواهند تو را بکشند؛ من نگذاشتم. گفتند: یک‌مقدار روشنایی بشود تا این‌کار را بکنیم؛ یا محمّد! علی را به‌جای خودت بگذار و بیرون برو! الآن جانت در خطر است، علی به‌جای تو بخوابد. مگر خدا نمی‌توانست خودش پیامبر {{صلی}} را حفظ کند؟! الآن ما بعد از هزار و سی‌صد سال داریم آن‌را افشا می‌کنیم. خدا می‌خواهد افشا بشود که می‌گوید علی را به‌جای خودت بگذار؛ وگرنه خدا می‌توانست خودش پیامبر {{صلی}} را حفظ کند. حالا ببین امیرالمؤمنین علی {{علیه}} چقدر خوب است! وقتی پیامبر {{صلی}} به او این مطلب را گفت، فرمود: یا رسول‌الله! اگر من به جایت بخوابم، آیا جان تو سالم می‌ماند؟ فرمود: آری! پیامبر اکرم {{صلی}} هم همین‌کار را می‌کند. حالا منظورم این‌است که خدا فقط حافظ خود پیامبر {{صلی}} نیست، شما هم اگر بخواهید دین‌تان را حفظ کنید و امر را اطاعت کنید، شما را هم حفظ می‌کند. یک‌روایت داریم: مقداد، پیامبر {{صلی}} را در یکی از این چادرها گذاشت و او را کول گرفت و بیرون آمد. مشرکین گفتند: این چیست؟ گفت: این پیامبر {{صلی}} است. گفتند: برو! کسی پیامبر {{صلی}} را در لُنگی [چادر] می‌گذارد؟ پیامبر {{صلی}} هم به او فرمود: این‌چه بود که به این‌ها گفتی؟ گفت: مگر خودت نفرمودی راست بگو؟ من راست گفتم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا پیامبر {{صلی}} در راه به ابابکر برخورد، دید که الآن فتنه می‌کند. به او گفت: بیا در غار [ثور] برویم. اهل‌تسنّن که می‌گویند ابابکر صاحب غار و همراه پیامبر {{صلی}} در غار است؛ پیامبر {{صلی}} می‌خواست فتنه نکند که او را همراه خودش در غار برد؛ وگرنه ابابکر جزء لشکری بود که می‌خواستند پیامبر {{صلی}} را بکشند. اصلاً این‌ها لشکر ابابکر بودند و به دستور او به خانه پیامبر {{صلی}} حمله بردند. حالا عنکبوت آمد و درِ دهانه غار، تار کشید و با آب دهانش آن‌جا را مسدود کرد. جبرئیل نازل‌شد و گفت: تو کجا بودی؟ چه‌کار می‌کنی؟ عنکبوت گفت: آمده‌ام که اگر پیامبر {{صلی}} کاری داشت، او را حفظ کنم؛ حفظش با من است. گفت: با چه‌چیزی؟ گفت: با تارهایم. خدا حاج‌شیخ‌عباس را رحمت کند! گفت جبرئیل که هشت‌شهر قوم‌لوط را زیر و رو می‌کرد، هر کاری کرد، نتوانست تارها را پاره کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببین عزیز من! خالقیّت این‌است، خداشناسی این‌است. خدا قدرت جبرئیل را به تار داد که نتوانست آن‌را پاره کند. آیا توجّه می‌کنید یا نه؟ بعضی‌ها جیب‌شان عین تار عنکبوت است، جبرئیل نمی‌تواند آن‌را پاره کند. نمی‌تواند دستش در جیبش برود و چیزی در راه خدا بدهد. آن، یک تار بود؛ اما تارهایی در دنیاست که دست‌شان در جیب‌شان نمی‌رود. ان‌شاءالله شما فکری برای آخرت‌تان بکنید و بتوانید سخاوت کنید! «إنّما الدُّنیا فَناء و الآخرة بَقاء» حالا مشرکین داخل خانه پیامبر {{صلی}} ریختند، دیدند پیامبر {{صلی}} آن‌جا نیست. گفتند: پیامبر {{صلی}} کجاست؟ امیرالمؤمنین {{علیه}} گفت: او را که به‌دست من ندادید، چرا از من سؤال می‌کنید؟ آن‌ها دنبال پیامبر {{صلی}} آمدند، دیدند غاری است و این‌همه تار در دهانه آن‌است. گفتند: محمّد داخل غار که نرفته، به زمین یا به آسمان رفته‌است.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
رفقا! خدا نکند گیر آدم جدلی بیفتید! ببین چه می‌گوید؟! می‌گوید امیرالمؤمنین می‌دانست که کُشته نمی‌شود؛ به‌خاطر همین به‌جای پیامبر {{صلی}} خوابید. در جواب به او گفتم: آیا ممکن بود که بِداء [تغییر در تقدیر] حاصل شود یا نه؟ این حرف چیست که می‌زنی؟! خدا بِداء دارد. درست‌است که امیرالمؤمنین {{علیه}} این‌را می‌دانست؛ اما ممکن بود بِداء حاصل شود و امیرالمؤمنین {{علیه}} کشته شود. امیرالمؤمنین علی {{علیه}} دارد جانش را فدای رسول‌الله {{صلی}} می‌کند. چگونه؟ مقصد رسول‌الله {{صلی}} امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است، حالا امیرالمؤمنین {{علیه}} می‌خواهد نبیّ به مقصدش برسد؛ یعنی بماند و علی {{علیه}} را معرّفی کند. آن‌موقعی که مشرکین رسول‌الله {{صلی}} را می‌خواستند بکشند، هنوز غدیر خُم اتفاق نیفتاده‌بود، هنوز پیامبر {{صلی}} «مَن کُنتُ مَولاه فَهذا عَلیٌ مَولاه اَللهمَ والِ مَن والاه وَ عادِ مَن عاداه....» را نگفته‌بود.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
حالا یک‌دفعه خدای تبارک و تعالی به امیرالمؤمنین علی {{علیه}} نازله می‌دهد: یا علی! نَفَسی که کشیدی، افضل از عبادت ثقلین [جنّ و اِنس] است؛ چون‌که امیرالمؤمنین {{علیه}} در ظاهر دارد پیامبر {{صلی}} را حفظ می‌کند؛ اما امیرالمؤمنین علی {{علیه}} خودش حفظ است. دلم می‌خواهد قدری به این حرف‌ها توجّه کنید! عزیزان من! الآن شما هم که در این جلسه دارید از ولایت حمایت می‌کنید، والله! هر نَفَس‌تان افضل از عبادت ثقلین است. اگر حمایت از ولایت کنید، خدا به شما جزا می‌دهد. من عنکبوت را دیده‌ام. از هزار متر بیفتد، با آب دهانش بیرون می‌آید. همان‌طور که پیامبر {{صلی}} را در ظاهر حفظ کرده، خدا حفظش می‌کند. این حرف‌ها گره‌چینی دارد. بیایید امیرالمؤمنین {{علیه}} را قبول کنید! پیامبر {{صلی}} را قبول کنید! تا خدا قبول‌تان کند. بیایید حرف گوش کنید! {{ارجاع|[[عیدی ما ولایت]] 76 و [[ارتباط 87]] و [[نازله]] 88 و [[امیرالمؤمنین را بهتر بشناسیم]] 90}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[فرمایشات منتخب|فهرست فرمایشات منتخب]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{یا علی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: منتخب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
</feed>