<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://velayateali.com/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8%3A_%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%DB%8C%D9%87</id>
	<title>منتخب: فاطمیه - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://velayateali.com/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8%3A_%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%DB%8C%D9%87"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%DB%8C%D9%87&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-10T10:36:31Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.8</generator>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%DB%8C%D9%87&amp;diff=1057&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin: جایگزینی متن - &#039;، اما &#039; به &#039;؛ اما &#039;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%DB%8C%D9%87&amp;diff=1057&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-01-21T16:35:42Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;جایگزینی متن - &amp;#039;، اما &amp;#039; به &amp;#039;؛ اما &amp;#039;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;{{بسم الله}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;السلام علیک یا أباعبدالله السلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کفواً أحد است. حضرت‌زهرا {{علیها}} کفواً خلقت است. به اولیای امور کار نداشته‌باشید. بر عمر و ابابکر لعنت کنید.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039; &lt;br /&gt;
&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==گفتار متقی{{ارجاع|[[مشهد 84؛ حضرت‌زهرا]] (دقیقه 36)، [[عناد]] 76 (دقیقه 40)، زیارت امام‌رضا 76 (دقیقه 1: 20)، [[مشهد 91؛ عنایت امام‌رضا؛ ماوراء]] (دقیقه 15)}}==&lt;br /&gt;
{{صوت منتخب|fatemyeh}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلمان بعد از رسول‌الله {{صلی}} ده‌روز در خانه نشست، حضرت‌زهرا {{علیها}} امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را دنبالش فرستاد، تا سلمان آمد، به او گفت: سلمان! چرا به ما جفا کردی؟ چرا بعد از رسول‌الله {{صلی}} ده‌روز است که به این‌جا نیامده‌ای؟ گفت: علی‌جان! خودت می‌دانی که وقتی رسول‌الله به ظاهر از میان ما رفت، انگار دیگر قدرت ندارم که بیرون بیایم و خانه‌نشین شده‌ام. امیرالمؤمنین علی {{علیه}} فرمود: سلمان! خواستم تو را که خانه ما بیایی؛ چون‌که زهرا تو را خواسته‌است. ببین خواست زهرا {{علیها}} خواست علی {{علیه}} است؛ خیلی این حرف‌ها بالاست، باید این‌ها را هضم کنید! این حرف‌ها را حفظ کنید. امیرالمؤمنین {{علیه}} فرمود: سلمان! زهرا با تو کار دارد؛ یعنی من هم که علی هستم، خواست زهرا را عمل می‌کنم، بی‌خود نیست که زهرای‌عزیز {{علیها}} خودش را فدای امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کرد. حالا وقتی سلمان پیش زهرای‌عزیز {{علیها}} آمد، حضرت همان حرف امیرالمؤمنین {{علیه}} را به او زد؛ سلمان هم همان جواب را به حضرت داد. {{ارجاع|[[مشهد 84؛ حضرت‌زهرا]]}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخر هفتادهزار نفر طرف عمر و ابابکر بروند! ده، دوازده نفر طرف امیرالمؤمنین علی {{علیه}} بیایند؟! حالا حضرت‌زهرا {{علیها}} به امیرالمؤمنین {{علیه}} می‌فرماید: علی‌جان! سلام به تو نمی‌کنند؟! فرمود: زهراجان! سلام که می‌کنم جوابم را نمی‌دهند! کسی‌که خدا این‌همه تعریفش را کرده‌است! به تمام آیات قرآن! آن‌ها نه امیرالمؤمنین {{علیه}} را قبول دارند نه خدا را! خدا ایشان را در تمام خلقت برانگیخته کرده‌است. چطور او را قبول ندارید و مشابه درست می‌کنید؟! اصلاً جایی حرف امیرالمؤمنین علی {{علیه}} نیست، همه‌جا حرف خلق است. {{ارجاع|[[شب بیست و یکم رمضان 94]]}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من روایت برای شما نقل می‌کنم، حضرت‌زهرا {{علیها}} بیرون خانه بود، وقتی به خانه آمد، دید امیرالمؤمنین علی {{علیه}} زانوهایش را در بغل گرفته‌است. گفت: علی‌جان! آن قدرت و زور و بازو که داشتی و درِ خیبر را گرفتی و هفت‌قلعه را روی‌هم ریختی، چه شد؟! آن شمشیری که به عمرو بن عبدود زدی، چه شد؟ تمام شجاعان عالَم از کیاست و شجاعت تو می‌ترسیدند، آن شجاعتت چه شد؟ ببین امیرالمؤمنین علی {{علیه}} چه می‌فرماید؟! وقتی مؤذّن اذان گفت، تا «أشهد أن لا إله إلّا الله، أشهد أنّ محمّداً رسول‌الله» را گفت، امیرالمؤمنین {{علیه}} فرمود: زهراجان! می‌خواهی این اسم باقی باشد؟ فرمود: آری! امیرالمؤمنین {{علیه}} فرمود: من و تو باید صبر کنیم؛ چون‌که این دو نفر [یعنی عمر و ابابکر] می‌خواهند این اسم را بردارند؛ نه این‌که حضرت‌زهرا {{علیها}} این‌ها را نداند؛ دارند با هم نجوا می‌کنند و برای ما افشا می‌کنند. اصلاً عمر و ابابکر می‌خواستند اسلام و دین و دیانت را از بین ببرند. چرا زیر بار ایمان نرفتند؟ چرا عمر گفت «حَسبُنا کتابُ‌الله»: کتاب خدا ما را بس است؟ چرا ایمان را قبول نکردند؟ ایمان امر پیغمبر {{صلی}} است، ایمان امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است. چرا «الیوم أکملت لکم دینکم» را قبول نکردند؟ ببین عناد این‌ها را به کجا رساند! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای‌عزیز! فدایتان بشوم، اگر عناد دارید، بیایید آن‌را بیرون کنید، عناد بد چیزی است، عناد جوری است که ما حرف حق را قبول نمی‌کنیم؛ یعنی روی عناد خودمان داریم کار می‌کنیم و یک‌چیزی را در مقابل خدا، قرآن و ولایت عَلَم کرده‌ایم، آن چیز مقصد ماست. عناد در دل ما رشد می‌کند، رهبرش شیطان است؛ اما ولایت رهبرش خداست. الآن شیطان و رهبری‌اش خیلی پیشرفته است! علی‌الخصوص در آخرالزمان! عناد چیزی است که ولایت را کامل نمی‌پذیرد، از خدای تبارک و تعالی بخواهید که عناد را از شما بگیرد و ولایت را به شما بدهد. اگر عناد نباشد، پذیرفتن ولایت خیلی آسان می‌شود؛ یعنی ولایت آن‌جایی است که عناد نباشد؛ اما اگر عناد داشته‌باشی، دنبال همان مقصدی هستی که می‌خواهی به آن برسی. تمام این جنایت‌ها که عمر و ابابکر کردند، می‌خواستند به مقصدشان برسند. {{ارجاع|[[عناد]] 76}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دو نفر می‌خواستند زحمت‌های پیغمبر {{صلی}} را از بین ببرند؛ اما موفق نشدند، این‌ها یک باند بودند، باند یک خصوصیتی دارد؛ یعنی بنای این‌ها این‌بود که دَم از اسلام بزنند و ایمان را از بین ببرند. چرا؟ خودتان از من بهتر می‌دانید، آگاهترید که این دو نفر با ایمان چه کردند؟ زهرای‌عزیز {{علیها}} را زدند، پهلویش را شکستند، صورتش را نیلی کردند، زهرا {{علیها}} را کشتند تا احکام را فاش نکند. چه جسارتی به قُدس ولایت کردند؛ اما قدرت نداشتند که ولایت را از بین ببرند! عمر، ابابکر، عثمان، معاویه و یزید، این‌ها یک باند بودند که هدف‌شان این‌بود که ایمان را از بین ببرند. {{ارجاع|زیارت امام‌رضا 76}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این فاطمیه اول درست‌است؛ اما مثل این‌است که آقا ابوالفضل {{علیه}} در روز عاشورا شهید شد؛ اما به احترام آقا ابوالفضل {{علیه}} روز تاسوعا را به او نسبت می‌دهند. این فاطمیه هم مثل همان‌است؛ مرحوم حاج‌شیخ‌عباس فاطمیه دوم را قبول داشت و سه‌روز روضه می‌خواند. چرا؟ می‌گفت: شبی که امیرالمؤمنین {{علیه}} می‌خواست به وصیت زهرای‌عزیز {{علیها}} عمل کند و او را دفن کند، گُرز درست کرد (شام سوم جمادی‌الثانی که آسمان تاریک بوده و ماه در آن پیدا نبوده‌است؛ امیرالمؤمنین {{علیه}} برای روشن‌شدن فضا آتشی روشن کرد). {{ارجاع|[[مشهد 90؛ عنایت امام‌رضا به زوار]] 90}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[فرمایشات منتخب|فهرست فرمایشات منتخب]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{یا علی}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;section end=&amp;quot;گفتار متقی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==ارجاعات==&lt;br /&gt;
[[رده: منتخب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
</feed>