<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://velayateali.com/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8%3A_%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8_%D9%88_%D8%B3%D8%B1_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86</id>
	<title>منتخب: راهب و سر امام‌حسین - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://velayateali.com/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8%3A_%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8_%D9%88_%D8%B3%D8%B1_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8_%D9%88_%D8%B3%D8%B1_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-10T11:54:16Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.8</generator>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8_%D9%88_%D8%B3%D8%B1_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86&amp;diff=1004&amp;oldid=prev</id>
		<title>imported&gt;Alavi: جایگزینی متن - &#039;رده: منتخب 1401&#039; به &#039;رده: منتخب&#039;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8_%D9%88_%D8%B3%D8%B1_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86&amp;diff=1004&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2024-08-25T14:48:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;جایگزینی متن - &amp;#039;&lt;a href=&quot;/index.php?title=%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8_1401&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1&quot; class=&quot;new&quot; title=&quot;رده:منتخب 1401 (صفحه وجود ندارد)&quot;&gt;رده: منتخب 1401&lt;/a&gt;&amp;#039; به &amp;#039;&lt;a href=&quot;/index.php/%D8%B1%D8%AF%D9%87:%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8&quot; title=&quot;رده:منتخب&quot;&gt;رده: منتخب&lt;/a&gt;&amp;#039;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;{{بسم الله}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;السلام علیک یا أباعبدالله السلام علیکم و رحمة‌ الله و برکاته&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کفواً أحد است. حضرت‌ زهرا {{علیها}} کفواً خلقت است. به اولیای امور کار نداشته‌ باشید. بر عمر و ابابکر لعنت کنید.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
==گفتار متقی {{ارجاع|سخنرانی [[اربعین 78]] (دقیقه 18) و [[نجوا با ولایت]] 77 (دقیقه 45)}}==&lt;br /&gt;
&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{صوت منتخب|raheb-sar-imam-hossein}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی اهل‌بیت را به طرف شام حرکت دادند، قضایایی در بین راه اتّفاق افتاد. تنها سری را که جلو می‌بردند سر امام‌ حسین {{علیه}} بود؛ وگرنه سرهای دیگر در صندوق بودند. از بس این سرها بوی عطر می‌داد، آن‌ها را داخل صندوق گذاشتند. یک‌ وقت دیدند که این سرها، دارند این‌ها را رسوا می‌کنند. یک بوی عطری می‌وزد که این فضا را از جا برمی‌دارد. از سر غلام‌ سیاه، از سر امام‌ حسین {{علیه}}، گفتند: چه‌ کار کنیم؟ فوری به یک نجّار گفتند یک جعبه‌ای، یک‌ چیزی درست کرد، سرها را توی جعبه گذاشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا در مسیر حرکت به سمت شام در جایی این‌ها را منزل کردند، راهبی آن‌جا زندگی می‌کرد، دید که سری است خیلی منوّر و نورانی، به نی زده‌اند و دارند آن‌ را می‌آورند، همین‌طور نور به آسمان می‌رود. آمد و یک پولی داد و گفت: این سر را به‌ من بدهید!  عزیز من! آن چشمی که ولایت در آن باشد، نور می‌بیند؛ اما چشمی که ولایت در آن نباشد، خودش ظلمت است و ظلمت می‌بیند. آن‌ها چه می‌دیدند؟! راهب چه می‌دید؟  حالا پیش لشکر ابن‌زیاد آمد و پول خیلی زیادی به آن‌ها داد و گفت: امشب این سر را به‌ من بدهید! پیشم باشد، یک جایزه‌ای داد، راهب تا صبح با سر امام‌ حسین {{علیه}} نجوا کرد، مرتّب گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|تو ای سرِ پاک! مگر یحیایی؟!|به گمانم أبی عبدالهی!}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی خوب با سر نجوا کرد، صبح سر را آورد. گفت: تا صبح با این سر حرف زدم، ایشان هم با من حرف می‌زد، قضایایش را برایم گفت: ای راهب! این‌جوری شد، این‌جوری شد، این‌جوری شد، تا صبح با من حرف زد. چه‌خبر است دنیا؟! مگر حسین {{علیه}} را می‌شود بکشی؟ به آن‌ها قسم داد که این سر را به نی نزنید! این زنده‌ است، این‌که مُرده‌ نیست؛ اما این‌ها حالی‌شان نیست، مَست‌اند! مست خیال! خیال پول دارند. {{ارجاع|[[اربعین 78]] و اربعین ۹۰ و کتاب وقایع عاشورا}}  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقا! من هنوز این حرف را به شما نزده‌ام، والله، بالله، با سر امام‌ حسین {{علیه}} نجوا کردم. من یک‌ شب خیلی حسین! حسین! کردم، خواب دیدم: کنار شریعه فرات آمده‌ام، یک‌ نفر وسط شریعه، سری به‌ دست من داد و اشاره کرد: فلانی! این سر امام‌ حسین {{علیه}} است! من سر را می‌بوسیدم، می‌بوییدم، به صورتم می‌زدم، مرتّب می‌گفتم: حسین‌جان! چه‌ کسی رگ‌های گردنت را جدا کرده؟ این مطلب طول کشید. دوباره می‌بوسیدم، به صورتم می‌زدم. یک‌ وقت دیدم حضرت‌ زینب {{علیها}} با حضرت‌ سکینه {{علیها}} تشریف آوردند. از بس من توی سر خودم می‌زدم، حضرت‌ زینب {{علیها}} گفت: فلانی! سرِ برادرم حسین {{علیه}} را به‌ من بده! سر را تقدیم زینب {{علیها}} کردم؛ حضرت سر را از من گرفت و به سینه‌اش چسباند. حضرت‌ سکینه {{علیها}} هم ایستاده‌ بود، نگاه می‌کرد و حیران‌زده شده‌ بود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! شما خیال نکنید که حالا زینب {{علیها}} دارد با سر بریده برادرش نجوا می‌کند، در دروازه‌ کوفه هم نجوا کرد و گفت: حسین‌جان! برادر!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|تو که با ما مهربان بودی|چرا در خانه خولی تو مهمانی رفتی؟}}&lt;br /&gt;
{{ب|کی به جراحات سرِ تو پاشیده خاکستر؟|مگر این‌جور داروی دوا باشد؟}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آخر سر را که در تنور گذاشته‌ بودند، کمی خاکستر روی آن باقی مانده‌ بود. {{ارجاع|[[نجوا با ولایت]] 77 و کتاب [[نجوا]] و [[وقایع عاشورا]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[فرمایشات منتخب|فهرست فرمایشات منتخب]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{یا علی}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;section end=&amp;quot;گفتار متقی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==ارجاعات==&lt;br /&gt;
[[رده: منتخب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>imported&gt;Alavi</name></author>
	</entry>
</feed>