<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://velayateali.com/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8%3A_%D8%AA%D8%B0%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C_%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D8%B9_%D8%A8%D9%87_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_5</id>
	<title>منتخب: تذکراتی راجع به محرم 5 - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://velayateali.com/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8%3A_%D8%AA%D8%B0%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C_%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D8%B9_%D8%A8%D9%87_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_5"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D8%AA%D8%B0%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C_%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D8%B9_%D8%A8%D9%87_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_5&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-10T14:11:12Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.8</generator>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D8%AA%D8%B0%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C_%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D8%B9_%D8%A8%D9%87_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_5&amp;diff=1689&amp;oldid=prev</id>
		<title>imported&gt;Alavi: صفحه‌ای تازه حاوی «{{بسم الله}}  &#039;&#039;&#039;السلام علیک یا أباعبدالله السلام علیکم و رحمة الله و برکاته&#039;&#039;&#039;  &#039;&#039;...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D8%AA%D8%B0%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C_%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D8%B9_%D8%A8%D9%87_%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85_5&amp;diff=1689&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2024-07-06T14:57:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای تازه حاوی «{{بسم الله}}  &amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;السلام علیک یا أباعبدالله السلام علیکم و رحمة الله و برکاته&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;  &amp;#039;&amp;#039;...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;{{بسم الله}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;السلام علیک یا أباعبدالله السلام علیکم و رحمة الله و برکاته&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کفواً أحد است. حضرت‌ زهرا {{علیها}} کفواً خلقت است. به اولیای امور کار نداشته باشید. بر عمر و ابابکر لعنت کنید.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
==گفتار متقی{{ارجاع|حضرت یوسف، تذکر احکام، یقین ۷۳ (دقیقه ۲۰) و شب تاسوعای ۸۶ (دقیقه ۶۱) و هدایت ۸۴ (دقیقه ۱۷)}}==&lt;br /&gt;
{{صوت منتخب|moharram-5}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محرّم و صفر از بس‌که ما {{متمایز|«یا حجّة‌بن‌الحسن»}} می‌گوییم، گوش را کر می‌کنیم؛ والله، دروغ می‌گوییم. حالا من یک مثال برای شما می‌زنم، ببینید ما دروغ می‌گوییم یا نمی‌گوییم؟ اگر شما واقعاً آقا امام‌ زمان {{عج}} را قبول داری، او دارد گریه می‌کند، می‌گوید: اگر اشک چشمم تمام شود، خون گریه می‌کنم؛ آن‌وقت تو باید این‌قدر بخندی؟ آن‌وقت تو باید پای ویدیو بروی؟ آن‌وقت تو باید این‌جوری باشی؟ تو چه ارتباطی با آقا امام ‌زمان {{عج}} داری؟ {{ارجاع|تذکّر احکام، یقین؛ حضرت یوسف 73}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من قسم می‌خورم، یک‌ جوانی بود این‌قدر گریه کرد، من ناراحت شدم. گفت: من چند روزی که به محرّم داشتیم، خدمت آقا امیرالمؤمنین {{علیه}} رسیدم و گفتم: علی‌جان! من سرگردان هستم، کجا بروم؟ گفت: برو خانه حاج‌ حسین. والله، گفت: من آن‌جا را تأیید می‌کنم. به‌ دینم، اگر من این جوان را بشناسم. به او گفتم: تا حالا آمدی؟ گفت: یک‌ دفعه، دو دفعه جمعه آمده بودم. این‌قدر مثل باران گریه کرد و گفت: خدا از سر گناهان من می‌گذرد؟ من چه‌ کسی بودم که امیرالمؤمنین {{علیه}} را ببینم؟ من چه ‌کسی بودم که این‌طور بشود؟ آن‌وقت من قضیّه داوود را گفتم که خدا می‌گوید: من گنه‌کاران را بهتر از صدّیقین می‌خواهم. باباجان! کجا می‌خواهید بروید؟ چه‌ چیزی دیگر می‌خواهید؟ به ‌دینم، اگر من این جوان را بشناسم. من چیزی به او ندادم که تحریک شود یا من بگویم. چه‌ خبر است؟ {{ارجاع|شب تاسوعای 86}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من به وعّاظ می‌گویم: شما الآن این حرف‌هایی که می‌زنید، دارید سنّی‌ها را تشویق می‌کنید. وعّاظ می‌آیند این‌جا، من به آن‌ها می‌گویم: شما از آن آدم‌هایید که منبر را چوب می‌کنید. منبری که حرف امام حسین {{علیه}} و امام زمان {{عج}} رویش زده نشود، چوب است. روایتش را می‌خواهید؟ حضرت سجّاد {{علیه}} به یزید گفت: من بروم بالای چوب‌ها؟ یزید خیلی منبر قشنگی داشت! اگر بدانی چقدر قشنگ بود! مثل این نبود که، این را هم والّا یک زن برای ما داده؛ اگرنه من می‌خواستم روی زمین بنشینم. تو حرف حقّ بزن! هر کجا می‌خواهی بزن! بنشین روی زمین و بزن! تو منبر را چوب می‌کنی! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا می‌گوید منبر را نسوزان؟ خدا رحمت کند حاج شیخ عباس را! می‌گفت منبر را وقتی می‌خواهند بشکنند، یک قدری بشکنید آن را، یا بریزید توی رودخانه، آن زمان آب می‌برد، آب آن را بِبَرد یا خاک کنید؛ منبر را مبادا بسوزانید! منبری که رویش از امام حسین {{علیه}} گفته شود، به آن اثر می‌کند، مثل این‌که یک چوب نَم بکشد؛ اما چیز دیگر هم بگویی به آن اثر می‌کند؛ چون‌که ما منبر را چوب می‌کنیم.  {{ارجاع|غدیر 86}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایت داریم: خانه امام صادق {{علیه}} روضه بود، آخر حضرت همیشه روضه می‌خواند به‌ خصوص این دهه محرّم؛ فقط می‌زد روی زانویش، می‌گفت:  جدّ مرا کشتند! جدّ مرا کشتند! مدام می‌زد روی زانویش و گریه می‌کرد، آن کاتب بنی‌امیّه که نزد امام صادق {{علیه}} آمد، دید حضرت گریه می‌کند، یک ‌قدری که گریه‌هایش تمام شد. گفت: در دستگاه بنی‌امیّه کاتب بودم و نوشتم هفتاد هزار نفر به کربلا رفتند؛ من در قتل امام حسین {{علیه}} اصلاً شرکت نکردم. دید گریه‌ حضرت زیادتر شد، هق‌هق گریه کرد. گفت: ما حرفی نزدیم، امام فرمود: آخر، یکی‌تان کاتب شدید، یکی‌تان اسب نعل کردید، یکی‌تان سوزن نخ کردید، جدّ مرا کشتید؛ یعنی شما وسیله ظلم را فراهم کردید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا شما وسیله ظلم بعضی‌ها را فراهم می‌کنید؟ شما مشابه آن‌ها هستید، چرا فراهم می‌کنید؟ چرا می‌خندید؟ چرا همه‌جا می‌روید؟ چرا چیزی‌تان نمی‌شود؟ چرا غیرت پیدا نمی‌کنید؟ چرا حیا پیدا نمی‌کنید؟ چرا اندیشه ندارید؟ این ‌چه کارهایی است که می‌کنید؟ {{ارجاع|هدایت 84}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[فرمایشات منتخب|فهرست فرمایشات منتخب]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{یا علی}}&lt;br /&gt;
==ارجاعات==&lt;br /&gt;
[[رده: منتخب 1403]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>imported&gt;Alavi</name></author>
	</entry>
</feed>