<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://velayateali.com/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8%3A_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B9%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C</id>
	<title>منتخب: امام‌حسن‌عسکری - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://velayateali.com/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8%3A_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B9%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B9%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C&amp;action=history"/>
	<updated>2026-06-10T10:38:37Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.8</generator>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B9%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C&amp;diff=1029&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin: جایگزینی متن - &#039;امام‌زمان&#039; به &#039;امام زمان&#039;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%AD%D8%B3%D9%86%E2%80%8C%D8%B9%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C&amp;diff=1029&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-02-05T04:11:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;جایگزینی متن - &amp;#039;امام‌زمان&amp;#039; به &amp;#039;امام زمان&amp;#039;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ تازه&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;{{بسم الله}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;السلام علیک یا أباعبدالله السلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کفواً أحد است. حضرت زهرا {{علیها}} کفواً خلقت است. به اولیای امور کار نداشته‌باشید. بر عمر و ابابکر لعنت کنید.&amp;#039;&amp;#039;&amp;#039;&lt;br /&gt;
&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==امام حسن‌عسگری، حافظ ولایت{{ارجاع|[[زمزمه با امام زمان]] (دقیقه 16)، [[شناخت و معرفت امام]] (دقیقه 18)، تذکر (دقیقه 50)}}==&lt;br /&gt;
{{صوت منتخب|imam-hasan-askari}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا امام‌حسن‌عسکری {{علیه}}، عسکر که می‌گویند؛ یعنی دور خانه ایشان از طرف خلیفه وقت محاصره بود که از ایشان فرزندی به‌وجود نیاید. عسکر؛ یعنی لشگر؛ چون از قبل گفته‌بودند شخصی است که می‌آید و احقاق حقّ از دشمنان حضرت زهرا {{علیها}} و امام‌حسین {{علیه}} می‌کند. آن‌ها [خلفاء] این حرف‌ها را یک اندازه‌ای قبول دارند؛ اما تقدیر خدا را قبول ندارند که امام زمان {{عج}} می‌آید و خلاصه عالَمی را می‌گیرد؛ خدا عالَم را در اختیار امام زمان {{عج}} می‌گذارد و این‌ها روی این‌که خلافت و سلطنت‌شان به‌هم نخورد، دور خانه آقا امام‌حسن‌عسکری {{علیه}} را محاصره کردند، همیشه مواظب بودند، کارآگاه‌های زن آن‌جا می‌آمدند که مبادا خانم ایشان به‌اصطلاح حامله شود. {{ارجاع|[[زمزمه با امام زمان]] 81}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
حالا ببین آقا امام‌حسن‌عسکری {{علیه}} چه‌کار می‌کند؟! اگر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} یک‌شب جای پیامبر اکرم {{صلی}} خوابید و ولایت را حفظ کرد، امام‌حسن‌عسکری {{علیه}} سال‌های سال دارد امام زمان {{عج}} را حفظ می‌کند، آقا امام‌حسن‌عسکری {{علیه}} چقدر نَفَسش افضل از عبادت ثقلین است! دارد جانِ یک‌چنین کسی را، یک‌چنین وجودی را، یک‌چنین ممکنی را که مثلش در تمام خلقت نیست، حفظ می‌کند! &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
حالا عزیز من! ببین چه می‌گویم؟ آن‌مرد نادان می‌خواهد چشم به پیامبر {{صلی}} بزند و او را نابود کند، بدچشم‌ترینِ مردم است! اگر به کوه چشم بزند، متلاشی می‌شود! حالا پیش پیامبر {{صلی}} آمده، فوراً جبرئیل نازل می‌شود، می‌گوید ای رسول من! این کلام را بخوان: {{آیه|وَ جَعلنا مِن بَین أیدیهم سَدّاً و مِن خَلفِهم سَدّاً فأغشَیناهُم فَهُم لایُبصِرون.|سوره=36|آیه=9}} آن‌شخص می‌آید و می‌گوید: ای محمّد! عجب چشم‌هایی داری! دوباره تکرار می‌کند. سپس می‌گوید: «لا إله إلّا الله، محمّد رسول‌الله» پیامبر {{صلی}} باید آیه {{آیه|وَ جَعَلنا مِن بَین أیدیهِم سَدّاً و مِن خَلفِهم سَدّاً فأغشَیناهُم فَهُم لایُبصِرون|سوره=36|آیه=9}} بخواند؛ اما امام زمان {{عج}} خودش آیات است. صدها بار در خانه‌اش ریختند و او را ندیدند! آیا امام زمان {{عج}} آیه {{آیه|وَ جَعَلنا مِن بَین أیدیهم|سوره=36|آیه=9}} خواند؟! امام زمان {{عج}} خودش قرآن است، قرآن‌ناطق است. حالا شما بگو مگر پیامبر {{صلی}} این‌طوری نیست؟! پیامبر {{صلی}} افشاکن است، صدها بار در خانه امام‌حسن‌عسکری {{علیه}} ریختند، مگر امام زمان {{عج}} را دیدند؟! مگر آن‌جا نبود؟! چقدر نرگس‌خاتون امام زمان {{عج}} را حفظ کرده! هر نَفَسش افضل از عبادت ثقلین است! پس پدر و مادرِ امام زمان {{عج}} صدها شب مواظبِ ایشان بودند؛ البتّه خدا هم مواظب است. یک‌چیزهایی است که خدا در زمان پیامبر {{صلی}} افشا کرد؛ اما حقیقتش پیش حجّت خداست. امام خودش افشاست؛ اما رسول باید ولایت را افشا کند. {{ارجاع|[[شناخت و معرفت امام]] 78}}&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
آقا امام‌حسن‌عسکری {{علیه}} روایت داریم: چهار صد گوسفند، دو هزار گوسفند، بعضی می‌گویند تا چهار هزار گوسفند برای امام زمان {{عج}} قربانی و عقیقه می‌کرد. امام دارد یاد من و شما می‌دهد. ما چه‌کار می‌کنیم؟! کجای کار هستیم؟! حالا روایتش را می‌گویم: آقا امام‌حسن‌عسکری {{علیه}} پول چهار صد گوسفند را به قمی‌ها داد و گفت: برو آن‌ها را در قم بکُش و به دوستان‌مان بده؛ اما آن‌جایی که اهل‌تسنّن هستند، آن‌ها را نکُش!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای‌عزیز! شما باید برای ندای امام زمان {{عج}} مجهّز باشید؛ آن‌وقت جواب‌تان را می‌دهد، اگر آن‌موقع امام زمان {{عج}} نایب داشته، حالا خودش است، جواب‌تان را می‌دهد؛ اما آن‌چیزی که می‌خواهید باید فدای امر کنید! اگر امام زمان {{عج}} شیعه را نخواهد، چه‌کسی را بخواهد؟! ولی باید امرش را اطاعت کنید! حرف خیلی قشنگ است! والله! اگر امروز نایب امام زمان {{عج}} نیست، خودش هست و جواب‌تان را می‌دهد، یک‌کاری با او داشتم، دو شب گذشت و جوابم نیامد، رفتم به آقا امام‌حسن‌عسکری {{علیه}} گفتم: آقا! تمام خلقت به‌وجود پسر تو سرِ پاست، اگر نباشد، تمام خلقت فروریزان می‌شود؛ اما با تمام درجه‌اش باید امر تو را اطاعت کند، امر کن جواب مرا بدهد. امام خودش یادت می‌دهد که چه‌جوری با او حرف بزنی؟ به حضرت‌عباس! فردا شب جوابم را داد، تو چه داری می‌گویی؟! تو سنخه پول هستی! تو سنخه این هستی که برای دل و خیالاتت مجلس بگیری! از مجلس دل و خیالات بیا بیرون! از آمال و آرزو بیا بیرون! به روح تمام انبیاء! من همه را فدا می‌کنم و از دنیا فانی می‌شوم. مجهّز یعنی‌چه؟! یعنی مُجوّز داشته‌باشید، مجهّز باشید؛ وقتی برای امر صدایتان زد، بِدوید، شما کجا می‌دوید؟! آنچه را که علاقه در تمام خلقت است، باید کنار بریزید و بگویید امام زمان! یک جان دارید، بخواهید فدایش کنید؛ آن‌وقت ببینید او را می‌بینید یا نه؟! به حضرت‌عباس! جواب‌تان را می‌دهد؛ اما این‌جوری باشید. کدام‌مان هستیم؟! آن بشری که این‌جور است، باید تمام آنچه که در دستش است، امرِ آن‌ها باشد؛ یعنی تمام این‌ها در نزدش موقّت باشد، مال‌تان، زن‌تان، دخترتان و پسرتان، کارگاه‌تان، کارخانه‌تان موقّت باشد، آنچه را که دارید موقّت باشد، با امر با این‌ها کار کنید؛ یعنی با عدالت؛ اما وقتی آقا امام زمان {{عج}} آمد، باید تمام این‌ها را بگذارید و بِدَوید؛ می‌دوید یا نه؟! {{ارجاع|[[تذکر 82]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وقایع ولادت آقا‌ امام زمان{{ارجاع|سخنرانی [[القاء]] (امر) (دقیقه 39 و 41) و [[زمزمه با امام زمان]] (دقیقه 16، 22، 26، 34)}}==&lt;br /&gt;
{{صوت منتخب|imam-hasan-askari2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای‌عزیز! چطور به این‌جا برسیم که امر را اطاعت کنیم؟ باید هر چیزی که در درون‌تان است را دور بریزید! فقط امر را ببینید! در تمام خلقت امر خدا، امر رسول‌الله {{صلی}}، امر علی ولیّ‌الله {{علیه}} و الآن امر ولیّ‌الله‌الأعظم امام زمان {{عج}} را ببینید! آقا امام‌حسن‌عسکری {{علیه}} چه‌کار می‌کند؟ هر کسی از قم به زیارت ایشان در شهر سامرا می‌رفت، پولی به او می‌داد و می‌فرمود: برو قم، آن‌جا گوسفند بکش و بده به دوستان ما که بخورند؛ چون‌که در سامرا همه سُنّی بودند. روایت صحیح داریم که حضرت فرمود: در قم چهارصد گوسفند بکشید و برای پسرم عقیقه کنید! شما هم بیایید این‌کار را بکنید! چرا امر امام را اطاعت نمی‌کنید؟ امر امام اطاعت‌کردن خیلی مشکل است. {{ارجاع|[[القاء]] (امر) 77}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا ببینید من به شما چه می‌گویم؟ آقا امام‌حسن‌عسکری {{علیه}}، عسکر که می‌گویند؛ یعنی از طرف خلیفه وقت، دور خانه ایشان محاصره بود که از ایشان فرزندی به‌وجود نیاید؛ چون‌که گفته‌بودند شخصی است که می‌آید، عالم را می‌گیرد و عالم در اختیارش می‌شود. خلفاء یک اندازه‌ای این حرف‌ها را قبول دارند؛ اما تقدیر خدا را قبول ندارند؛ این‌ها برای این‌که خلافت و سلطنت‌شان به‌هم نخورد، همیشه مواظب بودند، مثلاً کارآگاه‌های زن به خانه امام می‌آمدند که مبادا خانم ایشان حامله باشد؛ تا این‌که شبی عمّه امام زمان، منزل امام‌حسن‌عسکری {{علیه}} تشریف داشت، حضرت فرمود: امشب این‌جا بمان! خدا به ما پسری می‌دهد که وصیّ من است. گفت از چه‌کسی؟ فرمود: از نرگس، گفت: نرگس که اثر حمل ندارد، فرمود: مثل مادر موسی می‌ماند که اثر حمل به او ظاهر نبود. خلاصه، نصف‌شب شد، عمّه دید که خبری نیست، حضرت صدا زد و فرمود: شکّ نکن! الآن می‌آید. روایت داریم: یک‌دفعه انگار دیواری جلوی عمّه‌اش کشیده‌شد، این آقازاده به‌وجود بود، به‌اصطلاح به عرصه دنیا ظاهر شد. {{ارجاع|[[زمزمه با امام زمان]] 81}} حالا عمّه می‌گوید: دیدیم که حضرت چشم‌هایش را باز نمی‌کند و مادرش ناراحت است. امام‌حسن‌عسکری {{علیه}} صدا زد: عمّه‌جان! فرزندم را بیاور! وقتی او را آورد، چشمانش را به روی مبارک پدرش باز کرد؛ یعنی به روی ولایت باز کرد. ببین خودش ولیّ است؛ اما نگاهش را به روی دنیا باز نکرد. مؤمن هم نباید این‌قدر نگاهش را به‌دنیا بکند. اگر شما چشم ولایت‌تان را در کار انداختید، ولیّ‌الله‌الأعظم امام زمان را {{عج}} دارید می‌بینید. {{ارجاع|[[آدم شدن]] 76}} حالا عمّه دید که سه، چهار تا از این مرغ‌های خیلی بزرگ روی دیوارند، به نرگس گفت: فرزند را قایم کن که مبادا این مرغ‌ها او را ببرند، اگر در خانه بپرند، فرزند را با خود می‌برند. امام‌حسن‌عسکری {{علیه}} فرمود: فرزندم را بیاور! تا آورد، آن چند پرنده او را با خود بردند. نرگس و عمّه هیجان کردند، حضرت فرمود: عزیز من! این پرنده‌ها جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل بودند، پسرم را بردند تا ملائکه او را زیارت کنند و به امامت ایشان اقرار کنند. {{ارجاع|[[زمزمه با امام زمان]] 81}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اهل‌نیشابور پول و هدایای خیلی زیادی همراه با یک‌سری نامه به یک‌نفر دادند و گفتند: هر کسی‌که جواب نامه‌ها را داد، او امام است، این‌ها را به او بده! وقتی این‌شخص آمد، دید که در ظاهر امام‌حسن‌عسکری {{علیه}} از دنیا رفته‌است. او را پیش جعفر کذّاب بردند، این‌شخص به جعفر گفت: کسی‌که امام زمان است، باید بگوید این پول‌ها مال چه‌کسی است؟ چقدر است و نامه‌ها را هم ندیده، جواب بدهد. جعفر گفت: برو باباجان! این حرف‌ها چیست که می‌زنی؟! این‌شخص برگشت، وقتی نزدیک دروازه رسید، آقا امام زمان {{عج}} دنبالش فرستاد. زمانی‌که نزد امام آمد، حضرت فرمود: این اموال مال چه‌کسی است؟ هم اسم خودشان و هم اسم پدرشان و این‌که چقدر پول درون کیسه‌ها هست را گفت؛ اما فرمود: من این پول‌ها را قبول نمی‌کنم، این‌ها به‌درد من نمی‌خورد؛ چون تمام‌شان حنفیّ شده‌اند. رفقا! بترسید از روزی که امام زمان {{عج}} اعمال ما را قبول نکند. یک‌وقت زن‌ها از مردها جلو می‌افتند. خدا با کسی این حرف‌ها را ندارد، می‌گوید: {{آیه|إنّ أکرمکم عندالله أتقاکم|سوره=49|آیه=13}}؛ هر کسی‌که تقوایش بیشتر باشد، خدا او را می‌خواهد. امام به آن‌شخص فرمود: شطیطه چه داده‌است؟ راوی می‌گوید: دو گز کرباس و مبلغ خیلی کمی بود، از بس کم بود، دیدم که ممکن‌است دل شطیطه بشکند، نمی‌خواستم آن‌را بگویم، امام گرفت و مبلغی هم برای او داد و گفت: این پول را به شطیطه بده و به او بگو تا چند ماه دیگر زنده هستی، این‌ها را خرج کن! به راوی هم فرمود: من می‌آیم و به او نماز می‌خوانم. راوی می‌گوید: من روزشماری می‌کردم؛ تا این‌که دیدم از خانه شطیطه صدای گریه می‌آید. رفتم، دیدم امام زمان {{عج}} تشریف آورد و به او نماز خواند. خوشا به حال آن جنازه‌ای که امام زمان {{عج}} بگوید من از این بدی ندیده‌ام.{{ارجاع|[[فتنه آخرالزمان]] 81}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{یا علی}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;section end=&amp;quot;گفتار متقی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==ارجاعات==&lt;br /&gt;
[[رده: منتخب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
</feed>