<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://velayateali.com/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%DA%A9%D8%B1</id>
	<title>شکر - تاریخچهٔ نسخه‌ها</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://velayateali.com/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%DA%A9%D8%B1"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B4%DA%A9%D8%B1&amp;action=history"/>
	<updated>2026-09-20T15:27:36Z</updated>
	<subtitle>تاریخچهٔ نسخه‌ها برای این صفحه در ویکی</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.8</generator>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B4%DA%A9%D8%B1&amp;diff=2599&amp;oldid=prev</id>
		<title>Mojahed در ‏۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۵:۳۹</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B4%DA%A9%D8%B1&amp;diff=2599&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-09-20T05:39:28Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table style=&quot;background-color: #fff; color: #202122;&quot; data-mw=&quot;interface&quot;&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-marker&quot; /&gt;
				&lt;col class=&quot;diff-content&quot; /&gt;
				&lt;tr class=&quot;diff-title&quot; lang=&quot;fa&quot;&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan=&quot;2&quot; style=&quot;background-color: #fff; color: #202122; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۵:۳۹&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot; id=&quot;mw-diff-left-l41&quot;&gt;خط ۴۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;خط ۴۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;{{موضوع|سخاوت یکی از شعبه‌های اطاعت است و خیلی ابعاد دارد؛ مؤمن به جایی نمی‌رسد مگر از راه سخاوت|سخاوت}} حالا سخاوت خیلی ابعاد دارد. اگر شما اطاعت کردید، سخاوت یکی از شعبه‌های اطاعت است. بشر در هر حالی باید سخی باشد. یکی از عنایت‌های این‌ها، این‌بود که سخی بودند؛ آن‌وقت عزیزان من! این سخاوت مبنا دارد، ابعاد دارد، خیلی ابعاد دارد. شما الآن از مالت سخاوت می‌کنی؛ یعنی هیچ‌چیزی این مؤمن را به جایی نمی‌رسد مگر از سخاوت؛ اما این سخاوت شرط دارد؛ شما مَثل الآن چند نفر مؤمن را دعوت کردی، به شماره‌های لقمه‌ای که می‌خورد پای شما ثواب می‌نویسد؛ اما خدا فوراً پاداش به تو می‌دهد، پاداشش چیست؟ سلامت نگهت می‌دارد، زن و بچه‌ات را سلامت نگه می‌دارد، ماشینت را سلامت نگه می‌دارد، خودت را سلامت نگه می‌دارد، این پاداش به تو می‌دهد؛ اما عزیزان من! این سخاوت خیلی مبنا دارد. این‌قدر مبنای این سخاوت بلند است که خدا می‌داند چقدر بلند است! یک سخاوت‌هایی است {{دقیقه|35}} که پاداشش این‌قدر بلند است که سزای این سخاوت بهشت است، سزای این سخاوت جنّات است، سزای این سخاوت فردوس است. عزیزان من! آیا متوجه شدید؟! چرا توی سخاوت کار نمی‌کنید؟! چرا کار نمی‌کنید؟!&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;{{موضوع|سخاوت یکی از شعبه‌های اطاعت است و خیلی ابعاد دارد؛ مؤمن به جایی نمی‌رسد مگر از راه سخاوت|سخاوت}} حالا سخاوت خیلی ابعاد دارد. اگر شما اطاعت کردید، سخاوت یکی از شعبه‌های اطاعت است. بشر در هر حالی باید سخی باشد. یکی از عنایت‌های این‌ها، این‌بود که سخی بودند؛ آن‌وقت عزیزان من! این سخاوت مبنا دارد، ابعاد دارد، خیلی ابعاد دارد. شما الآن از مالت سخاوت می‌کنی؛ یعنی هیچ‌چیزی این مؤمن را به جایی نمی‌رسد مگر از سخاوت؛ اما این سخاوت شرط دارد؛ شما مَثل الآن چند نفر مؤمن را دعوت کردی، به شماره‌های لقمه‌ای که می‌خورد پای شما ثواب می‌نویسد؛ اما خدا فوراً پاداش به تو می‌دهد، پاداشش چیست؟ سلامت نگهت می‌دارد، زن و بچه‌ات را سلامت نگه می‌دارد، ماشینت را سلامت نگه می‌دارد، خودت را سلامت نگه می‌دارد، این پاداش به تو می‌دهد؛ اما عزیزان من! این سخاوت خیلی مبنا دارد. این‌قدر مبنای این سخاوت بلند است که خدا می‌داند چقدر بلند است! یک سخاوت‌هایی است {{دقیقه|35}} که پاداشش این‌قدر بلند است که سزای این سخاوت بهشت است، سزای این سخاوت جنّات است، سزای این سخاوت فردوس است. عزیزان من! آیا متوجه شدید؟! چرا توی سخاوت کار نمی‌کنید؟! چرا کار نمی‌کنید؟!&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;−&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt; &lt;/del&gt;{{موضوع|شما باید مطابق شأنتان زندگی کنید و مابقی را انفاق‌کنید تا هم دنیا و هم آخرتتان درست باشد|شأن/انفاق}} چرا به شما می‌گوید [که] مطابق شأنت یک خانه‌ای بخر، یک ماشینی بخر، یک‌چیزی بخر؟! گفتم شأن شما [این است که] ماشین داشته‌باشی، خانه‌ات بزرگ باشد. این‌ها را جلوتر گفتم، نمی‌خواهم تکرار کنم. چرا یک حدّی برای مؤمن می‌گذارد [و] می‌گوید: باقی‌اش را انفاق‌کن؟ یعنی هم دنیایت [و] هم آخرتت درست باشد. تو هر چه است هیچی! همیشه ما بیشترمان کسری داریم. الآن یک شخصی است که نمی‌دانم چه بگویم، دستگاهی آورده مَثل چندین‌میلیون نزدیک یک‌میلیارد، یکی از رفقای‌عزیز من می‌گفت رفتیم با خانواده همچین حرف می‌زد [که] انگار معطل نانش است. من این‌را می‌گویم، آخر بابا! مطابق این زندگی کن، آن‌وقت این [شخص] انفاق نمی‌کند! چرا؟ این همیشه مثل یک شکارچی است [که] یکی را شکار کند [و] برایش کار کند، توجه فرمودید؟! این [شخص] این‌جوری که دارد می‌گوید، این یک کسری دارد، یک‌میلیارد [پول] دارد [اما] هنوز کسری دارد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot; data-marker=&quot;+&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;{{موضوع|شما باید مطابق شأنتان زندگی کنید و مابقی را انفاق‌کنید تا هم دنیا و هم آخرتتان درست باشد|شأن/انفاق}} چرا به شما می‌گوید [که] مطابق شأنت یک خانه‌ای بخر، یک ماشینی بخر، یک‌چیزی بخر؟! گفتم شأن شما [این است که] ماشین داشته‌باشی، خانه‌ات بزرگ باشد. این‌ها را جلوتر گفتم، نمی‌خواهم تکرار کنم. چرا یک حدّی برای مؤمن می‌گذارد [و] می‌گوید: باقی‌اش را انفاق‌کن؟ یعنی هم دنیایت [و] هم آخرتت درست باشد. تو هر چه است هیچی! همیشه ما بیشترمان کسری داریم. الآن یک شخصی است که نمی‌دانم چه بگویم، دستگاهی آورده مَثل چندین‌میلیون نزدیک یک‌میلیارد، یکی از رفقای‌عزیز من می‌گفت رفتیم با خانواده همچین حرف می‌زد [که] انگار معطل نانش است. من این‌را می‌گویم، آخر بابا! مطابق این زندگی کن، آن‌وقت این [شخص] انفاق نمی‌کند! چرا؟ این همیشه مثل یک شکارچی است [که] یکی را شکار کند [و] برایش کار کند، توجه فرمودید؟! این [شخص] این‌جوری که دارد می‌گوید، این یک کسری دارد، یک‌میلیارد [پول] دارد [اما] هنوز کسری دارد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;br&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;{{موضوع|فردای قیامت از شما سوال می‌شود که پولتان را در چه راهی خرج کردید؛ اگر پیامبر مبلغی پود به سلمان و اباذر داد و ساجی را داغ کرد و گفت هر کدام روی آن بروید و بگویید با این پول چه کردید، می‌خواست مردم را تربیت کند نه اینکه آن‌ها را بسوزاند؛ این آتش، مثل آتش ابراهیم خنثی‌کن شیطان بود|مال/پیامبر/سلمان/ابوذر}} من نمی‌خواهم یک حرف‌هایی بزنم که شماها را خدای‌نخواسته تحریک کنم؛ این‌ها همه سؤال است. ببین سلمان که بی‌خود سلمان نمی‌شود؛ پیغمبر {{صلی}} یک مبلغی را به اباذر داد [و] یک مبلغی را [هم] به سلمان داد، می‌خواست مردم را تربیت کند؛ {{ارجاع|روایت داریم یک‌چیزی (سنگی یا ساجی) را به‌اصطلاح یک‌قدری داغ کرد و به سلمان و اباذر گفت روی این سنگ بایستید و بگویید با این پولی که به شما دادم، چه کردید؟ سلمان گفت: آن‌را در راه خدا دادم. اباذر یک‌مقدار نان گرفته‌بود، قدری گوشت گرفته‌بود؛ تا رفت که بگوید با این پول چه کرده‌است، قدری پایش اذیت شد. فوری پایین آمد. پیغمبر {{صلی}} فرمود: ببین همه این‌ها را از شما سؤال می‌کند که با پولت چه کردی؟ در چه راهی خرج کردی؟ (سخنرانی رفاقت و رحمیّت 77)}} قربانت بروم، اگر این ائمه {{علیهم}} این‌جور بوده‌اند، مؤمن هم باید همیشه هدایت‌کُنِ بشر باشد، هدایت‌کُن هم‌دیگر باشید. حالا تو من را هم یک‌دفعه مهمان کردی، نوکرت هستم [و] قبولت دارم؛ اما اگر کار کردی [که] من را هدایت کردی، کار کردی! چرا می‌گوید اگر یکی را هدایت کردی، عالَم را هدایت کردی؟! من را هدایت‌کن. حالا به سلمان گفت: با آن [پول] چه کردی؟ یک مبلغی می‌گویند، این‌جور که می‌گویند [به سلمان و اباذر داد]، حالا [پیغمبر {{صلی}}] یک‌چیزی را یک‌قدری داغ کرد [و] می‌خواست [مردم را] تربیت کند، توی این فکر نروید که حالا چرا پیغمبر {{صلی}} یک ساج [یعنی تابه نان‌پزی را] داغ کرد؟! آن آتش هم برای ابراهیم درست شد. من در جای دیگر گفتم، اگر می‌خواست؛ این آتشی که [برای] این ابراهیم درست کرد، والله! خدا می‌خواست بُت‌پرست‌ها را نجات بدهد؛ اگرنه ابراهیم که نجات‌دهنده است، باید این‌ها را، همه را این‌جوری کنند؛ پس این آتش ابراهیم خیلی مبنا دارد، خنثی‌کنِ شیطان بود؛ [خدا می‌خواست بگوید] ای بشر! ای دوست علی! بیا با من باش؛ [آن‌وقت] شیطان خنثی می‌شود. ببین چقدر این شیطان در این‌جا کار کرد! یاد این‌ها [یعنی بُت‌پرست‌ها] داد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class=&quot;diff-marker&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f8f9fa; color: #202122; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #eaecf0; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;{{موضوع|فردای قیامت از شما سوال می‌شود که پولتان را در چه راهی خرج کردید؛ اگر پیامبر مبلغی پود به سلمان و اباذر داد و ساجی را داغ کرد و گفت هر کدام روی آن بروید و بگویید با این پول چه کردید، می‌خواست مردم را تربیت کند نه اینکه آن‌ها را بسوزاند؛ این آتش، مثل آتش ابراهیم خنثی‌کن شیطان بود|مال/پیامبر/سلمان/ابوذر}} من نمی‌خواهم یک حرف‌هایی بزنم که شماها را خدای‌نخواسته تحریک کنم؛ این‌ها همه سؤال است. ببین سلمان که بی‌خود سلمان نمی‌شود؛ پیغمبر {{صلی}} یک مبلغی را به اباذر داد [و] یک مبلغی را [هم] به سلمان داد، می‌خواست مردم را تربیت کند؛ {{ارجاع|روایت داریم یک‌چیزی (سنگی یا ساجی) را به‌اصطلاح یک‌قدری داغ کرد و به سلمان و اباذر گفت روی این سنگ بایستید و بگویید با این پولی که به شما دادم، چه کردید؟ سلمان گفت: آن‌را در راه خدا دادم. اباذر یک‌مقدار نان گرفته‌بود، قدری گوشت گرفته‌بود؛ تا رفت که بگوید با این پول چه کرده‌است، قدری پایش اذیت شد. فوری پایین آمد. پیغمبر {{صلی}} فرمود: ببین همه این‌ها را از شما سؤال می‌کند که با پولت چه کردی؟ در چه راهی خرج کردی؟ (سخنرانی رفاقت و رحمیّت 77)}} قربانت بروم، اگر این ائمه {{علیهم}} این‌جور بوده‌اند، مؤمن هم باید همیشه هدایت‌کُنِ بشر باشد، هدایت‌کُن هم‌دیگر باشید. حالا تو من را هم یک‌دفعه مهمان کردی، نوکرت هستم [و] قبولت دارم؛ اما اگر کار کردی [که] من را هدایت کردی، کار کردی! چرا می‌گوید اگر یکی را هدایت کردی، عالَم را هدایت کردی؟! من را هدایت‌کن. حالا به سلمان گفت: با آن [پول] چه کردی؟ یک مبلغی می‌گویند، این‌جور که می‌گویند [به سلمان و اباذر داد]، حالا [پیغمبر {{صلی}}] یک‌چیزی را یک‌قدری داغ کرد [و] می‌خواست [مردم را] تربیت کند، توی این فکر نروید که حالا چرا پیغمبر {{صلی}} یک ساج [یعنی تابه نان‌پزی را] داغ کرد؟! آن آتش هم برای ابراهیم درست شد. من در جای دیگر گفتم، اگر می‌خواست؛ این آتشی که [برای] این ابراهیم درست کرد، والله! خدا می‌خواست بُت‌پرست‌ها را نجات بدهد؛ اگرنه ابراهیم که نجات‌دهنده است، باید این‌ها را، همه را این‌جوری کنند؛ پس این آتش ابراهیم خیلی مبنا دارد، خنثی‌کنِ شیطان بود؛ [خدا می‌خواست بگوید] ای بشر! ای دوست علی! بیا با من باش؛ [آن‌وقت] شیطان خنثی می‌شود. ببین چقدر این شیطان در این‌جا کار کرد! یاد این‌ها [یعنی بُت‌پرست‌ها] داد.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Mojahed</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B4%DA%A9%D8%B1&amp;diff=1046&amp;oldid=prev</id>
		<title>Admin: جایگزینی متن - &#039;إن‌شاءالله&#039; به &#039;ان‌شاءالله&#039;</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B4%DA%A9%D8%B1&amp;diff=1046&amp;oldid=prev"/>
		<updated>2026-02-23T02:16:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;جایگزینی متن - &amp;#039;إن‌شاءالله&amp;#039; به &amp;#039;ان‌شاءالله&amp;#039;&lt;/p&gt;
&lt;a href=&quot;https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B4%DA%A9%D8%B1&amp;amp;diff=1046&quot;&gt;نمایش تغییرات&lt;/a&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
</feed>