<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://velayateali.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Admin</id>
	<title>ولایت حضرت علی و حضرت زهرا - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://velayateali.com/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Admin"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Admin"/>
	<updated>2026-06-10T09:25:19Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.43.8</generator>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%87%D9%84%D9%87&amp;diff=2214</id>
		<title>منتخب: مباهله</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%87%D9%84%D9%87&amp;diff=2214"/>
		<updated>2026-06-10T02:19:01Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بسم الله}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;السلام علیک یا أباعبدالله، السلام علیکم و رحمة‌ الله و برکاته&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کفواً أحد است، حضرت‌ زهرا {{علیها}} کفواً خلقت است. به اولیای امور کار نداشته‌ باشید، بر عمر و ابابکر لعنت کنید.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
==گفتار متقی{{ارجاع|[[امام زمان؛ ذکر الله]] 79 (دقیقه 4) و [[بوی ولایت]] 86 (دقیقه 17)}}==&lt;br /&gt;
&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{صوت منتخب|mobahele}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! خدا می‌گوید: {{آیه|اُدعونی أستجِب لکم|سوره=۴۰|آیه=۶۰}}: از من بخواهید تا جواب‌تان را بدهم. بیایید با من حرف بزنید و ارتباط برقرار کنید! بیایید با من بیتوته کنید و از من ولایت بخواهید! آن‌وقت دائم در حضور هستید. شما باید از کانال ولایت درِ خانه‌ خدا بروید. {{روایت|«أنا مدینةُ‌العلم و علیٌ بابها»}} درِ خانه‌ خدا، علی {{علیه}} است. پیامبر {{صلی}} می‌گوید از کانال علی {{علیه}} بیایید! هر کسی از کانال علی {{علیه}} وارد شود، ائمه {{علیهم}} برایش دعا می‌کنند و خدا به او می‌دهد. بیتوته از کانال ائمه {{علیهم}}، نتیجه‌اش نجوا می‌شود. عباس عموی پیامبر از کانال علی {{علیه}} نرفت که حضرت‌ زهرا {{علیها}} قبولش نکرد؛ چون با عمر و ابابکر ارتباط داشت. معاویه به او پول داد و گفت قرآن بخوان؛ اما تفسیر نکن! او هم به حرفش رفت. حالا هم امام‌ زمان {{عج}} به شما می‌گوید بروید و شما را قبول نمی‌کند؛ چون مطیع مادرش حضرت‌ زهرا {{علیها}} نیستید. شما از کانال علی {{علیه}} نرفته‌اید. از کانال خلق می‌روید و با خلق ارتباط دارید که حضرت‌ زهرا {{علیها}} قبول‌تان نمی‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما مثلاً درِ خانه‌ای را می‌زنید، یک‌ بار یا دو بار، دفعه سوم آن خانواده به صاحب‌ خانه می‌گوید برو ببین چه‌کارت دارد؟! جوابش را بده! حالا وقتی شما درِ خانه‌ خدا را می‌زنید! امیرالمؤمنین علی {{علیه}}، زهرای‌ عزیز {{علیها}} و امام‌ زمان {{عج}} می‌گویند: خدا! جوابش را بده! ائمه‌ طاهرین {{علیهم}} نور خدا هستند، واسطه بین خدا و خلق هستند. برای آن‌ شخص دعا می‌کنند، خدا هم سفارش آن‌ها را ردّ نمی‌کند. وقتی امیرالمؤمنین {{علیه}} دعا می‌کند، حضرت‌ زهرا {{علیها}} سفارش می‌کند که خدایا! او را بیامرز! خدا هم او را می‌پذیرد. چگونه امیرالمؤمنین {{علیه}}، حضرت‌ زهرا {{علیها}} و امام‌ زمان {{عج}} می‌گویند خدا! جوابش را بده؟ خدا خودش این‌ها را اختیاردار تمام خلقت قرار داده‌ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای‌ عزیز! ما باید واسطه داشته‌ باشیم، خدا واسطه را قبول می‌کند نه من و شما را! هر کجا بخواهید بروید باید واسطه ببرید. خدا بی‌واسطه کسی را قبول نمی‌کند؛ تاحتّی انبیاء را هم نمی‌پذیرد. ما باید خدا را درست‌کُن بدانیم؛ اما واسطه‌ آوردن به‌ غیر از خود درست‌ کردن است؛ واسطه، چهارده‌ معصوم {{علیهم}} هستند؛ چون‌که این‌ها خواست خدا هستند. باید خواست خدا را واسطه بُرد، نه خلق را. اگر کسی بی‌واسطه ولایت درِ خانه‌ خدا را بزند، منیّت خود را برده‌ است؛ خدا می‌گوید گم‌شو! تو نباید من خود را ببری، باید علی {{علیه}} و فاطمه {{علیها}} و حسن {{علیه}} و حسین {{علیه}} و پیامبر {{صلی}} را ببری. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی آدم ترک‌ اولی کرد و از آن درخت خورد، از بهشت رانده شد. چهل‌ سال گریه کرد. خدا گفت: یا آدم! به آسمان توجّه کن! توجّه کرد، دید نورهایی متعدّد و نوری است که خیلی روشن و منوّر است. گفت: خدایا! این‌ها چه کسانی هستند؟ گفت: محمّد {{صلی}} و علی {{علیه}} و فاطمه {{علیها}} و حسن {{علیه}} و حسین {{علیه}} است. مرا به این پنج‌ تن قسم بده تا توبه‌ات پذیرفته‌ شود. آدم خدا را به پنج‌ تن قسم داد. تا به اسم امام‌ حسین {{علیه}} رسید، دلش شکست؛ آن‌وقت خدا روضه خواند؛ گفت: یا آدم! این حسین {{علیه}} است که او را در صحرای‌ کربلا می‌کُشند و بدنش از تشنگی تَرَک‌ تَرَک می‌شود. آدم لکّه‌ اشکی برای امام‌ حسین {{علیه}} ریخت که خدا توبه‌اش را پذیرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یا یونس که یک‌ لحظه در قبولی امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کندی کرد و گفت چیزی که ندیده‌ام چطور قبول کنم؟! خدا به حوت گفت او را ببلع؛ اما هضمش نکن! حوت هم او را در دریاها گرداند. یونس دید تمام موجودات دریا علی {{علیه}} می‌گویند. او هم به راهنمایی امیرالمؤمنین {{علیه}} این‌قدر این ذکر را گفت! [{{آیه|یا لا إله إلّا أنت سبحانک إنّی کنت من الظّالمین|سوره=۲۱|آیه=۸۷}}: یعنی خدایا! من ظالمم که درباره ولایت قدری تزلزل داشتم؛] تا این‌که نجات پیدا کرد. حوت می‌گوید اگر یونس این ذکر را نگفته‌ بود، او را تا قیامت می‌گرداندم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یا وقتی موسی عصایش را به زمین انداخت و اژدها شد؛ ترسید که آن‌را بردارد. امیرالمؤمنین {{علیه}} به او گفت بردار! یا وقتی فرعون می‌خواست موسی را بکُشد، امیرالمؤمنین {{علیه}} را با یک هیبتی دید که خودِ فرعون گفت من ترسیدم! پس نجات‌ دهنده کلّ خلقت، امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک‌ شب دیدم بدنم می‌لرزد، به اتاق بالا رفتم، آن‌جا چشم حقیقت‌بین‌ام باز شد و دیدم همه‌ جا بیابان شد، فقط خانه ما بود. یک‌ دفعه عیسی روی زمین آمد و جبرئیل هم با بال و پرش او را حمایل کرد و به آسمان رفتند. وقتی در جوّ آسمان رفتند، نتوانستند بالاتر بروند. همه‌ جا تاریک بود. عیسی گفت: خدایا! ما را از این تاریکی نجات بده! خدا گفت: یا عیسی! مرا به پنج‌ تن قسم بده! عیسی گفت: خدایا! به‌ حق محمّد بن‌ عبدالله {{صلی}} ما را نجات بده! روشن نشد، والله، روشن نشد، به علی قسم، روشن نشد. یک‌ دفعه گفت: خدایا! به حقّ وصیّ پیامبر، علی‌بن‌ابی‌طالب، ما را از این تاریکی نجات بده! یک‌ دفعه آسمان روشن شد. خدا ندا داد، صدای خدا از تمام این عالم می‌آمد، یک‌ جا نبود! یا عیسی! به عزّت و جلالم قسم، تمام نور زمین‌ها و آسمان‌ها به‌ واسطه علی {{علیه}} است. نوری در خلقت به جز نور ولایت نیست، این‌ها همه روشنایی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی یوسف پیراهنش را در جُوال [کیسه] برادرانش گذاشت و آن‌ها به سمت کنعان به راه افتادند، چندین‌ فرسخ راه که مانده‌ بود تا به کنعان برسند، یعقوب گفت: بوی یوسف می‌آید! اگر این بو، بوی نبوّت باشد، چرا بقیّه پسرانش که پیامبرزاده بودند، این‌طور نبودند؟! این بو، بوی ولایت است. وقتی پیراهن را روی سر یعقوب انداختند، چشمانش باز شد. چه‌ کسی او را شفا داد؟ ولایت. یوسف از کجا به این‌جا رسید؟ از ترک‌ گناه. شما هم گناه را ترک کنید، تا ولایت به شما پاسخ بدهد. ولایت چنان در قلب نفوذ دارد که شفادهنده قلب است؛ پس خدا هیچ‌ کسی را نمی‌پذیرد مگر به‌ واسطه ولایت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابراهیم می‌خواست پسرش اسماعیل را در راه خدا قربانی کند، کارد نبرید؛ هر کاری کرد نشد. به سنگ زد، دو نیم شد. گفت: آخر چرا نمی‌بُری؟! کارد به زبان آمد و گفت: تو می‌گویی بِبُر؛ اما خالق می‌گوید نَبُر! ابراهیم قدری خجل شد، گفت: اگر پسرم را می‌کُشتم بهتر بود. حالا ابراهیم آن معرفتی که باید به خدا داشته‌ باشد را ندارد! به خدا می‌گوید این‌ کار بهتر است، مگر خدا نمی‌داند چه‌ چیزی بهتر است که داری به خدا می‌گویی؟! آیا تو از خدا بهتر می‌فهمی؟! خدا گفت: یا ابراهیم! قربانی مال حسین {{علیه}} است. مگر شهید دادن شوخی است؟! [چرا خدا این‌ کار را می‌کند؟ چون می‌داند که ابراهیم طاقت ندارد؛ وقتی می‌خواست اسماعیل را قربانی کند، یک‌ قدری گلویش خراشیده شده، هاجر دارد خودش را می‌کُشد! مگر هاجر حضرت‌ زینب {{علیها}} است؟! هاجر باید خاک کف پای زینب {{علیها}} را ببوسد. اصلاً خلق که نمی‌تواند شهید بدهد و دیگر این‌که اگر این‌کار صورت می‌گرفت، هر کسی‌که می‌خواست به حجّ برود، باید بچّه‌اش را قربانی می‌کرد؛ آن‌وقت هیچ‌ کسی به مکّه نمی‌رفت.] ابراهیم گفت: خدایا! حسین {{علیه}} کیست؟ خدا اسماء پنج‌ تن را برایش گفت. تا به اسم امام‌ حسین {{علیه}} رسید، ابراهیم لکّه‌ اشکی ریخت، خدا گفت: حالا این ذبح‌ العظیم شد. یا ابراهیم! به عزّت و جلالم قسم! این لکّه‌ اشکی که برای امام‌ حسین {{علیه}} ریختی، بهتر بود تا این‌که بچّه‌ات را قربانی می‌کردی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مگر در تمام این خلقت از پیامبر {{صلی}} مهمّ‌تر هست؟! می‌فرماید که اشرف‌ مخلوقات است؛ یعنی آنچه را که مخلوق است، پیامبر {{صلی}} اشرفِ آن‌هاست. روایت داریم که امیرالمؤمنین {{علیه}} مریض شد، پیش پیامبر {{صلی}} آمد. پیامبر {{صلی}} مستجاب‌ الدّعوه است، مگر نمی‌توانست دعا کند و بگوید خدایا! علی {{علیه}} را شفا بده؟! اما گفت: خدایا! به‌ حقّ علی، امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را خوب کن! چرا؟ پیامبر {{صلی}} فرمود: یا علی! در تمام ممکنات خدا نگاه کردم، دیدم خدا از تو بهتر و عزیزتر ندارد، خدا را به خودِ تو قسم دادم؛ ولایت یعنی این. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در قضیه مباهله با سران مسیحی نجران، پیامبر {{صلی}} امیرالمؤمنین {{علیه}}، حضرت‌ زهرا {{علیها}}، امام‌ حسن {{علیه}} و امام‌ حسین {{علیه}} را با خودش واسطه بُرد تا دعا کند. پیامبر {{صلی}} وسیله بُرد، وسیله ولایت است نه نبوّت؛ البتّه پیامبر {{صلی}} هم نبیّ و هم ولیّ است؛ اما باید خدا را اطاعت کند. می‌فهمد که خدا وسیله می‌خواهد؛ به‌ خاطر همین علی {{علیه}} را با خودش می‌بَرَد. رسول‌ الله {{صلی}} دارد واسطه‌ بردن را به ما یاد می‌دهد. رئیس مسیحیان نجران خیلی هوشیار بود، به افرادش گفته‌ بود که اگر محمّد به تنهایی آمد، معلوم می‌شود که «من» دارد و به خدا وصل نیست؛ پس با او مباهله می‌کنیم، یعنی نفرین می‌کنیم که هر کسی‌که بر حقّ نیست خدا او را نابود کند؛ اما اگر واسطه آورد، معلوم است که به خدا وصل است و منیّت ندارد؛ پس نباید با او مباهله کرد. وقتی آن بزرگ نجران آن‌ها را دید، گفت: والله، اگر محمّد لب بگشاید و این‌ها دست به سوی آسمان بلند کنند، تمام ما نابود می‌شویم؛ پس مباهله نمی‌کنیم و جزیه می‌دهیم؛ تا مسیحیّت باقی بماند و ما به ریاست‌مان ادامه دهیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این‌قدر ولایت به فضّه کرامت داده که اگر کسی خدا را به او قسم بدهد، حاجتش برآورده می‌شود. دخترش داشت به مکّه می‌رفت، شترش از اول خیلی جالب نبود. سوارش شد و راه افتاد. وسط راه پای شتر شکست، زانو زد و ایستاد. قافله هم رفت و معطّل او نشد. دختر فضّه دستانش را بلند کرد و گفت: خدایا! مادرم خدمت‌کار حضرت‌ زهرا {{علیها}} بوده، مرا هم دوست داشته؛ یعنی من، {{آیه|إنّه لیس من أهلک|سوره=۱۱|آیه=۴۶}} نیستم، اهلیّت دارم. اهلیّت‌ داشتن؛ یعنی دین‌ داشتن. خدا به نوح گفت: ای نوح! پسرت اهل تو نیست؛ اگر او را بخواهی، جزء ظالمین هستی. دختر فضّه گفت: خدایا! وسیله‌ای برایم بفرست؛ تا مرا به مقصدم برساند. فوراً خدا شتری فرستاد، او را سوار کرد و در مسجدالحرام گذاشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|قافله رفت، بار من افتاده‌ است|بار من، بار کن ای ربّ جلیل به حقّ امیرالمؤمنین}}&lt;br /&gt;
{{ب|من هستم صغیر و هستم یتیم|بِارِ من بار کن به‌ حقّ امیرالمؤمنین}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما باید در مقابل خدا حساب کنیم که بارِ ما افتاده، او باید بارمان را بار کند؛ اما در مقابل ولایت، صغیر و یتیم باشیم؛ آن‌وقت دست‌مان را می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی با ما رفیق بود که همسرش به‌ خاطر انفجار زودپز، مژه‌ها و ابروها و قسمتی از صورتش سوخته‌ بود. دکتر گفته‌ بود که باید با عمل جراحی گوشت پایش را به صورتش پیوند بزنیم، آن‌ زن به شوهرش گفت: در این چند سال که همسر تو هستم، آیا از تو خواهشی کرده‌ام؟! الآن از تو خواهش می‌کنم که پیش حاج‌ حسین بروی که به‌ من دعا کند. وقتی این حرف را به‌ من زد، خیلی ناراحت شدم که این زن ناموس اوست. شب به خدا گفتم: خدایا! من نه این زن را می‌شناسم و نه قوم و خویش‌مان است، توسّلی به حضرت‌ زهرا {{علیها}} و حضرت‌ زینب {{علیها}} پیدا کردم. چندین‌ بار گفتم: زهراجان! به‌ حقّ زینب دخترت، زینب‌جان! به‌ حقّ مادرت‌ زهرا {{علیها}}، این خانم را شفا بدهید. روضه‌ای خواندم و اشکی ریختم. فردای آن‌ روز آن‌ شخص آمد و گفت: حاج‌ حسین! زنم خوب شد! پرسیدم: چطور شد؟! گفت: دیشب خیلی صورتش می‌سوخت، هر دو گریه می‌کردیم، تا این‌که خوابش برد. من هم به اتاق دیگری رفتم و خوابیدم. نصف‌ شب مرا بیدار کرد و گفت: ببین من خوب شدم. نگاهی کردم و دیدم ابروها و مژه‌هایش درآمده و صورتش هم خوب شده‌ است. گفت: دیدم درِ خانه باز شد و دو خانم مجلّله آمدند، یکی حضرت‌ زهراست و دیگری حضرت‌ زینب {{علیها}}. گفتند: خانم! چطور شدی؟! قضایا را گفتم. گفتند: به حاج‌ حسین گفتی دعا کند؟! گفتم: بله. گفتند: بگو بیاید. من یک‌ دفعه دیدم که حاج‌ حسین عقب اتاق است. به او گفتند: همین‌طور که دعا کردی، دعا کن! ایشان گفت: زهراجان! به حقّ زینب دخترت، زینب‌جان! به‌ حقّ مادرت‌ زهرا {{علیها}}، این خانم را شفا بدهید! این‌ها گفتند: الهی‌آمین و صورت من خوب شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من هر وقت می‌خواهم دعا کنم، یک شریک می‌گیرم و دعا می‌کنم، آن شریک خیلی قوی است؛ می‌گویم: یا زهرا! یا حسین! یا زینب! آدم باید در دعا یک شریک بگیرد و دعا کند؛ آخر او دعا را مستجاب می‌کند. دستت را بالا کن! توی مُشتت می‌گذارد؛ اگر بخواهی هدایتت می‌کند. ضمن دعا نباید تدبیر خود را مؤثّر بدانید. موسی از جایی عبور می‌کرد. شخصی را دید که خدا خدا می‌کرد و در خاک می‌غلطید و گریه می‌کرد. به خدا عرض کرد که خدایا! اگر این بنده من بود، درخواستش را اجابت می‌کردم. خدا فرمود: به عزّت و جلالم! حاجتش را برآورده نمی‌کنم. او گریه‌اش را این‌جا آورده، ولی نظرش جای دیگر است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مثالی برای شما بزنم: فرض کنید که مقروض هستید و از خدا درخواست می‌کنید که خدایا! قرضم را جور کن! گریه هم می‌کنید؛ اما در همان‌ حال پیش خودتان می‌گویید که اگر جور نشد، از فلانی و فلانی می‌گیرم. خودتان دارید درست می‌کنید. خدا هم می‌گوید تو که خودت می‌خواهی درست‌ کنی، چرا به‌ من می‌گویی؟! حالا دعا که می‌کنید، باید بدانید که بالاتر از اجابت این‌ است که اگر دعایتان اجابت نشد، خوشحال‌تر شوید. چرا؟ ما باید امام را مطلق بدانیم، همین‌طور بدانیم که ما ظاهر را می‌بینیم و امام باطن را؛ پس اگر اجابت نشد، بدانیم که درخواست‌مان به صلاح نبوده و این اعظم از اجابت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما اگر خودتان را مطلق ندانید و امام را مطلق بدانید، از اجابت‌ نشدن دعا، نه این‌که ناراحت نمی‌شوید، خوشحال هم می‌شوید. باید بدانیم که ولایت پدرِ ماست، ما را دوست دارد و آبروی ما را می‌خواهد. این حرف {{روایت|«رضاً برضاءک، تسلیماً بأمرک، یا معبود سماء.»}} در برابر خدا و امام است؛ البتّه ما از این حرف‌ها فقط خوش‌مان می‌آید، در عمل کُمیت‌مان لنگ است! مثل حکایت آن شخصی که هر چه حاجتش را از امام‌ رضا {{علیه}} خواست، اجابت نشد. به شیخ‌ بهایی رجوع کرد و اجابت شد؛ اما باعث شد که آبرویش برود. به شیخ اعتراض کرد. او هم در پاسخ همین را گفت که امام‌ رضا {{علیه}} می‌دانست که آبرویت می‌رود؛ اما من نمی‌دانستم؛ واسطه شدم و ایشان هم اجابت کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عدّه‌ای از محقّقان زاهدان که مرا می‌شناختند و گاهی درِ مغازه‌ام می‌آمدند و سؤالاتی داشتند، نزد یکی از اساتید دانشگاه راجع‌ به واسطه‌ بردن ائمه {{علیه}} صحبت کرده‌ بودند، او هم گفته‌ بود که چه‌ کسی این حرف را به شما زده؟! این‌ چه حرفی است که می‌زنید؟ آن‌ها هم آدرس مغازه‌ام را به او داده‌ بودند. یک‌ روز دیدم که یک‌ نفر با یک ماشین مدرن به درِ مغازه‌ام آمد، مثل یک عقاب با یک اعتماد به نفس و تکبّر و غیظی وارد شد، انگار می‌خواست مرا به‌ خاطر این حرف پاره‌ پاره کند! به‌ من گفت: حاج‌ حسین نجّار تویی؟! تو این حرف را گفته‌ای که ما باید ائمه {{علیه}} را واسطه ببریم؟! به او گفتم: بیا بنشین تا با هم قدری صحبت کنیم! ایستاده که نمی‌شود حرف زد. نشست، به او گفتم: حرفت را بزن! گفت: شما گفته‌ای که ائمه {{علیه}} واسطه‌اند؟! ما نیازی به‌ واسطه نداریم، نماز می‌خوانیم و با خدا حرف می‌زنیم. مگر قرآن نمی‌گوید {{آیه|هُدیً للنّاس|سوره=۲|آیه=۱۸۵}}؟! قرآن برای هدایت مردم آمده‌ است، برای چه واسطه درِ خانه‌ خدا ببریم؟! این‌ چه حرفی است که تو می‌زنی؟! همین‌طور که داشت با هیجان دلایلش را می‌آورد، مرتّب می‌گفتم: زهراجان! کمکم کن! زهراجان! کمکم کن! اگر من جواب این‌ را ندهم، به زاهدان می‌رود و آن عدّه را هم گمراه می‌کند. خوب حرف‌هایش را که زد، به‌ من عنایت شد، گفتم: آیا تو تا به حال گناه کرده‌ای؟ گفت: آره! کیست که گناه نکرده‌ باشد؟! گفتم: پیامبر اکرم {{صلی}} گناه کرده؟ گفت: نه! پیامبر {{صلی}} معصوم است. گفتم قبول داری معصوم است؟! قبول داری قرآن به او نازل‌ شده و اشرف‌ مخلوقات است؟! گفت: بله! تا می‌توانستم از مقام و عظمت پیامبر {{صلی}} برایش گفتم و از او اقرار گرفتم، او هم با شنیدن این توصیفات همین‌طور براق‌تر می‌شد. گفتم: رسول‌ الله {{صلی}} که گناه نکرده، چرا در قضیه مباهله با سران مسیحی نجران واسطه برد؟ امیرالمؤمنین {{علیه}}، حضرت‌ زهرا {{علیها}}، امام‌ حسن {{علیه}} و امام‌ حسین {{علیه}} را با خودش برد؟! وقتی این‌ را گفتم، تمام باد تکبّر و غیظش خوابید، بلند شد، تشکّر کرد، مرا بوسید، سوار ماشینش شد و رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{آیه|مَن ذَا الذّی یَشفَعُ إلّا بإذنه|سوره=۲|آیه=۲۵۵}} هیچ شفاعتی پیش خدا بدون ولایت پذیرفته نمی‌شود. هیچ‌ دعایی بدون امضای ولایت مستجاب نیست. هیچ‌ خلقی بدون امضای ولایت رستگار نیست. هیچ جنّ و انسی بدون امضای ولایت اهل‌ نجات نیست. خدا بدون امضای ولایت، هیچ‌ چیزی را، ولو نبوّت را نمی‌پذیرد. {{ارجاع|کتاب [[جامع ولایت]] و [[گنجینه]]&lt;br /&gt;
و [[حضرت‌زهرا]] و [[افشای ولایت]] و [[نجوا]] و [[حر]] و [[افشای احکام]] و [[روح، ولایت است]] {{خط جدید}} و سخنرانی [[بوی ولایت]] و [[امام زمان؛ ذکر الله]] و [[ارتباط خلقت با امام‌حسین]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{یا علی}}&lt;br /&gt;
==ارجاعات==&lt;br /&gt;
[[رده: منتخب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA:_%D8%A7%D8%B0%D8%A7%D9%86_%D9%86%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86_%D8%A8%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A8%D8%B9%D8%AF_%D8%A7%D8%B2_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84_%D8%AE%D8%AF%D8%A7&amp;diff=2213</id>
		<title>روایت: اذان نگفتن بلال بعد از رسول خدا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA:_%D8%A7%D8%B0%D8%A7%D9%86_%D9%86%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86_%D8%A8%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A8%D8%B9%D8%AF_%D8%A7%D8%B2_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84_%D8%AE%D8%AF%D8%A7&amp;diff=2213"/>
		<updated>2026-06-10T02:11:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{قالب روایت|&lt;br /&gt;
{{روایت|رَوَی‌ أَبُوبَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا عَلَيْهِمَاالسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ بِلاَلاً كَانَ عَبْداً صَالِحاً، فَقَالَ لاَ أُؤَذِّنُ لِأَحَدٍ بَعْدَ رَسُولِ اَلله صَلَّی‌ اَلله عَلَيْهِ وَ آلِهِ، فَتُرِكَ يَوْمَئِذٍ حَيَّ عَلَی‌ خَيْرِ العَمَلِ.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابابصیر از امام باقر یا صادق علیهماالسلام نقل کرده است كه فرمود: همانا بلال بنده صالح بود و گفت اذان نمى‌گویم براى اَحَدى بعد از رسول خدا صلى الله علیه و آله، پس از آن روز «حَىَّ عَلى خَیْر العَمَلِ» ترک شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من لا يحضره الفقيه، ج۱، ص۲۸۳ و الوافي، ج۷، ص۵۸۳ و  تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، ج۵، ص۴۱۷ و بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمةالأطهار علیهم‌السلام، ج۲۲، ص۱۴۲&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{سه ستاره}}&lt;br /&gt;
{{روایت|كَانَ بِلاَلٌ مُؤَذِّنَ رَسُولِ اَلله صَلَّی‌ اَلله عَلَيْهِ وَ آلِهِ، فَلَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اَلله صَلَّی‌ اَلله عَلَيْهِ وَ آلِهِ لَزِمَ بَيْتَهُ وَ لَمْ يُؤَذِّنْ لِأَحَدٍ مِنَ الخُلَفَاءِ وَ قَالَ فِيهِ أَبُو عَبْدِاَلله جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ‌السَّلاَمُ: رَحِمَ اَلله بِلاَلاً فَإِنَّهُ كَانَ يُحِبُّنَا أَهْلَ البَيْتِ ...}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بلال مؤذن رسول خدا صلی الله علیه و آله بود، هنگامی که رسول خدا از دنیا رفت، در خانه نشست و برای احدی از خلفا اذان نگفت و امام صادق علیه‌السلام درباره او فرمود: خدا بلال را رحمت کند، همانا او ما اهل بیت را دوست می‌داشت ...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الإختصاص، ج۱، ص۷۳ و بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمةالأطهار علیهم‌السلام، ج۲۲، ص۱۴۱&lt;br /&gt;
}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA:_%D8%A7%D8%B0%D8%A7%D9%86_%D9%86%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86_%D8%A8%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A8%D8%B9%D8%AF_%D8%A7%D8%B2_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84_%D8%AE%D8%AF%D8%A7&amp;diff=2212</id>
		<title>روایت: اذان نگفتن بلال بعد از رسول خدا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA:_%D8%A7%D8%B0%D8%A7%D9%86_%D9%86%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86_%D8%A8%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A8%D8%B9%D8%AF_%D8%A7%D8%B2_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84_%D8%AE%D8%AF%D8%A7&amp;diff=2212"/>
		<updated>2026-06-10T02:10:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{قالب روایت|رَوَی‌ أَبُوبَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا عَلَيْهِمَاالسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ بِلاَلاً كَانَ عَبْداً صَالِحاً، فَقَالَ لاَ أُؤَذِّنُ لِأَحَدٍ بَعْدَ رَسُولِ اَلله صَلَّی‌ اَلله عَلَيْهِ وَ آلِهِ، فَتُرِكَ يَوْمَئِذٍ حَيَّ عَلَی‌ خَيْرِ العَمَلِ.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ابابصیر از امام باقر یا صادق علیهماالسلام نقل کرده است كه فرمود: همانا بلال بنده صالح بود و گفت اذان نمى‌گویم براى اَحَدى بعد از رسول خدا صلى الله علیه و آله، پس از آن روز «حَىَّ عَلى خَیْر العَمَلِ» ترک شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من لا يحضره الفقيه، ج۱، ص۲۸۳ و الوافي، ج۷، ص۵۸۳ و  تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، ج۵، ص۴۱۷ و بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمةالأطهار علیهم‌السلام، ج۲۲، ص۱۴۲}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Anonnotice&amp;diff=2211</id>
		<title>مدیاویکی:Anonnotice</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Anonnotice&amp;diff=2211"/>
		<updated>2026-06-09T18:23:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;منتخب [[صفحهٔ_اصلی#مباهله|مباهله]] و کتاب [[امام زمان را بهتر بشناسیم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Sitenotice&amp;diff=2210</id>
		<title>مدیاویکی:Sitenotice</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Sitenotice&amp;diff=2210"/>
		<updated>2026-06-09T18:23:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;منتخب [[صفحهٔ_اصلی#مباهله|مباهله]] و کتاب [[امام زمان را بهتر بشناسیم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=2209</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=2209"/>
		<updated>2026-06-09T18:22:50Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بخش|امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کفواً احد است، حضرت زهرا {{علیها}} کفواً خلقت است|کلاس=&amp;quot;sub-titr&amp;quot;}}&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;img src=&amp;quot;/images/Velayat-4.png&amp;quot; class=&amp;quot;site_logo&amp;quot;&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
{{بخش|فرمایشات حاج‌حسین خوش‌لهجه راجع به ولایت|کلاس=&amp;quot;center&amp;quot;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  اعلان صفحه اصلی &lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;ُMainPageBGH&amp;quot; &amp;gt;ایجاد کانال توییتر پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-itn&amp;quot; style=&amp;quot;padding:0.1em 0.6em;&amp;quot;&amp;gt;{{اعلان صفحه اصلی}}&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
--&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=مباهله|قسمت=گفتار متقی|لینک=منتخب: مباهله|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  کتابها --&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBGH&amp;quot;&amp;gt;کتابها&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div style=&amp;quot;display:inline-block;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ul class=&amp;quot;list_gallery&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10035}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10034}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10029}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10007}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10024}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10021}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10022}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10014}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10011}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10008}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10017}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10020}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ul&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;a href=&amp;quot;https://www.velayateali.com/index.php/مجموعه_کتابها&amp;quot; class=&amp;quot;btn btn-info&amp;quot; style=&amp;quot;margin-right:10px;&amp;quot; role=&amp;quot;button&amp;quot;&amp;gt;تمام کتابها&amp;lt;/a&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  سخنرانی‌ها --&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBGH&amp;quot;&amp;gt;سخنرانی‌ها&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-itn&amp;quot; style=&amp;quot;padding:0.1em 0.6em;display:inline-block&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ul class=&amp;quot;list_gallery&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10275|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10297|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10170|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10294|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10146|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10429|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10167|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10308|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ul&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;a href=&amp;quot;https://www.velayateali.com/index.php/مجموعه_سخنرانیها&amp;quot; class=&amp;quot;btn btn-info&amp;quot; style=&amp;quot;margin-right:10px;&amp;quot; role=&amp;quot;button&amp;quot;&amp;gt;تمام سخنرانی‌ها&amp;lt;/a&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: صفحات سایت]]&lt;br /&gt;
__NOTOC____NOEDITSECTION__&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA:_%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA_%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A8%D8%A7_%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DA%A9%D8%B1&amp;diff=2208</id>
		<title>روایت: بیعت نکردن بلال با ابابکر</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA:_%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA_%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A8%D8%A7_%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DA%A9%D8%B1&amp;diff=2208"/>
		<updated>2026-06-08T15:06:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: صفحه‌ای تازه حاوی «{{قالب روایت| {{روایت|روى الوحيد في التعليقة عن جده، أنه قال: رأيت في بعض كتب أصحابنا، عن هشام بن سالم، عن الصادق علیه‌السلام، و عن أبي البختري، قال: حدثنا عبدالله بن الحسن بن الحسن، أن بلالا، أبى أن يبايع أبابكر، و أن عمر أخذ بتلابيبه، و قال له:...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{قالب روایت|&lt;br /&gt;
{{روایت|روى الوحيد في التعليقة عن جده، أنه قال: رأيت في بعض كتب أصحابنا، عن هشام بن سالم، عن الصادق علیه‌السلام، و عن أبي البختري، قال: حدثنا عبدالله بن الحسن بن الحسن، أن بلالا، أبى أن يبايع أبابكر، و أن عمر أخذ بتلابيبه، و قال له: يا بلال! هذا جزاء أبي‌بكر منك أن أعتقك، فلا تجيء تبايعه؟ فقال: إن كان أبوبكر أعتقني لله فليدعني لله، و إن كان أعتقني لغير ذلك فها أنا ذا؛ و أما بيعته، فما كنت أبايع من لم يستخلفه رسول الله صلی الله علیه و آله، و الذي استخلفه بيعته في أعناقنا إلى يوم القيامة. فقال عمر: لا أبا لك! لا تقم معنا. فارتحل إلى الشام.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هشام بن سالم از امام صادق علیه‌السلام: بلال از بیعت با ابوبکر خودداری کرد، پس عمر گریبان او را گرفت و به او گفت: ای بلال! این گونه پاداش ابوبکر را می‌دهی که تو را از بردگی آزاد کرد و اکنون تو برای بیعت با او نمی‌آیی؟ بلال گفت: اگر ابوبکر مرا به خاطر خدا آزاد ساخته است، مرا به خاطر خدا واگذارد، و اگر به خاطر غیر این مرا آزاد کرده، پس آگاه باش که من همین هستم. اما بیعت با او، من با کسی که رسول خدا صلی الله علیه و آله او را خلیفه قرار نداده است، بیعت نمی‌کنم؛ در حالی که بیعت آن کسی که رسول خدا او را خلیفه قرار داد، تا روز قیامت بر گردن ماست. پس عمر گفت: ای بی‌پدر! کنار ما نباش. پس بلال از آنجا به شام رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روضة المتقین، ج۱۴، ص۶۹ و تعليقة على منهج المقال، ص١٠٠&lt;br /&gt;
}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA&amp;diff=2207</id>
		<title>فهرست روایات</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA&amp;diff=2207"/>
		<updated>2026-06-08T15:05:35Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{#tag:html|&lt;br /&gt;
&amp;lt;div style=&amp;quot;position: relative; display: inline-block;margin-bottom: 15px;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
  &amp;lt;input type=&amp;quot;text&amp;quot; id=&amp;quot;filterInput&amp;quot; style=&amp;quot;min-width: 300px;&amp;quot; placeholder=&amp;quot;جستجو در عناوین&amp;quot; oninput=&amp;quot;filter();&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
  &amp;lt;div id=&amp;quot;clearinput&amp;quot; style=&amp;quot;position: absolute; display: none; top: 5px; left: 8px; cursor: pointer;&amp;quot; &lt;br /&gt;
       onclick=&amp;quot;document.getElementById(&#039;filterInput&#039;).value = &#039;&#039;; filter(); this.style.display=&#039;none&#039;;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
    X&lt;br /&gt;
  &amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;script&amp;gt;&lt;br /&gt;
function filter() {&lt;br /&gt;
  const input = document.getElementById(&#039;filterInput&#039;);&lt;br /&gt;
  const filterValue = input.value.toLowerCase();&lt;br /&gt;
  const clearBtn = document.getElementById(&#039;clearinput&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  // نمایش یا مخفی کردن دکمه X&lt;br /&gt;
  clearBtn.style.display = filterValue ? &#039;block&#039; : &#039;none&#039;;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  // گرفتن تمام liهای صفحه&lt;br /&gt;
  const items = document.getElementsByTagName(&#039;li&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  // فیلتر کردن آیتم‌ها&lt;br /&gt;
  for (let li of items) {&lt;br /&gt;
    if (li.textContent.toLowerCase().includes(filterValue)) {&lt;br /&gt;
      li.style.display = &#039;&#039;;&lt;br /&gt;
    } else {&lt;br /&gt;
      li.style.display = &#039;none&#039;;&lt;br /&gt;
    }&lt;br /&gt;
  }&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/script&amp;gt;&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|آخرالزمان شر الازمنه؛ زنان کاشفات عاریات}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|سند اشهد ان علیاً امیرالمؤمنین ولی‌الله در اذان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ارتداد مردم به‌خاطر عدم پذیرش امیرالمؤمنین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اقوامی که اهل نماز و روزه هستند؛ ولی به‌خاطر میل به‌دنیا جهنمی می‌شوند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امام‌حسین؛ هر وقت به آیات نگاه کردم از تو دور شدم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امیرالمؤمنین با تمام انبیاء در خفا و با پیامبر آخرالزمان آشکارا آمده‌است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امیرالمؤمنین، امر خدا}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|انا قرآن‌الناطق}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اگر زهرا نبود، شما را خلق نمی‌کردم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اگر نور ابوطالب تجلی کند، تمام مردم رُبس می‌شوند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ایمان ابوطالب، بالاتر از همه خلقت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ابوطالب برترین یاور پنهان پیامبر}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اگر همه عالم به یک‌طرف رفتند، تو برو طرف علی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ایراد امام زمان به ابن مهزیار}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|برخورد زنها با مردها در بازار}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|به رو افتادن در آتش جهنم کسی که عبادت زیاد بی‌ولایت امیرالمؤمنین دارد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تعجب ملائکه آسمان از این‌که کسی با دین از دنیا برود}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اختلاف شیعیان قبل از ظهور}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تمام انبیاء باید فرمان مصحف را می‌بردند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خلقت در اختیار امیرالمؤمنین و امامان معصوم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|رفتن حضرت زهرا به درِ خانه مهاجر و انصار برای یاری امیرالمؤمنین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|در آخرالزمان قبله مردها زنانشان هستند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دلیل شهادت امام‌حسین؛ بغضاً لابیک}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زنگ در بهشت، یا علی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زهرا یعنی نورفشان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قرآن را از علی بپرسید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قطار شتر از فضائل امیرالمؤمنین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قول عمر، این مرد هذیان می‌گوید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قول عمر، حسبنا کتاب‌الله}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مثل زنبور عسل باشید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مسلمان شدن یهودیان به نور چادر زهرا}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مهرزننده مؤمن و منافق، امیرالمؤمنین است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|موجودات و اشیاء به اسم امیرالمؤمنین موجود شدند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|نصب آنتن در آخرالزمان بر بالای بام خانه‌ها}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|وقتی آدم در گلش بود من نبی بودم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|پیامبر، هر وقت مشتاق بهشت می‌شوم، سینه زهرا را می‌بوسم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کندی حضرت یونس در قبولی ولایت امیرالمؤمنین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|گفتار عایشه، ما در شب به نور زهرا سوزن نخ می‌کردیم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|گفتار پیامبر، ای علی اگر چهل‌نفر تو را یاری کردند، حقت را بگیر}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|توهین به مؤمن و خراب کردن خانه خدا}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تعداد رگهای بدن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حرمت ازدواج لواط کار با خواهر لواط شونده}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|آخرالزمان شبیه به امتهای سابقه}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مریض شدن ائمه به مریضی شیعیان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|برآوردن حاجت برادر مؤمن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|جمع شدن ائمه هر شب جمعه در عرش و تمامی نداشتن علم ولایت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عذاب و نابودی اعمال با نارضایتی برادر دینی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|غبطه امام به مجلس ولایت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خدا مصر به گناه را نمی‌آمرزد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مردم عیالات خدا هستند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|با اهل بدعت رفاقت و هم‌نشینى نکنید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امام‌زمان؛ یا جداه، اگر اشک چشمم تمام شود، خون گریه می‌کنم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|علت گریه امام زمان؛ توهین به حضرت زینب}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اگر پیامبر برعکس سفارش کرده بود، دیگر اذیتی نبود که به ذوی‌القربای ایشان برسانند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|سخنگوی ولایت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مکان شرط نیست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|شرط قبولی عبادت، ولایت است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|سخاوت، برتر از عبادت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زیارت با معرفت امام رضا، بالاتر از هزار حج و عمره}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|شاد کردن مؤمن، محبوبترین عمل}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|جاهایی که نگاه کردن به آن عبادت است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دفاع امام از شیعیان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|نابودی عمل هفتاد پیغمبر بدون ولایت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مرام اهل سقیفه مانند شیطان، اطاعت امر نکردن است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قبول نبودن اعمال کسی که مال حرام کسب کند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قبول نبودن عمل کسی که حرام بخورد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خدا صدای دعا کردن مؤمن را دوست دارد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خدا دنیا را به دوست و دشمن می‌دهد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|بلا برای همه کرامت نیست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دروغ می‌گوید کسی که خود را دوست پیامبر می‌داند اما دشمن علی است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|بهشت مشتاق دوستان علی است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خلق از عمق شناخت خدا و ولایت عاجز است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|برتری عیدغدیر بر سایر اعیاد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کسی که ذره‌ای محبت امیرالمومنین داشته باشد نمی‌سوزد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عنوان نامه عمل مؤمن دوستی علی است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|معراج تمامش سفارش علی است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تبرک برداشتن خاک پای امیرالمومنین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|صراط مستقیم امیرالمؤمنین و ائمه اطهار هستند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خوشبخت حقیقی دوست علی است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مردم باید به سمت امام بروند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|فضایل امیرالمومنین بی‌شمارند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امیرالمؤمنین و پبامبر یک روح و یک نورند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تسبیحات حضرت زهرا برتر از هزار رکعت نماز در روز}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حرمت نام حضرت فاطمه سلام الله علیها}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حرمت خانه حضرت زهرا سلام الله علیها}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|نارضایتی حضرت زهرا از آن دو نفر}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|وجوب اطاعت تمام خلقت از حضرت زهرا سلام الله علیها}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|جلساتی که نباید در آنها شرکت کرد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تأیید مجالس شیعیان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امر به شرکت در مجالس ذکر اهل‌بیت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امر به دیدار برادران دینی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مباهات کردن خدا به جلسه ولایت و برتری دعوت کننده به امر اهل‌بیت بر سایر مردم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|یاد اهل‌بیت یاد خداست و یاد دشمنانشان یاد شیطان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ناراحت کردن و دشمنی با مؤمن گناه غیر قابل بخشش و موجب بی‌ولایتی (همدیگر را ندرید)}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|بغض مؤمن داشتن مانع آمرزش شب قدر}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|جبران نشدن ناراحت کردن مؤمن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حضرت زهرا حجت بر حجتهای خداست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دلیل خلق جهنم، دشمنی با علی است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|به خاطر مؤمنانی که در اصلاب منافقان بودند امیرالمؤمنین آنها را از بین نبرد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ولایت شرط قبولی تمام اعمال}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|گناه با ولایت آمرزیده می‌شود اما معصیت ولایی آمرزش ندارد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ولایت علی علیه‌السلام امان از آتش}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|یتیمان آل محمد در حمایت شیعه حقیقی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|بهترین اعمال فرشتگان و مرتبه‌بندی آنها}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|گرانی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|وجوب کامل فرستادن صلوات}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|صلوات تمام خلقت بر فرستنده صلوات}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اگر مردم بعد از پیغمبر دنبال ولایت می‌رفتند هیچ تفرقه‌ای نبود}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|پنج علامت مؤمن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عالمی که آنچه به درد مردم می‌خورد نگوید لعنة‌الله است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تهمت به مؤمن موجب بی‌دینی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کم تعداد بودن شیعیان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|بی‌وفایی مردم با امام حسن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مردی که برای خانواده‌اش تلاش کند جهادگر است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کسی که سیر بخوابد و همسایه‌اش گرسنه باشد ایمان ندارد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|علاقه امام صادق به مجلس ولایت و آمرزش گناهان با تر شدن چشم برای اهل‌بیت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تمرین ولایت موجب رشد و نجات}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خوشی‌های مؤمن در دنیا}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اولوالامر در کلام پیغمبر}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دستور اهل بیت به تبری از اهل بدعت و لعن آنها}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زمانی که علما شرار خلق می‌شوند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کسی که یک نفر را گمراه کند او را کشته است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|درخشش نور مؤمن برای اهل آسمان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|نعمتی که از آن سؤال می‌شود ولایت است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|نهی از غیبت، غیبت بزرگتر از زناست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|لزوم اطاعت زن از شوهر در کلام پیغمبر}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مردی که راضی باشد زنش زینت کرده و معطر بیرون برود دیوث و اهل آتش است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عیدالزهرا، عید غدیر دوم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قابیل جزء طاغوت است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|بوی شیعه‌ها}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خلق پرستی بدتر از بت پرستی است و مردم را روبروی امام قرار می‌دهد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حرام بودن ربا}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|نهی از معامله با کسی که کارد به استخوانش رسیده}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|شیعه زمان غیبت افضل تمام زمان‌هاست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دوستان اهل‌بیت نباید موجب سرافکندگی آنها باشند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|در تولی و تبری پدر و فرزندی هم لحاظ نیست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حرمت غنا و موسیقی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|منکر ولایت، منکر نبوت و منکر خداست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ولد الحیض و ولد الزنا دشمن امیرالمؤمنین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حرام و حلال پیغمبر تا قیامت تغییر نمی‌کند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حضرت خدیجه قبل از ازدواج با پیامبر به ایشان ایمان داشت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|لزوم داشتن تولی و تبری هم‌زمان شیعیان و محبان اهل‌بیت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امیرالمؤمنین «و لم یکن له کفواً احد» است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|سجده به آدم تعظیم نور اهل‌بیت بود}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اگر زمین از حجت خدا خالی باشد اهلش را فرو می‌برد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قول امام کسی که دینش را در زمان غیبت حفظ کند با من و در درجه من است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کسی که کَلّ بر مردم باشد ملعون است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زائر امام حسین علیه‌السلام باید گریان باشد نه خندان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|روزی رسان خداست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|فریادرس و افضل تمام انبیاء محمد و آل‌محمد هستند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|سلمان منا اهل البیت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|رسول خدا و امیرالمؤمنین برترین والدین امت هستند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تفاوت مدعیان تشیع با شیعیان حقیقی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|بعثت تمام پیامبران بر پایه ولایت امیرالمؤمنین است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اکثر آنها که همراه امیرالمؤمنین می‌جنگیدند معرفت به حق امام نداشتند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|لعنت کردن پرچم حق در زمان ظهور امام زمان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|جاهایی که امام رضا به داد زائرش می‌رسد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کسی که محبوبش امام باشد، دنیا و بهشت را نمی‌خواهد؛ اما به او می‌دهند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مساجد در آخرالزمان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اشراف حجت خدا به زبان تمام موجودات}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|لزوم کتمان عقیده و اسرار اهل‌بیت از نااهلان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دروغ بدتر از دزدی و زنا و موجب بی‌دینی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مدارا کردن با پدر و مادری که معرفت به حق ندارند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زیارت دوست صالح اهل‌بیت مثل زیارت آنها است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|نهی از خواندن شعر در مساجد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|فتنه پسران امرد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|پیش‌مانده‌ غذای مؤمن شفاست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|از درِ اهل بیت باید به خدا رسید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دنبال خلق نرو، (دنباله نباش)}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|شیعه به ریسمان غیر اهل‌بیت چنگ نمی‌زند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امام حسین را مسلمان‌ها کشتند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امیرالمؤمنین؛ نصر الدین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عذاب مسخ شدن عده‌ای در آخرالزمان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دوست پیامبر کسی است که امر خدا را اطاعت کند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|پرهیز از گناهان کوچک}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|گریه تمام خلقت برای امام حسین حتی جهنم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خرابه‌نشینی جغد بعد از شهادت امام حسین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امام حسین را کشتند و مسجد ساختند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امام حسین کشته جلسه بنی‌ساعده}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ابوبکر و عمر اولین ظالمان به حق محمد و آل محمد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زیارت با معرفت قبر امام حسین، زیارت خداست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امام زمان ذریه قاتلان امام حسین را می‌کشد چون به عمل پدرانشان راضی هستند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امام زمان وقتی ظهور می‌کند که دیگر در صلب مردم شیعه به وجود نمی‌آید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دوست علی دوست خداست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ندای آسمانی و ندای شیطان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|فقه و اصول باید در اختیار ولایت باشد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|بترسید از این‌که به کسی ظلم کنید که بگوید خدا}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اثر مال حرام روی نطفه}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|بی‌لیاقتی مردم باعث می‌شود خدا امام را از میان آنها ببرد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|روزی حرام قسمت نشده، تو با بی‌صبری حرامش می‌کنی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|غیبت بدعت‌گذار را کردن اشکال ندارد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اهمیت مذاکره علمی و تمرین ولایت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کسی که مردم را از مؤمن بازدارد، روز قیامت گوشت صورت ندارد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عید ما روزی بود از مشرکین اسمی نباشد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|شوخ‌طبعی مؤمن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قبول نبودن توبه بدعت‌گذار}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|القا و افشا داشتن مؤمن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خلق را مؤثر دانستن از کم عقلی است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ترک نگاه غیر امر}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قانع و راضی باشید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دوستان امیرالمؤمنین به هم وصلند و از ناراحتی هم ناراحت می‌شوند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ازدواج زهرا با خداست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|با محبت اهل‌بیت طواف کن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|روایتی را بپذیرید که با قرآن مطابق باشد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دادن سخاوت به اهلش}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اگر می‌خواهید به کسی حرف بزنید اول تستش کنید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زیارت مؤمن، زیارت خداست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امام، امرش است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خدایی که نبینم را نمی‌پرستم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کسی که می‌گویند خوب است، ببینید عقلش چطور است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ضرورت داشتن تقیه}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مسموم شدن پیامبر توسط آن دو زن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|آن دو نفر، گناه خودشان و گناه کسانی که گمراهشان کردند به گردنشان است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خلق از درک حقیقت ولایت عاجز است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|چهارده معصوم نمی‌سوزند، آتش زدن خانه امام صادق}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ولایت آب زندگانی است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|نهی از غِش در معامله}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عذرخواهی خدا از فقرا روز قیامت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|توصیه امام رضا به امام جواد برای رفتن از باب الکبیر}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کلام امام، جانم را برای امام زمان نگه می‌دارم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|محبت غلام بنی‌ریاح به امیرالمؤمنین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حرام بودن هر نوع مست‌کننده و نهی از آبجو}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|فروگذار نشدن هیچ چیز در نامه اعمال}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|هرکس می‌میرد امیرالمؤمنین بالای سرش حضور دارد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|پرهیز از حب دنیا}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مذمت ترک نماز}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تفاوت مؤمن و منافق نسبت به امیرالمؤمنین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دین را از غیر شیعه نگیرید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|به غیر خدا امید داشته باشی، امیدت قطع می‌شود}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قول پیامبر، از شوهر چیزی نخواهید که نتواند انجام دهد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عذرخواهی مردم را فوری بپذیر}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|گنه‌کار سخی بهتر از عابد بخیل}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|نقش نگاه روی قلب}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اهل سقیفه محمد می‌گفتند اما با پیامبر هم دشمن بودند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حکومت الله به دست امام زمان برپا می‌شود}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زنی که بدون اجازه شوهرش بیرون برود مورد لعنت است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|برطرف شدن بلا به واسطه شیعه زمان غیبت، لزوم حفظ زبان و خانه‌نشینی در آن زمان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|در خانه بودن زنان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|گناه علمایی که حق امیرالمومنین را می‌پوشانند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خلقت مدیون مهریه حضرت زهرا}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|منزلت شیعیان به میزان فهمشان از روایات اهل‌بیت است، نه روایت گفتن تنها}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|از خودتان حرف نزنید، حرف اهل‌بیت را بگویید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خلق‌پرستی با خداپرستی منافات دارد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مردمی که فقط ماه رمضان عبادت می‌کنند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دوستدار واقعی تو، به خاطر خوشایند تو حقیقت را از تو پنهان نمی‌کند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اگر می‌توانی گناه نکنی از خانه بیرون برو}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|سر به سر کران نگذار}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|جان هر حکومتی دست خداست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مردان و زنانی که امام صادق آنها را لعنت می‌کردند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|رحمانیت خدا شامل همه مخلوقات می‌شود حتی گنهکاران}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عقبه در قیامت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|علی ولی‌الله}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|برادران پیغمبر در آخرالزمان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|احتجاج امام زمان کنار خانه کعبه (منم آدم، منم نوح)}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حفظ اهل قم تا زمانی که به برادران دینی خیانت نکنند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حرفهای ولایت را بنویسید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|آیات حجاب}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حرام بودن شطرنج}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ماه رجب، ماه امیرالمؤمنین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ندای جبرئیل: ارکان هدایت شکست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دعای امیرالمؤمنین: خدایا من را از این‌ها بگیر}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|غریبی امام رضا در میان خویشاوندانش}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خدا با هیچ‌کس قوم و خویشی ندارد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دست کشیدن امام زمان روی سر مردم و کامل شدن عقل‌های آنها}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|لبت را حرکت بده، با امام حرف بزن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حاجب گرفتن امام هادی برای دعا کردن به ایشان زیر قبه امام حسین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|برآوردن حاجت برادر مؤمن بالاتر از نماز امام حسین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|روز عرفه خدا اول به زائران امام حسین نگاه می‌کند بعد به حاجیان در عرفات}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تندی مؤمن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اشاره امام صادق به کم بودن یاوران حقیقی ایشان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ام‌المؤمنین نبودن عایشه}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|رفع بلا از شیعیان با فداکاری امام کاظم علیه‌السلام}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کنیزی که به زندان امام موسی کاظم علیه‌السلام فرستاده شد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|منع شدن خمس و فیء و فدک توسط غاصبین خلافت از امیرالمؤمنین و حضرت زهرا تا مردم از اطراف آنها پراکنده شوند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|چهارده معصوم یک نورند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مؤمن به برادر مؤمن خیانت نمی‌کند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امیرالمؤمنین درب شهر نبی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امیرالمؤمنین آیت عظمای خدا}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امیرالمؤمنین پیش از خلقت بوده‌ و آموزگار ملائکه است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کسی که بتواند کربلا برود اما نرود، اگر بهشتی شود آنجا اجاره نشین است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حلم امام صادق در برخورد با کنیزی که باعث مرگ فرزندش شد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|معاویه ملعون می‌خواست نام پیامبر را از میان بردارد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عذاب زیر و رو شدن قوم لوط}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|معنی مغضوب و ضالین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ذکر، اطاعت امر خداست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|معرفت به امام زمان مهمتر از دیدن ایشان است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|لباس احرام، لباس اطاعت و ترک معصیت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|محبّ اهل‌بیت شلاق نمی‌خورد، چه رسد به شیعه واقعی و امام معصوم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|چاهی که امیرالمؤمنین در آن حرف زدند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|آخرالزمان گلیم خانه‌های خود باشید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|لزوم داشتن فهم دین و قبول نبودن اعمال بدون آن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|غربال شدن شیعیان مثل گندمی که آفت به آن بزند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دشمن ولایت جرمش بیشتر از دشمن نبوت است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|پرهیز از عالِم خلق‌پرست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|انواع حج کردن در آخرالزمان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|آب شدن قلب مؤمن از دیدن منکرات در آخرالزمان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قدرت یاوران امام زمان هنگام ظهور}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تأیید حضرت معصومه توسط امام صادق پیش از به دنیا آمدن ایشان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد، با آن محشور می‌شود}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خداشناسی، شناخت و اطاعت امام معصوم است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قرآن برای متقین نازل شده}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|با امام زمانتان ارتباط داشته باشید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|در قلمدان ظالم آب نریزید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کلام امام کاظم به مردی که شترهایش را به هارون کرایه می‌داد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|از دست دادن دین در آخرالزمان، مثل پاک شدن سرمه از چشم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امام حسین نام تمام پسرانش را علی گذاشت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اهل جماعت واقعی علی و شیعیانش هستند و تفرقه‌گران مخالفین آنها می‌باشند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عرضه کردن دین حضرت عبدالعظیم بر امام هادی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|در مقابل ولایت سربه‌زیر شو تا سرفراز شوی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کارهای ما را امام زمان می‌بیند، جلوی امام زمان گناه نکنید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|پاسخ حضرت زهرا به سؤال بهترین چیز برای زن چیست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مردن بی‌معرفت امام، مردن زمان جاهلیت است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اسلام، تسلیم بودن و یقین داشتن و عمل کردن است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|انتخاب امام کار خداست نه خلق}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عزت و در پرده بودن حضرت زینب}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امر کردن حضرت زینب به سکوت و خاموش شدن صدای مردم و زنگها}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امام حسین امر جدش رسول‌الله را اطاعت کرد که همراه اهل‌بیتش به کربلا رفت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|لشکر یزید نمی‌توانستند اهل‌بیت امام حسین را ببینند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ولایت خواستن بالاتر از بهشت خواستن است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مدد گرفتن پیغمبر از امیرالمؤمنین در جنگ احد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|شیعه بودن افضل از سید بودن است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|لعن کردن در نهان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ایام الله}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|شیعیان برگ درخت توحیدند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خدا اعمال را از متقی می‌پذیرد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دین حب و بغض است، دین تولی و تبری است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مؤمنی که از بهشت بگذرد در رجعت می‌آید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ائمه معصومین قابل مقایسه با خلق نیستند و مشابه ندارند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خداوند راحتی و خوشی را در دنیا قرار نداده}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اشاره امام کاظم علیه‌السلام به شهید شدنشان هنگامی که پیکرشان روی پل بغداد بود}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|هر خلقی به جایی رسید، به واسطه ولایت رسید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ائمه اطهار در دنیا کسب علم نکردند، بلکه پیش از خلقت به آنها عطا شده و همچنان خواهد شد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امر خدا به حضرت موسی برای درآوردن کفش‌هایش در وادی نور}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ساییده شدن گل شیعه و مخالفان به هم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حرام بودن تصرف به غیر امر در اموال مربوط به امام زمان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|علت صلح امام حسن علیه‌السلام، حفظ جان شیعیان بود}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امر خدا به وسیله بردن اهل‌بیت به درگاهش}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|فرمان خدا را ببر تا فرمان فرمایت کند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کلام رسول‌الله، هیچ پیامبری مثل من اذیت نشد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قطع رابطه امام صادق با دوستی که به غلام خود دشنام داد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ناصبی فرقی ندارد نماز بخواند یا زنا کند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خوشی زمان رجعت است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|آن سه نفر در جنگها پیکار نمی‌کردند چون می‌خواستند بمانند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|فاطمه یعنی دوستانش را از آتش نجات می‌دهد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امیرالمؤمنین تنها کفو حضرت زهراست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امام زمان هست؛ اما ظلم و گناه مانع دیدن اوست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حضرت زهرا دوستانش را از صحرای محشر جدا می‌کند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امیرالمؤمنین و ائمه اطهار امام متقیان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زنی که به خاطر لعنت بر ظالمان به حضرت زهرا دستگیر شد و به دعای امام صادق آزاد گشت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زمانی که افراد را به خاطر نام می‌کشند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|من هم همان، نباش}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|متصل شدن زمین به آسمان هنگام خروج امام زمان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|شرط لا اله الا الله، محبت اهل‌بیت است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|یهودی اگر محبت امیرالمؤمنين داشته باشد، نمی‌سوزد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زیارت قبر حضرت عبدالعظیم مثل زیارت سیدالشهداء}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|نازل شدن شمشیرهای اصحاب امام زمان از آسمان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عذاب عابدی که به خروس کمک نکرد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قضیه حمام منجاب}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ناراحت نشدن از حرف خلق وقتی در راه درست هستی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عدم جواز گناه کردن به بهانه ولایت داشتن و آمرزیده شدن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|سبک شمردن مؤمن، سبک شمردن امام است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|شخصی که با خوشحال کردن برادر مؤمن، خدا و رسول و ائمه اطهار را خوشحال نمود}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|پرنده‌ای که با صلوات بر اهل‌بیت سیر  و با برائت از دشمنانشان سیراب می‌شد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|افرادی که کلام امیرالمومنین را نکشیدند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مردی که با سخاوت هنگام دارایی، از سختی که برایش مقدر شده بود نجات یافت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|برگرداندن خورشید توسط امیرالمومنین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مؤمن با چشم قلبش می‌بیند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ائمه اطهار می‌گویند دنبال متقی بروید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عقل یعنی باید غصه بخوری}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مؤمنی که به واسطه او شهرها حفظند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|هدایت با خداست، نه با خلق}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ائمه اطهار خودشان نماز و روزه‌اند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|وجه الله ائمه اطهارند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|آصف یک علم از کتاب داشت، تمام علم نزد امیرالمؤمنین است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|از کار افتادن سلاح دشمنان امام زمان هنگام ظهور}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|واجبات، ترک محرمات، انتظار الفرج، آرام!}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|شیعه واقعی، برادر مؤمن را به خودش ترجیح می‌دهد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|یک ساعت تفکر، بهتر از هفتاد سال عبادت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|پاگذاشتن امیرالمؤمنین روی دوش نبی و شکستن بتها}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حضور ملائکه در مجلس ولایت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|نخندیدن در روی دشمن اهل‌بیت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|چهارده معصوم احتیاج ندارند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امامی که نداند، حجت خدا نیست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اویس بوی بهشت می‌دهد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|غدیر برای آسمانی‌ها پیش از زمینی‌ها بوده}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اذان نگفتن بلال بعد از رسول خدا}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|بیعت نکردن بلال با ابابکر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:صفحات سایت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA:_%D8%A7%D8%B0%D8%A7%D9%86_%D9%86%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86_%D8%A8%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A8%D8%B9%D8%AF_%D8%A7%D8%B2_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84_%D8%AE%D8%AF%D8%A7&amp;diff=2206</id>
		<title>روایت: اذان نگفتن بلال بعد از رسول خدا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA:_%D8%A7%D8%B0%D8%A7%D9%86_%D9%86%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%86_%D8%A8%D9%84%D8%A7%D9%84_%D8%A8%D8%B9%D8%AF_%D8%A7%D8%B2_%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84_%D8%AE%D8%AF%D8%A7&amp;diff=2206"/>
		<updated>2026-06-08T15:01:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: صفحه‌ای تازه حاوی «{{قالب روایت| {{روایت|قَالَ الإِمَامِ الرِّضَا عَلَيْهِ‌السَّلاَمُ: ... وَ فِي يَوْمِ الغَدِيرِ عَرَضَ اَللهُ الوَلاَيَةَ عَلَی‌ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ، فَسَبَقَ إِلَيْهَا أَهْلُ السَّمَاءِ السَّابِعَةِ فَزَيَّنَ بِهَا العَرْشَ...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{قالب روایت|&lt;br /&gt;
{{روایت|قَالَ الإِمَامِ الرِّضَا عَلَيْهِ‌السَّلاَمُ: ... وَ فِي يَوْمِ الغَدِيرِ عَرَضَ اَللهُ الوَلاَيَةَ عَلَی‌ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ، فَسَبَقَ إِلَيْهَا أَهْلُ السَّمَاءِ السَّابِعَةِ فَزَيَّنَ بِهَا العَرْشَ، ثُمَّ سَبَقَ إِلَيْهَا أَهْلُ السَّمَاءِ الرَّابِعَةِ فَزَيَّنَهَا بِالبَيْتِ المَعْمُورِ، ثُمَّ سَبَقَ إِلَيْهَا أَهْلُ السَّمَاءِ الدُّنْيَا فَزَيَّنَهَا بِالكَوَاكِبِ، ثُمَّ عَرَضَهَا عَلَی‌ الأَرَضِينَ ...}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام رضا علیه‌السلام فرمود: ... و در روز غدير خداوند ولایت امیرالمؤمنین را بر اهل آسمان‌های‌ هفت‌گانه عرضه كرد، پس اهل آسمان هفتم در پذیرش آن پیشی گرفتند و خداوند آسمان هفتم را با عرش زینت نمود، سپس اهل آسمان چهارم در پذیرش آن پیشی گرفتند و خداوند آسمان چهارم را با بیت‌المعمور زینت نمود، سپس اهل آسمان دنیا به پذیرش آن شتافتند و خداوند آسمان دنیا را با ستارگان زینت نمود، پس از آن خداوند ولایت را بر زمین‌ها عرضه نمود ...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمةالأطهار علیهم‌السلام، ج۲۷، ص۲۶۲ و إقبال الأعمال، ج۱، ص۴۶۴ و زاد المعاد، ج۱، ص۲۰۳&lt;br /&gt;
عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال، ج۱۵، ص۲۲۲&lt;br /&gt;
}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA:_%D8%BA%D8%AF%DB%8C%D8%B1_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7_%D9%BE%DB%8C%D8%B4_%D8%A7%D8%B2_%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7_%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%87&amp;diff=2205</id>
		<title>روایت: غدیر برای آسمانی‌ها پیش از زمینی‌ها بوده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA:_%D8%BA%D8%AF%DB%8C%D8%B1_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7_%D9%BE%DB%8C%D8%B4_%D8%A7%D8%B2_%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7_%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%87&amp;diff=2205"/>
		<updated>2026-06-08T15:00:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: صفحه‌ای تازه حاوی «{{قالب روایت| {{روایت|الحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ الهَاشِمِيُّ عن فُرَاتُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ فُرَاتٍ الكُوفِيُّ عن مُحَمَّدُ بْنُ ظَهِيرٍ عن عَبْدُالله بْنُ الفَضْلِ الهَاشِمِيُّ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{قالب روایت|&lt;br /&gt;
{{روایت|الحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ الهَاشِمِيُّ عن فُرَاتُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ فُرَاتٍ الكُوفِيُّ عن مُحَمَّدُ بْنُ ظَهِيرٍ عن عَبْدُالله بْنُ الفَضْلِ الهَاشِمِيُّ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَلَيْهِمُ‌السَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَلله صَلَّی‌ اَلله عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ: ... مَعَاشِرَ النَّاسِ! وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالنُّبُوَّةِ وَ اصْطَفَانِي عَلَىٰ جَمِيعِ الْبَرِيَّةِ، مَا نَصَبْتُ عَلِياً عَلَماً لِأُمَّتِي فِي الْأَرْضِ حَتَّىٰ نَوَّهَ الله بِاسْمِهِ فِي سَمَاوَاتِهِ وَ أَوْجَبَ وَلَايَتَهُ عَلَىٰ مَلَائِكَتِهِ.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام جعفر صادق از پدرانش علیهم‌السلام: ... رسول خدا صلی الله علیه و آله روز غدیر خم فرمود: ای مردم! سوگند به کسی که مرا برای پیامبری برانگیخت و بر همۀ مخلوقات برگزید، من علی را پیشوای امّتم در زمین نگماردم تا آنکه خداوند به نام او در آسمان‌هایش ندا داد و ولایت او را بر فرشتگان خویش واجب گردانید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الأمالی للصدوق، ج۱، ص۱۲۵ و روضة الواعظین، ج۱، ص۱۰۲ و بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، ج۱، ص۲۳ و اليقين باختصاص مولانا علی علیه‌السلام بإمرة‌المؤمنین، ج۱، ص۵۵۰ و بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمةالأطهار علیهم‌السلام، ج۳۷، ص۱۰۹ و عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال، ج۱۵، ص۱۳۰&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{سه ستاره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{روایت|قَالَ الإِمَامِ الرِّضَا عَلَيْهِ‌السَّلاَمُ: ... وَ فِي يَوْمِ الغَدِيرِ عَرَضَ اَللهُ الوَلاَيَةَ عَلَی‌ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ، فَسَبَقَ إِلَيْهَا أَهْلُ السَّمَاءِ السَّابِعَةِ فَزَيَّنَ بِهَا العَرْشَ، ثُمَّ سَبَقَ إِلَيْهَا أَهْلُ السَّمَاءِ الرَّابِعَةِ فَزَيَّنَهَا بِالبَيْتِ المَعْمُورِ، ثُمَّ سَبَقَ إِلَيْهَا أَهْلُ السَّمَاءِ الدُّنْيَا فَزَيَّنَهَا بِالكَوَاكِبِ، ثُمَّ عَرَضَهَا عَلَی‌ الأَرَضِينَ ...}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام رضا علیه‌السلام فرمود: ... و در روز غدير خداوند ولایت امیرالمؤمنین را بر اهل آسمان‌های‌ هفت‌گانه عرضه كرد، پس اهل آسمان هفتم در پذیرش آن پیشی گرفتند و خداوند آسمان هفتم را با عرش زینت نمود، سپس اهل آسمان چهارم در پذیرش آن پیشی گرفتند و خداوند آسمان چهارم را با بیت‌المعمور زینت نمود، سپس اهل آسمان دنیا به پذیرش آن شتافتند و خداوند آسمان دنیا را با ستارگان زینت نمود، پس از آن خداوند ولایت را بر زمین‌ها عرضه نمود ...&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمةالأطهار علیهم‌السلام، ج۲۷، ص۲۶۲ و إقبال الأعمال، ج۱، ص۴۶۴ و زاد المعاد، ج۱، ص۲۰۳ و عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال، ج۱۵، ص۲۲۲&lt;br /&gt;
}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA&amp;diff=2204</id>
		<title>فهرست روایات</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA&amp;diff=2204"/>
		<updated>2026-06-08T14:57:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{#tag:html|&lt;br /&gt;
&amp;lt;div style=&amp;quot;position: relative; display: inline-block;margin-bottom: 15px;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
  &amp;lt;input type=&amp;quot;text&amp;quot; id=&amp;quot;filterInput&amp;quot; style=&amp;quot;min-width: 300px;&amp;quot; placeholder=&amp;quot;جستجو در عناوین&amp;quot; oninput=&amp;quot;filter();&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
  &amp;lt;div id=&amp;quot;clearinput&amp;quot; style=&amp;quot;position: absolute; display: none; top: 5px; left: 8px; cursor: pointer;&amp;quot; &lt;br /&gt;
       onclick=&amp;quot;document.getElementById(&#039;filterInput&#039;).value = &#039;&#039;; filter(); this.style.display=&#039;none&#039;;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
    X&lt;br /&gt;
  &amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;script&amp;gt;&lt;br /&gt;
function filter() {&lt;br /&gt;
  const input = document.getElementById(&#039;filterInput&#039;);&lt;br /&gt;
  const filterValue = input.value.toLowerCase();&lt;br /&gt;
  const clearBtn = document.getElementById(&#039;clearinput&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  // نمایش یا مخفی کردن دکمه X&lt;br /&gt;
  clearBtn.style.display = filterValue ? &#039;block&#039; : &#039;none&#039;;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  // گرفتن تمام liهای صفحه&lt;br /&gt;
  const items = document.getElementsByTagName(&#039;li&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  // فیلتر کردن آیتم‌ها&lt;br /&gt;
  for (let li of items) {&lt;br /&gt;
    if (li.textContent.toLowerCase().includes(filterValue)) {&lt;br /&gt;
      li.style.display = &#039;&#039;;&lt;br /&gt;
    } else {&lt;br /&gt;
      li.style.display = &#039;none&#039;;&lt;br /&gt;
    }&lt;br /&gt;
  }&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/script&amp;gt;&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|آخرالزمان شر الازمنه؛ زنان کاشفات عاریات}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|سند اشهد ان علیاً امیرالمؤمنین ولی‌الله در اذان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ارتداد مردم به‌خاطر عدم پذیرش امیرالمؤمنین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اقوامی که اهل نماز و روزه هستند؛ ولی به‌خاطر میل به‌دنیا جهنمی می‌شوند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امام‌حسین؛ هر وقت به آیات نگاه کردم از تو دور شدم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امیرالمؤمنین با تمام انبیاء در خفا و با پیامبر آخرالزمان آشکارا آمده‌است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امیرالمؤمنین، امر خدا}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|انا قرآن‌الناطق}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اگر زهرا نبود، شما را خلق نمی‌کردم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اگر نور ابوطالب تجلی کند، تمام مردم رُبس می‌شوند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ایمان ابوطالب، بالاتر از همه خلقت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ابوطالب برترین یاور پنهان پیامبر}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اگر همه عالم به یک‌طرف رفتند، تو برو طرف علی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ایراد امام زمان به ابن مهزیار}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|برخورد زنها با مردها در بازار}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|به رو افتادن در آتش جهنم کسی که عبادت زیاد بی‌ولایت امیرالمؤمنین دارد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تعجب ملائکه آسمان از این‌که کسی با دین از دنیا برود}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اختلاف شیعیان قبل از ظهور}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تمام انبیاء باید فرمان مصحف را می‌بردند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خلقت در اختیار امیرالمؤمنین و امامان معصوم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|رفتن حضرت زهرا به درِ خانه مهاجر و انصار برای یاری امیرالمؤمنین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|در آخرالزمان قبله مردها زنانشان هستند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دلیل شهادت امام‌حسین؛ بغضاً لابیک}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زنگ در بهشت، یا علی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زهرا یعنی نورفشان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قرآن را از علی بپرسید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قطار شتر از فضائل امیرالمؤمنین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قول عمر، این مرد هذیان می‌گوید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قول عمر، حسبنا کتاب‌الله}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مثل زنبور عسل باشید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مسلمان شدن یهودیان به نور چادر زهرا}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مهرزننده مؤمن و منافق، امیرالمؤمنین است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|موجودات و اشیاء به اسم امیرالمؤمنین موجود شدند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|نصب آنتن در آخرالزمان بر بالای بام خانه‌ها}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|وقتی آدم در گلش بود من نبی بودم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|پیامبر، هر وقت مشتاق بهشت می‌شوم، سینه زهرا را می‌بوسم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کندی حضرت یونس در قبولی ولایت امیرالمؤمنین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|گفتار عایشه، ما در شب به نور زهرا سوزن نخ می‌کردیم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|گفتار پیامبر، ای علی اگر چهل‌نفر تو را یاری کردند، حقت را بگیر}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|توهین به مؤمن و خراب کردن خانه خدا}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تعداد رگهای بدن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حرمت ازدواج لواط کار با خواهر لواط شونده}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|آخرالزمان شبیه به امتهای سابقه}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مریض شدن ائمه به مریضی شیعیان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|برآوردن حاجت برادر مؤمن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|جمع شدن ائمه هر شب جمعه در عرش و تمامی نداشتن علم ولایت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عذاب و نابودی اعمال با نارضایتی برادر دینی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|غبطه امام به مجلس ولایت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خدا مصر به گناه را نمی‌آمرزد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مردم عیالات خدا هستند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|با اهل بدعت رفاقت و هم‌نشینى نکنید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امام‌زمان؛ یا جداه، اگر اشک چشمم تمام شود، خون گریه می‌کنم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|علت گریه امام زمان؛ توهین به حضرت زینب}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اگر پیامبر برعکس سفارش کرده بود، دیگر اذیتی نبود که به ذوی‌القربای ایشان برسانند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|سخنگوی ولایت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مکان شرط نیست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|شرط قبولی عبادت، ولایت است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|سخاوت، برتر از عبادت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زیارت با معرفت امام رضا، بالاتر از هزار حج و عمره}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|شاد کردن مؤمن، محبوبترین عمل}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|جاهایی که نگاه کردن به آن عبادت است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دفاع امام از شیعیان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|نابودی عمل هفتاد پیغمبر بدون ولایت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مرام اهل سقیفه مانند شیطان، اطاعت امر نکردن است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قبول نبودن اعمال کسی که مال حرام کسب کند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قبول نبودن عمل کسی که حرام بخورد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خدا صدای دعا کردن مؤمن را دوست دارد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خدا دنیا را به دوست و دشمن می‌دهد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|بلا برای همه کرامت نیست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دروغ می‌گوید کسی که خود را دوست پیامبر می‌داند اما دشمن علی است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|بهشت مشتاق دوستان علی است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خلق از عمق شناخت خدا و ولایت عاجز است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|برتری عیدغدیر بر سایر اعیاد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کسی که ذره‌ای محبت امیرالمومنین داشته باشد نمی‌سوزد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عنوان نامه عمل مؤمن دوستی علی است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|معراج تمامش سفارش علی است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تبرک برداشتن خاک پای امیرالمومنین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|صراط مستقیم امیرالمؤمنین و ائمه اطهار هستند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خوشبخت حقیقی دوست علی است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مردم باید به سمت امام بروند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|فضایل امیرالمومنین بی‌شمارند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امیرالمؤمنین و پبامبر یک روح و یک نورند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تسبیحات حضرت زهرا برتر از هزار رکعت نماز در روز}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حرمت نام حضرت فاطمه سلام الله علیها}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حرمت خانه حضرت زهرا سلام الله علیها}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|نارضایتی حضرت زهرا از آن دو نفر}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|وجوب اطاعت تمام خلقت از حضرت زهرا سلام الله علیها}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|جلساتی که نباید در آنها شرکت کرد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تأیید مجالس شیعیان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امر به شرکت در مجالس ذکر اهل‌بیت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امر به دیدار برادران دینی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مباهات کردن خدا به جلسه ولایت و برتری دعوت کننده به امر اهل‌بیت بر سایر مردم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|یاد اهل‌بیت یاد خداست و یاد دشمنانشان یاد شیطان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ناراحت کردن و دشمنی با مؤمن گناه غیر قابل بخشش و موجب بی‌ولایتی (همدیگر را ندرید)}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|بغض مؤمن داشتن مانع آمرزش شب قدر}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|جبران نشدن ناراحت کردن مؤمن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حضرت زهرا حجت بر حجتهای خداست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دلیل خلق جهنم، دشمنی با علی است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|به خاطر مؤمنانی که در اصلاب منافقان بودند امیرالمؤمنین آنها را از بین نبرد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ولایت شرط قبولی تمام اعمال}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|گناه با ولایت آمرزیده می‌شود اما معصیت ولایی آمرزش ندارد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ولایت علی علیه‌السلام امان از آتش}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|یتیمان آل محمد در حمایت شیعه حقیقی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|بهترین اعمال فرشتگان و مرتبه‌بندی آنها}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|گرانی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|وجوب کامل فرستادن صلوات}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|صلوات تمام خلقت بر فرستنده صلوات}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اگر مردم بعد از پیغمبر دنبال ولایت می‌رفتند هیچ تفرقه‌ای نبود}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|پنج علامت مؤمن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عالمی که آنچه به درد مردم می‌خورد نگوید لعنة‌الله است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تهمت به مؤمن موجب بی‌دینی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کم تعداد بودن شیعیان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|بی‌وفایی مردم با امام حسن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مردی که برای خانواده‌اش تلاش کند جهادگر است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کسی که سیر بخوابد و همسایه‌اش گرسنه باشد ایمان ندارد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|علاقه امام صادق به مجلس ولایت و آمرزش گناهان با تر شدن چشم برای اهل‌بیت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تمرین ولایت موجب رشد و نجات}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خوشی‌های مؤمن در دنیا}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اولوالامر در کلام پیغمبر}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دستور اهل بیت به تبری از اهل بدعت و لعن آنها}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زمانی که علما شرار خلق می‌شوند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کسی که یک نفر را گمراه کند او را کشته است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|درخشش نور مؤمن برای اهل آسمان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|نعمتی که از آن سؤال می‌شود ولایت است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|نهی از غیبت، غیبت بزرگتر از زناست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|لزوم اطاعت زن از شوهر در کلام پیغمبر}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مردی که راضی باشد زنش زینت کرده و معطر بیرون برود دیوث و اهل آتش است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عیدالزهرا، عید غدیر دوم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قابیل جزء طاغوت است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|بوی شیعه‌ها}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خلق پرستی بدتر از بت پرستی است و مردم را روبروی امام قرار می‌دهد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حرام بودن ربا}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|نهی از معامله با کسی که کارد به استخوانش رسیده}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|شیعه زمان غیبت افضل تمام زمان‌هاست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دوستان اهل‌بیت نباید موجب سرافکندگی آنها باشند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|در تولی و تبری پدر و فرزندی هم لحاظ نیست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حرمت غنا و موسیقی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|منکر ولایت، منکر نبوت و منکر خداست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ولد الحیض و ولد الزنا دشمن امیرالمؤمنین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حرام و حلال پیغمبر تا قیامت تغییر نمی‌کند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حضرت خدیجه قبل از ازدواج با پیامبر به ایشان ایمان داشت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|لزوم داشتن تولی و تبری هم‌زمان شیعیان و محبان اهل‌بیت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امیرالمؤمنین «و لم یکن له کفواً احد» است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|سجده به آدم تعظیم نور اهل‌بیت بود}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اگر زمین از حجت خدا خالی باشد اهلش را فرو می‌برد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قول امام کسی که دینش را در زمان غیبت حفظ کند با من و در درجه من است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کسی که کَلّ بر مردم باشد ملعون است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زائر امام حسین علیه‌السلام باید گریان باشد نه خندان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|روزی رسان خداست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|فریادرس و افضل تمام انبیاء محمد و آل‌محمد هستند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|سلمان منا اهل البیت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|رسول خدا و امیرالمؤمنین برترین والدین امت هستند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تفاوت مدعیان تشیع با شیعیان حقیقی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|بعثت تمام پیامبران بر پایه ولایت امیرالمؤمنین است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اکثر آنها که همراه امیرالمؤمنین می‌جنگیدند معرفت به حق امام نداشتند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|لعنت کردن پرچم حق در زمان ظهور امام زمان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|جاهایی که امام رضا به داد زائرش می‌رسد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کسی که محبوبش امام باشد، دنیا و بهشت را نمی‌خواهد؛ اما به او می‌دهند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مساجد در آخرالزمان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اشراف حجت خدا به زبان تمام موجودات}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|لزوم کتمان عقیده و اسرار اهل‌بیت از نااهلان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دروغ بدتر از دزدی و زنا و موجب بی‌دینی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مدارا کردن با پدر و مادری که معرفت به حق ندارند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زیارت دوست صالح اهل‌بیت مثل زیارت آنها است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|نهی از خواندن شعر در مساجد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|فتنه پسران امرد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|پیش‌مانده‌ غذای مؤمن شفاست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|از درِ اهل بیت باید به خدا رسید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دنبال خلق نرو، (دنباله نباش)}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|شیعه به ریسمان غیر اهل‌بیت چنگ نمی‌زند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امام حسین را مسلمان‌ها کشتند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امیرالمؤمنین؛ نصر الدین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عذاب مسخ شدن عده‌ای در آخرالزمان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دوست پیامبر کسی است که امر خدا را اطاعت کند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|پرهیز از گناهان کوچک}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|گریه تمام خلقت برای امام حسین حتی جهنم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خرابه‌نشینی جغد بعد از شهادت امام حسین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امام حسین را کشتند و مسجد ساختند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امام حسین کشته جلسه بنی‌ساعده}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ابوبکر و عمر اولین ظالمان به حق محمد و آل محمد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زیارت با معرفت قبر امام حسین، زیارت خداست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امام زمان ذریه قاتلان امام حسین را می‌کشد چون به عمل پدرانشان راضی هستند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امام زمان وقتی ظهور می‌کند که دیگر در صلب مردم شیعه به وجود نمی‌آید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دوست علی دوست خداست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ندای آسمانی و ندای شیطان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|فقه و اصول باید در اختیار ولایت باشد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|بترسید از این‌که به کسی ظلم کنید که بگوید خدا}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اثر مال حرام روی نطفه}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|بی‌لیاقتی مردم باعث می‌شود خدا امام را از میان آنها ببرد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|روزی حرام قسمت نشده، تو با بی‌صبری حرامش می‌کنی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|غیبت بدعت‌گذار را کردن اشکال ندارد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اهمیت مذاکره علمی و تمرین ولایت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کسی که مردم را از مؤمن بازدارد، روز قیامت گوشت صورت ندارد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عید ما روزی بود از مشرکین اسمی نباشد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|شوخ‌طبعی مؤمن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قبول نبودن توبه بدعت‌گذار}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|القا و افشا داشتن مؤمن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خلق را مؤثر دانستن از کم عقلی است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ترک نگاه غیر امر}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قانع و راضی باشید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دوستان امیرالمؤمنین به هم وصلند و از ناراحتی هم ناراحت می‌شوند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ازدواج زهرا با خداست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|با محبت اهل‌بیت طواف کن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|روایتی را بپذیرید که با قرآن مطابق باشد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دادن سخاوت به اهلش}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اگر می‌خواهید به کسی حرف بزنید اول تستش کنید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زیارت مؤمن، زیارت خداست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امام، امرش است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خدایی که نبینم را نمی‌پرستم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کسی که می‌گویند خوب است، ببینید عقلش چطور است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ضرورت داشتن تقیه}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مسموم شدن پیامبر توسط آن دو زن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|آن دو نفر، گناه خودشان و گناه کسانی که گمراهشان کردند به گردنشان است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خلق از درک حقیقت ولایت عاجز است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|چهارده معصوم نمی‌سوزند، آتش زدن خانه امام صادق}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ولایت آب زندگانی است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|نهی از غِش در معامله}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عذرخواهی خدا از فقرا روز قیامت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|توصیه امام رضا به امام جواد برای رفتن از باب الکبیر}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کلام امام، جانم را برای امام زمان نگه می‌دارم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|محبت غلام بنی‌ریاح به امیرالمؤمنین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حرام بودن هر نوع مست‌کننده و نهی از آبجو}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|فروگذار نشدن هیچ چیز در نامه اعمال}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|هرکس می‌میرد امیرالمؤمنین بالای سرش حضور دارد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|پرهیز از حب دنیا}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مذمت ترک نماز}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تفاوت مؤمن و منافق نسبت به امیرالمؤمنین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دین را از غیر شیعه نگیرید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|به غیر خدا امید داشته باشی، امیدت قطع می‌شود}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قول پیامبر، از شوهر چیزی نخواهید که نتواند انجام دهد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عذرخواهی مردم را فوری بپذیر}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|گنه‌کار سخی بهتر از عابد بخیل}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|نقش نگاه روی قلب}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اهل سقیفه محمد می‌گفتند اما با پیامبر هم دشمن بودند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حکومت الله به دست امام زمان برپا می‌شود}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زنی که بدون اجازه شوهرش بیرون برود مورد لعنت است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|برطرف شدن بلا به واسطه شیعه زمان غیبت، لزوم حفظ زبان و خانه‌نشینی در آن زمان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|در خانه بودن زنان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|گناه علمایی که حق امیرالمومنین را می‌پوشانند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خلقت مدیون مهریه حضرت زهرا}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|منزلت شیعیان به میزان فهمشان از روایات اهل‌بیت است، نه روایت گفتن تنها}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|از خودتان حرف نزنید، حرف اهل‌بیت را بگویید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خلق‌پرستی با خداپرستی منافات دارد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مردمی که فقط ماه رمضان عبادت می‌کنند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دوستدار واقعی تو، به خاطر خوشایند تو حقیقت را از تو پنهان نمی‌کند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اگر می‌توانی گناه نکنی از خانه بیرون برو}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|سر به سر کران نگذار}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|جان هر حکومتی دست خداست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مردان و زنانی که امام صادق آنها را لعنت می‌کردند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|رحمانیت خدا شامل همه مخلوقات می‌شود حتی گنهکاران}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عقبه در قیامت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|علی ولی‌الله}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|برادران پیغمبر در آخرالزمان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|احتجاج امام زمان کنار خانه کعبه (منم آدم، منم نوح)}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حفظ اهل قم تا زمانی که به برادران دینی خیانت نکنند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حرفهای ولایت را بنویسید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|آیات حجاب}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حرام بودن شطرنج}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ماه رجب، ماه امیرالمؤمنین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ندای جبرئیل: ارکان هدایت شکست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دعای امیرالمؤمنین: خدایا من را از این‌ها بگیر}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|غریبی امام رضا در میان خویشاوندانش}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خدا با هیچ‌کس قوم و خویشی ندارد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دست کشیدن امام زمان روی سر مردم و کامل شدن عقل‌های آنها}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|لبت را حرکت بده، با امام حرف بزن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حاجب گرفتن امام هادی برای دعا کردن به ایشان زیر قبه امام حسین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|برآوردن حاجت برادر مؤمن بالاتر از نماز امام حسین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|روز عرفه خدا اول به زائران امام حسین نگاه می‌کند بعد به حاجیان در عرفات}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تندی مؤمن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اشاره امام صادق به کم بودن یاوران حقیقی ایشان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ام‌المؤمنین نبودن عایشه}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|رفع بلا از شیعیان با فداکاری امام کاظم علیه‌السلام}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کنیزی که به زندان امام موسی کاظم علیه‌السلام فرستاده شد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|منع شدن خمس و فیء و فدک توسط غاصبین خلافت از امیرالمؤمنین و حضرت زهرا تا مردم از اطراف آنها پراکنده شوند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|چهارده معصوم یک نورند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مؤمن به برادر مؤمن خیانت نمی‌کند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امیرالمؤمنین درب شهر نبی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امیرالمؤمنین آیت عظمای خدا}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امیرالمؤمنین پیش از خلقت بوده‌ و آموزگار ملائکه است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کسی که بتواند کربلا برود اما نرود، اگر بهشتی شود آنجا اجاره نشین است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حلم امام صادق در برخورد با کنیزی که باعث مرگ فرزندش شد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|معاویه ملعون می‌خواست نام پیامبر را از میان بردارد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عذاب زیر و رو شدن قوم لوط}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|معنی مغضوب و ضالین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ذکر، اطاعت امر خداست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|معرفت به امام زمان مهمتر از دیدن ایشان است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|لباس احرام، لباس اطاعت و ترک معصیت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|محبّ اهل‌بیت شلاق نمی‌خورد، چه رسد به شیعه واقعی و امام معصوم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|چاهی که امیرالمؤمنین در آن حرف زدند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|آخرالزمان گلیم خانه‌های خود باشید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|لزوم داشتن فهم دین و قبول نبودن اعمال بدون آن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|غربال شدن شیعیان مثل گندمی که آفت به آن بزند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دشمن ولایت جرمش بیشتر از دشمن نبوت است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|پرهیز از عالِم خلق‌پرست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|انواع حج کردن در آخرالزمان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|آب شدن قلب مؤمن از دیدن منکرات در آخرالزمان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قدرت یاوران امام زمان هنگام ظهور}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|تأیید حضرت معصومه توسط امام صادق پیش از به دنیا آمدن ایشان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد، با آن محشور می‌شود}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خداشناسی، شناخت و اطاعت امام معصوم است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قرآن برای متقین نازل شده}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|با امام زمانتان ارتباط داشته باشید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|در قلمدان ظالم آب نریزید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کلام امام کاظم به مردی که شترهایش را به هارون کرایه می‌داد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|از دست دادن دین در آخرالزمان، مثل پاک شدن سرمه از چشم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امام حسین نام تمام پسرانش را علی گذاشت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اهل جماعت واقعی علی و شیعیانش هستند و تفرقه‌گران مخالفین آنها می‌باشند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عرضه کردن دین حضرت عبدالعظیم بر امام هادی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|در مقابل ولایت سربه‌زیر شو تا سرفراز شوی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کارهای ما را امام زمان می‌بیند، جلوی امام زمان گناه نکنید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|پاسخ حضرت زهرا به سؤال بهترین چیز برای زن چیست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مردن بی‌معرفت امام، مردن زمان جاهلیت است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اسلام، تسلیم بودن و یقین داشتن و عمل کردن است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|انتخاب امام کار خداست نه خلق}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عزت و در پرده بودن حضرت زینب}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امر کردن حضرت زینب به سکوت و خاموش شدن صدای مردم و زنگها}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امام حسین امر جدش رسول‌الله را اطاعت کرد که همراه اهل‌بیتش به کربلا رفت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|لشکر یزید نمی‌توانستند اهل‌بیت امام حسین را ببینند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ولایت خواستن بالاتر از بهشت خواستن است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مدد گرفتن پیغمبر از امیرالمؤمنین در جنگ احد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|شیعه بودن افضل از سید بودن است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|لعن کردن در نهان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ایام الله}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|شیعیان برگ درخت توحیدند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خدا اعمال را از متقی می‌پذیرد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|دین حب و بغض است، دین تولی و تبری است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مؤمنی که از بهشت بگذرد در رجعت می‌آید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ائمه معصومین قابل مقایسه با خلق نیستند و مشابه ندارند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خداوند راحتی و خوشی را در دنیا قرار نداده}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اشاره امام کاظم علیه‌السلام به شهید شدنشان هنگامی که پیکرشان روی پل بغداد بود}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|هر خلقی به جایی رسید، به واسطه ولایت رسید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ائمه اطهار در دنیا کسب علم نکردند، بلکه پیش از خلقت به آنها عطا شده و همچنان خواهد شد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امر خدا به حضرت موسی برای درآوردن کفش‌هایش در وادی نور}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ساییده شدن گل شیعه و مخالفان به هم}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حرام بودن تصرف به غیر امر در اموال مربوط به امام زمان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|علت صلح امام حسن علیه‌السلام، حفظ جان شیعیان بود}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امر خدا به وسیله بردن اهل‌بیت به درگاهش}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|فرمان خدا را ببر تا فرمان فرمایت کند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|کلام رسول‌الله، هیچ پیامبری مثل من اذیت نشد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قطع رابطه امام صادق با دوستی که به غلام خود دشنام داد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ناصبی فرقی ندارد نماز بخواند یا زنا کند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|خوشی زمان رجعت است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|آن سه نفر در جنگها پیکار نمی‌کردند چون می‌خواستند بمانند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|فاطمه یعنی دوستانش را از آتش نجات می‌دهد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امیرالمؤمنین تنها کفو حضرت زهراست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امام زمان هست؛ اما ظلم و گناه مانع دیدن اوست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حضرت زهرا دوستانش را از صحرای محشر جدا می‌کند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امیرالمؤمنین و ائمه اطهار امام متقیان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زنی که به خاطر لعنت بر ظالمان به حضرت زهرا دستگیر شد و به دعای امام صادق آزاد گشت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زمانی که افراد را به خاطر نام می‌کشند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|من هم همان، نباش}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|متصل شدن زمین به آسمان هنگام خروج امام زمان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|شرط لا اله الا الله، محبت اهل‌بیت است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|یهودی اگر محبت امیرالمؤمنين داشته باشد، نمی‌سوزد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|زیارت قبر حضرت عبدالعظیم مثل زیارت سیدالشهداء}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|نازل شدن شمشیرهای اصحاب امام زمان از آسمان}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عذاب عابدی که به خروس کمک نکرد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|قضیه حمام منجاب}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ناراحت نشدن از حرف خلق وقتی در راه درست هستی}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عدم جواز گناه کردن به بهانه ولایت داشتن و آمرزیده شدن}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|سبک شمردن مؤمن، سبک شمردن امام است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|شخصی که با خوشحال کردن برادر مؤمن، خدا و رسول و ائمه اطهار را خوشحال نمود}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|پرنده‌ای که با صلوات بر اهل‌بیت سیر  و با برائت از دشمنانشان سیراب می‌شد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|افرادی که کلام امیرالمومنین را نکشیدند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مردی که با سخاوت هنگام دارایی، از سختی که برایش مقدر شده بود نجات یافت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|برگرداندن خورشید توسط امیرالمومنین}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مؤمن با چشم قلبش می‌بیند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ائمه اطهار می‌گویند دنبال متقی بروید}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|عقل یعنی باید غصه بخوری}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|مؤمنی که به واسطه او شهرها حفظند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|هدایت با خداست، نه با خلق}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|ائمه اطهار خودشان نماز و روزه‌اند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|وجه الله ائمه اطهارند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|آصف یک علم از کتاب داشت، تمام علم نزد امیرالمؤمنین است}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|از کار افتادن سلاح دشمنان امام زمان هنگام ظهور}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|واجبات، ترک محرمات، انتظار الفرج، آرام!}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|شیعه واقعی، برادر مؤمن را به خودش ترجیح می‌دهد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|یک ساعت تفکر، بهتر از هفتاد سال عبادت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|پاگذاشتن امیرالمؤمنین روی دوش نبی و شکستن بتها}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|حضور ملائکه در مجلس ولایت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|نخندیدن در روی دشمن اهل‌بیت}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|چهارده معصوم احتیاج ندارند}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|امامی که نداند، حجت خدا نیست}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اویس بوی بهشت می‌دهد}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|غدیر برای آسمانی‌ها پیش از زمینی‌ها بوده}}&lt;br /&gt;
{{لینک روایت|اذان نگفتن بلال بعد از رسول خدا}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده:صفحات سایت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA:_%D8%B9%D8%AF%D9%85_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%B2_%DA%AF%D9%86%D8%A7%D9%87_%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86_%D9%88_%D8%A2%D9%85%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87_%D8%B4%D8%AF%D9%86&amp;diff=2203</id>
		<title>روایت: عدم جواز گناه کردن به بهانه ولایت داشتن و آمرزیده شدن</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA:_%D8%B9%D8%AF%D9%85_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%B2_%DA%AF%D9%86%D8%A7%D9%87_%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86_%D8%A8%D9%87_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA_%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86_%D9%88_%D8%A2%D9%85%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87_%D8%B4%D8%AF%D9%86&amp;diff=2203"/>
		<updated>2026-06-08T14:57:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{قالب روایت|&lt;br /&gt;
{{روایت|أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَارِدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِالله عَلَيْهِ‌السَّلاَمُ حَدِيثٌ رُوِيَ لَنَا أَنَّكَ قُلْتَ «إِذَا عَرَفْتَ فَاعْمَلْ مَا شِئْتَ‌». فَقَالَ: قَدْ قُلْتُ ذَلِكَ. قُلْتُ: وَ إِنْ زَنَوْا أَوْ سَرَقُوا أَوْ شَرِبُوا الخَمْرَ؟ فَقَالَ لِي: «إِنّٰا لِله وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ»، وَالله مَا أَنْصَفُونَا أَنْ نَكُونَ أُخِذْنَا بِالْعَمَلِ وَ وُضِعَ عَنْهُمْ. إِنَّمَا قُلْتُ: إِذَا عَرَفْتَ، فَاعْمَلْ مَا شِئْتَ مِنْ قَلِيلِ الخَيْرِ وَ كَثِيرِهِ، فَإِنَّهُ يُقْبَلُ مِنْكَ. }}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محمّد بن مارد گويد: به حضرت صادق علیه‌السلام گفتم: حديثی برای ما روايت شده كه شما فرموده‌ايد: هنگامی که معرفت [به ولایت] پيدا كردی، پس هرچه خواهی بكن. حضرت فرمود: من آن را گفته‌ام‌. گفتم: اگرچه زنا كنند يا دزدی كنند يا شراب بنوشند؟ حضرت به من فرمود: «إنّا لله و إنّا إليه راجعون»، به خدا سوگند با ما به انصاف رفتار نكرده‌اند كه خود ما به اعمالمان مؤاخذه شويم، ولی تكليف از آنها برداشته شده باشد. همانا من گفتم: چون معرفت پيدا كردی، هرچه خواهی كم يا زياد كار خير انجام بده كه از تو پذيرفته می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الکافي، ج۲، ص۴۶۴ و تنبيه الخواطر و نزهة النواظر (مجموعة ورّام)، ج۲، ص۱۶۰ و تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، ج۱، ص۱۱۴&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{سه ستاره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{روایت|مُحَمَّدُ بْنُ القَاسِمِ المُفَسِّرُ الجُرْجَانِيُّ عن أَحْمَدُ بْنُ الحَسَنِ الحُسَيْنِيُّ عَنِ الحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ النَّاصِرِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ الرِّضَا عَنْ أَبِيهِ مُوسَی‌ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ الحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ الحُسَيْنِ عَلَيْهِم‌السَّلاَمُ قَالَ: قِيلَ لِأَمِيرِالمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ‌السَّلاَمُ: صِفْ لَنَا المَوْتَ. فَقَالَ: عَلَى الخَبِيرِ سَقَطْتُمْ، هُوَ أَحَدُ ثَلاَثَةِ أُمُورٍ يَرِدُ عَلَيْهِ: إِمَّا بِشَارَةٌ بِنَعِيمِ الأَبَدِ وَ إِمَّا بِشَارَةٌ بِعَذَابِ الأَبَدِ وَ إِمَّا تَحْزِينٌ وَ تَهْوِيلٌ وَ أَمْرُهُ مُبْهَمٌ، لاَ يَدْرِي مِنْ أَيِّ الفِرَقِ هُوَ. فَأَمَّا وَلِيُّنَا المُطِيعُ لِأَمْرِنَا فَهُوَ المُبَشَّرُ بِنَعِيمِ الأَبَدِ وَ أَمَّا عَدُوُّنَا المُخَالِفُ عَلَيْنَا فَهُوَ المُبَشَّرُ بِعَذَابِ الأَبَدِ وَ أَمَّا المُبْهَمُ أَمْرُهُ اَلَّذِي لاَ يُدْرَى مَا حَالُهُ، فَهُوَ المُؤْمِنُ المُسْرِفُ عَلَى نَفْسِهِ، لاَ يَدْرِي مَا يَئُولُ إِلَيْهِ حَالُهُ، يَأْتِيهِ الخَبَرُ مُبْهَماً مَخُوفاً، ثُمَّ لَنْ يُسَوِّيَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِأَعْدَائِنَا، لَكِنْ يُخْرِجُهُ مِنَ النَّارِ بِشَفَاعَتِنَا. فَاعْمَلُوا وَ أَطِيعُوا، لاَ تَتَّكِلُوا وَ لاَ تَسْتَصْغِرُوا عُقُوبَةَ اَللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَإِنَّ مِنَ المُسْرِفِينَ مَنْ لاَ تَلْحَقُهُ شَفَاعَتُنَا إِلاَّ بَعْدَ عَذَابِ ثَلاَثِمِائَةِ أَلْفِ سَنَةٍ.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضـرت جوادالائمه علیه‌السلام از پـدرانش علیهم‌السلام: به امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام گفتند: مرگ را برای ما توصیف نما. حضرت فرمود: بر انسان آگاه وارد شدید. مرگ یکی از سه چیز است که بر انسان وارد می‌شود: یا بشارتی به نعمت همیشگی است؛ و یا تهدید به عذاب همیشگی است؛ و یا ناراحت کردن و ترساندن است، در حالی که سرنوشتش مبهم می‌باشد، نمی‌داند او جزء کدام گروه است. اما اهـل ولایت ما که مطیع امر ماست، پس او به نعمت همیشـگی بشارت داده می‌شود؛ و اما دشـمن ما که اهل مخالفت با مـاست، پس او به عـذاب همیشـگی تهدیـد می‌شود؛ و اما آن‌که امرش مبهم است و معلوم نیست عاقبتش چیست، او مؤمن گناهکار است که از حدود خود تجاوز کرده و نمی‌دانـد کارش به کجا می‌کشد، خبرها به صورت مبهم و ترسـناک به او می‌رسـد. پس خـداوند عزوجل هرگز چنین فردی را با دشـمنان ما مساوی قرار نمی‌دهد [که در آتش مخلد باشند]، بلکه با شفاعت ما او را از آتش می‌رهاند. پس عمل کنـید و اطاعت نمایید و [به محبت ما بـدون اطاعت] تکیه نکنیـد و عقوبت خدای عزوجل را کوچک مشمارید؛ زیرا بعضی از این گناهکان هستند که شفاعت ما پس از سیصد هزار سال ع‍ذاب به آنان می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
معانی الاخبار، ج۱، ص۲۸۸ و الإعتقادات، ج۱، ص۵۱ و نوادر الأخبار فیما یتعلق بأصول الدین، ج۱، ص۳۱۳ و بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمةالأطهار علیهم‌السلام، ج۶، ص۱۵۳&lt;br /&gt;
}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86_87&amp;diff=2202</id>
		<title>نیمه شعبان 87</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86_87&amp;diff=2202"/>
		<updated>2026-06-08T14:55:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بسم الله}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات فراداده سخنرانی|10328}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعوذ بالله من الشیطان اللعین الرجیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
العبد المؤید الرسول‌المکرم ابوالقاسم محمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;السلام علیک یا اباعبدالله، السلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|برای یاور امام زمان بودن، اول باید تشخیص دهید و بعد امر را اطاعت کنید|یاور امام زمان/اطاعت امر}} به رفقای‌عزیز تبریک می‌گویم ولایت حجت خدا را، امیدوارم که همه‌شما یاور این حجت خدا یعنی وجود مبارک امام زمان باشید. قربانتان بروم، اگر یاور باشید کار ما درست‌است؛ اما [برای] یاور [بودن] باید شما اول تشخیص بدهید، بعد امر ایشان را اطاعت کنید. اگر الان یک غلامی امر اربابش را اطاعت نکند، می‌گویند که این خلاصه درست نیست. این خریدارش کم است یا آن آدمی که این‌را می‌خرد [مگر این‌که] توجه نداشته‌باشد که این [غلام] امر را اطاعت نمی‌کند، اگرنه او را نمی‌خرند. عزیزان من، ما هم باید امر وجود مبارک امام زمان را اطاعت کنیم تا این‌که یاورش باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی اراده خدا را بگیرد؛ ظاهر شدن آقا امام زمان مانند ولادت حضرت موسی بود که دشمن اصلا نمی‌خواست این وجود مبارک بوجود بیاید؛ اما خدا حفظش کرد و به‌وجود آمد|امام زمان}} آقا امام زمان اول خودش ظاهر بوده صحبت می‌کرده؛ اما این‌که می‌گویند عسکری یا حرف می‌زنند، دور خانه امام‌حسن، عسکر یعنی لشکر بوده. از آن اول این‌مردم با امام زمان خوب نبودند، چون‌که پیغمبر فرمود، امام‌صادق فرمود این‌ها عمل نمی‌کنند؛ اما حرف‌های امام‌صادق و ائمه [را] در ظاهر قبول دارند، ایمان ندارند. دلم می‌خواهد توجه کنید، ببین قبول دارند، ایمان ندارند. قبول دارند که اگر امام‌صادق فرمود یک‌روز اگر از روز دنیا بماند آقا امام زمان می‌آید. آن‌وقت آن‌ها می‌دانند این امام زمان مخالفت دارد با هوا و هوس این‌ها، می‌خواهند او را بکُشند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الان هم همین‌جور است، واقع همین‌جور است. حالا چرا؟ می‌خواهند این اصلاً به‌وجود نیاید؛ اما «و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین»، مگر می‌شود ما جلوی امر خدا را بگیریم؟ اگر خلق جلوی امر خدا را می‌تواند بگیرد پس خلق بالاتر از خداست. چه‌کسی می‌تواند بگیرد؟ حالا روایت می‌خواهی؟ آن‌زمان این جادوگرها و این‌ها بودند؛ اما امیرالمؤمنین آن خط را کور کرد. حالا اگر جادوگری پیدا شد شما روی آن مبنا با این رفتار نکنید، خط کور شده، این‌ها یک‌چیزهایی را درست می‌کنند. حالا آن ساحرها [به فرعون] گفتند که دشمن تو هنوز نیامده‌است، وقتی موسی خلاصه [به‌دنیا نیامده‌بود] خیلی مواظب بود و در هر خانه‌ای جاسوس گذاشته‌بود اگر که [بچه به‌دنیا آمده] پسر بود آن پسر را می‌کشت. اما حالا خدا می‌خواهد چه‌کار کند؟ حالا زیر تخت خودش به‌اصطلاح موسی درست شد، حالا به فرعون گفتند که آره این‌جوری شده‌است و پسرها را می‌کشت. حالا مگر می‌شود جلوی خدا را گرفت؟ حالا چه‌کار کرده؟ حالا این بچه را به‌وجود آورده، می‌خواهم این حرف را که زدم حرف من را قبول کنید؛ اگر نه این به آن مربوط نیست. حالا به‌وجود آمده‌است و خلاصه چه‌کار می‌کند؟ گفت او را در صندوق بگذار، بینداز در دریا. او را در صندوق گذاشت و صندوق را انداخت در دریا. فرعون این‌جا یک قصری داشت که آب آن‌جا گرد می‌زد، دید این‌است، آن‌را گرفت و خلاصه حالا خود فرعون دشمنش را بزرگ کرد، مهرش افتاد به دل او. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|برای خدمت امام زمان رفتن باید سنخه حضرت بود و امر را اطاعت کرد؛ اهل دنیا نمی‌توانند بروند اما شیعه می‌رود|امام زمان/سنخه بودن/اطاعت امر}} تو خیال نکنی، خدا همین کارها را دارد می‌کند قربانت بروم. حالا آقا امام زمان هم همین‌جور است، خدا حفظش کرده. نه این‌که نباشد، امام زمان پسر دارد، دختر دارد، [اما دیدن ایشان] شرطش را دارد، در همین دنیا؛ اما خب تو او را نمی‌بینی. این‌ها نمی‌دانم یک جزیره موریس را درست کردند و آن‌جا هر چه رفت نمی‌دانم، {{دقیقه|5}} هر چه بخواهد برود کشتی از کار می‌افتد، اگر کسی تویش باشد می‌میرد. یک پرپرک‌هایی آن حدود هستند، حالا انگلیسی‌ها در دریا یک‌چیزی زدند که کشتی، طیاره آن‌طرف نرود. حالا می‌گویند آن‌جاست، من حالا کار به آن حرف‌ها ندارم. اما آن‌که کتابش را نوشته‌بود گفت هر کس برود آن‌جا نابود می‌شود، یعنی جسمش می‌ماند. گفتم کسی هست برود، گفتم کسی هست برود. انگلیس که نمی‌تواند برود، شوروی که نمی‌تواند برود، تو که اهل دنیایی که نمی‌توانی بروی، تو اگر سنخه‌اش باشی می‌روی. گفت این حرف مال خودت نبود. گفتم حرف درست‌است یا نه؟ گفت آره، گفتم چه‌کار به‌من داری؟ قبول‌کن. طلبه بود، آره، آن‌کسی‌که این کتاب را نوشته‌بود. تند است اگر بگویم، طلب کن، می‌شود بروی. اما تو امر او را اطاعت‌کن، می‌شود بروی. کدام ما امر را اطاعت می‌کنیم؟ آقای‌دکتر، یک شیعه را می‌گوید اگر توهین به او بکنی خانه من را خراب کردی، {{ارجاع به روایت|توهین به مؤمن و خراب کردن خانه خدا}} چطور نمی‌شود بروی آن‌جا پیش امام زمان؟ یک شیعه را بیاید نابود کند؟ تو شیعه نیستی [که نمی‌توانی بروی]. [اگر] تو شیعه هستی، چطور نمی‌شود بروی؟ خوب می‌شود بروی، نمی‌کشید بگویم چه‌کسی می‌رود؟ چطور می‌شود بروی؟ نمی‌کشید، این حرف‌ها چیست دارید می‌زنید؟ اگر امام زمان غایب است که به‌درد نمی‌خورد امام زمان غایب، از ترس چه‌کسی غایب است؟ تمام خلقت پیش امام زمان غایب است. چرا بعضی‌ها این حرف‌ها را می‌زنید؟ تو به خیالت درس خواندی و فهمیده شدی؟ تازه گوساله شدی، درسی که امام زمانش را نشناسد گوسالگی است. صلوات بفرستید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|شیعه اگر ناراحت باشد، امام زمان می‌آید و او را از ناراحتی درمی‌آورد|امام زمان/شیعه}} یک شیعه ناراحت باشد، امام زمان می‌آید او را از ناراحتی درمی‌آورد. مگر این امام‌صادق دروغ می‌گوید؟ می‌گوید یک عده از یمن آمده‌بودند، پدرم این‌ها را می‌گرفت بو می‌کرد، [می‌فرمود] صادق‌جان این‌ها بوی بهشت می‌دهند. تو کجا می‌توانی بروی؟ تو امر را زیر پا گذاشتی، ویدیو و تلویزیون و نمی‌دانم جلسات عشقی و بر و بچه‌ها و نمی‌دانم حالا دیگر خانم‌ها هم که خب آزادند و نمی‌دانم، تو کجا [امام زمان می‌بینی؟] امام زمان به تو چه آخر؟ تو اصلاً محبت آن‌ها از امام زمان پیش تو بیشتر است. کجا امام زمان را می‌خواهی ببینی؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|امر به شما جزا می‌دهد نه شهوت؛ چراغانی کردن و محرم و نامحرم را قاطی کردن، مطابق شهوت است و به امر نیست؛ عوض این کار دل یکی را خوش کنید و سخاوت داشته‌باشید|اطاعت امر/سخاوت}} الان این آدمها که چراغانی کردند، من هر کدامشان را که می‌بینم نمی‌خواهم بگویم احمق؛ اما یک‌جور دیگر نگاه به آن‌ها می‌کنم. این‌کار چیست تو داری می‌کنی؟ می‌گوید من سیصد هزار تومان خرج کردم، تو سیصد هزار تومان خرج کردی تئاتر به‌وجود آوردی، مرد نادان. یک‌مشت زن و مرد را آن‌جا قاطی کردی این‌ها می‌آیند تماشا، تو اصلاً امر را اطاعت نمی‌کنی نادان. حالا فساد شبش را من نمی‌خواهم بگویم، من چند سال در بازار بودم، خوب واردم. بی‌حیاگری می‌شود که [بگویم] چه‌خبر است. تو امام زمان را اگر قبول داری، آقا امام‌حسن عسگری را [اگر] قبول داری، آقای تکیه‌ای واعظ محترم گفت من دیده‌ام تا هزار تا هم امام‌حسن عسکری [برای امام زمان] عقیقه کرده؛ اما چهارصد تایش در همه عموم هست. خب تو اگر راست می‌گویی یک گوسفند عقیقه کن، که رضایت امام زمان هم باشد بگوید تو امر پدر من را اطاعت کردی. تو امر شیطان را اطاعت می‌کنی، تو چرا امر امام زمانت را اطاعت نمی‌کنی؟ امام زمانت را خوشحال نمی‌کنی؟ تو اگر گوسفند بکشی، {{دقیقه|10}} حالا گوسفند [مبلغش] زیاد است، می‌توانی ده‌تا مرغ بگیری بدهی مردم، بخری بدهی مردم. الان رفقای من از همان‌ها هستند، عزیز من، قربانت بروم، آقا امام زمان پاسخ به تو می‌دهد. می‌گوید پدرم گوسفند قربانی می‌کرد برای من، تو هم کردی، دعا به تو می‌کند. اما شیطان می‌گوید خیلی تشکر از تو می‌کنم که تو امر آقا امام‌حسن عسگری را اطاعت نکردی، امر من را اطاعت کردی، دستت درد نکند. حالا هم برو سیصد چهارصد تومان خرج کن. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قربانتان بروم، توجه به این حرف‌ها داشته‌باشید. امر به ما جزا می‌دهد، نه میل خودمان. چه‌خبر است؟ تو داری به اسم امام زمان گناه می‌کنی، گناه نکن عزیز من، قربانت بروم، چه‌چیز برایتان بگویم؟ شخصی آمد خدمت امام‌صادق حضرت فرمود تو یک‌کاری کردی من را خوشحال کردی، مادرم را خوشحال کردی، زهرا را خوشحال کردی، یک همسایه داشتی وقتی می‌خواستی بیایی رفتی او را دیدی، یک‌چیزی به او دادی. به رفقا گفته‌ام، گفتم می‌خواهید حج و عمره بروید نمی‌گویم نروید، یکی چشمت را حفظ‌کن، یکی هم می‌خواهی بروی دل‌یکی را خوش‌کن که از هفتاد حج، هفتاد عمره بالاتر است. اما چرا نمی‌کند؟ این مطابق شهوتش نیست، این می‌خواهد مطابق شهوتش کار کند، امر را آورده در شهوتش آقا. این‌که درست نیست قربانت بروم، امر با شهوت درست نیست. قربانت بروم، این کارهای ما بیشترش روی شهوت است، عزیز من، قربانت بروم، فدایت بشوم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|هر کاری باید اتصال به ولایت و توحید باشد؛ مداح‌هایی که کف می‌زنند، کارشان اتصال به کسانی است که هنگام شهید کردن آقا علی‌اکبر، در ورود اسرا به کوفه و ورود اهل‌بیت به مجلس یزید کف زدند!|مداح/اتصال به ولایت/اطاعت امر}} هر پیشامدی می‌شود همین‌جور است، پس‌فردا محرم می‌شود ببین چه بازی درمی‌آورند. من به مداح‌ها هم بگویم، یکی از مداح‌های خیلی مهم این قم آمد این‌جا، اسمش را نمی‌آورم. به او گفتم، گفتم بابا این‌کارها که دارید می‌کنید باید این‌کار از یک‌جایی سرچشمه بگیرد؛ یعنی به توحید، به ولایت، به امر وصل باشد، شما مداح‌ها بیایید افشاء کنید، نه از خودتان دربیاورید. آیا می‌دانید [منشأ] کف زدن کجاست که شما کف می‌زنید؟ سه‌جا کف زدند: یکی بالای نعش آقا علی‌اکبر، [امام‌حسین] گفت «منطقاً علماً برسول‌الله»، یک‌چنین کسی بوده آقا علی‌اکبر. چون‌که آقا ابوالفضل شهید شد، قاسم شهید شد، عون شهید شد، جعفر شهید شد، زینب نیامد در میدان؛ اما وقتی‌که آقا علی‌اکبر گفت پدر جان من هم رفتم خداحافظ، تا امام‌حسین حرکت کرد، زینب پشت سرش حرکت کرد، مدام گفت ولدی، ولدی، ولدی. گفت مبادا برادرم سکته کند، این‌قدر کشتن آقا علی‌اکبر پیش آقا امام‌حسین مهم بود. آن‌جا کف زدند، آن‌ها کف زدند، تو هم کف بزن، تو هم جزء آن‌هایی. یک‌جا هم اسرا وارد کوفه شدند کف زدند، یک‌جا اسرا وارد مجلس یزید شدند کف زدند. آقای مداح کف می‌زنی؟ حالا می‌خواهی چند نفر بخندند و [برای] چند نفر شعبده بازی درآوری، چه مداحی هستی تو؟ {{دقیقه|15}} تو باید عزیز من، به ایشان گفتم من هر حرفی که می‌زنم ریشه‌یابی‌اش را می‌گویم. اگر شما در تمام این کتابها و نوارها یک‌چیزی که وصل به ولایت یا به توحید و اسلام نباشد [بیاورید] پنجاه‌هزار تومان می‌دهم. اگر پنجاه‌هزار تومان هم نداشته‌باشم بالاخره قرض می‌کنم می‌دهم؛ اما آرزویش به دلتان می‌ماند. صلوات بفرستید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|حضرت زهرا در مجلس حقیقی امام حسین حضور پیدا می‌کند؛ ولایت در تمام عالم هست، اصلا عالم در مقابل ولایت کوچک است|حضرت زهرا}} عزیز من، قربانتان بروم شما از تهران از هر کجا که حرکت می‌کنی بیایی در مجلس، شما گرو حضرت زهرایی، حضرت مواظبت است. الان من قسم می‌خورم شاید حضرت در این مجلس تشریف داشته‌باشد چون‌که خودش می‌گوید، می‌گوید آن‌جا که مجلس حسین من باشد من می‌روم. مگر یک‌دانه زهراست؟ تمام اشیاء من ناراحت است چرا نمی‌شناسیم، مگر یک زهراست؟ مگر یک علی است؟ سرتاسر خلقت زهراست، سرتاسر خلقت علی است. اصلاً عالم پیش ولایت کوچک است. مگر در جنگ صفین نبود که معاویه یک تدارکی دیده‌بود مثلاً آن‌ها هزار نفر بودند این‌ها هفتاد یا هفتاد و پنج‌نفر بودند. گفت عمروعاص، قالِ این علی را بکن بابا، از آن‌جا آدم دارد می‌سوزد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|کسانی که با وجود امام زمان، طرف خلق می‌روند، مشابه کسانی هستند که امیرالمؤمنین بود و طرف کس دیگر رفتند؛ این افراد می‌خواهند خوش و آزاد باشند|پیروی از خلق}} یک‌روایت داریم که آدم اصلاً مانده متحیر، حالا می‌بینی در مردم هم همانها هستند. همان‌سان که سید هست آن‌ها هم هستند، یک شتر بار کرده‌بودند از پول، سؤال کردند کجا می‌برید؟ گفت می‌بریم [برای] خلیفه مسلمین، یزید بن معاویه، بفرما. مگر امام‌حسین نیست؟ چه‌کار می‌کنند؟ چه‌خبر است؟ یک‌قدری از آن‌را به شما می‌گویم، بقیه‌اش را که نمی‌توانم بگویم. چه‌خبر است؟ چرا؟ مغزها کشش ندارد، حالا نگویید این ادعای امیرالمؤمنین [را] می‌کند، چرا علی حرف‌هایش را در چاه زد؟ خب فایده ندارد، چرا؟ چرا فایده ندارد؟ می‌آید روی حرف‌های دیگر پیاده می‌کند، دست از کارش برنمی‌دارد. هفتاد هزار نفر رفتند طرف او، علی بود و رفتند، امام زمان هست و می‌روید. با آن‌ها چه فرقی دارید؟ کجا می‌روید؟ علی بود و رفتند، امام زمان هم هست و می‌روید. چرا می‌روید؟ تو هم مثل همان‌هایی. کجا می‌روی؟ چرا می‌روند؟ آزادند، خوشند، تماشایی‌اند، او را می‌خواهد ببیند، با او حرف بزند، با او شوخی کند، با او بازی کند. آن امام زمان دارد می‌گوید یا جدا، گریه می‌کنم، اشک چشمم تمام شود خون گریه می‌کنم، تو داری می‌روی با این‌ها می‌رقصی. آیا می‌فهمی چه‌کار می‌کنی؟ چه بگویم آخر برایتان؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|مؤمن از خانه خدا بالاتر است؛ چرا که خانه خدا تولید ندارد، اما مؤمن تولید دارد؛ تمام ارزش خانه خدا به واسطه ولایت است|ارزش ولایت/مؤمن}} این عالم را خدا تنظیم خلق کرده، تمامش تنظیم است. هر چیزی هم حکم رویش است، هر چیزی در این عالم یک احترامی دارد، هر چیزی را باید احترامش را بگیری. چرا می‌گوید یک مؤمن را اگر تو توهین به او کردی خانه من را خراب کردی؟ {{ارجاع به روایت|توهین به مؤمن و خراب کردن خانه خدا}} اما یک‌نفر است او همان آدم است، همان گوش را دارد، همه‌چیز را که او دارد [این‌هم] دارد، می‌گوید «بل هم اضل» است، از اضل این آدم بدتر است. آن‌هم می‌رود، این‌هم می‌رود، {{دقیقه|20}} تو چرا این‌جور می‌شوی؟ چرا؟ آن امر را اطاعت کرده، تازه از خانه‌خدا بالاتر است، یک مؤمن از خانه‌خدا بالاتر است. جداً می‌گویم، هر کس حرف دارد بزند. چرا؟ خانه‌خدا تولید ندارد، مؤمن تولید دارد. این شجره‌ها، بچه‌ها، شجره توحیدند که عمل می‌آیند؛ اما مکه باید بروی آن‌جا دور سنگها بگردی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[کعبه] خیلی احترام دارد، نگویید خانه را بی‌احترام کرده. دو تا زمین است در تمام خلقت احترام دارد: یکی خانه خداست، یکی زمین کربلاست. در زمین کربلا می‌رفتند پای ویدیو، تو مسلمانی؟ برو خجالت بکش، حیا کن. [می‌گوید:] خوشا به حالش رفته، لااله‌الاالله، خوشا به حالت که رفتی امتحان دادی. چرا تا آن‌موقع‌که این حرف نبود [ظاهر شدن امیرالمؤمنین در خانه کعبه] این امر [قبله شدن کعبه] صادر نشد؟ چرا؟ چرا امر صادر نشد؟ چرا این امر صادر نشد؟ خانه‌خدا که بود، چرا ملائکه‌ها گریه نکردند؟ چرا ملائکه‌ها ضجه نکردند؟ چرا ملائکه‌ها درخواست از خدا نکردند؟ حالا علی {{علیه}} وقتی‌که ظاهر شده به خانه‌خدا، پس خدا امیرالمؤمنین را افشاء کرده، حالا ملائکه‌ها گریه می‌کنند. خدا ما هر کداممان در هفت‌آسمان هستیم، ما داریم امر تو را اطاعت می‌کنیم، آیا علی را نباید زیارت کنیم؟ حالا فوراً از جانب خدا ندا نازل‌شد، هر آسمانی یک بیت‌المعمور داشته‌باشد، [در] هفت‌آسمان هفت علی است. خدا رحمت کند علما را، این‌ها که دستشان از دنیا کوتاه‌شده، حاج‌شیخ‌عباس فرمود [در] هر آسمانی یک علی بود، این‌ها زیارت علی می‌رفتند. پس خانه‌خدا احترامش به‌واسطه ولایت است، نه خانه را زیارت کنی. آیا حالی‌تان می‌شود من چه می‌گویم؟ این‌را عیدی دادم به شما. حالا هفت‌آسمان روبروی خانه بیت‌المعمور است، می‌گویم خانه این‌قدر احترام دارد؛ اما والله همه احترام خانه به‌واسطه ولایت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|اگر علی دارید، باید امر علی را اطاعت کنید؛ امر علی، سخاوت و یتیم‌پرستی است|اطاعت امر/سخاوت}} چرا آن‌ها اهل‌تسنن این‌جوری هستند، مذمت شدند؟ بیشتر از این نگویم. چرا؟ علی ندارند، تو هم اگر علی داری باید امرش را اطاعت کنی. می‌گوید تماشایی نباش، [بگو] چشم. نگاه به زن مردم نکن، [بگو] چشم. خدعه نکن، [بگو] چشم. امام‌رضا می‌گوید همدیگر را ندرید به شفاعت ما نائل نمی‌شوید، این دریدن است او می‌گوید تو این‌جور هستی، تو می‌گویی تو این‌جوری هستی، این دریدن است، هیچ‌کدامتان به شفاعت نائل نمی‌شوید. حالا علی {{علیه}} امرش را اطاعت‌کن، او سه‌روز، سه‌روز گرسنگی می‌خورد می‌دهد به مردم، حالا یک‌دفعه آیه نازل می‌شود. تو همه را جمع می‌کنی مثل چهارشاخ می‌مانی، [مثل] چهارشاخ همه را جمع می‌کنی تو. آیا به حرف امیرالمؤمنین هستیم؟ امیرالمؤمنین یتیم‌پرست است، امیرالمؤمنین می‌گویم پرست یعنی امر خدا را اجرا می‌کند، نه این‌که فقیرپرست باشد. آن امری که اطاعت می‌کند، آن مثل آن‌است که وقتی‌که «ان‌الله و ملائکته یصلون علی النبی، یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما» نازل‌شد، گفت من بنده محمدم یعنی بنده امر محمدم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|کاسبی که غش در معامله می‌کند از سگ یهود بدتر است؛ سگ، امر را اطاعت می‌کند، این کاسب نمی‌کند؛ قضایای متقی و نگرفتن پول شهرداری|کاسب/غش در معامله}} حالا تو چه‌کار می‌کنی؟ حالا تو می‌روی زمین مردم را می‌گیری. {{دقیقه|25}} بی‌خود نیست که می‌گوید بازاری‌ها اغلبشان از سگ‌های یهودی‌ها بدترند. یک عده‌ای بودند آن‌ها را در قم روانه می‌کرد، [خبر می‌دادند] آقا فلانی به کارد آمده [کارد به استخوانش رسیده]. به کارد آمده [مثل] یک بچه یتیم که بیچاره یکی می‌خواست زمینش را بگیرد، خانه‌اش را بفروشد، بیچاره است، آقا می‌رود از او می‌خرد. صفات تو این‌جوری است می‌گوید مثل سگ یهودی هستی، من عقیده‌ام این‌است بدتر است. چرا؟ عابدی بود که خدا می‌خواست امتحانش کند، شما هم تا یک‌ذره می‌خواهی در فقر بیفتی فوری ندو برو وام بگیر و مام بگیر و نتوانی بدهی و مدام خودت را گرفتار کنی، قانع و راضی باش. من از اول عمرم قانع و راضی بودم، خیلی هم زندگی‌ام الحمد لله خوب است و الحمد لله. یک صلوات بفرستید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
البته نه همه بازاری‌ها، بازاری [خوب] هم [داریم] همه‌جا خدا حجت گذاشته، آن‌جا هم هستند. من خبر دارم که خیلی بعضی‌هایشان انفاق دارند؛ اما من روایت را می‌گویم. حالا چطور [از سگ‌های یهود] بدترند؟ این [عابد] آمد و دو دفعه غذا نیامد و آن بالا دید چراغی است، پاشد رفت و دید آن‌جا یک گبر است. اصرار کرد که من نان می‌خواهم و سه تا نان به او داد، آن سگ دنبالش را گرفت. یک تکه داد، یک تکه داد، پای صومعه‌اش گفت چه سگ بی‌حیایی. [سگ] گفت تو بی‌حیایی، [خدا] به‌من نگفته که کافر یا مسلمان [را خدمت کنم]، به‌من گفته اگر تو را بردند، تو حافظ مال این باش. من حافظ مال این گبر هستم، یک‌وقت استخوان به‌من می‌دهد. این‌را شیخ بهاءالدین نقل می‌کند، بروید کتابش را ببینید، نگویید بی‌خود می‌گوید. گفت این‌قدر این سگ فرسوده بود که نگو، گفت: تو بی‌حیایی، دو دفعه [غذا برایت] نیامد، آمدی در خانه کافر؟ آیا تو بی‌حیا هستی که در بازار این‌کارها را می‌کنی یا نه؟ ببین آن [سگ] دارد امر را اطاعت می‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک‌موقع ما یک استاد داشتیم این از مکه آمد، رفتیم. آن‌زمان طیاره نبود، خیلی سال پیش، ما ده دوازده سالمان بود. اما من ده دوازده سالم مثل این مردهای هفتاد ساله بودم، هر چیزی را درک می‌کردم. حالا رفتیم آن‌جا بازاری‌ها بودند، رفتیم شاه جمال، که او بیاید؛ آن‌وقت آن‌ها با تشریفات او را وارد کنند. اگر بدانید چه زرنگی می‌کرد؟ این سگ یهودی است، می‌گفت یکی آمد یک جفت کفش از من خرید، فلانی می‌دانی با او چه کردم؟ [مشتری] گفت این‌جا باشد من بروم نماز بخوانم، یک جفت کفش کهنه گذاشتم تویش، کفش نو را درآوردم. آن می‌خندید، می‌گفت می‌دانی من چه‌کار کردم؟ می‌گفت هان، می‌گفت پدر سوخته‌ها این‌ها که می‌آیند پشم می‌خرند، نمی‌دانم چه‌کسی هستند، یک قلوه [سنگ] گذاشتم لای پشم‌ها، یک قلوه این‌جوری. آن می‌گفت می‌دانی من چه‌کار کردم؟ آن‌موقع پشم می‌خریدند، گفت هان، گفت من یک انبار پیدا کردم، تمامش نم خالی بود، [پشم‌ها را در انبار] ریختم و این‌ها، گفت آن‌موقع‌که من ریختم [وزن پشم‌ها] صد من بود، وقتی درآوردم نزدیک صد و پنجاه شده‌بود، می‌زد روی پایش، این می‌خندید، آن می‌خندید. این‌ها از سگ یهودی بدترند یا نه؟ چرا؟ می‌گوید غش در معامله حرام است. حالا نه که در بازار باشد، خیابانش هم بازار است، اگر این‌کارها را بکنی، تو هم با او هستی. خب بابا جان، عزیز من، الان در اداره‌ای، چرا رشوه می‌گیری؟ خب، رشوه حرام است. خب، پاشو کار مسلمان را درست‌کن، یک‌کار آن بنده‌خدا را درست‌کنی، هفتاد حج، هفتاد عمره [ثواب] دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{درباره متقی|ما این دکان‌مان خراب شده‌بود، من که نمی‌خواستم بگویم، گفته‌اند که بگویم، نمی‌خواهم بگویم به ما پنج شش میلیون داده، یک قرانش را خوردیم از شراب حرام‌تر باشد. پا شدم رفتم پیش امام‌رضا گفتم تو رزاق رزقی، اصلاً رزق من را قطع کن، من نمی‌خواهم، من پول شهردار نمی‌خواهم. گفتم من این پولها را نمی‌خواهم، آخر، می‌دانم [شهرداری می‌گوید] یک‌خرده بروی عقب چقدر [باید] بدهی و یک‌خرده بیایی جلو چقدر [باید] بدهی، حالا نمی‌خواهم دیگر [توضیح بدهم] آقایان هستند در مجلس. [به امام‌رضا] گفتم قطعش کن، نمی‌خواهم، آمدیم این‌جا و رفت پیش آقای وحید. آقای وحید خراسانی ما را یک اندازه‌ای می‌شناسد، گفت به او بگو که من اجازه می‌دهم. این آمد این‌جا، سریع زدیم توی سر خودمان، گریه، گفتم او اجازه می‌دهد، خدای وحید چه می‌کند؟ {{دقیقه|30}} من می‌دانم بد قولی هم بد است. دوباره رفته گفته بیست میلیون می‌ارزد، گفته پنج شش تومان می‌خواهیم، به تو می‌دهم، از ما یک امضاء گرفت. اگر من یک قرانش را مصرف کردم به دین یهودی بمیرم. یک میلیونش را دادم به یکی، یکی دادم به یکی، یکی دادم به یکی.}} صلوات بفرستید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این امر است که باید امر را اطاعت کنی، قربانت بروم، فدایت بشوم. حالا چه‌چیز گیر شما آمد گفتید حرام است نمی‌خواهم؟ نزدیک بود آن حرف را بزنم، خوب نیست. پس چه‌چیز حرام است؟ آن‌چیزی که گیرت نیاید. هر چه گیرت آمد حلال است، صیغه‌اش هم می‌کنی. جان من هستیم یا نه؟ اگر هستیم یک صلوات بفرستید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|امام زمان به کسی که پابند گناه است و امر را اطاعت نمی‌کند راه نمی‌دهد|سنخه بودن/اطاعت امر}} الان قربانتان بروم وجود مبارک امام زمان تمام کارهای ما را در نظر دارد. شخصی آمد خدمت امام‌صادق گفت من از شیعه‌هایتان هستم، حضرت راهش نداد. گفت از دوستانت هستم، [امام] گفت وای بر تو، پرده کشیده‌بودی، نماز زن‌ها را درست می‌کردی، یک زن خوش‌صدا بود، گفتی مکرر کن، تو پابند آن هستی. ما هم پابند گناهیم قربانت بروم، کجا امام زمان راه به تو می‌دهد؟ تو چه سنخیتی با امام زمانت داری؟ حالا چهار تا چراغانی کردی، مجسمه [گذاشتی]، یک‌خرده خانم‌ها و این‌ها را [جمع کردی]. روایت داریم، به‌دینم روایت داریم می‌گوید هر کجا زن و مرد هستند آن‌جا دارد عذاب خدا می‌ریزد. {{درباره متقی|من آن سفری که رفتم، به‌دینم، تا رفتم در زیرزمین امام زمان، دیدم زن و مرد هست، فوری آمدم بیرون، بفرما، دقیقه‌ای نایستادم.}} ما باید امر را اطاعت کنیم قربانت بروم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|ظهور نزدیک است و آخرین امضا شده‌است؛ مواظب باشید امر را اطاعت کنید و یاور امام زمان باشید|ظهور/اطاعت امر}} حالا ان‌شاءالله، امیدوارم، یک‌دفعه هم گفته‌ام، می‌گویم ان‌شاءالله حالا من نمی‌گویم چه‌وقت ظهور می‌شود اما ظهور بالاخره نزدیک است. {{درباره متقی|من یک‌شب خواب دیدم که خدمت پیغمبر رسیدم، حضرت فرمود که برو بگو آخرین امضاء شد. من یک پایم را می‌گذاشتم این‌جا، یک پایم را می‌گذاشتم عراق [بودم]، یک پایم را می‌گذاشتم آمریکا [بودم]، تا خیال می‌کردم [آن‌جا بودم] فریاد می‌کشیدم آخرین امضاء شد. حالا آخرین امضاء امام زمان را وجود مبارک حضرت‌زهرا باید بکند.}} ان‌شاءالله امیدوارم که این آخرین امضاء شده، حالا شما باید مواظب خودتان باشید. خلاصه یک‌جوری باشید که جزء یاوران امام زمان باشید، جزء آن‌ها باشید که بدوید. این بساط‌هایی که ما درست کردیم، این‌همه علاقه داریم نمی‌شود که. من یک‌دفعه گفته‌ام، نمی‌خواهم بگویم این اشخاص هنوز نشده که مثلاً امام زمان آن‌ها را بخواهد و امر امام زمان را اطاعت کنند. آن‌که [امام زمان] گفت به او این‌خانه مال تو [نیست]، این‌جور است، گفتم به شما، گفت پس من هیچ‌چیز ندارم. پس تو می‌خواهی چیزی داشته‌باشی، تو آقا باید امام زمان داشته‌باشی. تو می‌خواهی خانه داشته‌باشی، زن داشته‌باشی، نمی‌دانم مال داشته‌باشی، این‌نیست که، خب می‌گوید باطل است بگو چشم، بینداز دور. ما هنوز می‌خواهیم چیز داشته‌باشیم، ما نمی‌خواهیم امام زمان داشته‌باشیم. الان بیشتر این‌ها می‌آیند این‌جور، در مکه هم همین‌جور است. یا خانم می‌خواهد، خانه می‌خواهد، من که ندیدم یکی بگوید ولایت می‌خواهم، به‌دینم ندیدم، اصلاً ولایت دمده شده. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|انتظارالفرج یعنی در این دنیا فقط منتظر امام زمانت باش و دنبال خلق نرو|انتظارالفرج}} قربانتان بروم حضرت می‌فرماید «انتظار الفرج، افضل العبادة»، از آن‌جا امیرالمؤمنین [می‌فرماید] دنیا به منزله استخوان خوک در دهان سگ خوره‌دار است. {{دقیقه|35}} از آن‌جا می‌گوید «انتظار الفرج افضل العبادة»، انتظار الفرج این‌است قربانت بروم. من الان یک مثالی برای شما بزنم، شما الان امید خدا پدرت رفته کربلا، یا رفته عمره، یا رفته مکه، اگر صد هزار نفر بیاید تو منتظر چه‌کسی هستی؟ بابایت، حالا یکی هم بیاید، می‌گویی بابای من را دیدی؟ می‌گوید آره، الحمد لله بد نبود، منتظر بابایت هستی. تو باید عزیز من، فدایت بشوم در این دنیا منتظر امام زمانت باشی، چرا می‌روی دنبال خلق؟ چرا این‌قدر برای خودت گرفتاری درست می‌کنی؟ تو باید عزیز من، قربانت بروم، این‌قدر گرفتاری برای خودتان درست نکنید. گرفتاری که ما را نجات نمی‌دهد. قربانتان بروم تا می‌توانید پول از بانک نگیرید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|تا می‌توانید خانه مهر زن‌هایتان نکنید؛ خانم‌هایی که می‌روند مهرشان را اجرا می‌گذارند و نزول می‌خورند، اهل جهنم هستند، اما زن خوبی که بچه ولایتی پرورش دهد، جهادگر و جزء شهداست|مهریه/نزول/زن خوب}} این یک‌چیزی هم تا یادم است [بگویم] تا می‌توانید حضرت‌عباسی زن خواستید بگیرید، خانه مهر زنتان نکنید. اگر هر حرف من را نشنیدید، این‌را بشنوید، گرفتارت می‌کند. الان خانه مهرش کردی، نمی‌دانم تو نمی‌توانی به او بگویی، می‌گوید خانه‌ام را بده. آمده به شوهرش می‌گوید می‌خری یا من بفروشم؟ می‌گوید بابا من ندارم، این بدبخت الان این‌جا نشسته می‌گوید من ندارم، می‌گوید من به‌غیر تو می‌فروشم. خانه مهر می‌کنی چه‌کنی؟ گذشت آن‌موقع‌که خانه مهر می‌کردی، آن‌موقع خانم‌ها خانگی بودند، حالا بازاری شدند. این‌قدر پر رو است، چقدر چیز آوردی برایش، حالا می‌رود مهرش را می‌گذارد اجرا. آن‌هم می‌گذارد اجرا، پول را می‌گیرد، می‌گذارد [بانک] نزول می‌خورد، خودشان را جهنمی می‌کنند. این زن‌ها که این‌جوری هستند اهل جهنمند، کجا اهل‌جهنم است؟ چون نزول می‌خورد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تو عزیز من، قربانت بروم، یک‌دفعه دیگر گفته‌ام، [می‌گویم] در این نوار بماند، این خانه‌خدا را ام‌القری می‌گویند. این زمین‌ها از زیر خانه کعبه کشیده‌شده به همه‌جا، خانه تو بیت خداست. الان خانه من بیت خداست، تا زمانی‌که این‌جا را بت‌کده نکنی. چقدر پیغمبر آن‌جا در کوه حراء گریه می‌کرد خدایا این [خانه کعبه] از بت‌کده بودن درآید، تا زمانی‌که امر شد حالا برو بت‌ها را بشکن. الان خانه‌ات را بت‌کده می‌کنی چه‌کنی جانم؟ حالا اگر هم [خانه‌ات] بیت خداست، شما جهادگری. چرا؟ می‌گوید سه چیز به تو دادم منت سرت گذاشتم: یکی ولایت، یکی زن خوب، یکی خانه خوب. خب روایت داریم تو شاربت عرق کند جزء شهدایی، شهدایی که خدا می‌گوید هستی، مو لای درزش نمی‌رود، زنت هم جهادگر است، چرا؟ دارد پرورش می‌دهد بچه‌ها را، خانه‌ات هم بیت خدا، دارد پرورش می‌دهد بچه‌ها را. خانه خوب هم، در این خانه‌ات بچه‌ها پرورش بخورند. الان شما کجا پرورش خوردی؟ شما همه‌تان قربانتان بروم چیز هستید، شما همه‌تان شجره توحید هستید؛ اما از توحید دست برندارید. همه‌شما شجره ولایت هستید، از ولایت دست برندارید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خانم این‌کار چیست می‌کنی آخر می‌روی مهرت را می‌گذاری اجرا؟ حالا این‌ها حمایت می‌کنند، حالا این‌است، حالا مهرش را گرفته، حالا هم می‌گوید تو را نمی‌خواهم، بفرما. پس آن زمانی‌که خانه به زن‌ها می‌دادند گذشت این حرف‌ها، دوباره تکرار می‌کنم، الان چند نفر به‌من تلفن زدند این‌جوری است. دیروز یکی آمده‌بود، گریه می‌کرد. گفتم خب، چرا این‌کار را کردی عزیزم؟ خب سکه می‌خواهی [مهر] بکنی بکن، من نمی‌گویم [نکن]، این سکه‌ها هم مثل سرکه شده، این سکه‌ها هم مثل سرکه شده. چه‌خبر است؟ چه‌چیز برایتان بگویم؟ من می‌خواهم در هر جهتی شما مبرا باشید، یعنی شما الگو باشید در این قم و تهران. اگر شما این‌جور باشید والله الگو هستید؛ اما اول خودتان قربانتان بروم عمل کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|همه کس خریدار حرف ولایت نیست؛ حرفی که می‌زنید، اول طرف مقابلتان را تست کنید|امر به معروف}} شما باید جوری باشید که یک عده‌ای را در بربگیرید. اما حرف هم که می‌خواهید بزنید تستش کن، اگر این حرف‌ها را بزنی یک‌وقت مسخره‌ات می‌کنند. یک‌وقت توی امر به معروف نروید، این‌را تستش کن، چرا پیغمبر این‌جوری صحبت می‌کرد؟ {{دقیقه|40}} چرا امیرالمؤمنین حرف‌هایش را در چاه می‌زد؟ می‌دید نمی‌خواهند، همه رفتند آن‌طرف. مدام می‌گوید بگو، بگو، بگو، چه‌چیز بگویم؟ همین‌که گفتیم عمل کن تو، کجایش را می‌خواهی ببینی؟ به یک یارو گفتم این‌قدر نگاه به این نمی‌دانم بس‌که بدم می‌آید نمی‌خواهم [اسمش را بیاورم] نکن، گفت می‌خواهم مبنایش را بفهمم. خب می‌خواهد مبنایش را بفهمد، بفرما جواب ما را این داد. صلوات بفرستید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|اگر امر را اطاعت کنید و سنخه باشید، من و عناد نداشته باشید، امام زمان خودش می‌آید و به شما سر می‌زند؛ امام زمان به عدالت و سخاوت سر می‌زند، نه به خباثت|امام زمان/اطاعت امر/سنخه بودن/عدالت} خلاصه عزیز من، اگر بخواهی خدمت امام زمان مشرف بشوی، من یک‌دفعه گفتم تمام ائمه را می‌شد بروی پیشش اما امام زمان را خودش باید بخواهد بیایی. یک عالمی بود و به زودی حرف را قبول نمی‌کنند، حرف حسابی را خیلی‌ها قبول نمی‌کنند، گفت آن‌ها هم خودشان می‌خواستند [خدمتشان برسند]، گفتم که پیغمبر می‌خواست عمر و ابابکر هر روز بیایند پیشش؟ تو این حرف را می‌زنی می‌گویی همه خودشان می‌خواستند، یکی حساب می‌کنی. دیگر حرف نزد، گفتم نه، پس امام زمان این‌جوری نیست که، امام زمان تو باید سنخه‌اش بشوی، امرش را اطاعت کنی. اگر با تو رفاقت نکند با چه‌کسی بکند؟ امام زمان باباجان اگر با شیعه رفیق نباشد، برود با سنی‌ها رفیق باشد؟ اما تو شیعه باش، تو شیره‌ای. مدام امام زمان، امام زمان می‌کند. والله، ببین الان چرا این‌جوری است؟ مگر حالا در زمان امیرالمؤمنین فرق کرده؟ خدا رحمت کند علمایی که از این دنیا رفتند، حاج‌شیخ‌عباس می‌گفت این میثم یک من خرما داشت. حالا [امیرالمؤمنین] آمده می‌گوید که میثم چرا بی‌کاری؟ می‌گوید مشتری نمی‌آید، می‌گوید تنده‌هایش [هسته‌هایش] را درآور. پا می‌شود می‌رود در دکان میثم، خدا رحمت کند حاج‌شیخ‌عباس را می‌گفت کسی بود هزار شتر سرخ‌مو داشت، انگار هزار تا تریلی دارد اما اعتنا به او نمی‌کرد. امام زمان هم همین‌جور است، تو سنخه بشو ببین خودش می‌آید پیشت. مگر نرفت در دکان قفل‌ساز؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک‌نفر بود، گفته‌ام روی مناسبت تکرار می‌کنم، اگر نه حرف‌هایم نمی‌خواهم تکراری باشد. این آمد یک‌زنی بود یک قفل آورد، گفت آقا این‌را می‌فروشم. گفت چرا می‌خواهی بفروشی؟ گفت احتیاج دارم، گفت این یک شاهی می‌ارزد اگر یک کلید به آن بیندازی سه‌شاهی می‌ارزد. گفت من پول ندارم، گفت من یک شاهی به تو قرض می‌دهم. یک شاهی به زن قرض داد، آن [زن] به او داد که [از لحاظ] شرعی درست باشد. برداشت قفل را سه‌شاهی از او خرید. آن یارو این‌جا نشسته‌بود، گفت این چه‌کار بی‌عقلی بود کردی؟ خب می‌خواستی خودت بخوری، گفت آقاجان این زن که عقلش نمی‌رسد بنده‌خدا. آن‌وقت گفت آره من الان نمی‌دانم چقدر رفته‌ام مسجد سهله امام زمان را ببینم. گفت این سید که این‌جا نشسته امام زمان است. والله، امام زمان به عدالت سر می‌زند، نه به خباثت. گفته‌ام اول ولایت است، بعد عدالت است، بعد سخاوت. امام زمان به عدالت سر می‌زند نه به خباثت، ما تویمان خباثت است، کجا امام زمان را می‌خواهی ببینی؟ مگر ندیدند؟ هفده هجده‌سال چهار امام را دیدند دیگر، چرا اهل آتشند؟ امام دیدن شرط نیست، امر امام را اطاعت‌کردن شرط است. تو اگر امر امام را اطاعت کردی دلش خوش می‌شود، کجایی؟ الان مدام [می‌گوید] ما می‌خواهیم امام زمان [را ببینیم]، آن یکی می‌گوید من می‌خواهم آدم بشوم. آدم می‌خواهی بشوی امر را اطاعت‌کن، بابایت یک ناامری کرد انداختند او را از بهشت بیرون، {{دقیقه|45}} تو که هیچ، چند تا ناامری کردی؟ چقدر بی‌امری کردی؟ من دوباره تکرار می‌کنم فدایتان بشوم، پرچم امر دستتان باشد، هر کجا امر خدا و پیغمبر است اطاعت کنید. یکی هم گفتم عناد نداشته‌باشید، یکی هم من نداشته‌باشید. اگر من داشته‌باشید به هر مقامی هستید سقوط کردید. یک صلوات بفرستید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|شرط قبولی زیارت، اطاعت امر است؛ باید مالتان درست باشد و به زیارت بروید|زیارت/اطاعت امر}} پا شده آقا می‌رود کربلا، تو اصلاً خودت بلایی می‌روی آن‌جا. نماز جماعت یک رکعتش هزار حسنه دارد، خود پیغمبر می‌گوید؛ اما پشت‌سر پیغمبر باشد، نه پشت‌سر هر بی‌عدالتی، حالا ندوید در مسجدها، شرطش آن‌است. حالا حضرت می‌گوید اگر طلب‌کاری داشتی پول دستت آمد، بروی به این جماعت که هزار حج، هزار عمره، می‌دانی چقدر ثواب دارد؟ آن ثوابش بیشتر است که پول مردم را بدهی. خب تو پول مردم را می‌بری چه‌کنی؟ یا حساب‌سال نداری، می‌بری چه‌کنی؟ تو مال مردم را بردی. می‌گفت یکی از این ارباب‌ها می‌خواست برود، آن یکی می‌گفت سرکجش را بده، آن یکی می‌گفت آقا حق من را بده. آن می‌گفت آقا آخر من چیزی ندارم، همه ریخته‌بودند دور ماشینش، گفت پرید در ماشین گفت همه‌تان را حلال کردم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا روی مناسبت می‌گویم بخندید، نخنداندم شما را. یک مادری بود به پسرش گفت مادر جان من می‌خواهم بمیرم من یک کفن حلال می‌خواهم. این‌هم پاشد آمد در مسجد سهله آن‌جا دید یک آخوند خیلی عمامه‌اش گنده است. گفت بده ببینم این عمامه را، گفت آخر من که نمی‌توانم بی‌عمامه‌ام باشم. گفت مادرم گفته یک کفن حلال می‌خواهم، نمی‌داد یک دوتا چوب به او زد، گفت بابا حلال حلال. گفت مادر به چه‌کسی و چه‌کسی قسم این‌که خریدم مدام گفت حلال حلال. تو کربلا رفتنت، امام‌رضا رفتنت از همین حلال حلال‌هاست. حالی‌ات است؟ اصلاً مثل همین کفن است، حلال حلال، کجا می‌روی بابا جان؟ این‌همه رفتی اگر درست‌است چرا حاجتت را نداده؟ من وقتی می‌خواستم بیایم یک اشاره کردم، سه تا کلید به‌من داد. تو اصلاً قفلت هرز است، اصلاً قفلت هرز است. کلید وقتی می‌دهد هر دری را باز می‌کند، به تو چه‌چیز داده؟ چرا؟ تو از آن‌جا می‌روی زیارت، از آن‌جا می‌روی پای ویدیو، تولی و تبری نداری. تو باید تبری داشته‌باشی تا زیارتت [قبول باشد]، کجا می‌روی دو دفعه، سه‌دفعه کربلا؟ تو باید تبری داشته‌باشی عزیز من، صلوات بفرستید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیز من نگویید حاج‌حسین می‌گوید نرو. برو، با امر برو، با امر برو قربانت بروم. به حضرت فرمود من نمی‌توانم بروم، گفت یک‌دانه سلام به امام‌حسین بده، «السلام علیک یا اباعبدالله، السلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته، السلام علی‌الحسین و علی‌بن‌الحسین و اولاد الحسین و اهل‌بیت الحسین»، {{دقیقه|50}} ثواب به تو می‌دهد، کجا می‌خواهی بروی؟ کجا می‌خواهی بروی مال مردم را برمی‌داری می‌بری؟ این‌کارها چیست تو می‌کنی؟ حالا چرا [می‌روید]؟ شما عبادتی شدید، به عبادتتان هم دلتان خوش شده. حالا می‌گوید اگر یکی‌تان با دین رفتید ملائکه‌های آسمان تعجب می‌کنند، تو عبادتت این‌است. چه‌کار داری می‌کنی؟ یک عده هم حاجی‌کوچه‌نجس‌کن [هستند]، آن‌جا هم من گفتم، [در] مکه هم گفتم، حاجی‌کوچه‌نجس‌کن. پا می‌شود یک دو تا گوسفند می‌گذارد در چرخ‌ها، این‌جا می‌کشد آخرش هم می‌دهد به قصاب بفروشد، حاجی‌کوچه‌نجس‌کن. مؤمن خودش خیر است، دستش خیر است، چشمش خیر است، پایش خیر است، همه جانش خیر است. «ان‌الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما» یعنی این. صلوات بفرستید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|خواست و رضایت امام را به زیارت امام ببرید، نه خواست دلتان را؛ رضایت ولایت در سخاوت است|زیارت/سخاوت}} پس من نمی‌گویم نرو، تو باید رضایت ببری پیش امام‌حسین، رضایت ببر پیش امام‌حسین تا قبولت کند. مگر امام‌صادق این‌نیست که می‌گوید تو من را خوشحال کردی، مادرم زهرا را [خوشحال کردی]، همه ما را [خوشحال کردی]. چه‌کار کردی؟ می‌گوید وقتی آمدی یک همسایه داشتی رفتی یک‌چیز به او دادی؛ اما تو همسایه را نمی‌توانی ببینی. تو باید قربانت بروم با احکام واقعی بروی جایی، با امر واقعی بروی جایی. تو مرجع تقلیدت دلت است، دلت می‌خواهد این‌را بخری، این‌را بکن. او گفته؟ نه، دلم می‌خواهد این‌را بخرم. دلت شیطان است، چون‌که شیطان چند تا چیز از خدا خواست. گفت مزد من را بده، [خدا] گفت هر چه بخواهی به تو می‌دهم. گفت هر آدمی [بچه‌ای] که دادی یکی به بنی‌آدم، دو تا به‌من بده، می‌خواهم یکی این‌طرفش بگذارم، یکی آن‌طرف، گولش بزنم، گفت می‌دهم. الان تو دو تا شیطان داری، یکی این طرفت است، یکی آن‌طرف. گفت بروم در قلب؟ گفت گم‌شو آن‌جا جای من است، گفت بروم در دل؟ گفت برو، حالا هر چه دلت خواست روی امر نبود، خواست شیطان را داری عمل می‌کنی. آیا می‌فهمی یا نه؟ توی تو است، قربانت بروم، عزیز من، فدایت بشوم، ببین من چه دارم می‌گویم؟ ما همه حرف‌هایمان از اول عمرمان این بوده، می‌گوییم بیایید امر را اطاعت کنید تا قبولت بکند. امام زمان می‌آید اصلاً به تو سر می‌زند، قربانت بروم. مگر امیرالمؤمنین نبود می‌رفت در دکان میثم؟ آن‌هم همین‌جور است، تو میثم بشو می‌آید سر به تو می‌زند. تو قیصری، مطابق شاه قیصر من داری، به کجایت سر بزند؟ به نافرمانی‌هایت سر بزند؟ به دروغ‌هایت سر بزند؟ به خدعه‌هایت سر بزند؟ امام زمان آخر به چه‌چیز تو سر بزند؟ صلوات بفرستید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خلاصه وقت آقای فلانی را نگیریم، به رفقای‌عزیز من گفتم، تعریف شما را کردم همه مشتاق فرمایشات شما هستند. این نوار هم می‌خواهم یک‌جوری باشد که حرف‌های من باشد، حرف‌های آقای فلانی هم باشد، یعنی یکی این‌طرف باشد، یکی آن‌طرف [نوار]. می‌خواهم یک نوار این‌جوری داشته‌باشیم، هر کس عشقی می‌خواهد گوش به حرف آقای فلانی بدهد، هر کس امری می‌خواهد گوش به حرف من بدهد. خوب خنداندمتان؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{یا علی}}&lt;br /&gt;
==ارجاعات==&lt;br /&gt;
[[رده: نوارها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Anonnotice&amp;diff=2201</id>
		<title>مدیاویکی:Anonnotice</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Anonnotice&amp;diff=2201"/>
		<updated>2026-06-07T12:27:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;منتخب [[صفحهٔ_اصلی#میثم تمار|میثم تمار]] و کتاب [[امام زمان را بهتر بشناسیم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Sitenotice&amp;diff=2200</id>
		<title>مدیاویکی:Sitenotice</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Sitenotice&amp;diff=2200"/>
		<updated>2026-06-07T12:27:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;منتخب [[صفحهٔ_اصلی#میثم تمار|میثم تمار]] و کتاب [[امام زمان را بهتر بشناسیم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=2199</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=2199"/>
		<updated>2026-06-07T12:25:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بخش|امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کفواً احد است، حضرت زهرا {{علیها}} کفواً خلقت است|کلاس=&amp;quot;sub-titr&amp;quot;}}&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;img src=&amp;quot;/images/Velayat-4.png&amp;quot; class=&amp;quot;site_logo&amp;quot;&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
{{بخش|فرمایشات حاج‌حسین خوش‌لهجه راجع به ولایت|کلاس=&amp;quot;center&amp;quot;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  اعلان صفحه اصلی &lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;ُMainPageBGH&amp;quot; &amp;gt;ایجاد کانال توییتر پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-itn&amp;quot; style=&amp;quot;padding:0.1em 0.6em;&amp;quot;&amp;gt;{{اعلان صفحه اصلی}}&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
--&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=امام موسی کاظم|قسمت=گفتار متقی|لینک=منتخب: امام موسی کاظم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=میثم تمار|قسمت=گفتار متقی|لینک=منتخب: میثم تمار|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  کتابها --&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBGH&amp;quot;&amp;gt;کتابها&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div style=&amp;quot;display:inline-block;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ul class=&amp;quot;list_gallery&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10035}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10034}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10029}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10007}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10024}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10021}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10022}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10014}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10011}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10008}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10017}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10020}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ul&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;a href=&amp;quot;https://www.velayateali.com/index.php/مجموعه_کتابها&amp;quot; class=&amp;quot;btn btn-info&amp;quot; style=&amp;quot;margin-right:10px;&amp;quot; role=&amp;quot;button&amp;quot;&amp;gt;تمام کتابها&amp;lt;/a&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  سخنرانی‌ها --&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBGH&amp;quot;&amp;gt;سخنرانی‌ها&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-itn&amp;quot; style=&amp;quot;padding:0.1em 0.6em;display:inline-block&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ul class=&amp;quot;list_gallery&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10275|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10297|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10170|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10294|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10146|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10429|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10167|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10308|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ul&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;a href=&amp;quot;https://www.velayateali.com/index.php/مجموعه_سخنرانیها&amp;quot; class=&amp;quot;btn btn-info&amp;quot; style=&amp;quot;margin-right:10px;&amp;quot; role=&amp;quot;button&amp;quot;&amp;gt;تمام سخنرانی‌ها&amp;lt;/a&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: صفحات سایت]]&lt;br /&gt;
__NOTOC____NOEDITSECTION__&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Common.css&amp;diff=2198</id>
		<title>مدیاویکی:Common.css</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Common.css&amp;diff=2198"/>
		<updated>2026-06-06T01:34:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;@font-face {&lt;br /&gt;
    font-family: IRANSans;&lt;br /&gt;
    src: url(&amp;quot;/fonts/IRANSans-web.woff&amp;quot;) format(&amp;quot;woff&amp;quot;);&lt;br /&gt;
    /* All Major Browsers */&lt;br /&gt;
    src: url(&amp;quot;/fonts/IRANSans-web.ttf&amp;quot;) format(&amp;quot;truetype&amp;quot;);&lt;br /&gt;
    /* All Major Browsers */&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
body {&lt;br /&gt;
    direction: rtl;&lt;br /&gt;
    font-size: 14px;&lt;br /&gt;
    font-family: iransans;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.rtl .dropdown-menu {&lt;br /&gt;
    transform: translate3d(10px, 30px, 0px) !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
u {&lt;br /&gt;
    text-decoration: none !important;&lt;br /&gt;
    color: #003e7c;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.subjectToc {&lt;br /&gt;
    display: block;&lt;br /&gt;
    margin: 8px 3px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.rehlat {&lt;br /&gt;
    margin: 0 auto;&lt;br /&gt;
    text-align: center;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.NewItem {&lt;br /&gt;
    color: blue;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.Distinctive {&lt;br /&gt;
	color: navy;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
p {&lt;br /&gt;
    text-align: justify;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.nav-link {&lt;br /&gt;
    padding: 0 0 0 .5rem !important;&lt;br /&gt;
    font-size: 1.1rem;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#minutesToggler:after, #subjectsToggler:after {&lt;br /&gt;
content:&amp;quot;˅&amp;quot;;&lt;br /&gt;
padding: 0  3px;&lt;br /&gt;
font-weight: bold;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#minutesToggler:before, #subjectsToggler:before {&lt;br /&gt;
content:&amp;quot;˄&amp;quot;;&lt;br /&gt;
padding: 0  3px;&lt;br /&gt;
font-weight: bold;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#minutesToggler, #subjectsToggler {&lt;br /&gt;
    display: flex;&lt;br /&gt;
    justify-content: center;&lt;br /&gt;
   font-weight: bold;&lt;br /&gt;
    cursor: pointer;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.mw-body .mw-indicator {&lt;br /&gt;
    display: none;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.mw-search-result-data {&lt;br /&gt;
    display: none;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.right_align {&lt;br /&gt;
    float: right;&lt;br /&gt;
    margin: 10px;&lt;br /&gt;
    width: 160px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.Mottaghi_pics {&lt;br /&gt;
    margin: 5px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.Quotes_pics {&lt;br /&gt;
    margin: 10px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ul.gallery.mw-gallery-slideshow .mw-gallery-slideshow-buttons .oo-ui-buttonElement {&lt;br /&gt;
    margin: initial;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.oo-ui-panelLayout-scrollable {&lt;br /&gt;
    overflow: initial;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ul.gallery.mw-gallery-slideshow {&lt;br /&gt;
    margin: 0 0;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/* Hide letter headlines on category pages */&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.navbar .dropdown-menu &amp;gt; li &amp;gt; a {&lt;br /&gt;
    float: right;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
u.Rozeh {&lt;br /&gt;
    color: #b52b27;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.wlecgallery {&lt;br /&gt;
    margin: 20px;&lt;br /&gt;
    float: right;&lt;br /&gt;
    width: 150px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.wlecgallery img {&lt;br /&gt;
    width: 100%;&lt;br /&gt;
    height: auto;&lt;br /&gt;
    mix-blend-mode: multiply;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.wgallery {&lt;br /&gt;
    margin: 20px;&lt;br /&gt;
    float: right;&lt;br /&gt;
    width: 150px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.wgallery img {&lt;br /&gt;
    width: 100%;&lt;br /&gt;
    height: auto;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.wdesc {&lt;br /&gt;
    padding-right: 10px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.wlink {&lt;br /&gt;
    padding: 10px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.gallerytext {&lt;br /&gt;
    text-align: center;&lt;br /&gt;
    margin-top: -30px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
li.gallerybox div.thumb {&lt;br /&gt;
    border: none;&lt;br /&gt;
    background-color: unset;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.book-gallery .image {&lt;br /&gt;
    pointer-events: none;&lt;br /&gt;
    cursor: default;&lt;br /&gt;
    text-decoration: none;&lt;br /&gt;
    color: black;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.social {&lt;br /&gt;
    margin: 0 auto;&lt;br /&gt;
    text-align: center;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.about_mottaghi {&lt;br /&gt;
    color: darkblue;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#addthistoolbar {&lt;br /&gt;
    padding: 0;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
a.addthis_button_google_plusone.at300b {&lt;br /&gt;
    width: 27px !important;&lt;br /&gt;
    margin-top: 0px !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.addthis_button_email,&lt;br /&gt;
.addthis_button_linkedin,&lt;br /&gt;
.addthis_button_tumblr,&lt;br /&gt;
.addthis_button_stumbleupon,&lt;br /&gt;
.addthis_button_reddit {&lt;br /&gt;
    display: none;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.toctext span {&lt;br /&gt;
    font-size: 0.65rem;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.tocnumber,&lt;br /&gt;
.toctext {&lt;br /&gt;
    display: inherit !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.soundtable td:first-child {&lt;br /&gt;
    text-align:left;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.contentHeader {&lt;br /&gt;
    margin: 0;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.infobox th {&lt;br /&gt;
    padding: 5px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.infobox td {&lt;br /&gt;
    padding: 0.5em;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
th {&lt;br /&gt;
    text-align: inherit;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.toc {&lt;br /&gt;
    display: table;&lt;br /&gt;
    border: 1px solid #a2a9b1;&lt;br /&gt;
    background-color: #f8f9fa;&lt;br /&gt;
    padding: 7px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.btn-info {&lt;br /&gt;
    color: white !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.infobox {&lt;br /&gt;
    border: 1px solid #a2a9b1;&lt;br /&gt;
    background: #e9ecef;&lt;br /&gt;
    color: black;&lt;br /&gt;
    margin: 0.5em 2em 0.5em 0;&lt;br /&gt;
    padding: 0.2em;&lt;br /&gt;
    float: left;&lt;br /&gt;
    clear: left;&lt;br /&gt;
    text-align: right;&lt;br /&gt;
    font-size: 0.88rem;&lt;br /&gt;
    line-height: 1.5rem;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
body.page-صفحهٔ_اصلی h1.firstHeading {&lt;br /&gt;
    display: none;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
body.page-صفحهٔ_اصلی .reference {&lt;br /&gt;
    display: none;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.mw-content-rtl {&lt;br /&gt;
    direction: rtl !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.catlinks {&lt;br /&gt;
    border: 1px solid #a2a9b1;&lt;br /&gt;
    background-color: #f8f9fa;&lt;br /&gt;
    padding: 5px;&lt;br /&gt;
    margin-top: 1em;&lt;br /&gt;
    clear: both;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.catlinks ul {&lt;br /&gt;
    padding-right: 0 !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.catlinks li:first-child {&lt;br /&gt;
    border-right: 0;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.catlinks li {&lt;br /&gt;
    border-right: 1px solid #a2a9b1;&lt;br /&gt;
    border-left: 0;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#catlinks {&lt;br /&gt;
    text-align: inherit;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.toc .toctitle {&lt;br /&gt;
    direction: inherit;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.mw-body {&lt;br /&gt;
    padding: 0;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.mw-body .toc ul {&lt;br /&gt;
    text-align: inherit;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.mw-body ol,&lt;br /&gt;
.mw-body ul {&lt;br /&gt;
    padding-right: 30px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.sub-titr {&lt;br /&gt;
    text-align: center;&lt;br /&gt;
    font-size: 1.1rem;&lt;br /&gt;
    margin-top: 15px;&lt;br /&gt;
    margin-bottom: 15px;&lt;br /&gt;
    color: rgb(103, 103, 103);&lt;br /&gt;
    font-weight: bold;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.container &amp;gt; *:first-child .navbar {&lt;br /&gt;
    margin-top: 0px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.menu-header {&lt;br /&gt;
    position: relative;&lt;br /&gt;
    top: 16px;&lt;br /&gt;
    z-index: 1000;&lt;br /&gt;
    font-family: iransans;&lt;br /&gt;
    right: 20px;&lt;br /&gt;
    float: right;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#p-search {&lt;br /&gt;
    float: left;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.header {&lt;br /&gt;
    background-image: url(../images/header4.png);&lt;br /&gt;
    background-repeat: no-repeat;&lt;br /&gt;
    background-attachment: fixed;&lt;br /&gt;
    background-position: 50% -87px;&lt;br /&gt;
    height: 77px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.mw-search-results {&lt;br /&gt;
    max-width: none;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#footer-places {&lt;br /&gt;
    text-align: center;&lt;br /&gt;
    font-family: ynums, iransans;&lt;br /&gt;
    border: 1px solid #e7e7e7;&lt;br /&gt;
    background-color: #f1f1f1;&lt;br /&gt;
    margin-top: 20px;&lt;br /&gt;
    padding: 6px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.salam {&lt;br /&gt;
    font-size: 0.65rem;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.mwe-popups {&lt;br /&gt;
    font-size: 0.9rem;&lt;br /&gt;
    font-family: iransans;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.textinmenu {&lt;br /&gt;
    font-family: ynums, iransans;&lt;br /&gt;
    margin-right: 5px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.logoinmenu {&lt;br /&gt;
    margin: auto;&lt;br /&gt;
    display: block;&lt;br /&gt;
    margin-bottom: 15px;&lt;br /&gt;
    margin-top: 15px;&lt;br /&gt;
    width: 258px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ul.menu {&lt;br /&gt;
    list-style: none;&lt;br /&gt;
    font-size: 1.1rem;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.menu {&lt;br /&gt;
    font-family: ynums, iransans;&lt;br /&gt;
    padding: 15px 10px 5px 15px;&lt;br /&gt;
    background-color: #f9f9f9;&lt;br /&gt;
    border: 1px solid #cecece;&lt;br /&gt;
    margin-top: 25px;&lt;br /&gt;
    color: rgb(33, 170, 178);&lt;br /&gt;
    line-height: 2em;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.box {&lt;br /&gt;
    display: table;&lt;br /&gt;
    background-color: #f9f9f9;&lt;br /&gt;
    border: 1px solid #ddd;&lt;br /&gt;
    padding: 1em;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.navbar-nav {&lt;br /&gt;
	display: flex;&lt;br /&gt;
	align-items: center;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.navbar-nav &amp;gt; li {&lt;br /&gt;
    float: right;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.navbar-nav,&lt;br /&gt;
.navbar-form,&lt;br /&gt;
.navbar-brand {&lt;br /&gt;
    flex-wrap: wrap !important;&lt;br /&gt;
    float: right;&lt;br /&gt;
    padding-right: 0.3em !important;&lt;br /&gt;
    border: none !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
h1,&lt;br /&gt;
h2,&lt;br /&gt;
h3,&lt;br /&gt;
h4,&lt;br /&gt;
h5,&lt;br /&gt;
h6 {&lt;br /&gt;
    border-bottom: 1px solid #a2a9b1;&lt;br /&gt;
    padding-bottom: 0.3em;&lt;br /&gt;
    line-height: 1.5em;&lt;br /&gt;
    color: rgb(22 125 131);&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
h2 {&lt;br /&gt;
    font-size: 1.1rem;&lt;br /&gt;
    font-weight: bold;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
pre,&lt;br /&gt;
.mw-code {&lt;br /&gt;
    white-space: pre-wrap;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.smaller {&lt;br /&gt;
    font-size: 0.85rem;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.bigger {&lt;br /&gt;
font-size: 1.2rem&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.flex {&lt;br /&gt;
display: flex;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.contentHeader,&lt;br /&gt;
#bodyContent,&lt;br /&gt;
.mw-editfont-monospace,&lt;br /&gt;
pre,&lt;br /&gt;
.mw-code,&lt;br /&gt;
.navbar,&lt;br /&gt;
#catlinks,&lt;br /&gt;
.suggestions {&lt;br /&gt;
    font-family: ynums, iransans;&lt;br /&gt;
    line-height: 2em;&lt;br /&gt;
    font-size: 1rem !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/* دستورات این بخش همهٔ کاربران را تحت تاثیر قرار می‌دهند. */&lt;br /&gt;
.Ayah {&lt;br /&gt;
    color: mediumblue;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.Revayat {&lt;br /&gt;
    color: rgb(0, 0, 110);&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.TransDescription {&lt;br /&gt;
    color: #808080;&lt;br /&gt;
    font-size: 0.85rem;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.TransDescription::before {&lt;br /&gt;
    content: &amp;quot; «&amp;quot;;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.TransDescription::after {&lt;br /&gt;
    content: &amp;quot;» &amp;quot;;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.Ayeh {&lt;br /&gt;
    color: Green;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.AyehRef,&lt;br /&gt;
.BookRef {&lt;br /&gt;
    color: #808080;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
audio {&lt;br /&gt;
    width: 100%;&lt;br /&gt;
    background-color: #f1f3f4;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.AboutMottaghi {&lt;br /&gt;
    color: darkblue;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
/*&lt;br /&gt;
.mw-references-wrap {&lt;br /&gt;
	overflow: hidden;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
*/&lt;br /&gt;
p {&lt;br /&gt;
    margin-bottom: 0.8rem;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.beyt {&lt;br /&gt;
color: #857d6a;&lt;br /&gt;
/* &lt;br /&gt;
*/ &lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.row {&lt;br /&gt;
    display: -ms-flexbox;&lt;br /&gt;
    /* IE10 */&lt;br /&gt;
    display: flex;&lt;br /&gt;
    -ms-flex-wrap: wrap;&lt;br /&gt;
    /* IE10 */&lt;br /&gt;
    flex-wrap: wrap;&lt;br /&gt;
    padding: 0 4px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/* Create four equal columns that sits next to each other */&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.column {&lt;br /&gt;
    -ms-flex: 25%;&lt;br /&gt;
    /* IE10 */&lt;br /&gt;
    flex: 25%;&lt;br /&gt;
    max-width: 25%;&lt;br /&gt;
    padding: 0 4px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.column img {&lt;br /&gt;
    margin: 8px;&lt;br /&gt;
    vertical-align: middle;&lt;br /&gt;
    width: 100%;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/* Responsive layout - makes a two column-layout instead of four columns */&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
@media screen and (max-width: 800px) {&lt;br /&gt;
    .column {&lt;br /&gt;
        -ms-flex: 50%;&lt;br /&gt;
        flex: 50%;&lt;br /&gt;
        max-width: 50%;&lt;br /&gt;
    }&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/* Responsive layout - makes the two columns stack on top of each other instead of next to each other */&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
@media screen and (max-width: 600px) {&lt;br /&gt;
    .column {&lt;br /&gt;
        -ms-flex: 100%;&lt;br /&gt;
        flex: 100%;&lt;br /&gt;
        max-width: 100%;&lt;br /&gt;
    }&lt;br /&gt;
    .book_cover {&lt;br /&gt;
        max-width: 120px !important;&lt;br /&gt;
    }&lt;br /&gt;
    .lec_cover {&lt;br /&gt;
        max-width: 120px !important;&lt;br /&gt;
    }&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.book_cover {&lt;br /&gt;
    max-height: 180px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.lec_cover {&lt;br /&gt;
    max-width: 150px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.lec_cover_select {&lt;br /&gt;
    max-width: 205px;&lt;br /&gt;
    float: left;&lt;br /&gt;
    margin-right: 8px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.list_gallery {&lt;br /&gt;
    display: flex;&lt;br /&gt;
    -ms-flex-wrap: wrap;&lt;br /&gt;
    flex-wrap: wrap;&lt;br /&gt;
    list-style: none;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.list_gallery &amp;gt; li {&lt;br /&gt;
    -webkit-box-flex: 1;&lt;br /&gt;
    -ms-flex: 0 0 25%;&lt;br /&gt;
    flex: 0 0 25%;&lt;br /&gt;
    margin-bottom: 20px;&lt;br /&gt;
    padding-left: 10px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.CategoryTreeEmptyBullet {&lt;br /&gt;
    color: white;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.MainPageBG {&lt;br /&gt;
    margin-top: 4px;&lt;br /&gt;
    background-color: #f9f9f9;&lt;br /&gt;
    border: 1px solid #cecece;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.MainPageBG &amp;gt; .row {&lt;br /&gt;
    overflow: auto;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.MainPageBGH {&lt;br /&gt;
	margin: 0 0 8px 0  !important;&lt;br /&gt;
	background: rgb(33, 170, 178);&lt;br /&gt;
    font-family: inherit;&lt;br /&gt;
    font-size: 1rem;&lt;br /&gt;
    font-weight: normal;&lt;br /&gt;
    border: none;&lt;br /&gt;
    color: white;&lt;br /&gt;
    padding: 0.2em 0.4em;&lt;br /&gt;
    text-align: center;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.site_logo {&lt;br /&gt;
    width: 300px;&lt;br /&gt;
    text-align: center;&lt;br /&gt;
    display: block;&lt;br /&gt;
    margin: 0 auto;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.translate {&lt;br /&gt;
    font-size: 0.8rem;&lt;br /&gt;
    color: mediumblue;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.boldText {&lt;br /&gt;
    font-weight: bold;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.info {&lt;br /&gt;
    top: -10px;&lt;br /&gt;
    position: relative;&lt;br /&gt;
    width: 14px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.page-صفحهٔ_اصلی .mw-references-wrap,&lt;br /&gt;
.page-صفحهٔ_اصلی .catlinks {&lt;br /&gt;
    display: none;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.mosaic {&lt;br /&gt;
    display: flex;&lt;br /&gt;
    flex-direction: column;&lt;br /&gt;
    flex-wrap: wrap;&lt;br /&gt;
    padding: 6px;&lt;br /&gt;
    overflow: auto;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.m-photo:last-child {&lt;br /&gt;
    position: relative;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.m-photo:last-child::after {&lt;br /&gt;
    display: block;&lt;br /&gt;
    width: 11px;&lt;br /&gt;
    height: 1px;&lt;br /&gt;
    position: absolute;&lt;br /&gt;
    top: 0;&lt;br /&gt;
    left: 100%;&lt;br /&gt;
    visibility: hidden;&lt;br /&gt;
    content: &amp;quot;&amp;quot;;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.mp3 {&lt;br /&gt;
    content: url(&amp;quot;https://api.iconify.design/carbon/mp3.svg&amp;quot;);&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.wikitable {&lt;br /&gt;
    text-align: right;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.navbar-tool {&lt;br /&gt;
    position: relative !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#tooltip {&lt;br /&gt;
  text-align: right;&lt;br /&gt;
  font-size: .8rem;&lt;br /&gt;
  background: #fff;&lt;br /&gt;
  color: #111;&lt;br /&gt;
  position: absolute;&lt;br /&gt;
  box-shadow: 0 0 3px 3px rgba(0, 0, 0, 0.1);&lt;br /&gt;
  border-radius: 6px;&lt;br /&gt;
  z-index: 100;&lt;br /&gt;
  padding: 5px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#tooltip:after /* triangle decoration */&lt;br /&gt;
{&lt;br /&gt;
  width: 0;&lt;br /&gt;
  height: 0;&lt;br /&gt;
  border-left: 10px solid transparent;&lt;br /&gt;
  border-right: 10px solid transparent;&lt;br /&gt;
  border-top: 10px solid #fff;&lt;br /&gt;
  content: &amp;quot;&amp;quot;;&lt;br /&gt;
  position: absolute;&lt;br /&gt;
  left: 50%;&lt;br /&gt;
  bottom: -10px;&lt;br /&gt;
  margin-left: -10px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#tooltip.top:after {&lt;br /&gt;
  border-top-color: transparent;&lt;br /&gt;
  border-bottom: 10px solid #fff;&lt;br /&gt;
  top: -20px;&lt;br /&gt;
  bottom: auto;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#tooltip.left:after {&lt;br /&gt;
  left: 10px;&lt;br /&gt;
  margin: 0;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#tooltip.right:after {&lt;br /&gt;
  right: 10px;&lt;br /&gt;
  left: auto;&lt;br /&gt;
  margin: 0;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.headWrappersubjects, .headWrapperminutes {&lt;br /&gt;
    max-height: 300px;&lt;br /&gt;
    overflow-y: auto;&lt;br /&gt;
    padding: 0px 7px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.minutes {&lt;br /&gt;
position:relative; &lt;br /&gt;
opacity:50%; &lt;br /&gt;
user-select: none;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.minutes img {&lt;br /&gt;
	height:30px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.subjects img {&lt;br /&gt;
	height:20px;&lt;br /&gt;
	opacity:50%;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.subjects {&lt;br /&gt;
user-select: none;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.subjectsWrapper a {&lt;br /&gt;
margin-left: 3px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.subjectsWrapper .topic {&lt;br /&gt;
font-weight: bold;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.subjectsWrapper .topicCount {&lt;br /&gt;
font-size: 80%;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.tocMinuts {&lt;br /&gt;
    font-weight: bold;&lt;br /&gt;
    margin-right: -20px;&lt;br /&gt;
    font-size: 1rem;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
a {&lt;br /&gt;
    color: #0156af;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.RevayatLink {&lt;br /&gt;
	color: rgb(255, 0 , 162);&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.mw-headline a {&lt;br /&gt;
	color: lightcyan;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.mw-content-ltr {&lt;br /&gt;
	text-align: left;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.reference a {&lt;br /&gt;
    color: #007cff;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::-webkit-scrollbar {&lt;br /&gt;
    width: 10px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::-webkit-scrollbar-track {&lt;br /&gt;
    background: #f1f1f1;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::-webkit-scrollbar-thumb:hover {&lt;br /&gt;
    background: #00b7a682;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::-webkit-scrollbar-thumb {&lt;br /&gt;
    background: #00968885;&lt;br /&gt;
	min-height: 60px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#siteNotice {&lt;br /&gt;
	width: 100%;&lt;br /&gt;
    padding-left: 15px;&lt;br /&gt;
    padding-right: 15px;&lt;br /&gt;
    background-color: rgb(33,170,178);&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#siteNotice a {&lt;br /&gt;
	color: yellow;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#siteNotice p {&lt;br /&gt;
	margin: 0;&lt;br /&gt;
	color: white;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.navbar, .p-navbar {&lt;br /&gt;
	padding: 0.3rem 0.5rem !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/* حذف کامل کادر اضافی */&lt;br /&gt;
.mw-find-box {&lt;br /&gt;
    background: none !important;&lt;br /&gt;
    border: none !important;&lt;br /&gt;
    box-shadow: none !important;&lt;br /&gt;
    outline: none !important;&lt;br /&gt;
    padding: 0 !important;&lt;br /&gt;
    margin: 10px 0 !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/* استایل فقط خود input */&lt;br /&gt;
.mw-find-input {&lt;br /&gt;
    background: #111;&lt;br /&gt;
    color: #fff;&lt;br /&gt;
    border: 1px solid #777;&lt;br /&gt;
    padding: 6px 10px;&lt;br /&gt;
    border-radius: 6px;&lt;br /&gt;
    outline: none;&lt;br /&gt;
    box-shadow: none !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/* فوکوس */&lt;br /&gt;
.mw-find-input:focus {&lt;br /&gt;
    border-color: #ff9800;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/* هایلایت نتایج */&lt;br /&gt;
.mw-find-highlight {&lt;br /&gt;
    background: yellow;&lt;br /&gt;
    color: black;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.description {&lt;br /&gt;
    font-size: .7rem;&lt;br /&gt;
    color: #616060;&lt;br /&gt;
}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Common.js&amp;diff=2197</id>
		<title>مدیاویکی:Common.js</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Common.js&amp;diff=2197"/>
		<updated>2026-06-05T16:21:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;/* Any JavaScript here will be loaded for all users on every page load. */&lt;br /&gt;
$(function () {&lt;br /&gt;
	var targets = $(&#039;[rel~=tooltip]&#039;),&lt;br /&gt;
		target = false,&lt;br /&gt;
		tooltip = false,&lt;br /&gt;
		title = false;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	targets.bind(&#039;mouseenter&#039;, function () {&lt;br /&gt;
		target = $(this);&lt;br /&gt;
		tip = target.attr(&#039;title&#039;);&lt;br /&gt;
		tooltip = $(&#039;&amp;lt;div id=&amp;quot;tooltip&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		if (!tip || tip == &#039;&#039;)&lt;br /&gt;
			return false;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		target.removeAttr(&#039;title&#039;);&lt;br /&gt;
		tooltip.css(&#039;opacity&#039;, 0)&lt;br /&gt;
			.html(tip)&lt;br /&gt;
			.appendTo(&#039;body&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		var init_tooltip = function () {&lt;br /&gt;
			if ($(window).width() &amp;lt; tooltip.outerWidth() * 1.5)&lt;br /&gt;
				tooltip.css(&#039;max-width&#039;, $(window).width() / 2);&lt;br /&gt;
			else&lt;br /&gt;
				tooltip.css(&#039;max-width&#039;, 340);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			var pos_left = target.offset().left + (target.outerWidth() / 2) - (tooltip.outerWidth() / 2),&lt;br /&gt;
				pos_top = target.offset().top - tooltip.outerHeight() - 20;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			if (pos_left &amp;lt; 0) {&lt;br /&gt;
				pos_left = target.offset().left + target.outerWidth() / 2 - 20;&lt;br /&gt;
				tooltip.addClass(&#039;left&#039;);&lt;br /&gt;
			}&lt;br /&gt;
			else&lt;br /&gt;
				tooltip.removeClass(&#039;left&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			if (pos_left + tooltip.outerWidth() &amp;gt; $(window).width()) {&lt;br /&gt;
				pos_left = target.offset().left - tooltip.outerWidth() + target.outerWidth() / 2 + 20;&lt;br /&gt;
				tooltip.addClass(&#039;right&#039;);&lt;br /&gt;
			}&lt;br /&gt;
			else&lt;br /&gt;
				tooltip.removeClass(&#039;right&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			if (pos_top &amp;lt; 0) {&lt;br /&gt;
				var pos_top = target.offset().top + target.outerHeight();&lt;br /&gt;
				tooltip.addClass(&#039;top&#039;);&lt;br /&gt;
			}&lt;br /&gt;
			else&lt;br /&gt;
				tooltip.removeClass(&#039;top&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			tooltip.css({ left: pos_left, top: pos_top })&lt;br /&gt;
				.animate({ top: &#039;+=10&#039;, opacity: 1 }, 50);&lt;br /&gt;
		};&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		init_tooltip();&lt;br /&gt;
		$(window).resize(init_tooltip);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		var remove_tooltip = function () {&lt;br /&gt;
			tooltip.animate({ top: &#039;-=10&#039;, opacity: 0 }, 50, function () {&lt;br /&gt;
				$(this).remove();&lt;br /&gt;
			});&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			target.attr(&#039;title&#039;, tip);&lt;br /&gt;
		};&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		target.bind(&#039;mouseleave&#039;, remove_tooltip);&lt;br /&gt;
		tooltip.bind(&#039;click&#039;, remove_tooltip);&lt;br /&gt;
	});&lt;br /&gt;
});&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
$(&#039;.col-lg-9&#039;).removeClass(&#039;col&#039;)&lt;br /&gt;
$(&#039;.col-lg-3&#039;).removeClass(&#039;col&#039;)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
function showSujects(subjectClass, title) {&lt;br /&gt;
	// Get all the elements with the class &amp;quot;subjects&amp;quot;&lt;br /&gt;
	var subjects = $(subjectClass);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	// Create an empty list to hold the IDs of the selected elements&lt;br /&gt;
	var selectedTitles = [];&lt;br /&gt;
	var selectedIds = [];&lt;br /&gt;
	var types = [];&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	// Loop through each element with the class &amp;quot;subjects&amp;quot;&lt;br /&gt;
	subjects.each(function () {&lt;br /&gt;
		// Get the ID of the current element&lt;br /&gt;
		var currentTitle = $(this).attr(&#039;data-headline&#039;);&lt;br /&gt;
		var currentId = $(this).attr(&#039;id&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		// Add the ID to the list of selected IDs&lt;br /&gt;
		selectedTitles.push(currentTitle);&lt;br /&gt;
		selectedIds.push(currentId);&lt;br /&gt;
		types.push($(this).hasClass(&#039;minutes&#039;))&lt;br /&gt;
	});&lt;br /&gt;
	if (selectedTitles.length === 0) {&lt;br /&gt;
		return&lt;br /&gt;
	}&lt;br /&gt;
	//    console.log(&#039;selecting subjects&#039;)&lt;br /&gt;
	// Loop through the selected IDs and create a new div for each one&lt;br /&gt;
	var headlines = [];&lt;br /&gt;
	for (var i = 0; i &amp;lt; selectedTitles.length; i++) {&lt;br /&gt;
		var tocWrapper = &#039;&#039;;&lt;br /&gt;
		var id = parseInt(selectedIds[i]);&lt;br /&gt;
		console.log(id);&lt;br /&gt;
		if (types[i])&lt;br /&gt;
			tocWrapper = $(&amp;quot;&amp;lt;div class=&#039;tocMinuts&#039;&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&amp;quot;);&lt;br /&gt;
		else&lt;br /&gt;
			tocWrapper = $(&amp;quot;&amp;lt;li&amp;gt;&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;quot;);&lt;br /&gt;
		var newDiv = $(&amp;quot;&amp;lt;a class=&#039;subjectToc&#039; href=&#039;#&amp;quot; + selectedIds[i] + &amp;quot;&#039;&amp;gt;&amp;lt;/a&amp;gt;&amp;quot;);&lt;br /&gt;
		newDiv.text(selectedTitles[i]);&lt;br /&gt;
		tocWrapper.append(newDiv);&lt;br /&gt;
		headlines.push(tocWrapper);&lt;br /&gt;
	}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	// Wrap all the new divs in a specific div with the ID &amp;quot;new-div-container&amp;quot;&lt;br /&gt;
	var headLineContainer = $(&amp;quot;&amp;lt;div&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&amp;quot;);&lt;br /&gt;
	headLineContainer.addClass(&amp;quot;infobox mw-collapsible&amp;quot;);&lt;br /&gt;
	headLineContainer.css(&amp;quot;width&amp;quot;, &amp;quot;22em&amp;quot;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	var ToggleSpan = $(&amp;quot;&amp;lt;span &amp;gt;&amp;quot; + title + &amp;quot;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;quot;)&lt;br /&gt;
	var headLineWrapper = $(&amp;quot;&amp;lt;ol&amp;gt;&amp;lt;/ol&amp;gt;&amp;quot;);&lt;br /&gt;
	headLineWrapper.addClass(&amp;quot;headWrapperSubjects&amp;quot;);&lt;br /&gt;
	headLineWrapper.addClass(&amp;quot;mw-collapsible-content&amp;quot;);&lt;br /&gt;
	headLineWrapper.append(headlines);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	headLineContainer.append(ToggleSpan);&lt;br /&gt;
	headLineContainer.append(headLineWrapper);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	// Add the new div container after the table with the ID &amp;quot;my-table&amp;quot;&lt;br /&gt;
	$(&amp;quot;.infobox.vcard&amp;quot;).after(headLineContainer);&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
showSujects(&#039;.subjects, .minutes&#039;, &#039;موضوعات&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
$(function () {&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    $(&#039;.mw-find-box&#039;).each(function () {&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        var $input = $(this).find(&#039;.mw-find-input&#039;);&lt;br /&gt;
        var content = document.getElementById(&#039;mw-content-text&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        function unwrap() {&lt;br /&gt;
            var marks = content.querySelectorAll(&#039;mark.mw-find-highlight&#039;);&lt;br /&gt;
            for (var i = marks.length - 1; i &amp;gt;= 0; i--) {&lt;br /&gt;
                var parent = marks[i].parentNode;&lt;br /&gt;
                parent.replaceChild(document.createTextNode(marks[i].textContent), marks[i]);&lt;br /&gt;
                parent.normalize();&lt;br /&gt;
            }&lt;br /&gt;
        }&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        function highlight(term) {&lt;br /&gt;
            unwrap();&lt;br /&gt;
            if (!term) return;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
            var walker = document.createTreeWalker(content, NodeFilter.SHOW_TEXT, null);&lt;br /&gt;
            var regex = new RegExp(term, &#039;gi&#039;);&lt;br /&gt;
            var node;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
            while ((node = walker.nextNode())) {&lt;br /&gt;
                if (!node.nodeValue.match(regex)) continue;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
                var span = document.createElement(&#039;span&#039;);&lt;br /&gt;
                span.innerHTML = node.nodeValue.replace(regex,&lt;br /&gt;
                    &#039;&amp;lt;mark class=&amp;quot;mw-find-highlight&amp;quot;&amp;gt;$&amp;amp;&amp;lt;/mark&amp;gt;&#039;&lt;br /&gt;
                );&lt;br /&gt;
                node.parentNode.replaceChild(span, node);&lt;br /&gt;
            }&lt;br /&gt;
        }&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        $input.on(&#039;input&#039;, function () {&lt;br /&gt;
            highlight(this.value.trim());&lt;br /&gt;
        });&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    });&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
});&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
mw.hook(&#039;wikipage.content&#039;).add(function () {&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    // فقط در Special:Search اجرا شود&lt;br /&gt;
    if (mw.config.get(&#039;wgCanonicalSpecialPageName&#039;) !== &#039;Search&#039;) {&lt;br /&gt;
        return;&lt;br /&gt;
    }&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    // گرفتن query واقعی از URL&lt;br /&gt;
    const query = new URLSearchParams(window.location.search).get(&#039;search&#039;) || &#039;&#039;;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    // اگر چیزی برای سرچ نبود، نمایش نده&lt;br /&gt;
    if (!query) {&lt;br /&gt;
        return;&lt;br /&gt;
    }&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    const url = `https://velayateali.com/research/search?q=${encodeURIComponent(query)}`;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    const box = document.createElement(&#039;div&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    box.innerHTML = `&lt;br /&gt;
        ⚠️ برای دیدن پاسخ‌های بهتر به سایت&lt;br /&gt;
        &amp;lt;a href=&amp;quot;${url}&amp;quot; target=&amp;quot;_blank&amp;quot; style=&amp;quot;color:#0645ad;text-decoration:underline;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
            محقق‌یار&lt;br /&gt;
        &amp;lt;/a&amp;gt;&lt;br /&gt;
        مراجعه کنید.&lt;br /&gt;
    `;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    box.style.cssText =&lt;br /&gt;
        &amp;quot;padding:10px;background:#e7f3ff;border:1px solid #b3d4fc;margin:10px 0;font-weight:bold;&amp;quot;;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    const content = document.querySelector(&#039;#mw-content-text&#039;);&lt;br /&gt;
    if (content) {&lt;br /&gt;
        content.prepend(box);&lt;br /&gt;
    }&lt;br /&gt;
});&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Common.js&amp;diff=2196</id>
		<title>مدیاویکی:Common.js</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Common.js&amp;diff=2196"/>
		<updated>2026-06-05T16:18:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;/* Any JavaScript here will be loaded for all users on every page load. */&lt;br /&gt;
$(function () {&lt;br /&gt;
	var targets = $(&#039;[rel~=tooltip]&#039;),&lt;br /&gt;
		target = false,&lt;br /&gt;
		tooltip = false,&lt;br /&gt;
		title = false;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	targets.bind(&#039;mouseenter&#039;, function () {&lt;br /&gt;
		target = $(this);&lt;br /&gt;
		tip = target.attr(&#039;title&#039;);&lt;br /&gt;
		tooltip = $(&#039;&amp;lt;div id=&amp;quot;tooltip&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		if (!tip || tip == &#039;&#039;)&lt;br /&gt;
			return false;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		target.removeAttr(&#039;title&#039;);&lt;br /&gt;
		tooltip.css(&#039;opacity&#039;, 0)&lt;br /&gt;
			.html(tip)&lt;br /&gt;
			.appendTo(&#039;body&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		var init_tooltip = function () {&lt;br /&gt;
			if ($(window).width() &amp;lt; tooltip.outerWidth() * 1.5)&lt;br /&gt;
				tooltip.css(&#039;max-width&#039;, $(window).width() / 2);&lt;br /&gt;
			else&lt;br /&gt;
				tooltip.css(&#039;max-width&#039;, 340);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			var pos_left = target.offset().left + (target.outerWidth() / 2) - (tooltip.outerWidth() / 2),&lt;br /&gt;
				pos_top = target.offset().top - tooltip.outerHeight() - 20;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			if (pos_left &amp;lt; 0) {&lt;br /&gt;
				pos_left = target.offset().left + target.outerWidth() / 2 - 20;&lt;br /&gt;
				tooltip.addClass(&#039;left&#039;);&lt;br /&gt;
			}&lt;br /&gt;
			else&lt;br /&gt;
				tooltip.removeClass(&#039;left&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			if (pos_left + tooltip.outerWidth() &amp;gt; $(window).width()) {&lt;br /&gt;
				pos_left = target.offset().left - tooltip.outerWidth() + target.outerWidth() / 2 + 20;&lt;br /&gt;
				tooltip.addClass(&#039;right&#039;);&lt;br /&gt;
			}&lt;br /&gt;
			else&lt;br /&gt;
				tooltip.removeClass(&#039;right&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			if (pos_top &amp;lt; 0) {&lt;br /&gt;
				var pos_top = target.offset().top + target.outerHeight();&lt;br /&gt;
				tooltip.addClass(&#039;top&#039;);&lt;br /&gt;
			}&lt;br /&gt;
			else&lt;br /&gt;
				tooltip.removeClass(&#039;top&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			tooltip.css({ left: pos_left, top: pos_top })&lt;br /&gt;
				.animate({ top: &#039;+=10&#039;, opacity: 1 }, 50);&lt;br /&gt;
		};&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		init_tooltip();&lt;br /&gt;
		$(window).resize(init_tooltip);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		var remove_tooltip = function () {&lt;br /&gt;
			tooltip.animate({ top: &#039;-=10&#039;, opacity: 0 }, 50, function () {&lt;br /&gt;
				$(this).remove();&lt;br /&gt;
			});&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			target.attr(&#039;title&#039;, tip);&lt;br /&gt;
		};&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		target.bind(&#039;mouseleave&#039;, remove_tooltip);&lt;br /&gt;
		tooltip.bind(&#039;click&#039;, remove_tooltip);&lt;br /&gt;
	});&lt;br /&gt;
});&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
$(&#039;.col-lg-9&#039;).removeClass(&#039;col&#039;)&lt;br /&gt;
$(&#039;.col-lg-3&#039;).removeClass(&#039;col&#039;)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
function showSujects(subjectClass, title) {&lt;br /&gt;
	// Get all the elements with the class &amp;quot;subjects&amp;quot;&lt;br /&gt;
	var subjects = $(subjectClass);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	// Create an empty list to hold the IDs of the selected elements&lt;br /&gt;
	var selectedTitles = [];&lt;br /&gt;
	var selectedIds = [];&lt;br /&gt;
	var types = [];&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	// Loop through each element with the class &amp;quot;subjects&amp;quot;&lt;br /&gt;
	subjects.each(function () {&lt;br /&gt;
		// Get the ID of the current element&lt;br /&gt;
		var currentTitle = $(this).attr(&#039;data-headline&#039;);&lt;br /&gt;
		var currentId = $(this).attr(&#039;id&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		// Add the ID to the list of selected IDs&lt;br /&gt;
		selectedTitles.push(currentTitle);&lt;br /&gt;
		selectedIds.push(currentId);&lt;br /&gt;
		types.push($(this).hasClass(&#039;minutes&#039;))&lt;br /&gt;
	});&lt;br /&gt;
	if (selectedTitles.length === 0) {&lt;br /&gt;
		return&lt;br /&gt;
	}&lt;br /&gt;
	//    console.log(&#039;selecting subjects&#039;)&lt;br /&gt;
	// Loop through the selected IDs and create a new div for each one&lt;br /&gt;
	var headlines = [];&lt;br /&gt;
	for (var i = 0; i &amp;lt; selectedTitles.length; i++) {&lt;br /&gt;
		var tocWrapper = &#039;&#039;;&lt;br /&gt;
		var id = parseInt(selectedIds[i]);&lt;br /&gt;
		console.log(id);&lt;br /&gt;
		if (types[i])&lt;br /&gt;
			tocWrapper = $(&amp;quot;&amp;lt;div class=&#039;tocMinuts&#039;&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&amp;quot;);&lt;br /&gt;
		else&lt;br /&gt;
			tocWrapper = $(&amp;quot;&amp;lt;li&amp;gt;&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;quot;);&lt;br /&gt;
		var newDiv = $(&amp;quot;&amp;lt;a class=&#039;subjectToc&#039; href=&#039;#&amp;quot; + selectedIds[i] + &amp;quot;&#039;&amp;gt;&amp;lt;/a&amp;gt;&amp;quot;);&lt;br /&gt;
		newDiv.text(selectedTitles[i]);&lt;br /&gt;
		tocWrapper.append(newDiv);&lt;br /&gt;
		headlines.push(tocWrapper);&lt;br /&gt;
	}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	// Wrap all the new divs in a specific div with the ID &amp;quot;new-div-container&amp;quot;&lt;br /&gt;
	var headLineContainer = $(&amp;quot;&amp;lt;div&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&amp;quot;);&lt;br /&gt;
	headLineContainer.addClass(&amp;quot;infobox mw-collapsible&amp;quot;);&lt;br /&gt;
	headLineContainer.css(&amp;quot;width&amp;quot;, &amp;quot;22em&amp;quot;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	var ToggleSpan = $(&amp;quot;&amp;lt;span &amp;gt;&amp;quot; + title + &amp;quot;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;quot;)&lt;br /&gt;
	var headLineWrapper = $(&amp;quot;&amp;lt;ol&amp;gt;&amp;lt;/ol&amp;gt;&amp;quot;);&lt;br /&gt;
	headLineWrapper.addClass(&amp;quot;headWrapperSubjects&amp;quot;);&lt;br /&gt;
	headLineWrapper.addClass(&amp;quot;mw-collapsible-content&amp;quot;);&lt;br /&gt;
	headLineWrapper.append(headlines);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	headLineContainer.append(ToggleSpan);&lt;br /&gt;
	headLineContainer.append(headLineWrapper);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	// Add the new div container after the table with the ID &amp;quot;my-table&amp;quot;&lt;br /&gt;
	$(&amp;quot;.infobox.vcard&amp;quot;).after(headLineContainer);&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
showSujects(&#039;.subjects, .minutes&#039;, &#039;موضوعات&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
$(function () {&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    $(&#039;.mw-find-box&#039;).each(function () {&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        var $input = $(this).find(&#039;.mw-find-input&#039;);&lt;br /&gt;
        var content = document.getElementById(&#039;mw-content-text&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        function unwrap() {&lt;br /&gt;
            var marks = content.querySelectorAll(&#039;mark.mw-find-highlight&#039;);&lt;br /&gt;
            for (var i = marks.length - 1; i &amp;gt;= 0; i--) {&lt;br /&gt;
                var parent = marks[i].parentNode;&lt;br /&gt;
                parent.replaceChild(document.createTextNode(marks[i].textContent), marks[i]);&lt;br /&gt;
                parent.normalize();&lt;br /&gt;
            }&lt;br /&gt;
        }&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        function highlight(term) {&lt;br /&gt;
            unwrap();&lt;br /&gt;
            if (!term) return;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
            var walker = document.createTreeWalker(content, NodeFilter.SHOW_TEXT, null);&lt;br /&gt;
            var regex = new RegExp(term, &#039;gi&#039;);&lt;br /&gt;
            var node;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
            while ((node = walker.nextNode())) {&lt;br /&gt;
                if (!node.nodeValue.match(regex)) continue;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
                var span = document.createElement(&#039;span&#039;);&lt;br /&gt;
                span.innerHTML = node.nodeValue.replace(regex,&lt;br /&gt;
                    &#039;&amp;lt;mark class=&amp;quot;mw-find-highlight&amp;quot;&amp;gt;$&amp;amp;&amp;lt;/mark&amp;gt;&#039;&lt;br /&gt;
                );&lt;br /&gt;
                node.parentNode.replaceChild(span, node);&lt;br /&gt;
            }&lt;br /&gt;
        }&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        $input.on(&#039;input&#039;, function () {&lt;br /&gt;
            highlight(this.value.trim());&lt;br /&gt;
        });&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    });&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
});&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
mw.hook(&#039;wikipage.content&#039;).add(function () {&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    if (mw.config.get(&#039;wgCanonicalSpecialPageName&#039;) === &#039;Search&#039;) {&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        const query = mw.config.get(&#039;wgTitle&#039;)&lt;br /&gt;
            .replace(&#039;Special:Search/&#039;, &#039;&#039;)&lt;br /&gt;
            .replace(&#039;Special:Search&#039;, &#039;&#039;)&lt;br /&gt;
            .trim();&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        const encodedQuery = encodeURIComponent(query);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        const box = document.createElement(&#039;div&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        box.innerHTML = `&lt;br /&gt;
            ⚠️ برای دیدن پاسخ‌های بهتر به سایت&lt;br /&gt;
            &amp;lt;a href=&amp;quot;https://velayateali.com/research/search?q=${encodedQuery}&amp;quot;&lt;br /&gt;
               target=&amp;quot;_blank&amp;quot;&lt;br /&gt;
               style=&amp;quot;color:#0645ad;text-decoration:underline;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
               محقق‌یار&lt;br /&gt;
            &amp;lt;/a&amp;gt;&lt;br /&gt;
            مراجعه کنید.&lt;br /&gt;
        `;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        box.style.cssText =&lt;br /&gt;
            &amp;quot;padding:10px;background:#e7f3ff;border:1px solid #b3d4fc;margin:10px 0;font-weight:bold;&amp;quot;;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        const content = document.querySelector(&#039;#mw-content-text&#039;);&lt;br /&gt;
        if (content) {&lt;br /&gt;
            content.prepend(box);&lt;br /&gt;
        }&lt;br /&gt;
    }&lt;br /&gt;
});&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Common.js&amp;diff=2195</id>
		<title>مدیاویکی:Common.js</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Common.js&amp;diff=2195"/>
		<updated>2026-06-05T16:17:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;/* Any JavaScript here will be loaded for all users on every page load. */&lt;br /&gt;
$(function () {&lt;br /&gt;
	var targets = $(&#039;[rel~=tooltip]&#039;),&lt;br /&gt;
		target = false,&lt;br /&gt;
		tooltip = false,&lt;br /&gt;
		title = false;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	targets.bind(&#039;mouseenter&#039;, function () {&lt;br /&gt;
		target = $(this);&lt;br /&gt;
		tip = target.attr(&#039;title&#039;);&lt;br /&gt;
		tooltip = $(&#039;&amp;lt;div id=&amp;quot;tooltip&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		if (!tip || tip == &#039;&#039;)&lt;br /&gt;
			return false;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		target.removeAttr(&#039;title&#039;);&lt;br /&gt;
		tooltip.css(&#039;opacity&#039;, 0)&lt;br /&gt;
			.html(tip)&lt;br /&gt;
			.appendTo(&#039;body&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		var init_tooltip = function () {&lt;br /&gt;
			if ($(window).width() &amp;lt; tooltip.outerWidth() * 1.5)&lt;br /&gt;
				tooltip.css(&#039;max-width&#039;, $(window).width() / 2);&lt;br /&gt;
			else&lt;br /&gt;
				tooltip.css(&#039;max-width&#039;, 340);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			var pos_left = target.offset().left + (target.outerWidth() / 2) - (tooltip.outerWidth() / 2),&lt;br /&gt;
				pos_top = target.offset().top - tooltip.outerHeight() - 20;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			if (pos_left &amp;lt; 0) {&lt;br /&gt;
				pos_left = target.offset().left + target.outerWidth() / 2 - 20;&lt;br /&gt;
				tooltip.addClass(&#039;left&#039;);&lt;br /&gt;
			}&lt;br /&gt;
			else&lt;br /&gt;
				tooltip.removeClass(&#039;left&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			if (pos_left + tooltip.outerWidth() &amp;gt; $(window).width()) {&lt;br /&gt;
				pos_left = target.offset().left - tooltip.outerWidth() + target.outerWidth() / 2 + 20;&lt;br /&gt;
				tooltip.addClass(&#039;right&#039;);&lt;br /&gt;
			}&lt;br /&gt;
			else&lt;br /&gt;
				tooltip.removeClass(&#039;right&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			if (pos_top &amp;lt; 0) {&lt;br /&gt;
				var pos_top = target.offset().top + target.outerHeight();&lt;br /&gt;
				tooltip.addClass(&#039;top&#039;);&lt;br /&gt;
			}&lt;br /&gt;
			else&lt;br /&gt;
				tooltip.removeClass(&#039;top&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			tooltip.css({ left: pos_left, top: pos_top })&lt;br /&gt;
				.animate({ top: &#039;+=10&#039;, opacity: 1 }, 50);&lt;br /&gt;
		};&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		init_tooltip();&lt;br /&gt;
		$(window).resize(init_tooltip);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		var remove_tooltip = function () {&lt;br /&gt;
			tooltip.animate({ top: &#039;-=10&#039;, opacity: 0 }, 50, function () {&lt;br /&gt;
				$(this).remove();&lt;br /&gt;
			});&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			target.attr(&#039;title&#039;, tip);&lt;br /&gt;
		};&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		target.bind(&#039;mouseleave&#039;, remove_tooltip);&lt;br /&gt;
		tooltip.bind(&#039;click&#039;, remove_tooltip);&lt;br /&gt;
	});&lt;br /&gt;
});&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
$(&#039;.col-lg-9&#039;).removeClass(&#039;col&#039;)&lt;br /&gt;
$(&#039;.col-lg-3&#039;).removeClass(&#039;col&#039;)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
function showSujects(subjectClass, title) {&lt;br /&gt;
	// Get all the elements with the class &amp;quot;subjects&amp;quot;&lt;br /&gt;
	var subjects = $(subjectClass);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	// Create an empty list to hold the IDs of the selected elements&lt;br /&gt;
	var selectedTitles = [];&lt;br /&gt;
	var selectedIds = [];&lt;br /&gt;
	var types = [];&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	// Loop through each element with the class &amp;quot;subjects&amp;quot;&lt;br /&gt;
	subjects.each(function () {&lt;br /&gt;
		// Get the ID of the current element&lt;br /&gt;
		var currentTitle = $(this).attr(&#039;data-headline&#039;);&lt;br /&gt;
		var currentId = $(this).attr(&#039;id&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		// Add the ID to the list of selected IDs&lt;br /&gt;
		selectedTitles.push(currentTitle);&lt;br /&gt;
		selectedIds.push(currentId);&lt;br /&gt;
		types.push($(this).hasClass(&#039;minutes&#039;))&lt;br /&gt;
	});&lt;br /&gt;
	if (selectedTitles.length === 0) {&lt;br /&gt;
		return&lt;br /&gt;
	}&lt;br /&gt;
	//    console.log(&#039;selecting subjects&#039;)&lt;br /&gt;
	// Loop through the selected IDs and create a new div for each one&lt;br /&gt;
	var headlines = [];&lt;br /&gt;
	for (var i = 0; i &amp;lt; selectedTitles.length; i++) {&lt;br /&gt;
		var tocWrapper = &#039;&#039;;&lt;br /&gt;
		var id = parseInt(selectedIds[i]);&lt;br /&gt;
		console.log(id);&lt;br /&gt;
		if (types[i])&lt;br /&gt;
			tocWrapper = $(&amp;quot;&amp;lt;div class=&#039;tocMinuts&#039;&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&amp;quot;);&lt;br /&gt;
		else&lt;br /&gt;
			tocWrapper = $(&amp;quot;&amp;lt;li&amp;gt;&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;quot;);&lt;br /&gt;
		var newDiv = $(&amp;quot;&amp;lt;a class=&#039;subjectToc&#039; href=&#039;#&amp;quot; + selectedIds[i] + &amp;quot;&#039;&amp;gt;&amp;lt;/a&amp;gt;&amp;quot;);&lt;br /&gt;
		newDiv.text(selectedTitles[i]);&lt;br /&gt;
		tocWrapper.append(newDiv);&lt;br /&gt;
		headlines.push(tocWrapper);&lt;br /&gt;
	}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	// Wrap all the new divs in a specific div with the ID &amp;quot;new-div-container&amp;quot;&lt;br /&gt;
	var headLineContainer = $(&amp;quot;&amp;lt;div&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&amp;quot;);&lt;br /&gt;
	headLineContainer.addClass(&amp;quot;infobox mw-collapsible&amp;quot;);&lt;br /&gt;
	headLineContainer.css(&amp;quot;width&amp;quot;, &amp;quot;22em&amp;quot;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	var ToggleSpan = $(&amp;quot;&amp;lt;span &amp;gt;&amp;quot; + title + &amp;quot;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;quot;)&lt;br /&gt;
	var headLineWrapper = $(&amp;quot;&amp;lt;ol&amp;gt;&amp;lt;/ol&amp;gt;&amp;quot;);&lt;br /&gt;
	headLineWrapper.addClass(&amp;quot;headWrapperSubjects&amp;quot;);&lt;br /&gt;
	headLineWrapper.addClass(&amp;quot;mw-collapsible-content&amp;quot;);&lt;br /&gt;
	headLineWrapper.append(headlines);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	headLineContainer.append(ToggleSpan);&lt;br /&gt;
	headLineContainer.append(headLineWrapper);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	// Add the new div container after the table with the ID &amp;quot;my-table&amp;quot;&lt;br /&gt;
	$(&amp;quot;.infobox.vcard&amp;quot;).after(headLineContainer);&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
showSujects(&#039;.subjects, .minutes&#039;, &#039;موضوعات&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
$(function () {&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    $(&#039;.mw-find-box&#039;).each(function () {&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        var $input = $(this).find(&#039;.mw-find-input&#039;);&lt;br /&gt;
        var content = document.getElementById(&#039;mw-content-text&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        function unwrap() {&lt;br /&gt;
            var marks = content.querySelectorAll(&#039;mark.mw-find-highlight&#039;);&lt;br /&gt;
            for (var i = marks.length - 1; i &amp;gt;= 0; i--) {&lt;br /&gt;
                var parent = marks[i].parentNode;&lt;br /&gt;
                parent.replaceChild(document.createTextNode(marks[i].textContent), marks[i]);&lt;br /&gt;
                parent.normalize();&lt;br /&gt;
            }&lt;br /&gt;
        }&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        function highlight(term) {&lt;br /&gt;
            unwrap();&lt;br /&gt;
            if (!term) return;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
            var walker = document.createTreeWalker(content, NodeFilter.SHOW_TEXT, null);&lt;br /&gt;
            var regex = new RegExp(term, &#039;gi&#039;);&lt;br /&gt;
            var node;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
            while ((node = walker.nextNode())) {&lt;br /&gt;
                if (!node.nodeValue.match(regex)) continue;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
                var span = document.createElement(&#039;span&#039;);&lt;br /&gt;
                span.innerHTML = node.nodeValue.replace(regex,&lt;br /&gt;
                    &#039;&amp;lt;mark class=&amp;quot;mw-find-highlight&amp;quot;&amp;gt;$&amp;amp;&amp;lt;/mark&amp;gt;&#039;&lt;br /&gt;
                );&lt;br /&gt;
                node.parentNode.replaceChild(span, node);&lt;br /&gt;
            }&lt;br /&gt;
        }&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        $input.on(&#039;input&#039;, function () {&lt;br /&gt;
            highlight(this.value.trim());&lt;br /&gt;
        });&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    });&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
});&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
mw.hook(&#039;wikipage.content&#039;).add(function () {&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    if (mw.config.get(&#039;wgCanonicalSpecialPageName&#039;) === &#039;Search&#039;) {&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        const box = document.createElement(&#039;div&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        box.innerHTML = `&lt;br /&gt;
            ⚠️ برای دیدن پاسخ‌های بهتر به سایت&lt;br /&gt;
            &amp;lt;a href=&amp;quot;https://velayateali.com/research/search&amp;quot; target=&amp;quot;_blank&amp;quot; style=&amp;quot;color:#0645ad;text-decoration:underline;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
                محقق‌یار&lt;br /&gt;
            &amp;lt;/a&amp;gt;&lt;br /&gt;
            مراجعه کنید.&lt;br /&gt;
        `;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        box.style.cssText =&lt;br /&gt;
            &amp;quot;padding:10px;background:#e7f3ff;border:1px solid #b3d4fc;margin:10px 0;font-weight:bold;&amp;quot;;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        const content = document.querySelector(&#039;#mw-content-text&#039;);&lt;br /&gt;
        if (content) {&lt;br /&gt;
            content.prepend(box);&lt;br /&gt;
        }&lt;br /&gt;
    }&lt;br /&gt;
});&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Common.js&amp;diff=2194</id>
		<title>مدیاویکی:Common.js</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Common.js&amp;diff=2194"/>
		<updated>2026-06-05T16:13:05Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;/* Any JavaScript here will be loaded for all users on every page load. */&lt;br /&gt;
$(function () {&lt;br /&gt;
	var targets = $(&#039;[rel~=tooltip]&#039;),&lt;br /&gt;
		target = false,&lt;br /&gt;
		tooltip = false,&lt;br /&gt;
		title = false;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	targets.bind(&#039;mouseenter&#039;, function () {&lt;br /&gt;
		target = $(this);&lt;br /&gt;
		tip = target.attr(&#039;title&#039;);&lt;br /&gt;
		tooltip = $(&#039;&amp;lt;div id=&amp;quot;tooltip&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		if (!tip || tip == &#039;&#039;)&lt;br /&gt;
			return false;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		target.removeAttr(&#039;title&#039;);&lt;br /&gt;
		tooltip.css(&#039;opacity&#039;, 0)&lt;br /&gt;
			.html(tip)&lt;br /&gt;
			.appendTo(&#039;body&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		var init_tooltip = function () {&lt;br /&gt;
			if ($(window).width() &amp;lt; tooltip.outerWidth() * 1.5)&lt;br /&gt;
				tooltip.css(&#039;max-width&#039;, $(window).width() / 2);&lt;br /&gt;
			else&lt;br /&gt;
				tooltip.css(&#039;max-width&#039;, 340);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			var pos_left = target.offset().left + (target.outerWidth() / 2) - (tooltip.outerWidth() / 2),&lt;br /&gt;
				pos_top = target.offset().top - tooltip.outerHeight() - 20;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			if (pos_left &amp;lt; 0) {&lt;br /&gt;
				pos_left = target.offset().left + target.outerWidth() / 2 - 20;&lt;br /&gt;
				tooltip.addClass(&#039;left&#039;);&lt;br /&gt;
			}&lt;br /&gt;
			else&lt;br /&gt;
				tooltip.removeClass(&#039;left&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			if (pos_left + tooltip.outerWidth() &amp;gt; $(window).width()) {&lt;br /&gt;
				pos_left = target.offset().left - tooltip.outerWidth() + target.outerWidth() / 2 + 20;&lt;br /&gt;
				tooltip.addClass(&#039;right&#039;);&lt;br /&gt;
			}&lt;br /&gt;
			else&lt;br /&gt;
				tooltip.removeClass(&#039;right&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			if (pos_top &amp;lt; 0) {&lt;br /&gt;
				var pos_top = target.offset().top + target.outerHeight();&lt;br /&gt;
				tooltip.addClass(&#039;top&#039;);&lt;br /&gt;
			}&lt;br /&gt;
			else&lt;br /&gt;
				tooltip.removeClass(&#039;top&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			tooltip.css({ left: pos_left, top: pos_top })&lt;br /&gt;
				.animate({ top: &#039;+=10&#039;, opacity: 1 }, 50);&lt;br /&gt;
		};&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		init_tooltip();&lt;br /&gt;
		$(window).resize(init_tooltip);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		var remove_tooltip = function () {&lt;br /&gt;
			tooltip.animate({ top: &#039;-=10&#039;, opacity: 0 }, 50, function () {&lt;br /&gt;
				$(this).remove();&lt;br /&gt;
			});&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
			target.attr(&#039;title&#039;, tip);&lt;br /&gt;
		};&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		target.bind(&#039;mouseleave&#039;, remove_tooltip);&lt;br /&gt;
		tooltip.bind(&#039;click&#039;, remove_tooltip);&lt;br /&gt;
	});&lt;br /&gt;
});&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
$(&#039;.col-lg-9&#039;).removeClass(&#039;col&#039;)&lt;br /&gt;
$(&#039;.col-lg-3&#039;).removeClass(&#039;col&#039;)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
function showSujects(subjectClass, title) {&lt;br /&gt;
	// Get all the elements with the class &amp;quot;subjects&amp;quot;&lt;br /&gt;
	var subjects = $(subjectClass);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	// Create an empty list to hold the IDs of the selected elements&lt;br /&gt;
	var selectedTitles = [];&lt;br /&gt;
	var selectedIds = [];&lt;br /&gt;
	var types = [];&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	// Loop through each element with the class &amp;quot;subjects&amp;quot;&lt;br /&gt;
	subjects.each(function () {&lt;br /&gt;
		// Get the ID of the current element&lt;br /&gt;
		var currentTitle = $(this).attr(&#039;data-headline&#039;);&lt;br /&gt;
		var currentId = $(this).attr(&#039;id&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
		// Add the ID to the list of selected IDs&lt;br /&gt;
		selectedTitles.push(currentTitle);&lt;br /&gt;
		selectedIds.push(currentId);&lt;br /&gt;
		types.push($(this).hasClass(&#039;minutes&#039;))&lt;br /&gt;
	});&lt;br /&gt;
	if (selectedTitles.length === 0) {&lt;br /&gt;
		return&lt;br /&gt;
	}&lt;br /&gt;
	//    console.log(&#039;selecting subjects&#039;)&lt;br /&gt;
	// Loop through the selected IDs and create a new div for each one&lt;br /&gt;
	var headlines = [];&lt;br /&gt;
	for (var i = 0; i &amp;lt; selectedTitles.length; i++) {&lt;br /&gt;
		var tocWrapper = &#039;&#039;;&lt;br /&gt;
		var id = parseInt(selectedIds[i]);&lt;br /&gt;
		console.log(id);&lt;br /&gt;
		if (types[i])&lt;br /&gt;
			tocWrapper = $(&amp;quot;&amp;lt;div class=&#039;tocMinuts&#039;&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&amp;quot;);&lt;br /&gt;
		else&lt;br /&gt;
			tocWrapper = $(&amp;quot;&amp;lt;li&amp;gt;&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;quot;);&lt;br /&gt;
		var newDiv = $(&amp;quot;&amp;lt;a class=&#039;subjectToc&#039; href=&#039;#&amp;quot; + selectedIds[i] + &amp;quot;&#039;&amp;gt;&amp;lt;/a&amp;gt;&amp;quot;);&lt;br /&gt;
		newDiv.text(selectedTitles[i]);&lt;br /&gt;
		tocWrapper.append(newDiv);&lt;br /&gt;
		headlines.push(tocWrapper);&lt;br /&gt;
	}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	// Wrap all the new divs in a specific div with the ID &amp;quot;new-div-container&amp;quot;&lt;br /&gt;
	var headLineContainer = $(&amp;quot;&amp;lt;div&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&amp;quot;);&lt;br /&gt;
	headLineContainer.addClass(&amp;quot;infobox mw-collapsible&amp;quot;);&lt;br /&gt;
	headLineContainer.css(&amp;quot;width&amp;quot;, &amp;quot;22em&amp;quot;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	var ToggleSpan = $(&amp;quot;&amp;lt;span &amp;gt;&amp;quot; + title + &amp;quot;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;quot;)&lt;br /&gt;
	var headLineWrapper = $(&amp;quot;&amp;lt;ol&amp;gt;&amp;lt;/ol&amp;gt;&amp;quot;);&lt;br /&gt;
	headLineWrapper.addClass(&amp;quot;headWrapperSubjects&amp;quot;);&lt;br /&gt;
	headLineWrapper.addClass(&amp;quot;mw-collapsible-content&amp;quot;);&lt;br /&gt;
	headLineWrapper.append(headlines);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	headLineContainer.append(ToggleSpan);&lt;br /&gt;
	headLineContainer.append(headLineWrapper);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
	// Add the new div container after the table with the ID &amp;quot;my-table&amp;quot;&lt;br /&gt;
	$(&amp;quot;.infobox.vcard&amp;quot;).after(headLineContainer);&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
showSujects(&#039;.subjects, .minutes&#039;, &#039;موضوعات&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
$(function () {&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    $(&#039;.mw-find-box&#039;).each(function () {&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        var $input = $(this).find(&#039;.mw-find-input&#039;);&lt;br /&gt;
        var content = document.getElementById(&#039;mw-content-text&#039;);&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        function unwrap() {&lt;br /&gt;
            var marks = content.querySelectorAll(&#039;mark.mw-find-highlight&#039;);&lt;br /&gt;
            for (var i = marks.length - 1; i &amp;gt;= 0; i--) {&lt;br /&gt;
                var parent = marks[i].parentNode;&lt;br /&gt;
                parent.replaceChild(document.createTextNode(marks[i].textContent), marks[i]);&lt;br /&gt;
                parent.normalize();&lt;br /&gt;
            }&lt;br /&gt;
        }&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        function highlight(term) {&lt;br /&gt;
            unwrap();&lt;br /&gt;
            if (!term) return;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
            var walker = document.createTreeWalker(content, NodeFilter.SHOW_TEXT, null);&lt;br /&gt;
            var regex = new RegExp(term, &#039;gi&#039;);&lt;br /&gt;
            var node;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
            while ((node = walker.nextNode())) {&lt;br /&gt;
                if (!node.nodeValue.match(regex)) continue;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
                var span = document.createElement(&#039;span&#039;);&lt;br /&gt;
                span.innerHTML = node.nodeValue.replace(regex,&lt;br /&gt;
                    &#039;&amp;lt;mark class=&amp;quot;mw-find-highlight&amp;quot;&amp;gt;$&amp;amp;&amp;lt;/mark&amp;gt;&#039;&lt;br /&gt;
                );&lt;br /&gt;
                node.parentNode.replaceChild(span, node);&lt;br /&gt;
            }&lt;br /&gt;
        }&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        $input.on(&#039;input&#039;, function () {&lt;br /&gt;
            highlight(this.value.trim());&lt;br /&gt;
        });&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    });&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
});&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
mw.hook(&#039;wikipage.content&#039;).add(function () {&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
    if (mw.config.get(&#039;wgCanonicalSpecialPageName&#039;) === &#039;Search&#039;) {&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        const box = document.createElement(&#039;div&#039;);&lt;br /&gt;
        box.innerHTML = &amp;quot;⚠️ نتایج جستجو به‌صورت آزمایشی نمایش داده می‌شوند&amp;quot;;&lt;br /&gt;
        box.style.cssText =&lt;br /&gt;
            &amp;quot;padding:10px;background:#e7f3ff;border:1px solid #b3d4fc;margin:10px 0;font-weight:bold;&amp;quot;;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
        const content = document.querySelector(&#039;#mw-content-text&#039;);&lt;br /&gt;
        if (content) {&lt;br /&gt;
            content.prepend(box);&lt;br /&gt;
        }&lt;br /&gt;
    }&lt;br /&gt;
});&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%B1_%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA&amp;diff=2193</id>
		<title>محقق‌یار ولایت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%82%D9%82%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%B1_%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA&amp;diff=2193"/>
		<updated>2026-06-05T15:25:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بسم الله}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&lt;br /&gt;
&amp;lt;ul style=&amp;quot;list-style:none;padding:0;display:flex;flex-wrap:wrap;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;li&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;a href=&amp;quot;https://velayateali.com/research/&amp;quot; class=&amp;quot;btn btn-info&amp;quot; style=&amp;quot;margin-left:10px;margin-bottom:10px;&amp;quot; role=&amp;quot;button&amp;quot;&amp;gt;سایت محقق‌یار ولایت&amp;lt;/a&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/li&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ul&amp;gt;&lt;br /&gt;
}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==مختصری از هدف راه‌اندازی سایت محقق‌یار==&lt;br /&gt;
برای تحقیق در فرمایشات ولایت، امکاناتی باید شکل می‌گرفت که رفقای ولایت بتوانند در زمینه مدنظر خود تحقیق کنند:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امکان جستجوی بر پایه نتایج به صورت پاراگراف‌محور؛ با امکاناتی همچون:&lt;br /&gt;
** امکان محدودسازی جستجو به کتاب یا سخنرانی&lt;br /&gt;
** امکان جستجو در هر جای عبارت، عین کلمه و جستجو از ابتدای کلمه&lt;br /&gt;
** امکان ترکیب عطفی (و) کلمات مورد جستجو و یا فصلی (یا) و همچنین عبارتی (کلمات پیوسته)&lt;br /&gt;
** عدم حساسیت به اعراب و نیم‌فاصله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امکان ارائه فیش‌محور برای متن کتب و سخنرانی‌ها&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امکان ایجاد تحقیق‌های متعدد شخصی (نیازمند ثبت‌نام در سایت)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امکان انتخاب یک یا چند پاسخ از فیش‌های جستجو یا متن کتاب و سخنرانی برای انجام مواردی چون:&lt;br /&gt;
** کپی&lt;br /&gt;
** به اشتراک‌گذاری&lt;br /&gt;
** افزودن پاسخ‌ها به یک تحقیق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امکان انتخاب قسمتی از متن کتاب‌ها یا سخنرانی‌ها و افزودن متن انتخاب‌شده به یک تحقیق&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* امکان انجام موارد زیر برای فیش‌های افزوده‌شده به یک تحقیق:&lt;br /&gt;
** ویرایش متن هر فیش&lt;br /&gt;
** یادداشت‌گذاری بر روی یک فیش&lt;br /&gt;
** درج یک یا چند موضوع برای یک یا چند فیش&lt;br /&gt;
** ترکیب چند فیش&lt;br /&gt;
** حذف یک یا چند فیش&lt;br /&gt;
** جابجایی فیش‌ها&lt;br /&gt;
** کپی و به اشتراک‌گذاری یک یا چند فیش&lt;br /&gt;
** گرفتن خروجی از فیش‌ها&lt;br /&gt;
** امکان ساماندهی موضوعات (برای ایجاد درخت موضوعات):&lt;br /&gt;
*** ایجاد یک زیرموضوع ذیل یک موضوع&lt;br /&gt;
*** جابجایی موضوعات&lt;br /&gt;
*** تغییر نام موضوع&lt;br /&gt;
*** تغییر سطح یک موضوع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== سایر امکانات ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این امکانات به همراه قابلیت‌های متعدد دیگر همچون:&lt;br /&gt;
* پخش صوت&lt;br /&gt;
* جستجوی درون یک سخنرانی و کتاب&lt;br /&gt;
* نمایش پیشرفت مطالعه کتاب و سخنرانی&lt;br /&gt;
* پشتیبانی از تم تیره&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از مواردی است که به لطف خداوند در نرم‌افزار محقق‌یار برای رفقای ولایت فراهم شده است تا امکان استفاده بیشتر از فرمایشات ولایت برای آنان فراهم گردد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== لینک ==&lt;br /&gt;
* [https://velayateali.com/research/ مشاهده سایت محقق‌یار]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{یا علی}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85&amp;diff=2192</id>
		<title>منتخب: امام موسی کاظم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85&amp;diff=2192"/>
		<updated>2026-06-05T12:57:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بسم الله}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;السلام علیک یا أباعبدالله، السلام علیکم و رحمة‌ الله و برکاته&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کفواً أحد است، حضرت‌ زهرا {{علیها}} کفواً خلقت است. به اولیای امور کار نداشته‌ باشید، بر عمر و ابابکر لعنت کنید.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
==افشای عظماییت امام‌‌موسی‌‌بن‌جعفر هنگام ظاهر شدن در دنیا {{ارجاع| [[پرچم امر و پرچم من]] 78 (دقیقه 13) و [[یاد]] 81 (دقیقه 5)}}==&lt;br /&gt;
{{صوت منتخب|Kazem_1}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ائمه‌ طاهرین {{علیهم}} عظماییت خودشان را فاش می‌کنند؛ آن‌وقت شما باید با عظماییت این‌ها شناخت ائمه {{علیهم}} را داشته‌ باشید و دنبال کسی نروید. شما ببین امام‌ موسی‌بن‌جعفر {{علیه}} چطور عظماییتش را افشا می‌کند! شخصی نزد پدرش امام‌ صادق {{علیه}} آمده و می‌گوید: آقاجان! امامِ بعد از شما کیست؟ حجّت‌ خدا بعد از شما کیست؟ ببین امام چطور او را راهنمایی می‌کند؟ می‌فرماید: برو سرِ گهواره! رفت و سلام کرد. این‌جا آقا موسی‌‌بن‌‌جعفر {{علیه}} که به‌ اصطلاح سه‌ روز است در دنیا ظاهر شده، صحبت کرد و گفت: برو اسم دخترت را عوض کن! چرا ائمه {{علیهم}} را مثل پدر و مادرتان، خلق حساب می‌کنید؟! چرا معرفت در حق حجّت‌ خدا ندارید؟! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا این‌ شخص نزد امام‌ صادق {{علیه}} برمی‌گردد و می‌گوید: آقا! این‌طور به‌ من گفت! امام می‌فرماید: برو به شهرتان و ببین چه‌ خبر است؟ می‌گوید: چند وقت است که من از خانه‌ام بیرون آمده‌ام و خبر ندارم؛ اما زن‌ام حامله بود. وقتی به خانه‌اش برمی‌گردد، می‌بیند خدا به او دختری داده که اسمش را حمیرا گذاشته‌اند. حمیرا اسم عایشه است، امام می‌گوید: چرا اسم دشمن ما را روی بچّه‌ات گذاشتی؟! وای بر ما که دنبال دشمنان‌شان رفتیم و می‌رویم! وای بر ما که از دشمن خدا رزق می‌خواهیم! ادّعای مسلمانی هم می‌کنیم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر شما قدری در این فکرها بروید، می‌فهمید که اگر بگویید ائمه {{علیهم}} در دنیا آمده‌اند که به کمال برسند، توهین به ولایت کرده‌اید! اگر امیرالمؤمنین {{علیه}} خورشید را برگرداند، اگر می‌گوید یک نَفَسش افضل از عبادت ثقلین است یا یک ضربت شمشیرش افضل از عبادت جنّ و انس است؛ دارد به ما می‌گوید که دنبالش بروید تا سهام داشته‌ باشید. مگر پیامبر {{صلی}} نمی‌گوید به عمل هر کسی راضی باشی، جزء او هستی؟ بیا جزء علی {{علیه}} بشو! بیا جزء ولایت بشو! اگر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} در دنیا ظاهر شده، می‌خواهد خلقتی را به کمال برساند. خدا عمر و ابابکر را لعنت کند که نگذاشتند این‌کار صورت بگیرد.{{ارجاع|سخنرانی [[پرچم امر و پرچم من]] 78 و فلسفه 77}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{سه ستاره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام‌موسی‌‌بن‌جعفر و راه‌ندادن به علی‌‌بن‌یقطین{{ارجاع|پرچم امر، پرچم من 78 (دقیقه 14)}}==&lt;br /&gt;
{{صوت منتخب|Kazem_2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بار دیگر امام عظماییتش را فاش می‌کند: علی‌بن‌یقطین در دربار هارون نخست‌وزیر است؛ اما به امر موسی‌بن‌جعفر {{علیه}} است. حالا به مکّه آمده، از آن‌جا خدمت حضرت آمده؛ اما راهش نداد. گفت: یابن‌ رسول‌ الله! فدایت شوم، همه‌جا امرت را اطاعت کردم، من چه تقصیری کردم؟ گفت: برو رضایت ساربان [شترچران] را بیاور! تو در طوس بودی، این ساربان با تو کاری داشت، چرا اهمال کردی؟ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقایان اداری‌ها! والله، شما فردای‌ قیامت خیلی گیر هستید! چرا یکی که کُت و شلوارش نو هست، ماشینش مدل بالاست، کار او را راه می‌اندازی؟! کار مرا راه بینداز که چیزی ندارم! تو داری کار خدا را درست می‌کنی و راه می‌اندازی؛ یعنی داری امر خدا را اطاعت می‌کنی. چرا این‌ کارها را می‌کنید؟! مگر اعتقاد به خدا و پیامبر {{صلی}} و قرآن ندارید؟! معصیت‌ ولایتی همین‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا موسی‌بن‌جعفر {{علیه}} علی‌بن‌یقطین را راه نداد و گفت: چرا این ساربان که درِ خانه‌ات آمد، به او اعتنا نکردی؟ گفت: یابن‌ رسول‌ الله! حالا چه‌ کار کنم؟ می‌توانم توبه کنم؟ گفت نه! شاهد عرض من این‌ است که نمی‌شود توبه کرد؛ چون امام فرمود: باید بروی و رضایت او را کسب کنی. وای بر ما اگر فردای‌ قیامت به ما بگویند که رضایت دوستان‌ امیرالمؤمنین {{علیه}} را بیاورید! چه‌ کار می‌کنیم؟! رفقای‌ عزیز! بیایید دوستان‌ علی {{علیه}} را مراعات کنید و رضایت‌شان را کسب کنید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی‌بن‌یقطین گفت: آخر من چطور بروم؟ طوس کجا و این‌جا [یعنی مدینه] کجا؟! امام گفت: شتری سرِ قبرستان هست، سوار شو! تو را درِ خانه جَمّال می‌گذارد. سوار شتر شد، تا چشمش را هم گذاشت و نگذاشت، دید درِ خانه ساربان است. در را زد، ساربان بیرون آمد و یک‌ دفعه وحشت کرد. گفت: نترس جانم! نترس! امامم مرا قبول نکرده، بیا پایت را روی صورتم بگذار! پا روی صورتش گذاشت، حالا که نزد امام آمد قبولش کرد. ببین، بی‌خود نیست که علی‌بن‌یقطین می‌شود. بترسید از آن روزی که امام قبول‌تان نکند! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
والله، دنبال امام آمدن با باد و تکبّر نمی‌شود رفت! با خودخواهی و ریاست نمی‌شود رفت! همه این‌ها را دور بریزید! علی‌بن‌یقطین همین‌کار را کرد. مگر یک‌ آدم عادی است؟! او نخست‌وزیر کسی است که می‌گوید: ای ابر! ببار! هر کجا بباری ملک من است! مؤمن باید فروتن باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هارون که به ابر می‌گفت ببار! هر کجا بباری ملک من است! قدرت قلدری داشت؛ نه قدرت الهی! حالا کجا رفت؟! قبرش کجاست؟! بیایید تفکّر داشته‌ باشید! آن کسی‌که می‌خواهد تکبّر و خودخواهی و ریاستش را نشان بدهد، تودهنی می‌خورد.{{ارجاع|سخنرانی [[پرچم امر و پرچم من]] 78 و [[سواد و تفکر]] و [[تذکر احکام؛ یقین]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{سه ستاره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام‌موسی‌‌بن‌جعفر و کسی‌که ادّعا کرد هفت موی پیامبر نزدش است{{ارجاع|لا اله الا الله ۷۳ (دقیقه ۴۱)}}==&lt;br /&gt;
{{صوت منتخب|Kazem_3}}&lt;br /&gt;
شما در صحیفه‌ سجادیّه نگاه کن! ببین امام چطور حرف می‌زند! به‌ قرآن مجید قسم! امام‌ سجّاد {{علیه}} {{متمایز|«قدرة‌ الله»}} است؛ قدرت همه عالم در قبضه قدرتش است؛ اما می‌گوید: {{روایت|«أنا عبد الذلیل»}}: خدایا! من در مقابل تو عبد ذلیلم! یقین دارد که خدا این قدرت را به او داده، می‌گوید: من عبد ذلیلم؛ خدایا! به‌ من رحم کن! با خدا چطور حرف می‌زند؟ یاد من و تو داده‌ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایت داریم که شخصی هفت‌مو پیش هارون آورد و گفت: این‌ها موهای پیامبر {{صلی}} است. گویا آقا موسی‌بن‌جعفر {{علیه}} تشریف داشتند. هارون گفت: یابن‌ عمّ! آیا راست می‌گوید؟! حضرت فرمود: آتش بیاورید! آتش زلالی آوردند. حضرت یکی‌ یکی موها را در آتش گرفت، پنج‌ مو نسوخت، دوتا از موها سوخت. حضرت فرمود: این دوتا موی جدّم نبود! هارون به این‌ شخص گفت: درست می‌گوید؟! او گفت: بله! آن دوتا را اضافه کردم که تعدادش زیاد شود؛ پس موی این‌ها هم نمی‌سوزد. امام‌ سجّاد {{علیه}} برای من و تو دارد حرف می‌زند، می‌خواهد آگاهی به ما بدهد که این‌قدر من، من نکنیم! چه‌ کسی به تو قدرت داده؟ چه‌ کسی این‌ها را به تو داده و تو را به این‌جا رسانیده‌ است؟ {{ارجاع|سخنرانی [[لا اله الا الله]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{سه ستاره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام‌موسی‌‌بن‌جعفر و زنده‌کردنِ گاو آن چادرنشین{{ارجاع|پرچم امر، پرچم من ۷۸ (دقیقه ۱۶)}}==&lt;br /&gt;
{{صوت منتخب|Kazem_4}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا امام‌ موسی‌کاظم {{علیه}} در بیابان آمده، می‌بیند چادری است که همه در آن گریه می‌کنند. زن و مرد و بچّه گریه می‌کنند. می‌پرسد: چه شده؟ می‌گویند: گاوی داشتیم که مُرده‌ است. شیر به ما می‌داد، گاهی شیرش را پنیر می‌کردیم و به شهر می‌بردیم و می‌فروختیم و مایحتاج‌مان را تهیّه می‌کردیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام یک اشاره‌ای کرد و این گاو به اذن خدا بلند شد. همه آن خانواده یک‌ دفعه فریاد کشیدند که وای عیسی آمده! عیسی‌بن‌مریم است! صدها عیسی فدای موسی‌بن‌جعفر {{علیه}} است! عیسی کیست؟! در آسمان چهارم نگهش داشتند؛ چون سوزن و نخ با خودش آورده‌ بود. ای عیسوی‌ مذهب‌ها! بیایید عیسای ما را قبول کنید؛ یعنی علی‌بن‌ابوطالب {{علیه}} که در {{آیه|قاب قوسین أو أدنی|سوره=۵۳|آیه=۹}} رفته و زانو به زانوی الهی است. نگویید مگر خدا زانو دارد؟! علی {{علیه}} امر خداست، مقصد خداست، همه‌ چیز خداست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا چطور این حیوان بلند شد و جان گرفت؟ خدا جان را به تمام ممکنات از چرنده و پرنده و آنچه در این خلقت است می‌دهد؛ وقتی آیه {{آیه|إنّ الله و ملائکته یصلّون علی النبیّ یا أیّها الّذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً|سوره=۳۳|آیه=۵۶}} نازل‌شد، این تسلیمیّت فقط مخصوص بشر نیست؛ بلکه کلّ ماورای خلقت باید تسلیم ولایت شوند. جانی که از این گاو بیرون رفته هم تسلیم امام است. امام به او امر می‌کند که چند وقت دیگر در نزد این بمان! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همان‌طور که امام‌ حسین {{علیه}} به زَعفر گفت: نَفَس‌های این‌ها در قبضه قدرت من است یا وقتی حضرت‌ زینب {{علیها}} در دروازه‌ کوفه گفت {{متمایز|«اُسکُتوا!»}} نَفَس‌ها در سینه‌ها پیچید و دیگر نتوانستند تکان بخورند؛ پس جان به امر امام است! گفتش که توی این برو! رفت! بدانید امام یا حجّت‌خدا، جان همه خلقت دستش است. این {{آیه|إنّ الله و ملائکته [یصلّون علی النبیّ]|سوره=۳۳|آیه=۵۶}} توجّه بفرمایید! بس‌که خوشم آمده، دوباره می‌گویم، وقتی می‌گوید تسلیم شو! به‌جان هم می‌گوید تسلیم نبیّ بشو! نبیّ هم گفت: تسلیم علی {{علیه}} بشو! علی {{علیه}} هم گفت: تسلیم امام‌حسن {{علیه}} بشو! امام‌حسین {{علیه}}، موسی‌بن‌جعفر {{علیهما}} جان همه عالم در اختیارش است. الآن جان همه عالم در قبضه قدرت ولیّ‌الله‌الأعظم امام زمان {{عج}} است. {{ارجاع|سخنرانی [[پرچم امر و پرچم من]] 78 و [[ماه‌مبارک رمضان و شب‌قدر 78]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{سه ستاره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام‌موسی‌‌بن‌جعفر و عمله‌ای که امام‌حسین را یاد کرد{{ارجاع|یاد ۸۱ (دقیقه ۴)}}==&lt;br /&gt;
{{صوت منتخب|Kazem_5}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یاد خیلی مهمّ است. آقا موسی‌بن‌جعفر {{علیه}} یک عمله داشت، در خانه امام کار می‌کرد؛ شب آن‌جا خوابید. قدری که از شب گذشت، دید موسی‌بن‌جعفر {{علیه}} کناری رفت و تا صبح با خدا مناجات کرد و گریه کرد. مناجات امام یک خلقت است، خود امام یک خلقت است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا این عمله نزد موسی‌بن‌جعفر {{علیه}} آمد و گفت: آقاجان! من هر وقت بلند شدم، دیدم شما با خدا مناجات می‌کنید و گریه می‌کنید، خیلی من هم دلم می‌خواست مناجات کنم؛ اما خسته بودم. {{توضیح|رفقا! عملگی خیلی آدم را خسته می‌کند، خدا قسمت‌تان نکند! خدا شما را همیشه فرمانده قرار بدهد! بیایید فرمانده شوید! فرمان ببرید تا فرمانده شوید.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام موسی‌بن‌جعفر {{علیه}} به او گفت: تو ثوابی کردی که از عبادت من بالاتر است. گفت: آقا! من چه کردم؟ امام فرمود: بلند شدی آب خوردی و یاد لب‌تشنه جدّم، حسین {{علیه}} کردی و لعنت بر موکّلان آب فرات فرستادی. امام می‌خواهد اعلام کند که عبادت موجب محشوریّت با امام‌ حسین {{علیه}} و اصحابش نمی‌شود، یاد موجب محشوریّت می‌شود. این‌قدر این یاد مهمّ است که می‌گوید اگر برای امام‌ حسین {{علیه}} گریه‌ات نمی‌آید، تباکی کن! [یعنی خودت را به حال گریه بزن.] حالا می‌گوید اگر یاد امام‌ حسین {{علیه}} باشی و یک لکّه‌ اشک بریزی، این‌قدر این اشک قیمت دارد که اگر آن‌ را در جهنّم بریزند، جهنّم طوفان می‌شود؛ یعنی تعادل خودش را از دست می‌دهد؛ چون‌که یاد آقا امام‌ حسین {{علیه}} بودی.{{ارجاع|سخنرانی [[یاد]]}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{سه ستاره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام‌موسی‌بن‌جعفر و جمّالی که شترهایش را به هارون‌الرّشید برای سفر مکّه قرض می‌داد{{ارجاع|شرط احسن‌الخالقین شدن، اطاعت ولایت و بیزاری از دنیا (انسان، اطاعت، تکامل) ۷۳ (دقیقه ۵۲)}}==&lt;br /&gt;
{{صوت منتخب|Kazem_6}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی بود گویا به نام عبدالله که جمّال [شتردار] بود، شترهایش را به هارون‌ الرشید قرض می‌داد تا مردم را به مکّه ببرد. این جمّال فکر می‌کرد این‌ کاری که می‌کند معصیت نیست؛ چون سفر حجّ است و هارون دارد مردم را به زیارت می‌برد. حالا امام‌ موسی‌ کاظم {{علیه}} به او رسید و فرمود: تو که عارف هستی، شناخت داری، چرا شترهایت را به هارون می‌دهی؟! ببین چه حرفی می‌زند؟ گفت: آقاجان! من که شترهایم را برای معصیت به او نمی‌دهم! او مردم را سوار می‌کند و به مکّه می‌برد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام به او فرمود: تو حاضر هستی که هارون از سفر مکّه برگردد و شترهایت را به تو برگرداند و پولش را به تو بدهد؟! گفت: بله! امام فرمود: همین‌قدر که حاضر هستی هارون بماند، هر چقدر گناه کند، گردن توست و با او شریک هستی. یک‌ وقت شما در یک تأسیسه‌ای که صحیح نیست، کار خیری داری می‌کنی؛ اما با آنچه فساد در این تأسیسه هست، شریکی. من دلم می‌خواهد که شما شریک ظلمه نباشید، می‌خواهم با خدا و امام‌ زمان {{عج}} و مؤمن شریک بشوید و از این‌ها بهره ببرید نه از ظلمه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جمّال رفت و شترهایش را فروخت، سال بعد هارون کسی را نزد او فرستاد و گفت: شترهایت را برای سفر حجّ آماده کن! جمّال گفت: من آن‌ها را فروختم. گفت: چرا؟ گفت: پیرمرد شده‌ام و خلاصه نمی‌توانم آن‌ها را اداره کنم. هارون گفت: نَفَس کس دیگری به تو خورده‌ است؛ پس اگر ما ظالمی را تأیید کنیم، آنچه که گناه می‌کند به گردن ماست. عزیز من! بیا قدری ساکت شو! حرف بشنو! ببین امام چه می‌فرماید؟ فرمود: تو شترهایت را برای مکّه می‌دهی؛ اما حاضری ظالم روی زمین باشد. چرا ما اندیشه نداریم؟ ما باید پیرو باشیم. ما باید امر را اطاعت کنیم. {{ارجاع|سخنرانی [[اقتصاد]] 79 و [[کامپیوتر جهانی - جلسه اول]] و [[شرط احسن‌الخالقین شدن؛ اطاعت ولایت و بیزاری از دنیا]]}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{سه ستاره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام‌موسی‌‌بن‌جعفر و کسی‌که با اصحاب‌شمال نشست و برخاست داشت{{ارجاع|دادگاه ولایت (دادگاه اصحاب‌شمال) ۷۵ (دقیقه ۳۱)}}==&lt;br /&gt;
{{صوت منتخب|Kazem_7}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌ سجّاد {{علیه}} می‌فرماید: سنگی را دوست داشته‌ باشی، با آن محشور می‌شوی؛ یا پیامبر {{صلی}} می‌فرماید: هر کسی را دوست داشته‌ باشی، با آن محشور می‌شوی. آقا موسی‌بن‌جعفر {{علیه}} دوستی داشت. یک‌ روز با او راه می‌رفت، به او گفت: می‌دانی که فلانی چپی است؟! [یعنی جزء اصحاب‌ شِمال است که نامه اعمالش به‌ دست چپش داده‌ می‌شود.] چرا با او نشست و برخاست داری؟! گفت: یابن‌ رسول‌ الله! آیه توبه برای چه‌ کسی نازل‌شده؟ برای ما نازل‌ شده، با هم هستیم و آخرش هم توبه می‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام فرمود: یادت می‌رود که توبه کنی. گفت: من یادم می‌رود؟! گفت: آره! اسمت چیست؟ آن‌شخص اسمش را فراموش کرد و تا آخر عمر یادش نیامد. امام به او گفت: من بنده‌ خدا هستم، به تو تصّرف کردم؛ بترس از روزی که خدا به تو تصرّف کند! چه بنده‌ای؟ خاک بر سر ما بکنند! ما می‌گوییم: ما بنده‌ایم. {{درباره متقی|به‌دینم قسم، هفتاد سال من به خدا نگفتم بنده تو هستم. گفتم: من مخلوق تو هستم. این‌ها حیوانات را همه را خلق کردی، من را هم خلق کردی. اگر من بگویم، من بنده توام، هفتاد زنا پای من نوشته می‌شود. پیغمبر {{صلی}} بنده خداست، ابراهیم هست، من چه بنده‌ای هستم؟ بنده آن‌است که فرمان ببرد.}} {{ارجاع|سخنرانی [[دادگاه ولایت]]}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{سه ستاره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام‌موسی‌بن‌جعفر و هشداری که به هارون‌الرّشید راجع به فرزندانش داد{{ارجاع|تشخیص صنایع، تشخیص توحید ۸۴ (دقیقه ۳۱)}}==&lt;br /&gt;
{{صوت منتخب|Kazem_8}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی بود که بچّه‌های هارون‌ الرشید؛ یعنی امین و مأمون را درس می‌داد. یک‌ روز دید که هارون دارد گریه می‌کند! به او گفت: خلیفه! خدا خاطر شما را افسرده نکند، چه شده؟! ببین چقدر هارون خبیث بود! گفت: امروز پسر عمّم موسی‌بن‌جعفر حرفی به‌ من زد که افسرده‌ام و این افسردگی تا آخر عمْرم از من جدا نمی‌شود! گفت: حضرت به شما چه گفت؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هارون گفت: به موسی‌بن‌جعفر گفتم که آقا! تقدیر بچّه‌هایم را به‌ من بگو! گفت: ای هارون! بدان که این‌ها بعد از تو با هم دعوا می‌کنند. مأمون، امین را می‌کُشد و سرش را به درختی آویزان می‌کند و به مردم می‌گوید بیایید تُف به او بیندازید! همین‌جور هم شد. هارون قسم می‌خورد و می‌گوید که این‌ کار می‌شود. ببین چطور می‌فهمد و می‌گوید این‌ کار حتماً می‌شود! یعنی می‌فهمد که امام ماوراء را می‌داند. اصلاً چون ائمه {{علیهم}} ماوراء را می‌دانستند، خلفاء آن‌ها را می‌کشتند که از ماوراء به مردم نگویند. {{ارجاع|سخنرانی [[تشخیص صنایع و تشخیص توحید]] 84}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{سه ستاره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام‌موسی‌بن‌جعفر و سفارش‌کردن مؤمن{{ارجاع|ناراحتی از حرف خلق ( کوثر) ۷۴ (دقیقه ۱۶)}}==&lt;br /&gt;
{{صوت منتخب|Kazem_9}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر کسی‌که ناجور است، شما را اذیّت کرد، به شما تهمت زد، فحش به شما داد، به شما بد گفت، این باید شقاوتش تکمیل شود؛ وگرنه والله، روایت داریم که می‌فرماید: هر کسی آبروی یک‌نفر را بریزد، در قیامت گوشت صورت ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من روایتش را بگویم که از من قبول کنید! وقتی آقا موسی‌بن‌جعفر {{علیه}} به مکّه‌ معظّمه مشرّف شد، قایم خانه‌ خدا را گرفت و به‌قول ما سخنرانی کرد. [قایم یعنی ایشان یک‌ حدودی از کعبه را گرفت.] فرمود: ای مردم! بدانید این کعبه معظّمه خیلی شرافت دارد! هر کسی‌که آن‌را بسازد؛ یا تعمیر کند؛ یا به این‌جا بیاید، چقدر اجر دارد! خیلی ایشان سفارش خانه‌ خدا را کرد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من عقیده‌ام این‌ است که تمام عظمت این‌خانه به‌ واسطه امیرالمؤمنین {{علیه}} است؛ یعنی این‌ خانه زایشگاه‌ علی {{علیه}} است. بعداً فرمود: هر کسی توهین به یک مؤمن کند، انگار خانه‌ خدا را خراب کرده‌ است. بگذار توهین کنند! بگذار آن گناه را به او بدهند! چرا ناراحت می‌شوی؟! چرا از جا در می‌روی؟! فکر کن! اندیشه داشته‌باش! این اصلاً عملش همین‌ است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من در جایی دیگر راجع‌ به {{متمایز|«لا إله إلّا الله»}} صحبت کردم. گفتم: {{متمایز|«لا إله إلّا الله»}} باید عمل تو باشد. والله، این آدمی که این‌جوری باشد، {{متمایز|«لا إله إلّا الله»}} نگفته‌است. من خصوصی حرف نمی‌زنم. من خطاب به تمام مردم صحبت می‌کنم. این اصلاً کارش همین‌است، اصلاً کارش {{متمایز|«لا إله إلّا الله»}} نیست. ابوسفیان کارش همین بود. کارش تهمت‌زدن، حرف ناجور زدن، دل کسی را سوزاندن است. {{ارجاع|سخنرانی [[ناراحتی از حرف خلق]] 74}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{سه ستاره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==امام‌موسی‌بن‌جعفر و کسی‌که از کهکشان فلک و آسمان‌ها می‌گفت{{ارجاع|اصحاب‌یمین (۱) ۷۷ (دقیقه ۱۱)}}==&lt;br /&gt;
{{صوت منتخب|Kazem_10}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیز من! چرا جدل می‌کنید؟! چرا یک حرف‌هایی می‌زنید؟! چرا از اصحاب‌یمین خودتان را خارج می‌کنید؟! فدایتان بشوم، قربانتان بروم، {{درباره متقی|به‌دینم قسم! اگر هر کدام‌تان یک تزلزل داشته‌باشید، خدا رحمت کند حاج‌شیخ‌عبّاس را! می‌گفت: هر حرفی یک چکش توی مغز می‌خورد، شما متوجّه نیستید؛ صد تا چکش، هزار تا چکش، در مغز من می‌خورد. می‌گویم چرا این‌ها یک‌دفعه بعضی‌هایشان مثلاً این‌جوری می‌شوند؟! بس‌که من شماها را می‌خواهم! من قسم به‌ قرآن می‌خورم، زیر آسمان قم، خدا از شما بهتر سراغ ندارد! اصلاً سراغ ندارد! خوب شد؟! کفر هم گفتم. آخر این حرف‌ها به‌ من چه؟! شماها چه‌ کسی هستید؟! چه‌ خبر است؟! همه‌اش دارید می‌آیید تمرین ولایت می‌کنید، عالَم چه‌ خبر است؟! اما اصحاب‌یمین نیستید! بیایید اصحاب‌یمین بشوید! در شُرف اصحاب‌یمین هستید. ببین، ما در شُرف ولایت، در شُرف اصحاب‌یمین هستیم، بیایید اصحاب‌یمین بشوید! به‌ وجود امام زمان! تمام گلوله‌های خونم این‌است شما را به اصحاب‌یمین برسانم.}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتّفاقاً یک‌روایتی داریم، من در یک کتابی دیدم، این کتابی است! شخصی خدمت آقا موسی‌بن‌جعفر {{علیه}} آمد؛ شب بود. عرض کرد: یابن‌ رسول‌ الله! من همیشه این کهکشان فَلَک و آسمان‌ها را می‌بینم؛ چقدر زیباست! امام فرمود: ای شخص! بدان همین‌جور که زیبایی آسمان‌ها را می‌بینی، آسمان دارد به نور شیعیان ما زندگی می‌کند؛ یعنی آن نور، تجلّی‌اش بیشتر است. فقط جبرائیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل می‌بینند؛ یعنی این چهار مَلَک مقرّب می‌بینند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا این‌ها می‌بینند؟ تمام ملائکه‌های آسمان به‌ غیر از ملائکه‌های مقرّب، توان نور شیعه را ندارند، اگر نور یک شیعه را ببینند رُبس می‌شوند. تمام این حرف‌ها که ائمه‌ طاهرین {{علیهم}} زده‌اند، مال شیعه‌هایشان است. چرا موسی‌بن‌جعفر {{علیه}} گفت نمی‌توانند ببینند و رُبس می‌شوند؟! مگر موسی رُبس نشد؟! وقتی نور شیعه آخرالزّمان به کوه طور تجلّی کرد، موسی غش کرد و آن هفتاد نفر مردند!! من که بی‌روایت و حدیث حرف نمی‌زنم. چرا این‌جوری شد غَش کرد؟! چرا غَش کرد؟! آیا ما قدر خودمان را می‌دانیم؟! آیا نمی‌خواهید این‌جوری بشوید؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا می‌گوید چه؟! حالا آمدیم سرِ این شیعه، حالا صفاتش را ببین! می‌گوید: اوّلی‌اش این‌است که امر خدا را به امر خودشان ترجیح می‌دهند، بعد {{توضیح|خدمت حضرت‌عالی عرض می‌شود:}} معصیت‌ولایتی نمی‌کنند، بعد هم کار لغو نمی‌کنند. {{توضیح|بس‌که گفتم خسته شدم، این‌کار لغو نیست می‌کنی؟! تا چه‌موقع پای تلویزیون می‌نشینید؟! این‌کار لغو نیست؟! تو می‌خواهی اصحاب‌یمین هم بشوی؟!}} دیگر چه‌کار می‌کند؟ جدل نمی‌کنند، چرا جدل نمی‌کند؟ اصحاب‌یمین خودش حقّ است، نمی‌رود حقّ خودش را معلوم کند! چرا ما متوجّه نیستیم؟! اصحاب‌یمین خودشان حقّ هستند، آقا امام‌حسین {{علیه}}، دوازده‌امام {{علیهم}} خودشان حقّ هستند، کجا جدل کردند؟! مگر زنش را نزد؟! بچّه‌اش را نکشت؟! طناب گردنش نینداخت؟! چرا علی {{علیه}} جدل نکرد؟! چرا جدل نکرد؟! {{ارجاع|سخنرانی [[اصحاب‌یمین 1]] 77}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{سه ستاره}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==نظر امام‌موسی‌بن‌جعفر به متقی که حرف‌هایت را در جهان پخش می‌کنیم==&lt;br /&gt;
الآن شما حرف می‌زنید؛ اما امر امام‌ زمان {{عج}} را اطاعت نمی‌کنید! امر امام‌ زمان {{عج}} این‌ است که اوّلاً سخی باشید؛ دوم این‌که سخاوت‌تان به دوستان‌ امیرالمؤمنین {{علیه}} برسد؛ سوم این‌که اهل‌ دنیا نباشید. کدام‌یک از شما اهل‌ دنیا نیستید؟! چرا امام‌ زمان {{عج}} می‌آید به متقی سر می‌زند؟ چرا امام‌ حسین {{علیه}} می‌فرماید: متقی وکیل من است؟ چرا امام‌ رضا {{علیه}} به متقی می‌فرماید: برو مردم را راهنمایی کن؟ چرا امام‌ موسی‌ کاظم {{علیه}} به متقی می‌فرماید: حسین! غصّه نخور! حرف‌هایت را در جهان پخش می‌کنیم؟ چون امام به متقی نظر دارد، متقی هم نظرش با امام است. چرا نظر امام به شما نیست؟ چون شما اهل‌ دنیا هستید. چرا اهل‌ دنیا می‌شوید؟ چون می‌خواهید دنیا کارهایتان را تکمیل کند. {{ارجاع|کتاب [[امام زمان با متقی]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! ما مَست ولایت باشیم؛ نه مَست دنیا. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! روزی نیاید که ما از یاد امام‌ حسین {{علیه}} و غدیر و رجعت؛ یعنی علی {{علیه}} و زهرا {{علیها}} غافل باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==شهادت موسی‌بن‌جعفر{{ارجاع|[[عید مبعث 81]] و [[شناخت نجوا]] 77 (دقیقه 55) و [[ولایت امر خداست]] 77 (دقیقه 20)}}==&lt;br /&gt;
{{صوت منتخب|imam-kazem-2}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروز به‌ اصطلاح ما، روزِ قتل آقا موسی‌بن‌جعفر {{علیهما}} است، شنبه هم روز بعثت است؛ یک اندازه‌ای با توسّل و توکّل حرف بزنیم. والله، بالله، به‌ دینم قسم! جبین‌های [پیشانی] نورانی شما را می‌بینم. اگر غُلوّ نکنم، یک اندازه‌ای ولایت شما را می‌فهمم. حرف‌ زدن در مقابل شما، مگر این‌که خدا آدم را یاری کند یا این‌که زهرای‌ مرضیه {{علیها}} یاری کند؛ وگرنه شما نسبت به خودتان پیش‌رفته یک ایران هستید. ما که هیچ‌جوری توان نداریم، این‌قدر خدا درکش را به‌ من داده‌ است؛ اما شما هم همین تشخیص را دادید؛ وگرنه گوش به حرف من نمی‌دادید. امیدوارم که خدا هم‌ عقیده مرا و هم‌ عقیده شما را بپذیرد و عیدی به ما بدهد؛ یعنی ولایت ما را کامل کند. اگر آدم ولایتش کامل باشد، تمام حرف ولایت را می‌پذیرد؛ چون‌که ولایت کامل است. صحبت یک اندازه‌ای در مقابل ولایت ناقص است، باید ناقصیِ ما کامل شود؛ آن‌ هم در صورتی‌که ولایت بپذیرد؛ اگر ولایت پذیرفت، آن‌موقع کامل است. امیدوارم به حقّ پیامبر، به حقّ آقا موسی‌بن‌جعفر، خدا و پیامبر {{صلی}} این حرف‌ها و بیان شما را بپذیرند. خدا عمر طولانی به شما بدهد؛ اما عمری که اتّصال به ولایت باشد.{{ارجاع|[[عید مبعث 81]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا حاج‌ شیخ‌ عباس را رحمت کند! گفت: در زمان آقا موسی‌بن‌جعفر {{علیهما}}، یک امریّه‌ای صادر شد که دوستان‌ ائمه {{علیهم}} یک اندازه‌ای به تَعَب [سختی و رنج] بیفتند. حضرت فرمود: ای‌ خدا! من زندان می‌روم که شیعه‌های من راحت باشند. زندان را در ظاهر به‌ خاطر راحتی شما برای خودش می‌خرد. چقدر ما بی‌عاطفه‌ایم که جایی دیگر می‌رویم! امام دارد زندان را می‌خرد که شما راحت باشید! کجا می‌رویم؟! عزیزان من! فدایتان بشوم، بیایید اندیشه و فکر داشته‌ باشید! والله، آقا موسی‌بن‌جعفر {{علیهما}} دارد با تمام شیعه‌ها نجوا می‌کند؛ نجوا یعنی این. {{ارجاع|[[شناخت نجوا]] 77}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقا! من همیشه در فکر هستم که آگاهی شما زیاد بشود. کارها و عبادت‌های مردم همیشه یک‌ قدری روی خیال بوده. حسابش را بکنید که هارون بلند شده، به حجّ آمده، عدّه‌ای را هم با خودش آورده؛ اما چه‌کار می‌کند؟ به‌ مسجد النّبیّ می‌آید و به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌گوید: یا رسول‌‌الله! از تو عذر می‌خواهم، مملکت دارد دو دُرقه‌ای می‌شود، من می‌خواهم این پسرت را چند روز در تحت‌نظر بیاورم، ببینید چطوری دارد حرف می‌زند؟! به حجّ آمده؛ اما خیالش چیست؟ می‌خواهد موسی‌بن‌جعفر {{علیهما}} را بگیرد و به زندان ببرد. شما خیال نکنید آن هارون است. یک‌ وقت می‌بینید که من هم هارون هستم، به چه خیالی آمده‌اید؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا هارون دستور می‌دهد که حضرت را بگیرند. در ظاهر او را به زندان می‌برد. یک اشخاصی که روی منبر می‌نشینند، روی منبر ولایت؛ اما ولایت‌شان القایی نیست، یک حرف‌هایی می‌زنند! یکی از این منبری‌ها می‌گفت که دیدند سِندی‌بن‌شاهک از زندان با شلّاق بیرون می‌آید، آخر تو چه می‌گویی؟! غلط می‌کند آن شلّاقی که به موسی‌بن‌جعفر {{علیهما}} بخورد! به کسی‌که تمام خلقت در قدرتش و به امرش است! وقتی این حرف را زد، این‌قدر من ناراحت شدم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هارون، موسی‌بن‌جعفر {{علیهما}} را به زندان برده؛ اما حضرت دارد عظماییت نشان می‌دهد، زندان‌بان می‌بیند که همیشه موسی‌بن‌جعفر {{علیهما}} بیرونِ زندان است، می‌آید و می‌گوید: بابا! این‌که همیشه بیرون است. شما فکر کنید آقا موسی‌بن‌جعفر {{علیهما}} که می‌گویید بیست و پنج‌ سال در زندان بوده، چطور این بیست و پنج‌ سال زن گرفته‌ است؟! چقدر بچه دارد! امام که توی زندان نبوده‌ است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من برای شما روایت بگویم که قبول کنید و امام‌مان را بشناسیم. حالا زنِ مُغَنیّه بهترین و زیباترینِ تمام زنان در آن‌ زمان بوده، هارون به او پول می‌دهد و می‌گوید: به زندان برو! قدری برقص و بخوان! وقتی این زن از زندان بیرون آمد، دیدند دارد می‌گوید: {{روایت|«سُبّوحٌ قُدّوس ربّ الملائکة و الرّوح»}}، چه‌ خبر است؟! گفت: دیدم باغ‌هایی است که چشم روزگار به خود ندیده، امام یک‌ نگاه به‌ من کرد، دهانم بسته‌شد. ولایت در قلب این زن نفوذ کرد، حالا می‌گوید: {{روایت|«سُبوحٌ قُدّوس ربّ الملائکة و الرّوح.»}} {{توضیح|رفقای‌ عزیز! ببینید من دلم می‌خواهد که ما هم این‌طوری ولایت را بشناسیم و ولایت در قلب‌مان نفوذ کند.}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هارون دستور کشتن این زن را داد. وقتی هارون دید همین‌طور خباثتش دارد افشا می‌شود، دستور داد که موسی‌بن‌جعفر {{علیهما}} را زهر دادند و برای حفظ خلافت و جانِ خودش دستور داد که جسم علیین موسی‌بن‌جعفر {{علیهما}} را روی جِسرِ [پُل] بغداد گذاشتند، پُلی بود که به آن {{متمایز|«ریحانه»}} می‌گویند، از بس مردم گُل آوردند و آن‌جا ریختند. هارون «لعنةالله‌ علیه» می‌خواست از شیعیان و دوستان آقا موسی‌بن‌جعفر {{علیهما}} امضا بگیرد که امام به مرگ خدایی مُرده و جانش عیب نکرده‌ است؛ گفت که شیعه‌ها بیایند و ببینند. همه آمدند و امضا کردند که امام به مرگ خدایی از دنیا رفته‌ است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{درباره متقی|والله، بالله، از موقعی‌که به تکلیف رسیدم، عقیده‌ام همین‌ است، به‌ دینم! من این روایت را نشنیده‌ بودم؛ اما عقیده‌ام همین‌ است که امام مُرده و زنده ندارد.}} {{توضیح|قبلاً به شما گفتم که ولایت نوشیدنی است! حالا در بین این جمعیّت یک‌ نفر پیدا می‌شود که خدا ولایت را به او نوشانده؛}} می‌گوید این حرف‌ها چیست که می‌زنید؟! از خودِ امام می‌پرسیم. می‌آید به او سلام می‌کند، اظهار ادب می‌کند و می‌گوید یا امام‌ المتقین! یا موسی‌بن‌جعفر! ما شهادت می‌دهیم که شما مُرده و زنده ندارید، آیا شما را زهر دادند یا به مرگ خدایی از دنیا رفتید؟ حضرت دست مبارکش را باز می‌کند [و کف دستش را نشان می‌دهد؛ چون اثر زهر در کف دست پیدا می‌شود] و می‌گوید {{متمایز|«زَهراً زَهرا!»}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این‌چه مُرده‌ای است؟! والله، تو مُرده‌ای و روحت مُرده‌است! چه دارید می‌گویید؟! چرا این‌قدر این‌ها را پایین آوردید؟! چرا این‌ها را به مردم نگفتید تا امامشان را بشناسند و به مرگ جاهلیّت نَمیرند؟! ببین در بین این‌ همه مردم و جمعیّت، یک‌ نفر امام‌‌شناس است. رفقای‌ عزیز! بیایید ما هم این‌جوری بشویم. تمام ائمه {{علیهم}} عظماییت نشان می‌دهند، می‌خواهند ما هدایت شویم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
هارون دید همین‌طور دارد رسواتر می‌شود. نستجیرُ بالله به‌اصطلاح جنازه را حرکت داد. حالا هم مگر دست از عنادش برداشته؟! آن‌ زمان قبرستان دو جور بود: اعیان و اشراف در یک‌جا و آن‌هایی که فقیر بودند، در جای دیگر دفن می‌شدند. عدّه‌ای پیش هارون آمدند و گفتند: ما که امر تو را اطاعت می‌کنیم، جزء اعیان هستیم؛ اما آن عدّه‌ای که امرت را اطاعت نمی‌کنند، فقرا هستند؛ ما می‌خواهیم تاحتّی قبرستان‌مان هم جدا باشد. دستور داد که قبرستان این‌ها را جدا کنند. حالا سلیمان‌بن‌داوود می‌بیند که یک جنازه‌ای را دارند رُو به قبرستان اعیان می‌برند؛ اما روی تخته‌پاره‌ای گذاشته‌اند، چهار نفر هم زیر آن‌را گرفته‌اند؛ یکی هم صدا می‌زند: {{متمایز|«امامُ الرَّفضه»}}: مردم! این امام رافضی‌هاست. فوراً گفت: بروید ببینید این کیست که او را دارند در قبرستان اعیان می‌برند؟ وای بر ما و وای بر دل امیدوار ما! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا آمد و گفت که این موسی‌بن‌جعفر {{علیهما}} است. فوراً سلیمان دستور داد که آن‌ها را تنبیه کردند. کفنی که تمام قرآن به آن نوشته شده‌ بود، به حضرت کردند؛ وقتی می‌خواستند آقا موسی‌بن‌جعفر {{علیهما}} را در بهترین جا به ظاهر دفن کنند، تا زمین را کَندند، دیدند که آن‌جا سردابه‌ای است، جسم علیین امام را آن‌جا دفن کردند. سلیمان نامه‌ای به هارون نوشت که من دیدم از برای خلافتت ضرر دارد که این‌کار را کردم. {{ارجاع|[[ولایت امر خداست]] 77 و [[علی حقیقت قبله است]] 81 و [[عقاید]] 77}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{یا علی}}&lt;br /&gt;
==ارجاعات==&lt;br /&gt;
[[رده: منتخب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Anonnotice&amp;diff=2191</id>
		<title>مدیاویکی:Anonnotice</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Anonnotice&amp;diff=2191"/>
		<updated>2026-06-05T12:56:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;منتخب [[صفحهٔ_اصلی#امام موسی کاظم|امام موسی کاظم]] و کتاب [[امام زمان را بهتر بشناسیم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Sitenotice&amp;diff=2190</id>
		<title>مدیاویکی:Sitenotice</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Sitenotice&amp;diff=2190"/>
		<updated>2026-06-05T12:55:18Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;منتخب [[صفحهٔ_اصلی#امام موسی کاظم|امام موسی کاظم]] و کتاب [[امام زمان را بهتر بشناسیم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=2189</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=2189"/>
		<updated>2026-06-05T10:02:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بخش|امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کفواً احد است، حضرت زهرا {{علیها}} کفواً خلقت است|کلاس=&amp;quot;sub-titr&amp;quot;}}&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;img src=&amp;quot;/images/Velayat-4.png&amp;quot; class=&amp;quot;site_logo&amp;quot;&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
{{بخش|فرمایشات حاج‌حسین خوش‌لهجه راجع به ولایت|کلاس=&amp;quot;center&amp;quot;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  اعلان صفحه اصلی &lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;ُMainPageBGH&amp;quot; &amp;gt;ایجاد کانال توییتر پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-itn&amp;quot; style=&amp;quot;padding:0.1em 0.6em;&amp;quot;&amp;gt;{{اعلان صفحه اصلی}}&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
--&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=امام موسی کاظم|قسمت=گفتار متقی|لینک=منتخب: امام موسی کاظم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  کتابها --&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBGH&amp;quot;&amp;gt;کتابها&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div style=&amp;quot;display:inline-block;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ul class=&amp;quot;list_gallery&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10035}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10034}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10029}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10007}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10024}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10021}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10022}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10014}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10011}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10008}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10017}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10020}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ul&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;a href=&amp;quot;https://www.velayateali.com/index.php/مجموعه_کتابها&amp;quot; class=&amp;quot;btn btn-info&amp;quot; style=&amp;quot;margin-right:10px;&amp;quot; role=&amp;quot;button&amp;quot;&amp;gt;تمام کتابها&amp;lt;/a&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  سخنرانی‌ها --&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBGH&amp;quot;&amp;gt;سخنرانی‌ها&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-itn&amp;quot; style=&amp;quot;padding:0.1em 0.6em;display:inline-block&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ul class=&amp;quot;list_gallery&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10275|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10297|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10170|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10294|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10146|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10429|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10167|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10308|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ul&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;a href=&amp;quot;https://www.velayateali.com/index.php/مجموعه_سخنرانیها&amp;quot; class=&amp;quot;btn btn-info&amp;quot; style=&amp;quot;margin-right:10px;&amp;quot; role=&amp;quot;button&amp;quot;&amp;gt;تمام سخنرانی‌ها&amp;lt;/a&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: صفحات سایت]]&lt;br /&gt;
__NOTOC____NOEDITSECTION__&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D8%A7_%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1_%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%85&amp;diff=2186</id>
		<title>امام زمان را بهتر بشناسیم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D8%A7_%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1_%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%85&amp;diff=2186"/>
		<updated>2026-06-03T19:48:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بسم الله}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات فراداده کتاب|10037}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;السلام علیک یا أباعبدالله السلام علیکم و رحمة الله و برکاته&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کفواً أحد است. حضرت زهرا {{علیها}} کفواً خلقت است. به اولیای امور کار نداشته باشید. بر عمر و ابابکر لعنت کنید.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این خلقت را می‌بینید، نتیجه تمام این خلقت، این کتاب‌هاست. به تمام آیات قرآن، راست می‌گویم؛ هیچ کجا خبری نیست! این حرف‌ها از حنجره آن کسی درمی‌آید که امام زمان {{عج}} به او‌ درس گفته؛ به چه کسی درس گفته که می‌روید دنبالش؟! کجا می‌روید در این مجلس‌ها؟! پس تا می‌توانید دنبال کسی نروید! دنبال عقاید خودتان بروید! عقایدتان وصل به این کتاب‌هاست؛ این کتاب‌ها هم وصل به امام زمان {{عج}} است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیقت امام زمان {{عج}} مانند حقیقت خداست، هیچ‌کس توانایی درک حقیقت امام‌ زمان {{عج}} را ندارد، مگر این‌که خدای تبارک و تعالی درک آن را بدهد؛ به متقی داده‌اند، قدری از آن را برای ما افشا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما باید حقیقت امام زمان {{عج}} را از هر چیزی بالاتر بدانید؛ آن‌وقت دیگر نگاهِ غیر امر نمی‌کنید. وقتی‌‌که امام زمان {{عج}} را بخواهید، چیز دیگری را نمی‌خواهید، اصلاً جای دیگری را نمی‌توانید نگاه کنید. امام زمان {{عج}} قبله است، ما باید دائم نگاهمان به قبله باشد، او هم نگاهش به شماست. وقتی امام زمان {{عج}} را خواستید، با او محشور می‌شوید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} می‌فرماید: ظهور مرا بخواهید! کمکم کنید که من بیایم. می‌دانید آن‌موقع چه‌جور است؟ آن‌موقع افتتاح می‌شود؛ ظهور، افتتاح است. ببین مثلاً شما کارگاهی می‌سازی، هنوز افتتاح نشده، می‌خواهی افتتاح کنی، یعنی خدا به امام زمان {{عج}} اجازه می‌دهد که بیاید و افتتاح کند. چه چیزی را افتتاح کند؟ امر را، ولایت را، زندگی را. ما که زندگی نداریم؛ آ‌ن‌موقع زندگی افتتاح می‌شود. خدایا! قلب مبارک این رفقای مرا با قلب امام زمان {{عج}} هماهنگ کن! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ائمه طاهرین {{علیهم}} حواسشان پیش امام زمان {{عج}} است، پیش رجعت است؛ از امام صادق {{علیه}} سؤال می‌کنند: شمایید آن منتقم آل‌محمد؟ حضرت می‌فرماید: من هم منتظرم، پس رفقا! ما باید طرفدار امام زمان {{عج}} باشیم. وقتی طرفدار امام زمان {{عج}} شدی، امام زمان {{عج}} شما را تهیه خودش قرار می‌دهد، اما وقتی امام زمان {{عج}} آمد، بروی دنبالش. اگر رفتی دنبالش، خوب است؛ اگر نرفتی، منافق هستی. دوست دارم شما هم طرفدار امام زمان {{عج}} باشید! بروید دنبال امام زمان {{عج}}! تمام ائمه طاهرین {{علیهم}} می‌روند پیش امام زمان {{عج}}، آن‌هايی هم که در فکر رجعتند و از دنیا رفته‌اند، زنده می‌شوند، این‌ها طرفدار امام زمان {{عج}} هستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ائمه طاهرین {{علیهم}} همه‌شان نور واحدند، اما دو نفر از آن‌ها نابغه‌اند: یکی امیرالمؤمنین {{علیه}}، یکی هم امام زمان {{عج}}؛ خدا می‌گوید: اگر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را قبول نداشته باشی، عبادت انس و جن کنی به رو در آتش جهنم می‌اندازمت، ما نداریم توی ائمه طاهرین {{علیهم}} که این را بگوید؛ اما راجع به امام زمان {{عج}} عین امیرالمؤمنین علی {{علیه}} می‌گوید: اگر امام زمانت را قبول نداشته باشی و او را نشناسی؛ به مرگ جاهلیت می‌میری. خوشحالی من این است که شما رفقا ذخیره امام زمان {{عج}} هستید، طرفدار امام زمان {{عج}} و سخی هستید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود مبارک آقا امام زمان {{عج}} مانند امیرالمؤمنین {{علیه}} در تمام خلقت هست، امیرالمؤمنین علی {{علیه}} «وجه ‌الله» است، «کفواً أحد» است. یک جایی که باید ظاهر شود، می‌شود. یک جایی که نباید ظاهر شود، نمی‌شود. علی {{علیه}} یعنی این!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی امیرالمؤمنین {{علیه}} در کعبه ظاهر شد، خدا یک مقداری پرده را از روی ولایت کنار زد و امیرالمؤمنین {{علیه}} را افشا کرد، تمام ملائکه آسمان ضجه کردند و گفتند: ای خداجان! ما به نور ولایت خلق شده‌ایم، هر کداممان در هفت ‌آسمان هستیم و داریم امر تو را اطاعت می‌کنیم، مگر می‌توانیم در زمین برویم و امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را زیارت کنیم؟! می‌خواهیم آن ثواب را ببریم و به شیعیان علی {{علیه}} بدهیم. فوراً از جانب خدا ندا نازل ‌شد: هر آسمانی یک بیت‌المعمور داشته ‌باشد، در هفت ‌آسمان، هفت علی {{علیه}} است. همان‌طور که مردم در زمین، دور زایشگاه امیرالمؤمنین علی {{علیه}} می‌گردند، ملائکه هم در آسمان دور بیت‌المعمور طواف می‌کنند و با امیرالمؤمنین علی {{علیه}} بیتوته می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیرالمؤمنین علی {{علیه}} در دنیا ظاهر شد، نه این‌که متولد شود، آقا امام زمان {{عج}} هم همین‌طور است. عمه امام زمان {{عج}}، خانه امام حسن عسکری {{علیه}} آمد؛ امام به او فرمود: امشب خانه ما بمان! خداوند می‌خواهد فرزندی به ما عطا کند. گفت: آقاجان! از چه کسی؟ حضرت فرمود: از نرگس! گفت: اثر حمل به نرگس نیست. ببین حکیمه خاتون با این‌که عمه امام است، خلق است. امام فرمود: مانند مادر موسی می‌ماند. چرا می‌گوید مادر موسی؟ چون‌که موسی را می‌خواستند بکشند، چقدر فرعون شکم زن‌ها را پاره کرد! حالا امام زمان {{عج}} را می‌خواهند بکشند، خدا کاری کرده که اثر حمل به نرگس نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان شب را در خانه امام ماند، نصف شب دید خبری نشد، انگار دیر شد! تا آمد فکر کند؛ ببین امام در قلب دارد کار می‌کند! امام حسن عسکری {{علیه}} فرمود: عمه‌جان! فکر نکن! الآن آن حمل ظاهر می‌شود. یک‌قدری از شب گذشت، حکیمه خاتون خودش نقل می‌کند: من پیش نرگس بودم، یک‌وقت دیدم انگار دیواری بین من و نرگس کشیده شد، من دیگر او را نمی‌دیدم؛ یعنی تا حتی عمه امام نباید ببیند که چه‌جور این فرزند در دنیا به ‌وجود می‌آید! طولی نکشید دیدم خداوند فرزندی به او عطا کرد، مانند ماه در دستش می‌درخشید، او را خدمت آقا امام حسن عسکری {{علیه}} آورد، امام او را در بغل گرفت و بوسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صبح که شد، حکیمه نقل می‌کند: دیدم مرغ‌های خیلی خوش‌خط و خال و بزرگ روی دیوار آمدند، همین‌طور با هم نجوا می‌کنند. نرگس فریاد کشید به آقا امام‌ حسن عسکری {{علیه}} که آقا! کمک کن! مبادا این‌ها فرزندم را ببرند، از وقتی این فرزند به‌ دنیا آمده، این‌ها روی دیوار آمده‌اند. یک‌دفعه امام گفت: فرزندم را بیاور! وقتی فرزند را آورد، او را به آن‌ها داد. نرگس گریه می‌کرد، عمه گریه می‌کرد. امام فرمود: عمه‌جان! فرزندم می‌آید، این‌ها جبرائیل، میکائیل و اسرافیل بودند. پسرم را با خود بردند؛ تا ملائکه آسمان او را زیارت کنند و به امامت ایشان اقرار کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم {{صلی}} با بُراق به معراج رفت‌‌؛ اما جبرائیل، اسرافیل و میکائیل، همه این‌ها گهواره جُنبان امام زمان {{عج}} و نوکر ولایت هستند، او را تا «قاب قوسین أو أدنی» بردند؛ وقتی امام زمان {{عج}} در دنیا ظاهر شد، ملائکه‌ آسمان از ذوقشان گریه کردند و گفتند: خدایا! هر کدامِ ما را گذاشتی در امر ایشان، ما که نمی‌توانیم او را زیارت کنیم. خدا گفت: ای ملائکه مقرّب من! بروید این فرزند را بیاورید؛ تا آسمانی‌ها او را زیارت کنند. یک‌دفعه دیدند عطای خدا را آوردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببین آقا امام حسن عسکری {{علیه}} چه کار می‌کند! اگر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} یک شب ولایت را حفظ کرده که در «لیلةُ المَبیت» به جای پیامبر {{صلی}} خوابید و جانش را حفظ کرد تا پیامبر {{صلی}} بتواند ولایت را افشا کند، جبرئیل نازل شد و گفت: یک نَفَس امیرالمؤمنین علی {{علیه}} افضل از عبادت ثقلین است؛ امام حسن عسکری {{علیه}} و نرگس خاتون سال‌های سال امام زمان {{عج}} را حفظ کردند؛ آن‌وقت این‌ها چقدر نَفَسشان افضل از عبادت ثقلین است! جانِ یک چنین ممکنی که در تمام خلقت، مانندش نیست را، دارند حفظ می‌کنند! چقدر در خانه ایشان ریختند تا امام زمان {{عج}} را بکُشند؛ اما نتوانستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر {{صلی}} باید آیه «وَ جَعَلنا مِن بَینِ أیدیهِم سَدّاً وَ مِن خَلفهِم سَدّاً فَأغشَیناهُم فَهُم لَایُبصِرون.» را بخواند تا حفظ شود، اما امام زمان {{عج}} خودش آیات است! صدها بار در خانه امام حسن عسکری {{علیه}} ریختند و او را ندیدند! آیا امام زمان {{عج}} «وَ جَعَلنا مِن بَینِ أیدیهِم» خواند؟! امام زمان {{عج}} خودش قرآن است، قرآن ناطق است. امام خودش افشاست؛ اما رسول اکرم {{صلی}} باید ولایت را افشا کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر {{صلی}} فرمود: دو چیز بزرگ می‌گذارم: یکی قرآن، یکی عترت. امیرالمؤمنین {{علیه}} فرمود: «أنا قرآنُ الناطق!» خدا کلامش را فدای ولایت کرده؛ نمی‌گوید اگر کلام من، قرآن را قبول نداشته باشی به رو در جهنم می‌اندازمت، اما می‌گوید اگر علی {{علیه}} را قبول نداشته باشی، به رو در جهنم می‌اندازمت! تمام قرآنی که امام زمان {{عج}} افشا می‌کند راجعِ امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است. باید امام زمان {{عج}} قرآن ناطق را بگوید، مردم به بلوغ می‌رسند. گردنِ آن‌ها که منافقند را می‌زند؛ آن‌موقع امام زمان {{عج}} عطا می‌کند. معرفی امیرالمؤمنین علی {{علیه}}، عطاست؛ اما الآن، زمانِ ما معرفیِ علی {{علیه}} جرم است!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از همه زمان‌ها، فقط در مورد آخرالزمان فرمود: «شرّ الأزمنه» است، فقط پیامبر اکرم {{صلی}} درباره این زمان فرمود: اگر امام زمانتان را نشناسید، می‌میرید به زمان جاهلیت. شناخت امام زمان {{عج}} یعنی چه؟ آیا شناخت امام زمان {{عج}} همین است که ما می‌گوییم: آقا امام زمان {{عج}}، پسر امام حسن عسکری {{علیه}} و امامِ دوازدهم است؟! برو خجالت بکش! شناخت امام زمان {{عج}} این است که امرش را اطاعت کنید؛ اما شما امرِ هر کسی را اطاعت می‌کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناخت یعنی یقین، یعنی در تمام این خلقت، در تمام این عالم، هیچ‌کس به غیر از امام زمان {{عج}} نیست که ما فرمانش را ببریم، فرمان ایشان فرمان خداست. شما وقتی به ولایت یقین کردید، به امام زمانِ خود یقین کرده‌اید. آن یقین، پرچم هدایت دستتان می‌دهد؛ یعنی علم حکمت به شما می‌دهد و تمام کارهایتان از روی حکمت می‌شود؛ پس علم حکمت، هدایت است که دستتان می‌دهد. دست چه کسی می‌دهد؟ کسی‌که پرچم امر را بخواهد و زیر پرچمِ غیر از ولیّ الله الأعظم امام زمان {{عج}} نرود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مگر اویس قرن، امام زمانش را دید؟! اما یقین به امام زمانش داشت، حالا پیامبر {{صلی}} درباره‌اش می‌گوید: اویس برادر من است، دعایش مستجاب است، نفرینش گیراست. کسی‌که امام زمانش را ندیده؛ اما به دل، او را خریده و به او یقین کرده؛ برادر رسول الله {{صلی}} شده؛ اما به سلمان می‌گوید تو برادر من نیستی، از اصحابم هستی! یقینِ به امام درست است، نه در حضور امام بودن؛ چون در حضور امام بودن گذران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق {{علیه}} می‌فرماید: همه هفته، ما دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} در عرش خدا می‌رویم، جدّمان پیامبر {{صلی}} برای ما صحبت می‌کند، یعنی وحی مُنزَل نازل می‌شود، پس معلوم می‌شود که دائم فیض خدا نازل می‌شود. بدانید «أرحم الرّاحمین»؛ دائم دارد فیضش نازل می‌شود،‌ اما فیض ائمه طاهرین {{علیهم}} طرز دیگری است: تمام این اشیاء، امام زمان {{عج}} را احترام می‌کنند. آن گُل ‌گاوزبان یا آن داروهایی که آقای دکتر می‌نویسد، وقتی مریض می‌خواهد بخورد، آن دارو به امام زمان {{عج}} نگاه می‌کند، می‌گوید: آقاجان! نتیجه‌ای را که در من خلق کردی، ببخشم یا نبخشم؟ می‌گوید: ببخش! این مریض خوب می‌شود. گُل گاوزبان شخص را شفا نمی‌دهد، امر شفا می‌دهد. تمام گیاهان عالم به امر وجود مبارک امام زمان {{عج}} است؛ این یعنی امام زمان شناختن. عزیزان من! ائمه طاهرین {{علیهم}} به امر خدا هستند، «أرحم الرّاحمین» و رحم‌کننده به همه هستند. والله، اگر امرشان را اطاعت کنیم، «امر الله» می‌شویم؛ هم دنیایمان درست است و هم آخرتمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باید باور کنیم کلید رفع تمام مشکلات دنیا و آخرت ما دست ولیّ الله الأعظم امام زمان {{عج}} است؛ آن‌وقت دنبال کس دیگری نمی‌رویم. دنبال کسی می‌رویم که خدا و دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} او را تأیید کرده‌اند. آن‌ها چه کسی را تأیید کرده‌اند؟ فقط متقی؛ پس کسی‌که متقی را قبول نداشته باشد، خدا و دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} را قبول ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باید تمام این خلقت را جَماد بدانید، اگر خلقت را جماد دانستید، آیا شما مثلاً پای یک کوه می‌روید و بگویید یک ماشین و یک خانه به من بده؟! قدری پول هم به من بده؟! شما وقتی تمام خلقت را جماد دانستید، آن‌وقت دنبال کمال می‌روید. چه کسی به شما کمال می‌دهد؟ وجود مبارک آقا امام زمان {{عج}}. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|آسوده خاطرم که در دامن تواَم|دامن نبینم که در دامنش رَوَم}}&lt;br /&gt;
{{ب|دامن به غیر دامن تو بی‌محتوا بُوَد|دامان توست اتصال به ماورا بُوَد}} &lt;br /&gt;
{{پایان شعر}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}}؛ یعنی تمام زمان در اختیار اوست، همه خلقت در اختیارش است، تو هم در اختیار او هستی. مگر خدای تبارک و تعالی در «حدیث کساء« قسم نمی‌خورد که به عزت و جلالم، تمام این خلقت را به واسطه دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} خلق کردم؟! ما باید این‌طوری اماممان را بشناسیم که تمام خلقت به فرمان حجت خداست. الآن جانِ همه عالم در قبضه قدرت ولیّ الله الأعظم، امام زمان {{عج}} است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! این حرف‌ها یقین می‌خواهد، مطالعه می‌خواهد. باید با امیرالمؤمنین {{علیه}} و امام زمان {{عج}} مطالعه داشته باشید! از امام زمان {{عج}} بگیرید! حرف ولایت، هم مباحثه و هم مطالعه می‌خواهد، هم باید یادت باشد و به آن عمل کنی؛ آن‌وقت &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|پشت پا بر عالم امکان زده‌ای|دست بر دامن زهرا {{علیها}} زده‌ای}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما شما فقط حرف می‌زنید؛ حرف، به غیر از عمل است! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما باید امام را مطلق بدانید! همین‌طور که ولایت مطلق است، امر امام هم مطلق است؛ یعنی امری مثل او نیست. در مقابل امام، تو مصنوعی هستی. یادت در قدرت اوست. کلامت و حرفت در قدرت اوست، نفَست در اختیار اوست. هنوز گناه نکرده‌ای، امام می‌فهمد. به تمام آیات قرآن، خدا و امام آن را به مؤمن هم می‌دهند؛ این است که مؤمن هیچ‌کس را تأیید نمی‌کند، اما کسی را هم تکذیب نمی‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای عزیز! این‌قدر امام زمان امام زمان نکنید، بیایید امام زمان {{عج}} را در دلتان جای دهید! بیایید به امام زمان {{عج}} یقین کنید! امام زمان {{عج}} خودش فرموده که ظهور مرا بخواهید! وقتی یقین کردید که امام زمان {{عج}} در قلب شما و پیش شماست، آن‌وقت امرش را اطاعت می‌کنید. الآن امرش متقی است، حرف متقی را بشنوید و به این پنج اصل عمل کنید: ولایت، عدالت، سخاوت، دنبال خلق نروید و ائمه طاهرین {{علیهم}} را خلق حساب نکنید، آن‌وقت رستگار می‌شوید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهار ملَک مقرّب: اسرافیل، عزرائیل، میکائیل و جبرائیل که اعظم ملائکه، یعنی رهبرشان هستند، با هزار ملَک می‌آیند خدمت امیرالمؤمنین علی {{علیه}} و سلام می‌کنند؛ چندین هزار ملَک! خدا این‌ها را آورده که بگوید علی {{علیه}} را باید دوست داشته باشید. دارد سفارش امیرالمؤمنین {{علیه}} را می‌کند. تو کجا امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را می‌شناسی؟! قربانت بروم، ما حرف علی {{علیه}} را می‌زنیم.&lt;br /&gt;
ملائکه‌ها؛ نه یک مَلَک! در شب قدر به امام زمان {{عج}} نازل می‌شوند. برای چه نازل می‌شوند؟ امام زمان {{عج}} که کسری ندارد، متقی هم کسری ندارد! می‌خواهد به اهل دنیا، به تمام سرتاسر دنیا بگوید: این ملائکه‌ها به روح نازل می‌شوند، یعنی به حجت خدا، کسی نگوید من حجتم، من رهبرم، کسی نگوید من امامم، من پیغمبرم. آیا ملائکه به تو نازل می‌شود؟! دارد حالی‌تان می‌کند که شما به کسی نگویید حجت! به کسی نگویید امام! این حرف چقدر قشنگ است!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کجا امام زمان {{عج}} مخفی است؟! امام زمان {{عج}} باید به تمام خلقت رسیدگی کند، تمام خلقت مانند یک نگین انگشتر در مقابل امام زمان {{عج}} است؛ خدای تبارک و تعالی هر بشری را که خلق کرده، سرِ انگشتانش متفاوت است، الآن وجود مبارک امام زمان {{عج}} از تمام خلقت؛ تا حتی سرِ انگشتان شما آگاه است، اصلاً خودش آگاهی است. مگر کسی می‌تواند جلوی قدرتش را بگیرد؟! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غایب کسی است که قدرت ندارد، چرا می‌گویید امام زمان {{عج}} غایب است؟! برای تو غایب است! آیا امرش هم غایب است؟! اگر امام زمان {{عج}} غایب باشد، پس این عالَم بدون رهبر و امام است. امرِ امام زمان {{عج}} که غایب نیست، امرش را اطاعت کنید! مگر خدا شما را رها کرده؟! خدا شما را راهنمایی کرده، می‌گوید: اگر من الآن امام زمان {{عج}} را مخفی کرده‌ام، اولاً که برای همه کس مخفی نیست. امام زمان {{عج}} هست، در عالم رؤیا حرف می‌زند، آدم حرفش را می‌پرسد، مشکلاتش را می‌گوید، امام رفع مشکلاتش را می‌گوید، راه را نشانت می‌دهد. امام زمان {{عج}} حضور متقی می‌آید، با او حرف می‌زند و او را از ناراحتی در می‌آورد. مگر به او نگفتم می‌خواهم یاورت باشم؟! فرمود: صلوات بفرست! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا امام زمان {{عج}} تنهاست؟ آیا رفیق نمی‌خواهد؟ ببین دوست چه کسی شدی؟ دو دفعه امام زمان {{عج}} را دیدم، تنها بود؛ همان‌طور که علی بن موسی الرضا {{علیهما}} تنهاست. تو هم دنیا را کنار بریز؛ تا حضورت بیاید. عیسی یک سوزن و نخ داشت، او را در آسمان چهارم نگه‌ داشت، مگر خدا بین شما و نبی فرق می‌گذارد؟! وقتی مِهر دنیا داشته باشی، ملائکه آسمان می‌گویند: چرا تو محبت دنیایی داری که امیرالمؤمنین علی {{علیه}}، زهرای عزیز {{علیها}} و امام حسین {{علیه}} در آن کشته شدند؟ تو را ملامت می‌کنند، راهت نمی‌دهند؛ اما به تمام آیات قرآن، متقی را راه می‌دهند، خدا می‌گوید: اگر مِهر دنیا نداشته باشی؛ تا «قابَ قَوسَین أو أدنیٰ» هم بالا می‌روی! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! بیایید روح بشوید! اگر گناه نکنید، روح می‌شوید. از جسم دست بردارید تا این حرف‌ها را توجه کنید. به تمام آیات قرآن، اگر جسم باشید، می‌نویسید، عمل نمی‌کنید؛ اصل عمل است. «حیّ علیٰ خیر العمل». من شما را دوست دارم، اما هنوز آن که باید بشوید، نشده‌اید؛ دلم می‌خواهد آسمانی بشوید. کجا آسمانی می‌شوید؟ تجددی نشو عزیز من! گناه نکن! دروغ نگو! خدعه نکن! چشم و پایت بِکر باشد، امیرالمؤمنین علی {{علیه}} در قلبت باشد. به توسط امیرالمؤمنین {{علیه}} می‌روی بالا. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چقدر بشر مغبون است که مِهر دنیا دارد. مِهر شهوت، مِهرِ پولِ بی‌امر دارد؛ مهر دنیا به این نیست که حالا خیلی دارا باشی، یک‌وقت علاقه به یک چیز کوچک داری. باز، خواستن به غیر از علاقه است؛ باید خانم، بچه‌، ماشین و خانه‌ات را بخواهی، اما علاقه نداشته باشی! بشرِ کامل همه را می‌خواهد؛ اما علاقه مطلق، ندارد. من خیلی شما را می‌خواهم، اما یک حدودی دارد؛ حدودش این است که وقتی ندای امام زمان {{عج}} آمد، اگر آمدید که آمدید؛ اگر نیامدید من هم می‌گویم بروید! تا همین‌جا رفاقت ما قطع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوستی به نام حاج مظلوم داشتم، باغی داشت که تمام انارهایش را به مردم می‌داد. البته اشخاص را هم می‌شناخت؛ یک‌وقت بعضی پیشش می‌آمدند، دو تا انار جلویشان می‌گذاشت و توی باغ می‌رفت؛ اما به من هم اجازه حرف داده بود، پیش من می‌نشست و مرا خیلی دوست داشت. من هم او را دوست داشتم. ایشان مریض شد، برایش متوسل شدم. وقتی به باغش آمدم، حاج مظلوم گفت: حاج حسین! یک نفر است که بعضی وقت‌ها این‌جا می‌آید، آنچه صفات خوب در عالم هست، به او جمع است. به او گفتم: به غیر از امام زمان {{عج}} کسی نیست که تمام صفات خوب را داشته باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی به آخر باغش رفتم، دیدم آقا آن‌جاست. تا به من رسید، سلام کردم، فرمود: حسین! گفتم: بله! فرمود: خوشی تمام شد. گفتم: آقاجان! فرمایش شما درست است، جدتان هم همین را گفته، خوشی در تمام عالَم نیست، اما به نظر من دو خوشی هست: یکی بیتوته شب، بعد با دستم از پا تا سرِ ایشان را اشاره کردم و گفتم: یکی هم آدم خدمت امام زمانش باشد. آقا یک لبخند زد که من هنوز عاشق دندان‌هایش هستم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا امام زمان {{عج}} می‌آید و با متقی نجوا می‌کند، با شما نجوا نمی‌کند؟ چون شما اجنبی‌خواه هستید! خلق را می‌خواهید؛ اما متقی هیچ‌کس را نمی‌خواهد! خواستش آن کسی است که خواستِ امیرالمؤمنین {{علیه}} و زهرای عزیز {{علیها}} را بخواهد، خواستِ خلق را نخواهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی آقا امام زمان {{عج}} تشریف می‌آوَرد، به تمام عالم ندا می‌دهد: «جاء الحق و زَهَق الباطل، إنَّ الباطلَ کان زَهوقا.» یعنی آنچه که باطل است، از بین می‌رود و حق آشکار می‌شود. امام زمان {{عج}} دنیا را اصلاح می‌کند. حالا این ندا به تمام کون و مکان می‌رسد و یک جلوه‌ای می‌کند، صدایش همه جا می‌رود، ندایش به تمام خلقت از انس و جن، ملائکه‌ها، زمین و درخت و دیوار می‌رسد، تمام خلقت به غیر از بشر به او لبیک می‌گویند. تو هم باید منتظر ندای حجت خدا، امام زمان {{عج}} باشی؛ اما تو منتظر فرمان خلق هستی! همه ممکنات می‌خواهند با امامشان حرف بزنند؛ درخت، دیوار، آسمان و کوه‌ها حرف بزنند؛ آن‌موقع‌ که امام زمان {{عج}} بیاید، آنچه را که می‌خواهی، هست. تمام این دنیا امانت می‌شود. تمام این دنیا ولایت می‌شود. تمام این دنیا سخاوت می‌شود. تمام این دنیا لبیک می‌شود، لبیک به ‌وجود مبارک امام زمان {{عج}}!  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن‌طرف هم شیطان ندا می‌دهد که بیایید دنبال دَجال! آن ندا از آسمان می‌آید، این ندا هم از آسمان؛ یعنی از فضای آسمان می‌آید؛ می‌گوید: بیایید ببینید چه جور دارد حرم امامزاده‌ها را خراب می‌کند؟! بیایید بروید طرف دَجال! مگر رهایت می‌کند؟! شیطان میان زمین و آسمان می‌گوید: دفاع کنید! پس دو ندا می‌آید که تو را در شک می‌اندازد. به من ایراد نکنید! به ما می‌گوید «أشرف مخلوقات»، از آن‌طرف هم می‌گوید «بل هم أضل». ما جزء أشرف مخلوقاتیم یا بل هم أضل هستیم؟ یک‌قدری فکر کنید! اگر می‌گوید «إنّما الدنیا فناء و الآخرةُ بقاء»، من برعکس می‌گویم: ما از دنیا بقاء و از آخرت فناء شده‌ایم؛ چون‌که به آخرت  پی نمی‌بریم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواب دیدم که درِ مغازه‌ام هستم، به من گفتند امام زمان {{عج}} ظهور کرده. پالتویم را هم نپوشیدم و پابرهنه دویدم، خدا می‌داند از سرِ کوچه‌مان که ردّ شدم، نگاه در کوچه نکردم که مبادا پدرم صدایم بزند. رویم را برگرداندم و می‌دویدم. مرد آن است که دنیا را فدای خودش کند، نه خودش را فدای دنیا؛ وقتی امام زمان {{عج}} تشریف می‌‌آورَد، دنبالش برود. مرد فقط متقی است، بقیه مردم نر هستند؛ چون دنبال دنیا و خلق هستند! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیدم آقا نزدیک کارخانه ریسباف آمده، آن‌موقع همه‌اش زمین بود و آقا امام زمان {{عج}} تشریف داشت، رفتم جلو، خیلی زیاد مورد عنایت ایشان قرار گرفتم، کسی مطابق من به عنایت ایشان نزدیک نبود. آقا مُنشی داشت، به او گفت: برو به بازاری‌ها بگو بیایند! کسی از بازاری‌ها نیامد. به یکی از این بازاری‌ها که چندین سال این‌جا می‌آمد، اما آخرش رفت، پیغام دادم و گفتم: تو از آن بازاری‌ها بدتر هستی، چون‌که چندین سال تو را نصیحت کردم و آخرش رفتی؛ اما چه کسی آن بازاری‌ها را نصیحت کرده بود؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عده‌ای از طرف کوه‌‎ها به سمت ما توپ سوار کرده بودند. من همین‌طور می‌خواستم در رکاب امام زمان {{عج}} کشته شوم، اصلاً ذکرم این بود که ای خدا! من کشته شوم، زهرای عزیز {{علیها}} خوشحال شود و بگوید پسرم را یاری کرد؛ این‌ است که می‌گویم عزیزان من! همه کاری که می‌کنید توی فکر باشید حضرت زهرا {{علیها}} یک لبخندی بزند. نکردند کمکش! بیایید رفقا! ما کمک کنیم حضرت زهرا {{علیها}} را! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من به آقا گفتم: آقاجان! ما که اسلحه نداریم! آقا یک نظر به آسمان کرد، شمشیر از آسمان به زمین ریخت. من یکی از آن‌ها را برداشتم و مواظب آقا بودم، حالا او خودش حافظ خلقت است، اما مثل این‌که من در ظاهر حافظ ایشان بودم.  به او گفتم: این‌ها توپ و تانک دارند. حضرت فرمود: حسین! این‌ها از کار می‌افتد. آقا یک صوت حجاز خواند، انگار تمام این عالَم دارد می‌خوانَد. توپ و تانک از کار افتاد؛ آن‌وقت این‌ها دست‌هایشان را روی سرهایشان گذاشته بودند و از کوه‌ها پایین می‌آمدند. اگر بخواهید یاور امام زمان {{عج}} باشید، باید هیچ چیزی نخواهید، یک جان دارید فدای امام زمان {{عج}} کنید. همه در امتحان امام زمان {{عج}} رفوزه‌اند به جز متقی.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا آقا امام زمان {{عج}} به شما راه نمی‌دهد؟ علتش این است که شما از امتحان در نمی‌آیید؛ یعنی رفوزه می‌شوید، آن‌وقت همیشه خجالت‌زده‌ هستید! دیگر این‌که امام زمان {{عج}} «عصمةُ الله» است، می‌خواهد شما در عصمتش راه پیدا کنید، اما ما مَردش نیستیم! چه کسی «عصمةُ الله» است که امام زمان {{عج}} او را راه بدهد؟ کسی‌که روح شود و «من» را کنار بگذارد. زهرای عزیز {{علیها}} «عصمةُ الله» است، عمویش را راه نمی‌دهد، اما بلال و سلمان را راه می‌دهد؛ چون‌که بلال «عصمةُ الله» شده‌، سلمان «عصمةُ الله» شده‌؛ اما عمویش «عصمةُ الله» نیست. آن کسی از امتحان در می‌آید که از تمام وجودش، در تمام گلبول‌های خونش، در تمام ماورای خلقتش یک جان دارد، آرزو کند که آن را فدای امام زمانش کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک نفر بود، این‌قدر امام زمان امام زمان گفت که دیگر امام زمان {{عج}} خسته شد. من در حرف‌هایم شوخی هم می‌کنم. خلاصه، امام زمان {{عج}} دنبالش فرستاد. وقتی آمد، دید خیمه‌هایی است، به او گفتند: آن خیمه حضرت است و آن‌ها هم یاورانش هستند. یک خیمه دیگر‌ی هم آن‌جا بود. گفتند: شما به این خیمه برو، تا زمانی‌که امام زمان {{عج}} می‌خواهد حرکت کند، در این خیمه باش! وقتی در خیمه رفت، دید یک خانم آن‌جاست. به او گفتند: حضرت می‌فرماید این خانم به تو مَحرم است. وقتی نایب امام زمان {{عج}} آمد و به او گفت: بیا! گفت: باشد می‌آیم. دوباره گفت: آقا، حرکت کرده‌. گفت: برو من می‌آیم. یک‌دفعه از خواب بیدار شد، دید ‌چیزی نیست. این شخص رفوزه شد. کجایی تو؟! تو خانم‌باز هستی، آمدی چه کسی را ببینی؟! آمدی آن خانم را ببینی؟! با امام زمان {{عج}} چه ‌کار داری؟! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی در کوفه بقال بود، دو نفر آمدند سِدر و کافور ازش بخرند. نگاه کرد، دید این دو نفر انگار غیر مردمان عادی‌اند، گفت: شما برای چه‌ کسی سِدر و کافور می‌خواهید؟ به او نگفتند. قسم‌ کبیره به آن‌ها داد؛ گفتند: ما پیش‌خدمت‌های امام زمان {{عج}} هستیم، یکی از آن‌ها که در حضور امام است، از دنیا رفته‌؛ ما آمده‌ایم قدری سِدر و کافور برای او بخریم. گفت: مرا نزد امام زمان {{عج}} ببرید! گفتند: ما اجازه نداریم. با گریه گفت: آن عقب‌ها که می‌شود بایستم، می‌آیم و از شما جدا می‌شوم؛ اما همین‌قدر که خیمه آقا را ببینم برایم کافی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دو نفر قبول کردند او را با خود ببرند. این بقال از آن‌جا که می‌خواست خدمت امام برود، یک‌دفعه باران گرفت، گفت: آخ صابون‌هایم! کاش صابون‌هایم را جمع کرده بودم. وقتی‌که این‌ها رفتند به امام زمان {{عج}} گفتند، امام فرمود: صابونی! برو صابون‌هایت را جمع‌ کن! عزیزان من! تمام این حرف‌ها که من دارم می‌زنم، ذره‌ای محبت‌ دنیا داشته‌ باشیم، امام زمان {{عج}} ما را نمی‌پذیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما ببین مِهر دنیا به کجا می‌رسد؟ شخص به جایی می‌رسد که برای دنیا، امامِ خودش را می‌کُشد. پسر عموی خودش را می‌کُشد. مگر آقا امام رضا و آقا موسی بن جعفر {{علیهما}} را نکشتند؟! خود امام حسین {{علیه}} را به خاطر دنیا کشتند. دنیا، پدر و مادر اهل دنیاست؛ آن را دوست دارد، اما امیرالمؤمنین {{علیه}} می‌فرماید: دنیا پیش پسر ابوطالب، به منزله استخوان خوک در دهان سگ خوره‌دار است. او می‌داند چه دنیایی است! در جای دیگر می‌فرماید: «حُبّ الدنیا رأسُ کلّ خطیئة»: محبت دنیا، کلید همه گناهان است. همه‌اش دارد به شما هشدار می‌دهد: اهل دنیا نشوید! ما اصلاً گوش نمی‌دهیم. داریم راه خودمان را می‌رویم. فردای قیامت هم که می‌شود، می‌بینیم  ما مطیع نبودیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} به ظاهر غایب شده؛ می‌فهمد که او را می‌کُشند. چرا او را می‌کُشند؟ یقین به امام زمانشان ندارند؛ نمی‌گویند این حجت خداست، می‌گویند خلق است و یک مانع از برای آن‌ها و حکومتشان است. حکومت را بیشتر از امام زمان {{عج}} می‌خواهند. خدای تبارک و تعالی به ما عنایت کرده که امام زمان {{عج}} در ظاهر غایب است، چون وقتی در حضور امام هستی، اگر او به تو امر کند و اطاعت نکنی، کافری؛ اما وقتی امام حضور ندارد، اگر امرش را اطاعت نکنی، گنه‌کار و معصیت‌کار هستی. ببین خدا چقدر ما را می‌خواهد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درست است که الآن در ظاهر امام زمان {{عج}} نیست؛ اما امرش که هست. امرش چیست؟ خدا معلوم کرده، می‌فرماید: دنبال متقی بروید! متقی نماینده امام زمان {{عج}} است، خدا متقی را نگه ‌داشته؛ مگر موسی را نگه نداشت؟! در دامن دشمن بزرگش کرد. مگر یوسف را در چاه نینداختند؟! گفت: یا جبرئیل! بگیر یوسف را! الآن متقی هست، اما شما صبر ندارید با متقی بسازید. امام حسین {{علیه}} می‌فرماید: متقی وکیل من است. امام رضا {{علیه}} هم به متقی فرمود: حسین! مردم را هدایت کن! حالا این متقی که این همه سفارش شده، ای کاش به حرفش نبودند، به او توهین هم می‌کنند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا امام زمان {{عج}} هیچ‌کس را طلب نمی‌کند؟ چون‌که مانند پدرش امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است. وقتی امیرالمؤمنین {{علیه}} ضربت خورد، همه اهل کوفه صف کشیدند و شیر آوردند، امیرالمؤمنین {{علیه}} فرمود: حسن‌جان! حسین‌جان! یک زنی در آخر صف ایستاده، بروید شیر او را بگیرید و بیاورید. وقتی رفتند، دیدند آن زن دارد گریه می‌کند، گفت: حسن‌جان! آیا پدرت خوب می‌شود؟ گفت: إن‌شاء‌الله خوب می‌شود. چرا امیرالمؤمنین {{علیه}} شیر آن‌ها را نگرفت؟ دید همه اهل کوفه حسین‌کُش هستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هر زمانی یک زن‌هایی شاخص بودند. مگر آن شطیطه نیست که دو گز کرباس و چیز خیلی کمی داده بود؛ اما همه اهل نیشابور پول‌ زیادی داده بودند؟! وقتی نمایندگان گفتند: امام آن است که جواب نامه‌ها را ندیده به ما بدهد و بگوید چقدر پول درون کیسه‌ها هست، جعفر کذاب گفت: این حرف‌ها چیست که می‌زنید؟! از من اعجاز می‌خواهید؟! اگر پول آورده‌اید، به من بدهید! آن‌ها فهمیدند جعفر دروغ می‌گوید؛ به خاطر همین برگشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی نمایند‌گان، دمِ دروازه رسیدند، امام یکی از اصحاب را دنبال آن‌ها فرستاد. او هم آن‌ها را پیش امام برد. امام، هم اسم خودشان و هم اسم پدرشان و این‌که چقدر پول درون کیسه‌ها هست را به آن‌ها گفت و جواب نامه‌ها را هم ندیده داد. حضرت فرمود: من این پول‌ها را نمی‌خواهم، شطیطه چه داده؟ راوی می‌گوید: من اصلاً نمی‌خواستم بگویم که شطیطه چه داده! خجالت می‌کشیدم، اما امام زمانش آن را قبول کرد و به او فرمود: این را بگیر، سلام مرا به شطیطه برسان و به او بگو چند ماه دیگر زنده‌ای، این پول‌ها را خرج کن، تا آخر عمر برایت کافی است. من در تَشییعت می‌آیم و به تو نماز می‌خوانم؛ یعنی حضرت، رزق شطیطه را داد. راوی گفت: چرا پول ما را نمی‌خواهی؟ امام فرمود: شما الآن این‌جا آمدید، اما باطنتان حنفی بوده. شما هم که جلسه ولایت می‌آیید، باید باطنتان جای دیگر نباشد؛ وگرنه مثل آن‌ها می‌شوید. از این‌جا هیچ کجا نروید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیرالمؤمنین {{علیه}} هم به امام حسن {{علیه}} فرمود: شیر آن زن را بیاور! شیر آن جمعیت را قبول نکرد. چه خبر است عالم؟! خدا نکند که امام زمان {{عج}} سخاوت و انفاق ما را قبول نکند. قربانتان بروم، باید شیعه باشید تا امام زمان {{عج}} پولتان را قبول کند. راوی می‌گوید: یک‌وقت دیدم از خانه شطیطه صدای گریه بلند است، فهمیدم شطیطه از دنیا رفته، حرکتش دادند به مصلّی، دیدم امام تشریف آورد و به او نماز خواند. عزیزان من! شطیطه تقوا داشت که امام زمانش اعمال او را قبول کرد و به او نماز خواند. خدا نزدش زن و مرد ندارد، می‌گوید: «إنّ أکرمکم عندالله أتقاکم.» هر کسی‌که تقوایش بیشتر باشد، او را می‌خواهم و نزد من عزیزتر است. تقوی یعنی امیرالمؤمنین علی {{علیه}}؛ یعنی رسول الله {{صلی}}، یعنی فاطمه زهرا {{علیها}}؛ کسی‌که تقوا دارد، بیشتر به ولایتش یقین دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای خانم عزیز! بیا شطیطه بشو تا امام زمان {{عج}} به تو نماز بخواند و بگوید: ای خدا! من بدی از این ندیدم. گُل بهشت بشو! بیایید امام زمان {{عج}} اعمالتان را قبول کند و به شما نماز بخواند! اگر اعمالتان غیر از خدا و امیرالمؤمنین علی {{علیه}} باشد، امام زمان {{عج}} آن را قبول نمی‌کند. همان‌طور که شطیطه در خانه بود، متقی هم در خانه است. آنچه را که مردم برای او می‌آورند، به فقرا و بیچاره‌ها می‌دهد و آن‌ها را باچاره می‌کند. متقی فقرا را بچه‌های خودش؛ حتی بالاتر هم حساب می‌کند، می‌فرماید: خودم را وام‌دار و قرض‌دار فقرا می‌دانم، وکیل مردم می‌دانم. به این‌هایی که چیز می‌دهم، اصلاً آن‌ها را نمی‌شناسم. اگر متقی اهل دنیا بود، آنچه را که به او می‌دادند، خودش مصرف می‌کرد، اما به فقرا می‌دهد؛ دلم می‌خواهد شما هم همین‌طور باشید، سخی باشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طرف همدان یک منطقه‌ای است که زیارتگاه است. هنوز هم هست، آن‌جا را تبرّک کردند، نمازی می‌خوانند. سیصد و سیزده نفر جمع شدند؛ تا حتی بعضی از آن‌ها زن‌هایشان را طلاق دادند که پایبند زن هم نباشند و دیگر این‌که ادعا کردند ما می‌خواهیم یاور امام زمان {{عج}} باشیم و او را ببینیم. این‌ها فقط امام زمان امام زمان می‌کردند. توی بیابان‌ها می‌ریختند، روزه هم می‌گرفتند. چرا ما عقل نداریم؟! بی‌عقل! امام زمان {{عج}} سیصد و سیزده نفر را درست کرده‌ یا تو خودت درست کردی؟! چرا این‌ها این‌جوری هستند؟! اگر یاور امام زمان {{عج}} به این بی‌عقلی باشد، فاتحه‌اش خوانده می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک‌وقت امام زمان {{عج}} تشریف آورد، حضرت دو تا بزغاله دنبالش است. وقتی‌ هم که به مکه تشریف می‌آورد، چند تا گوسفند دنبالش است. وقتی حضرت بالای پشت‌بام رفت، یکی از آن‌ افراد، قصاب بود. به او گفت: بیا بالای پشت بام! قصاب بالا رفت. حالا این سیصد و سیزده نفر هم پایین هستند. به او گفت: یکی از این بزغاله‌ها را لب ناودان بکُش! وقتی خون داخل محوطه ریخت. گفتند: آقا این‌ را کشت. امام گفت: یکی‌دیگر بالا بیاید. یکی‌دیگر بالا آمد. به قصاب گفت: این بزغاله را بکش! تمام سیصد و سیزده نفر فرار کردند. گفتند: امام زمان {{عج}} می‌خواهد ما را بکُشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من یک پاره‌وقت‌ها به امام زمان {{عج}} می‌گویم: اگر می‌خواهی گردن مرا بزنی، بزن؛ اما بیا دنیا را اصلاح کن! گردن من که به‌ درد نمی‌خورد، بزن! اصلاً من نیامدم که گردن مرا نزنی، اگر می‌خواهی بزنی، بزن! اختیار گردن من با تو؛ اما بیا و دنیا را اصلاح کن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخص دیگری بود که سیصد و سیزده نفر درست کرد، این‌ها از همه کارهایشان دست کشیدند، یعنی به اصطلاح منتظرند، رفتند بیرون شهر. دو تا منبری هم داشتند، به آن‌ها می‌گفتند فقط از امام زمان {{عج}} بگو! یک روز یکی از این منبری‌ها کاری داشت، شخص دیگری را به جای خودش فرستاد. آن بنده ‌خدا وارد نبود. حرف امام زمان {{عج}} را زد، گفت: دعا نکنید امام زمان {{عج}} بیاید، ما از عهده برنمی‌آییم. این بیچاره را از منبر پایین کشیدند و تا می‌خورد به او کتک زدند. گفتند: ما چندین سال است که منتظریم، تو می‌گویی که نیاید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا آن کسی‌که این سیصد و سیزده نفر را درست کرده بود، در خواب دید امام زمان {{عج}} آمده‌، به او گفت: آقا! تو منتظر من هستی؟ گفت: بله آقا! قربانت بروم. گفت: خب، من آمدم، آیا امر من به تو واجب است یا نه؟ مگر من امام زمان {{عج}} نیستم؟ گفت: بله! امام فرمود: شما این ‌خانه‌ای که در آن هستی، زمینش مال بچه‌های یتیم است. این فرش و گلیم‌هایی هم که داری، زنت بچه‌ها را درس می‌داده، همه را آن بچه‌ها بافته‌اند. مزد که به آن‌ها نداده‌ای، این‌ها را هم باید به آن‌ها بدهی. زنت هم خواهر رضاعی توست. مطلقاً به تو حرام است. به امام زمان {{عج}} برگشت و گفت: خانه که ندارم، فرش که ندارم، زن هم که ندارم. این ‌چه امام زمانی است؟! یک‌دفعه از خواب بیدار شد. توجه می‌کنید چه می‌گویم! پس کسی‌که یاور امام زمان {{عج}} است، باید دربست از تمام گلبول‌های خونش، اصلاً دنیا را نبیند؛ یک جان دارد، بخواهد جانش را فدای امام زمانش بکند. او هم می‌گوید جانم فدای جانت، بیا! چه می‌خواهی؟ این‌طور تحویلت می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردم می‌توانستند در حضور تمام ائمه {{علیهم}} بروند یعنی مخیر بودند؛ اما اگر شما بخواهید در حضور امام زمان {{عج}} بروید، او خودش باید بخواهد که نزدش بروید. در مورد امام زمان {{عج}} مخیر بودنِ شما خنثی است، اگر مطابق یک عُمرِ خلقت داد بزنید، تا او نخواهد، نمی‌توانید خدمتش برسید و در حضورش باشید. اگر انسان باشید؛ یعنی امرش را اطاعت کنید و سنخه امام زمان {{عج}} شوید، شما را می‌پذیرد و راهتان می‌دهد. اگر امام زمان {{عج}} با شیعه‌اش رفاقت نکند، با چه کسی رفاقت کند؟! اگر امام زمان {{عج}} با شیعه رفیق نباشد، برود با سُنی‌ها رفیق شود؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! بیایید امر را اطاعت کنید؛ تا شما را قبول کند، اصلاً خودِ امام زمان {{عج}} بیاید به شما سر  بزند! مگر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} نبود که به درِ دکان میثم می‌رفت؟ تو میثم بشو، آن‌وقت می‌آید و به تو سر می‌زند، اما تو قیصری! مطابق شاه قیصر «من» داری! کجا به تو سر می‌زند؟! به نافرمانی‌هایت سر بزند؟! به دروغ‌هایت سر بزند؟! به خدعه‌هایت سر بزند؟! آخر امام زمان {{عج}} به کدام صفت تو سر بزند؟! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنی بود که یک قفل درِ دکان قفل‌سازی آورد و به او گفت: آقا! این قفل را از من می‌خری؟ می‌خواهم آن را بفروشم، گفت: چرا می‌خواهی آن را بفروشی؟ گفت: احتیاج دارم. قفل‌ساز گفت: این قفل یک شاهی می‌ارزد؛ اما اگر یک کلید به آن بیندازی، سه شاهی می‌ارزد. آن زن گفت: من پول ندارم. گفت: من یک شاهی به تو قرض می‌دهم، یک کلید هم به آن می‌اندازم و سه شاهی از تو می‌خرم. آن زن هم راضی و خوشحال شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا آن شخصی که می‌خواست امام زمان {{عج}} را ببیند و چندین وقت به مسجد سهله برای دیدن امام زمان {{عج}} رفته بود و درِ دکان قفل‌ساز نشسته بود، به او گفت: این چه کارِ بی‌عقلی بود که تو کردی؟! می‌خواستی خودت آن استفاده را بخوری! قفل‌ساز گفت: این زن، بنده خدا که عقلش نمی‌رسید! این سید هم که این‌جا درِ دکانم نشسته بود، امام زمان {{عج}} بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببین عزیز من! این زن زندگی‌اش راه افتاد، امام زمان {{عج}} دوست آن کسی است که زندگی یک شیعه را راه بیندازد؛ نه این‌که زندگی‌اش را فلج کند؛ آن‌وقت امام زمان {{عج}} پیش او می‌آید؛ وگرنه این قفل چه ارزشی داشت! این قفل‌ساز حساب کرد که زندگی این زن را با این کارش راه می‌اندازد، به خاطر همین امام زمان {{عج}} پیش او آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} به عدالت سر می‌زند؛ نه به خباثت! ما خباثت داریم، کجا می‌خواهیم امام زمان {{عج}} را ببینیم؟! مگر ائمه {{علیهم}} را ندیدند؟! هفده، هجده سال چهار امام را دیدند، چرا اهل آتش شدند؟! امام دیدن شرط نیست، امر امام را اطاعت کردن شرط است، اگر شما امر امام را اطاعت کنید، دلش خوش می‌شود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خلیفه‌ای بود که وزیری ناصبی داشت، می‌خواست شیعه‌ها را محکوم کند. قالبی درست کرد و به آن نوشت: «ابابکر، عمر، عثمان، علی» اناری که به درخت بود، درون قالب گذاشت. این انار بزرگ شد و فشار آورد و این اسامی نقش بست. وزیر ناصبی انار را برداشت و پیش خلیفه آورد، گفت: خلیفه! ببین این آیات خداست، امر خداست، چه می‌گویی؟ این را که نمی‌شود منکر شد. خلیفه علمای شیعه آن زمان را خواست و گفت: به من جواب بدهید؛ یا این‌که باید اهل تسنن را قبول کنید یا این‌که همه شما را می‌کُشم! آن‌ها گفتند: خلیفه! یک هفته به ما وقت بده! این‌ها همه در بیابان ریختند و گریه و زاری می‌کردند! شب آخر که شد، یک‌وقت امام زمان {{عج}} فرمود: این وزیر یک قالبی درست کرده و آن را در بالاخانه گذاشته است، وقتی می‌روید، به خلیفه بگویید که وزیر را در یک اتاق نگه دارد، وزیر خدعه کرده. وقتی رفتند، دیدند همین است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد امام زمان {{عج}} به آن‌ها گفت: چرا یک هفته وقت گرفتید؟! می‌خواستید بگویید فردا، من جواب شما را می‌دهم؛ پس شیعه صاحب دارد. بیا درِ خانه امام زمان {{عج}} برو، ببین چطور جوابت را می‌دهد! اول باید سخی باشی! از دنیا هم بگذری! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من یک دفعه راجع به این‌ها می‌خواستم سؤال کنم، فهمیدی یا نه؟! آخر حقانیت شخص را باید از امام زمان {{عج}} سؤال کرد، او خوب می‌فهمد. دو شب با امام زمان {{عج}} حرف زدم، دیدم امشب جواب نداد، فرداشب هم جواب نداد. رفتم درِ خانه امام حسن عسکری {{علیه}}، گفتم: حجت خدا، ولیّ خدا اگر نباشد، عالَم فروریزان می‌شود. تمام خلقت دست پسر توست، تمام باران، تمام نَفَس‌هایی که عالَم می‌کشند، دست پسر توست. بنا کردم عظمت امام زمان {{عج}} را گفتن؛ اما امر تو به او واجب است، بگو جواب مرا بدهد! به خودش قسم، فرداشب جواب داد. حالی‌ات هست چه می‌گویم یا نه؟! کجایی؟! در را بزن! به ‌دینم، اگر در را زدی، به تو جواب می‌دهد؛ اما تو داری این در را می‌زنی، چند در دیگر را هم می‌بینی؛ می‌گوید: برو همان در را بزن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا امام زمان {{عج}} چهار نایب معلوم کرد، اما آن چهار نایب از علماء نبودند، از آدم‌های عادی بودند. چرا از علماء انتخاب نکرد؟ امام زمان {{عج}} می‌داند این‌ها «شِرار الخلق» می‌شوند، سخن جنایت می‌گویند؛ نه سخن هدایت، حرف غیر امر و حرف خلق را می‌زنند. کجا می‌روید دنبال استادهای دانشگاه؟! آن‌ها به امام زمان {{عج}} اعتراض کردند که چرا ما را معلوم نمی‌کنی؟ تو قبولی خودت را داری نه قبولی امام زمان {{عج}} را. اویس قبولی امام زمانش را دارد که پیامبر {{صلی}} می‌گوید برادر من است؛ منعش کردند و گفتند: تو مجنونی که به این شترچران می‌گویی برادر! چرا به ما که چندین سال فقه و اصول خوانده‌ایم نمی‌گویی؟! اصلاً فهم پیامبر {{صلی}} و امام زمان {{عج}} و امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را می‌آورند زیر سؤال! او نمی‌فهمد، تو می‌فهمی؟! بیدار شوید، هوشیار شوید! اصلاً دارد توهین به حجت خدا می‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناخت امام این است که در مقابل امام فضولی نکنید و امام را خلق حساب نکنید! تمام آن‌هایی که فضولی کردند، ایراد می‌کنند. ممکن است آدم به خلق ایراد کند، اما به امام ایراد نکنید؛ هر کسی به امام زمان {{عج}} یا به ائمه {{علیهم}} ایراد کند، به امر خدا ایراد کرده و مشرک است. یک کافر داریم، یک مشرک. کسی‌که به امامش ایراد می‌کند، مشرک به امر است. به شما گفتم بروید کنار! تا حضرت زهرا {{علیها}} و امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کمکتان کنند، امام زمان {{عج}} به شما سر بزند و شما را از ناراحتی درآورد. آن آدمی که ایراد نمی‌کند، «من» ندارد، خدا دارد، علی {{علیه}} و زهرا {{علیها}} دارد؛ «من» ندارد! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شَلْمَغانی، مقامی داشت. پدر علی ‌بن ‌بابویه بوده، یکی از علمای مهم این عالَم بوده‌، مقامش مثل شریح‌ قاضی بوده، اعجاز داشته. حالا امام زمان {{عج}} آمده نایب معلوم کند، آقایان آمدند جلو، نمره می‌خواهند. تو خودت به خودت نمره دادی! فردای قیامت هم می‌گوید تو خودت به خودت نمره دادی، مگر من به تو نمره دادم؟! امام گفت: برو به حسین بن روح بگو بیاید! بقال است. گفت: آقا امام زمان {{عج}} با شما کار دارد. گفت: چه ‌کارم دارد؟ گفت: می‌خواهد شما را نایب قرار دهد. گفت: می‌شود من بقالی‌ام را بکنم؟ گفت: نه! اَمر امام است. حسین بن روح حاکم است. حاکم کسی است که امیرالمؤمنین علی {{علیه}}، امام زمان {{عج}} حاکمش کند، چرا بیدار نمی‌شوید؟! آیا مأمون و هارون حاکم هستند؟! این‌ها قلدرند. ما قلدر را با حاکمیت علی {{علیه}} فرق نمی‌گذاریم. بیایید تفکر داشته ‌باشید و روی این حرف‌ها فکر کنید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا شَلْمَغانی چه کار ‌کرد؟ نمی‌تواند از مقامش بگذرد، پافشاری می‌کند، دروغ می‌گوید، بنا کرد به گفتن این‌که شب ما با هم بیتوته داریم و چه‌ کار می‌کنیم! به امام زمان {{عج}} هم یک ‌گوشه‌ای آمد و گفت: آخر تو این بقال و دوره‌گرد را تأیید می‌کنی؟ چرا ما را تأیید نمی‌کنی؟ به امام زمان {{عج}} نامه نوشت: ما فقیه هستیم، چرا ما را نایب خودت قرار نمی‌دهی؟ شَلْمَغانی دست برنداشت، یک‌وقت آقا امام زمان {{عج}} لعنت‌نامه برایش نوشت. بروید در کتاب‌ها ببینید، در کتاب کافی نوشته: ما از تو بیزاریم! ببین چقدر پُررو است! تا حسین بن روح لعنت‌نامه را دستش داد، گفت: مردم! نه این‌که امام زمان {{عج}} گفته تو از ما دوری، گفته تو از گناه و معصیت دوری! امام گفته این شلمغانی از گناه بیزار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا که امام زمان {{عج}} نایب معلوم کرد، هیچ‌کس به این‌ها مراجعه نکرد؛ تا حتی آن بزرگ‌ها که بیشتر از این نمی‌توانم اسمشان را بیاورم. مردم هم رفتند دنبالشان. حضرت وقتی دید این‌جور شد، دیگر نایب معلوم نکرد. به نایب‌هایش گفته بود: مردم باید بیایند دنبال شما، شما به منزله‌ من هستید‌، دنبال مردم نروید. چه کسی به آن‌ها مراجعه کرد؟! چه کسی می‌آید چهار تا حرف از این‌ها نقل کند؟! حالا تو منتظر خودش هستی؟! چرا ما نمی‌فهمیم؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا امام حسین {{علیه}} هم نایبش مسلم بن عقیل را فرستاد کربلا، ببیند مردم اطاعت می‌کنند یا نه! نکردند دیگر! حالا تو همین‌طور بگو یا حجت بن الحسن! همین‌طور گریه کن که چرا من او را نمی‌بینم؟! چه چیزش را می‌خواهی ببینی؟! مگر اویس امام زمانِ خود را دید؟! ندیده؛ اما یقین به امام زمانش دارد. شما هم باید منتظر باشید و بگویید: آقاجان! بیا فرمان به ما بده! ما داریم امرت را اطاعت می‌کنیم، فرمان بده جانمان را قربانت کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} نایب معلوم کرد، امام حسین {{علیه}} هم می‌فرماید: متقی وکیل من‌ است، بروید پیش وکیل من متقی! کجا می‌روید؟! همین‌طور که امام حسین {{علیه}} مرا نایب خودش قرار داده؛ من پسرم حاج ابوالفضل را نایب خودم قرار می‌دهم. کسی را مثل او ندیدم، خیلی مقام دارد؛ شما سخاوت‌هایتان را به ایشان بدهید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی به شهر مکه رفتم، در حِجر اسماعیل از خدا خواستم که یک لحظه هم هست، خدمت امام زمان {{عج}} برسم، گفتم: خدایا! مرا سنخه او قرار بده تا آقا را ببینم. وقتی به سرزمین مِنا رفتم، آن‌جا یک حصیر برداشتم و کناری رفتم، اما نشد که امام زمانم را ببینم، برگشتم و در حِجر اسماعیل آمدم، با گریه به خدا گفتم: خدایا! حاجت مرا که مستجاب نکردی! داد کشیدم و گفتم: می‌خواستم آقا امام زمانم را در سرزمین مِنا ببینم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک‌دفعه آقا تشریف آورد، او را دیدم و با او حرف زدم. در این سفر یکی از مهندس‌ها با ما بود، خریدهای خیلی بدی کرد. یک دوربین عکاسی و یک رادیو خرید و گردنش انداخت. به او گفتم: آقا! این ساز هم می‌زند؟ گفت: می‌خواهم ساز بزند. احمد آقا، پسر حاج شیخ عباس به من برگشت و گفت: چه کار به مردم داری؟ مرحوم وزیری آن‌جا بود، یک‌دفعه بلند شد و گفت: شما دو نفر، حق ایشان را ضایع کردید، فردای قیامت باید جوابش را بدهید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من ناراحت شدم و گفتم: خدایا! من که حرف بدی نزدم. وقتی آقا تشریف آورد، گفتم: آقاجان! تو را به حق مادرت زهرا، آن‌هایی که می‌دانند و یک کاری می‌کنند، حُکمشان را بکن! آقا یک لبخندی به من زد که هنوز دندان‌های سفید آقا در نظرم است. ببین این‌طور باید باشید! تا آقا دید که من ناراحت هستم، وجود مبارکش آمد و مرا از ناراحتی درآورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا این شخصی که این خریدها را کرده بود، هنگام برگشت به ایران، آن‎‌ها را در چمدانش گذاشت، در فرودگاه جَده، چمدان گم شد. من ناراحت شدم، این‌طور باید بشوید! ببین من چه کار کردم؛ بلند شدم و دو رکعت نماز خواندم و گفتم: خدایا! من می‌خواهم این چمدان پیدا شود، این شخص می‌خواهد به ایران برگردد و آن‌جا چمدانش را باز کند و این رادیو و دوربین عکاسی را نشان خانواده‌اش بدهد، عشقش این است. خدایا! چمدانش پیدا شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خلاصه بلند شدم و این‌قدر در فرودگاه جَده گشتم تا چمدانش را پیدا کردم و آوردم به او دادم، اما یک سال کمتر زنده بود، مُرد. خدایا! امام زمان! شما شاهد باشید! اگر من دیدارم با امام زمان {{عج}} را گفتم، می‌خواهم رفقایم مزه‌اش را بچشند، نمی‌خواهم بگویم که من با امام زمان {{عج}} رابطه دارم. خدایا! تو خودت می‌دانی من به دو نفر نمی‌توانم دروغ بگویم: یکی به تو ای خدا! یکی هم به امام زمان {{عج}}! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همین‌طور به امام زمان {{عج}} گفتم: آقاجان! من دو خواهش از شما دارم، خواهشم این است که دلم می‌خواهد یاور شما باشم، اگر شما الآن امر کنی که سلطنت سلیمان را به من بدهند، یک‌قدری هم بالاتر، سلیمان سلطنتش یک حدّی داشت، از من حدّ هم نداشته باشد، یعنی حکومت عالَمی داشته باشم، من دلم خوش نیست؛ تا احقاق حق از دشمنان جدت حسین و مادرت زهرا  نکنم. بعد به ایشان گفتم: آقاجان! من چه کار کنم که یاور شما باشم؟ ایشان فرمود: صلوات بفرست! هر روز و هر شب صلوات می‌فرستم به سلامتی امام زمان {{عج}}. می‌گویم خدایا! وجود مبارک امام زمان {{عج}} را از جمیع بلایا حفظ کن! از گیر چه کسی حفظ کند؟ از گیر آن‌ها که به ایشان می‌گویند: برگرد! ما داریم درست می‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الآن سخاوت از دست مردم گرفته شده، به کسی خدمت می‌کنند که امام زمان {{عج}} می‌آید و گردنشان را می‌زند، خلاصه خبرهایی است. به امام زمان {{عج}} برمی‌گردند؛ می‌گویند: خدا گفته توهین به یک مؤمن کنی، خانه مرا خراب کرده‌ای، این چطور مقدس‌ها را می‌کُشد؟! صحنه را می‌بینند و آ‌نچه مقدس است، به امام زمان {{عج}} برمی‌گردد. یک روایت داریم؛ به امام زمان {{عج}} می‌گویند: ما داریم درست می‌کنیم، برگرد؛ وگرنه تو را رَجْم [سنگسار] می‌کنیم! بدترین چیز این است که توهین به ولایت می‌کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} یک‌دفعه می‌آید؛ می‌گوید حرم حضرت معصومه {{علیها}} را خراب کن! مسجد را خراب کن! من توی آن مسجد النبی نرفتم، گفتم: ای مسجد! خراب شوی! متقی توی مسجد النبی نمی‌رود، منتظر است که امام زمان {{عج}} بیاید این مسجد را خراب کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امام زمان {{عج}} می‌گویند چرا خراب می‌کنی؟ این عادی نیست. یک آجر برای ساختن مسجد بدهی، این‌قدر ثواب دارد. امام زمان {{عج}} می‌آید مرقد را برمی‌دارد، مقدس‌ها به‌ او برمی‌گردند! آن کسی‌که به او علاقه دارند، امام گردنش را می‌زند‌. آن کسی‌که مقدس‌ها او را نمی‌خواستند، امام به او می‌گوید تو نماینده‌ من هستی! به ایشان برمی‌گردند، خیلی شلوغ می‌شود، استادهای دانشگاه مردم را در مقابله با امام زمان {{عج}} تحریک می‌کنند و می‌گویند ببین چه کار می‌کند! امتحان بزرگی است! حالا من همه این‌ها را می‌گویم که وقتی امام زمان {{عج}} آمد، بیدار باشید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک نفر خواب دید که پدرش همین‌طور می‌گوید قبر را بردار! بردار! آمدند و به من گفتند، گفتم: غصبی است، خمس و سهم امامش را بدهند! وقتی دادند، دیدند خوب شد. این‌ حرم‌ها همه‌اش غصبی است که امام زمان {{عج}} برمی‌دارد. شخصی آمد سر قبر چهار امام در بقیع، آن‌قدر گریه کرد، امام صادق {{علیه}} گفت: امر ما را اطاعت کن! یک فاجری ساخت، یک فاسقی خراب کرد. یک فاسقی ساخت، یک فاجری خراب کرد. برو ردّ کارت! من این را دارم می‌گویم: فاسق ساخت! حالا شاید این‌ها را برمی‌دارد خراب می‌کند، یک‌دفعه نگاه می‌کند ساخته می‌شود. او که نمی‌خواهد توهین به عمه‌اش بکند. وقتی امام زمان {{عج}} می‌آید، این حرف‌ها که من زدم به دردتان می‌خورد و بیدار هستید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما باید به کارهای امام زمان {{عج}} کاری نداشته باشیم. در بین چند هزار شاگرد امام صادق {{علیه}}، فقط هشام بود که وقتی امام گفت: فردا مرغ کشته بیاورید! همه کشتند، هشام نکشت! شاگردها کافر به امام هستند؛ می‌گفتند: امام خوشگلیِ هشام را می‌خواهد. این است که می‌گویم دنبال خلق نروید! دنبال چه کسی می‌روید؟! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مؤمن هم مثل امام صادق {{علیه}} مگر می‌تواند کسی را تأیید کند؟! از ترس خوب‌ها نه از ترس عرق‌خورها و شراب‌خوارها، از ترس مقدس‌ها. حالا وقتی امام زمان {{عج}} آمد، ما باید چه جور باشیم؟ فقط باید تسلیم باشیم؛ آن‌وقت یک عقیده دیگر هم داشته باشید: بدانید آن‌هایی که امام زمان {{عج}} درباره‌شان این کار را می‌کند، مجرم هستند. امام مجرم را از بین می‌برد. با این عقیده باشید، خیلی هم خوشحال هستید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر امام زمان{{عج}} بیاید، تمام خلقت خوشحال می‌شوند. امام زمان {{عج}} می‌داند چه وقت ظهورش است، اما دو اجازه می‌خواهد: اول اجازه از خدا، بعد اجازه از حضرت زهرا {{علیها}}. باید از مادرش اجازه بگیرد و ظهور کند. حالا نگویید که ائمه {{علیهم}} احتیاج دارند؛ این‌ها اجازه روی اجازه است، احترام روی احترام است. این ظهوری که میلیاردها دَم شمشیرِ آقا قرار می‌گیرد و دین خدا پیاده می‌شود، باید با اجازه حضرت زهرا {{علیها}} باشد. حالا امام زمان {{عج}}، وقتی خدا اجازه به او می‌دهد، خدا از بس خوشش می‌آید، می‌گوید: اجازه از مادرت هم بگیر! می‌فرماید: مادرجان! اجازه می‌دهی؟ حالا فاطمه زهرا {{علیها}} می‌فرماید: چون خدا گفته، مهدی! قیام کن! امام صادق {{علیه}} می‌گوید: ما حجتیم از برای خلق، مادرمان زهرا {{علیها}} حجت است از برای ما؛ اگر ما نباشیم دنیا فروریزان می‌شود. اگر مادرمان زهرا {{علیها}} نباشد، ما اصلاً نیستیم. آیا حضرت زهرا {{علیها}} از برای شما حجت نیست که بیایید قدری امرش را اطاعت کنید؟! آخر باید حضرت زهرا {{علیها}} شفاعتتان را بکند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک آیه در قرآن داریم، می‌گوید: «اللهُ نورُ السَّماواتِ وَ الأرْض»: این نوری است که از برای خداست، در تمام ارض و سماء می‌تابد، اما این تابش، تابش نور خداست، نور ولایت است، نور امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است، چرا؟ پیامبر {{صلی}} فرمود: ما اهل‌بیت {{علیهم}}، اول کسی هستیم که خدای تبارک و تعالی نور ما را خلق کرد، یعنی آن‌ها «نورُ الله» هستند، نور خدا هستند. مگر ما نمی‌گوییم که آقا امام زمان {{عج}} اگر نباشد، تمام عالم فروریزان می‌شود؟! یعنی نور ولایت باید در تمام خلقت باشد. تمام نور خلقت به واسطه علی {{علیه}} و بچه‌های علی {{علیهم}} است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من الآن یک ‌چیزی به شما بگویم: قوم حضرت‌ موسی هفتاد قبیله بودند، بنی‌اسرائیل ایرادی بودند، آمدند به موسی گفتند: ما خدا را می‌خواهیم ببینیم، هر چه گفت آیات را ببینید، زمین و آسمان را ببینید. باور نکردند. امر شد: یا موسی! از هر قبیله یک ‌نفر انتخاب کن، هفتاد نفر شوند؛ آن‌ها را در کوه طور بیاور! کوهی بود که آن‌جا عبادت می‌کردند. هفتاد نفر از بزرگانشان انتخاب شدند و آمدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایت داریم: یک نوری به کوه تجلی کرد نه روی سرِ این‌ها، هفتاد نفر مُردند، موسی هم غش کرد. مِن‌بعد حالا جبرئیل یا امر خدا، موسی را به هوش آورد، گفت: خدایا! ما وقتی از این‌ها کسی را نکشته ‌بودیم این‌ها ایمان نمی‌آوردند، حالا که هفتاد نفر از این‌ها کشته شدند، گفت: دعا کن زنده‌شان می‌کنم؛ دعا کرد، زنده شدند. نصف این‌ها گفتند: سلام بر پروردگار موسی! نصفشان گفتند: موسی جادو کرده. حضرت ‌موسی به خدا می‌گوید: خدایا! نور خودت بود؟ می‌گوید: لا! می‌گوید: نور محمد و آل‌محمد بود؟ می‌گوید: لا! می‌گوید: نور انبیاء بود؟ می‌گوید: لا! می‌گوید: خدا! نور چه ‌کسی بود؟ مرا از آن‌ها قرار بده! گفت: یکی از شیعه‌های امت پیامبر {{صلی}} در آخرالزمان که دینش را حفظ کند. گفت: این‌ها چه‌ کار می‌کنند به آن‌جا رسیده‌اند؟ گفت: یکی کار ریا نمی‌کنند، یکی هم امر مرا به هر امری ترجیح می‌دهند. یکی هم معصیت‌ ولایتی نمی‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر {{صلی}} می‌گوید: «أنا مدینةُ العلم و علیً بابها»؛ عزیز من! بیا در دامن علی {{علیه}}! بیا از در علی {{علیه}}! بیا از درِ شیعه، خدا را بشناس! از درِ شیعه بیا در ولایت، آن‌وقت از توی ولایت در خداشناسی برویم. ببین آن هفتاد نفر مُردند؛ اگر خدا نورش تجلی کند، تمام عالم را رُبس [ذوب] می‌کند؛ چیزی در عالم نمی‌ماند، پس خدا نورش را به امیرالمؤمنین علی {{علیه}}، به این دوازده ‌امام، چهارده‌ معصوم {{علیهم}} داده؛ اما به ‌قول من که خودم حالی‌ام بشود کنترل است، یعنی این‌ها باید با اجازه خدا نورفشانی کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول الله {{صلی}} فرمود: بترسید از آن روزی که علی لباس قرمز بپوشد و با ذوالفقار سوار چینه [دیوار] شود! عمر با عده‌ای از زن‌ها آمد که حضرت زهرا {{علیها}} را از قبر بیرون بیاورد تا خلیفه اسلام به او نماز بخواند. امیرالمؤمنین علی {{علیه}} گفت: عمر! برو! نرفت. با دو انگشتش گلوی عمر را فشار داد، داشت خفه می‌شد که عباس، عموی پیامبر گفت: تو را به حق صاحب این قبر یعنی پیامبر، از او دست بردار و رهایش کن! امیرالمؤمنین علی {{علیه}} دست برداشت و رفت؛ پس فقط امیرالمؤمنین {{علیه}} قبر حضرت زهرا {{علیها}} را می‌داند؛ چون حضرت زهرا {{علیها}} فرمود: علی‌جان! بیا سر قبر من قرآن بخوان! من از تو خوشم می‌آید، می‌خواهم صدایت را بشنوم. من تا آخرین نفَس گفتم علی و حمایت از تو کردم؛ حالا می‌خواهم صدایت را بشنوم. هیچ‌کس قبر مخفی زهرای مرضیه {{علیها}} را نمی‌داند تا امام زمان {{عج}} تشریف بیاورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان از مکه معظمه می‌آید. بعد به مدینه، سر قبر مادرش می‌رود و می‌فرماید: مادر‌جان! من آمدم، چقدر «هل من ناصر» گفتی، کسی نیامد تو را یاری کند! به اندازه تمام دنیا سوختم و اشک ریختم. اگر اشک چشمم تمام شد، برایت خون گریه کردم. امام زمان {{عج}} حمد و ستایش خدا را می‌کند که الآن به دست من خواست خدا جاری شد، رجعت جاری شد؛ می‌فرماید: من از این‌ها که به تو ظلم کردند، احقاق حق می‌کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} عمر و ابابکر را از قبر درمی‌آورد، از جهنم بیرون می‌آورد، این‌ها را آتش می‌زند تا مردم بدانند. می‌فرماید: چرا با مادر ما این کار را کردید؟! هیچ‌کسی نبود که درِ خانه امیرالمؤمنین {{علیه}} را بسوزاند و وارد خانه امیرالمؤمنین علی {{علیه}} بشود، هیچ‌کسی نبود در همه عالَم؛ عمَر این کار را کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا امام زمان {{عج}} عمر و ابابکر را از قبر درمی‌آورد و به دار می‌زند؟! چون می‌خواهد گمراهی را تمام کند! آن درخت را من دیده‌ام. امام زمان {{عج}} این‌ها را به درخت می‌بندد. دست امام زمان {{عج}} که به درخت می‌خورَد، آن درخت سبز می‌شود. حالا آن‌ها را به این درخت بسته، می‌گویند چرا درخت سبز شد؟ باز ایمان به امام زمان {{عج}} نمی‌آورند، آن سبزی را از عمر و ابابکر می‌بینند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الآن هم هستند کسانی‌که پیروی از عمَر می‌کنند، شماها پیرو عمر نباشید! این مردم خوب‌هایشان پیرو اعمال خودشان هستند، پیرو رجعت نیستند؛ حالا پیامبر {{صلی}} می‌گوید: کسی‌که در آخرالزمان دینش را حفظ کند، با من و در درجه من است. از آن‌طرف هم می‌گوید: اگر یک نفر بادین از دنیا برود، ملائکه آسمان هیجان می‌کنند. چرا؟ دنبال کسانی‌که تأیید نیستند، رفتند. الآن چه کسی بادین از دنیا می‌رود؟! دین، امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} قبر مادرش زهرا {{علیها}} را معلوم می‌کند، گنبد و بارگاه برایش می‌سازد. یک روایت داریم: آن‌هایی که در آرزوی امام زمان {{عج}} بودند، زنده می‌شوند و می‌آیند پای رکاب امام زمان {{عج}}، می‌روند سر قبر زهرای عزیز {{علیها}}. رفقا! إن‌شاءالله ما هم از آن‌ها باشیم، اگر مُردیم با این آرزو بمیریم که بیاییم در رکاب امام زمان {{عج}}، برویم قبر حضرت زهرا {{علیها}} را زیارت کنیم، اما با آرزوی یاوری امام زمان {{عج}}. وقتی این‌طوری شدی به بهشتش هم پشت پا می‌زنی. به فردوس و جناتش هم پشت پا می‌زنی؛ چون‌که می‌فهمی امکان تو این ‌است که آقا بیاید احقاق حق از دشمنان حضرت زهرا و امام حسین کند؛ گفتم: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|پشت پا بر عالم امکان زدم|دست بر دامن زهرا زدم}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما وقتی اهل دنیا شدی، خیال می‌کنی دنیا امکانِ تو را عمل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقا! شما هم اگر پشت پا بر عالم امکان بزنید، برمی‌گردید؛ شبیه متقی می‌شوید. إن‌شاءالله متقی می‌آید، شما هم می‌آیید، از این‌جا نروید! شما که شبیه متقی شدید، اول: سخی باشید! هر پولی که می‌دهید، خدا ثواب هفتاد حج، هفتاد عمره به شما می‌دهد؛ امام زمان {{عج}} هم از سخاوت خیلی خوشش می‌آید. دوم: این سخاوتتان را به آخر برسانید تا زمان رجعت، یکی هم گناه نکنید و دنبال خلق نروید؛ آن‌وقت شما ذخیره امام زمانید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من دارم «هل من ناصر» می‌گویم؛ هل من ناصرِ من این است که حرف بشنوید، به هل من ناصرِ امام زمان {{علیه}} اتصال شوید‌. إن‌شاءالله وقتی آقا امام زمان {{عج}} تشریف می‌آورَد، دست از کارهایتان بردارید و بدوید دنبال امام زمان {{عج}}. به دینم، من خودم همین‌طورم؛ تا به من گفتند امام زمان {{عج}} ظهور کرده، دویدم. وقتی دنبالش رفتید، دنبال دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} رفته‌اید؛ آن‌ها همه‌شان پیش امام زمان {{عج}} هستند. به دینم، خود متقی رفته، دلش می‌خواهد شما هم پیش امام زمان {{عج}} بروید. من شماها را خیلی می‌خواهم، اما یک ترس دارم، ترسم این است که وقتی امام زمان {{عج}} آمد، شما دنبالش نروید. چه در دنیا بودم، چه از دنیا رفتم، بروید دنبال امام زمان {{عج}}؛ یکی هم عکس مرا در خانه‌هایتان بزنید؛ این عکس یادگار است و شما پیرو متقی هستید. خدایا! توفیقی به ما بده که قدردانی از ولایت کنیم، ما کسی را بخواهیم که تو می‌خواهی!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إن‌شاء‌الله منتظر رجعت باشید، الآن هر چه نگاه می‌کنی مردم می‌بینی، موقع رجعت متدین می‌بینی. من منتظر رجعت هستم. آن کسی‌که شما را تهیه کرده، خودش منتظر رجعت است. وقتی به عکس متقی نگاه می‌کنید، عکسش هم به شما می‌گوید منتظر رجعت باشید و شما را دعوت به رجعت می‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایت صحیح داریم: وقتی عاَلم می‌خواهد به‌ هم بخورد، خدا به جبرئیل می‌گوید: یا جبرئیل! برو آن‌جا قبر آقا امام‌ حسین {{علیه}} را بلند کن! آن زمین، علیین است، مبادا به‌ هم بخورد، آن را کجا می‌برد؟ در عرش. خدا حاج‌ شیخ‌ عباس را رحمت کند! گفت: وقتی یک‌قدری بالا برد، یک تکان به آن زمین می‌دهد، تمام مشرکین و منافقین می‌ریزند. فقط آن‌هایی که هل من ناصرِ امام‌ حسین {{علیه}} را لبیک گفتند و در آن‌جا خوابیده‌اند، این‌ها را در عرش خودش می‌برد. کجاییم ما؟! چه فکری می‌کنیم؟! چرا این فکرها را نمی‌کنید و می‌روید خودتان را اسیر یک حرف‌هایی می‌کنید؟! هم خودتان و هم مغز مبارکتان را اذیت می‌کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آدم فقط باید غصه ولایت را بخورد. غصه امام حسین {{علیه}} و حضرت زهرا {{علیها}} را بخورد؛ چرا به دین ما و به ناموس خدا لطمه خورد؟! آقا ابوالفضل {{علیه}} هم می‌گوید: تا زنده‌ام ای لشکر! حامی دینم، دینم حسین {{علیه}} است. عزیزان من! اگر شما هم دینتان امام زمان {{عج}} باشد، این حرف‌های بیهوده چیست که می‌زنید؟! به امام زمان قسم، اگر در این حرف‌ها بروید، دیگر حرفی نیست که درست کنید، اصلاً فرصت نمی‌کنید. من که این‌طوری‌‌ام؛  به خدا می‌گویم: خدا! هیچ‌کس نمی‌تواند کسری مرا درست کند مگر امام زمان {{عج}} بیاید. آن غصه، شفاعت است، سرفرازی از دنیاست؛ آن فکر، فکری است که خدا از شیعه چنین انتظاری دارد. آن غصه، بیداری است، بیداری جهان است. آن غصه، روح شما را تقویت می‌کند، شما را به کل کمال می‌رساند. می‌گوید: یک لکه اشک برای امام حسین {{علیه }} بریزی، خدا از سرِ تمام گناهانت می‌گذرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من یک پاره‌وقت‌ها که صحبت می‌کنم، نصف‌ شب به امام ‌زمان {{عج}} می‌گویم: تو یک ‌چیزهایی داری که من ندارم، کاش من هم داشتم؛ یکی کفش مادرت‌ زهرا {{علیها}}! اگر همه دنیا را به‌ من بدهند، کفش را بگذارند آن‌طرف، والله! همه دنیا را می‌دهم، کفش زهرا {{علیها}} را می‌گیرم. یکی هم پیراهن امام ‌حسین {{علیه}} پیش توست، تو هر دفعه نگاه به این‌ها می‌کنی، اشک می‌ریزی؛ اما شما می‌روید ویدیو و تلویزیون و ماهواره می‌زنید، بی‌غیرت‌ها! آن‌وقت شما امام‌ زمان {{عج}} را دوست دارید؟! او چه ‌کار می‌کند؟! شما باید سنخه او باشید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سُم اسب امام زمان {{عج}} که روی زمین می‌آید، به تمام خلقت دمیده می‌شود! آن‌هایی که از بهشت گذشته‌اند؛ ندا می‌دهند: آقاجان! ما آمدیم. کسانی‌که انفاق داشته‌اند و به فکر فقرا بوده‌اند، سنخه این‌ها هستند. خوش به حالشان که در رجعت هم می‌آیند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما باید لبیک به امام زمان {{عج}} بگویید! همیشه اَلست هست، خیال کرده‌اید اَلست آن‌موقعی است که شما ذرات بوده‌اید! الآن هم اَلست است، شیطان و خلق دارد شما را دعوت می‌کند، شما هم به او لبیک می‌گویید. اگر به خدا لبیک گفتید، دیگر به خلق لبیک نمی‌گویید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسانی بودند که می‌خواستند به‌ توسط آن حرفی که پیامبر {{صلی}} گفته‌، یک استفاده شخصی بکنند. الآن هم توی مردم هستند، مثلاً اگر از آن‌ها پرسیده شود: آیا پیش حاج ‌حسین بودی؟ می‌گوید: بله! بله! ما خدمت ایشان بودیم؛ یعنی ما با ایشان رابطه داریم. او دروغ می‌گوید؛ یک‌دفعه پیش من آمده و رفته؛ من دیگر او را ندیدم. تو چه رابطه‌ای داری؟! رابطه با کسی دیگر داری. بیشتر مردم با ائمه‌ طاهرین {{علیهم}} رابطه‌ای هستند، با مؤمن هم رابطه‌ای هستند. وقتی عمر به خلافت رسید، دید پیامبر {{صلی}} این ‌همه تعریف اویس را کرده‌. حالا با آن فکرِ خودش دارد می‌رود اویس را ببیند؛ نه به خاطر این‌که پیامبر {{صلی}} گفته‌. عمر پیش امیرالمؤمنین علی {{علیه}} می‌رود و می‌گوید: علی! این ‌همه پیامبر {{صلی}} تعریف اویس را کرده، ما از وقتی‌که به خلافت رسیدیم، نرفتیم یک سری به او بزنیم و او را ببینیم، بیا با هم پیش اویس برویم؛ می‌خواهد اویس به او دعا کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی عمر و ابابکر با امیرالمؤمنین {{علیه}} نزد اویس رفتند، عمر پیش‌دستی کرد و گفت: اویس! سرت سلامت! پیامبر {{صلی}} از دنیا رفت؛ اما بشارت! پیامبر {{صلی}} خیلی تعریف شما را کرده، تو اهل‌ بهشتی، دعایت مستجاب است و نفرینت گیراست. ما زحمت‌کش‌ها هستیم، این‌قدر جنگ رفتیم، ده، دوازده‌ سال خدمت پیامبر {{صلی}} بودیم. همین‌طور بنا کرد تعریف خودش را کردن. حالا به خیالش اویس نمی‌داند. باباجان! مؤمن، ماورای تو را می‌بیند. عمر گفت: یک دعایی به‌ ما دو نفر یعنی ابابکر و خودش بکن! اویس گفت: در جنگ اُحد کدام دندان‌های پیامبر {{صلی}} شکست؟ عمر و ابابکر در این سؤال ماندند. اویس به آن‌ها گفت کدام دندان پیامبر {{صلی}} شکست! عمر گفت: تو که نبودی، چطوری این را می‌گویی؟! گفت: من از خدا خواستم هر آسیبی که به پیامبر {{صلی}} می‌خورَد، به ‌من هم بخورد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا اویس یک نگاهی کرد و گفت: پیامبر {{صلی}} که از دنیا رفت، چه ‌کسی را جای خودش گذاشت؟ آیا بعد از خودش وصی معلوم کرد؟ عمر گفت: اشجع امت! پیرمردی که سال‌های سال در جنگ بود، سال‌های سال در امر پیامبر {{صلی}} بود. سال‌های سال بازی درآورده بود، اشجع امت! اویس گفت: خدا شما دو نفر را لعنت کند! خدا شما دو نفر را از رحمتش دور کند! یک نگاهی به امیرالمؤمنین {{علیه}} کرد و گفت: «سیماهُ رسول‌ الله»؛ تمام سیمای رسول‌ الله {{صلی}}، به این جوان جمع است. ببینید چطور ولایت قلبش را باز کرده! کسی‌که در اَلست، امیرالمؤمنین {{علیه}} را ندیده، در این اَلستِ کبیره، امیرالمؤمنین {{علیه}} را می‌شناسد. کسی‌که به ظاهر در بیابان است، خلفاء را محکوم می‌کند، در مقابلش بیچاره و فلجند. مگر عمر فقیه نیست؟! در مقابل اویس؛ یک شترچران، محکوم است. هماهنگ ولایت است که پیامبر {{صلی}} می‌گوید: برادر من است؛ شما هم وقتی هماهنگی با ولایت داشتی، برادر آن هستید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما الآن سخی هستید، اما یک کارهای ناصحیح می‌کنید، این است که اویس نمی‌شوید. الآن چه کسی منتظر رجعت است؟ فقط متقی؛ اما همه مردم دنبال گناه هستند! شما بروید کنار! اما با سخاوت بروید کنار! این جلسه کنار است، پیامبر {{صلی}} هم این را فرمود. شما اگر به امام زمان {{عج}} اعتقاد دارید، امام زمان {{عج}} رفته کنار، شما هم بروید کنار؛ این به نظرم جرم نباشد! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر پیرو رجعت شدید، یاور امام زمان {{عج}} هستید، چون نتیجه خودِ امام زمان {{عج}} رجعت است، این رجعت را خدا به دست امام زمان {{عج}} معلوم کرده، آن‌وقت ایشان می‌آید، پرچمش را افراشته می‌کند، می‌گوید: «یا أهل العالَم! أنا بقیة الله»، به تمام خلقت می‌گوید: من آمدم! به تمام ائمه طاهرین {{علیهم}}، تا حتی به رسول الله {{صلی}}، به علی ولیّ الله {{علیه}} می‌گوید من آمدم. چرا؟ دارد می‌گوید شما پیرو رجعت باشید! رفقای عزیز! متقی هم به شما می‌گوید: پیرو رجعت باشید، توی رجعت باشید، با رجعت هم سر و کار داشته باشید، آن‌وقت شما پیرو امام زمانید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌قدر خدا خوشش می‌آید که شما یاور امام زمان {{عج}} باشید؛ امام زمان {{عج}} که به شما احتیاج ندارد، چون وقتی امام زمان {{عج}} می‌آید، هفتاد هزار ملَک از آسمان با شمشیر می‌آید. آقاجان! چرا غصه می‌خوری؟! من هفتاد هزار ملَک به تو دادم، هر کاری می‌خواهی بکنی بکن! امام زمان {{عج}} هم می‌خواهد احقاق حق از دشمنان حضرت زهرا، از قاتلین جدش امام حسین بکند. من به شما بگویم امام زمان {{عج}} تا رجعت صبر ندارد، زودتر می‌آید. چرا؟ گفتم: زهراجان! تو را به حق حسینت و حسنت، به امام زمان {{عج}} بگو بیاید. آخر باید حضرت زهرا {{علیها}} بگوید. من از حضرت زهرا {{علیها}}، خواهش کردم که بگو: امام زمان {{عج}} بیاید، کفر زمین را گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تمام این خلقتی که خدا دارد اصلاً والله، به خودِ خدا قسم، مانند حضرت زهرا {{علیها}} نیست! خدا یک الگویی در تمام خلقت معلوم کرده؛ این پنج تن را در «حدیث کساء» معلوم کرده؛ می‌گوید: به عزت و جلالم، تمام خلقت را به‌ واسطه شما خلق کردم، پس حضرت زهرا {{علیها}} یک خلقت است، حالا یک خلقت، خودش را فدای امیرالمؤمنین علی {{علیه}} می‌کند نه فدای جسم علی {{علیه}}، فدای حقیقت علی {{علیه}}! حقیقت ولایت؛ حقیقت تمام کون و مکان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زهرای عزیز {{علیها}} فدای حقیقت ولایت و امر خدا شد. هیچ‌کس حقیقت زهرای عزیز {{علیها}} را نگفته، وقتی‌که حقیقت تمام خلقت امام زمان {{عج}} تشریف می‌آورَد، آن‌جا هم کمک‌کننده‌اش امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است. قربان علی بروم! در همه جا مشکل گشاست! از زمانی‌که امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام» در ظاهر از دنیا رفته، فقط موقع امام زمان {{عج}} می‌آید و مُهر می‌زند: «مؤمن! منافق!» وقتی گردن منافقان را می‌زند؛ آن‌موقع می‌شود زهرای عزیز {{علیها}} را افشا کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای عزیز! فکر کنید! تفکر داشته باشید! روحِ تمام ماورا ولایت است. قیامت کبری افشای ولایت است، قیامت صغری؛ یعنی رجعت هم افشای ولایت است. آقا امام زمان {{عج}} که عمر و ابابکر و عده‌ای را به دار می‌زند؛ دارد به مردم می‌گوید ببینید این‌ها غاصب بودند! این‌ها بدعت‌گذار بودند و مردم را گمراه کردند؛ پس همین‌جا هم افشای ولایت می‌شود. مگر نمی‌فرماید مادرجان! می‌آیم و احقاق حق از دشمنانت می‌کنم؛ یا جداه! می‌آیم و احقاق حق از دشمنانت می‌کنم؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خودِ امام زمان {{عج}} وقتی می‌آید، می‌گوید: منم نوح! منم آدم! منم پیامبر آخرالزمان! نمی‌گوید منم علی! چرا نمی‌گوید من علی هستم؟ خودِ امام زمان {{عج}} هم به امر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است، به امر حضرت زهرا {{علیها}} است. به حضرت عباس، تا دست از دنیا برندارید، نمی‌فهمید! امام صادق {{علیه}} می‌گوید: من انتظار فرج دارم، اغلب ما انتظار خلق داریم نه انتظار امام زمان {{عج}}! خودِ امام زمان {{عج}} هم انتظار رجعت دارد. چرا می‌گوید رضایت خدا از هر ثوابی بالاتر است؟ دو ثواب، خیلی مهم است: یکی «انتظار الفرج»؛ انتظار امام زمان {{عج}}، یکی هم این‌که صفت رضا داشته باشید. همان انتظار الفرج به این وصل است، چون‌که راضی هستی، می‌خواهی جانت را برای امام زمانِ خودت هدیه کنی. شما هم اگر جایی نروید، انتظار رجعت دارید؛ آن‌وقت اگر از دنیا رفتید، با انتظار الفرج از دنیا رفته‌اید. کسی‌که انتظار الفرج دارد، اهل بهشت است؛ اهل نجواست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من می‌گویم که یاوران امام زمان {{عج}} از شهدای کربلا بالاترند، دلیل هم دارم؛ پیامبر {{صلی}} فرمود: آخرالزمان، اگر بخواهید دینتان حفظ باشد، واجبات، ترک محرمات، به خیر و شرّ مردم شرکت نکنید! منتظر امام زمانتان باشید، آن‌وقت ثواب هزار شهید به شما می‌دهد.‌ حبیب‌ بن‌ مظاهر یک شهید است، مسلم‌ بن‌ عوسجه یک شهید است؛ اما می‌گوید منتظر امام‌ زمان {{عج}} ثواب هزار شهید می‌برد. چرا؟ دلیلش این‌ است: وقتی‌که امام‌ زمان {{عج}} می‌آید، شما یاورش هستی، حکومت غصب کنار می‌رود، آن‌وقت تولید امام‌ زمان {{عج}} زیاد است، ببین چقدر مردم را هدایت می‌کند؛ حالا ای یاور امام زمان! صدها هدایت نصیب تو می‌شود. چرا؟ مگر نمی‌گوید یک آدمی را هدایت کردی، عالَمی را هدایت کردی؟! اما باید وقتی آقا امام‌ زمان {{عج}} می‌آید، جانت را فدایش کنی، مقصد نداشته‌ باشی؛ بگویی یک جان دارم، می‌خواهم فدایش کنم، پس عزیز من! تو یاور امام‌ زمان {{عج}} هستی. اگر امام‌ زمان {{عج}} نیامده، تو این‌جوری هم باشی، یاوری؛ با آن تولیدها شریک هستی. چرا متوجه نیستیم وقت خودمان را بیهوده طی می‌کنیم؟! بیایید توجه کنید! بیایید وقتتان را در این حرف‌ها طی کنید؛ اما منتظر باشید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببین من روایت و حدیث برای شما گفتم، خیلی کشیدن این حرف مشکل است! امام‌ زمان {{عج}} درباره شهدای کربلا می‌گوید: «السلام علیک یا عبد الصالح، المطیعُ لِله و لِرسوله»، جانم فدایتان! آن به جای خودش، اما این‌که می‌گویم اصحاب امام‌ زمان {{عج}} بالاتر از اصحاب امام‌ حسین {{علیه}} هستند، دلیلش این‌ است: حکومت غاصب کنار می‌رود، وجود مبارک امام‌ زمان {{عج}} می‌آید؛ آن‌وقت شما با تولیدش شریک هستید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا عزیز من! یک اندازه‌ای فکر کن! سکوت اختیار کن! یک اندازه‌ای تأنی داشته باش و یاور امام‌ زمانِ خودت باش! والله! از آن تولید استفاده می‌بری؛ این‌ است که می‌گویم: ای شیعه! ای کسی‌که تو را تأیید کرده! یک دانه نفَس بکِشی، افضل از عبادت ثقلین است؛ دلیلش این‌ است که اگر تو یاور امام‌ زمان {{عج}} باشی، از آن تولید امام‌ زمان {{عج}} سهام می‌بری؛ هر کسی که حرف دارد، بزند. برای کشیدن این حرف، باید مغزت متقی باشد، وگرنه نمی‌توانی بکِشی. حالا ما چه‌ کار داریم می‌کنیم؟! ساکت!  شما همیشه باید در فکر باشی از کارت که دست می‌کشی، با امام زمانت نجوا کنی. اگر نجوا با امام زمانت بکنی، یقین داری وجود مبارک ایشان هست. چرا می‌گوید برای امام زمانت صدقه بده؟ وقتی شما یک پسر داری، برای او صدقه می‌دهی. یقین داری وجود مبارک امام زمان {{عج}} هست که برایش صدقه می‌دهی؛ آن‌وقت یقینت زیاد می‌شود. بیایید گوش بدهید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امام زمان {{عج}} گفتم: یا امام زمان! رجعت شد آمدی، مرا صدا کن بیایم! هر چند در بهشت باشم، آن بهشت دیگر زشت است! حتی زمین هم کمک می‌کند، خیلی‌ها را فرو می‌بَرد؛ آن‌موقع دیگر «من» در کار نیست، آن‌وقت به شما قدرت چهل نفر شجاع را می‌دهد. حتی امام حسین {{علیه}} این‌قدر سلطنت می‌کند که ابروهایش سفید شود و روی پلکش باشد. اشاره می‌شود شمشیر از آسمان می‌ریزد. تماشاها دارد، اما تماشای دنیا نداشته باشید! لذت واقعی، به ولایت رسیدن است. می‌خواهی علی {{علیه}} و زهرا {{علیها}} را ببینی، این لذت واقعی است. لذت واقعی «هستی» است، دنبال توست؛ بقیه لذت‌ها برخوردی و فانی است. گفتم: حاضرم در مشکلات باشم، اما علی {{علیه}} و زهرا {{علیه}} را ببینم! قشنگش علی {{علیه}} و زهرا {{علیها}} است!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تمام خلقت تنظیم است، بیایید تنظیم را به هم نزنیم! من به شما گفتم در مکه نقش‌برداری می‌شود، تمام کارهایی که می‌کنید نقش دارد، حالا در آئینه امیرالمؤمنین علی {{علیه}}، همه حیوان هستیم، انسان نیستیم! بیایید نقش خوب در وجودتان ایجاد کنید، کار خیر کنید، ذکر بگویید، انفاق کنید و دست بیچاره و ناتوانی را بگیرید. با این دستتان به دیگران توان بدهید تا نقش خوب بردارد. وقتی آقا امام زمان {{عج}} تشریف می‌آورد، آن‌موقع امام زمان {{عج}} آئینه حق است، ما در آئینه‌اش حیوان هستیم! تمام آنچه که چندین سال در دلمان بوده، در پیشانی می‌آید و مُهر می‌زند: منافق!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایراد به امام زمان {{عج}} نکنید! خدا یاری‌اش می‌کند و او را از تهمت درمی‌آورد. چه کسی به او تهمت می‌زند؟ مقدس‌ها. حالا خدا او را یاری می‌کند. امام زمان {{عج}} به مردم می‌گوید: من کسی را نمی‌کُشم، منافق‌ها را کُشتم، او روی پیشانی‌اش مُهرِ منافق بود. به امام زمان {{عج}} هم ایراد می‌کنند؛ می‌گویند: چرا بچه‌ها را می‌کُشی؟ بچه‌ها که تقصیر ندارند، اما جلوتر امام صادق {{علیه}} فرموده امام زمان {{عج}} کار خضر را می‌کند؛ می‌فهمد بزرگ بشود، ایده‌اش همان است. این‌که پیامبر {{صلی}} می‌فرماید می‌میری به زمان جاهلیت، برای این است ‌که امام زمانت را قبول نداری. الآن که شما نشستی، توی دلت آن است، خدا با آن با تو رفتار می‌کند، ایده‌ات روی پیشانی می‌آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک بار سرِ کوچه‌مان آمدم که سوار ماشین بشوم و به حرم حضرت معصومه {{علیها}} بروم. دیدم که تمامی مردم حیوانند. یک‌دفعه دیدم هودجی از آسمان پایین آمد، سوار شدم. خوب یادم است از رودخانه قم ردّ شد، رفت و رفت، از کوه‌ها ردّ شد، به یک عمارتی رسیدم. آقای بزرگواری آن‌جا بود، به ایشان گفتم: شما مرا از دست آن حیوانات نجات دادید، ممکن بود مرا بِدَرند؛ اما آقاجان! اگر شما تقوا نداشته باشید، شما را هم نمی‌خواهم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی از آن‌جا آمدم، خیلی ناراحت شدم که چرا این حرف را زدم! آقا حاضر شد و فرمود: حسین! چرا ناراحتی؟! ما خودمان به تو القا کردیم که این حرف را بزنی! ببین من چه می‌گویم! آن را که درونم است، افشا می‌کنم، من تقوا می‌خواهم! اما شما چه می‌خواهید؟! من خواستِ آن‌ها را می‌خواهم! امر آن‌ها را افشا می‌کنم! اما شما با یک چلوکباب دنبال خلق می‌روید! چرا دنبال امام زمان {{عج}} نمی‌روید؟! چرا هر چیزی را می‌خورید، مال حرام و مصادره می‌خورید؟! هنوز هم دنبالش هستید! هر کسی را می‌بینم، دنبال خلق است! فردای قیامت پشیمان می‌شوید! به گونه‌ای که اگر پشیمانی‌تان را به اهل محشر قسمت کنند، به همه می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دو نفر با هم رفیق بودند، به یکدیگر گفتند: ما باید تمام مشکلاتمان را از امام زمان {{عج}} بخواهیم که حلّ کند؛ به خاطر همین چهل شب جمعه، پابرهنه به مسجد سهله آمدند و امام زمان امام زمان کردند. گفتند که ما باید امام زمان {{عج}} را ببینیم. شب آخر که شد، حضرت حاضر شد، آن‌ها دیدند یک عربی که کیسه‌ای در دستش است، با این‌ها همسفر شد، یک‌قدری که رفتند، به آن‌ها گفت: رفقا! این کیسه این‌جا باشد؛ من به این آبادی نزدیک می‌روم؛ تا وقتی‌که شما یک استراحتی بکنید و چیزی بخورید، من آمده‌ام. امام زمان {{عج}} کیسه را پیش این دو نفر گذاشت و رفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی آن‌ها به درون کیسه نگاه کردند، دیدند پُر از جواهرات است. یکی از آن‌ها به رفیقش گفت: بیا یک چاله‌ای بِکَنیم. تا این عرب آمد، او را بکُشیم و در این چاله بیندازیم، پول‌ها را هم قسمت کنیم. تا این را گفت، امام صدا زد: شما می‌خواهید امام زمان {{عج}} را بکُشید یا این‌که او را ببینید؟! وقتی این بار، درون کیسه را نگاه کردند، دیدند پُر از تَنگیله [خاکستر، خُرده شیشه] است. عزیز من! ببین این‌ها هم از امتحان در نیامدند! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی چندین وقت به مسجد سهله یا مسجد جمکران رفت تا خدمت امام زمان {{عج}} برسد، وقتی خدمت امام زمان {{عج}} رسید، امام به او فرمود: پدرجان! این‌جا آمده‌ای چه کار کنی؟ گفت: من می‌خواهم امام زمانم را ببینم، خیلی سال است که به این‌جا می‌آیم! گفت: حالا من امام زمان! از او چه می‌خواهی؟ گفت: اگر تو امام زمان {{عج}} هستی، این بیل مرا پارو کن! آن شخص رعیت بود، یک‌قدری که راه رفت، دید یک پارو در دستش است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای عزیز! بیایید ما مثل این شخص نباشیم که مطلب را متوجه نبود و نفهمید از امام زمانش چه بخواهد! انسان نباید چیزی از امام زمانش بخواهد که نابود می‌شود. خجالت بکش! یک خانه و ماشین مدل بالا از امام زمانت می‌خواهی؟! فکرت کوتاه است! چرا امام زمان {{عج}} را نمی‌بینید؟ چون فکرتان کوتاه است، آن چیزی که از امام زمان {{عج}} می‌خواهید، باید تولیدش به دوستان امیرالمؤمنین علی {{علیه}} برسد. چطور به شما نمی‌دهد؟! من عقیده‌ام این‌ است: اول چیزی که شما از امام ‌زمان {{عج}} می‌خواهید، باید بگویید: آقاجان! ما را در آخرالزمان، در پناه خودت حفظ ‌کن! ما را زیر بال خودت بگیر! همه می‌خواهند دین ما را ببرند، اصلاً کسی نیست که نخواهد دین ما را ببرد. دومی‌اش این است که آقاجان! تتمه عمر ما را در خواسته خودت، هدف خودت، راه خودت قرار بده! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چیزی که من از امام زمان {{عج}} خواستم، این بود که گفتم: آقاجان! خودت را به من بده! اگر خودش را بدهد، بالاتر از همه خلقت را داده. آن امام زمان {{عج}} که به تو می‌دهد، جسمش را نمی‌دهد، مِهرش را می‌دهد؛ وقتی مِهرش را داد، خودش را می‌دهد؛ دیگر هیچ مِهری به تو، تو را افشا نمی‌کند، فقط محبت امام زمان! آن‌وقت در دلت محبت دیگری نداری. یکی هم گفتم: آقاجان! حمایت از ولایت به من بده تا زهرای عزیز {{علیها}} خوشحال شود و بگوید یک نفر از ولایت حمایت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیگر این‌که گفتم: آقاجان! دو چیز است که مرا می‌کُشد، یعنی تمام گوشت بدن مرا دارد آب می‌کند! اگر تمام عالم را در اختیارم بگذاری، می‌سوزم؛ هیچ‌کس این سوختن مرا نمی‌تواند آرام کند؛ نه بهشت، نه فردوس، نه جنات آرامم نمی‌کند و می‌سوزم! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان! یکی مصیبت جدّت حسین {{علیه}} است، یکی مصیبتی است که به مادرت زهرا {{علیها}} توهین کردند، یکی هم اسیری عمه‌ات زینب {{علیها}} است. تا اسم مادرش را گفتم، یک‌دفعه تکان خورد، مصیبت زهرای عزیز {{علیها}} امام زمان {{عج}} را تکان می‌دهد. اگر امام زمان {{عج}} تکان خورد، تمام خلقت تکان خورده. همان‌جا به خودم گفتم: چرا گفتی؟ حالا می‌سوزم! هیچ چیزی سوختن مرا خاموش نمی‌کند، مگر آن ذوالفقاری که در دست امام زمان {{عج}} است تا با آن از دشمنان مادرش زهرای عزیز احقاق حق کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! بیایید حمایت از ولایت کنید، نه این‌که سر و صدا کنید! حمایت از ولایت این است که ولایت را مثل سلمان و اباذر در خودتان پیاده کنید! آن‌ها حرف نزدند، ولایت را در خودشان پیاده کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بلعم اعجاز دارد، «اسم اعظم» دارد. مگر به هر کسی اسم اعظم می‌دهد؟! اما مؤمن را «إرادة الله» می‌کند، از اسم اعظم بالاتر است. اسم امام حسین {{علیه}}، اسم امیرالمؤمنین علی {{علیه}} اعظم است، اگر آن‌ها را دوست داشته باشید، خدا اعظم به شما عنایت کرده. اسم اعظم یک وقت باعث نجات شما نیست، باعث سقوط شماست. آن اسم اعظمی که امام حسین {{علیه}} داشته باشید، امیرالمؤمنین علی {{علیه}} داشته باشید، باعث نجات شماست. بلعم را زنش بازی‌ داد. بلعم گفت: ای زن! اگر موسی بیاید تمام ریاست من به هم می‌خورد. گفت: ای مرد! مگر تو «مستجاب الدعوه» نیستی؟! مگر اسم اعظم بلد نیستی؟! گفت: چرا! گفت: خدا که اشتباه نکرده به تو داده، نفرین به موسی بکن! حالا بلعم می‌خواست برود به موسی نفرین کند. هر چه الاغش را زد، نرفت. گفت: چرا نمی‌روی؟ گفت: تو می‌گویی برو! «الله» می‌گوید نرو! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقا! چقدر «الله» به ما حرف زده، نمی‌شنویم! چقدر پیامبر {{صلی}} به شما حرف گفته، نمی‌شنوید! می‌روید گناه می‌کنید. الاغ بهتر است یا ما؟! حالا خدا سزایش را می‌دهد؛ او را در بهشت می‌برد و انسانش می‌کند. بلعم این‌قدر عظمت پیدا کرد: سگی را آدم می‌کرد، آدمی را سگ می‌کرد. یک نفرین کرد، چهل روز موسی سرگردان بود. بلعم به موسی نفرین کرد. تو چه کار می‌کنی؟ به دینم، امر ائمه {{علیهم}} را اطاعت نمی‌کنی، همان نفرین است!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما دو جور اسم اعظم داریم: یک اسم اعظم داریم که خدا آن را در خفا به شما داده، یعنی در خلقتِ شما خلق کرده؛ با آن می‌توانی هر کجا بخواهی بروی. آن خیلی مهم است! در یک قسمت به آن می‌گویند مخیر؛ تمام شما که این همه شرافت دارید، چون خدا گفت: «فتبارک الله أحسن الخالقین»، هیچ کجا خدا به خودش احسنت نگفته، اما کسی به غیر از بشر مخیر نیست؛ تا حتی ملائکه‌ها نیستند، آن‌ها در امرند. خدا تو را مخیرْ خلق کرده که پرش کنی از این‌جا در ماورا! من پرش کردم، تو هم جانم! می‌توانی پرش کنی در دامن امام زمان {{عج}}. حالا که خدا تو را مخیر کرده، حاکم هم هستی؛ باید سه چیز داشته باشی: اول ولایت، بعد عدالت، بعد سخاوت. اگر سخاوت یا عدالت نداری، ناقصی دارد؛ ولایت هم اگر نداری، که هیچ! خدا خیلی احترامت می‌کند، پرتت می‌کند توی جهنم! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم: اسم اعظمی داریم که با طَیَران، خدمت امام زمان {{عج}} می‌رسی؛ امام آن را به تو می‌دهد که با طیران خدمتش می‌روی. عزیزان من! شما الآن قدردانی نمی‌کنید که خدا به شما چه داده! اگر به شیخ‌بهاء اسم اعظم داده، امام زمان {{عج}}، خودش را به شما داده. حالا هم که به شیخ‌بهاء داده، او را مذمت می‌کند، چون‌که می‌خواهد با اسم اعظم خدمت امام زمان {{عج}} برسد. یک‌دفعه دید امام زمان {{عج}} کوفه است و درِ یک دکانی نشسته. وقتی شیخ‌بهاء امام زمان {{عج}} را دید، متوجه شد که امام به او اعتنایی نمی‌کند! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا شیخ‌بهاء دید امام زمان {{عج}} رفت و کفشش را به یک کفاش داد و فرمود: آیا می‌شود این کفش را بدوزی؟ آیا ممکن است این کار را بکنی؟ به او امر نکرد. کفاش گفت: آقا! دو نفر قبل از شما در نوبت هستند. دو مرتبه امام زمان {{عج}} فرمود: حالا می‌شود کفشم را بدوزی؟ گفت: آقا! باید صبر کنی تا کار این دو نفر را راه بیندازم و بروند. ببین این کفاش امام زمان {{عج}} را می‌بیند و می‌شناسد، اما امرش را بیشتر اطاعت می‌کند، می‌گوید اگر من کار امام زمان {{عج}} را جلو بیندازم، توهین به این شخص می‌شود. می‌خواهد با کسبش توهین به یک نفر نکند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا امام، شیخ‌بهاء را صدا زد و گفت: برو تا من به دیدنت بیایم، تو این‌جا نیا! اصلاً او را ردّ کرد. چرا؟ شیخ‌بهاء اسم اعظم دارد، اما تو خود اعظم را داری، تو محبتِ چهارده اعظم داری! این کفاش امر را اطاعت می‌کند، حالا آقا امام زمان {{عج}} می‌آید و درِ دکانش می‌نشیند، اصلاً امام زمان {{عج}} یعنی رحم، امام زمان {{عج}} یعنی عدالت، امام زمان {{عج}} یعنی سخاوت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خود نگه‌داشتن خیلی مهم است! بشر تا زمانی‌که قدرت دارد، هیجانی است و تسلیم نیست، مگر این‌که نیرویش را در اختیار امر بگذارد و قدرتش به وجود مبارک امام زمان {{عج}} اتصال باشد، وگرنه این قدرت، او را سقوط می‌دهد. عزیزان من! نیرو را خرج نیرو کنید و آن را در اختیار امر بگذارید. باید قدرتتان به قدرت مبارک مولی الموحدین، امیرالمؤمنین علی {{علیه}} اتصال باشد. ببین او چطور قدرتش را خُرد می‌کند و بچه یتیم را نوازش می‌کند، در برابرش کرنش می‌کند؛ نه این‌که بچه یتیم ارزش داشته باشد! چون بچه یتیم به خدا اتکا دارد و خواست خداست، امیرالمؤمنین علی {{علیه}} که کرنش می‌کند، خواست خدا را به جا می‌آورد. ببین چطور در خرابه‌ها می‌رود و به فقرا رسیدگی می‌کند! امیرالمؤمنین علی {{علیه}} قدرت تمام خلقت است، خودش امر است، اما از آن امر، بالاتر هم هست. چه قدرتی از قدرت امیرالمؤمنین علی {{علیه}} بالاتر است؟ قدرت خدا. امیرالمؤمنین {{علیه}} «قدرة الله» است، تمام قدرت‌ها در قبضه قدرت اوست، تمام نَفَس‌ها که خلقت می‌کِشد، در قبضه قدرت اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای عزیز! این تن ساز که می‌خواهید، باید بخواهید که خدا را اطاعت کنید و مَبلغی پیدا کنید، زن و بچه‌تان را اداره کنید، دستتان هم باز باشد، آن‌وقت آن فکر شما، تن شما، آن است که امام زمان {{عج}} را دوست دارد. وقتی امیرالمؤمنین {{علیه}} می‌خواهد از دنیا برود، می‌فرماید: حسن‌جان! حسین‌جان! به فکر فقرا باشید! بروید در خرابه‌ها به این‌ها سر بزنید! نگفت نماز بخوانید! روزه بگیرید! گفت به فقرا سر بزنید! شما شب احیا به چه کسی سر زدید؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! بیایید صفات، پیش امام زمان {{عج}} ببرید؛ تا او را خوشحال کنید. اگر امام زمان {{عج}} را خوشحال کردید، تمام خلقت را خوشحال کرده‌اید. حالا چه کار کنیم امام زمان {{عج}} را خوشحال کنیم؟ باید امر را اطاعت کنیم، پرچمِ امر داشته باشیم و به امام زمان {{عج}} التماس کنیم: آقاجان! ما عاجزیم که خودمان را حفظ کنیم، شما ما را حفظ کن! بیچاره‌ایم! دست ما را بگیر!  آقاجان! زمان می‌خواهد ما را ببرد، شیطان و خلق می‌خواهد ما را ببرد، ما را در پناه خودت حفظ کن؛ مبادا به زمان جاهلیت بمیریم. آقاجان! صغیریم، ما را کبیر کن! اگر ما را در خانه‌ات راه بدهی، کبیر می‌شویم، وگرنه صغیریم، بازی می‌خوریم! درِ خانه دیگران می‌رویم! دنیا و خلق ما را بازی می‌دهد، آقاجان! ما را راه بده!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیایید زانو بزنید در مقابل امام زمان {{عج}}! ببینید به شما می‌دهد یا نه! زانو بزنید در مقابل کسی‌که قدرتش ماورایی است. امام زمان {{عج}} را بشناسید! امام زمان {{عج}} تمام ماورا در اختیارش است! چه کسی در اختیارش گذاشته؟ خدا. حالا ایشان اختیار دارد به هر کسی بدهد، آن خصوصی نیست؛ چون آقا امام زمان {{عج}} کل کمال است. در اختیار امام زمانِ ما رحمت است، رحمت را می‌گذارد در اختیارت. بیایید امام زمان {{عج}} را اطاعت کنید، رحمتش را در اختیارتان بگذارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این جوّ عالم حرف‌هایی است، می‌گویم که تمام این عالم تنظیم است. عزیز من! قدرتت را تقدیم ولایت کن! نفَست و کارت را تقدیم ولایت کن! خدا یاری‌ات می‌کند. مگر تو را یاری نکرده؟! رفتم به امام رضا {{علیه}} گفتم: آقاجان! تمام رفقایم را هم ماورایی کن؛ هم آن‌ها را «إرادة الله» کن! والله، می‌کند، اما اراده خودت را بگذاری کنار. اگر تو اراده‌ات را گذاشتی کنار، محتاج خدا، محتاج ولیّ الله الأعظم امام زمان {{عج}} کنی، ماورایی‌ات می‌کند. چرا؟ هیکل من رشد کرده، اما عقلم رشد نکرده. عزیزان من! بیایید این رشد هیکل ما، رشد امر باشد. اگر رشد امر شد، صحیح است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا ببین این یقین توست که تمام ماورا را می‌بیند. این یقین توست که سیر دارد به تمام ماورا. گفتم: یک مؤمن مانند یک ستاره است. من مؤمن را کوچک کردم این حرف را زدم. عقیده‌ام این است که مؤمن بالاتر از این حرف‌هاست. ببین من دست و پای شما را می‌بوسم. چرا؟ عقیده‌ام این است که شما از ملَک بالاترید، شیعه از ماه و خورشید بالاتر است. چرا؟ خدا می‌گوید: تو «أشرف مخلوقات» هستی؛ خدا این را گفته که من می‌گویم؛ ببین آن جماد است، اما تو کمال هستی. می‌خواهم به کل کمال برسید. کل کمال شناخت امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است، شناخت وجود مبارک امام زمان {{عج}} است. کل کمال ولایت است. باید چون و چرا نداشته باشید و مطیع امر باشید. یقین کنید که حرف خدا و پیامبر {{صلی}} درست ‌است و قلبتان «عرش ‌الرحمٰن» است. من گفتم: عرش، جای دوازده ‌امام، چهارده‌ معصوم {{علیهم}} است؛ اما در قلب شما باید محبت آن‌ها باشد. محبت دیگری نباشد. حالا که محبت آن‌ها هست، پرچمِ امر آن‌ها دستتان باشد و امرشان را اطاعت ‌کنید!	&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک ذره درس یا مهندسی‌تان پیش رفت، خیال نکنید این شما را نجات می‌دهد. به کجا امیدوار می‌شوید؟! من الآن یکی را بگویم: تا حتی خودِ شیخ‌ مفید از ماورا اطلاع ندارد، چون‌که اتکایش به فقه و اصولش است. ما داریم انتقاد می‌کنیم، یک کج‌دهنی نگوید که این به علماء کار دارد و ایراد می‌کند! شخصی را پیش شیخ‌ مفید آوردند، می‌گوید: من زنم آبستن است و مُرده؛ نُه ماهش است. شیخ ‌مفید گفت: برو خاکش کن! حالا شیخ می‌بیند که ‌جوانی آمد و گفت که آقا امام زمان {{عج}} می‌گوید: پهلوی چپ آن ‌زن را بشکاف و بچه را درآور! پس شیخ نمی‌داند و از ماورا هم خبر ندارد؛ چون‌که از فقه و اصولِ درسی می‌فهمد. ما از شیخ‌ مفید، شاید بهتر یا بالاتر، کم داشته ‌باشیم. حالا ببین این از درسش استفاده کرده، خیلی هم زحمت کشیده، زحمتشان هم روی سرِ ما. ما می‌خواهیم ببینیم آن درسی که شما دست به ماورا می‌زنید، باید نوشیدنی یا القایی باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا آن بچه یک‌قدری بزرگ می‌شود، شیخ‌ مفید چه ‌کار می‌کند؟ می‌بیند اگر این ‌کار را کرده ‌بود، خون کرده‌ بود، می‌فهمد مجتهد شدن، فقه و اصول نجات‌دهنده نیست! کار است، کسب است. می‌رود درِ خانه‌اش را می‌بندد و می‌گوید: من اشتباه‌کارم! من دیگر حرف نمی‌زنم! حالا آقا امام زمان {{عج}} برایش یک پیغامی می‌دهد: نه! تو حرف بزن، ما هوایت را داریم. ببین نمی‌گوید بزن! ببین چه می‌گویم! نمی‌گوید بزن! اجازه زدن به او نداده، چه می‌گوید؟ می‌گوید: ما هوایت را داریم یک‌حرفی بزن، یعنی اگر ما هوایت را نداشته‌ باشیم، توی پرتگاه پرت می‌شوی؛ همین‌طور که شدی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! والله، این حرف‌ها خیلی مهم است؛ اما باید توجه بفرمایید و فکر کنید! به متقی درس می‌گویند؛ من یادم نمی‌رود، یک دفعه در مکه خدمت امام زمان {{عج}} رسیدم. به خودش قسم که مطابق تمام خلقت است، درس به من گفت. خیلی قشنگ بود! حضرت همین‌طور که به من می‌گفت، این کتاب خودش ورق می‌خورْد. این درسی که می‌گوید، درس خلقتی است؛ یک خلقتی را متوجه می‌شوی، از حنجره پاک امام زمان {{عج}} نتیجه می‌گیری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«إنّ الله و ملائکته یصلّون علی النبیّ یا أیها الّذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیما.» عزیزان من! ما باید تسلیم باشیم. حالا چه‌ جور بشود که تسلیم شویم؟ باید قلب مطمئنه داشته ‌باشید. مطمئن باشید به ولایت. بیایید تسلیم امیرالمؤمنین علی {{علیه}} بشوید! ما تسلیم واقعی نیستیم، یک حدّی تسلیم هستیم. مگر اَصبغ به پیامبر {{صلی}} نمی‌گوید که دارم جهنم و بهشت را می‌بینم؟! ولایت، روح را می‌بیند، دنیا، جسم را می‌بیند. عزیزان من! بیایید چشم ولیّ داشته‌ باشید! چشم ولیّ پیدا کنید! از کجا پیدا کنید؟ باید امام‌ زمان {{عج}} به شما بدهد، وقتی تسلیم شدید، هستی‌اش را به شما می‌دهد. مگر امام‌ زمان {{عج}} از آن سلطان کمتر است؟! چرا ما توجه نداریم؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلطانی بود که در بیابانی حرکت می‌کرد، باد و غبار شد، به چادر بنده خدایی که یک بُز داشت، پناه آورد. آن چادرنشین دید که این آدم با شخصیتی است، خلاصه بُز را کُشت و تاس‌کبابی درست کرد و پوست این بُز را زیر پای سلطان انداخت. خیلی توجه به او کرد. صبح شد، سلطان می‌خواست برود، گفت: فلانی! شما باز هم بُز داری؟ گفت: نه آقا! ما همین یک بُز را داشتیم، آن هم بالأخره یک شیری به ما می‌داد. من دیدم شما مهمان عزیزی هستید، آن را کشتم. سلطان گفت: دیگر نداری؟ گفت: نه! نامه‌ای به او داد و گفت: اگر یک‌وقت کاری داشتی، خلاصه بیا توی شهر، من آن‌جا هستم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از چند وقت، سیل آمد و خلاصه چادر و بساط مرد بیابانی را بُرد، زنش به او گفت: مرد! آن شخصی که مهمانمان بود، به نظرم مرد بزرگواری بود، بلند شو برویم پیش او در شهر، ببینیم چه می‌شود! شاید یک جایی به ما بدهد، ما که هستی‌مان را سیل بُرد. مرد بیابانی بلند شد رفت و نامه شاه را نشان داد، دیدند که بَه! این نامه شاه است، پایش را هم امضا کرده. او را بردند آن‌جا توی قصر، فوراً لباس‌هایش را عوض کردند، حمام بردند و متوجهش شدند! زنش را در حرم‌سرای خودش راه داد. خیلی آن‌ها را احترام کرد، احترامی که او کرده بود، شاه هم کرد. بعد آمد و گفت: وُزرای من! من به این مرد بیابانی چه بدهم؟ یک نفر گفت: آقا! یک چادر به او بده تا در بیابان بزند، صد تا بُز هم به او بده، یک بُز برای شما کشته. حالا این سلطان چه کار کرد؟ دید این مرد بیابانی هستی‌اش را به او داده، تاجش را برداشت و گذاشت روی سرش، گفت: تو سلطانی! تو هستی‌ات را به من دادی. این مرد چادرنشین گفت: من سلطانم؟! گفت: آری! گفت: آقاجان من! ای شاه عزیز! من لیاقت این کار را ندارم، دوباره تاج را برداشت و گذاشت روی سر پادشاه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! این‌که می‌گویم تفکر داشته باشید، منظورم این است که امام زمان {{عج}} را به قدر یک سلطان بشناسید، وفا و صفای امام زمان {{عج}} را خیلی آوردیم پایین، کوچک کردیم که مغز همه کس بکشد؛ کوچک و بزرگ، همه متوجه بشویم؛ اگرنه حرف از این بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیز من! اگر تو هم هستی‌ات را بدهی به امام زمان {{عج}}، والله هستی‌اش را به تو می‌دهد، چرا هستی‌تان را به ولیّ الله الأعظم امام زمان {{عج}} نمی‌دهید که هستی‌اش را به شما بدهد؟! چرا ما فکر و اندیشه نداریم؟! مگر شهدای کربلا هستی‌شان را ندادند، حالا امام زمان {{عج}} چه می‌گوید! می‌فرماید: پدر و مادرم به قربانتان که هدفتان و مقصدتان، دفاع از وجود مبارک امام بوده. امام زمان {{عج}} خودش را فدای مقصد شهدای کربلا می‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای عزیز! بیایید مقصد ما، وجود مبارک امام زمان {{عج}} باشد. بیایید امام زمان {{عج}} را به قدر یک سلطان باوفا، سلطان باوجدان و باعاطفه، سلطان باعنایت و باعطوفت در نظر بگیریم، آیا آقا امام زمان {{عج}} کمتر است؟! ما هم باید در مقابل امام زمان {{عج}} بگوییم: آقاجان! ما لیاقت نداریم، لیاقت به ما بده! ما لیاقتِ کار ولایت را نداریم، تو ولایت به ما بده! ولایت ما را کامل کن! از کجا کامل بشود؟! بیایید در پناه امام زمان {{عج}}. مانند همان کسی باشید که یک بُز داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیرالمؤمنین {{علیه}} خیلی سینه‌اش تنگ شد، سر قبر پیامبر {{صلی}} رفت و فرمود: یا رسول الله! ببین اُمت تو با ما چه کار کردند؟! زهرای عزیز {{علیها}} را کشتند و این جنایات را کردند! گفت: علی‌جان! به آن‌ها نفرین کن! امیرالمؤمنین {{علیه}} فرمود: خدایا! مرا از این‌ها بگیر و مثل خودشان را به آن‌ها بده! حالا چه شد؟ خدا امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را گرفت و معاویه را به آن‌ها داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بترسید از روزی که ما قدردانی از امام زمان {{عج}} و نماینده‌اش متقی نکنیم و خدا کسی را به ما بدهد که دشمن امام زمان {{عج}} باشد! ما باید از امام زمان {{عج}} تشکر کنیم. تشکر این است که امرش را اطاعت کنیم، «من» و عناد نداشته باشیم، دنبال خلق نرویم، گناه نکنیم و سخی باشیم، به اولیای امور هم کاری نداشته باشیم. عزیزان من! در آخرالزمان دخالت در کارها نکنید! آرام بگیرید و هیجانی نباشید! خطر وظیفه را جدی بگیرید! حواستان به امر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان خلافت عمر، بچه‌ای روی ناودان رفت و می‌خواست خودش را از آن بالا به پایین پرت کند. پیش عمر آمدند و گفتند: خلیفه! هر کاری می‌کنیم، بچه پایین نمی‌آید. گفت: قدری آجیل و شکلات جلویش بریزید! این کار را کردند، اما بچه پایین نیامد. دوباره پیش عمر آمدند، گفت: بروید به ابوالحسن بگویید! وقتی پیش امیرالمؤمنین {{علیه}} آمدند، حضرت فرمود: یک بچه‌ای مثل خودش پیش او ببرید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک بچه‌ای مثل خودش آوردند، حالا این دو بچه قدری به زبان کودکی با هم حرف زدند. بالأخره آن بچه از روی ناودان پایین آمد. پیش امیرالمؤمنین علی {{علیه}} آمدند و گفتند: علی‌جان! این دو بچه با هم چه گفتند؟ حضرت فرمود: آن بچه‌ای که روی ناودان رفته بود، گفت: زمانی‌‌که عمَر خلیفه باشد، من دنیا را نمی‌خواهم، از این بالا خودم را به پایین پرت می‌کنم و جان می‌دهم، به غصه این‌که عمر خلیفه است! آیا ما غصه خوردیم که دارند دین ما را می‌برند و خلق به ما می‌دهند؟! من به فدای آن بچه بشوم! حالا آن بچه به او گفت: عزیز من! تو اشتباه می‌کنی! سایه امیرالمؤمنین علی {{علیه}} بر سرِ ماست! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما هم باید بگوییم: هر آنچه را که برای ما اتفاق می‌افتد، سایه امام زمان {{عج}} و متقی بر سرِ ماست. خدایا! سایه متقی را از سرِ ما کم نکن! ما از او استفاده ببریم. خدایا! حاج ابوالفضلِ ما را نگه‌دار! ما باید قدردانی کنیم و از زیر سایه امام زمان {{عج}} کنار نرویم. کجا از زیر سایه امام زمان {{عج}} کنار می‌روید؟ آن‌موقعی‌که امر را اطاعت نکنید. عزیزان من! بیایید زیر سایه امر باشیم؛ امر، شما را حفظ می‌کند نه دنیا! دنیا خودش پایه و اساس ندارد، تکذیب شده! اگر دنیا فایده داشت، ائمه طاهرین {{علیهم}} دنبالش می‌رفتند. کجا دنبال دنیا می‌روید؟! بیایید دنبال متقی بروید تا هم در دنیا و هم در آخرت رستگار شوید.&lt;br /&gt;
&amp;lt;section end=&amp;quot;گفتار متقی 4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی 5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
هیچ‌ کجا امام زمان {{عج}} مطابق وداع امام حسین {{علیه}} دلش نمی‌سوزد! وقتی امام حسین {{علیه}} برای خداحافظی درِ خیمه آمد، صدا زد: اُمّ‌کلثوم! خداحافظ! زینب‌جان! خداحافظ! تا حتی به فضه هم گفت: خداحافظ! ببین این‌ها چقدر آقا هستند! مساوات این است: فضه، کنیز مادرش را با خواهرش یکی حساب می‌کند؛ دید فضه دارد حمایت از حضرت زینب {{علیها}} می‌کند. وقتی امام حسین {{علیه}} گفت: خداحافظ! حضرت زینب {{علیها}} غش کرد! قبل از آن به برادرش گفته بود: برادر، حسین‌جان! وقتی جدم از دنیا رفت، دلم به پدرت خوش بود، وقتی پدرت از دنیا رفت، دلم به شماها خوش بود، امام حسن {{علیه}} هم که از دنیا رفت، دلم به تو خوش بود. حسین‌جان! دیگر زندگی بعد از تو را نمی‌خواهم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام حسین {{علیه}} دست ولایت بر قلب حضرت زینب {{علیها}} گذاشت، حضرت زینب {{علیها}} چشم‌هایش را باز کرد. امام حسین {{علیه}} فرمود: زینب، خواهرجان! من «هل من ناصر» گفتم، اما هیچ‌کس طرفم نیامد و جوابم را نداد! هر کجایِ این عالم باشم تا این‌ها خون مرا نریزند، آرام نمی‌گیرند، اما وعده من با خدا تا این‌جا بوده. خواهرجان، زینب! در شام دارند لعنت به پدر ما امیرالمؤمنین علی {{علیه}} می‌کنند، باید به شام بروی، در آن‌جا و کوفه یک خطبه بخوانی، پرچم معاویه را بِکَنی، پرچم پدرمان امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را نصب کنی. حضرت زینب {{علیها}} گفت: برادر! این‌قدر صبر می‌کنم تا صبر از دستم عاصی شود! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من می‌خواهم برای شما روضه‌ای بخوانم که حضرت فرمود: اگر یک قطره اشک برای امام حسین {{علیه}} بریزید، خدا از سر همه گناهانتان می‌گذرد. إن‌شاءالله می‌خواهم یک اشکی بریزیم، حضرت فرمود: هر کسی هم اشکش نمی‌آید، بُکاء کند، خدا ثواب گریه را به او می‌دهد. یک دل‌هایی نازک است و یک دل‌هایی طوری است که گریه‌اش نمی‌آید، کسل است؛ اما حضرت می‌گوید بُکاء کن! من روضه‌ای می‌خوانم که امام زمان {{عج}} می‌خوانَد. امام زمان {{عج}} خیلی وارد مصیبت‌های امام‌ حسین {{علیه}} نمی‌شود، اما یک مصیبت است که وارد می‌شود؛ می‌فرماید: یا جدّاه! فراموش نمی‌کنم آن‌موقعی‌که اسب بی‌صاحبت به درِ خیمه آمد. آخر می‌دانید چطور شد! امام‌ حسین {{علیه}} یک وصیتی به حضرت زینب {{علیها}} کرد؛ گفت: خواهرجان، زینب! این اسب بی‌صاحب من به درِ خیمه می‌آید. این اسب می‌آید که شما را راهنمایی کند؛ می‌گوید: زینب‌جان! ام‌کلثوم! امام‌ سجاد! بیایید این‌طرف تا امام حسین {{علیه}} را نشانتان بدهم! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام ‌حسین {{علیه}} گاهی وقت‌ها درِ خیمه می‌آمد و «لا حول و لا قوة إلا بالله العلیّ العظیم» می‌گفت. یک‌وقت دیدند اسب آمده، خیال کردند امام‌ حسین {{علیه}} است. همه از خیمه ریختند بیرون، امام زمان {{علیه}} خیلی دلش می‌سوزد. امام‌ حسین {{علیه}} گفته‌ بود: زینب‌جان! اسب می‌آید شما را راهنمایی می‌کند. مبادا بگذاری بچه‌ها دنبال این اسب بیایند و مرا ببینند، مبادا بگذاری سکینه بیاید پیش من، ممکن‌ است فُجأه کند. حالا اسب آمده، دارد «الظلیمه، الظلیمه» می‌گوید؛ وای به حال کسانی‌که پسر پیامبرشان را کشتند! ای اهل حرم! امام حسین {{علیه}} را کشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه از خیمه ریختند بیرون. همه بچه‌ها می‌دوند بیرون. یکی از این‌طرف می‌رود، یکی از آن‌طرف. حضرت زینب {{علیها}} می‌خواهد بچه‌ها را برگرداند؛ دنبال بچه‌ها می‌دود؛ می‌گوید: عمه‌جان! کجا می‌روید؟! بیایید! کاش احترام کرده‌ بودند، ریختند خیمه‌ها را غارت کردند و آتش زدند. بی‌خود نیست که امام زمان {{عج}} می‌گوید: گریه می‌کنم، اگر اشک چشمم تمام شود، خون گریه می‌کنم؛ برای اسیری عمه‌ام زینب {{علیها}}. از بس‌که حضرت‌ زینب {{علیها}} معرفت دارد! خدمت حضرت‌ سجاد {{علیه}} آمد و گفت: یا ولیّ الله! دید که امامت به حضرت‌ سجاد {{علیه}} منتقل شده. گفت: اُمّ ایمن همه حرف‌ها را به‌ من گفته‌، این‌ را نگفته‌؛ آیا ما باید بسوزیم؟ حضرت فرمود: عمه‌جان! «عَلیکُنّ بالفرار»؛ همه فرار کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صد و بیست و چهار هزار پیامبر، تمام ادباء، تمام علماء، تمام اوصیاء، این‌ها اصلاً کربلای امام‌‌ حسین {{علیه}} را نمی‌فهمند؛ نه خود امام‌ حسین {{علیه}} را. یک کربلای امام‌ حسین {{علیه}} را نمی‌فهمند یعنی‌ چه! وجود مبارک امام‌ زمان {{عج}} می‌داند که این‌قدر احترام می‌کند و می‌گوید: فراموش نمی‌کنم آن‌موقعی‌که اسب بی‌صاحبت آمد و عمه‌هایم از خیمه ریختند بیرون. دخالت در جوّ نمی‌کند، بس‌که این‌ کار مهم است، بس‌که این‌ کار بالاست! یکی هم گریه می‌کند و می‌گوید: عمه‌جان! فراموش نمی‌کنم آن‌موقعی که آمدی در تلّ زینبیه، هیچ چاره‌ای نداشتی، دست‌هایت را روی سرت گرفتی و فریاد زدی: حسین! حسین! حسین! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما باید گریه کنیم برای جسارتی که به این‌ها شده؛ جسارتی که به قدس امیرالمؤمنین {{علیه}} شده، جسارتی که به حضرت زینب {{علیها}} شده. این گریه درست است. چه کسی می‌تواند امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را بکُشد؟! این‌ها جسارت به علیین کردند، جسارت به نور خدا شد. چه کسی می‌تواند نور خدا را بکُشد؟! اما به تو گفته محزون باش! دلت مثل آتش بسوزد. برای چه بسوزد؟ برای جسارتی که به این‌ها شد، آن‌وقت شما هم مثل امام زمان {{عج}} هستید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} هم وقتی تشریف می‌آورد، از توهینی که به این‌ها شده، دفاع می‌کند. اصحاب امام حسین {{علیه}} دفاع از ولایت کردند که امام زمان {{عج}} می‌فرماید: «السلام علیک یا عبد الصالح، المطیعُ لله و لِرسوله»؛ ای اصحاب باوفای جدم، پدر و مادرم به قربانتان! حضرت زینب {{علیها}} هم دفاع از ولایت کرد که امام زمان {{عج}} می‌فرماید: اشک چشمم تمام شود، خون گریه می‌کنم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقا! این حرف‌ها را باید توی خودتان پیاده کنید! شما دفاع از چه کسی می‌کنید؟! مگر ام‌کلثوم نیست؟! خواهر حضرت زینب {{علیها}} است، اما اجازه بیان یک حرف دیگری است. امام حسین {{علیه}} اجازه بیان به حضرت زینب {{علیها}} داد؛ فرمود: خواهرجان! خطبه بخوان! باید پرچم پدرمان علی {{علیه}} را افراشته کنی. مگر پرچم افراشتن شوخی است؟! این یزید آن‌قدر قدرت دارد که می‌گوید: امام حسین را بکُش! می‌کُشد. مگر از بین بردن یزید شوخی است؟! یزید امپراطور جهانی بود، حکومت جهانی داشت. حضرت زینب {{علیها}} مثل امام زمان {{عج}} که می‌آید و جهانی را به هم می‌زند و از بین می‌برد، حضرت زینب {{علیها}} هم جهانی را از بین برد؛ جهانی را داد دست امام سجاد {{علیه}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک نفر در سرزمین مِنا، آقا امام زمان {{عج}} را خواب دید، گفت: آقاجان! ما این‌جا چه کار کنیم؟ حضرت فرمود: برای عمویم عباس {{علیه}} گریه کن! نگفت برای امام حسین {{علیه}} گریه کن؛ ببین چقدر امام زمان {{عج}} حضرت عباس {{علیه}} را می‌خواهد! چرا این‌قدر عزیز شد؟ از کجا به این‌جا رسید؟ جانش را فدای امر پیامبر {{صلی}} کرد؛ حالا روز عاشورا می‌گوید: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|افتاده است ای لشکر! دست یمینم|تا زنده‌ام ای لشکر! حامی دینم، دینم حسین است}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا می‌خوانند دیگر، چه اندازه‌اش درست‌ است، من هم همان را می‌خوانم؛ اما آقا ابوالفضل {{علیه}} این‌ را از روی عاطفه می‌گفت، نه این‌که می‌خواست تیر به چشمش بخورد، یعنی این ‌کار را از چشم خودش مهم‌تر می‌داند. این حرف را من می‌زنم، آن‌ها نزدند. حالا گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|ای لشکر! تیر به چشمم بزنید! به مشک آبم نزنید!|دادم به سکینه وعده آب فرات}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقط اصحاب امام حسین {{علیه}} نور شدند، هیچ‌کس نور نشده! حالا که جانشان را فدای امام کردند، امام زمان {{عج}} می‌گوید: پدر و مادرم به قربانتان! ببین پدر و مادر امام، یک خلقت است، چه بدهد به اصحاب امام حسین {{ علیه}}؟ من می‌گویم: خدا هم نمی‌‌تواند این‌جا سزای ولایت را بدهد، یعنی در این دنیایی که استخوان خوک در دهان سگ خوره‌دار است و خودش عیب دارد، خدا به تو چه می‌دهد؟ این‌که سزای ولایت نیست. خدا از ماورا به شما می‌دهد، بهشت، فردوس، عرشِ خودش را به شما می‌دهد. والله، این حرف را باید با آب طلا نوشت که این‌ها حمایت از امام کردند، امام جانش را فدایشان می‌کند، خود حجت بن الحسن {{عج}} حامی این‌ها شده نه امام حسین {{علیه}}، مگر امام شوخی است؟! امام حرفش یک خلقت است، وجودش یک خلقت است، یک خلقت را فدای اصحاب امام حسین {{علیه}} می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} که فدای آن غلام سیاه نشده! فدای آن عقیده‌اش شده، فدای آن قلب، فدای آن «هل من ناصر» که قبول کرده، شده! امام زمان {{عج}} به تسلیمیت می‌گوید پدر و مادرم به قربانت، نه به شخص! شخص که لیاقت ندارد؛  امام زمان {{عج}} آن پیروی را می‌گوید پدر و مادرم به قربانتان؛ یعنی علی‌خواهی، حسین‌خواهی، حسن‌خواهی، امام زمان‌خواهی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! محکم باشید! حوادث آخرالزمان شما را نَبَرد! حواستان جمع باشد! تشخیص عقایدی داشته باشید نه تشخیص خلقی. خیلی باید مواظب اشخاص باشید! این‌که مردم بعد از رسول الله {{صلی}} جهنمی شدند، به حرف خلق رفتند. خلق درونش خباثت است و شما را بازی می‌دهد. امروز دین‌ بُردن مشکل است! حضرت فرمود: مردم صبح دین دارند، شب بی‌دین هستند یا شب دین دارند، صبح بی‌دین هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان جاهلیت که مردم برهنه دور خانه خدا می‌گشتند، نگفت «شرّ الأزمنه»، امام حسین {{علیه}} را کشتند و سر مبارکش را چهل منزل بردند، نگفت «شرّ الأزمنه»، این زمان را گفت بدترینِ زمان‌هاست! چون دین بی‌دینی شده و بی‌دینی دین شده. اگر بعد از رسول الله {{صلی}} فرمود: «إرتَدَّ النّاس بَعدَ رسولِ الله {{صلی}} إلّا خَمساً»؛ همه مردم کافر و مرتد شدند مگر پنج نفر، در این زمان فرمود: هر کسی بادین از دنیا برود، ملائکه آسمان تعجب می‌کنند و می‌گویند در این دنیای خراب یک نفر با دین از دنیا رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! پرچم امر دست بگیرید و آن را به دست وجود مبارک امام زمان {{عج}} بدهید! خودسازی کنید، نه مردم‌سازی! خودسازی؛ یعنی من تصمیم گرفته‌ام که دیگر گناه نکنم. برو یک کناری، با خدا و امام زمانت نجوا کن! خودساز مردم را به خدا دعوت می‌کند، خودساز مردم‌ساز است. ما امروز به خودی خود نمی‌توانیم مردم را بسازیم، اغلب مردم دست از ولایت برداشته‌اند. وقتی دست از ولایت برداشتند، ما که نمی‌توانیم آن‌ها را بسازیم! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} به متقی فرمود: حسین! مردم مسموم شدند. دفعه دیگر فرمود: حسین! مردم اهل دنیا شدند، به دنیا نمی‌رسند. کجا این‌قدر دنبال دنیا می‌دوید؟! همیشه به فکر ماشینتان هستید و این‌که خانه‌هایتان را از این‌جا به جای بهتر ببرید! آیا به فکر فقرا هستید؟! آیا به فکر قوم و خویش و همسایه‌تان هستید؟! کجا ادعای مسلمانی می‌کنید؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر {{صلی}} به ستون حنانه تکیه می‌داد و برای مردم حرف می‌زد. زمانی‌که برای پیامبر {{صلی}} منبری ساختند و از آن جدا شد، این ستون داد کشید و نعره زد، تا وقتی‌که پیامبر {{صلی}} دست روی آن گذاشت و وعده همجواری در بهشت را به او داد، آن‌وقت آرام شد. آیا ما ناراحت شده‌ایم که امام زمان {{عج}} از پیش ما رفته؟! شما که از امام زمان {{عج}} جدا شده‌اید، چرا داد نمی‌کشید؟! سنگ بهتر است یا ما؟! اصلاً هم به فکر نیستیم که از امام زمان {{عج}} جدا شده‌ایم! از بس مشغله برای خودمان درست کرده‌ایم. کجا از امام زمان {{عج}} جدا می‌شویم؟ آن‌موقعی که سرکشی کنیم و امر را اطاعت نکنیم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیرالمؤمنین {{علیه}} رضایت تمام خلقت است؛ چون‌که تمام این خلقت دارند علی می‌گویند، تا حتی آجر‌ها، درخت‌ها، عرش خدا. حالا اگر شما گفتی علی! با خلقت هماهنگ شدی، آن‌ها تو را تحویل می‌گیرند! امام صادق {{علیه}} هم می‌فرماید: شما عضو مایید، گناه کنید، جدا می‌شوید. اگر می‌گوید عضو مایید، الآن که امام صادق {{علیه}} می‌رود آسمان، یا امام زمان {{عج}} می‌رود آسمان، شما جسمت این‌جاست، خودت می‌روی آسمان! چرا یک نگاه بد، خیال بد می‌کنید، از عضویت خارج می‌شوید، امر شیطان را اطاعت می‌کنید! شما خودت را از یاوری امام زمان {{عج}} جدا کردید! امام زمان {{عج}} ناراحت می‌شود. چقدر این‌ها دلشان می‌خواهد شما خوب شوید. چرا امام زمان {{عج}} باید بگوید این‌ها اهل دنیا شدند، به دنیا نمی‌رسند؟! باید بگوید این‌ها اهل ما شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصلاً چشمی که می‌خواهد امام زمان {{عج}} را ببیند، نباید به جایی نگاه کند که امر امام نیست. شما باید چشمت، پایت، همه چیزت در اختیار امامت باشد، آن‌وقت عضو او هستی. بشر به قدری می‌تواند پیش برود که در تأیید خدا قرار بگیرد. اصحاب یمین و متقی در تأیید خدا هستند، چون امر را اطاعت می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وای به حال آن‌ها که دنبال متقی نرفتند، دنبال دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} نرفته‌اند. وقتی‌که امام زمان {{عج}} ظهور می‌کند، روایت داریم: تهران را جوری زیر و رو می‌کند که هر کسی بیاید، می‌گوید این‌جا تهران بوده؟! اما به قم کاری ندارد. رفقا به من گفتند: بیاییم قم؟ گفتم: نه! وقتی امام زمان {{عج}} آمد، شما بیایید قم! حالا مردم در حرم، جلوی حضرت معصومه {{علیها}} گناه می‌کنند. وای بر این مردم! چه خبر است؟! خدا احترام را از این مردم گرفته، مردم مکان را احترام نمی‌کنند، امام رضا {{علیه}} و حضرت معصومه {{علیها}} را هم احترام نمی‌کنند. این‌ها از همان‌هایی هستند که خدا جزء آن هفتاد هزار نفر قرارشان داده، شما از آن‌ها نباشید! آن‌هایی هم که از این‌جا بروند، بی‌دین هستند، عین آن هفتاد هزار نفر. شما از این‌جا نروید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! توجه کنید که با چه صحنه‌ای روبرو هستید! با این‌که هر کسی باید تمام احکام را عمل کند تا رستگار شود؛ اما از بس کار مشکل است؛ امام صادق {{علیه}} می‌فرماید: در آخرالزمان اگر به یک حرف ما عمل کنید، ما ضمانتِ شما را می‌کنیم. امام دارد شرّ را می‌بیند، اما ما آن را نمی‌بینیم. شرّ به خیال ما خیر است و خیر به خیال ما شرّ است! این است که می‌گویم توجه کنید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این قضیه را جزایری در حاشیه کتابش نقل می‌کند: یک نفر خیلی گنه‌کار بود، شراب می‌خورد، وضعش خیلی ناجور بود، اما با سُنی‌ها بد بود. وقتی از دنیا رفت، قوم و خویش‌هایش خیلی قلدر بودند، آمدند به زور مرا بردند که به او نماز بخوانم. وقتی آن‌جا رفتم، دیدم نمی‌توانم به او نماز بخوانم. برگشتم تا این‌که خوابم برد، در خواب دیدم؛ آمدند قبری برایش کَندند، اما نشد او را دفن کنند. رفتند یک جای دیگری برایش کَندند، آن‌جا هم نشد! یک‌دفعه امیرالمؤمنین {{علیه}} فرمود: او را در جهنم ببرید! این شخص بلند شد و گفت: علی‌جان! درست است که گناهان من زیاد است، اما الآن مرا پیش دشمنان تو می‌برند، من از آن‌ها بدم می‌آمد و آن‌ها را اذیت می‌کردم. حضرت فرمود: او را دفن کنید! وقتی او را دفن کردند، دیدند که یک ریسمان از قبر این شخص به قبر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} اتصال است. «حبل‌ُ المتین» این است، این شخصِ گنه‌کار یک کار را به آخر رساند، امیرالمؤمنین {{علیه}} هم او را نجات داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هیچ ادیانی، در هیچ زمانی پیامبر {{صلی}} نگفته هر کسی دینش را حفظ کند، با من و در درجه من است، معلوم می‌شود کار خیلی سخت است! عزیزان من! چشمتان را باز کنید و ببینید سختی‌اش کجاست! من سختی‌هایش را می‌بینم و به شما می‌گویم، دارم به شما می‌گویم این راه نزدیک است، از این‌جا بروید! از آن‌جا نروید! حالا خودتان می‌دانید. من به خدا می‌گویم: خدایا! یک راهی است که صد فرسخ راه است، من می‌خواهم آن را بروم، اما نه زاد و نه توشه‌ای دارم؛ نه این‌که راه را بلد هستم! پایم هم درد می‌کند، چطور این راه را بروم! باید به قدرتت مرا ببری. الآن آخرالزمان این‌طوری شده، مگر این‌که به قدرت خدا در پناه امام زمان {{عج}} باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی روح شیعه پرواز می‌کند، پیش امام زمان {{عج}} می‌رود. امیدوارم امام زمان {{عج}} شما را بپذیرد. اگر هم نقص‌ و تقصیر‌هایی دارید، إن‌شاءالله امام زمان {{عج}} عفو بکند. امام زمان {{عج}} واسطه می‌شود، اما نه این‌که معصیت ولایتی داشته باشید. کسی‌که معصیت ولایتی کرده، قلب مبارک امام زمان {{عج}} را جریحه‌دار می‌کند، قلب متقی را هم جریحه‌دار می‌کند. عباس عموی پیامبر معصیت ولایتی داشت، پیش حضرت زهرا {{علیها}} رفت. حضرت به او گفت: رفتی؟ گفت: بله! گفت: حالا هم برو! راهش نداد، قیامت هم به او می‌گوید برو! آن‌هایی که طرف خلق و بدعت‌گذارند، از جلسه می‌روند! آن‌ها معصیت ولایتی دارند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر سخی باشید، سخاوت آن گناهانتان را برطرف می‌کند. خدا سخاوت را خیلی می‌خواهد! وحشی، حمزه سید الشهداء را کشته، حالا پیامبر {{صلی}} می‌خواهد او را بکشد. جبرئیل نازل شد و گفت: این سخی است، او را نکش! کسی‌که سخی باشد، خدا گناهانش را می‌آمرزد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروز انفاق ‌کردن را باید متوجه باشید! باید مانند آقا امام‌ حسن عسکری {{علیه}} باشید؛ چهارصد گوسفند برای امام زمان {{عج}} عقیقه کرد. هر کسی‌که از قم به سامرا برای زیارت ایشان می‌رفت، یک پولی به او می‌داد؛ می‌گفت: برو در قم،  گوسفند بکُش! بده به این دوست‌های ما بخورند؛ چون آن‌جا همه سُنی بودند. یک‌ دانه گوسفند در سامرا نکشت! انفاق هم می‌خواهید بکنید، بدانید به چه ‌کسی می‌دهید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من می‌گویم این انفاقی که می‌کنم، به‌ جا بخورد؛ مبادا من به دشمن امام‌ حسین {{علیه}} بدهم! مبادا به دشمن قرآن، به دشمن اسلام، به دشمن شیعه بدهم! انفاق ‌کردن هم خیلی مواظبت می‌خواهد! امروز باید مواظبت کنید به کجا انفاق می‌کنید! این شخص به کجا بند است! چه ‌کسی را دارد تشویق می‌کند! اتصال به کجاست! انفاق باید قبول باشد. این‌قدر مؤمن محترم است و خدا او را بالا برده؛ می‌فرماید: اگر تمام این دنیا را یک لقمه کنی و دهان مؤمن بگذاری، اسراف نکرده‌ای! چرا؟ دنیا بی‌ارزش است، ولایت باارزش است؛ این شخص ولایت دارد، تو در دهان ولایت گذاشته‌ای. رفقا! امروز هم انفاقتان را باید به ولایت بدهید، خیلی کارها توی هم شده، مواظبت بکنید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! خودتان را در مشغله نیندازید! اگر در زندگی قانع و راضی باشید، در اطاعت امر هستید، مقدسی را هم کنار بگذارید! آن‌وقت اتصال به امر می‌شوید، اصلاً خودتان امر می‌شوید. حالا ولیّ الله الأعظم {{عج}} خوشش می‌آید، یک پاسخ به شما می‌دهد؛ آقا امام زمان {{عج}}، امیرالمؤمنین {{علیه}} و زهرای عزیز {{علیها}} یک نیرویی در دلِ شما نصب می‌کنند که دیگر از گناه بدتان می‌آید؛ یعنی چنان تجلی دارد که محبت دنیا را ذلت می‌دانید، آن را از شما دور می‌کند و اصلاً به دلتان راه ندارد، چنان تجلی دارد که ظلمت به نور غلبه پیدا نمی‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این حرف‌ها یقین می‌خواهد! یقینش هم عمل است. وقتی آن نیرو را در دل شما نصب کرد، دیگر از هر گناهی بدتان می‌آید، اصلاً فکرش را نمی‌کنید. متقی فکرش روی ولایت است، فکرش در کار خیر و انفاق است که دست بیچاره‌ای را بگیرد. فکرش در افشای ولایت و این حرف‌هاست. تجلی متقی این است: آن خیالی که می‌کند، انجام می‌شود. حقیقتِ تجلی متقی، شفاعت در قیامت است. ائمه {{علیهم}} به نظر خدا این کار را می‌کنند؛ اما متقی به نظر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} شفاعت می‌کند، اصلش این است که شفاعت می‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به من بگویند: حسین! به خاطر چه می‌خواهی در دنیا بمانی؟ می‌گویم: همین‌طور که امام زمان {{عج}} می‌خواهد بماند؛ تا احقاق حق از دشمنان امیرالمؤمنین و حضرت زهرا کند، من هم همان را می‌خواهم. اگر شما این‌طوری شدید، اتصال به امام زمان {{عج}} و یاور امام زمان {{عج}} هستید. الآن زمانِ امام زمان {{عج}} است، آن زمان، ظهورش است. الآن یاور هستی که نفْس و دنیا، خیال و هوس خود را بکُشی. آن زمان یاورش هستی که دشمن را بکُشی، مشرکین را می‌ز‌نی؛ امر را اطاعت می‌کنی. اگر همین‌طور هستی یاوری؛ یاورِ منتظر؛ اما مشکل است، از دنیا گذشتن سخت است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من دقیقه‌ای در این دنیایی که به منزله استخوان خوک در دهان سگ خوره‌دار است، نمی‌خواهم باشم، اما جان خودم را حفظ می‌کنم؛ تا این حرف‌ها را افشا کنم. خیلی دلم می‌سوزد! یعنی تمام جانم آتش می‌گیرد که شما قدر این حرف‌ها را نمی‌دانید! از بین رفتن یکی از این حرف‌ها برایم بدتر از آن است که همه دنیا برایم باشد و از بین برود. چرا؟ نجات بشر در این حرف‌هاست، می‌خواهم از این دنیا و خلق نجات پیدا کنید و در دامن زهرای عزیز {{علیها}} باشید! گاهی به امام‌ زمان {{عج}} می‌گویم: آقاجان! من این حرف‌ها را با گریه از شما می‌گیرم، با خنده تحویل مردم می‌دهم؛ رفقا این حرف‌ها را قدردانی کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به حضرت عباس، نجات شما در این حرف‌هاست. رفاقت با امام زمان {{عج}} و حضرت زهرا {{علیها}} در این حرف‌هاست. خنثی‌کننده لهو و لعب و بی‌امری، این حرف‌هاست؛ بیایید سرافراز باشید در تمام خلقت. ای خدا! این حرف‌ها در گوشت و پوست و خون ما اثر کند. از خدا بخواهید؛ حرف‌ها خسته‌تان نکند، تشنه باشید. اگر تشنه این حرف‌ها باشید، به دینم قسم، حضرت زهرا {{علیها}} از آن آب زندگانی که محبت خودش و امیرالمؤمنین {{علیه}} است، به شما می‌دهد؛ به دینم، راست می‌گویم! اگر این‌جوری باشید، فقط به خواست امام زمان {{عج}} رضایت دارید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این حرف‌ها حرف خلق نیست، عنایت وجود مبارک امام زمان {{عج}} است؛ قدردانی کنید، ضبط کنید و در وجودتان پیاده کنید؛ آن‌وقت پیش خدا و ائمه طاهرین {{علیهم}} خیلی احترام دارید. نتیجه‌اش این است که شما باید تسلیم باشید! تسلیم امیرالمؤمنین علی بودن نعمت است، نه این‌که به زبان بگویید امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را می‌خواهیم. امرش را باید اطاعت کنید، امرِ وجود علی «علیه‌السلام» سخاوت است. امام زمان {{عج}} یا امیرالمؤمنین {{علیه}} هستی‌شان خداست، مقصدشان سخاوت است. خدا از سخاوت خوشش می‌آید، هر چقدر که امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را می‌خواهد، سخاوت را هم می‌خواهد، سومی ندارد! چرا؟ با سخاوت حاجت برادر مؤمن را برمی‌آوری. همین‌طور می‌فرماید: «کُلّ یومٍ عاشورا»؛ هر روز یاد فقرا باشید! هیچ عبادتی از این بالاتر نیست: یکی خواستن امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام»، یکی هم صدقه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما عزت نخواهید، همت بخواهید! دلم می‌خواهد بهتر با آقا رفیق باشید! باید خداپرست باشید و علی‌خواه و سفارش آن‌ها را بخواهید؛ سفارش آن‌ها متقی است. کدامتان این‌طور هستید؟! این حرف‌ها مثل ندای آسمانی است، به قول عزیز من، حاج ابوالفضل می‌گوید: حرف‌های تو مثل حرف‌هایی است که وقتی امام زمان {{عج}} می‌آید می‌زند. رفقای عزیز! والله، خدای تبارک و تعالی قلب شما را مُنوّر کرده به ولایت که این حرف‌ها را قبول می‌کنید؛ مردم قلبشان به جنایت وصل است. دلم می‌خواهد راحت و آسوده باشید، همیشه در خط ولایت باشید تا زمان رجعت. توجه کنید! من یکی ولایت، یکی شما را می‌گذارم که دفاع از ولایت کنید! باید مدد از حضرت زهرا {{علیها}} بخواهید، این حرف‌ها رشد می‌کند، برسانید دست امام زمان {{عج}}! امام ‌زمان {{عج}} هم می‌فرماید: ای کسانی‌که دست از مادرم زهرا {{علیها}}‌ برنداشتید و امرش را اطاعت کرده‌اید، از شما تشکر می‌کنم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای عزیز! بیایید مؤمن بشوید، بیایید در باند ولایت، ساقط نشوید، حوصله‌تان سر نرود، هر روز باید تشنه ولایت باشید. از دو روز قبل که شما می‌خواهید این‌جا تشریف بیاورید، در دل من یک شادی بالخصوص است؛ می‌گویم رفقایم را می‌بینم. اگر یکی از شما این‌جا نیاید، ناراحت می‌شوم؛ چون‌که من حساب می‌کنم حضور شما، حضور در مقابل امام زمان {{عج}} است، حضور در مقابل امام صادق {{علیه}} است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق {{علیه}} دو مرتبه غبطه می‌خورَد؛ یک غبطه برای ظهور امام زمان {{عج}} می‌خورَد و می‌فرماید: اگر من زنده باشم، سید حسنی و سید یمانی هم بیایند، جانم را برای وجود مبارک امام زمان {{عج}} حفظ می‌کنم؛ چون مقصد خدا، یعنی رجعت به دست امام زمان {{عج}} محقق می‌شود و مقصد خدا افشا می‌شود. حقیقت امیرالمؤمنین {{علیه}} را فقط امام زمان {{عج}} می‌تواند افشا کند. یک مرتبه دیگر هم غبطه می‌خورَد و می‌فرماید: من خودم را حفظ می‌کنم برای یک مجلسی که حرف ما اهل‌بیت {{علیهم}} در آن زده شود؛ تا در آن مجلس حضور پیدا کنم. چرا امام صادق {{علیه}} غبطه می‌خورد؟ مگر احتیاج دارد؟! به هل من ناصرِ شما حسرت می‌خورد. می‌بیند شما دارید ائمه {{علیهم}} را یاری می‌کنید، پس شکر ولایت را بکنید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا دارد شما را برای ماورا پرورش می‌دهد، پرورش می‌دهد که مثل امام حسین {{علیه}} شوید، مثل امام‌ زمان {{عج}} شوید، نه این‌که خودش بشوید، آن‌وقت قبولتان کند؛ این‌جا پرورش‌گاه توحید است نه پرورش‌گاه ضلالت، تمام اين‌ها را خلق به هم می‌زند. از هر جا که حرکت می‌کنید به جلسه ولایت بیایید، چرخ ماشینتان که دور می‌زند، حضرت زهرا {{علیها}} خبر دارد که می‌آیید حمایت از حسینش کنید. خودِ امام زمان {{عج}} هم دنبال امام حسین {{علیه}} می‌رود. هر کسی‌که دنبال امام زمان {{عج}} می‌رود، انگار دنبال امام حسین {{علیه}} می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسانی‌که از جلسه ولایت رفتند، از امر ولایت رفتند؛ این‌جا دارد امر ولایت افشا می‌شود. من دلم می‌خواهد تمام وجود شما بگوید علی! بگوید امام زمان! بگوید متقی! این زبان، زبان خداست‌.کلام، کلام خداست. الحمد لله شکر ربّ العالمین، من نگاه می‌کنم می‌بینم همه شما همین‌طور هستید. من از شما تشکر می‌کنم که این‌جا می‌آیید. والله بالله، این جلسه عنایت امام رضا {{علیه}} است، عنایت می‌کند این حرف‌ها را بزنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت زهرا {{علیها}} در مجلسی که حرف حسینش باشد، حاضر می‌شود. وقتی شما روضه می‌خوانید، زهرای عزیز {{علیها}} گریه می‌کند، اما روضه‌خوانِ حضرت زهرا {{علیها}} باشید؛ نه این‌که خلق را تأیید و تشویق کنید و مجلس امام حسین {{علیه}} را پرچم مقصد خودتان بکنید! زهرای عزیز {{علیها}} روضه‌خوانِ حقیقی را ضمانت می‌کند. خدا رحمت کند مرحوم اشراقی بزرگ، پسر حاج میرزا محمد ارباب را! روضه‌خوان خوبی بود، عظمتی داشت. شب عاشورا در مسجد آمد، عبا و عمامه‌اش را کناری انداخت و روی منبر رفت و همین‌طور می‌گفت: حسین! حسین! اصلاً در و دیوار می‌گفت: حسین! حسین!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا مرحوم اشراقی مکه نرفته بود، باغ و زمین داشت، وقتی از دنیا رفت، یک نفر در عالم رؤیا دید؛ او را آوردند و آقا امیرالمؤمنین {{علیه}} به او فرمود: چرا مکه نرفتی؟! به ملائکه گفت: او را ببرید و عِقاب کنید. وقتی داشتند او را می‌بردند، به او گفتند: اگر این خانم برای تو کاری بکند. گفت: او کیست؟ گفتند: حضرت زهرا {{علیها}} است! خدمت حضرت زهرا {{علیها}} آمد و گفت: زهراجان! من که متوجه نبودم که این‌قدر کار دقیق و سخت است! بیا واسطه من بشو! حضرت زهرا {{علیها}} فرمود: او را برگردانید! زهرای عزیز {{علیها}} به امیرالمؤمنین {{علیه}} فرمود: چرا می‌خواهی روضه‌خوانِ حسینِ مرا عقاب کنی؟ فرمود: زهراجان! او مکه نرفته است؛ یعنی می‌گویی ما امر خدا را اطاعت نکنیم؟! حضرت زهرا {{علیها}} فرمود: آیا امر خدا این است که شما بگویی روضه‌خوانِ حسینِ مرا عقاب کنند؟! این‌جا حضرت زهرا {{علیها}} ناراحت شد. یک‌دفعه امیرالمؤمنین {{علیه}} فرمود: زهراجان! پسرت مهدی {{عج}} را صدا بزن؛ تا امسال به جای او یک حج به جا آورد. حضرت مهدی {{عج}} حاضر شد و فرمود: مادرجان! چه شده؟ فرمود: امسال یک حج از برای ایشان به جا بیاور!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببین اشراقی حضرت زهرا {{علیها}} را تأیید کرد که در آن دنیا او را شفاعت می‌کند. وای به حال روضه‌خوانی که کس دیگری را تأیید کند و حضرت زهرا {{علیها}} را تأیید نکند! قیامت هم روضه‌خوانی‌اش به درد نمی‌خورد. رفقای عزیز! حضرت زهرا {{علیها}} این‌جاست؛ ولی چطور آن‌جا می‌رود و مرحوم اشراقی را شفاعت می‌کند! متقی هم این‌جاست، چطور می‌رود و می‌بیند! متقی هم همان است. متقی را حضرت زهرا {{علیها}} تهیه کرده؛ این‌هایی که متقی را قبول ندارند، حضرت زهرا {{علیها}} را هم قبول ندارند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن روضه‌ای که مرحوم اشراقی خواند، به نام حضرت زهرا {{علیها}} خواند، به خاطر همین امیرالمؤمنین {{علیه}} حرف حضرت زهرا {{علیها}} را قبول کرد و او را بخشید. امام صادق {{علیه}} هم می‌فرماید: ما حجت از برای خلق هستیم و مادرمان زهرا {{علیها}} حجت است از برای ما؛ این است که باید حضرت زهرا {{علیها}} امر کند؛ تا امام زمان {{عج}} حاضر شود و برای او حج به جا آورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متقی، دین ازش صادر می‌شود؛ ولایت ازش صادر می‌شود. شما توجه ندارید! کلام امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را وقتی اجرا نکردند، امیرالمؤمنین {{علیه}} خانه‌نشین شد. شما هم اگر این حرف‌ها را اجرا نکنید، من خانه‌نشینم. حرف امیرالمؤمنین علی {{علیه}} اگر اجرا می‌شد، نه زهرای عزیز {{علیها}} کشته می‌شد، نه امیرالمؤمنین {{علیه}} خانه‌نشین می‌شد، نه امام حسین {{علیه}} کشته می‌شد؛ چرا؟ امام حسین {{علیه}} می‌فرماید: من کشته جلسه بنی‌ساعده‌ام. بنی‌ساعده چه کردند؟ خلق را تأیید کردند. کارها و جلساتی که اسم امیرالمؤمنین علی {{علیه}} در آن نباشد، اسم خلق باشد، جلسه بنی‌ساعده آخرالزمان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جلسه ولایت مثل دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} است؛ گناه در آن نیست. صادراتش ولایت و تشویق ولایت است. صادراتش امر خدا، مقصد خدا و خواست حضرت زهرا {{علیها}} است. همین‌طور که امیرالمؤمنین علی {{علیه}} مشابه ندارد، این جلسه هم مشابه ندارد. چرا؟ خواست ائمه طاهرین {{علیهم}} است. خواست آن‌ها خصوص خودشان است، مشابه ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما باید فدایی این جلسه باشید، جانتان را بدهید برای این جلسه؛ ‌وقتی فدایی باشید، خدایی هستید؛ چون رشد شما در این‌جاست. مگر نگفتم این‌جا چاهی بود، آنچه که بشر احتیاج داشت، از آن می‌جوشید؛ آقای بزرگواری گفت: این‌ها را جمع کن؟! یعنی آنچه که بشر احتیاج دارد، پیش متقی است و رفع تمام احتیاج بشر این حرف‌هاست. تو آخر به کجا احتیاج داری؟! این بچه‌ هشت ساله، دوازده ساله، پیش من آمده و صد تومان، دویست تومان می‌دهد و می‌گوید: من می‌خواهم کمک به افطاری بدهم. آدم روحش می‌رود پیش این بچه‌ها. می‌خواهم بگویم این بچه‌ها کجا این‌طوری شدند؟ در این جلسه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلم می‌خواهد پاسدارِ این جلسه باشید؛ تا إن‌شاء‌الله به امید خدا، آن را به دستِ حضرت مهدی {{عج}} بدهید. هر کدام از شما که از این‌جا کارشکنی کنید و بروید، زهرای عزیز {{علیها}} را ناراحت کرده‌اید، الآن حضرت زهرا {{علیها}} به شما افتخار می‌کند. این جلسه‌ای است که خواست حضرت زهرا {{علیها}} است، زهرای عزیز {{علیها}} کجا می‌رود؟ فقط این‌جا می‌آید، آیا چیزی می‌خواهد؟! آیا محتاج است؟! مانند همسر عزیزش است که درِ دکان میثم می‌رود؛ چون‌‌که میثم ولایتش را از دست نداده. اگر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} این‌جا تشریف آورده، زهرای عزیز {{علیها}} و بقیه ائمه {{علیهم}} هم تشریف آورده‌اند، می‌آیند تا ما را به اصطلاح تأیید کنند، ما هم باید قدردانی کنیم. این‌جا که می‌آیید خدا را شکر کنید! شما مهمان حضرت زهرا {{علیها}} هستید. این‌قدر کار مهم است که الآن امام زمان {{عج}} به شما غبطه می‌خورد؛ شکرانه کنید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا امام رضا {{علیه}} به من فرمود: حسین! کمِ این رفقا نگذار! شما هم باید همیشه راجع به ولایت مطالعه داشته باشید! ما این‌جا آمده‌ایم تمرین ولایت کنیم، نه این‌که ولایت را صادر کنیم، این حرف‌ها را نمی‌شود به این زودی صادر کرد. ما این‌جا جمع شده‌ایم تمرین کنیم تا آقایمان، امام زمان {{عج}} بیاید! تمرین کنیم تا این ولایتِ پدر و مادری را از ما نگیرند. ما باید پاسدار ولایتمان باشیم و از ولایتمان حفاظت کنیم، امروز دزدهایی پیدا شده‌اند که هیچ کاری ندارند، فقط می‌خواهند ولایت ما را بدزدند و ببرند! ما باید مواظب باشیم! &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
من به همه می‌گویم: حفظ کنید خودتان را! شما خیال نکنید شیطان بازیتان نمی‌دهد، به خدا گفته به عزت و جلالت قسم، تمام بنی‌آدم را گمراه می‌کنم، مگر صالحینشان را؛ آن‌ها که پناه به تو بیاورند. حالا ببینید من چه می‌گویم! خدا می‌گوید: بیا در پناه من تا تو را حفظ کنم. خدا چه چیزی را حفظ می‌کند؟ ولایتت را حفظ می‌کند. خدا کجاست که پناه به او ببرید؟ باید پناه به ولایت ببرید. پناه به امرش ببرید، امر خدا علی‌ بن‌ ابی‌طالب {{علیهما}} است. اگر امر ولایت را اطاعت کردید، پناه به خدا بردید. رفقای عزیز! شما امتحان می‌شوید که از این‌جا دست برندارید، ما این‌جا تمرین رجعت می‌کنیم، اما خیلی‌ها رفوزه می‌شوند و از تمرین در نمی‌آیند! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یقین کنید در تمام خلقت چنین جلسه‌ای نیست. بدانید این‌جا سِیر ولایت به شما داده می‌شود نه حرف ولایت! سِیر بالاتر است! والله، این‌جا آمدن پاسخ دادن به هل من ناصرِ حضرت زهرا {{علیها}} است! شما نسبت به جلسه باید غیرت داشته باشید. همین‌طور که به ناموستان غیرت دارید، به جلسه ولایت هم باید غیرت داشته باشید؛ باز هم بالاتر است. در جلسه ولایت با امام زمان {{عج}} و امرش ارتباط دارید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای عزیز! اگر دنیا را نبینید، امام زمان {{عج}} را می‌بینید، با امام زمانتان نجوا می‌کنید. این‌قدر امام زمان {{عج}} می‌خواهد با شما نجوا کند.&lt;br /&gt;
         &lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|یک دم غافل از آن شاه نباشید|شاید دم زَنَد آگاه نباشید}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما باید دائم با امام زمانمان نجوا کنیم؛ یعنی امام زمان {{عج}} در قلبمان، دهان و زبانمان باشد. یا امام زمان بگویید! آن‌وقت اتصال هستید، «حبل‌ُ المتین» که گفته همین است. من حرفم با شما این است که با خدا و امام زمان {{عج}} حرف بزنید! او اجازه داده، مگر شوخی است؟! مگر هر کسی می‌تواند حرف بزند؟! تقصیرکاری خودتان را ببینید! یونس وقتی افتاد در دهان ماهی، دید همه می‌گویند: یا علی! گفت: «یا لا إله إلّا أنت سبحانک إنّی کنت من الظّالمین». خدایا! ما در این دنیایی آمده‌ایم که همه می‌گویند ناعلی! خدایا! نجاتمان بده! به تمام آیات قرآن، اگر این‌طور باشید، هم خدا، هم امام زمان {{عج}} و هم حضرت زهرا {{علیها}} به شما نظر می‌کنند.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
تمامِ زمانِ خلقت، دست امام زمان {{عج}} و علی بن ابی‌طالب {{علیهما}} است. لذت، با خدا و ائمه {{علیهم}} حرف زدن است. شما هنوز بیتوته شب ندارید که ببینید چقدر لذت دارد! بلند شوید با خدا و امام زمان {{عج}} حرف بزنید! پیوندتان را قطع نکنید! من به خدا می‌گویم: اگر آنچه را که به امام زمان {{عج}} دادی، به من بدهی؛ یعنی اگر نباشم، عالم فروریزان بشود، اما کمِ محبت خودت و امیرالمؤمنین {{علیه}} بگذاری، به من جفا شده! اگر اسم علی {{علیه}} را از من بگیری و تمام خلقت را به ‌من بدهی، به ‌من جفا شده‌؛ تو جفاکار نیستی! این است آن کنار رفتن و با امام زمان {{عج}} حرف ‌زدن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت زهرا {{علیها}} و امام زمان {{عج}} سفارش پرونده‌ها را می‌کنند، خدا هم می‌پذیرد. خدا هم منتظر حضرت علی {{علیه}} و حضرت زهرا {{علیها}} و امام زمان {{عج}} است که این کار را بکنند؛ این‌ها با هم عشق بازی می‌کنند. وقتی حضرت زهرا {{علیها}} خشنود شود، تمام خلقت لذت می‌برند؛ حالا شما هم علیِ حقیقی بگویید، زهرای عزیز {{علیها}} خشنود می‌شود، آن‌وقت با تمام خلقت نجوا می‌کنید و هماهنگ می‌شوید! با نعمت‌های خدا ندای امام زمان {{عج}} را لبیک بگویید! خدایا! محبت این حرف‌ها از دلشان نرود تا امام زمان {{عج}} بیاید! شخصی هم هست که محبوب امام زمان {{عج}} است؛ محبوب امام زمان {{عج}} باید مقصد امام زمان {{عج}} را بگوید، مقصد امام زمان {{عج}} مادرش زهرا {{علیها}} است، مقصد امام زمان {{عج}} علی بن ابی‌طالب {{علیهما}} وصی رسول الله {{صلی}} است. آیا هستیم یا نیستیم؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تو را به حضرت عباس، قدر این حرف‌ها را بدانید! شب که می‌شود، این حرف‌ها را بخوانید و گریه کنید، بگویید: الحمد لله ما این حرف‌ها را فهمیدیم. ولایت را فهمیدیم، امر و خداشناسی را فهمیدیم، بیزاری از عمر و ابابکر و پیروانش را فهمیدیم؛ شکر کنید خدا را! شما رشد معنویت کرده‌اید، رشد واقعیتتان کم است. شما جزء گروه آتش بودید، الآن جزء گروه بهشت شده‌اید، اما من توقع دیگری دارم! می‌خواهم اگر با امام زمان {{عج}} رابطه دارم و حرف می‌زنم، شما هم حرف بزنید و رابطه داشته باشید! ناراحتم می‌بینم کسری دارید. اصلِ معرفتِ به امام این است با امامت حرف بزنی. شما باید معرفت را از امام زمان {{عج}} بخواهید، از علی مرتضی {{علیه}} و زهرای عزیز {{علیها}} بخواهید. اگر یک نظر کند، آنچه معرفت در خلقت است، در چاله جگرت می‌ریزد! چون‌که معرفت پیش آن‌هاست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من نظرم این است: الآن که این‌جا هستید، این کتاب‌ها را می‌خوانید، این حرف‌ها را می‌زنید، با هم مرور می‌کنید، باید درونتان این باشد: یا امام زمان! شب قدر، شب اندازه‌گیری است؛ تو پرونده‌های ما را بهش رسيدگی می‌کنی! همیشه ملائکه به تو نازل می‌شوند؛ اما امشب، خدا افشا کرده! مِثل امشب افشای ولایت است. حالا ما باید گدای ولایت باشیم. امشب بیایید گدایی کنیم! بفهمیم ما «هستی» نداریم، کسری داریم. هستیِ بشر ولایت است!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! ولایت ما را حفظ کن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان! همیشه در حضور تو باشیم! اگر نباشیم سقوط کردیم، ما را یاور خودت قرار بده! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما عبادتی نباشیم، اطاعتی باشیم! آن عبادتِ ما، قبول و مقبول در درگاه شما باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امشب به ما تخصص ولایت بده؛ یعنی ما مثل اویس، ولایت را بشناسیم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان! بغض دشمنان مادرت زهرا را به ما بده! ما تا حالا ممکن بود که یک ذره حُبّ آن‌ها را داشته باشیم، آن را هم از ما بگیر! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان! به مادرت بگو امشب به ما راه بده! یک کاری کن که مادرت زهرا {{علیها}} از ما منزجر نباشد! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همین‌طور که جدّت امام حسین {{علیه}} «هل من ناصر» گفت، الآن مادرت هم دارد «هل من ناصر» می‌گوید، اما ما از آن کسانی باشیم که حضرت زهرا {{علیها}} ما را می‌پذیرد و پیرو خلق نباشیم! عمویش عباس کاری نکرد، پیرو خلق شد؛ راهش نداد! حالا اگر راه بهش ندهد، در قیامت هم راه نمی‌دهد؛ آدم سرگردان می‌شود! یا امام زمان! کاری بکن که ما سرگردان نباشیم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یا امام زمان! قلم عفوی روی گناهان ما بکش که مورد غضب تو نباشیم، ما را عفو کن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما شخصی را سراغ داریم که گفته بهت: اگر می‌خواهی مرا غضب کنی، اولاً که عفوم کن! اگر می‌خواهی غضبم کنی، مرا سگ درِ خانه‌ات قرار بده! ما را هم این‌جوری بکن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان! اتصال ما را از خودت قطع نکن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی است که وقتی شما گفتی خوشی‌ها تمام شد، او گفت دو تا خوشی مانده؛ یکی آدم خدمت امام زمانش برسد، یکی بیتوته شب! خدایا! از آن حال‌ها به ما هم بده! خدایا! تو به پیامبرت گفتی من بهت دادم، به ما هم بده! حالا که دادی نگهمان دار! ما ايمانمان را به خلق ندهیم؛ این محبت عاريه نباشد، ثابت باشد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان! این بچه‌های ما وَلَد صالح باشند، گیر شکارچی‌ها نیفتند که دینشان را ببرد؛ چون خدا می‌گوید: از روح خودم به این‌ها دمیدم! این بچه‌های ما نور را رها نکنند و خلق را بگیرند؛ همیشه در حضور شما باشند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! امام زمان! ما عهد و پیمان می‌کنیم دیگر گناه نکنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان! ما را موفق کن به کار خیر. تو را به حق مادرت زهرا، دعای ما را مستجاب کن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! تتمه عمر ما را در راه خودت قرار بده، در صراط مستقیم باشد؛ صراط مستقیم علی بن ابی‌طالب {{علیهما}} است! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب قدر، شب گدایی است، از اولش که می‌خواهی شروع کنی، بگو: خدایا! حال به ما بده! یک نیرویی به ما بده، ما را موفق کن؛ با خودت آشنا کن! خدایا! ما را موفق کن؛ با خودت، با امام زمان {{عج}} حرف بزنیم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر می‌گویم محبت دنیا را از دل ما بیرون کن، محبت آنچه که غیر امر است، دنیاست! خدایا! یک‌جوری باشد که ما دربست در اختیار تو و امر تو باشیم، امر تو علی بن ابی‌طالب {{علیهما}} است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب قدر، باید شب زنده‌داری کنید؛ یعنی شبِ زنده‌ای باشد برای شما! ببین می‌گوید: هر شبی چقدر از اهل جهنم را خدا می‌آمرزد، آن‌موقع شب قدر مطابق همه‌ آن‌ها می‌آمرزد. خدایا! تو را به حق امام زمان، به حق حقیقت حضرت زهرا، حقیقت این‌ها، ما را از این دنیا و لهو و لعب نجات بده! همین‌طور که اهل جهنم را نجات می‌دهی، ما را از حوادث دنیا و خلقی که غرق دنیا هستند، نجات بده! خدایا! همین‌طور که اهل جهنم را نجات دادی به واسطه ولایت، حُبّ دنیا را از دل ما بیرون کن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! ما را پیرو امیرالمؤمنین {{علیه}} و امام زمان {{عج}} قرار بده!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! به ما صفات امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را بده! فرمود: حسن‌جان! حسین‌جان! من در خرابه‌ها می‌رفتم، به آن‌ها سر می‌زدم؛ من در ظاهر می‌روم، شما بروید به آن‌ها سر بزنید! خدایا! ما هم از آن‌ها باشیم که به فکر فقرا باشیم، به فقرا سر بزنیم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! تو را به حق امیرالمؤمنین، من و عناد را از ما بگیر، خودت و ائمه {{علیهم}} را به ما بده!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! این رفقا، عزیزانی که دستِ دهنده دارند، تهی‌دستشان نکن! همیشه قلبشان شاد به این‌که خدایشان تو هستی، ولایتشان علی {{علیه}} است و حُجتشان امام زمان {{عج}} است؛ ما را به این دلخوش بگردان!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از امام زمان {{عج}} خواهش کنید! از پیشگاه مقدسش بخواهید؛ یقین ما را زیاد کن؛ فردای قیامت ما را با یقین محشور کن! بیایید یقین کنید به حجت بن الحسن، امام زمان {{عج}}!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} را خدا برای رجعت نگه داشته است. خدایا! ما را نگه‌دار؛ همین‌طور که امام ‌زمان {{عج}} را نگه داشتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! مغز ما، مغزِ حقیقت باشد؛ مغز حقیقت، امام ‌زمان {{عج}} را می‌خواهد نه کس دیگری را.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«قلب المؤمن عرشُ الرحمٰن» محبت امیرالمؤمنین علی {{علیه}} و امام زمان {{عج}} درونت باشد، نه حرفش را بزنی. بیا امام زمان {{عج}} و خدا را دوست داشته باش، با آن محشور می‌شوی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقاجان! یا امام زمان! یک تجلی در قلب ما بکن! آقاجان! قربانت بروم، امام زمان! ما را دریاب! خودت را در قلب ما معرفی کن! در زبان ما معرفی شدی، در قلبمان هم معرفی بشوی؛ قلب ما به غیر از تو کسی را قبول نکند، اگر غیر تو خواست در آن برود، جیغ بزند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! خودِ امام زمان {{عج}} را به ما بده! اگر خودش را به ما دادی،‌ بالاترِ همه خلقت را داده‌ای. حالا توفیق بده امرش را اطاعت کنیم. اگر امرش را اطاعت کنیم، هم خودت، هم امام زمان {{عج}}، هم پیامبر {{صلی}} و هم احکام را به ما داده‌ای؛ همه چیز به ما داده‌ای. من این را خواستم، إن‌شاءالله امیدوارم که شما هم همین را بخواهید؛ بعد هم گفتم: حالا حفظمان کن که امرش را اطاعت کنیم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان خواستن که تمام شدنی نیست، تازه اول کار است، آن‌وقت خدا هدایا به شما می‌دهد؛ خوشی آن‌طرف است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! ما را در قیامت خنده‌رُو کن! رفیق عزیز! می‌گوید: این‌جا نخند، قیامت بخند که: من هستم که همراه امام زمان {{عج}} بودم، من هستم که امر متقی را قبول کردم! قیامت بخند نه این‌جا! این‌جا زهرا {{علیها}} گریه می‌کند، دشمنش خنده می‌کند؛ تو دشمن زهرا نشو! عزیزم! دوستت دارم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا می‌داند چنان من از دنیا بیزارم، اسیرم توی دنیا. اصلاً محبتش را ندارم، همه‌اش یاد این‌ها می‌افتم و فقط گریه می‌کنم؛ می‌گویم: حسین‌جان! به قربان بچه‌های کوچک، کوچکت بروم؛ پدر پدر می‌کردند. ‌قدری بیایید در این فکرها، تا محبت دنیا از دلتان بیرون برود. هر کجا که هستید، یاد امام حسین {{علیه}} و بچه‌هایش باشید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عاشورا دختری دامنش آتش گرفته بود، مردی رفت دامن را خاموش کرد، یک ذره محبت از او دید، صدا زد: راه نجف از کجاست؟ گفت: ای دختر! می‌خواهی چه کنی؟ گفت: می‌خواهم پدرم علی را خبر کنم. بابایم که مُرده نیست. بابا! بیا ما را کمک کن! ای فریادرس کل خلقت! بیا به فریاد ما برس!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{یا علی}}&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=2185</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=2185"/>
		<updated>2026-06-03T19:44:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بخش|امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کفواً احد است، حضرت زهرا {{علیها}} کفواً خلقت است|کلاس=&amp;quot;sub-titr&amp;quot;}}&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;img src=&amp;quot;/images/Velayat-4.png&amp;quot; class=&amp;quot;site_logo&amp;quot;&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
{{بخش|فرمایشات حاج‌حسین خوش‌لهجه راجع به ولایت|کلاس=&amp;quot;center&amp;quot;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  اعلان صفحه اصلی &lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;ُMainPageBGH&amp;quot; &amp;gt;ایجاد کانال توییتر پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-itn&amp;quot; style=&amp;quot;padding:0.1em 0.6em;&amp;quot;&amp;gt;{{اعلان صفحه اصلی}}&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
--&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=غدیر|قسمت=گفتار متقی|لینک=منتخب: غدیر|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  کتابها --&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBGH&amp;quot;&amp;gt;کتابها&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div style=&amp;quot;display:inline-block;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ul class=&amp;quot;list_gallery&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10035}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10034}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10029}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10007}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10024}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10021}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10022}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10014}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10011}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10008}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10017}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10020}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ul&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;a href=&amp;quot;https://www.velayateali.com/index.php/مجموعه_کتابها&amp;quot; class=&amp;quot;btn btn-info&amp;quot; style=&amp;quot;margin-right:10px;&amp;quot; role=&amp;quot;button&amp;quot;&amp;gt;تمام کتابها&amp;lt;/a&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  سخنرانی‌ها --&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBGH&amp;quot;&amp;gt;سخنرانی‌ها&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-itn&amp;quot; style=&amp;quot;padding:0.1em 0.6em;display:inline-block&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ul class=&amp;quot;list_gallery&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10275|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10297|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10170|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10294|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10146|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10429|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10167|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10308|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ul&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;a href=&amp;quot;https://www.velayateali.com/index.php/مجموعه_سخنرانیها&amp;quot; class=&amp;quot;btn btn-info&amp;quot; style=&amp;quot;margin-right:10px;&amp;quot; role=&amp;quot;button&amp;quot;&amp;gt;تمام سخنرانی‌ها&amp;lt;/a&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: صفحات سایت]]&lt;br /&gt;
__NOTOC____NOEDITSECTION__&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D8%A7_%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1_%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%85&amp;diff=2184</id>
		<title>امام زمان را بهتر بشناسیم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D8%A7_%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1_%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%85&amp;diff=2184"/>
		<updated>2026-06-03T18:57:46Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{بسم الله}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات فراداده کتاب|10037}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;السلام علیک یا أباعبدالله السلام علیکم و رحمة الله و برکاته&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کفواً أحد است. حضرت زهرا {{علیها}} کفواً خلقت است. به اولیای امور کار نداشته باشید. بر عمر و ابابکر لعنت کنید.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این خلقت را می‌بینید، نتیجه تمام این خلقت، این کتاب‌هاست. به تمام آیات قرآن، راست می‌گویم؛ هیچ کجا خبری نیست! این حرف‌ها از حنجره آن کسی درمی‌آید که امام زمان {{عج}} به او‌ درس گفته؛ به چه کسی درس گفته که می‌روید دنبالش؟! کجا می‌روید در این مجلس‌ها؟! پس تا می‌توانید دنبال کسی نروید! دنبال عقاید خودتان بروید! عقایدتان وصل به این کتاب‌هاست؛ این کتاب‌ها هم وصل به امام زمان {{عج}} است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیقت امام زمان {{عج}} مانند حقیقت خداست، هیچ‌کس توانایی درک حقیقت امام‌ زمان {{عج}} را ندارد، مگر این‌که خدای تبارک و تعالی درک آن را بدهد؛ به متقی داده‌اند، قدری از آن را برای ما افشا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما باید حقیقت امام زمان {{عج}} را از هر چیزی بالاتر بدانید؛ آن‌وقت دیگر نگاهِ غیر امر نمی‌کنید. وقتی‌‌که امام زمان {{عج}} را بخواهید، چیز دیگری را نمی‌خواهید، اصلاً جای دیگری را نمی‌توانید نگاه کنید. امام زمان {{عج}} قبله است، ما باید دائم نگاهمان به قبله باشد، او هم نگاهش به شماست. وقتی امام زمان {{عج}} را خواستید، با او محشور می‌شوید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} می‌فرماید: ظهور مرا بخواهید! کمکم کنید که من بیایم. می‌دانید آن‌موقع چه‌جور است؟ آن‌موقع افتتاح می‌شود؛ ظهور، افتتاح است. ببین مثلاً شما کارگاهی می‌سازی، هنوز افتتاح نشده، می‌خواهی افتتاح کنی، یعنی خدا به امام زمان {{عج}} اجازه می‌دهد که بیاید و افتتاح کند. چه چیزی را افتتاح کند؟ امر را، ولایت را، زندگی را. ما که زندگی نداریم؛ آ‌ن‌موقع زندگی افتتاح می‌شود. خدایا! قلب مبارک این رفقای مرا با قلب امام زمان {{عج}} هماهنگ کن! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ائمه طاهرین {{علیهم}} حواسشان پیش امام زمان {{عج}} است، پیش رجعت است؛ از امام صادق {{علیه}} سؤال می‌کنند: شمایید آن منتقم آل‌محمد؟ حضرت می‌فرماید: من هم منتظرم، پس رفقا! ما باید طرفدار امام زمان {{عج}} باشیم. وقتی طرفدار امام زمان {{عج}} شدی، امام زمان {{عج}} شما را تهیه خودش قرار می‌دهد، اما وقتی امام زمان {{عج}} آمد، بروی دنبالش. اگر رفتی دنبالش، خوب است؛ اگر نرفتی، منافق هستی. دوست دارم شما هم طرفدار امام زمان {{عج}} باشید! بروید دنبال امام زمان {{عج}}! تمام ائمه طاهرین {{علیهم}} می‌روند پیش امام زمان {{عج}}، آن‌هايی هم که در فکر رجعتند و از دنیا رفته‌اند، زنده می‌شوند، این‌ها طرفدار امام زمان {{عج}} هستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ائمه طاهرین {{علیهم}} همه‌شان نور واحدند، اما دو نفر از آن‌ها نابغه‌اند: یکی امیرالمؤمنین {{علیه}}، یکی هم امام زمان {{عج}}؛ خدا می‌گوید: اگر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را قبول نداشته باشی، عبادت انس و جن کنی به رو در آتش جهنم می‌اندازمت، ما نداریم توی ائمه طاهرین {{علیهم}} که این را بگوید؛ اما راجع به امام زمان {{عج}} عین امیرالمؤمنین علی {{علیه}} می‌گوید: اگر امام زمانت را قبول نداشته باشی و او را نشناسی؛ به مرگ جاهلیت می‌میری. خوشحالی من این است که شما رفقا ذخیره امام زمان {{عج}} هستید، طرفدار امام زمان {{عج}} و سخی هستید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود مبارک آقا امام زمان {{عج}} مانند امیرالمؤمنین {{علیه}} در تمام خلقت هست، امیرالمؤمنین علی {{علیه}} «وجه ‌الله» است، «کفواً أحد» است. یک جایی که باید ظاهر شود، می‌شود. یک جایی که نباید ظاهر شود، نمی‌شود. علی {{علیه}} یعنی این!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی امیرالمؤمنین {{علیه}} در کعبه ظاهر شد، خدا یک مقداری پرده را از روی ولایت کنار زد و امیرالمؤمنین {{علیه}} را افشا کرد، تمام ملائکه آسمان ضجه کردند و گفتند: ای خداجان! ما به نور ولایت خلق شده‌ایم، هر کداممان در هفت ‌آسمان هستیم و داریم امر تو را اطاعت می‌کنیم، مگر می‌توانیم در زمین برویم و امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را زیارت کنیم؟! می‌خواهیم آن ثواب را ببریم و به شیعیان علی {{علیه}} بدهیم. فوراً از جانب خدا ندا نازل ‌شد: هر آسمانی یک بیت‌المعمور داشته ‌باشد، در هفت ‌آسمان، هفت علی {{علیه}} است. همان‌طور که مردم در زمین، دور زایشگاه امیرالمؤمنین علی {{علیه}} می‌گردند، ملائکه هم در آسمان دور بیت‌المعمور طواف می‌کنند و با امیرالمؤمنین علی {{علیه}} بیتوته می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیرالمؤمنین علی {{علیه}} در دنیا ظاهر شد، نه این‌که متولد شود، آقا امام زمان {{عج}} هم همین‌طور است. عمه امام زمان {{عج}}، خانه امام حسن عسکری {{علیه}} آمد؛ امام به او فرمود: امشب خانه ما بمان! خداوند می‌خواهد فرزندی به ما عطا کند. گفت: آقاجان! از چه کسی؟ حضرت فرمود: از نرگس! گفت: اثر حمل به نرگس نیست. ببین حکیمه خاتون با این‌که عمه امام است، خلق است. امام فرمود: مانند مادر موسی می‌ماند. چرا می‌گوید مادر موسی؟ چون‌که موسی را می‌خواستند بکشند، چقدر فرعون شکم زن‌ها را پاره کرد! حالا امام زمان {{عج}} را می‌خواهند بکشند، خدا کاری کرده که اثر حمل به نرگس نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان شب را در خانه امام ماند، نصف شب دید خبری نشد، انگار دیر شد! تا آمد فکر کند؛ ببین امام در قلب دارد کار می‌کند! امام حسن عسکری {{علیه}} فرمود: عمه‌جان! فکر نکن! الآن آن حمل ظاهر می‌شود. یک‌قدری از شب گذشت، حکیمه خاتون خودش نقل می‌کند: من پیش نرگس بودم، یک‌وقت دیدم انگار دیواری بین من و نرگس کشیده شد، من دیگر او را نمی‌دیدم؛ یعنی تا حتی عمه امام نباید ببیند که چه‌جور این فرزند در دنیا به ‌وجود می‌آید! طولی نکشید دیدم خداوند فرزندی به او عطا کرد، مانند ماه در دستش می‌درخشید، او را خدمت آقا امام حسن عسکری {{علیه}} آورد، امام او را در بغل گرفت و بوسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صبح که شد، حکیمه نقل می‌کند: دیدم مرغ‌های خیلی خوش‌خط و خال و بزرگ روی دیوار آمدند، همین‌طور با هم نجوا می‌کنند. نرگس فریاد کشید به آقا امام‌ حسن عسکری {{علیه}} که آقا! کمک کن! مبادا این‌ها فرزندم را ببرند، از وقتی این فرزند به‌ دنیا آمده، این‌ها روی دیوار آمده‌اند. یک‌دفعه امام گفت: فرزندم را بیاور! وقتی فرزند را آورد، او را به آن‌ها داد. نرگس گریه می‌کرد، عمه گریه می‌کرد. امام فرمود: عمه‌جان! فرزندم می‌آید، این‌ها جبرائیل، میکائیل و اسرافیل بودند. پسرم را با خود بردند؛ تا ملائکه آسمان او را زیارت کنند و به امامت ایشان اقرار کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم {{صلی}} با بُراق به معراج رفت‌‌؛ اما جبرائیل، اسرافیل و میکائیل، همه این‌ها گهواره جُنبان امام زمان {{عج}} و نوکر ولایت هستند، او را تا «قاب قوسین أو أدنی» بردند؛ وقتی امام زمان {{عج}} در دنیا ظاهر شد، ملائکه‌ آسمان از ذوقشان گریه کردند و گفتند: خدایا! هر کدامِ ما را گذاشتی در امر ایشان، ما که نمی‌توانیم او را زیارت کنیم. خدا گفت: ای ملائکه مقرّب من! بروید این فرزند را بیاورید؛ تا آسمانی‌ها او را زیارت کنند. یک‌دفعه دیدند عطای خدا را آوردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببین آقا امام حسن عسکری {{علیه}} چه کار می‌کند! اگر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} یک شب ولایت را حفظ کرده که در «لیلةُ المَبیت» به جای پیامبر {{صلی}} خوابید و جانش را حفظ کرد تا پیامبر {{صلی}} بتواند ولایت را افشا کند، جبرئیل نازل شد و گفت: یک نَفَس امیرالمؤمنین علی {{علیه}} افضل از عبادت ثقلین است؛ امام حسن عسکری {{علیه}} و نرگس خاتون سال‌های سال امام زمان {{عج}} را حفظ کردند؛ آن‌وقت این‌ها چقدر نَفَسشان افضل از عبادت ثقلین است! جانِ یک چنین ممکنی که در تمام خلقت، مانندش نیست را، دارند حفظ می‌کنند! چقدر در خانه ایشان ریختند تا امام زمان {{عج}} را بکُشند؛ اما نتوانستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر {{صلی}} باید آیه «وَ جَعَلنا مِن بَینِ أیدیهِم سَدّاً وَ مِن خَلفهِم سَدّاً فَأغشَیناهُم فَهُم لَایُبصِرون.» را بخواند تا حفظ شود، اما امام زمان {{عج}} خودش آیات است! صدها بار در خانه امام حسن عسکری {{علیه}} ریختند و او را ندیدند! آیا امام زمان {{عج}} «وَ جَعَلنا مِن بَینِ أیدیهِم» خواند؟! امام زمان {{عج}} خودش قرآن است، قرآن ناطق است. امام خودش افشاست؛ اما رسول اکرم {{صلی}} باید ولایت را افشا کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر {{صلی}} فرمود: دو چیز بزرگ می‌گذارم: یکی قرآن، یکی عترت. امیرالمؤمنین {{علیه}} فرمود: «أنا قرآنُ الناطق!» خدا کلامش را فدای ولایت کرده؛ نمی‌گوید اگر کلام من، قرآن را قبول نداشته باشی به رو در جهنم می‌اندازمت، اما می‌گوید اگر علی {{علیه}} را قبول نداشته باشی، به رو در جهنم می‌اندازمت! تمام قرآنی که امام زمان {{عج}} افشا می‌کند راجعِ امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است. باید امام زمان {{عج}} قرآن ناطق را بگوید، مردم به بلوغ می‌رسند. گردنِ آن‌ها که منافقند را می‌زند؛ آن‌موقع امام زمان {{عج}} عطا می‌کند. معرفی امیرالمؤمنین علی {{علیه}}، عطاست؛ اما الآن، زمانِ ما معرفیِ علی {{علیه}} جرم است!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از همه زمان‌ها، فقط در مورد آخرالزمان فرمود: «شرّ الأزمنه» است، فقط پیامبر اکرم {{صلی}} درباره این زمان فرمود: اگر امام زمانتان را نشناسید، می‌میرید به زمان جاهلیت. شناخت امام زمان {{عج}} یعنی چه؟ آیا شناخت امام زمان {{عج}} همین است که ما می‌گوییم: آقا امام زمان {{عج}}، پسر امام حسن عسکری {{علیه}} و امامِ دوازدهم است؟! برو خجالت بکش! شناخت امام زمان {{عج}} این است که امرش را اطاعت کنید؛ اما شما امرِ هر کسی را اطاعت می‌کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناخت یعنی یقین، یعنی در تمام این خلقت، در تمام این عالم، هیچ‌کس به غیر از امام زمان {{عج}} نیست که ما فرمانش را ببریم، فرمان ایشان فرمان خداست. شما وقتی به ولایت یقین کردید، به امام زمانِ خود یقین کرده‌اید. آن یقین، پرچم هدایت دستتان می‌دهد؛ یعنی علم حکمت به شما می‌دهد و تمام کارهایتان از روی حکمت می‌شود؛ پس علم حکمت، هدایت است که دستتان می‌دهد. دست چه کسی می‌دهد؟ کسی‌که پرچم امر را بخواهد و زیر پرچمِ غیر از ولیّ الله الأعظم امام زمان {{عج}} نرود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مگر اویس قرن، امام زمانش را دید؟! اما یقین به امام زمانش داشت، حالا پیامبر {{صلی}} درباره‌اش می‌گوید: اویس برادر من است، دعایش مستجاب است، نفرینش گیراست. کسی‌که امام زمانش را ندیده؛ اما به دل، او را خریده و به او یقین کرده؛ برادر رسول الله {{صلی}} شده؛ اما به سلمان می‌گوید تو برادر من نیستی، از اصحابم هستی! یقینِ به امام درست است، نه در حضور امام بودن؛ چون در حضور امام بودن گذران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق {{علیه}} می‌فرماید: همه هفته، ما دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} در عرش خدا می‌رویم، جدّمان پیامبر {{صلی}} برای ما صحبت می‌کند، یعنی وحی مُنزَل نازل می‌شود، پس معلوم می‌شود که دائم فیض خدا نازل می‌شود. بدانید «أرحم الرّاحمین»؛ دائم دارد فیضش نازل می‌شود،‌ اما فیض ائمه طاهرین {{علیهم}} طرز دیگری است: تمام این اشیاء، امام زمان {{عج}} را احترام می‌کنند. آن گُل ‌گاوزبان یا آن داروهایی که آقای دکتر می‌نویسد، وقتی مریض می‌خواهد بخورد، آن دارو به امام زمان {{عج}} نگاه می‌کند، می‌گوید: آقاجان! نتیجه‌ای را که در من خلق کردی، ببخشم یا نبخشم؟ می‌گوید: ببخش! این مریض خوب می‌شود. گُل گاوزبان شخص را شفا نمی‌دهد، امر شفا می‌دهد. تمام گیاهان عالم به امر وجود مبارک امام زمان {{عج}} است؛ این یعنی امام زمان شناختن. عزیزان من! ائمه طاهرین {{علیهم}} به امر خدا هستند، «أرحم الرّاحمین» و رحم‌کننده به همه هستند. والله، اگر امرشان را اطاعت کنیم، «امر الله» می‌شویم؛ هم دنیایمان درست است و هم آخرتمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باید باور کنیم کلید رفع تمام مشکلات دنیا و آخرت ما دست ولیّ الله الأعظم امام زمان {{عج}} است؛ آن‌وقت دنبال کس دیگری نمی‌رویم. دنبال کسی می‌رویم که خدا و دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} او را تأیید کرده‌اند. آن‌ها چه کسی را تأیید کرده‌اند؟ فقط متقی؛ پس کسی‌که متقی را قبول نداشته باشد، خدا و دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} را قبول ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باید تمام این خلقت را جَماد بدانید، اگر خلقت را جماد دانستید، آیا شما مثلاً پای یک کوه می‌روید و بگویید یک ماشین و یک خانه به من بده؟! قدری پول هم به من بده؟! شما وقتی تمام خلقت را جماد دانستید، آن‌وقت دنبال کمال می‌روید. چه کسی به شما کمال می‌دهد؟ وجود مبارک آقا امام زمان {{عج}}. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|آسوده خاطرم که در دامن تواَم|دامن نبینم که در دامنش رَوَم}}&lt;br /&gt;
{{ب|دامن به غیر دامن تو بی‌محتوا بُوَد|دامان توست اتصال به ماورا بُوَد}} &lt;br /&gt;
{{پایان شعر}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}}؛ یعنی تمام زمان در اختیار اوست، همه خلقت در اختیارش است، تو هم در اختیار او هستی. مگر خدای تبارک و تعالی در «حدیث کساء« قسم نمی‌خورد که به عزت و جلالم، تمام این خلقت را به واسطه دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} خلق کردم؟! ما باید این‌طوری اماممان را بشناسیم که تمام خلقت به فرمان حجت خداست. الآن جانِ همه عالم در قبضه قدرت ولیّ الله الأعظم، امام زمان {{عج}} است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! این حرف‌ها یقین می‌خواهد، مطالعه می‌خواهد. باید با امیرالمؤمنین {{علیه}} و امام زمان {{عج}} مطالعه داشته باشید! از امام زمان {{عج}} بگیرید! حرف ولایت، هم مباحثه و هم مطالعه می‌خواهد، هم باید یادت باشد و به آن عمل کنی؛ آن‌وقت &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|پشت پا بر عالم امکان زده‌ای|دست بر دامن زهرا {{علیها}} زده‌ای}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما شما فقط حرف می‌زنید؛ حرف، به غیر از عمل است! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما باید امام را مطلق بدانید! همین‌طور که ولایت مطلق است، امر امام هم مطلق است؛ یعنی امری مثل او نیست. در مقابل امام، تو مصنوعی هستی. یادت در قدرت اوست. کلامت و حرفت در قدرت اوست، نفَست در اختیار اوست. هنوز گناه نکرده‌ای، امام می‌فهمد. به تمام آیات قرآن، خدا و امام آن را به مؤمن هم می‌دهند؛ این است که مؤمن هیچ‌کس را تأیید نمی‌کند، اما کسی را هم تکذیب نمی‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای عزیز! این‌قدر امام زمان امام زمان نکنید، بیایید امام زمان {{عج}} را در دلتان جای دهید! بیایید به امام زمان {{عج}} یقین کنید! امام زمان {{عج}} خودش فرموده که ظهور مرا بخواهید! وقتی یقین کردید که امام زمان {{عج}} در قلب شما و پیش شماست، آن‌وقت امرش را اطاعت می‌کنید. الآن امرش متقی است، حرف متقی را بشنوید و به این پنج اصل عمل کنید: ولایت، عدالت، سخاوت، دنبال خلق نروید و ائمه طاهرین {{علیهم}} را خلق حساب نکنید، آن‌وقت رستگار می‌شوید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهار ملَک مقرّب: اسرافیل، عزرائیل، میکائیل و جبرائیل که اعظم ملائکه، یعنی رهبرشان هستند، با هزار ملَک می‌آیند خدمت امیرالمؤمنین علی {{علیه}} و سلام می‌کنند؛ چندین هزار ملَک! خدا این‌ها را آورده که بگوید علی {{علیه}} را باید دوست داشته باشید. دارد سفارش امیرالمؤمنین {{علیه}} را می‌کند. تو کجا امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را می‌شناسی؟! قربانت بروم، ما حرف علی {{علیه}} را می‌زنیم.&lt;br /&gt;
ملائکه‌ها؛ نه یک مَلَک! در شب قدر به امام زمان {{عج}} نازل می‌شوند. برای چه نازل می‌شوند؟ امام زمان {{عج}} که کسری ندارد، متقی هم کسری ندارد! می‌خواهد به اهل دنیا، به تمام سرتاسر دنیا بگوید: این ملائکه‌ها به روح نازل می‌شوند، یعنی به حجت خدا، کسی نگوید من حجتم، من رهبرم، کسی نگوید من امامم، من پیغمبرم. آیا ملائکه به تو نازل می‌شود؟! دارد حالی‌تان می‌کند که شما به کسی نگویید حجت! به کسی نگویید امام! این حرف چقدر قشنگ است!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;section end=&amp;quot;گفتار متقی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی 2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
کجا امام زمان {{عج}} مخفی است؟! امام زمان {{عج}} باید به تمام خلقت رسیدگی کند، تمام خلقت مانند یک نگین انگشتر در مقابل امام زمان {{عج}} است؛ خدای تبارک و تعالی هر بشری را که خلق کرده، سرِ انگشتانش متفاوت است، الآن وجود مبارک امام زمان {{عج}} از تمام خلقت؛ تا حتی سرِ انگشتان شما آگاه است، اصلاً خودش آگاهی است. مگر کسی می‌تواند جلوی قدرتش را بگیرد؟! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غایب کسی است که قدرت ندارد، چرا می‌گویید امام زمان {{عج}} غایب است؟! برای تو غایب است! آیا امرش هم غایب است؟! اگر امام زمان {{عج}} غایب باشد، پس این عالَم بدون رهبر و امام است. امرِ امام زمان {{عج}} که غایب نیست، امرش را اطاعت کنید! مگر خدا شما را رها کرده؟! خدا شما را راهنمایی کرده، می‌گوید: اگر من الآن امام زمان {{عج}} را مخفی کرده‌ام، اولاً که برای همه کس مخفی نیست. امام زمان {{عج}} هست، در عالم رؤیا حرف می‌زند، آدم حرفش را می‌پرسد، مشکلاتش را می‌گوید، امام رفع مشکلاتش را می‌گوید، راه را نشانت می‌دهد. امام زمان {{عج}} حضور متقی می‌آید، با او حرف می‌زند و او را از ناراحتی در می‌آورد. مگر به او نگفتم می‌خواهم یاورت باشم؟! فرمود: صلوات بفرست! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا امام زمان {{عج}} تنهاست؟ آیا رفیق نمی‌خواهد؟ ببین دوست چه کسی شدی؟ دو دفعه امام زمان {{عج}} را دیدم، تنها بود؛ همان‌طور که علی بن موسی الرضا {{علیهما}} تنهاست. تو هم دنیا را کنار بریز؛ تا حضورت بیاید. عیسی یک سوزن و نخ داشت، او را در آسمان چهارم نگه‌ داشت، مگر خدا بین شما و نبی فرق می‌گذارد؟! وقتی مِهر دنیا داشته باشی، ملائکه آسمان می‌گویند: چرا تو محبت دنیایی داری که امیرالمؤمنین علی {{علیه}}، زهرای عزیز {{علیها}} و امام حسین {{علیه}} در آن کشته شدند؟ تو را ملامت می‌کنند، راهت نمی‌دهند؛ اما به تمام آیات قرآن، متقی را راه می‌دهند، خدا می‌گوید: اگر مِهر دنیا نداشته باشی؛ تا «قابَ قَوسَین أو أدنیٰ» هم بالا می‌روی! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! بیایید روح بشوید! اگر گناه نکنید، روح می‌شوید. از جسم دست بردارید تا این حرف‌ها را توجه کنید. به تمام آیات قرآن، اگر جسم باشید، می‌نویسید، عمل نمی‌کنید؛ اصل عمل است. «حیّ علیٰ خیر العمل». من شما را دوست دارم، اما هنوز آن که باید بشوید، نشده‌اید؛ دلم می‌خواهد آسمانی بشوید. کجا آسمانی می‌شوید؟ تجددی نشو عزیز من! گناه نکن! دروغ نگو! خدعه نکن! چشم و پایت بِکر باشد، امیرالمؤمنین علی {{علیه}} در قلبت باشد. به توسط امیرالمؤمنین {{علیه}} می‌روی بالا. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چقدر بشر مغبون است که مِهر دنیا دارد. مِهر شهوت، مِهرِ پولِ بی‌امر دارد؛ مهر دنیا به این نیست که حالا خیلی دارا باشی، یک‌وقت علاقه به یک چیز کوچک داری. باز، خواستن به غیر از علاقه است؛ باید خانم، بچه‌، ماشین و خانه‌ات را بخواهی، اما علاقه نداشته باشی! بشرِ کامل همه را می‌خواهد؛ اما علاقه مطلق، ندارد. من خیلی شما را می‌خواهم، اما یک حدودی دارد؛ حدودش این است که وقتی ندای امام زمان {{عج}} آمد، اگر آمدید که آمدید؛ اگر نیامدید من هم می‌گویم بروید! تا همین‌جا رفاقت ما قطع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوستی به نام حاج مظلوم داشتم، باغی داشت که تمام انارهایش را به مردم می‌داد. البته اشخاص را هم می‌شناخت؛ یک‌وقت بعضی پیشش می‌آمدند، دو تا انار جلویشان می‌گذاشت و توی باغ می‌رفت؛ اما به من هم اجازه حرف داده بود، پیش من می‌نشست و مرا خیلی دوست داشت. من هم او را دوست داشتم. ایشان مریض شد، برایش متوسل شدم. وقتی به باغش آمدم، حاج مظلوم گفت: حاج حسین! یک نفر است که بعضی وقت‌ها این‌جا می‌آید، آنچه صفات خوب در عالم هست، به او جمع است. به او گفتم: به غیر از امام زمان {{عج}} کسی نیست که تمام صفات خوب را داشته باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی به آخر باغش رفتم، دیدم آقا آن‌جاست. تا به من رسید، سلام کردم، فرمود: حسین! گفتم: بله! فرمود: خوشی تمام شد. گفتم: آقاجان! فرمایش شما درست است، جدتان هم همین را گفته، خوشی در تمام عالَم نیست، اما به نظر من دو خوشی هست: یکی بیتوته شب، بعد با دستم از پا تا سرِ ایشان را اشاره کردم و گفتم: یکی هم آدم خدمت امام زمانش باشد. آقا یک لبخند زد که من هنوز عاشق دندان‌هایش هستم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا امام زمان {{عج}} می‌آید و با متقی نجوا می‌کند، با شما نجوا نمی‌کند؟ چون شما اجنبی‌خواه هستید! خلق را می‌خواهید؛ اما متقی هیچ‌کس را نمی‌خواهد! خواستش آن کسی است که خواستِ امیرالمؤمنین {{علیه}} و زهرای عزیز {{علیها}} را بخواهد، خواستِ خلق را نخواهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی آقا امام زمان {{عج}} تشریف می‌آوَرد، به تمام عالم ندا می‌دهد: «جاء الحق و زَهَق الباطل، إنَّ الباطلَ کان زَهوقا.» یعنی آنچه که باطل است، از بین می‌رود و حق آشکار می‌شود. امام زمان {{عج}} دنیا را اصلاح می‌کند. حالا این ندا به تمام کون و مکان می‌رسد و یک جلوه‌ای می‌کند، صدایش همه جا می‌رود، ندایش به تمام خلقت از انس و جن، ملائکه‌ها، زمین و درخت و دیوار می‌رسد، تمام خلقت به غیر از بشر به او لبیک می‌گویند. تو هم باید منتظر ندای حجت خدا، امام زمان {{عج}} باشی؛ اما تو منتظر فرمان خلق هستی! همه ممکنات می‌خواهند با امامشان حرف بزنند؛ درخت، دیوار، آسمان و کوه‌ها حرف بزنند؛ آن‌موقع‌ که امام زمان {{عج}} بیاید، آنچه را که می‌خواهی، هست. تمام این دنیا امانت می‌شود. تمام این دنیا ولایت می‌شود. تمام این دنیا سخاوت می‌شود. تمام این دنیا لبیک می‌شود، لبیک به ‌وجود مبارک امام زمان {{عج}}!  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن‌طرف هم شیطان ندا می‌دهد که بیایید دنبال دَجال! آن ندا از آسمان می‌آید، این ندا هم از آسمان؛ یعنی از فضای آسمان می‌آید؛ می‌گوید: بیایید ببینید چه جور دارد حرم امامزاده‌ها را خراب می‌کند؟! بیایید بروید طرف دَجال! مگر رهایت می‌کند؟! شیطان میان زمین و آسمان می‌گوید: دفاع کنید! پس دو ندا می‌آید که تو را در شک می‌اندازد. به من ایراد نکنید! به ما می‌گوید «أشرف مخلوقات»، از آن‌طرف هم می‌گوید «بل هم أضل». ما جزء أشرف مخلوقاتیم یا بل هم أضل هستیم؟ یک‌قدری فکر کنید! اگر می‌گوید «إنّما الدنیا فناء و الآخرةُ بقاء»، من برعکس می‌گویم: ما از دنیا بقاء و از آخرت فناء شده‌ایم؛ چون‌که به آخرت  پی نمی‌بریم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواب دیدم که درِ مغازه‌ام هستم، به من گفتند امام زمان {{عج}} ظهور کرده. پالتویم را هم نپوشیدم و پابرهنه دویدم، خدا می‌داند از سرِ کوچه‌مان که ردّ شدم، نگاه در کوچه نکردم که مبادا پدرم صدایم بزند. رویم را برگرداندم و می‌دویدم. مرد آن است که دنیا را فدای خودش کند، نه خودش را فدای دنیا؛ وقتی امام زمان {{عج}} تشریف می‌‌آورَد، دنبالش برود. مرد فقط متقی است، بقیه مردم نر هستند؛ چون دنبال دنیا و خلق هستند! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیدم آقا نزدیک کارخانه ریسباف آمده، آن‌موقع همه‌اش زمین بود و آقا امام زمان {{عج}} تشریف داشت، رفتم جلو، خیلی زیاد مورد عنایت ایشان قرار گرفتم، کسی مطابق من به عنایت ایشان نزدیک نبود. آقا مُنشی داشت، به او گفت: برو به بازاری‌ها بگو بیایند! کسی از بازاری‌ها نیامد. به یکی از این بازاری‌ها که چندین سال این‌جا می‌آمد، اما آخرش رفت، پیغام دادم و گفتم: تو از آن بازاری‌ها بدتر هستی، چون‌که چندین سال تو را نصیحت کردم و آخرش رفتی؛ اما چه کسی آن بازاری‌ها را نصیحت کرده بود؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عده‌ای از طرف کوه‌‎ها به سمت ما توپ سوار کرده بودند. من همین‌طور می‌خواستم در رکاب امام زمان {{عج}} کشته شوم، اصلاً ذکرم این بود که ای خدا! من کشته شوم، زهرای عزیز {{علیها}} خوشحال شود و بگوید پسرم را یاری کرد؛ این‌ است که می‌گویم عزیزان من! همه کاری که می‌کنید توی فکر باشید حضرت زهرا {{علیها}} یک لبخندی بزند. نکردند کمکش! بیایید رفقا! ما کمک کنیم حضرت زهرا {{علیها}} را! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من به آقا گفتم: آقاجان! ما که اسلحه نداریم! آقا یک نظر به آسمان کرد، شمشیر از آسمان به زمین ریخت. من یکی از آن‌ها را برداشتم و مواظب آقا بودم، حالا او خودش حافظ خلقت است، اما مثل این‌که من در ظاهر حافظ ایشان بودم.  به او گفتم: این‌ها توپ و تانک دارند. حضرت فرمود: حسین! این‌ها از کار می‌افتد. آقا یک صوت حجاز خواند، انگار تمام این عالَم دارد می‌خوانَد. توپ و تانک از کار افتاد؛ آن‌وقت این‌ها دست‌هایشان را روی سرهایشان گذاشته بودند و از کوه‌ها پایین می‌آمدند. اگر بخواهید یاور امام زمان {{عج}} باشید، باید هیچ چیزی نخواهید، یک جان دارید فدای امام زمان {{عج}} کنید. همه در امتحان امام زمان {{عج}} رفوزه‌اند به جز متقی.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا آقا امام زمان {{عج}} به شما راه نمی‌دهد؟ علتش این است که شما از امتحان در نمی‌آیید؛ یعنی رفوزه می‌شوید، آن‌وقت همیشه خجالت‌زده‌ هستید! دیگر این‌که امام زمان {{عج}} «عصمةُ الله» است، می‌خواهد شما در عصمتش راه پیدا کنید، اما ما مَردش نیستیم! چه کسی «عصمةُ الله» است که امام زمان {{عج}} او را راه بدهد؟ کسی‌که روح شود و «من» را کنار بگذارد. زهرای عزیز {{علیها}} «عصمةُ الله» است، عمویش را راه نمی‌دهد، اما بلال و سلمان را راه می‌دهد؛ چون‌که بلال «عصمةُ الله» شده‌، سلمان «عصمةُ الله» شده‌؛ اما عمویش «عصمةُ الله» نیست. آن کسی از امتحان در می‌آید که از تمام وجودش، در تمام گلبول‌های خونش، در تمام ماورای خلقتش یک جان دارد، آرزو کند که آن را فدای امام زمانش کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک نفر بود، این‌قدر امام زمان امام زمان گفت که دیگر امام زمان {{عج}} خسته شد. من در حرف‌هایم شوخی هم می‌کنم. خلاصه، امام زمان {{عج}} دنبالش فرستاد. وقتی آمد، دید خیمه‌هایی است، به او گفتند: آن خیمه حضرت است و آن‌ها هم یاورانش هستند. یک خیمه دیگر‌ی هم آن‌جا بود. گفتند: شما به این خیمه برو، تا زمانی‌که امام زمان {{عج}} می‌خواهد حرکت کند، در این خیمه باش! وقتی در خیمه رفت، دید یک خانم آن‌جاست. به او گفتند: حضرت می‌فرماید این خانم به تو مَحرم است. وقتی نایب امام زمان {{عج}} آمد و به او گفت: بیا! گفت: باشد می‌آیم. دوباره گفت: آقا، حرکت کرده‌. گفت: برو من می‌آیم. یک‌دفعه از خواب بیدار شد، دید ‌چیزی نیست. این شخص رفوزه شد. کجایی تو؟! تو خانم‌باز هستی، آمدی چه کسی را ببینی؟! آمدی آن خانم را ببینی؟! با امام زمان {{عج}} چه ‌کار داری؟! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی در کوفه بقال بود، دو نفر آمدند سِدر و کافور ازش بخرند. نگاه کرد، دید این دو نفر انگار غیر مردمان عادی‌اند، گفت: شما برای چه‌ کسی سِدر و کافور می‌خواهید؟ به او نگفتند. قسم‌ کبیره به آن‌ها داد؛ گفتند: ما پیش‌خدمت‌های امام زمان {{عج}} هستیم، یکی از آن‌ها که در حضور امام است، از دنیا رفته‌؛ ما آمده‌ایم قدری سِدر و کافور برای او بخریم. گفت: مرا نزد امام زمان {{عج}} ببرید! گفتند: ما اجازه نداریم. با گریه گفت: آن عقب‌ها که می‌شود بایستم، می‌آیم و از شما جدا می‌شوم؛ اما همین‌قدر که خیمه آقا را ببینم برایم کافی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دو نفر قبول کردند او را با خود ببرند. این بقال از آن‌جا که می‌خواست خدمت امام برود، یک‌دفعه باران گرفت، گفت: آخ صابون‌هایم! کاش صابون‌هایم را جمع کرده بودم. وقتی‌که این‌ها رفتند به امام زمان {{عج}} گفتند، امام فرمود: صابونی! برو صابون‌هایت را جمع‌ کن! عزیزان من! تمام این حرف‌ها که من دارم می‌زنم، ذره‌ای محبت‌ دنیا داشته‌ باشیم، امام زمان {{عج}} ما را نمی‌پذیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما ببین مِهر دنیا به کجا می‌رسد؟ شخص به جایی می‌رسد که برای دنیا، امامِ خودش را می‌کُشد. پسر عموی خودش را می‌کُشد. مگر آقا امام رضا و آقا موسی بن جعفر {{علیهما}} را نکشتند؟! خود امام حسین {{علیه}} را به خاطر دنیا کشتند. دنیا، پدر و مادر اهل دنیاست؛ آن را دوست دارد، اما امیرالمؤمنین {{علیه}} می‌فرماید: دنیا پیش پسر ابوطالب، به منزله استخوان خوک در دهان سگ خوره‌دار است. او می‌داند چه دنیایی است! در جای دیگر می‌فرماید: «حُبّ الدنیا رأسُ کلّ خطیئة»: محبت دنیا، کلید همه گناهان است. همه‌اش دارد به شما هشدار می‌دهد: اهل دنیا نشوید! ما اصلاً گوش نمی‌دهیم. داریم راه خودمان را می‌رویم. فردای قیامت هم که می‌شود، می‌بینیم  ما مطیع نبودیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} به ظاهر غایب شده؛ می‌فهمد که او را می‌کُشند. چرا او را می‌کُشند؟ یقین به امام زمانشان ندارند؛ نمی‌گویند این حجت خداست، می‌گویند خلق است و یک مانع از برای آن‌ها و حکومتشان است. حکومت را بیشتر از امام زمان {{عج}} می‌خواهند. خدای تبارک و تعالی به ما عنایت کرده که امام زمان {{عج}} در ظاهر غایب است، چون وقتی در حضور امام هستی، اگر او به تو امر کند و اطاعت نکنی، کافری؛ اما وقتی امام حضور ندارد، اگر امرش را اطاعت نکنی، گنه‌کار و معصیت‌کار هستی. ببین خدا چقدر ما را می‌خواهد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درست است که الآن در ظاهر امام زمان {{عج}} نیست؛ اما امرش که هست. امرش چیست؟ خدا معلوم کرده، می‌فرماید: دنبال متقی بروید! متقی نماینده امام زمان {{عج}} است، خدا متقی را نگه ‌داشته؛ مگر موسی را نگه نداشت؟! در دامن دشمن بزرگش کرد. مگر یوسف را در چاه نینداختند؟! گفت: یا جبرئیل! بگیر یوسف را! الآن متقی هست، اما شما صبر ندارید با متقی بسازید. امام حسین {{علیه}} می‌فرماید: متقی وکیل من است. امام رضا {{علیه}} هم به متقی فرمود: حسین! مردم را هدایت کن! حالا این متقی که این همه سفارش شده، ای کاش به حرفش نبودند، به او توهین هم می‌کنند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا امام زمان {{عج}} هیچ‌کس را طلب نمی‌کند؟ چون‌که مانند پدرش امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است. وقتی امیرالمؤمنین {{علیه}} ضربت خورد، همه اهل کوفه صف کشیدند و شیر آوردند، امیرالمؤمنین {{علیه}} فرمود: حسن‌جان! حسین‌جان! یک زنی در آخر صف ایستاده، بروید شیر او را بگیرید و بیاورید. وقتی رفتند، دیدند آن زن دارد گریه می‌کند، گفت: حسن‌جان! آیا پدرت خوب می‌شود؟ گفت: إن‌شاء‌الله خوب می‌شود. چرا امیرالمؤمنین {{علیه}} شیر آن‌ها را نگرفت؟ دید همه اهل کوفه حسین‌کُش هستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هر زمانی یک زن‌هایی شاخص بودند. مگر آن شطیطه نیست که دو گز کرباس و چیز خیلی کمی داده بود؛ اما همه اهل نیشابور پول‌ زیادی داده بودند؟! وقتی نمایندگان گفتند: امام آن است که جواب نامه‌ها را ندیده به ما بدهد و بگوید چقدر پول درون کیسه‌ها هست، جعفر کذاب گفت: این حرف‌ها چیست که می‌زنید؟! از من اعجاز می‌خواهید؟! اگر پول آورده‌اید، به من بدهید! آن‌ها فهمیدند جعفر دروغ می‌گوید؛ به خاطر همین برگشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی نمایند‌گان، دمِ دروازه رسیدند، امام یکی از اصحاب را دنبال آن‌ها فرستاد. او هم آن‌ها را پیش امام برد. امام، هم اسم خودشان و هم اسم پدرشان و این‌که چقدر پول درون کیسه‌ها هست را به آن‌ها گفت و جواب نامه‌ها را هم ندیده داد. حضرت فرمود: من این پول‌ها را نمی‌خواهم، شطیطه چه داده؟ راوی می‌گوید: من اصلاً نمی‌خواستم بگویم که شطیطه چه داده! خجالت می‌کشیدم، اما امام زمانش آن را قبول کرد و به او فرمود: این را بگیر، سلام مرا به شطیطه برسان و به او بگو چند ماه دیگر زنده‌ای، این پول‌ها را خرج کن، تا آخر عمر برایت کافی است. من در تَشییعت می‌آیم و به تو نماز می‌خوانم؛ یعنی حضرت، رزق شطیطه را داد. راوی گفت: چرا پول ما را نمی‌خواهی؟ امام فرمود: شما الآن این‌جا آمدید، اما باطنتان حنفی بوده. شما هم که جلسه ولایت می‌آیید، باید باطنتان جای دیگر نباشد؛ وگرنه مثل آن‌ها می‌شوید. از این‌جا هیچ کجا نروید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیرالمؤمنین {{علیه}} هم به امام حسن {{علیه}} فرمود: شیر آن زن را بیاور! شیر آن جمعیت را قبول نکرد. چه خبر است عالم؟! خدا نکند که امام زمان {{عج}} سخاوت و انفاق ما را قبول نکند. قربانتان بروم، باید شیعه باشید تا امام زمان {{عج}} پولتان را قبول کند. راوی می‌گوید: یک‌وقت دیدم از خانه شطیطه صدای گریه بلند است، فهمیدم شطیطه از دنیا رفته، حرکتش دادند به مصلّی، دیدم امام تشریف آورد و به او نماز خواند. عزیزان من! شطیطه تقوا داشت که امام زمانش اعمال او را قبول کرد و به او نماز خواند. خدا نزدش زن و مرد ندارد، می‌گوید: «إنّ أکرمکم عندالله أتقاکم.» هر کسی‌که تقوایش بیشتر باشد، او را می‌خواهم و نزد من عزیزتر است. تقوی یعنی امیرالمؤمنین علی {{علیه}}؛ یعنی رسول الله {{صلی}}، یعنی فاطمه زهرا {{علیها}}؛ کسی‌که تقوا دارد، بیشتر به ولایتش یقین دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای خانم عزیز! بیا شطیطه بشو تا امام زمان {{عج}} به تو نماز بخواند و بگوید: ای خدا! من بدی از این ندیدم. گُل بهشت بشو! بیایید امام زمان {{عج}} اعمالتان را قبول کند و به شما نماز بخواند! اگر اعمالتان غیر از خدا و امیرالمؤمنین علی {{علیه}} باشد، امام زمان {{عج}} آن را قبول نمی‌کند. همان‌طور که شطیطه در خانه بود، متقی هم در خانه است. آنچه را که مردم برای او می‌آورند، به فقرا و بیچاره‌ها می‌دهد و آن‌ها را باچاره می‌کند. متقی فقرا را بچه‌های خودش؛ حتی بالاتر هم حساب می‌کند، می‌فرماید: خودم را وام‌دار و قرض‌دار فقرا می‌دانم، وکیل مردم می‌دانم. به این‌هایی که چیز می‌دهم، اصلاً آن‌ها را نمی‌شناسم. اگر متقی اهل دنیا بود، آنچه را که به او می‌دادند، خودش مصرف می‌کرد، اما به فقرا می‌دهد؛ دلم می‌خواهد شما هم همین‌طور باشید، سخی باشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طرف همدان یک منطقه‌ای است که زیارتگاه است. هنوز هم هست، آن‌جا را تبرّک کردند، نمازی می‌خوانند. سیصد و سیزده نفر جمع شدند؛ تا حتی بعضی از آن‌ها زن‌هایشان را طلاق دادند که پایبند زن هم نباشند و دیگر این‌که ادعا کردند ما می‌خواهیم یاور امام زمان {{عج}} باشیم و او را ببینیم. این‌ها فقط امام زمان امام زمان می‌کردند. توی بیابان‌ها می‌ریختند، روزه هم می‌گرفتند. چرا ما عقل نداریم؟! بی‌عقل! امام زمان {{عج}} سیصد و سیزده نفر را درست کرده‌ یا تو خودت درست کردی؟! چرا این‌ها این‌جوری هستند؟! اگر یاور امام زمان {{عج}} به این بی‌عقلی باشد، فاتحه‌اش خوانده می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک‌وقت امام زمان {{عج}} تشریف آورد، حضرت دو تا بزغاله دنبالش است. وقتی‌ هم که به مکه تشریف می‌آورد، چند تا گوسفند دنبالش است. وقتی حضرت بالای پشت‌بام رفت، یکی از آن‌ افراد، قصاب بود. به او گفت: بیا بالای پشت بام! قصاب بالا رفت. حالا این سیصد و سیزده نفر هم پایین هستند. به او گفت: یکی از این بزغاله‌ها را لب ناودان بکُش! وقتی خون داخل محوطه ریخت. گفتند: آقا این‌ را کشت. امام گفت: یکی‌دیگر بالا بیاید. یکی‌دیگر بالا آمد. به قصاب گفت: این بزغاله را بکش! تمام سیصد و سیزده نفر فرار کردند. گفتند: امام زمان {{عج}} می‌خواهد ما را بکُشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من یک پاره‌وقت‌ها به امام زمان {{عج}} می‌گویم: اگر می‌خواهی گردن مرا بزنی، بزن؛ اما بیا دنیا را اصلاح کن! گردن من که به‌ درد نمی‌خورد، بزن! اصلاً من نیامدم که گردن مرا نزنی، اگر می‌خواهی بزنی، بزن! اختیار گردن من با تو؛ اما بیا و دنیا را اصلاح کن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخص دیگری بود که سیصد و سیزده نفر درست کرد، این‌ها از همه کارهایشان دست کشیدند، یعنی به اصطلاح منتظرند، رفتند بیرون شهر. دو تا منبری هم داشتند، به آن‌ها می‌گفتند فقط از امام زمان {{عج}} بگو! یک روز یکی از این منبری‌ها کاری داشت، شخص دیگری را به جای خودش فرستاد. آن بنده ‌خدا وارد نبود. حرف امام زمان {{عج}} را زد، گفت: دعا نکنید امام زمان {{عج}} بیاید، ما از عهده برنمی‌آییم. این بیچاره را از منبر پایین کشیدند و تا می‌خورد به او کتک زدند. گفتند: ما چندین سال است که منتظریم، تو می‌گویی که نیاید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا آن کسی‌که این سیصد و سیزده نفر را درست کرده بود، در خواب دید امام زمان {{عج}} آمده‌، به او گفت: آقا! تو منتظر من هستی؟ گفت: بله آقا! قربانت بروم. گفت: خب، من آمدم، آیا امر من به تو واجب است یا نه؟ مگر من امام زمان {{عج}} نیستم؟ گفت: بله! امام فرمود: شما این ‌خانه‌ای که در آن هستی، زمینش مال بچه‌های یتیم است. این فرش و گلیم‌هایی هم که داری، زنت بچه‌ها را درس می‌داده، همه را آن بچه‌ها بافته‌اند. مزد که به آن‌ها نداده‌ای، این‌ها را هم باید به آن‌ها بدهی. زنت هم خواهر رضاعی توست. مطلقاً به تو حرام است. به امام زمان {{عج}} برگشت و گفت: خانه که ندارم، فرش که ندارم، زن هم که ندارم. این ‌چه امام زمانی است؟! یک‌دفعه از خواب بیدار شد. توجه می‌کنید چه می‌گویم! پس کسی‌که یاور امام زمان {{عج}} است، باید دربست از تمام گلبول‌های خونش، اصلاً دنیا را نبیند؛ یک جان دارد، بخواهد جانش را فدای امام زمانش بکند. او هم می‌گوید جانم فدای جانت، بیا! چه می‌خواهی؟ این‌طور تحویلت می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردم می‌توانستند در حضور تمام ائمه {{علیهم}} بروند یعنی مخیر بودند؛ اما اگر شما بخواهید در حضور امام زمان {{عج}} بروید، او خودش باید بخواهد که نزدش بروید. در مورد امام زمان {{عج}} مخیر بودنِ شما خنثی است، اگر مطابق یک عُمرِ خلقت داد بزنید، تا او نخواهد، نمی‌توانید خدمتش برسید و در حضورش باشید. اگر انسان باشید؛ یعنی امرش را اطاعت کنید و سنخه امام زمان {{عج}} شوید، شما را می‌پذیرد و راهتان می‌دهد. اگر امام زمان {{عج}} با شیعه‌اش رفاقت نکند، با چه کسی رفاقت کند؟! اگر امام زمان {{عج}} با شیعه رفیق نباشد، برود با سُنی‌ها رفیق شود؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! بیایید امر را اطاعت کنید؛ تا شما را قبول کند، اصلاً خودِ امام زمان {{عج}} بیاید به شما سر  بزند! مگر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} نبود که به درِ دکان میثم می‌رفت؟ تو میثم بشو، آن‌وقت می‌آید و به تو سر می‌زند، اما تو قیصری! مطابق شاه قیصر «من» داری! کجا به تو سر می‌زند؟! به نافرمانی‌هایت سر بزند؟! به دروغ‌هایت سر بزند؟! به خدعه‌هایت سر بزند؟! آخر امام زمان {{عج}} به کدام صفت تو سر بزند؟! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنی بود که یک قفل درِ دکان قفل‌سازی آورد و به او گفت: آقا! این قفل را از من می‌خری؟ می‌خواهم آن را بفروشم، گفت: چرا می‌خواهی آن را بفروشی؟ گفت: احتیاج دارم. قفل‌ساز گفت: این قفل یک شاهی می‌ارزد؛ اما اگر یک کلید به آن بیندازی، سه شاهی می‌ارزد. آن زن گفت: من پول ندارم. گفت: من یک شاهی به تو قرض می‌دهم، یک کلید هم به آن می‌اندازم و سه شاهی از تو می‌خرم. آن زن هم راضی و خوشحال شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا آن شخصی که می‌خواست امام زمان {{عج}} را ببیند و چندین وقت به مسجد سهله برای دیدن امام زمان {{عج}} رفته بود و درِ دکان قفل‌ساز نشسته بود، به او گفت: این چه کارِ بی‌عقلی بود که تو کردی؟! می‌خواستی خودت آن استفاده را بخوری! قفل‌ساز گفت: این زن، بنده خدا که عقلش نمی‌رسید! این سید هم که این‌جا درِ دکانم نشسته بود، امام زمان {{عج}} بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببین عزیز من! این زن زندگی‌اش راه افتاد، امام زمان {{عج}} دوست آن کسی است که زندگی یک شیعه را راه بیندازد؛ نه این‌که زندگی‌اش را فلج کند؛ آن‌وقت امام زمان {{عج}} پیش او می‌آید؛ وگرنه این قفل چه ارزشی داشت! این قفل‌ساز حساب کرد که زندگی این زن را با این کارش راه می‌اندازد، به خاطر همین امام زمان {{عج}} پیش او آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} به عدالت سر می‌زند؛ نه به خباثت! ما خباثت داریم، کجا می‌خواهیم امام زمان {{عج}} را ببینیم؟! مگر ائمه {{علیهم}} را ندیدند؟! هفده، هجده سال چهار امام را دیدند، چرا اهل آتش شدند؟! امام دیدن شرط نیست، امر امام را اطاعت کردن شرط است، اگر شما امر امام را اطاعت کنید، دلش خوش می‌شود.&lt;br /&gt;
&amp;lt;section end=&amp;quot;گفتار متقی 2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی 3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
خلیفه‌ای بود که وزیری ناصبی داشت، می‌خواست شیعه‌ها را محکوم کند. قالبی درست کرد و به آن نوشت: «ابابکر، عمر، عثمان، علی» اناری که به درخت بود، درون قالب گذاشت. این انار بزرگ شد و فشار آورد و این اسامی نقش بست. وزیر ناصبی انار را برداشت و پیش خلیفه آورد، گفت: خلیفه! ببین این آیات خداست، امر خداست، چه می‌گویی؟ این را که نمی‌شود منکر شد. خلیفه علمای شیعه آن زمان را خواست و گفت: به من جواب بدهید؛ یا این‌که باید اهل تسنن را قبول کنید یا این‌که همه شما را می‌کُشم! آن‌ها گفتند: خلیفه! یک هفته به ما وقت بده! این‌ها همه در بیابان ریختند و گریه و زاری می‌کردند! شب آخر که شد، یک‌وقت امام زمان {{عج}} فرمود: این وزیر یک قالبی درست کرده و آن را در بالاخانه گذاشته است، وقتی می‌روید، به خلیفه بگویید که وزیر را در یک اتاق نگه دارد، وزیر خدعه کرده. وقتی رفتند، دیدند همین است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد امام زمان {{عج}} به آن‌ها گفت: چرا یک هفته وقت گرفتید؟! می‌خواستید بگویید فردا، من جواب شما را می‌دهم؛ پس شیعه صاحب دارد. بیا درِ خانه امام زمان {{عج}} برو، ببین چطور جوابت را می‌دهد! اول باید سخی باشی! از دنیا هم بگذری! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من یک دفعه راجع به این‌ها می‌خواستم سؤال کنم، فهمیدی یا نه؟! آخر حقانیت شخص را باید از امام زمان {{عج}} سؤال کرد، او خوب می‌فهمد. دو شب با امام زمان {{عج}} حرف زدم، دیدم امشب جواب نداد، فرداشب هم جواب نداد. رفتم درِ خانه امام حسن عسکری {{علیه}}، گفتم: حجت خدا، ولیّ خدا اگر نباشد، عالَم فروریزان می‌شود. تمام خلقت دست پسر توست، تمام باران، تمام نَفَس‌هایی که عالَم می‌کشند، دست پسر توست. بنا کردم عظمت امام زمان {{عج}} را گفتن؛ اما امر تو به او واجب است، بگو جواب مرا بدهد! به خودش قسم، فرداشب جواب داد. حالی‌ات هست چه می‌گویم یا نه؟! کجایی؟! در را بزن! به ‌دینم، اگر در را زدی، به تو جواب می‌دهد؛ اما تو داری این در را می‌زنی، چند در دیگر را هم می‌بینی؛ می‌گوید: برو همان در را بزن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا امام زمان {{عج}} چهار نایب معلوم کرد، اما آن چهار نایب از علماء نبودند، از آدم‌های عادی بودند. چرا از علماء انتخاب نکرد؟ امام زمان {{عج}} می‌داند این‌ها «شِرار الخلق» می‌شوند، سخن جنایت می‌گویند؛ نه سخن هدایت، حرف غیر امر و حرف خلق را می‌زنند. کجا می‌روید دنبال استادهای دانشگاه؟! آن‌ها به امام زمان {{عج}} اعتراض کردند که چرا ما را معلوم نمی‌کنی؟ تو قبولی خودت را داری نه قبولی امام زمان {{عج}} را. اویس قبولی امام زمانش را دارد که پیامبر {{صلی}} می‌گوید برادر من است؛ منعش کردند و گفتند: تو مجنونی که به این شترچران می‌گویی برادر! چرا به ما که چندین سال فقه و اصول خوانده‌ایم نمی‌گویی؟! اصلاً فهم پیامبر {{صلی}} و امام زمان {{عج}} و امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را می‌آورند زیر سؤال! او نمی‌فهمد، تو می‌فهمی؟! بیدار شوید، هوشیار شوید! اصلاً دارد توهین به حجت خدا می‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناخت امام این است که در مقابل امام فضولی نکنید و امام را خلق حساب نکنید! تمام آن‌هایی که فضولی کردند، ایراد می‌کنند. ممکن است آدم به خلق ایراد کند، اما به امام ایراد نکنید؛ هر کسی به امام زمان {{عج}} یا به ائمه {{علیهم}} ایراد کند، به امر خدا ایراد کرده و مشرک است. یک کافر داریم، یک مشرک. کسی‌که به امامش ایراد می‌کند، مشرک به امر است. به شما گفتم بروید کنار! تا حضرت زهرا {{علیها}} و امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کمکتان کنند، امام زمان {{عج}} به شما سر بزند و شما را از ناراحتی درآورد. آن آدمی که ایراد نمی‌کند، «من» ندارد، خدا دارد، علی {{علیه}} و زهرا {{علیها}} دارد؛ «من» ندارد! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شَلْمَغانی، مقامی داشت. پدر علی ‌بن ‌بابویه بوده، یکی از علمای مهم این عالَم بوده‌، مقامش مثل شریح‌ قاضی بوده، اعجاز داشته. حالا امام زمان {{عج}} آمده نایب معلوم کند، آقایان آمدند جلو، نمره می‌خواهند. تو خودت به خودت نمره دادی! فردای قیامت هم می‌گوید تو خودت به خودت نمره دادی، مگر من به تو نمره دادم؟! امام گفت: برو به حسین بن روح بگو بیاید! بقال است. گفت: آقا امام زمان {{عج}} با شما کار دارد. گفت: چه ‌کارم دارد؟ گفت: می‌خواهد شما را نایب قرار دهد. گفت: می‌شود من بقالی‌ام را بکنم؟ گفت: نه! اَمر امام است. حسین بن روح حاکم است. حاکم کسی است که امیرالمؤمنین علی {{علیه}}، امام زمان {{عج}} حاکمش کند، چرا بیدار نمی‌شوید؟! آیا مأمون و هارون حاکم هستند؟! این‌ها قلدرند. ما قلدر را با حاکمیت علی {{علیه}} فرق نمی‌گذاریم. بیایید تفکر داشته ‌باشید و روی این حرف‌ها فکر کنید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا شَلْمَغانی چه کار ‌کرد؟ نمی‌تواند از مقامش بگذرد، پافشاری می‌کند، دروغ می‌گوید، بنا کرد به گفتن این‌که شب ما با هم بیتوته داریم و چه‌ کار می‌کنیم! به امام زمان {{عج}} هم یک ‌گوشه‌ای آمد و گفت: آخر تو این بقال و دوره‌گرد را تأیید می‌کنی؟ چرا ما را تأیید نمی‌کنی؟ به امام زمان {{عج}} نامه نوشت: ما فقیه هستیم، چرا ما را نایب خودت قرار نمی‌دهی؟ شَلْمَغانی دست برنداشت، یک‌وقت آقا امام زمان {{عج}} لعنت‌نامه برایش نوشت. بروید در کتاب‌ها ببینید، در کتاب کافی نوشته: ما از تو بیزاریم! ببین چقدر پُررو است! تا حسین بن روح لعنت‌نامه را دستش داد، گفت: مردم! نه این‌که امام زمان {{عج}} گفته تو از ما دوری، گفته تو از گناه و معصیت دوری! امام گفته این شلمغانی از گناه بیزار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا که امام زمان {{عج}} نایب معلوم کرد، هیچ‌کس به این‌ها مراجعه نکرد؛ تا حتی آن بزرگ‌ها که بیشتر از این نمی‌توانم اسمشان را بیاورم. مردم هم رفتند دنبالشان. حضرت وقتی دید این‌جور شد، دیگر نایب معلوم نکرد. به نایب‌هایش گفته بود: مردم باید بیایند دنبال شما، شما به منزله‌ من هستید‌، دنبال مردم نروید. چه کسی به آن‌ها مراجعه کرد؟! چه کسی می‌آید چهار تا حرف از این‌ها نقل کند؟! حالا تو منتظر خودش هستی؟! چرا ما نمی‌فهمیم؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا امام حسین {{علیه}} هم نایبش مسلم بن عقیل را فرستاد کربلا، ببیند مردم اطاعت می‌کنند یا نه! نکردند دیگر! حالا تو همین‌طور بگو یا حجت بن الحسن! همین‌طور گریه کن که چرا من او را نمی‌بینم؟! چه چیزش را می‌خواهی ببینی؟! مگر اویس امام زمانِ خود را دید؟! ندیده؛ اما یقین به امام زمانش دارد. شما هم باید منتظر باشید و بگویید: آقاجان! بیا فرمان به ما بده! ما داریم امرت را اطاعت می‌کنیم، فرمان بده جانمان را قربانت کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} نایب معلوم کرد، امام حسین {{علیه}} هم می‌فرماید: متقی وکیل من‌ است، بروید پیش وکیل من متقی! کجا می‌روید؟! همین‌طور که امام حسین {{علیه}} مرا نایب خودش قرار داده؛ من پسرم حاج ابوالفضل را نایب خودم قرار می‌دهم. کسی را مثل او ندیدم، خیلی مقام دارد؛ شما سخاوت‌هایتان را به ایشان بدهید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی به شهر مکه رفتم، در حِجر اسماعیل از خدا خواستم که یک لحظه هم هست، خدمت امام زمان {{عج}} برسم، گفتم: خدایا! مرا سنخه او قرار بده تا آقا را ببینم. وقتی به سرزمین مِنا رفتم، آن‌جا یک حصیر برداشتم و کناری رفتم، اما نشد که امام زمانم را ببینم، برگشتم و در حِجر اسماعیل آمدم، با گریه به خدا گفتم: خدایا! حاجت مرا که مستجاب نکردی! داد کشیدم و گفتم: می‌خواستم آقا امام زمانم را در سرزمین مِنا ببینم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک‌دفعه آقا تشریف آورد، او را دیدم و با او حرف زدم. در این سفر یکی از مهندس‌ها با ما بود، خریدهای خیلی بدی کرد. یک دوربین عکاسی و یک رادیو خرید و گردنش انداخت. به او گفتم: آقا! این ساز هم می‌زند؟ گفت: می‌خواهم ساز بزند. احمد آقا، پسر حاج شیخ عباس به من برگشت و گفت: چه کار به مردم داری؟ مرحوم وزیری آن‌جا بود، یک‌دفعه بلند شد و گفت: شما دو نفر، حق ایشان را ضایع کردید، فردای قیامت باید جوابش را بدهید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من ناراحت شدم و گفتم: خدایا! من که حرف بدی نزدم. وقتی آقا تشریف آورد، گفتم: آقاجان! تو را به حق مادرت زهرا، آن‌هایی که می‌دانند و یک کاری می‌کنند، حُکمشان را بکن! آقا یک لبخندی به من زد که هنوز دندان‌های سفید آقا در نظرم است. ببین این‌طور باید باشید! تا آقا دید که من ناراحت هستم، وجود مبارکش آمد و مرا از ناراحتی درآورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا این شخصی که این خریدها را کرده بود، هنگام برگشت به ایران، آن‎‌ها را در چمدانش گذاشت، در فرودگاه جَده، چمدان گم شد. من ناراحت شدم، این‌طور باید بشوید! ببین من چه کار کردم؛ بلند شدم و دو رکعت نماز خواندم و گفتم: خدایا! من می‌خواهم این چمدان پیدا شود، این شخص می‌خواهد به ایران برگردد و آن‌جا چمدانش را باز کند و این رادیو و دوربین عکاسی را نشان خانواده‌اش بدهد، عشقش این است. خدایا! چمدانش پیدا شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خلاصه بلند شدم و این‌قدر در فرودگاه جَده گشتم تا چمدانش را پیدا کردم و آوردم به او دادم، اما یک سال کمتر زنده بود، مُرد. خدایا! امام زمان! شما شاهد باشید! اگر من دیدارم با امام زمان {{عج}} را گفتم، می‌خواهم رفقایم مزه‌اش را بچشند، نمی‌خواهم بگویم که من با امام زمان {{عج}} رابطه دارم. خدایا! تو خودت می‌دانی من به دو نفر نمی‌توانم دروغ بگویم: یکی به تو ای خدا! یکی هم به امام زمان {{عج}}! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همین‌طور به امام زمان {{عج}} گفتم: آقاجان! من دو خواهش از شما دارم، خواهشم این است که دلم می‌خواهد یاور شما باشم، اگر شما الآن امر کنی که سلطنت سلیمان را به من بدهند، یک‌قدری هم بالاتر، سلیمان سلطنتش یک حدّی داشت، از من حدّ هم نداشته باشد، یعنی حکومت عالَمی داشته باشم، من دلم خوش نیست؛ تا احقاق حق از دشمنان جدت حسین و مادرت زهرا  نکنم. بعد به ایشان گفتم: آقاجان! من چه کار کنم که یاور شما باشم؟ ایشان فرمود: صلوات بفرست! هر روز و هر شب صلوات می‌فرستم به سلامتی امام زمان {{عج}}. می‌گویم خدایا! وجود مبارک امام زمان {{عج}} را از جمیع بلایا حفظ کن! از گیر چه کسی حفظ کند؟ از گیر آن‌ها که به ایشان می‌گویند: برگرد! ما داریم درست می‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الآن سخاوت از دست مردم گرفته شده، به کسی خدمت می‌کنند که امام زمان {{عج}} می‌آید و گردنشان را می‌زند، خلاصه خبرهایی است. به امام زمان {{عج}} برمی‌گردند؛ می‌گویند: خدا گفته توهین به یک مؤمن کنی، خانه مرا خراب کرده‌ای، این چطور مقدس‌ها را می‌کُشد؟! صحنه را می‌بینند و آ‌نچه مقدس است، به امام زمان {{عج}} برمی‌گردد. یک روایت داریم؛ به امام زمان {{عج}} می‌گویند: ما داریم درست می‌کنیم، برگرد؛ وگرنه تو را رَجْم [سنگسار] می‌کنیم! بدترین چیز این است که توهین به ولایت می‌کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} یک‌دفعه می‌آید؛ می‌گوید حرم حضرت معصومه {{علیها}} را خراب کن! مسجد را خراب کن! من توی آن مسجد النبی نرفتم، گفتم: ای مسجد! خراب شوی! متقی توی مسجد النبی نمی‌رود، منتظر است که امام زمان {{عج}} بیاید این مسجد را خراب کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امام زمان {{عج}} می‌گویند چرا خراب می‌کنی؟ این عادی نیست. یک آجر برای ساختن مسجد بدهی، این‌قدر ثواب دارد. امام زمان {{عج}} می‌آید مرقد را برمی‌دارد، مقدس‌ها به‌ او برمی‌گردند! آن کسی‌که به او علاقه دارند، امام گردنش را می‌زند‌. آن کسی‌که مقدس‌ها او را نمی‌خواستند، امام به او می‌گوید تو نماینده‌ من هستی! به ایشان برمی‌گردند، خیلی شلوغ می‌شود، استادهای دانشگاه مردم را در مقابله با امام زمان {{عج}} تحریک می‌کنند و می‌گویند ببین چه کار می‌کند! امتحان بزرگی است! حالا من همه این‌ها را می‌گویم که وقتی امام زمان {{عج}} آمد، بیدار باشید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک نفر خواب دید که پدرش همین‌طور می‌گوید قبر را بردار! بردار! آمدند و به من گفتند، گفتم: غصبی است، خمس و سهم امامش را بدهند! وقتی دادند، دیدند خوب شد. این‌ حرم‌ها همه‌اش غصبی است که امام زمان {{عج}} برمی‌دارد. شخصی آمد سر قبر چهار امام در بقیع، آن‌قدر گریه کرد، امام صادق {{علیه}} گفت: امر ما را اطاعت کن! یک فاجری ساخت، یک فاسقی خراب کرد. یک فاسقی ساخت، یک فاجری خراب کرد. برو ردّ کارت! من این را دارم می‌گویم: فاسق ساخت! حالا شاید این‌ها را برمی‌دارد خراب می‌کند، یک‌دفعه نگاه می‌کند ساخته می‌شود. او که نمی‌خواهد توهین به عمه‌اش بکند. وقتی امام زمان {{عج}} می‌آید، این حرف‌ها که من زدم به دردتان می‌خورد و بیدار هستید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما باید به کارهای امام زمان {{عج}} کاری نداشته باشیم. در بین چند هزار شاگرد امام صادق {{علیه}}، فقط هشام بود که وقتی امام گفت: فردا مرغ کشته بیاورید! همه کشتند، هشام نکشت! شاگردها کافر به امام هستند؛ می‌گفتند: امام خوشگلیِ هشام را می‌خواهد. این است که می‌گویم دنبال خلق نروید! دنبال چه کسی می‌روید؟! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مؤمن هم مثل امام صادق {{علیه}} مگر می‌تواند کسی را تأیید کند؟! از ترس خوب‌ها نه از ترس عرق‌خورها و شراب‌خوارها، از ترس مقدس‌ها. حالا وقتی امام زمان {{عج}} آمد، ما باید چه جور باشیم؟ فقط باید تسلیم باشیم؛ آن‌وقت یک عقیده دیگر هم داشته باشید: بدانید آن‌هایی که امام زمان {{عج}} درباره‌شان این کار را می‌کند، مجرم هستند. امام مجرم را از بین می‌برد. با این عقیده باشید، خیلی هم خوشحال هستید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر امام زمان{{عج}} بیاید، تمام خلقت خوشحال می‌شوند. امام زمان {{عج}} می‌داند چه وقت ظهورش است، اما دو اجازه می‌خواهد: اول اجازه از خدا، بعد اجازه از حضرت زهرا {{علیها}}. باید از مادرش اجازه بگیرد و ظهور کند. حالا نگویید که ائمه {{علیهم}} احتیاج دارند؛ این‌ها اجازه روی اجازه است، احترام روی احترام است. این ظهوری که میلیاردها دَم شمشیرِ آقا قرار می‌گیرد و دین خدا پیاده می‌شود، باید با اجازه حضرت زهرا {{علیها}} باشد. حالا امام زمان {{عج}}، وقتی خدا اجازه به او می‌دهد، خدا از بس خوشش می‌آید، می‌گوید: اجازه از مادرت هم بگیر! می‌فرماید: مادرجان! اجازه می‌دهی؟ حالا فاطمه زهرا {{علیها}} می‌فرماید: چون خدا گفته، مهدی! قیام کن! امام صادق {{علیه}} می‌گوید: ما حجتیم از برای خلق، مادرمان زهرا {{علیها}} حجت است از برای ما؛ اگر ما نباشیم دنیا فروریزان می‌شود. اگر مادرمان زهرا {{علیها}} نباشد، ما اصلاً نیستیم. آیا حضرت زهرا {{علیها}} از برای شما حجت نیست که بیایید قدری امرش را اطاعت کنید؟! آخر باید حضرت زهرا {{علیها}} شفاعتتان را بکند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک آیه در قرآن داریم، می‌گوید: «اللهُ نورُ السَّماواتِ وَ الأرْض»: این نوری است که از برای خداست، در تمام ارض و سماء می‌تابد، اما این تابش، تابش نور خداست، نور ولایت است، نور امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است، چرا؟ پیامبر {{صلی}} فرمود: ما اهل‌بیت {{علیهم}}، اول کسی هستیم که خدای تبارک و تعالی نور ما را خلق کرد، یعنی آن‌ها «نورُ الله» هستند، نور خدا هستند. مگر ما نمی‌گوییم که آقا امام زمان {{عج}} اگر نباشد، تمام عالم فروریزان می‌شود؟! یعنی نور ولایت باید در تمام خلقت باشد. تمام نور خلقت به واسطه علی {{علیه}} و بچه‌های علی {{علیهم}} است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من الآن یک ‌چیزی به شما بگویم: قوم حضرت‌ موسی هفتاد قبیله بودند، بنی‌اسرائیل ایرادی بودند، آمدند به موسی گفتند: ما خدا را می‌خواهیم ببینیم، هر چه گفت آیات را ببینید، زمین و آسمان را ببینید. باور نکردند. امر شد: یا موسی! از هر قبیله یک ‌نفر انتخاب کن، هفتاد نفر شوند؛ آن‌ها را در کوه طور بیاور! کوهی بود که آن‌جا عبادت می‌کردند. هفتاد نفر از بزرگانشان انتخاب شدند و آمدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایت داریم: یک نوری به کوه تجلی کرد نه روی سرِ این‌ها، هفتاد نفر مُردند، موسی هم غش کرد. مِن‌بعد حالا جبرئیل یا امر خدا، موسی را به هوش آورد، گفت: خدایا! ما وقتی از این‌ها کسی را نکشته ‌بودیم این‌ها ایمان نمی‌آوردند، حالا که هفتاد نفر از این‌ها کشته شدند، گفت: دعا کن زنده‌شان می‌کنم؛ دعا کرد، زنده شدند. نصف این‌ها گفتند: سلام بر پروردگار موسی! نصفشان گفتند: موسی جادو کرده. حضرت ‌موسی به خدا می‌گوید: خدایا! نور خودت بود؟ می‌گوید: لا! می‌گوید: نور محمد و آل‌محمد بود؟ می‌گوید: لا! می‌گوید: نور انبیاء بود؟ می‌گوید: لا! می‌گوید: خدا! نور چه ‌کسی بود؟ مرا از آن‌ها قرار بده! گفت: یکی از شیعه‌های امت پیامبر {{صلی}} در آخرالزمان که دینش را حفظ کند. گفت: این‌ها چه‌ کار می‌کنند به آن‌جا رسیده‌اند؟ گفت: یکی کار ریا نمی‌کنند، یکی هم امر مرا به هر امری ترجیح می‌دهند. یکی هم معصیت‌ ولایتی نمی‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر {{صلی}} می‌گوید: «أنا مدینةُ العلم و علیً بابها»؛ عزیز من! بیا در دامن علی {{علیه}}! بیا از در علی {{علیه}}! بیا از درِ شیعه، خدا را بشناس! از درِ شیعه بیا در ولایت، آن‌وقت از توی ولایت در خداشناسی برویم. ببین آن هفتاد نفر مُردند؛ اگر خدا نورش تجلی کند، تمام عالم را رُبس [ذوب] می‌کند؛ چیزی در عالم نمی‌ماند، پس خدا نورش را به امیرالمؤمنین علی {{علیه}}، به این دوازده ‌امام، چهارده‌ معصوم {{علیهم}} داده؛ اما به ‌قول من که خودم حالی‌ام بشود کنترل است، یعنی این‌ها باید با اجازه خدا نورفشانی کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول الله {{صلی}} فرمود: بترسید از آن روزی که علی لباس قرمز بپوشد و با ذوالفقار سوار چینه [دیوار] شود! عمر با عده‌ای از زن‌ها آمد که حضرت زهرا {{علیها}} را از قبر بیرون بیاورد تا خلیفه اسلام به او نماز بخواند. امیرالمؤمنین علی {{علیه}} گفت: عمر! برو! نرفت. با دو انگشتش گلوی عمر را فشار داد، داشت خفه می‌شد که عباس، عموی پیامبر گفت: تو را به حق صاحب این قبر یعنی پیامبر، از او دست بردار و رهایش کن! امیرالمؤمنین علی {{علیه}} دست برداشت و رفت؛ پس فقط امیرالمؤمنین {{علیه}} قبر حضرت زهرا {{علیها}} را می‌داند؛ چون حضرت زهرا {{علیها}} فرمود: علی‌جان! بیا سر قبر من قرآن بخوان! من از تو خوشم می‌آید، می‌خواهم صدایت را بشنوم. من تا آخرین نفَس گفتم علی و حمایت از تو کردم؛ حالا می‌خواهم صدایت را بشنوم. هیچ‌کس قبر مخفی زهرای مرضیه {{علیها}} را نمی‌داند تا امام زمان {{عج}} تشریف بیاورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان از مکه معظمه می‌آید. بعد به مدینه، سر قبر مادرش می‌رود و می‌فرماید: مادر‌جان! من آمدم، چقدر «هل من ناصر» گفتی، کسی نیامد تو را یاری کند! به اندازه تمام دنیا سوختم و اشک ریختم. اگر اشک چشمم تمام شد، برایت خون گریه کردم. امام زمان {{عج}} حمد و ستایش خدا را می‌کند که الآن به دست من خواست خدا جاری شد، رجعت جاری شد؛ می‌فرماید: من از این‌ها که به تو ظلم کردند، احقاق حق می‌کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} عمر و ابابکر را از قبر درمی‌آورد، از جهنم بیرون می‌آورد، این‌ها را آتش می‌زند تا مردم بدانند. می‌فرماید: چرا با مادر ما این کار را کردید؟! هیچ‌کسی نبود که درِ خانه امیرالمؤمنین {{علیه}} را بسوزاند و وارد خانه امیرالمؤمنین علی {{علیه}} بشود، هیچ‌کسی نبود در همه عالَم؛ عمَر این کار را کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا امام زمان {{عج}} عمر و ابابکر را از قبر درمی‌آورد و به دار می‌زند؟! چون می‌خواهد گمراهی را تمام کند! آن درخت را من دیده‌ام. امام زمان {{عج}} این‌ها را به درخت می‌بندد. دست امام زمان {{عج}} که به درخت می‌خورَد، آن درخت سبز می‌شود. حالا آن‌ها را به این درخت بسته، می‌گویند چرا درخت سبز شد؟ باز ایمان به امام زمان {{عج}} نمی‌آورند، آن سبزی را از عمر و ابابکر می‌بینند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الآن هم هستند کسانی‌که پیروی از عمَر می‌کنند، شماها پیرو عمر نباشید! این مردم خوب‌هایشان پیرو اعمال خودشان هستند، پیرو رجعت نیستند؛ حالا پیامبر {{صلی}} می‌گوید: کسی‌که در آخرالزمان دینش را حفظ کند، با من و در درجه من است. از آن‌طرف هم می‌گوید: اگر یک نفر بادین از دنیا برود، ملائکه آسمان هیجان می‌کنند. چرا؟ دنبال کسانی‌که تأیید نیستند، رفتند. الآن چه کسی بادین از دنیا می‌رود؟! دین، امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} قبر مادرش زهرا {{علیها}} را معلوم می‌کند، گنبد و بارگاه برایش می‌سازد. یک روایت داریم: آن‌هایی که در آرزوی امام زمان {{عج}} بودند، زنده می‌شوند و می‌آیند پای رکاب امام زمان {{عج}}، می‌روند سر قبر زهرای عزیز {{علیها}}. رفقا! إن‌شاءالله ما هم از آن‌ها باشیم، اگر مُردیم با این آرزو بمیریم که بیاییم در رکاب امام زمان {{عج}}، برویم قبر حضرت زهرا {{علیها}} را زیارت کنیم، اما با آرزوی یاوری امام زمان {{عج}}. وقتی این‌طوری شدی به بهشتش هم پشت پا می‌زنی. به فردوس و جناتش هم پشت پا می‌زنی؛ چون‌که می‌فهمی امکان تو این ‌است که آقا بیاید احقاق حق از دشمنان حضرت زهرا و امام حسین کند؛ گفتم: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|پشت پا بر عالم امکان زدم|دست بر دامن زهرا زدم}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما وقتی اهل دنیا شدی، خیال می‌کنی دنیا امکانِ تو را عمل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقا! شما هم اگر پشت پا بر عالم امکان بزنید، برمی‌گردید؛ شبیه متقی می‌شوید. إن‌شاءالله متقی می‌آید، شما هم می‌آیید، از این‌جا نروید! شما که شبیه متقی شدید، اول: سخی باشید! هر پولی که می‌دهید، خدا ثواب هفتاد حج، هفتاد عمره به شما می‌دهد؛ امام زمان {{عج}} هم از سخاوت خیلی خوشش می‌آید. دوم: این سخاوتتان را به آخر برسانید تا زمان رجعت، یکی هم گناه نکنید و دنبال خلق نروید؛ آن‌وقت شما ذخیره امام زمانید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من دارم «هل من ناصر» می‌گویم؛ هل من ناصرِ من این است که حرف بشنوید، به هل من ناصرِ امام زمان {{علیه}} اتصال شوید‌. إن‌شاءالله وقتی آقا امام زمان {{عج}} تشریف می‌آورَد، دست از کارهایتان بردارید و بدوید دنبال امام زمان {{عج}}. به دینم، من خودم همین‌طورم؛ تا به من گفتند امام زمان {{عج}} ظهور کرده، دویدم. وقتی دنبالش رفتید، دنبال دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} رفته‌اید؛ آن‌ها همه‌شان پیش امام زمان {{عج}} هستند. به دینم، خود متقی رفته، دلش می‌خواهد شما هم پیش امام زمان {{عج}} بروید. من شماها را خیلی می‌خواهم، اما یک ترس دارم، ترسم این است که وقتی امام زمان {{عج}} آمد، شما دنبالش نروید. چه در دنیا بودم، چه از دنیا رفتم، بروید دنبال امام زمان {{عج}}؛ یکی هم عکس مرا در خانه‌هایتان بزنید؛ این عکس یادگار است و شما پیرو متقی هستید. خدایا! توفیقی به ما بده که قدردانی از ولایت کنیم، ما کسی را بخواهیم که تو می‌خواهی!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إن‌شاء‌الله منتظر رجعت باشید، الآن هر چه نگاه می‌کنی مردم می‌بینی، موقع رجعت متدین می‌بینی. من منتظر رجعت هستم. آن کسی‌که شما را تهیه کرده، خودش منتظر رجعت است. وقتی به عکس متقی نگاه می‌کنید، عکسش هم به شما می‌گوید منتظر رجعت باشید و شما را دعوت به رجعت می‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایت صحیح داریم: وقتی عاَلم می‌خواهد به‌ هم بخورد، خدا به جبرئیل می‌گوید: یا جبرئیل! برو آن‌جا قبر آقا امام‌ حسین {{علیه}} را بلند کن! آن زمین، علیین است، مبادا به‌ هم بخورد، آن را کجا می‌برد؟ در عرش. خدا حاج‌ شیخ‌ عباس را رحمت کند! گفت: وقتی یک‌قدری بالا برد، یک تکان به آن زمین می‌دهد، تمام مشرکین و منافقین می‌ریزند. فقط آن‌هایی که هل من ناصرِ امام‌ حسین {{علیه}} را لبیک گفتند و در آن‌جا خوابیده‌اند، این‌ها را در عرش خودش می‌برد. کجاییم ما؟! چه فکری می‌کنیم؟! چرا این فکرها را نمی‌کنید و می‌روید خودتان را اسیر یک حرف‌هایی می‌کنید؟! هم خودتان و هم مغز مبارکتان را اذیت می‌کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آدم فقط باید غصه ولایت را بخورد. غصه امام حسین {{علیه}} و حضرت زهرا {{علیها}} را بخورد؛ چرا به دین ما و به ناموس خدا لطمه خورد؟! آقا ابوالفضل {{علیه}} هم می‌گوید: تا زنده‌ام ای لشکر! حامی دینم، دینم حسین {{علیه}} است. عزیزان من! اگر شما هم دینتان امام زمان {{عج}} باشد، این حرف‌های بیهوده چیست که می‌زنید؟! به امام زمان قسم، اگر در این حرف‌ها بروید، دیگر حرفی نیست که درست کنید، اصلاً فرصت نمی‌کنید. من که این‌طوری‌‌ام؛  به خدا می‌گویم: خدا! هیچ‌کس نمی‌تواند کسری مرا درست کند مگر امام زمان {{عج}} بیاید. آن غصه، شفاعت است، سرفرازی از دنیاست؛ آن فکر، فکری است که خدا از شیعه چنین انتظاری دارد. آن غصه، بیداری است، بیداری جهان است. آن غصه، روح شما را تقویت می‌کند، شما را به کل کمال می‌رساند. می‌گوید: یک لکه اشک برای امام حسین {{علیه }} بریزی، خدا از سرِ تمام گناهانت می‌گذرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من یک پاره‌وقت‌ها که صحبت می‌کنم، نصف‌ شب به امام ‌زمان {{عج}} می‌گویم: تو یک ‌چیزهایی داری که من ندارم، کاش من هم داشتم؛ یکی کفش مادرت‌ زهرا {{علیها}}! اگر همه دنیا را به‌ من بدهند، کفش را بگذارند آن‌طرف، والله! همه دنیا را می‌دهم، کفش زهرا {{علیها}} را می‌گیرم. یکی هم پیراهن امام ‌حسین {{علیه}} پیش توست، تو هر دفعه نگاه به این‌ها می‌کنی، اشک می‌ریزی؛ اما شما می‌روید ویدیو و تلویزیون و ماهواره می‌زنید، بی‌غیرت‌ها! آن‌وقت شما امام‌ زمان {{عج}} را دوست دارید؟! او چه ‌کار می‌کند؟! شما باید سنخه او باشید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سُم اسب امام زمان {{عج}} که روی زمین می‌آید، به تمام خلقت دمیده می‌شود! آن‌هایی که از بهشت گذشته‌اند؛ ندا می‌دهند: آقاجان! ما آمدیم. کسانی‌که انفاق داشته‌اند و به فکر فقرا بوده‌اند، سنخه این‌ها هستند. خوش به حالشان که در رجعت هم می‌آیند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما باید لبیک به امام زمان {{عج}} بگویید! همیشه اَلست هست، خیال کرده‌اید اَلست آن‌موقعی است که شما ذرات بوده‌اید! الآن هم اَلست است، شیطان و خلق دارد شما را دعوت می‌کند، شما هم به او لبیک می‌گویید. اگر به خدا لبیک گفتید، دیگر به خلق لبیک نمی‌گویید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسانی بودند که می‌خواستند به‌ توسط آن حرفی که پیامبر {{صلی}} گفته‌، یک استفاده شخصی بکنند. الآن هم توی مردم هستند، مثلاً اگر از آن‌ها پرسیده شود: آیا پیش حاج ‌حسین بودی؟ می‌گوید: بله! بله! ما خدمت ایشان بودیم؛ یعنی ما با ایشان رابطه داریم. او دروغ می‌گوید؛ یک‌دفعه پیش من آمده و رفته؛ من دیگر او را ندیدم. تو چه رابطه‌ای داری؟! رابطه با کسی دیگر داری. بیشتر مردم با ائمه‌ طاهرین {{علیهم}} رابطه‌ای هستند، با مؤمن هم رابطه‌ای هستند. وقتی عمر به خلافت رسید، دید پیامبر {{صلی}} این ‌همه تعریف اویس را کرده‌. حالا با آن فکرِ خودش دارد می‌رود اویس را ببیند؛ نه به خاطر این‌که پیامبر {{صلی}} گفته‌. عمر پیش امیرالمؤمنین علی {{علیه}} می‌رود و می‌گوید: علی! این ‌همه پیامبر {{صلی}} تعریف اویس را کرده، ما از وقتی‌که به خلافت رسیدیم، نرفتیم یک سری به او بزنیم و او را ببینیم، بیا با هم پیش اویس برویم؛ می‌خواهد اویس به او دعا کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی عمر و ابابکر با امیرالمؤمنین {{علیه}} نزد اویس رفتند، عمر پیش‌دستی کرد و گفت: اویس! سرت سلامت! پیامبر {{صلی}} از دنیا رفت؛ اما بشارت! پیامبر {{صلی}} خیلی تعریف شما را کرده، تو اهل‌ بهشتی، دعایت مستجاب است و نفرینت گیراست. ما زحمت‌کش‌ها هستیم، این‌قدر جنگ رفتیم، ده، دوازده‌ سال خدمت پیامبر {{صلی}} بودیم. همین‌طور بنا کرد تعریف خودش را کردن. حالا به خیالش اویس نمی‌داند. باباجان! مؤمن، ماورای تو را می‌بیند. عمر گفت: یک دعایی به‌ ما دو نفر یعنی ابابکر و خودش بکن! اویس گفت: در جنگ اُحد کدام دندان‌های پیامبر {{صلی}} شکست؟ عمر و ابابکر در این سؤال ماندند. اویس به آن‌ها گفت کدام دندان پیامبر {{صلی}} شکست! عمر گفت: تو که نبودی، چطوری این را می‌گویی؟! گفت: من از خدا خواستم هر آسیبی که به پیامبر {{صلی}} می‌خورَد، به ‌من هم بخورد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا اویس یک نگاهی کرد و گفت: پیامبر {{صلی}} که از دنیا رفت، چه ‌کسی را جای خودش گذاشت؟ آیا بعد از خودش وصی معلوم کرد؟ عمر گفت: اشجع امت! پیرمردی که سال‌های سال در جنگ بود، سال‌های سال در امر پیامبر {{صلی}} بود. سال‌های سال بازی درآورده بود، اشجع امت! اویس گفت: خدا شما دو نفر را لعنت کند! خدا شما دو نفر را از رحمتش دور کند! یک نگاهی به امیرالمؤمنین {{علیه}} کرد و گفت: «سیماهُ رسول‌ الله»؛ تمام سیمای رسول‌ الله {{صلی}}، به این جوان جمع است. ببینید چطور ولایت قلبش را باز کرده! کسی‌که در اَلست، امیرالمؤمنین {{علیه}} را ندیده، در این اَلستِ کبیره، امیرالمؤمنین {{علیه}} را می‌شناسد. کسی‌که به ظاهر در بیابان است، خلفاء را محکوم می‌کند، در مقابلش بیچاره و فلجند. مگر عمر فقیه نیست؟! در مقابل اویس؛ یک شترچران، محکوم است. هماهنگ ولایت است که پیامبر {{صلی}} می‌گوید: برادر من است؛ شما هم وقتی هماهنگی با ولایت داشتی، برادر آن هستید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما الآن سخی هستید، اما یک کارهای ناصحیح می‌کنید، این است که اویس نمی‌شوید. الآن چه کسی منتظر رجعت است؟ فقط متقی؛ اما همه مردم دنبال گناه هستند! شما بروید کنار! اما با سخاوت بروید کنار! این جلسه کنار است، پیامبر {{صلی}} هم این را فرمود. شما اگر به امام زمان {{عج}} اعتقاد دارید، امام زمان {{عج}} رفته کنار، شما هم بروید کنار؛ این به نظرم جرم نباشد! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر پیرو رجعت شدید، یاور امام زمان {{عج}} هستید، چون نتیجه خودِ امام زمان {{عج}} رجعت است، این رجعت را خدا به دست امام زمان {{عج}} معلوم کرده، آن‌وقت ایشان می‌آید، پرچمش را افراشته می‌کند، می‌گوید: «یا أهل العالَم! أنا بقیة الله»، به تمام خلقت می‌گوید: من آمدم! به تمام ائمه طاهرین {{علیهم}}، تا حتی به رسول الله {{صلی}}، به علی ولیّ الله {{علیه}} می‌گوید من آمدم. چرا؟ دارد می‌گوید شما پیرو رجعت باشید! رفقای عزیز! متقی هم به شما می‌گوید: پیرو رجعت باشید، توی رجعت باشید، با رجعت هم سر و کار داشته باشید، آن‌وقت شما پیرو امام زمانید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌قدر خدا خوشش می‌آید که شما یاور امام زمان {{عج}} باشید؛ امام زمان {{عج}} که به شما احتیاج ندارد، چون وقتی امام زمان {{عج}} می‌آید، هفتاد هزار ملَک از آسمان با شمشیر می‌آید. آقاجان! چرا غصه می‌خوری؟! من هفتاد هزار ملَک به تو دادم، هر کاری می‌خواهی بکنی بکن! امام زمان {{عج}} هم می‌خواهد احقاق حق از دشمنان حضرت زهرا، از قاتلین جدش امام حسین بکند. من به شما بگویم امام زمان {{عج}} تا رجعت صبر ندارد، زودتر می‌آید. چرا؟ گفتم: زهراجان! تو را به حق حسینت و حسنت، به امام زمان {{عج}} بگو بیاید. آخر باید حضرت زهرا {{علیها}} بگوید. من از حضرت زهرا {{علیها}}، خواهش کردم که بگو: امام زمان {{عج}} بیاید، کفر زمین را گرفته است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;section end=&amp;quot;گفتار متقی 3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی 4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
در تمام این خلقتی که خدا دارد اصلاً والله، به خودِ خدا قسم، مانند حضرت زهرا {{علیها}} نیست! خدا یک الگویی در تمام خلقت معلوم کرده؛ این پنج تن را در «حدیث کساء» معلوم کرده؛ می‌گوید: به عزت و جلالم، تمام خلقت را به‌ واسطه شما خلق کردم، پس حضرت زهرا {{علیها}} یک خلقت است، حالا یک خلقت، خودش را فدای امیرالمؤمنین علی {{علیه}} می‌کند نه فدای جسم علی {{علیه}}، فدای حقیقت علی {{علیه}}! حقیقت ولایت؛ حقیقت تمام کون و مکان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زهرای عزیز {{علیها}} فدای حقیقت ولایت و امر خدا شد. هیچ‌کس حقیقت زهرای عزیز {{علیها}} را نگفته، وقتی‌که حقیقت تمام خلقت امام زمان {{عج}} تشریف می‌آورَد، آن‌جا هم کمک‌کننده‌اش امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است. قربان علی بروم! در همه جا مشکل گشاست! از زمانی‌که امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام» در ظاهر از دنیا رفته، فقط موقع امام زمان {{عج}} می‌آید و مُهر می‌زند: «مؤمن! منافق!» وقتی گردن منافقان را می‌زند؛ آن‌موقع می‌شود زهرای عزیز {{علیها}} را افشا کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای عزیز! فکر کنید! تفکر داشته باشید! روحِ تمام ماورا ولایت است. قیامت کبری افشای ولایت است، قیامت صغری؛ یعنی رجعت هم افشای ولایت است. آقا امام زمان {{عج}} که عمر و ابابکر و عده‌ای را به دار می‌زند؛ دارد به مردم می‌گوید ببینید این‌ها غاصب بودند! این‌ها بدعت‌گذار بودند و مردم را گمراه کردند؛ پس همین‌جا هم افشای ولایت می‌شود. مگر نمی‌فرماید مادرجان! می‌آیم و احقاق حق از دشمنانت می‌کنم؛ یا جداه! می‌آیم و احقاق حق از دشمنانت می‌کنم؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خودِ امام زمان {{عج}} وقتی می‌آید، می‌گوید: منم نوح! منم آدم! منم پیامبر آخرالزمان! نمی‌گوید منم علی! چرا نمی‌گوید من علی هستم؟ خودِ امام زمان {{عج}} هم به امر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است، به امر حضرت زهرا {{علیها}} است. به حضرت عباس، تا دست از دنیا برندارید، نمی‌فهمید! امام صادق {{علیه}} می‌گوید: من انتظار فرج دارم، اغلب ما انتظار خلق داریم نه انتظار امام زمان {{عج}}! خودِ امام زمان {{عج}} هم انتظار رجعت دارد. چرا می‌گوید رضایت خدا از هر ثوابی بالاتر است؟ دو ثواب، خیلی مهم است: یکی «انتظار الفرج»؛ انتظار امام زمان {{عج}}، یکی هم این‌که صفت رضا داشته باشید. همان انتظار الفرج به این وصل است، چون‌که راضی هستی، می‌خواهی جانت را برای امام زمانِ خودت هدیه کنی. شما هم اگر جایی نروید، انتظار رجعت دارید؛ آن‌وقت اگر از دنیا رفتید، با انتظار الفرج از دنیا رفته‌اید. کسی‌که انتظار الفرج دارد، اهل بهشت است؛ اهل نجواست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من می‌گویم که یاوران امام زمان {{عج}} از شهدای کربلا بالاترند، دلیل هم دارم؛ پیامبر {{صلی}} فرمود: آخرالزمان، اگر بخواهید دینتان حفظ باشد، واجبات، ترک محرمات، به خیر و شرّ مردم شرکت نکنید! منتظر امام زمانتان باشید، آن‌وقت ثواب هزار شهید به شما می‌دهد.‌ حبیب‌ بن‌ مظاهر یک شهید است، مسلم‌ بن‌ عوسجه یک شهید است؛ اما می‌گوید منتظر امام‌ زمان {{عج}} ثواب هزار شهید می‌برد. چرا؟ دلیلش این‌ است: وقتی‌که امام‌ زمان {{عج}} می‌آید، شما یاورش هستی، حکومت غصب کنار می‌رود، آن‌وقت تولید امام‌ زمان {{عج}} زیاد است، ببین چقدر مردم را هدایت می‌کند؛ حالا ای یاور امام زمان! صدها هدایت نصیب تو می‌شود. چرا؟ مگر نمی‌گوید یک آدمی را هدایت کردی، عالَمی را هدایت کردی؟! اما باید وقتی آقا امام‌ زمان {{عج}} می‌آید، جانت را فدایش کنی، مقصد نداشته‌ باشی؛ بگویی یک جان دارم، می‌خواهم فدایش کنم، پس عزیز من! تو یاور امام‌ زمان {{عج}} هستی. اگر امام‌ زمان {{عج}} نیامده، تو این‌جوری هم باشی، یاوری؛ با آن تولیدها شریک هستی. چرا متوجه نیستیم وقت خودمان را بیهوده طی می‌کنیم؟! بیایید توجه کنید! بیایید وقتتان را در این حرف‌ها طی کنید؛ اما منتظر باشید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببین من روایت و حدیث برای شما گفتم، خیلی کشیدن این حرف مشکل است! امام‌ زمان {{عج}} درباره شهدای کربلا می‌گوید: «السلام علیک یا عبد الصالح، المطیعُ لِله و لِرسوله»، جانم فدایتان! آن به جای خودش، اما این‌که می‌گویم اصحاب امام‌ زمان {{عج}} بالاتر از اصحاب امام‌ حسین {{علیه}} هستند، دلیلش این‌ است: حکومت غاصب کنار می‌رود، وجود مبارک امام‌ زمان {{عج}} می‌آید؛ آن‌وقت شما با تولیدش شریک هستید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا عزیز من! یک اندازه‌ای فکر کن! سکوت اختیار کن! یک اندازه‌ای تأنی داشته باش و یاور امام‌ زمانِ خودت باش! والله! از آن تولید استفاده می‌بری؛ این‌ است که می‌گویم: ای شیعه! ای کسی‌که تو را تأیید کرده! یک دانه نفَس بکِشی، افضل از عبادت ثقلین است؛ دلیلش این‌ است که اگر تو یاور امام‌ زمان {{عج}} باشی، از آن تولید امام‌ زمان {{عج}} سهام می‌بری؛ هر کسی که حرف دارد، بزند. برای کشیدن این حرف، باید مغزت متقی باشد، وگرنه نمی‌توانی بکِشی. حالا ما چه‌ کار داریم می‌کنیم؟! ساکت!  شما همیشه باید در فکر باشی از کارت که دست می‌کشی، با امام زمانت نجوا کنی. اگر نجوا با امام زمانت بکنی، یقین داری وجود مبارک ایشان هست. چرا می‌گوید برای امام زمانت صدقه بده؟ وقتی شما یک پسر داری، برای او صدقه می‌دهی. یقین داری وجود مبارک امام زمان {{عج}} هست که برایش صدقه می‌دهی؛ آن‌وقت یقینت زیاد می‌شود. بیایید گوش بدهید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امام زمان {{عج}} گفتم: یا امام زمان! رجعت شد آمدی، مرا صدا کن بیایم! هر چند در بهشت باشم، آن بهشت دیگر زشت است! حتی زمین هم کمک می‌کند، خیلی‌ها را فرو می‌بَرد؛ آن‌موقع دیگر «من» در کار نیست، آن‌وقت به شما قدرت چهل نفر شجاع را می‌دهد. حتی امام حسین {{علیه}} این‌قدر سلطنت می‌کند که ابروهایش سفید شود و روی پلکش باشد. اشاره می‌شود شمشیر از آسمان می‌ریزد. تماشاها دارد، اما تماشای دنیا نداشته باشید! لذت واقعی، به ولایت رسیدن است. می‌خواهی علی {{علیه}} و زهرا {{علیها}} را ببینی، این لذت واقعی است. لذت واقعی «هستی» است، دنبال توست؛ بقیه لذت‌ها برخوردی و فانی است. گفتم: حاضرم در مشکلات باشم، اما علی {{علیه}} و زهرا {{علیه}} را ببینم! قشنگش علی {{علیه}} و زهرا {{علیها}} است!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تمام خلقت تنظیم است، بیایید تنظیم را به هم نزنیم! من به شما گفتم در مکه نقش‌برداری می‌شود، تمام کارهایی که می‌کنید نقش دارد، حالا در آئینه امیرالمؤمنین علی {{علیه}}، همه حیوان هستیم، انسان نیستیم! بیایید نقش خوب در وجودتان ایجاد کنید، کار خیر کنید، ذکر بگویید، انفاق کنید و دست بیچاره و ناتوانی را بگیرید. با این دستتان به دیگران توان بدهید تا نقش خوب بردارد. وقتی آقا امام زمان {{عج}} تشریف می‌آورد، آن‌موقع امام زمان {{عج}} آئینه حق است، ما در آئینه‌اش حیوان هستیم! تمام آنچه که چندین سال در دلمان بوده، در پیشانی می‌آید و مُهر می‌زند: منافق!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایراد به امام زمان {{عج}} نکنید! خدا یاری‌اش می‌کند و او را از تهمت درمی‌آورد. چه کسی به او تهمت می‌زند؟ مقدس‌ها. حالا خدا او را یاری می‌کند. امام زمان {{عج}} به مردم می‌گوید: من کسی را نمی‌کُشم، منافق‌ها را کُشتم، او روی پیشانی‌اش مُهرِ منافق بود. به امام زمان {{عج}} هم ایراد می‌کنند؛ می‌گویند: چرا بچه‌ها را می‌کُشی؟ بچه‌ها که تقصیر ندارند، اما جلوتر امام صادق {{علیه}} فرموده امام زمان {{عج}} کار خضر را می‌کند؛ می‌فهمد بزرگ بشود، ایده‌اش همان است. این‌که پیامبر {{صلی}} می‌فرماید می‌میری به زمان جاهلیت، برای این است ‌که امام زمانت را قبول نداری. الآن که شما نشستی، توی دلت آن است، خدا با آن با تو رفتار می‌کند، ایده‌ات روی پیشانی می‌آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک بار سرِ کوچه‌مان آمدم که سوار ماشین بشوم و به حرم حضرت معصومه {{علیها}} بروم. دیدم که تمامی مردم حیوانند. یک‌دفعه دیدم هودجی از آسمان پایین آمد، سوار شدم. خوب یادم است از رودخانه قم ردّ شد، رفت و رفت، از کوه‌ها ردّ شد، به یک عمارتی رسیدم. آقای بزرگواری آن‌جا بود، به ایشان گفتم: شما مرا از دست آن حیوانات نجات دادید، ممکن بود مرا بِدَرند؛ اما آقاجان! اگر شما تقوا نداشته باشید، شما را هم نمی‌خواهم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی از آن‌جا آمدم، خیلی ناراحت شدم که چرا این حرف را زدم! آقا حاضر شد و فرمود: حسین! چرا ناراحتی؟! ما خودمان به تو القا کردیم که این حرف را بزنی! ببین من چه می‌گویم! آن را که درونم است، افشا می‌کنم، من تقوا می‌خواهم! اما شما چه می‌خواهید؟! من خواستِ آن‌ها را می‌خواهم! امر آن‌ها را افشا می‌کنم! اما شما با یک چلوکباب دنبال خلق می‌روید! چرا دنبال امام زمان {{عج}} نمی‌روید؟! چرا هر چیزی را می‌خورید، مال حرام و مصادره می‌خورید؟! هنوز هم دنبالش هستید! هر کسی را می‌بینم، دنبال خلق است! فردای قیامت پشیمان می‌شوید! به گونه‌ای که اگر پشیمانی‌تان را به اهل محشر قسمت کنند، به همه می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دو نفر با هم رفیق بودند، به یکدیگر گفتند: ما باید تمام مشکلاتمان را از امام زمان {{عج}} بخواهیم که حلّ کند؛ به خاطر همین چهل شب جمعه، پابرهنه به مسجد سهله آمدند و امام زمان امام زمان کردند. گفتند که ما باید امام زمان {{عج}} را ببینیم. شب آخر که شد، حضرت حاضر شد، آن‌ها دیدند یک عربی که کیسه‌ای در دستش است، با این‌ها همسفر شد، یک‌قدری که رفتند، به آن‌ها گفت: رفقا! این کیسه این‌جا باشد؛ من به این آبادی نزدیک می‌روم؛ تا وقتی‌که شما یک استراحتی بکنید و چیزی بخورید، من آمده‌ام. امام زمان {{عج}} کیسه را پیش این دو نفر گذاشت و رفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی آن‌ها به درون کیسه نگاه کردند، دیدند پُر از جواهرات است. یکی از آن‌ها به رفیقش گفت: بیا یک چاله‌ای بِکَنیم. تا این عرب آمد، او را بکُشیم و در این چاله بیندازیم، پول‌ها را هم قسمت کنیم. تا این را گفت، امام صدا زد: شما می‌خواهید امام زمان {{عج}} را بکُشید یا این‌که او را ببینید؟! وقتی این بار، درون کیسه را نگاه کردند، دیدند پُر از تَنگیله [خاکستر، خُرده شیشه] است. عزیز من! ببین این‌ها هم از امتحان در نیامدند! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی چندین وقت به مسجد سهله یا مسجد جمکران رفت تا خدمت امام زمان {{عج}} برسد، وقتی خدمت امام زمان {{عج}} رسید، امام به او فرمود: پدرجان! این‌جا آمده‌ای چه کار کنی؟ گفت: من می‌خواهم امام زمانم را ببینم، خیلی سال است که به این‌جا می‌آیم! گفت: حالا من امام زمان! از او چه می‌خواهی؟ گفت: اگر تو امام زمان {{عج}} هستی، این بیل مرا پارو کن! آن شخص رعیت بود، یک‌قدری که راه رفت، دید یک پارو در دستش است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای عزیز! بیایید ما مثل این شخص نباشیم که مطلب را متوجه نبود و نفهمید از امام زمانش چه بخواهد! انسان نباید چیزی از امام زمانش بخواهد که نابود می‌شود. خجالت بکش! یک خانه و ماشین مدل بالا از امام زمانت می‌خواهی؟! فکرت کوتاه است! چرا امام زمان {{عج}} را نمی‌بینید؟ چون فکرتان کوتاه است، آن چیزی که از امام زمان {{عج}} می‌خواهید، باید تولیدش به دوستان امیرالمؤمنین علی {{علیه}} برسد. چطور به شما نمی‌دهد؟! من عقیده‌ام این‌ است: اول چیزی که شما از امام ‌زمان {{عج}} می‌خواهید، باید بگویید: آقاجان! ما را در آخرالزمان، در پناه خودت حفظ ‌کن! ما را زیر بال خودت بگیر! همه می‌خواهند دین ما را ببرند، اصلاً کسی نیست که نخواهد دین ما را ببرد. دومی‌اش این است که آقاجان! تتمه عمر ما را در خواسته خودت، هدف خودت، راه خودت قرار بده! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چیزی که من از امام زمان {{عج}} خواستم، این بود که گفتم: آقاجان! خودت را به من بده! اگر خودش را بدهد، بالاتر از همه خلقت را داده. آن امام زمان {{عج}} که به تو می‌دهد، جسمش را نمی‌دهد، مِهرش را می‌دهد؛ وقتی مِهرش را داد، خودش را می‌دهد؛ دیگر هیچ مِهری به تو، تو را افشا نمی‌کند، فقط محبت امام زمان! آن‌وقت در دلت محبت دیگری نداری. یکی هم گفتم: آقاجان! حمایت از ولایت به من بده تا زهرای عزیز {{علیها}} خوشحال شود و بگوید یک نفر از ولایت حمایت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیگر این‌که گفتم: آقاجان! دو چیز است که مرا می‌کُشد، یعنی تمام گوشت بدن مرا دارد آب می‌کند! اگر تمام عالم را در اختیارم بگذاری، می‌سوزم؛ هیچ‌کس این سوختن مرا نمی‌تواند آرام کند؛ نه بهشت، نه فردوس، نه جنات آرامم نمی‌کند و می‌سوزم! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان! یکی مصیبت جدّت حسین {{علیه}} است، یکی مصیبتی است که به مادرت زهرا {{علیها}} توهین کردند، یکی هم اسیری عمه‌ات زینب {{علیها}} است. تا اسم مادرش را گفتم، یک‌دفعه تکان خورد، مصیبت زهرای عزیز {{علیها}} امام زمان {{عج}} را تکان می‌دهد. اگر امام زمان {{عج}} تکان خورد، تمام خلقت تکان خورده. همان‌جا به خودم گفتم: چرا گفتی؟ حالا می‌سوزم! هیچ چیزی سوختن مرا خاموش نمی‌کند، مگر آن ذوالفقاری که در دست امام زمان {{عج}} است تا با آن از دشمنان مادرش زهرای عزیز احقاق حق کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! بیایید حمایت از ولایت کنید، نه این‌که سر و صدا کنید! حمایت از ولایت این است که ولایت را مثل سلمان و اباذر در خودتان پیاده کنید! آن‌ها حرف نزدند، ولایت را در خودشان پیاده کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بلعم اعجاز دارد، «اسم اعظم» دارد. مگر به هر کسی اسم اعظم می‌دهد؟! اما مؤمن را «إرادة الله» می‌کند، از اسم اعظم بالاتر است. اسم امام حسین {{علیه}}، اسم امیرالمؤمنین علی {{علیه}} اعظم است، اگر آن‌ها را دوست داشته باشید، خدا اعظم به شما عنایت کرده. اسم اعظم یک وقت باعث نجات شما نیست، باعث سقوط شماست. آن اسم اعظمی که امام حسین {{علیه}} داشته باشید، امیرالمؤمنین علی {{علیه}} داشته باشید، باعث نجات شماست. بلعم را زنش بازی‌ داد. بلعم گفت: ای زن! اگر موسی بیاید تمام ریاست من به هم می‌خورد. گفت: ای مرد! مگر تو «مستجاب الدعوه» نیستی؟! مگر اسم اعظم بلد نیستی؟! گفت: چرا! گفت: خدا که اشتباه نکرده به تو داده، نفرین به موسی بکن! حالا بلعم می‌خواست برود به موسی نفرین کند. هر چه الاغش را زد، نرفت. گفت: چرا نمی‌روی؟ گفت: تو می‌گویی برو! «الله» می‌گوید نرو! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقا! چقدر «الله» به ما حرف زده، نمی‌شنویم! چقدر پیامبر {{صلی}} به شما حرف گفته، نمی‌شنوید! می‌روید گناه می‌کنید. الاغ بهتر است یا ما؟! حالا خدا سزایش را می‌دهد؛ او را در بهشت می‌برد و انسانش می‌کند. بلعم این‌قدر عظمت پیدا کرد: سگی را آدم می‌کرد، آدمی را سگ می‌کرد. یک نفرین کرد، چهل روز موسی سرگردان بود. بلعم به موسی نفرین کرد. تو چه کار می‌کنی؟ به دینم، امر ائمه {{علیهم}} را اطاعت نمی‌کنی، همان نفرین است!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما دو جور اسم اعظم داریم: یک اسم اعظم داریم که خدا آن را در خفا به شما داده، یعنی در خلقتِ شما خلق کرده؛ با آن می‌توانی هر کجا بخواهی بروی. آن خیلی مهم است! در یک قسمت به آن می‌گویند مخیر؛ تمام شما که این همه شرافت دارید، چون خدا گفت: «فتبارک الله أحسن الخالقین»، هیچ کجا خدا به خودش احسنت نگفته، اما کسی به غیر از بشر مخیر نیست؛ تا حتی ملائکه‌ها نیستند، آن‌ها در امرند. خدا تو را مخیرْ خلق کرده که پرش کنی از این‌جا در ماورا! من پرش کردم، تو هم جانم! می‌توانی پرش کنی در دامن امام زمان {{عج}}. حالا که خدا تو را مخیر کرده، حاکم هم هستی؛ باید سه چیز داشته باشی: اول ولایت، بعد عدالت، بعد سخاوت. اگر سخاوت یا عدالت نداری، ناقصی دارد؛ ولایت هم اگر نداری، که هیچ! خدا خیلی احترامت می‌کند، پرتت می‌کند توی جهنم! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم: اسم اعظمی داریم که با طَیَران، خدمت امام زمان {{عج}} می‌رسی؛ امام آن را به تو می‌دهد که با طیران خدمتش می‌روی. عزیزان من! شما الآن قدردانی نمی‌کنید که خدا به شما چه داده! اگر به شیخ‌بهاء اسم اعظم داده، امام زمان {{عج}}، خودش را به شما داده. حالا هم که به شیخ‌بهاء داده، او را مذمت می‌کند، چون‌که می‌خواهد با اسم اعظم خدمت امام زمان {{عج}} برسد. یک‌دفعه دید امام زمان {{عج}} کوفه است و درِ یک دکانی نشسته. وقتی شیخ‌بهاء امام زمان {{عج}} را دید، متوجه شد که امام به او اعتنایی نمی‌کند! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا شیخ‌بهاء دید امام زمان {{عج}} رفت و کفشش را به یک کفاش داد و فرمود: آیا می‌شود این کفش را بدوزی؟ آیا ممکن است این کار را بکنی؟ به او امر نکرد. کفاش گفت: آقا! دو نفر قبل از شما در نوبت هستند. دو مرتبه امام زمان {{عج}} فرمود: حالا می‌شود کفشم را بدوزی؟ گفت: آقا! باید صبر کنی تا کار این دو نفر را راه بیندازم و بروند. ببین این کفاش امام زمان {{عج}} را می‌بیند و می‌شناسد، اما امرش را بیشتر اطاعت می‌کند، می‌گوید اگر من کار امام زمان {{عج}} را جلو بیندازم، توهین به این شخص می‌شود. می‌خواهد با کسبش توهین به یک نفر نکند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا امام، شیخ‌بهاء را صدا زد و گفت: برو تا من به دیدنت بیایم، تو این‌جا نیا! اصلاً او را ردّ کرد. چرا؟ شیخ‌بهاء اسم اعظم دارد، اما تو خود اعظم را داری، تو محبتِ چهارده اعظم داری! این کفاش امر را اطاعت می‌کند، حالا آقا امام زمان {{عج}} می‌آید و درِ دکانش می‌نشیند، اصلاً امام زمان {{عج}} یعنی رحم، امام زمان {{عج}} یعنی عدالت، امام زمان {{عج}} یعنی سخاوت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خود نگه‌داشتن خیلی مهم است! بشر تا زمانی‌که قدرت دارد، هیجانی است و تسلیم نیست، مگر این‌که نیرویش را در اختیار امر بگذارد و قدرتش به وجود مبارک امام زمان {{عج}} اتصال باشد، وگرنه این قدرت، او را سقوط می‌دهد. عزیزان من! نیرو را خرج نیرو کنید و آن را در اختیار امر بگذارید. باید قدرتتان به قدرت مبارک مولی الموحدین، امیرالمؤمنین علی {{علیه}} اتصال باشد. ببین او چطور قدرتش را خُرد می‌کند و بچه یتیم را نوازش می‌کند، در برابرش کرنش می‌کند؛ نه این‌که بچه یتیم ارزش داشته باشد! چون بچه یتیم به خدا اتکا دارد و خواست خداست، امیرالمؤمنین علی {{علیه}} که کرنش می‌کند، خواست خدا را به جا می‌آورد. ببین چطور در خرابه‌ها می‌رود و به فقرا رسیدگی می‌کند! امیرالمؤمنین علی {{علیه}} قدرت تمام خلقت است، خودش امر است، اما از آن امر، بالاتر هم هست. چه قدرتی از قدرت امیرالمؤمنین علی {{علیه}} بالاتر است؟ قدرت خدا. امیرالمؤمنین {{علیه}} «قدرة الله» است، تمام قدرت‌ها در قبضه قدرت اوست، تمام نَفَس‌ها که خلقت می‌کِشد، در قبضه قدرت اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای عزیز! این تن ساز که می‌خواهید، باید بخواهید که خدا را اطاعت کنید و مَبلغی پیدا کنید، زن و بچه‌تان را اداره کنید، دستتان هم باز باشد، آن‌وقت آن فکر شما، تن شما، آن است که امام زمان {{عج}} را دوست دارد. وقتی امیرالمؤمنین {{علیه}} می‌خواهد از دنیا برود، می‌فرماید: حسن‌جان! حسین‌جان! به فکر فقرا باشید! بروید در خرابه‌ها به این‌ها سر بزنید! نگفت نماز بخوانید! روزه بگیرید! گفت به فقرا سر بزنید! شما شب احیا به چه کسی سر زدید؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! بیایید صفات، پیش امام زمان {{عج}} ببرید؛ تا او را خوشحال کنید. اگر امام زمان {{عج}} را خوشحال کردید، تمام خلقت را خوشحال کرده‌اید. حالا چه کار کنیم امام زمان {{عج}} را خوشحال کنیم؟ باید امر را اطاعت کنیم، پرچمِ امر داشته باشیم و به امام زمان {{عج}} التماس کنیم: آقاجان! ما عاجزیم که خودمان را حفظ کنیم، شما ما را حفظ کن! بیچاره‌ایم! دست ما را بگیر!  آقاجان! زمان می‌خواهد ما را ببرد، شیطان و خلق می‌خواهد ما را ببرد، ما را در پناه خودت حفظ کن؛ مبادا به زمان جاهلیت بمیریم. آقاجان! صغیریم، ما را کبیر کن! اگر ما را در خانه‌ات راه بدهی، کبیر می‌شویم، وگرنه صغیریم، بازی می‌خوریم! درِ خانه دیگران می‌رویم! دنیا و خلق ما را بازی می‌دهد، آقاجان! ما را راه بده!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیایید زانو بزنید در مقابل امام زمان {{عج}}! ببینید به شما می‌دهد یا نه! زانو بزنید در مقابل کسی‌که قدرتش ماورایی است. امام زمان {{عج}} را بشناسید! امام زمان {{عج}} تمام ماورا در اختیارش است! چه کسی در اختیارش گذاشته؟ خدا. حالا ایشان اختیار دارد به هر کسی بدهد، آن خصوصی نیست؛ چون آقا امام زمان {{عج}} کل کمال است. در اختیار امام زمانِ ما رحمت است، رحمت را می‌گذارد در اختیارت. بیایید امام زمان {{عج}} را اطاعت کنید، رحمتش را در اختیارتان بگذارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این جوّ عالم حرف‌هایی است، می‌گویم که تمام این عالم تنظیم است. عزیز من! قدرتت را تقدیم ولایت کن! نفَست و کارت را تقدیم ولایت کن! خدا یاری‌ات می‌کند. مگر تو را یاری نکرده؟! رفتم به امام رضا {{علیه}} گفتم: آقاجان! تمام رفقایم را هم ماورایی کن؛ هم آن‌ها را «إرادة الله» کن! والله، می‌کند، اما اراده خودت را بگذاری کنار. اگر تو اراده‌ات را گذاشتی کنار، محتاج خدا، محتاج ولیّ الله الأعظم امام زمان {{عج}} کنی، ماورایی‌ات می‌کند. چرا؟ هیکل من رشد کرده، اما عقلم رشد نکرده. عزیزان من! بیایید این رشد هیکل ما، رشد امر باشد. اگر رشد امر شد، صحیح است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا ببین این یقین توست که تمام ماورا را می‌بیند. این یقین توست که سیر دارد به تمام ماورا. گفتم: یک مؤمن مانند یک ستاره است. من مؤمن را کوچک کردم این حرف را زدم. عقیده‌ام این است که مؤمن بالاتر از این حرف‌هاست. ببین من دست و پای شما را می‌بوسم. چرا؟ عقیده‌ام این است که شما از ملَک بالاترید، شیعه از ماه و خورشید بالاتر است. چرا؟ خدا می‌گوید: تو «أشرف مخلوقات» هستی؛ خدا این را گفته که من می‌گویم؛ ببین آن جماد است، اما تو کمال هستی. می‌خواهم به کل کمال برسید. کل کمال شناخت امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است، شناخت وجود مبارک امام زمان {{عج}} است. کل کمال ولایت است. باید چون و چرا نداشته باشید و مطیع امر باشید. یقین کنید که حرف خدا و پیامبر {{صلی}} درست ‌است و قلبتان «عرش ‌الرحمٰن» است. من گفتم: عرش، جای دوازده ‌امام، چهارده‌ معصوم {{علیهم}} است؛ اما در قلب شما باید محبت آن‌ها باشد. محبت دیگری نباشد. حالا که محبت آن‌ها هست، پرچمِ امر آن‌ها دستتان باشد و امرشان را اطاعت ‌کنید!	&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک ذره درس یا مهندسی‌تان پیش رفت، خیال نکنید این شما را نجات می‌دهد. به کجا امیدوار می‌شوید؟! من الآن یکی را بگویم: تا حتی خودِ شیخ‌ مفید از ماورا اطلاع ندارد، چون‌که اتکایش به فقه و اصولش است. ما داریم انتقاد می‌کنیم، یک کج‌دهنی نگوید که این به علماء کار دارد و ایراد می‌کند! شخصی را پیش شیخ‌ مفید آوردند، می‌گوید: من زنم آبستن است و مُرده؛ نُه ماهش است. شیخ ‌مفید گفت: برو خاکش کن! حالا شیخ می‌بیند که ‌جوانی آمد و گفت که آقا امام زمان {{عج}} می‌گوید: پهلوی چپ آن ‌زن را بشکاف و بچه را درآور! پس شیخ نمی‌داند و از ماورا هم خبر ندارد؛ چون‌که از فقه و اصولِ درسی می‌فهمد. ما از شیخ‌ مفید، شاید بهتر یا بالاتر، کم داشته ‌باشیم. حالا ببین این از درسش استفاده کرده، خیلی هم زحمت کشیده، زحمتشان هم روی سرِ ما. ما می‌خواهیم ببینیم آن درسی که شما دست به ماورا می‌زنید، باید نوشیدنی یا القایی باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا آن بچه یک‌قدری بزرگ می‌شود، شیخ‌ مفید چه ‌کار می‌کند؟ می‌بیند اگر این ‌کار را کرده ‌بود، خون کرده‌ بود، می‌فهمد مجتهد شدن، فقه و اصول نجات‌دهنده نیست! کار است، کسب است. می‌رود درِ خانه‌اش را می‌بندد و می‌گوید: من اشتباه‌کارم! من دیگر حرف نمی‌زنم! حالا آقا امام زمان {{عج}} برایش یک پیغامی می‌دهد: نه! تو حرف بزن، ما هوایت را داریم. ببین نمی‌گوید بزن! ببین چه می‌گویم! نمی‌گوید بزن! اجازه زدن به او نداده، چه می‌گوید؟ می‌گوید: ما هوایت را داریم یک‌حرفی بزن، یعنی اگر ما هوایت را نداشته‌ باشیم، توی پرتگاه پرت می‌شوی؛ همین‌طور که شدی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! والله، این حرف‌ها خیلی مهم است؛ اما باید توجه بفرمایید و فکر کنید! به متقی درس می‌گویند؛ من یادم نمی‌رود، یک دفعه در مکه خدمت امام زمان {{عج}} رسیدم. به خودش قسم که مطابق تمام خلقت است، درس به من گفت. خیلی قشنگ بود! حضرت همین‌طور که به من می‌گفت، این کتاب خودش ورق می‌خورْد. این درسی که می‌گوید، درس خلقتی است؛ یک خلقتی را متوجه می‌شوی، از حنجره پاک امام زمان {{عج}} نتیجه می‌گیری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«إنّ الله و ملائکته یصلّون علی النبیّ یا أیها الّذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیما.» عزیزان من! ما باید تسلیم باشیم. حالا چه‌ جور بشود که تسلیم شویم؟ باید قلب مطمئنه داشته ‌باشید. مطمئن باشید به ولایت. بیایید تسلیم امیرالمؤمنین علی {{علیه}} بشوید! ما تسلیم واقعی نیستیم، یک حدّی تسلیم هستیم. مگر اَصبغ به پیامبر {{صلی}} نمی‌گوید که دارم جهنم و بهشت را می‌بینم؟! ولایت، روح را می‌بیند، دنیا، جسم را می‌بیند. عزیزان من! بیایید چشم ولیّ داشته‌ باشید! چشم ولیّ پیدا کنید! از کجا پیدا کنید؟ باید امام‌ زمان {{عج}} به شما بدهد، وقتی تسلیم شدید، هستی‌اش را به شما می‌دهد. مگر امام‌ زمان {{عج}} از آن سلطان کمتر است؟! چرا ما توجه نداریم؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلطانی بود که در بیابانی حرکت می‌کرد، باد و غبار شد، به چادر بنده خدایی که یک بُز داشت، پناه آورد. آن چادرنشین دید که این آدم با شخصیتی است، خلاصه بُز را کُشت و تاس‌کبابی درست کرد و پوست این بُز را زیر پای سلطان انداخت. خیلی توجه به او کرد. صبح شد، سلطان می‌خواست برود، گفت: فلانی! شما باز هم بُز داری؟ گفت: نه آقا! ما همین یک بُز را داشتیم، آن هم بالأخره یک شیری به ما می‌داد. من دیدم شما مهمان عزیزی هستید، آن را کشتم. سلطان گفت: دیگر نداری؟ گفت: نه! نامه‌ای به او داد و گفت: اگر یک‌وقت کاری داشتی، خلاصه بیا توی شهر، من آن‌جا هستم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از چند وقت، سیل آمد و خلاصه چادر و بساط مرد بیابانی را بُرد، زنش به او گفت: مرد! آن شخصی که مهمانمان بود، به نظرم مرد بزرگواری بود، بلند شو برویم پیش او در شهر، ببینیم چه می‌شود! شاید یک جایی به ما بدهد، ما که هستی‌مان را سیل بُرد. مرد بیابانی بلند شد رفت و نامه شاه را نشان داد، دیدند که بَه! این نامه شاه است، پایش را هم امضا کرده. او را بردند آن‌جا توی قصر، فوراً لباس‌هایش را عوض کردند، حمام بردند و متوجهش شدند! زنش را در حرم‌سرای خودش راه داد. خیلی آن‌ها را احترام کرد، احترامی که او کرده بود، شاه هم کرد. بعد آمد و گفت: وُزرای من! من به این مرد بیابانی چه بدهم؟ یک نفر گفت: آقا! یک چادر به او بده تا در بیابان بزند، صد تا بُز هم به او بده، یک بُز برای شما کشته. حالا این سلطان چه کار کرد؟ دید این مرد بیابانی هستی‌اش را به او داده، تاجش را برداشت و گذاشت روی سرش، گفت: تو سلطانی! تو هستی‌ات را به من دادی. این مرد چادرنشین گفت: من سلطانم؟! گفت: آری! گفت: آقاجان من! ای شاه عزیز! من لیاقت این کار را ندارم، دوباره تاج را برداشت و گذاشت روی سر پادشاه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! این‌که می‌گویم تفکر داشته باشید، منظورم این است که امام زمان {{عج}} را به قدر یک سلطان بشناسید، وفا و صفای امام زمان {{عج}} را خیلی آوردیم پایین، کوچک کردیم که مغز همه کس بکشد؛ کوچک و بزرگ، همه متوجه بشویم؛ اگرنه حرف از این بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیز من! اگر تو هم هستی‌ات را بدهی به امام زمان {{عج}}، والله هستی‌اش را به تو می‌دهد، چرا هستی‌تان را به ولیّ الله الأعظم امام زمان {{عج}} نمی‌دهید که هستی‌اش را به شما بدهد؟! چرا ما فکر و اندیشه نداریم؟! مگر شهدای کربلا هستی‌شان را ندادند، حالا امام زمان {{عج}} چه می‌گوید! می‌فرماید: پدر و مادرم به قربانتان که هدفتان و مقصدتان، دفاع از وجود مبارک امام بوده. امام زمان {{عج}} خودش را فدای مقصد شهدای کربلا می‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای عزیز! بیایید مقصد ما، وجود مبارک امام زمان {{عج}} باشد. بیایید امام زمان {{عج}} را به قدر یک سلطان باوفا، سلطان باوجدان و باعاطفه، سلطان باعنایت و باعطوفت در نظر بگیریم، آیا آقا امام زمان {{عج}} کمتر است؟! ما هم باید در مقابل امام زمان {{عج}} بگوییم: آقاجان! ما لیاقت نداریم، لیاقت به ما بده! ما لیاقتِ کار ولایت را نداریم، تو ولایت به ما بده! ولایت ما را کامل کن! از کجا کامل بشود؟! بیایید در پناه امام زمان {{عج}}. مانند همان کسی باشید که یک بُز داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیرالمؤمنین {{علیه}} خیلی سینه‌اش تنگ شد، سر قبر پیامبر {{صلی}} رفت و فرمود: یا رسول الله! ببین اُمت تو با ما چه کار کردند؟! زهرای عزیز {{علیها}} را کشتند و این جنایات را کردند! گفت: علی‌جان! به آن‌ها نفرین کن! امیرالمؤمنین {{علیه}} فرمود: خدایا! مرا از این‌ها بگیر و مثل خودشان را به آن‌ها بده! حالا چه شد؟ خدا امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را گرفت و معاویه را به آن‌ها داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بترسید از روزی که ما قدردانی از امام زمان {{عج}} و نماینده‌اش متقی نکنیم و خدا کسی را به ما بدهد که دشمن امام زمان {{عج}} باشد! ما باید از امام زمان {{عج}} تشکر کنیم. تشکر این است که امرش را اطاعت کنیم، «من» و عناد نداشته باشیم، دنبال خلق نرویم، گناه نکنیم و سخی باشیم، به اولیای امور هم کاری نداشته باشیم. عزیزان من! در آخرالزمان دخالت در کارها نکنید! آرام بگیرید و هیجانی نباشید! خطر وظیفه را جدی بگیرید! حواستان به امر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان خلافت عمر، بچه‌ای روی ناودان رفت و می‌خواست خودش را از آن بالا به پایین پرت کند. پیش عمر آمدند و گفتند: خلیفه! هر کاری می‌کنیم، بچه پایین نمی‌آید. گفت: قدری آجیل و شکلات جلویش بریزید! این کار را کردند، اما بچه پایین نیامد. دوباره پیش عمر آمدند، گفت: بروید به ابوالحسن بگویید! وقتی پیش امیرالمؤمنین {{علیه}} آمدند، حضرت فرمود: یک بچه‌ای مثل خودش پیش او ببرید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک بچه‌ای مثل خودش آوردند، حالا این دو بچه قدری به زبان کودکی با هم حرف زدند. بالأخره آن بچه از روی ناودان پایین آمد. پیش امیرالمؤمنین علی {{علیه}} آمدند و گفتند: علی‌جان! این دو بچه با هم چه گفتند؟ حضرت فرمود: آن بچه‌ای که روی ناودان رفته بود، گفت: زمانی‌‌که عمَر خلیفه باشد، من دنیا را نمی‌خواهم، از این بالا خودم را به پایین پرت می‌کنم و جان می‌دهم، به غصه این‌که عمر خلیفه است! آیا ما غصه خوردیم که دارند دین ما را می‌برند و خلق به ما می‌دهند؟! من به فدای آن بچه بشوم! حالا آن بچه به او گفت: عزیز من! تو اشتباه می‌کنی! سایه امیرالمؤمنین علی {{علیه}} بر سرِ ماست! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما هم باید بگوییم: هر آنچه را که برای ما اتفاق می‌افتد، سایه امام زمان {{عج}} و متقی بر سرِ ماست. خدایا! سایه متقی را از سرِ ما کم نکن! ما از او استفاده ببریم. خدایا! حاج ابوالفضلِ ما را نگه‌دار! ما باید قدردانی کنیم و از زیر سایه امام زمان {{عج}} کنار نرویم. کجا از زیر سایه امام زمان {{عج}} کنار می‌روید؟ آن‌موقعی‌که امر را اطاعت نکنید. عزیزان من! بیایید زیر سایه امر باشیم؛ امر، شما را حفظ می‌کند نه دنیا! دنیا خودش پایه و اساس ندارد، تکذیب شده! اگر دنیا فایده داشت، ائمه طاهرین {{علیهم}} دنبالش می‌رفتند. کجا دنبال دنیا می‌روید؟! بیایید دنبال متقی بروید تا هم در دنیا و هم در آخرت رستگار شوید.&lt;br /&gt;
&amp;lt;section end=&amp;quot;گفتار متقی 4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی 5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
هیچ‌ کجا امام زمان {{عج}} مطابق وداع امام حسین {{علیه}} دلش نمی‌سوزد! وقتی امام حسین {{علیه}} برای خداحافظی درِ خیمه آمد، صدا زد: اُمّ‌کلثوم! خداحافظ! زینب‌جان! خداحافظ! تا حتی به فضه هم گفت: خداحافظ! ببین این‌ها چقدر آقا هستند! مساوات این است: فضه، کنیز مادرش را با خواهرش یکی حساب می‌کند؛ دید فضه دارد حمایت از حضرت زینب {{علیها}} می‌کند. وقتی امام حسین {{علیه}} گفت: خداحافظ! حضرت زینب {{علیها}} غش کرد! قبل از آن به برادرش گفته بود: برادر، حسین‌جان! وقتی جدم از دنیا رفت، دلم به پدرت خوش بود، وقتی پدرت از دنیا رفت، دلم به شماها خوش بود، امام حسن {{علیه}} هم که از دنیا رفت، دلم به تو خوش بود. حسین‌جان! دیگر زندگی بعد از تو را نمی‌خواهم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام حسین {{علیه}} دست ولایت بر قلب حضرت زینب {{علیها}} گذاشت، حضرت زینب {{علیها}} چشم‌هایش را باز کرد. امام حسین {{علیه}} فرمود: زینب، خواهرجان! من «هل من ناصر» گفتم، اما هیچ‌کس طرفم نیامد و جوابم را نداد! هر کجایِ این عالم باشم تا این‌ها خون مرا نریزند، آرام نمی‌گیرند، اما وعده من با خدا تا این‌جا بوده. خواهرجان، زینب! در شام دارند لعنت به پدر ما امیرالمؤمنین علی {{علیه}} می‌کنند، باید به شام بروی، در آن‌جا و کوفه یک خطبه بخوانی، پرچم معاویه را بِکَنی، پرچم پدرمان امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را نصب کنی. حضرت زینب {{علیها}} گفت: برادر! این‌قدر صبر می‌کنم تا صبر از دستم عاصی شود! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من می‌خواهم برای شما روضه‌ای بخوانم که حضرت فرمود: اگر یک قطره اشک برای امام حسین {{علیه}} بریزید، خدا از سر همه گناهانتان می‌گذرد. إن‌شاءالله می‌خواهم یک اشکی بریزیم، حضرت فرمود: هر کسی هم اشکش نمی‌آید، بُکاء کند، خدا ثواب گریه را به او می‌دهد. یک دل‌هایی نازک است و یک دل‌هایی طوری است که گریه‌اش نمی‌آید، کسل است؛ اما حضرت می‌گوید بُکاء کن! من روضه‌ای می‌خوانم که امام زمان {{عج}} می‌خوانَد. امام زمان {{عج}} خیلی وارد مصیبت‌های امام‌ حسین {{علیه}} نمی‌شود، اما یک مصیبت است که وارد می‌شود؛ می‌فرماید: یا جدّاه! فراموش نمی‌کنم آن‌موقعی‌که اسب بی‌صاحبت به درِ خیمه آمد. آخر می‌دانید چطور شد! امام‌ حسین {{علیه}} یک وصیتی به حضرت زینب {{علیها}} کرد؛ گفت: خواهرجان، زینب! این اسب بی‌صاحب من به درِ خیمه می‌آید. این اسب می‌آید که شما را راهنمایی کند؛ می‌گوید: زینب‌جان! ام‌کلثوم! امام‌ سجاد! بیایید این‌طرف تا امام حسین {{علیه}} را نشانتان بدهم! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام ‌حسین {{علیه}} گاهی وقت‌ها درِ خیمه می‌آمد و «لا حول و لا قوة إلا بالله العلیّ العظیم» می‌گفت. یک‌وقت دیدند اسب آمده، خیال کردند امام‌ حسین {{علیه}} است. همه از خیمه ریختند بیرون، امام زمان {{علیه}} خیلی دلش می‌سوزد. امام‌ حسین {{علیه}} گفته‌ بود: زینب‌جان! اسب می‌آید شما را راهنمایی می‌کند. مبادا بگذاری بچه‌ها دنبال این اسب بیایند و مرا ببینند، مبادا بگذاری سکینه بیاید پیش من، ممکن‌ است فُجأه کند. حالا اسب آمده، دارد «الظلیمه، الظلیمه» می‌گوید؛ وای به حال کسانی‌که پسر پیامبرشان را کشتند! ای اهل حرم! امام حسین {{علیه}} را کشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه از خیمه ریختند بیرون. همه بچه‌ها می‌دوند بیرون. یکی از این‌طرف می‌رود، یکی از آن‌طرف. حضرت زینب {{علیها}} می‌خواهد بچه‌ها را برگرداند؛ دنبال بچه‌ها می‌دود؛ می‌گوید: عمه‌جان! کجا می‌روید؟! بیایید! کاش احترام کرده‌ بودند، ریختند خیمه‌ها را غارت کردند و آتش زدند. بی‌خود نیست که امام زمان {{عج}} می‌گوید: گریه می‌کنم، اگر اشک چشمم تمام شود، خون گریه می‌کنم؛ برای اسیری عمه‌ام زینب {{علیها}}. از بس‌که حضرت‌ زینب {{علیها}} معرفت دارد! خدمت حضرت‌ سجاد {{علیه}} آمد و گفت: یا ولیّ الله! دید که امامت به حضرت‌ سجاد {{علیه}} منتقل شده. گفت: اُمّ ایمن همه حرف‌ها را به‌ من گفته‌، این‌ را نگفته‌؛ آیا ما باید بسوزیم؟ حضرت فرمود: عمه‌جان! «عَلیکُنّ بالفرار»؛ همه فرار کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صد و بیست و چهار هزار پیامبر، تمام ادباء، تمام علماء، تمام اوصیاء، این‌ها اصلاً کربلای امام‌‌ حسین {{علیه}} را نمی‌فهمند؛ نه خود امام‌ حسین {{علیه}} را. یک کربلای امام‌ حسین {{علیه}} را نمی‌فهمند یعنی‌ چه! وجود مبارک امام‌ زمان {{عج}} می‌داند که این‌قدر احترام می‌کند و می‌گوید: فراموش نمی‌کنم آن‌موقعی‌که اسب بی‌صاحبت آمد و عمه‌هایم از خیمه ریختند بیرون. دخالت در جوّ نمی‌کند، بس‌که این‌ کار مهم است، بس‌که این‌ کار بالاست! یکی هم گریه می‌کند و می‌گوید: عمه‌جان! فراموش نمی‌کنم آن‌موقعی که آمدی در تلّ زینبیه، هیچ چاره‌ای نداشتی، دست‌هایت را روی سرت گرفتی و فریاد زدی: حسین! حسین! حسین! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما باید گریه کنیم برای جسارتی که به این‌ها شده؛ جسارتی که به قدس امیرالمؤمنین {{علیه}} شده، جسارتی که به حضرت زینب {{علیها}} شده. این گریه درست است. چه کسی می‌تواند امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را بکُشد؟! این‌ها جسارت به علیین کردند، جسارت به نور خدا شد. چه کسی می‌تواند نور خدا را بکُشد؟! اما به تو گفته محزون باش! دلت مثل آتش بسوزد. برای چه بسوزد؟ برای جسارتی که به این‌ها شد، آن‌وقت شما هم مثل امام زمان {{عج}} هستید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} هم وقتی تشریف می‌آورد، از توهینی که به این‌ها شده، دفاع می‌کند. اصحاب امام حسین {{علیه}} دفاع از ولایت کردند که امام زمان {{عج}} می‌فرماید: «السلام علیک یا عبد الصالح، المطیعُ لله و لِرسوله»؛ ای اصحاب باوفای جدم، پدر و مادرم به قربانتان! حضرت زینب {{علیها}} هم دفاع از ولایت کرد که امام زمان {{عج}} می‌فرماید: اشک چشمم تمام شود، خون گریه می‌کنم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقا! این حرف‌ها را باید توی خودتان پیاده کنید! شما دفاع از چه کسی می‌کنید؟! مگر ام‌کلثوم نیست؟! خواهر حضرت زینب {{علیها}} است، اما اجازه بیان یک حرف دیگری است. امام حسین {{علیه}} اجازه بیان به حضرت زینب {{علیها}} داد؛ فرمود: خواهرجان! خطبه بخوان! باید پرچم پدرمان علی {{علیه}} را افراشته کنی. مگر پرچم افراشتن شوخی است؟! این یزید آن‌قدر قدرت دارد که می‌گوید: امام حسین را بکُش! می‌کُشد. مگر از بین بردن یزید شوخی است؟! یزید امپراطور جهانی بود، حکومت جهانی داشت. حضرت زینب {{علیها}} مثل امام زمان {{عج}} که می‌آید و جهانی را به هم می‌زند و از بین می‌برد، حضرت زینب {{علیها}} هم جهانی را از بین برد؛ جهانی را داد دست امام سجاد {{علیه}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک نفر در سرزمین مِنا، آقا امام زمان {{عج}} را خواب دید، گفت: آقاجان! ما این‌جا چه کار کنیم؟ حضرت فرمود: برای عمویم عباس {{علیه}} گریه کن! نگفت برای امام حسین {{علیه}} گریه کن؛ ببین چقدر امام زمان {{عج}} حضرت عباس {{علیه}} را می‌خواهد! چرا این‌قدر عزیز شد؟ از کجا به این‌جا رسید؟ جانش را فدای امر پیامبر {{صلی}} کرد؛ حالا روز عاشورا می‌گوید: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|افتاده است ای لشکر! دست یمینم|تا زنده‌ام ای لشکر! حامی دینم، دینم حسین است}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا می‌خوانند دیگر، چه اندازه‌اش درست‌ است، من هم همان را می‌خوانم؛ اما آقا ابوالفضل {{علیه}} این‌ را از روی عاطفه می‌گفت، نه این‌که می‌خواست تیر به چشمش بخورد، یعنی این ‌کار را از چشم خودش مهم‌تر می‌داند. این حرف را من می‌زنم، آن‌ها نزدند. حالا گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|ای لشکر! تیر به چشمم بزنید! به مشک آبم نزنید!|دادم به سکینه وعده آب فرات}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقط اصحاب امام حسین {{علیه}} نور شدند، هیچ‌کس نور نشده! حالا که جانشان را فدای امام کردند، امام زمان {{عج}} می‌گوید: پدر و مادرم به قربانتان! ببین پدر و مادر امام، یک خلقت است، چه بدهد به اصحاب امام حسین {{ علیه}}؟ من می‌گویم: خدا هم نمی‌‌تواند این‌جا سزای ولایت را بدهد، یعنی در این دنیایی که استخوان خوک در دهان سگ خوره‌دار است و خودش عیب دارد، خدا به تو چه می‌دهد؟ این‌که سزای ولایت نیست. خدا از ماورا به شما می‌دهد، بهشت، فردوس، عرشِ خودش را به شما می‌دهد. والله، این حرف را باید با آب طلا نوشت که این‌ها حمایت از امام کردند، امام جانش را فدایشان می‌کند، خود حجت بن الحسن {{عج}} حامی این‌ها شده نه امام حسین {{علیه}}، مگر امام شوخی است؟! امام حرفش یک خلقت است، وجودش یک خلقت است، یک خلقت را فدای اصحاب امام حسین {{علیه}} می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} که فدای آن غلام سیاه نشده! فدای آن عقیده‌اش شده، فدای آن قلب، فدای آن «هل من ناصر» که قبول کرده، شده! امام زمان {{عج}} به تسلیمیت می‌گوید پدر و مادرم به قربانت، نه به شخص! شخص که لیاقت ندارد؛  امام زمان {{عج}} آن پیروی را می‌گوید پدر و مادرم به قربانتان؛ یعنی علی‌خواهی، حسین‌خواهی، حسن‌خواهی، امام زمان‌خواهی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! محکم باشید! حوادث آخرالزمان شما را نَبَرد! حواستان جمع باشد! تشخیص عقایدی داشته باشید نه تشخیص خلقی. خیلی باید مواظب اشخاص باشید! این‌که مردم بعد از رسول الله {{صلی}} جهنمی شدند، به حرف خلق رفتند. خلق درونش خباثت است و شما را بازی می‌دهد. امروز دین‌ بُردن مشکل است! حضرت فرمود: مردم صبح دین دارند، شب بی‌دین هستند یا شب دین دارند، صبح بی‌دین هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان جاهلیت که مردم برهنه دور خانه خدا می‌گشتند، نگفت «شرّ الأزمنه»، امام حسین {{علیه}} را کشتند و سر مبارکش را چهل منزل بردند، نگفت «شرّ الأزمنه»، این زمان را گفت بدترینِ زمان‌هاست! چون دین بی‌دینی شده و بی‌دینی دین شده. اگر بعد از رسول الله {{صلی}} فرمود: «إرتَدَّ النّاس بَعدَ رسولِ الله {{صلی}} إلّا خَمساً»؛ همه مردم کافر و مرتد شدند مگر پنج نفر، در این زمان فرمود: هر کسی بادین از دنیا برود، ملائکه آسمان تعجب می‌کنند و می‌گویند در این دنیای خراب یک نفر با دین از دنیا رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! پرچم امر دست بگیرید و آن را به دست وجود مبارک امام زمان {{عج}} بدهید! خودسازی کنید، نه مردم‌سازی! خودسازی؛ یعنی من تصمیم گرفته‌ام که دیگر گناه نکنم. برو یک کناری، با خدا و امام زمانت نجوا کن! خودساز مردم را به خدا دعوت می‌کند، خودساز مردم‌ساز است. ما امروز به خودی خود نمی‌توانیم مردم را بسازیم، اغلب مردم دست از ولایت برداشته‌اند. وقتی دست از ولایت برداشتند، ما که نمی‌توانیم آن‌ها را بسازیم! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} به متقی فرمود: حسین! مردم مسموم شدند. دفعه دیگر فرمود: حسین! مردم اهل دنیا شدند، به دنیا نمی‌رسند. کجا این‌قدر دنبال دنیا می‌دوید؟! همیشه به فکر ماشینتان هستید و این‌که خانه‌هایتان را از این‌جا به جای بهتر ببرید! آیا به فکر فقرا هستید؟! آیا به فکر قوم و خویش و همسایه‌تان هستید؟! کجا ادعای مسلمانی می‌کنید؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر {{صلی}} به ستون حنانه تکیه می‌داد و برای مردم حرف می‌زد. زمانی‌که برای پیامبر {{صلی}} منبری ساختند و از آن جدا شد، این ستون داد کشید و نعره زد، تا وقتی‌که پیامبر {{صلی}} دست روی آن گذاشت و وعده همجواری در بهشت را به او داد، آن‌وقت آرام شد. آیا ما ناراحت شده‌ایم که امام زمان {{عج}} از پیش ما رفته؟! شما که از امام زمان {{عج}} جدا شده‌اید، چرا داد نمی‌کشید؟! سنگ بهتر است یا ما؟! اصلاً هم به فکر نیستیم که از امام زمان {{عج}} جدا شده‌ایم! از بس مشغله برای خودمان درست کرده‌ایم. کجا از امام زمان {{عج}} جدا می‌شویم؟ آن‌موقعی که سرکشی کنیم و امر را اطاعت نکنیم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیرالمؤمنین {{علیه}} رضایت تمام خلقت است؛ چون‌که تمام این خلقت دارند علی می‌گویند، تا حتی آجر‌ها، درخت‌ها، عرش خدا. حالا اگر شما گفتی علی! با خلقت هماهنگ شدی، آن‌ها تو را تحویل می‌گیرند! امام صادق {{علیه}} هم می‌فرماید: شما عضو مایید، گناه کنید، جدا می‌شوید. اگر می‌گوید عضو مایید، الآن که امام صادق {{علیه}} می‌رود آسمان، یا امام زمان {{عج}} می‌رود آسمان، شما جسمت این‌جاست، خودت می‌روی آسمان! چرا یک نگاه بد، خیال بد می‌کنید، از عضویت خارج می‌شوید، امر شیطان را اطاعت می‌کنید! شما خودت را از یاوری امام زمان {{عج}} جدا کردید! امام زمان {{عج}} ناراحت می‌شود. چقدر این‌ها دلشان می‌خواهد شما خوب شوید. چرا امام زمان {{عج}} باید بگوید این‌ها اهل دنیا شدند، به دنیا نمی‌رسند؟! باید بگوید این‌ها اهل ما شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصلاً چشمی که می‌خواهد امام زمان {{عج}} را ببیند، نباید به جایی نگاه کند که امر امام نیست. شما باید چشمت، پایت، همه چیزت در اختیار امامت باشد، آن‌وقت عضو او هستی. بشر به قدری می‌تواند پیش برود که در تأیید خدا قرار بگیرد. اصحاب یمین و متقی در تأیید خدا هستند، چون امر را اطاعت می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وای به حال آن‌ها که دنبال متقی نرفتند، دنبال دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} نرفته‌اند. وقتی‌که امام زمان {{عج}} ظهور می‌کند، روایت داریم: تهران را جوری زیر و رو می‌کند که هر کسی بیاید، می‌گوید این‌جا تهران بوده؟! اما به قم کاری ندارد. رفقا به من گفتند: بیاییم قم؟ گفتم: نه! وقتی امام زمان {{عج}} آمد، شما بیایید قم! حالا مردم در حرم، جلوی حضرت معصومه {{علیها}} گناه می‌کنند. وای بر این مردم! چه خبر است؟! خدا احترام را از این مردم گرفته، مردم مکان را احترام نمی‌کنند، امام رضا {{علیه}} و حضرت معصومه {{علیها}} را هم احترام نمی‌کنند. این‌ها از همان‌هایی هستند که خدا جزء آن هفتاد هزار نفر قرارشان داده، شما از آن‌ها نباشید! آن‌هایی هم که از این‌جا بروند، بی‌دین هستند، عین آن هفتاد هزار نفر. شما از این‌جا نروید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! توجه کنید که با چه صحنه‌ای روبرو هستید! با این‌که هر کسی باید تمام احکام را عمل کند تا رستگار شود؛ اما از بس کار مشکل است؛ امام صادق {{علیه}} می‌فرماید: در آخرالزمان اگر به یک حرف ما عمل کنید، ما ضمانتِ شما را می‌کنیم. امام دارد شرّ را می‌بیند، اما ما آن را نمی‌بینیم. شرّ به خیال ما خیر است و خیر به خیال ما شرّ است! این است که می‌گویم توجه کنید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این قضیه را جزایری در حاشیه کتابش نقل می‌کند: یک نفر خیلی گنه‌کار بود، شراب می‌خورد، وضعش خیلی ناجور بود، اما با سُنی‌ها بد بود. وقتی از دنیا رفت، قوم و خویش‌هایش خیلی قلدر بودند، آمدند به زور مرا بردند که به او نماز بخوانم. وقتی آن‌جا رفتم، دیدم نمی‌توانم به او نماز بخوانم. برگشتم تا این‌که خوابم برد، در خواب دیدم؛ آمدند قبری برایش کَندند، اما نشد او را دفن کنند. رفتند یک جای دیگری برایش کَندند، آن‌جا هم نشد! یک‌دفعه امیرالمؤمنین {{علیه}} فرمود: او را در جهنم ببرید! این شخص بلند شد و گفت: علی‌جان! درست است که گناهان من زیاد است، اما الآن مرا پیش دشمنان تو می‌برند، من از آن‌ها بدم می‌آمد و آن‌ها را اذیت می‌کردم. حضرت فرمود: او را دفن کنید! وقتی او را دفن کردند، دیدند که یک ریسمان از قبر این شخص به قبر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} اتصال است. «حبل‌ُ المتین» این است، این شخصِ گنه‌کار یک کار را به آخر رساند، امیرالمؤمنین {{علیه}} هم او را نجات داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هیچ ادیانی، در هیچ زمانی پیامبر {{صلی}} نگفته هر کسی دینش را حفظ کند، با من و در درجه من است، معلوم می‌شود کار خیلی سخت است! عزیزان من! چشمتان را باز کنید و ببینید سختی‌اش کجاست! من سختی‌هایش را می‌بینم و به شما می‌گویم، دارم به شما می‌گویم این راه نزدیک است، از این‌جا بروید! از آن‌جا نروید! حالا خودتان می‌دانید. من به خدا می‌گویم: خدایا! یک راهی است که صد فرسخ راه است، من می‌خواهم آن را بروم، اما نه زاد و نه توشه‌ای دارم؛ نه این‌که راه را بلد هستم! پایم هم درد می‌کند، چطور این راه را بروم! باید به قدرتت مرا ببری. الآن آخرالزمان این‌طوری شده، مگر این‌که به قدرت خدا در پناه امام زمان {{عج}} باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی روح شیعه پرواز می‌کند، پیش امام زمان {{عج}} می‌رود. امیدوارم امام زمان {{عج}} شما را بپذیرد. اگر هم نقص‌ و تقصیر‌هایی دارید، إن‌شاءالله امام زمان {{عج}} عفو بکند. امام زمان {{عج}} واسطه می‌شود، اما نه این‌که معصیت ولایتی داشته باشید. کسی‌که معصیت ولایتی کرده، قلب مبارک امام زمان {{عج}} را جریحه‌دار می‌کند، قلب متقی را هم جریحه‌دار می‌کند. عباس عموی پیامبر معصیت ولایتی داشت، پیش حضرت زهرا {{علیها}} رفت. حضرت به او گفت: رفتی؟ گفت: بله! گفت: حالا هم برو! راهش نداد، قیامت هم به او می‌گوید برو! آن‌هایی که طرف خلق و بدعت‌گذارند، از جلسه می‌روند! آن‌ها معصیت ولایتی دارند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر سخی باشید، سخاوت آن گناهانتان را برطرف می‌کند. خدا سخاوت را خیلی می‌خواهد! وحشی، حمزه سید الشهداء را کشته، حالا پیامبر {{صلی}} می‌خواهد او را بکشد. جبرئیل نازل شد و گفت: این سخی است، او را نکش! کسی‌که سخی باشد، خدا گناهانش را می‌آمرزد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروز انفاق ‌کردن را باید متوجه باشید! باید مانند آقا امام‌ حسن عسکری {{علیه}} باشید؛ چهارصد گوسفند برای امام زمان {{عج}} عقیقه کرد. هر کسی‌که از قم به سامرا برای زیارت ایشان می‌رفت، یک پولی به او می‌داد؛ می‌گفت: برو در قم،  گوسفند بکُش! بده به این دوست‌های ما بخورند؛ چون آن‌جا همه سُنی بودند. یک‌ دانه گوسفند در سامرا نکشت! انفاق هم می‌خواهید بکنید، بدانید به چه ‌کسی می‌دهید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من می‌گویم این انفاقی که می‌کنم، به‌ جا بخورد؛ مبادا من به دشمن امام‌ حسین {{علیه}} بدهم! مبادا به دشمن قرآن، به دشمن اسلام، به دشمن شیعه بدهم! انفاق ‌کردن هم خیلی مواظبت می‌خواهد! امروز باید مواظبت کنید به کجا انفاق می‌کنید! این شخص به کجا بند است! چه ‌کسی را دارد تشویق می‌کند! اتصال به کجاست! انفاق باید قبول باشد. این‌قدر مؤمن محترم است و خدا او را بالا برده؛ می‌فرماید: اگر تمام این دنیا را یک لقمه کنی و دهان مؤمن بگذاری، اسراف نکرده‌ای! چرا؟ دنیا بی‌ارزش است، ولایت باارزش است؛ این شخص ولایت دارد، تو در دهان ولایت گذاشته‌ای. رفقا! امروز هم انفاقتان را باید به ولایت بدهید، خیلی کارها توی هم شده، مواظبت بکنید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! خودتان را در مشغله نیندازید! اگر در زندگی قانع و راضی باشید، در اطاعت امر هستید، مقدسی را هم کنار بگذارید! آن‌وقت اتصال به امر می‌شوید، اصلاً خودتان امر می‌شوید. حالا ولیّ الله الأعظم {{عج}} خوشش می‌آید، یک پاسخ به شما می‌دهد؛ آقا امام زمان {{عج}}، امیرالمؤمنین {{علیه}} و زهرای عزیز {{علیها}} یک نیرویی در دلِ شما نصب می‌کنند که دیگر از گناه بدتان می‌آید؛ یعنی چنان تجلی دارد که محبت دنیا را ذلت می‌دانید، آن را از شما دور می‌کند و اصلاً به دلتان راه ندارد، چنان تجلی دارد که ظلمت به نور غلبه پیدا نمی‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این حرف‌ها یقین می‌خواهد! یقینش هم عمل است. وقتی آن نیرو را در دل شما نصب کرد، دیگر از هر گناهی بدتان می‌آید، اصلاً فکرش را نمی‌کنید. متقی فکرش روی ولایت است، فکرش در کار خیر و انفاق است که دست بیچاره‌ای را بگیرد. فکرش در افشای ولایت و این حرف‌هاست. تجلی متقی این است: آن خیالی که می‌کند، انجام می‌شود. حقیقتِ تجلی متقی، شفاعت در قیامت است. ائمه {{علیهم}} به نظر خدا این کار را می‌کنند؛ اما متقی به نظر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} شفاعت می‌کند، اصلش این است که شفاعت می‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به من بگویند: حسین! به خاطر چه می‌خواهی در دنیا بمانی؟ می‌گویم: همین‌طور که امام زمان {{عج}} می‌خواهد بماند؛ تا احقاق حق از دشمنان امیرالمؤمنین و حضرت زهرا کند، من هم همان را می‌خواهم. اگر شما این‌طوری شدید، اتصال به امام زمان {{عج}} و یاور امام زمان {{عج}} هستید. الآن زمانِ امام زمان {{عج}} است، آن زمان، ظهورش است. الآن یاور هستی که نفْس و دنیا، خیال و هوس خود را بکُشی. آن زمان یاورش هستی که دشمن را بکُشی، مشرکین را می‌ز‌نی؛ امر را اطاعت می‌کنی. اگر همین‌طور هستی یاوری؛ یاورِ منتظر؛ اما مشکل است، از دنیا گذشتن سخت است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من دقیقه‌ای در این دنیایی که به منزله استخوان خوک در دهان سگ خوره‌دار است، نمی‌خواهم باشم، اما جان خودم را حفظ می‌کنم؛ تا این حرف‌ها را افشا کنم. خیلی دلم می‌سوزد! یعنی تمام جانم آتش می‌گیرد که شما قدر این حرف‌ها را نمی‌دانید! از بین رفتن یکی از این حرف‌ها برایم بدتر از آن است که همه دنیا برایم باشد و از بین برود. چرا؟ نجات بشر در این حرف‌هاست، می‌خواهم از این دنیا و خلق نجات پیدا کنید و در دامن زهرای عزیز {{علیها}} باشید! گاهی به امام‌ زمان {{عج}} می‌گویم: آقاجان! من این حرف‌ها را با گریه از شما می‌گیرم، با خنده تحویل مردم می‌دهم؛ رفقا این حرف‌ها را قدردانی کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به حضرت عباس، نجات شما در این حرف‌هاست. رفاقت با امام زمان {{عج}} و حضرت زهرا {{علیها}} در این حرف‌هاست. خنثی‌کننده لهو و لعب و بی‌امری، این حرف‌هاست؛ بیایید سرافراز باشید در تمام خلقت. ای خدا! این حرف‌ها در گوشت و پوست و خون ما اثر کند. از خدا بخواهید؛ حرف‌ها خسته‌تان نکند، تشنه باشید. اگر تشنه این حرف‌ها باشید، به دینم قسم، حضرت زهرا {{علیها}} از آن آب زندگانی که محبت خودش و امیرالمؤمنین {{علیه}} است، به شما می‌دهد؛ به دینم، راست می‌گویم! اگر این‌جوری باشید، فقط به خواست امام زمان {{عج}} رضایت دارید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این حرف‌ها حرف خلق نیست، عنایت وجود مبارک امام زمان {{عج}} است؛ قدردانی کنید، ضبط کنید و در وجودتان پیاده کنید؛ آن‌وقت پیش خدا و ائمه طاهرین {{علیهم}} خیلی احترام دارید. نتیجه‌اش این است که شما باید تسلیم باشید! تسلیم امیرالمؤمنین علی بودن نعمت است، نه این‌که به زبان بگویید امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را می‌خواهیم. امرش را باید اطاعت کنید، امرِ وجود علی «علیه‌السلام» سخاوت است. امام زمان {{عج}} یا امیرالمؤمنین {{علیه}} هستی‌شان خداست، مقصدشان سخاوت است. خدا از سخاوت خوشش می‌آید، هر چقدر که امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را می‌خواهد، سخاوت را هم می‌خواهد، سومی ندارد! چرا؟ با سخاوت حاجت برادر مؤمن را برمی‌آوری. همین‌طور می‌فرماید: «کُلّ یومٍ عاشورا»؛ هر روز یاد فقرا باشید! هیچ عبادتی از این بالاتر نیست: یکی خواستن امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام»، یکی هم صدقه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما عزت نخواهید، همت بخواهید! دلم می‌خواهد بهتر با آقا رفیق باشید! باید خداپرست باشید و علی‌خواه و سفارش آن‌ها را بخواهید؛ سفارش آن‌ها متقی است. کدامتان این‌طور هستید؟! این حرف‌ها مثل ندای آسمانی است، به قول عزیز من، حاج ابوالفضل می‌گوید: حرف‌های تو مثل حرف‌هایی است که وقتی امام زمان {{عج}} می‌آید می‌زند. رفقای عزیز! والله، خدای تبارک و تعالی قلب شما را مُنوّر کرده به ولایت که این حرف‌ها را قبول می‌کنید؛ مردم قلبشان به جنایت وصل است. دلم می‌خواهد راحت و آسوده باشید، همیشه در خط ولایت باشید تا زمان رجعت. توجه کنید! من یکی ولایت، یکی شما را می‌گذارم که دفاع از ولایت کنید! باید مدد از حضرت زهرا {{علیها}} بخواهید، این حرف‌ها رشد می‌کند، برسانید دست امام زمان {{عج}}! امام ‌زمان {{عج}} هم می‌فرماید: ای کسانی‌که دست از مادرم زهرا {{علیها}}‌ برنداشتید و امرش را اطاعت کرده‌اید، از شما تشکر می‌کنم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای عزیز! بیایید مؤمن بشوید، بیایید در باند ولایت، ساقط نشوید، حوصله‌تان سر نرود، هر روز باید تشنه ولایت باشید. از دو روز قبل که شما می‌خواهید این‌جا تشریف بیاورید، در دل من یک شادی بالخصوص است؛ می‌گویم رفقایم را می‌بینم. اگر یکی از شما این‌جا نیاید، ناراحت می‌شوم؛ چون‌که من حساب می‌کنم حضور شما، حضور در مقابل امام زمان {{عج}} است، حضور در مقابل امام صادق {{علیه}} است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق {{علیه}} دو مرتبه غبطه می‌خورَد؛ یک غبطه برای ظهور امام زمان {{عج}} می‌خورَد و می‌فرماید: اگر من زنده باشم، سید حسنی و سید یمانی هم بیایند، جانم را برای وجود مبارک امام زمان {{عج}} حفظ می‌کنم؛ چون مقصد خدا، یعنی رجعت به دست امام زمان {{عج}} محقق می‌شود و مقصد خدا افشا می‌شود. حقیقت امیرالمؤمنین {{علیه}} را فقط امام زمان {{عج}} می‌تواند افشا کند. یک مرتبه دیگر هم غبطه می‌خورَد و می‌فرماید: من خودم را حفظ می‌کنم برای یک مجلسی که حرف ما اهل‌بیت {{علیهم}} در آن زده شود؛ تا در آن مجلس حضور پیدا کنم. چرا امام صادق {{علیه}} غبطه می‌خورد؟ مگر احتیاج دارد؟! به هل من ناصرِ شما حسرت می‌خورد. می‌بیند شما دارید ائمه {{علیهم}} را یاری می‌کنید، پس شکر ولایت را بکنید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا دارد شما را برای ماورا پرورش می‌دهد، پرورش می‌دهد که مثل امام حسین {{علیه}} شوید، مثل امام‌ زمان {{عج}} شوید، نه این‌که خودش بشوید، آن‌وقت قبولتان کند؛ این‌جا پرورش‌گاه توحید است نه پرورش‌گاه ضلالت، تمام اين‌ها را خلق به هم می‌زند. از هر جا که حرکت می‌کنید به جلسه ولایت بیایید، چرخ ماشینتان که دور می‌زند، حضرت زهرا {{علیها}} خبر دارد که می‌آیید حمایت از حسینش کنید. خودِ امام زمان {{عج}} هم دنبال امام حسین {{علیه}} می‌رود. هر کسی‌که دنبال امام زمان {{عج}} می‌رود، انگار دنبال امام حسین {{علیه}} می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسانی‌که از جلسه ولایت رفتند، از امر ولایت رفتند؛ این‌جا دارد امر ولایت افشا می‌شود. من دلم می‌خواهد تمام وجود شما بگوید علی! بگوید امام زمان! بگوید متقی! این زبان، زبان خداست‌.کلام، کلام خداست. الحمد لله شکر ربّ العالمین، من نگاه می‌کنم می‌بینم همه شما همین‌طور هستید. من از شما تشکر می‌کنم که این‌جا می‌آیید. والله بالله، این جلسه عنایت امام رضا {{علیه}} است، عنایت می‌کند این حرف‌ها را بزنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت زهرا {{علیها}} در مجلسی که حرف حسینش باشد، حاضر می‌شود. وقتی شما روضه می‌خوانید، زهرای عزیز {{علیها}} گریه می‌کند، اما روضه‌خوانِ حضرت زهرا {{علیها}} باشید؛ نه این‌که خلق را تأیید و تشویق کنید و مجلس امام حسین {{علیه}} را پرچم مقصد خودتان بکنید! زهرای عزیز {{علیها}} روضه‌خوانِ حقیقی را ضمانت می‌کند. خدا رحمت کند مرحوم اشراقی بزرگ، پسر حاج میرزا محمد ارباب را! روضه‌خوان خوبی بود، عظمتی داشت. شب عاشورا در مسجد آمد، عبا و عمامه‌اش را کناری انداخت و روی منبر رفت و همین‌طور می‌گفت: حسین! حسین! اصلاً در و دیوار می‌گفت: حسین! حسین!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا مرحوم اشراقی مکه نرفته بود، باغ و زمین داشت، وقتی از دنیا رفت، یک نفر در عالم رؤیا دید؛ او را آوردند و آقا امیرالمؤمنین {{علیه}} به او فرمود: چرا مکه نرفتی؟! به ملائکه گفت: او را ببرید و عِقاب کنید. وقتی داشتند او را می‌بردند، به او گفتند: اگر این خانم برای تو کاری بکند. گفت: او کیست؟ گفتند: حضرت زهرا {{علیها}} است! خدمت حضرت زهرا {{علیها}} آمد و گفت: زهراجان! من که متوجه نبودم که این‌قدر کار دقیق و سخت است! بیا واسطه من بشو! حضرت زهرا {{علیها}} فرمود: او را برگردانید! زهرای عزیز {{علیها}} به امیرالمؤمنین {{علیه}} فرمود: چرا می‌خواهی روضه‌خوانِ حسینِ مرا عقاب کنی؟ فرمود: زهراجان! او مکه نرفته است؛ یعنی می‌گویی ما امر خدا را اطاعت نکنیم؟! حضرت زهرا {{علیها}} فرمود: آیا امر خدا این است که شما بگویی روضه‌خوانِ حسینِ مرا عقاب کنند؟! این‌جا حضرت زهرا {{علیها}} ناراحت شد. یک‌دفعه امیرالمؤمنین {{علیه}} فرمود: زهراجان! پسرت مهدی {{عج}} را صدا بزن؛ تا امسال به جای او یک حج به جا آورد. حضرت مهدی {{عج}} حاضر شد و فرمود: مادرجان! چه شده؟ فرمود: امسال یک حج از برای ایشان به جا بیاور!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببین اشراقی حضرت زهرا {{علیها}} را تأیید کرد که در آن دنیا او را شفاعت می‌کند. وای به حال روضه‌خوانی که کس دیگری را تأیید کند و حضرت زهرا {{علیها}} را تأیید نکند! قیامت هم روضه‌خوانی‌اش به درد نمی‌خورد. رفقای عزیز! حضرت زهرا {{علیها}} این‌جاست؛ ولی چطور آن‌جا می‌رود و مرحوم اشراقی را شفاعت می‌کند! متقی هم این‌جاست، چطور می‌رود و می‌بیند! متقی هم همان است. متقی را حضرت زهرا {{علیها}} تهیه کرده؛ این‌هایی که متقی را قبول ندارند، حضرت زهرا {{علیها}} را هم قبول ندارند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن روضه‌ای که مرحوم اشراقی خواند، به نام حضرت زهرا {{علیها}} خواند، به خاطر همین امیرالمؤمنین {{علیه}} حرف حضرت زهرا {{علیها}} را قبول کرد و او را بخشید. امام صادق {{علیه}} هم می‌فرماید: ما حجت از برای خلق هستیم و مادرمان زهرا {{علیها}} حجت است از برای ما؛ این است که باید حضرت زهرا {{علیها}} امر کند؛ تا امام زمان {{عج}} حاضر شود و برای او حج به جا آورد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;section end=&amp;quot;گفتار متقی 5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی 6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
متقی، دین ازش صادر می‌شود؛ ولایت ازش صادر می‌شود. شما توجه ندارید! کلام امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را وقتی اجرا نکردند، امیرالمؤمنین {{علیه}} خانه‌نشین شد. شما هم اگر این حرف‌ها را اجرا نکنید، من خانه‌نشینم. حرف امیرالمؤمنین علی {{علیه}} اگر اجرا می‌شد، نه زهرای عزیز {{علیها}} کشته می‌شد، نه امیرالمؤمنین {{علیه}} خانه‌نشین می‌شد، نه امام حسین {{علیه}} کشته می‌شد؛ چرا؟ امام حسین {{علیه}} می‌فرماید: من کشته جلسه بنی‌ساعده‌ام. بنی‌ساعده چه کردند؟ خلق را تأیید کردند. کارها و جلساتی که اسم امیرالمؤمنین علی {{علیه}} در آن نباشد، اسم خلق باشد، جلسه بنی‌ساعده آخرالزمان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جلسه ولایت مثل دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} است؛ گناه در آن نیست. صادراتش ولایت و تشویق ولایت است. صادراتش امر خدا، مقصد خدا و خواست حضرت زهرا {{علیها}} است. همین‌طور که امیرالمؤمنین علی {{علیه}} مشابه ندارد، این جلسه هم مشابه ندارد. چرا؟ خواست ائمه طاهرین {{علیهم}} است. خواست آن‌ها خصوص خودشان است، مشابه ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما باید فدایی این جلسه باشید، جانتان را بدهید برای این جلسه؛ ‌وقتی فدایی باشید، خدایی هستید؛ چون رشد شما در این‌جاست. مگر نگفتم این‌جا چاهی بود، آنچه که بشر احتیاج داشت، از آن می‌جوشید؛ آقای بزرگواری گفت: این‌ها را جمع کن؟! یعنی آنچه که بشر احتیاج دارد، پیش متقی است و رفع تمام احتیاج بشر این حرف‌هاست. تو آخر به کجا احتیاج داری؟! این بچه‌ هشت ساله، دوازده ساله، پیش من آمده و صد تومان، دویست تومان می‌دهد و می‌گوید: من می‌خواهم کمک به افطاری بدهم. آدم روحش می‌رود پیش این بچه‌ها. می‌خواهم بگویم این بچه‌ها کجا این‌طوری شدند؟ در این جلسه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلم می‌خواهد پاسدارِ این جلسه باشید؛ تا إن‌شاء‌الله به امید خدا، آن را به دستِ حضرت مهدی {{عج}} بدهید. هر کدام از شما که از این‌جا کارشکنی کنید و بروید، زهرای عزیز {{علیها}} را ناراحت کرده‌اید، الآن حضرت زهرا {{علیها}} به شما افتخار می‌کند. این جلسه‌ای است که خواست حضرت زهرا {{علیها}} است، زهرای عزیز {{علیها}} کجا می‌رود؟ فقط این‌جا می‌آید، آیا چیزی می‌خواهد؟! آیا محتاج است؟! مانند همسر عزیزش است که درِ دکان میثم می‌رود؛ چون‌‌که میثم ولایتش را از دست نداده. اگر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} این‌جا تشریف آورده، زهرای عزیز {{علیها}} و بقیه ائمه {{علیهم}} هم تشریف آورده‌اند، می‌آیند تا ما را به اصطلاح تأیید کنند، ما هم باید قدردانی کنیم. این‌جا که می‌آیید خدا را شکر کنید! شما مهمان حضرت زهرا {{علیها}} هستید. این‌قدر کار مهم است که الآن امام زمان {{عج}} به شما غبطه می‌خورد؛ شکرانه کنید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا امام رضا {{علیه}} به من فرمود: حسین! کمِ این رفقا نگذار! شما هم باید همیشه راجع به ولایت مطالعه داشته باشید! ما این‌جا آمده‌ایم تمرین ولایت کنیم، نه این‌که ولایت را صادر کنیم، این حرف‌ها را نمی‌شود به این زودی صادر کرد. ما این‌جا جمع شده‌ایم تمرین کنیم تا آقایمان، امام زمان {{عج}} بیاید! تمرین کنیم تا این ولایتِ پدر و مادری را از ما نگیرند. ما باید پاسدار ولایتمان باشیم و از ولایتمان حفاظت کنیم، امروز دزدهایی پیدا شده‌اند که هیچ کاری ندارند، فقط می‌خواهند ولایت ما را بدزدند و ببرند! ما باید مواظب باشیم! &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
من به همه می‌گویم: حفظ کنید خودتان را! شما خیال نکنید شیطان بازیتان نمی‌دهد، به خدا گفته به عزت و جلالت قسم، تمام بنی‌آدم را گمراه می‌کنم، مگر صالحینشان را؛ آن‌ها که پناه به تو بیاورند. حالا ببینید من چه می‌گویم! خدا می‌گوید: بیا در پناه من تا تو را حفظ کنم. خدا چه چیزی را حفظ می‌کند؟ ولایتت را حفظ می‌کند. خدا کجاست که پناه به او ببرید؟ باید پناه به ولایت ببرید. پناه به امرش ببرید، امر خدا علی‌ بن‌ ابی‌طالب {{علیهما}} است. اگر امر ولایت را اطاعت کردید، پناه به خدا بردید. رفقای عزیز! شما امتحان می‌شوید که از این‌جا دست برندارید، ما این‌جا تمرین رجعت می‌کنیم، اما خیلی‌ها رفوزه می‌شوند و از تمرین در نمی‌آیند! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یقین کنید در تمام خلقت چنین جلسه‌ای نیست. بدانید این‌جا سِیر ولایت به شما داده می‌شود نه حرف ولایت! سِیر بالاتر است! والله، این‌جا آمدن پاسخ دادن به هل من ناصرِ حضرت زهرا {{علیها}} است! شما نسبت به جلسه باید غیرت داشته باشید. همین‌طور که به ناموستان غیرت دارید، به جلسه ولایت هم باید غیرت داشته باشید؛ باز هم بالاتر است. در جلسه ولایت با امام زمان {{عج}} و امرش ارتباط دارید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای عزیز! اگر دنیا را نبینید، امام زمان {{عج}} را می‌بینید، با امام زمانتان نجوا می‌کنید. این‌قدر امام زمان {{عج}} می‌خواهد با شما نجوا کند.&lt;br /&gt;
         &lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|یک دم غافل از آن شاه نباشید|شاید دم زَنَد آگاه نباشید}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما باید دائم با امام زمانمان نجوا کنیم؛ یعنی امام زمان {{عج}} در قلبمان، دهان و زبانمان باشد. یا امام زمان بگویید! آن‌وقت اتصال هستید، «حبل‌ُ المتین» که گفته همین است. من حرفم با شما این است که با خدا و امام زمان {{عج}} حرف بزنید! او اجازه داده، مگر شوخی است؟! مگر هر کسی می‌تواند حرف بزند؟! تقصیرکاری خودتان را ببینید! یونس وقتی افتاد در دهان ماهی، دید همه می‌گویند: یا علی! گفت: «یا لا إله إلّا أنت سبحانک إنّی کنت من الظّالمین». خدایا! ما در این دنیایی آمده‌ایم که همه می‌گویند ناعلی! خدایا! نجاتمان بده! به تمام آیات قرآن، اگر این‌طور باشید، هم خدا، هم امام زمان {{عج}} و هم حضرت زهرا {{علیها}} به شما نظر می‌کنند.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
تمامِ زمانِ خلقت، دست امام زمان {{عج}} و علی بن ابی‌طالب {{علیهما}} است. لذت، با خدا و ائمه {{علیهم}} حرف زدن است. شما هنوز بیتوته شب ندارید که ببینید چقدر لذت دارد! بلند شوید با خدا و امام زمان {{عج}} حرف بزنید! پیوندتان را قطع نکنید! من به خدا می‌گویم: اگر آنچه را که به امام زمان {{عج}} دادی، به من بدهی؛ یعنی اگر نباشم، عالم فروریزان بشود، اما کمِ محبت خودت و امیرالمؤمنین {{علیه}} بگذاری، به من جفا شده! اگر اسم علی {{علیه}} را از من بگیری و تمام خلقت را به ‌من بدهی، به ‌من جفا شده‌؛ تو جفاکار نیستی! این است آن کنار رفتن و با امام زمان {{عج}} حرف ‌زدن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت زهرا {{علیها}} و امام زمان {{عج}} سفارش پرونده‌ها را می‌کنند، خدا هم می‌پذیرد. خدا هم منتظر حضرت علی {{علیه}} و حضرت زهرا {{علیها}} و امام زمان {{عج}} است که این کار را بکنند؛ این‌ها با هم عشق بازی می‌کنند. وقتی حضرت زهرا {{علیها}} خشنود شود، تمام خلقت لذت می‌برند؛ حالا شما هم علیِ حقیقی بگویید، زهرای عزیز {{علیها}} خشنود می‌شود، آن‌وقت با تمام خلقت نجوا می‌کنید و هماهنگ می‌شوید! با نعمت‌های خدا ندای امام زمان {{عج}} را لبیک بگویید! خدایا! محبت این حرف‌ها از دلشان نرود تا امام زمان {{عج}} بیاید! شخصی هم هست که محبوب امام زمان {{عج}} است؛ محبوب امام زمان {{عج}} باید مقصد امام زمان {{عج}} را بگوید، مقصد امام زمان {{عج}} مادرش زهرا {{علیها}} است، مقصد امام زمان {{عج}} علی بن ابی‌طالب {{علیهما}} وصی رسول الله {{صلی}} است. آیا هستیم یا نیستیم؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تو را به حضرت عباس، قدر این حرف‌ها را بدانید! شب که می‌شود، این حرف‌ها را بخوانید و گریه کنید، بگویید: الحمد لله ما این حرف‌ها را فهمیدیم. ولایت را فهمیدیم، امر و خداشناسی را فهمیدیم، بیزاری از عمر و ابابکر و پیروانش را فهمیدیم؛ شکر کنید خدا را! شما رشد معنویت کرده‌اید، رشد واقعیتتان کم است. شما جزء گروه آتش بودید، الآن جزء گروه بهشت شده‌اید، اما من توقع دیگری دارم! می‌خواهم اگر با امام زمان {{عج}} رابطه دارم و حرف می‌زنم، شما هم حرف بزنید و رابطه داشته باشید! ناراحتم می‌بینم کسری دارید. اصلِ معرفتِ به امام این است با امامت حرف بزنی. شما باید معرفت را از امام زمان {{عج}} بخواهید، از علی مرتضی {{علیه}} و زهرای عزیز {{علیها}} بخواهید. اگر یک نظر کند، آنچه معرفت در خلقت است، در چاله جگرت می‌ریزد! چون‌که معرفت پیش آن‌هاست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من نظرم این است: الآن که این‌جا هستید، این کتاب‌ها را می‌خوانید، این حرف‌ها را می‌زنید، با هم مرور می‌کنید، باید درونتان این باشد: یا امام زمان! شب قدر، شب اندازه‌گیری است؛ تو پرونده‌های ما را بهش رسيدگی می‌کنی! همیشه ملائکه به تو نازل می‌شوند؛ اما امشب، خدا افشا کرده! مِثل امشب افشای ولایت است. حالا ما باید گدای ولایت باشیم. امشب بیایید گدایی کنیم! بفهمیم ما «هستی» نداریم، کسری داریم. هستیِ بشر ولایت است!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! ولایت ما را حفظ کن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان! همیشه در حضور تو باشیم! اگر نباشیم سقوط کردیم، ما را یاور خودت قرار بده! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما عبادتی نباشیم، اطاعتی باشیم! آن عبادتِ ما، قبول و مقبول در درگاه شما باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امشب به ما تخصص ولایت بده؛ یعنی ما مثل اویس، ولایت را بشناسیم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان! بغض دشمنان مادرت زهرا را به ما بده! ما تا حالا ممکن بود که یک ذره حُبّ آن‌ها را داشته باشیم، آن را هم از ما بگیر! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان! به مادرت بگو امشب به ما راه بده! یک کاری کن که مادرت زهرا {{علیها}} از ما منزجر نباشد! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همین‌طور که جدّت امام حسین {{علیه}} «هل من ناصر» گفت، الآن مادرت هم دارد «هل من ناصر» می‌گوید، اما ما از آن کسانی باشیم که حضرت زهرا {{علیها}} ما را می‌پذیرد و پیرو خلق نباشیم! عمویش عباس کاری نکرد، پیرو خلق شد؛ راهش نداد! حالا اگر راه بهش ندهد، در قیامت هم راه نمی‌دهد؛ آدم سرگردان می‌شود! یا امام زمان! کاری بکن که ما سرگردان نباشیم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یا امام زمان! قلم عفوی روی گناهان ما بکش که مورد غضب تو نباشیم، ما را عفو کن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما شخصی را سراغ داریم که گفته بهت: اگر می‌خواهی مرا غضب کنی، اولاً که عفوم کن! اگر می‌خواهی غضبم کنی، مرا سگ درِ خانه‌ات قرار بده! ما را هم این‌جوری بکن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان! اتصال ما را از خودت قطع نکن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی است که وقتی شما گفتی خوشی‌ها تمام شد، او گفت دو تا خوشی مانده؛ یکی آدم خدمت امام زمانش برسد، یکی بیتوته شب! خدایا! از آن حال‌ها به ما هم بده! خدایا! تو به پیامبرت گفتی من بهت دادم، به ما هم بده! حالا که دادی نگهمان دار! ما ايمانمان را به خلق ندهیم؛ این محبت عاريه نباشد، ثابت باشد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان! این بچه‌های ما وَلَد صالح باشند، گیر شکارچی‌ها نیفتند که دینشان را ببرد؛ چون خدا می‌گوید: از روح خودم به این‌ها دمیدم! این بچه‌های ما نور را رها نکنند و خلق را بگیرند؛ همیشه در حضور شما باشند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! امام زمان! ما عهد و پیمان می‌کنیم دیگر گناه نکنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان! ما را موفق کن به کار خیر. تو را به حق مادرت زهرا، دعای ما را مستجاب کن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! تتمه عمر ما را در راه خودت قرار بده، در صراط مستقیم باشد؛ صراط مستقیم علی بن ابی‌طالب {{علیهما}} است! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب قدر، شب گدایی است، از اولش که می‌خواهی شروع کنی، بگو: خدایا! حال به ما بده! یک نیرویی به ما بده، ما را موفق کن؛ با خودت آشنا کن! خدایا! ما را موفق کن؛ با خودت، با امام زمان {{عج}} حرف بزنیم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر می‌گویم محبت دنیا را از دل ما بیرون کن، محبت آنچه که غیر امر است، دنیاست! خدایا! یک‌جوری باشد که ما دربست در اختیار تو و امر تو باشیم، امر تو علی بن ابی‌طالب {{علیهما}} است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب قدر، باید شب زنده‌داری کنید؛ یعنی شبِ زنده‌ای باشد برای شما! ببین می‌گوید: هر شبی چقدر از اهل جهنم را خدا می‌آمرزد، آن‌موقع شب قدر مطابق همه‌ آن‌ها می‌آمرزد. خدایا! تو را به حق امام زمان، به حق حقیقت حضرت زهرا، حقیقت این‌ها، ما را از این دنیا و لهو و لعب نجات بده! همین‌طور که اهل جهنم را نجات می‌دهی، ما را از حوادث دنیا و خلقی که غرق دنیا هستند، نجات بده! خدایا! همین‌طور که اهل جهنم را نجات دادی به واسطه ولایت، حُبّ دنیا را از دل ما بیرون کن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! ما را پیرو امیرالمؤمنین {{علیه}} و امام زمان {{عج}} قرار بده!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! به ما صفات امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را بده! فرمود: حسن‌جان! حسین‌جان! من در خرابه‌ها می‌رفتم، به آن‌ها سر می‌زدم؛ من در ظاهر می‌روم، شما بروید به آن‌ها سر بزنید! خدایا! ما هم از آن‌ها باشیم که به فکر فقرا باشیم، به فقرا سر بزنیم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! تو را به حق امیرالمؤمنین، من و عناد را از ما بگیر، خودت و ائمه {{علیهم}} را به ما بده!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! این رفقا، عزیزانی که دستِ دهنده دارند، تهی‌دستشان نکن! همیشه قلبشان شاد به این‌که خدایشان تو هستی، ولایتشان علی {{علیه}} است و حُجتشان امام زمان {{عج}} است؛ ما را به این دلخوش بگردان!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از امام زمان {{عج}} خواهش کنید! از پیشگاه مقدسش بخواهید؛ یقین ما را زیاد کن؛ فردای قیامت ما را با یقین محشور کن! بیایید یقین کنید به حجت بن الحسن، امام زمان {{عج}}!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} را خدا برای رجعت نگه داشته است. خدایا! ما را نگه‌دار؛ همین‌طور که امام ‌زمان {{عج}} را نگه داشتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! مغز ما، مغزِ حقیقت باشد؛ مغز حقیقت، امام ‌زمان {{عج}} را می‌خواهد نه کس دیگری را.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«قلب المؤمن عرشُ الرحمٰن» محبت امیرالمؤمنین علی {{علیه}} و امام زمان {{عج}} درونت باشد، نه حرفش را بزنی. بیا امام زمان {{عج}} و خدا را دوست داشته باش، با آن محشور می‌شوی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقاجان! یا امام زمان! یک تجلی در قلب ما بکن! آقاجان! قربانت بروم، امام زمان! ما را دریاب! خودت را در قلب ما معرفی کن! در زبان ما معرفی شدی، در قلبمان هم معرفی بشوی؛ قلب ما به غیر از تو کسی را قبول نکند، اگر غیر تو خواست در آن برود، جیغ بزند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! خودِ امام زمان {{عج}} را به ما بده! اگر خودش را به ما دادی،‌ بالاترِ همه خلقت را داده‌ای. حالا توفیق بده امرش را اطاعت کنیم. اگر امرش را اطاعت کنیم، هم خودت، هم امام زمان {{عج}}، هم پیامبر {{صلی}} و هم احکام را به ما داده‌ای؛ همه چیز به ما داده‌ای. من این را خواستم، إن‌شاءالله امیدوارم که شما هم همین را بخواهید؛ بعد هم گفتم: حالا حفظمان کن که امرش را اطاعت کنیم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان خواستن که تمام شدنی نیست، تازه اول کار است، آن‌وقت خدا هدایا به شما می‌دهد؛ خوشی آن‌طرف است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! ما را در قیامت خنده‌رُو کن! رفیق عزیز! می‌گوید: این‌جا نخند، قیامت بخند که: من هستم که همراه امام زمان {{عج}} بودم، من هستم که امر متقی را قبول کردم! قیامت بخند نه این‌جا! این‌جا زهرا {{علیها}} گریه می‌کند، دشمنش خنده می‌کند؛ تو دشمن زهرا نشو! عزیزم! دوستت دارم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا می‌داند چنان من از دنیا بیزارم، اسیرم توی دنیا. اصلاً محبتش را ندارم، همه‌اش یاد این‌ها می‌افتم و فقط گریه می‌کنم؛ می‌گویم: حسین‌جان! به قربان بچه‌های کوچک، کوچکت بروم؛ پدر پدر می‌کردند. ‌قدری بیایید در این فکرها، تا محبت دنیا از دلتان بیرون برود. هر کجا که هستید، یاد امام حسین {{علیه}} و بچه‌هایش باشید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عاشورا دختری دامنش آتش گرفته بود، مردی رفت دامن را خاموش کرد، یک ذره محبت از او دید، صدا زد: راه نجف از کجاست؟ گفت: ای دختر! می‌خواهی چه کنی؟ گفت: می‌خواهم پدرم علی را خبر کنم. بابایم که مُرده نیست. بابا! بیا ما را کمک کن! ای فریادرس کل خلقت! بیا به فریاد ما برس!&lt;br /&gt;
&amp;lt;section end=&amp;quot;گفتار متقی 6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{یا علی}}&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D8%A7_%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1_%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%85&amp;diff=2183</id>
		<title>امام زمان را بهتر بشناسیم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D8%A7_%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1_%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%85&amp;diff=2183"/>
		<updated>2026-06-03T18:53:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{بسم الله}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;السلام علیک یا أباعبدالله السلام علیکم و رحمة الله و برکاته&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کفواً أحد است. حضرت زهرا {{علیها}} کفواً خلقت است. به اولیای امور کار نداشته باشید. بر عمر و ابابکر لعنت کنید.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این خلقت را می‌بینید، نتیجه تمام این خلقت، این کتاب‌هاست. به تمام آیات قرآن، راست می‌گویم؛ هیچ کجا خبری نیست! این حرف‌ها از حنجره آن کسی درمی‌آید که امام زمان {{عج}} به او‌ درس گفته؛ به چه کسی درس گفته که می‌روید دنبالش؟! کجا می‌روید در این مجلس‌ها؟! پس تا می‌توانید دنبال کسی نروید! دنبال عقاید خودتان بروید! عقایدتان وصل به این کتاب‌هاست؛ این کتاب‌ها هم وصل به امام زمان {{عج}} است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیقت امام زمان {{عج}} مانند حقیقت خداست، هیچ‌کس توانایی درک حقیقت امام‌ زمان {{عج}} را ندارد، مگر این‌که خدای تبارک و تعالی درک آن را بدهد؛ به متقی داده‌اند، قدری از آن را برای ما افشا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما باید حقیقت امام زمان {{عج}} را از هر چیزی بالاتر بدانید؛ آن‌وقت دیگر نگاهِ غیر امر نمی‌کنید. وقتی‌‌که امام زمان {{عج}} را بخواهید، چیز دیگری را نمی‌خواهید، اصلاً جای دیگری را نمی‌توانید نگاه کنید. امام زمان {{عج}} قبله است، ما باید دائم نگاهمان به قبله باشد، او هم نگاهش به شماست. وقتی امام زمان {{عج}} را خواستید، با او محشور می‌شوید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} می‌فرماید: ظهور مرا بخواهید! کمکم کنید که من بیایم. می‌دانید آن‌موقع چه‌جور است؟ آن‌موقع افتتاح می‌شود؛ ظهور، افتتاح است. ببین مثلاً شما کارگاهی می‌سازی، هنوز افتتاح نشده، می‌خواهی افتتاح کنی، یعنی خدا به امام زمان {{عج}} اجازه می‌دهد که بیاید و افتتاح کند. چه چیزی را افتتاح کند؟ امر را، ولایت را، زندگی را. ما که زندگی نداریم؛ آ‌ن‌موقع زندگی افتتاح می‌شود. خدایا! قلب مبارک این رفقای مرا با قلب امام زمان {{عج}} هماهنگ کن! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ائمه طاهرین {{علیهم}} حواسشان پیش امام زمان {{عج}} است، پیش رجعت است؛ از امام صادق {{علیه}} سؤال می‌کنند: شمایید آن منتقم آل‌محمد؟ حضرت می‌فرماید: من هم منتظرم، پس رفقا! ما باید طرفدار امام زمان {{عج}} باشیم. وقتی طرفدار امام زمان {{عج}} شدی، امام زمان {{عج}} شما را تهیه خودش قرار می‌دهد، اما وقتی امام زمان {{عج}} آمد، بروی دنبالش. اگر رفتی دنبالش، خوب است؛ اگر نرفتی، منافق هستی. دوست دارم شما هم طرفدار امام زمان {{عج}} باشید! بروید دنبال امام زمان {{عج}}! تمام ائمه طاهرین {{علیهم}} می‌روند پیش امام زمان {{عج}}، آن‌هايی هم که در فکر رجعتند و از دنیا رفته‌اند، زنده می‌شوند، این‌ها طرفدار امام زمان {{عج}} هستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ائمه طاهرین {{علیهم}} همه‌شان نور واحدند، اما دو نفر از آن‌ها نابغه‌اند: یکی امیرالمؤمنین {{علیه}}، یکی هم امام زمان {{عج}}؛ خدا می‌گوید: اگر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را قبول نداشته باشی، عبادت انس و جن کنی به رو در آتش جهنم می‌اندازمت، ما نداریم توی ائمه طاهرین {{علیهم}} که این را بگوید؛ اما راجع به امام زمان {{عج}} عین امیرالمؤمنین علی {{علیه}} می‌گوید: اگر امام زمانت را قبول نداشته باشی و او را نشناسی؛ به مرگ جاهلیت می‌میری. خوشحالی من این است که شما رفقا ذخیره امام زمان {{عج}} هستید، طرفدار امام زمان {{عج}} و سخی هستید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود مبارک آقا امام زمان {{عج}} مانند امیرالمؤمنین {{علیه}} در تمام خلقت هست، امیرالمؤمنین علی {{علیه}} «وجه ‌الله» است، «کفواً أحد» است. یک جایی که باید ظاهر شود، می‌شود. یک جایی که نباید ظاهر شود، نمی‌شود. علی {{علیه}} یعنی این!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی امیرالمؤمنین {{علیه}} در کعبه ظاهر شد، خدا یک مقداری پرده را از روی ولایت کنار زد و امیرالمؤمنین {{علیه}} را افشا کرد، تمام ملائکه آسمان ضجه کردند و گفتند: ای خداجان! ما به نور ولایت خلق شده‌ایم، هر کداممان در هفت ‌آسمان هستیم و داریم امر تو را اطاعت می‌کنیم، مگر می‌توانیم در زمین برویم و امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را زیارت کنیم؟! می‌خواهیم آن ثواب را ببریم و به شیعیان علی {{علیه}} بدهیم. فوراً از جانب خدا ندا نازل ‌شد: هر آسمانی یک بیت‌المعمور داشته ‌باشد، در هفت ‌آسمان، هفت علی {{علیه}} است. همان‌طور که مردم در زمین، دور زایشگاه امیرالمؤمنین علی {{علیه}} می‌گردند، ملائکه هم در آسمان دور بیت‌المعمور طواف می‌کنند و با امیرالمؤمنین علی {{علیه}} بیتوته می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیرالمؤمنین علی {{علیه}} در دنیا ظاهر شد، نه این‌که متولد شود، آقا امام زمان {{عج}} هم همین‌طور است. عمه امام زمان {{عج}}، خانه امام حسن عسکری {{علیه}} آمد؛ امام به او فرمود: امشب خانه ما بمان! خداوند می‌خواهد فرزندی به ما عطا کند. گفت: آقاجان! از چه کسی؟ حضرت فرمود: از نرگس! گفت: اثر حمل به نرگس نیست. ببین حکیمه خاتون با این‌که عمه امام است، خلق است. امام فرمود: مانند مادر موسی می‌ماند. چرا می‌گوید مادر موسی؟ چون‌که موسی را می‌خواستند بکشند، چقدر فرعون شکم زن‌ها را پاره کرد! حالا امام زمان {{عج}} را می‌خواهند بکشند، خدا کاری کرده که اثر حمل به نرگس نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان شب را در خانه امام ماند، نصف شب دید خبری نشد، انگار دیر شد! تا آمد فکر کند؛ ببین امام در قلب دارد کار می‌کند! امام حسن عسکری {{علیه}} فرمود: عمه‌جان! فکر نکن! الآن آن حمل ظاهر می‌شود. یک‌قدری از شب گذشت، حکیمه خاتون خودش نقل می‌کند: من پیش نرگس بودم، یک‌وقت دیدم انگار دیواری بین من و نرگس کشیده شد، من دیگر او را نمی‌دیدم؛ یعنی تا حتی عمه امام نباید ببیند که چه‌جور این فرزند در دنیا به ‌وجود می‌آید! طولی نکشید دیدم خداوند فرزندی به او عطا کرد، مانند ماه در دستش می‌درخشید، او را خدمت آقا امام حسن عسکری {{علیه}} آورد، امام او را در بغل گرفت و بوسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صبح که شد، حکیمه نقل می‌کند: دیدم مرغ‌های خیلی خوش‌خط و خال و بزرگ روی دیوار آمدند، همین‌طور با هم نجوا می‌کنند. نرگس فریاد کشید به آقا امام‌ حسن عسکری {{علیه}} که آقا! کمک کن! مبادا این‌ها فرزندم را ببرند، از وقتی این فرزند به‌ دنیا آمده، این‌ها روی دیوار آمده‌اند. یک‌دفعه امام گفت: فرزندم را بیاور! وقتی فرزند را آورد، او را به آن‌ها داد. نرگس گریه می‌کرد، عمه گریه می‌کرد. امام فرمود: عمه‌جان! فرزندم می‌آید، این‌ها جبرائیل، میکائیل و اسرافیل بودند. پسرم را با خود بردند؛ تا ملائکه آسمان او را زیارت کنند و به امامت ایشان اقرار کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم {{صلی}} با بُراق به معراج رفت‌‌؛ اما جبرائیل، اسرافیل و میکائیل، همه این‌ها گهواره جُنبان امام زمان {{عج}} و نوکر ولایت هستند، او را تا «قاب قوسین أو أدنی» بردند؛ وقتی امام زمان {{عج}} در دنیا ظاهر شد، ملائکه‌ آسمان از ذوقشان گریه کردند و گفتند: خدایا! هر کدامِ ما را گذاشتی در امر ایشان، ما که نمی‌توانیم او را زیارت کنیم. خدا گفت: ای ملائکه مقرّب من! بروید این فرزند را بیاورید؛ تا آسمانی‌ها او را زیارت کنند. یک‌دفعه دیدند عطای خدا را آوردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببین آقا امام حسن عسکری {{علیه}} چه کار می‌کند! اگر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} یک شب ولایت را حفظ کرده که در «لیلةُ المَبیت» به جای پیامبر {{صلی}} خوابید و جانش را حفظ کرد تا پیامبر {{صلی}} بتواند ولایت را افشا کند، جبرئیل نازل شد و گفت: یک نَفَس امیرالمؤمنین علی {{علیه}} افضل از عبادت ثقلین است؛ امام حسن عسکری {{علیه}} و نرگس خاتون سال‌های سال امام زمان {{عج}} را حفظ کردند؛ آن‌وقت این‌ها چقدر نَفَسشان افضل از عبادت ثقلین است! جانِ یک چنین ممکنی که در تمام خلقت، مانندش نیست را، دارند حفظ می‌کنند! چقدر در خانه ایشان ریختند تا امام زمان {{عج}} را بکُشند؛ اما نتوانستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر {{صلی}} باید آیه «وَ جَعَلنا مِن بَینِ أیدیهِم سَدّاً وَ مِن خَلفهِم سَدّاً فَأغشَیناهُم فَهُم لَایُبصِرون.» را بخواند تا حفظ شود، اما امام زمان {{عج}} خودش آیات است! صدها بار در خانه امام حسن عسکری {{علیه}} ریختند و او را ندیدند! آیا امام زمان {{عج}} «وَ جَعَلنا مِن بَینِ أیدیهِم» خواند؟! امام زمان {{عج}} خودش قرآن است، قرآن ناطق است. امام خودش افشاست؛ اما رسول اکرم {{صلی}} باید ولایت را افشا کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر {{صلی}} فرمود: دو چیز بزرگ می‌گذارم: یکی قرآن، یکی عترت. امیرالمؤمنین {{علیه}} فرمود: «أنا قرآنُ الناطق!» خدا کلامش را فدای ولایت کرده؛ نمی‌گوید اگر کلام من، قرآن را قبول نداشته باشی به رو در جهنم می‌اندازمت، اما می‌گوید اگر علی {{علیه}} را قبول نداشته باشی، به رو در جهنم می‌اندازمت! تمام قرآنی که امام زمان {{عج}} افشا می‌کند راجعِ امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است. باید امام زمان {{عج}} قرآن ناطق را بگوید، مردم به بلوغ می‌رسند. گردنِ آن‌ها که منافقند را می‌زند؛ آن‌موقع امام زمان {{عج}} عطا می‌کند. معرفی امیرالمؤمنین علی {{علیه}}، عطاست؛ اما الآن، زمانِ ما معرفیِ علی {{علیه}} جرم است!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از همه زمان‌ها، فقط در مورد آخرالزمان فرمود: «شرّ الأزمنه» است، فقط پیامبر اکرم {{صلی}} درباره این زمان فرمود: اگر امام زمانتان را نشناسید، می‌میرید به زمان جاهلیت. شناخت امام زمان {{عج}} یعنی چه؟ آیا شناخت امام زمان {{عج}} همین است که ما می‌گوییم: آقا امام زمان {{عج}}، پسر امام حسن عسکری {{علیه}} و امامِ دوازدهم است؟! برو خجالت بکش! شناخت امام زمان {{عج}} این است که امرش را اطاعت کنید؛ اما شما امرِ هر کسی را اطاعت می‌کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناخت یعنی یقین، یعنی در تمام این خلقت، در تمام این عالم، هیچ‌کس به غیر از امام زمان {{عج}} نیست که ما فرمانش را ببریم، فرمان ایشان فرمان خداست. شما وقتی به ولایت یقین کردید، به امام زمانِ خود یقین کرده‌اید. آن یقین، پرچم هدایت دستتان می‌دهد؛ یعنی علم حکمت به شما می‌دهد و تمام کارهایتان از روی حکمت می‌شود؛ پس علم حکمت، هدایت است که دستتان می‌دهد. دست چه کسی می‌دهد؟ کسی‌که پرچم امر را بخواهد و زیر پرچمِ غیر از ولیّ الله الأعظم امام زمان {{عج}} نرود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مگر اویس قرن، امام زمانش را دید؟! اما یقین به امام زمانش داشت، حالا پیامبر {{صلی}} درباره‌اش می‌گوید: اویس برادر من است، دعایش مستجاب است، نفرینش گیراست. کسی‌که امام زمانش را ندیده؛ اما به دل، او را خریده و به او یقین کرده؛ برادر رسول الله {{صلی}} شده؛ اما به سلمان می‌گوید تو برادر من نیستی، از اصحابم هستی! یقینِ به امام درست است، نه در حضور امام بودن؛ چون در حضور امام بودن گذران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق {{علیه}} می‌فرماید: همه هفته، ما دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} در عرش خدا می‌رویم، جدّمان پیامبر {{صلی}} برای ما صحبت می‌کند، یعنی وحی مُنزَل نازل می‌شود، پس معلوم می‌شود که دائم فیض خدا نازل می‌شود. بدانید «أرحم الرّاحمین»؛ دائم دارد فیضش نازل می‌شود،‌ اما فیض ائمه طاهرین {{علیهم}} طرز دیگری است: تمام این اشیاء، امام زمان {{عج}} را احترام می‌کنند. آن گُل ‌گاوزبان یا آن داروهایی که آقای دکتر می‌نویسد، وقتی مریض می‌خواهد بخورد، آن دارو به امام زمان {{عج}} نگاه می‌کند، می‌گوید: آقاجان! نتیجه‌ای را که در من خلق کردی، ببخشم یا نبخشم؟ می‌گوید: ببخش! این مریض خوب می‌شود. گُل گاوزبان شخص را شفا نمی‌دهد، امر شفا می‌دهد. تمام گیاهان عالم به امر وجود مبارک امام زمان {{عج}} است؛ این یعنی امام زمان شناختن. عزیزان من! ائمه طاهرین {{علیهم}} به امر خدا هستند، «أرحم الرّاحمین» و رحم‌کننده به همه هستند. والله، اگر امرشان را اطاعت کنیم، «امر الله» می‌شویم؛ هم دنیایمان درست است و هم آخرتمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باید باور کنیم کلید رفع تمام مشکلات دنیا و آخرت ما دست ولیّ الله الأعظم امام زمان {{عج}} است؛ آن‌وقت دنبال کس دیگری نمی‌رویم. دنبال کسی می‌رویم که خدا و دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} او را تأیید کرده‌اند. آن‌ها چه کسی را تأیید کرده‌اند؟ فقط متقی؛ پس کسی‌که متقی را قبول نداشته باشد، خدا و دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} را قبول ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باید تمام این خلقت را جَماد بدانید، اگر خلقت را جماد دانستید، آیا شما مثلاً پای یک کوه می‌روید و بگویید یک ماشین و یک خانه به من بده؟! قدری پول هم به من بده؟! شما وقتی تمام خلقت را جماد دانستید، آن‌وقت دنبال کمال می‌روید. چه کسی به شما کمال می‌دهد؟ وجود مبارک آقا امام زمان {{عج}}. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|آسوده خاطرم که در دامن تواَم|دامن نبینم که در دامنش رَوَم}}&lt;br /&gt;
{{ب|دامن به غیر دامن تو بی‌محتوا بُوَد|دامان توست اتصال به ماورا بُوَد}} &lt;br /&gt;
{{پایان شعر}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}}؛ یعنی تمام زمان در اختیار اوست، همه خلقت در اختیارش است، تو هم در اختیار او هستی. مگر خدای تبارک و تعالی در «حدیث کساء« قسم نمی‌خورد که به عزت و جلالم، تمام این خلقت را به واسطه دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} خلق کردم؟! ما باید این‌طوری اماممان را بشناسیم که تمام خلقت به فرمان حجت خداست. الآن جانِ همه عالم در قبضه قدرت ولیّ الله الأعظم، امام زمان {{عج}} است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! این حرف‌ها یقین می‌خواهد، مطالعه می‌خواهد. باید با امیرالمؤمنین {{علیه}} و امام زمان {{عج}} مطالعه داشته باشید! از امام زمان {{عج}} بگیرید! حرف ولایت، هم مباحثه و هم مطالعه می‌خواهد، هم باید یادت باشد و به آن عمل کنی؛ آن‌وقت &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|پشت پا بر عالم امکان زده‌ای|دست بر دامن زهرا {{علیها}} زده‌ای}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما شما فقط حرف می‌زنید؛ حرف، به غیر از عمل است! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما باید امام را مطلق بدانید! همین‌طور که ولایت مطلق است، امر امام هم مطلق است؛ یعنی امری مثل او نیست. در مقابل امام، تو مصنوعی هستی. یادت در قدرت اوست. کلامت و حرفت در قدرت اوست، نفَست در اختیار اوست. هنوز گناه نکرده‌ای، امام می‌فهمد. به تمام آیات قرآن، خدا و امام آن را به مؤمن هم می‌دهند؛ این است که مؤمن هیچ‌کس را تأیید نمی‌کند، اما کسی را هم تکذیب نمی‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای عزیز! این‌قدر امام زمان امام زمان نکنید، بیایید امام زمان {{عج}} را در دلتان جای دهید! بیایید به امام زمان {{عج}} یقین کنید! امام زمان {{عج}} خودش فرموده که ظهور مرا بخواهید! وقتی یقین کردید که امام زمان {{عج}} در قلب شما و پیش شماست، آن‌وقت امرش را اطاعت می‌کنید. الآن امرش متقی است، حرف متقی را بشنوید و به این پنج اصل عمل کنید: ولایت، عدالت، سخاوت، دنبال خلق نروید و ائمه طاهرین {{علیهم}} را خلق حساب نکنید، آن‌وقت رستگار می‌شوید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهار ملَک مقرّب: اسرافیل، عزرائیل، میکائیل و جبرائیل که اعظم ملائکه، یعنی رهبرشان هستند، با هزار ملَک می‌آیند خدمت امیرالمؤمنین علی {{علیه}} و سلام می‌کنند؛ چندین هزار ملَک! خدا این‌ها را آورده که بگوید علی {{علیه}} را باید دوست داشته باشید. دارد سفارش امیرالمؤمنین {{علیه}} را می‌کند. تو کجا امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را می‌شناسی؟! قربانت بروم، ما حرف علی {{علیه}} را می‌زنیم.&lt;br /&gt;
ملائکه‌ها؛ نه یک مَلَک! در شب قدر به امام زمان {{عج}} نازل می‌شوند. برای چه نازل می‌شوند؟ امام زمان {{عج}} که کسری ندارد، متقی هم کسری ندارد! می‌خواهد به اهل دنیا، به تمام سرتاسر دنیا بگوید: این ملائکه‌ها به روح نازل می‌شوند، یعنی به حجت خدا، کسی نگوید من حجتم، من رهبرم، کسی نگوید من امامم، من پیغمبرم. آیا ملائکه به تو نازل می‌شود؟! دارد حالی‌تان می‌کند که شما به کسی نگویید حجت! به کسی نگویید امام! این حرف چقدر قشنگ است!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;section end=&amp;quot;گفتار متقی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی 2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
کجا امام زمان {{عج}} مخفی است؟! امام زمان {{عج}} باید به تمام خلقت رسیدگی کند، تمام خلقت مانند یک نگین انگشتر در مقابل امام زمان {{عج}} است؛ خدای تبارک و تعالی هر بشری را که خلق کرده، سرِ انگشتانش متفاوت است، الآن وجود مبارک امام زمان {{عج}} از تمام خلقت؛ تا حتی سرِ انگشتان شما آگاه است، اصلاً خودش آگاهی است. مگر کسی می‌تواند جلوی قدرتش را بگیرد؟! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غایب کسی است که قدرت ندارد، چرا می‌گویید امام زمان {{عج}} غایب است؟! برای تو غایب است! آیا امرش هم غایب است؟! اگر امام زمان {{عج}} غایب باشد، پس این عالَم بدون رهبر و امام است. امرِ امام زمان {{عج}} که غایب نیست، امرش را اطاعت کنید! مگر خدا شما را رها کرده؟! خدا شما را راهنمایی کرده، می‌گوید: اگر من الآن امام زمان {{عج}} را مخفی کرده‌ام، اولاً که برای همه کس مخفی نیست. امام زمان {{عج}} هست، در عالم رؤیا حرف می‌زند، آدم حرفش را می‌پرسد، مشکلاتش را می‌گوید، امام رفع مشکلاتش را می‌گوید، راه را نشانت می‌دهد. امام زمان {{عج}} حضور متقی می‌آید، با او حرف می‌زند و او را از ناراحتی در می‌آورد. مگر به او نگفتم می‌خواهم یاورت باشم؟! فرمود: صلوات بفرست! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا امام زمان {{عج}} تنهاست؟ آیا رفیق نمی‌خواهد؟ ببین دوست چه کسی شدی؟ دو دفعه امام زمان {{عج}} را دیدم، تنها بود؛ همان‌طور که علی بن موسی الرضا {{علیهما}} تنهاست. تو هم دنیا را کنار بریز؛ تا حضورت بیاید. عیسی یک سوزن و نخ داشت، او را در آسمان چهارم نگه‌ داشت، مگر خدا بین شما و نبی فرق می‌گذارد؟! وقتی مِهر دنیا داشته باشی، ملائکه آسمان می‌گویند: چرا تو محبت دنیایی داری که امیرالمؤمنین علی {{علیه}}، زهرای عزیز {{علیها}} و امام حسین {{علیه}} در آن کشته شدند؟ تو را ملامت می‌کنند، راهت نمی‌دهند؛ اما به تمام آیات قرآن، متقی را راه می‌دهند، خدا می‌گوید: اگر مِهر دنیا نداشته باشی؛ تا «قابَ قَوسَین أو أدنیٰ» هم بالا می‌روی! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! بیایید روح بشوید! اگر گناه نکنید، روح می‌شوید. از جسم دست بردارید تا این حرف‌ها را توجه کنید. به تمام آیات قرآن، اگر جسم باشید، می‌نویسید، عمل نمی‌کنید؛ اصل عمل است. «حیّ علیٰ خیر العمل». من شما را دوست دارم، اما هنوز آن که باید بشوید، نشده‌اید؛ دلم می‌خواهد آسمانی بشوید. کجا آسمانی می‌شوید؟ تجددی نشو عزیز من! گناه نکن! دروغ نگو! خدعه نکن! چشم و پایت بِکر باشد، امیرالمؤمنین علی {{علیه}} در قلبت باشد. به توسط امیرالمؤمنین {{علیه}} می‌روی بالا. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چقدر بشر مغبون است که مِهر دنیا دارد. مِهر شهوت، مِهرِ پولِ بی‌امر دارد؛ مهر دنیا به این نیست که حالا خیلی دارا باشی، یک‌وقت علاقه به یک چیز کوچک داری. باز، خواستن به غیر از علاقه است؛ باید خانم، بچه‌، ماشین و خانه‌ات را بخواهی، اما علاقه نداشته باشی! بشرِ کامل همه را می‌خواهد؛ اما علاقه مطلق، ندارد. من خیلی شما را می‌خواهم، اما یک حدودی دارد؛ حدودش این است که وقتی ندای امام زمان {{عج}} آمد، اگر آمدید که آمدید؛ اگر نیامدید من هم می‌گویم بروید! تا همین‌جا رفاقت ما قطع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوستی به نام حاج مظلوم داشتم، باغی داشت که تمام انارهایش را به مردم می‌داد. البته اشخاص را هم می‌شناخت؛ یک‌وقت بعضی پیشش می‌آمدند، دو تا انار جلویشان می‌گذاشت و توی باغ می‌رفت؛ اما به من هم اجازه حرف داده بود، پیش من می‌نشست و مرا خیلی دوست داشت. من هم او را دوست داشتم. ایشان مریض شد، برایش متوسل شدم. وقتی به باغش آمدم، حاج مظلوم گفت: حاج حسین! یک نفر است که بعضی وقت‌ها این‌جا می‌آید، آنچه صفات خوب در عالم هست، به او جمع است. به او گفتم: به غیر از امام زمان {{عج}} کسی نیست که تمام صفات خوب را داشته باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی به آخر باغش رفتم، دیدم آقا آن‌جاست. تا به من رسید، سلام کردم، فرمود: حسین! گفتم: بله! فرمود: خوشی تمام شد. گفتم: آقاجان! فرمایش شما درست است، جدتان هم همین را گفته، خوشی در تمام عالَم نیست، اما به نظر من دو خوشی هست: یکی بیتوته شب، بعد با دستم از پا تا سرِ ایشان را اشاره کردم و گفتم: یکی هم آدم خدمت امام زمانش باشد. آقا یک لبخند زد که من هنوز عاشق دندان‌هایش هستم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا امام زمان {{عج}} می‌آید و با متقی نجوا می‌کند، با شما نجوا نمی‌کند؟ چون شما اجنبی‌خواه هستید! خلق را می‌خواهید؛ اما متقی هیچ‌کس را نمی‌خواهد! خواستش آن کسی است که خواستِ امیرالمؤمنین {{علیه}} و زهرای عزیز {{علیها}} را بخواهد، خواستِ خلق را نخواهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی آقا امام زمان {{عج}} تشریف می‌آوَرد، به تمام عالم ندا می‌دهد: «جاء الحق و زَهَق الباطل، إنَّ الباطلَ کان زَهوقا.» یعنی آنچه که باطل است، از بین می‌رود و حق آشکار می‌شود. امام زمان {{عج}} دنیا را اصلاح می‌کند. حالا این ندا به تمام کون و مکان می‌رسد و یک جلوه‌ای می‌کند، صدایش همه جا می‌رود، ندایش به تمام خلقت از انس و جن، ملائکه‌ها، زمین و درخت و دیوار می‌رسد، تمام خلقت به غیر از بشر به او لبیک می‌گویند. تو هم باید منتظر ندای حجت خدا، امام زمان {{عج}} باشی؛ اما تو منتظر فرمان خلق هستی! همه ممکنات می‌خواهند با امامشان حرف بزنند؛ درخت، دیوار، آسمان و کوه‌ها حرف بزنند؛ آن‌موقع‌ که امام زمان {{عج}} بیاید، آنچه را که می‌خواهی، هست. تمام این دنیا امانت می‌شود. تمام این دنیا ولایت می‌شود. تمام این دنیا سخاوت می‌شود. تمام این دنیا لبیک می‌شود، لبیک به ‌وجود مبارک امام زمان {{عج}}!  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن‌طرف هم شیطان ندا می‌دهد که بیایید دنبال دَجال! آن ندا از آسمان می‌آید، این ندا هم از آسمان؛ یعنی از فضای آسمان می‌آید؛ می‌گوید: بیایید ببینید چه جور دارد حرم امامزاده‌ها را خراب می‌کند؟! بیایید بروید طرف دَجال! مگر رهایت می‌کند؟! شیطان میان زمین و آسمان می‌گوید: دفاع کنید! پس دو ندا می‌آید که تو را در شک می‌اندازد. به من ایراد نکنید! به ما می‌گوید «أشرف مخلوقات»، از آن‌طرف هم می‌گوید «بل هم أضل». ما جزء أشرف مخلوقاتیم یا بل هم أضل هستیم؟ یک‌قدری فکر کنید! اگر می‌گوید «إنّما الدنیا فناء و الآخرةُ بقاء»، من برعکس می‌گویم: ما از دنیا بقاء و از آخرت فناء شده‌ایم؛ چون‌که به آخرت  پی نمی‌بریم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواب دیدم که درِ مغازه‌ام هستم، به من گفتند امام زمان {{عج}} ظهور کرده. پالتویم را هم نپوشیدم و پابرهنه دویدم، خدا می‌داند از سرِ کوچه‌مان که ردّ شدم، نگاه در کوچه نکردم که مبادا پدرم صدایم بزند. رویم را برگرداندم و می‌دویدم. مرد آن است که دنیا را فدای خودش کند، نه خودش را فدای دنیا؛ وقتی امام زمان {{عج}} تشریف می‌‌آورَد، دنبالش برود. مرد فقط متقی است، بقیه مردم نر هستند؛ چون دنبال دنیا و خلق هستند! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیدم آقا نزدیک کارخانه ریسباف آمده، آن‌موقع همه‌اش زمین بود و آقا امام زمان {{عج}} تشریف داشت، رفتم جلو، خیلی زیاد مورد عنایت ایشان قرار گرفتم، کسی مطابق من به عنایت ایشان نزدیک نبود. آقا مُنشی داشت، به او گفت: برو به بازاری‌ها بگو بیایند! کسی از بازاری‌ها نیامد. به یکی از این بازاری‌ها که چندین سال این‌جا می‌آمد، اما آخرش رفت، پیغام دادم و گفتم: تو از آن بازاری‌ها بدتر هستی، چون‌که چندین سال تو را نصیحت کردم و آخرش رفتی؛ اما چه کسی آن بازاری‌ها را نصیحت کرده بود؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عده‌ای از طرف کوه‌‎ها به سمت ما توپ سوار کرده بودند. من همین‌طور می‌خواستم در رکاب امام زمان {{عج}} کشته شوم، اصلاً ذکرم این بود که ای خدا! من کشته شوم، زهرای عزیز {{علیها}} خوشحال شود و بگوید پسرم را یاری کرد؛ این‌ است که می‌گویم عزیزان من! همه کاری که می‌کنید توی فکر باشید حضرت زهرا {{علیها}} یک لبخندی بزند. نکردند کمکش! بیایید رفقا! ما کمک کنیم حضرت زهرا {{علیها}} را! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من به آقا گفتم: آقاجان! ما که اسلحه نداریم! آقا یک نظر به آسمان کرد، شمشیر از آسمان به زمین ریخت. من یکی از آن‌ها را برداشتم و مواظب آقا بودم، حالا او خودش حافظ خلقت است، اما مثل این‌که من در ظاهر حافظ ایشان بودم.  به او گفتم: این‌ها توپ و تانک دارند. حضرت فرمود: حسین! این‌ها از کار می‌افتد. آقا یک صوت حجاز خواند، انگار تمام این عالَم دارد می‌خوانَد. توپ و تانک از کار افتاد؛ آن‌وقت این‌ها دست‌هایشان را روی سرهایشان گذاشته بودند و از کوه‌ها پایین می‌آمدند. اگر بخواهید یاور امام زمان {{عج}} باشید، باید هیچ چیزی نخواهید، یک جان دارید فدای امام زمان {{عج}} کنید. همه در امتحان امام زمان {{عج}} رفوزه‌اند به جز متقی.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا آقا امام زمان {{عج}} به شما راه نمی‌دهد؟ علتش این است که شما از امتحان در نمی‌آیید؛ یعنی رفوزه می‌شوید، آن‌وقت همیشه خجالت‌زده‌ هستید! دیگر این‌که امام زمان {{عج}} «عصمةُ الله» است، می‌خواهد شما در عصمتش راه پیدا کنید، اما ما مَردش نیستیم! چه کسی «عصمةُ الله» است که امام زمان {{عج}} او را راه بدهد؟ کسی‌که روح شود و «من» را کنار بگذارد. زهرای عزیز {{علیها}} «عصمةُ الله» است، عمویش را راه نمی‌دهد، اما بلال و سلمان را راه می‌دهد؛ چون‌که بلال «عصمةُ الله» شده‌، سلمان «عصمةُ الله» شده‌؛ اما عمویش «عصمةُ الله» نیست. آن کسی از امتحان در می‌آید که از تمام وجودش، در تمام گلبول‌های خونش، در تمام ماورای خلقتش یک جان دارد، آرزو کند که آن را فدای امام زمانش کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک نفر بود، این‌قدر امام زمان امام زمان گفت که دیگر امام زمان {{عج}} خسته شد. من در حرف‌هایم شوخی هم می‌کنم. خلاصه، امام زمان {{عج}} دنبالش فرستاد. وقتی آمد، دید خیمه‌هایی است، به او گفتند: آن خیمه حضرت است و آن‌ها هم یاورانش هستند. یک خیمه دیگر‌ی هم آن‌جا بود. گفتند: شما به این خیمه برو، تا زمانی‌که امام زمان {{عج}} می‌خواهد حرکت کند، در این خیمه باش! وقتی در خیمه رفت، دید یک خانم آن‌جاست. به او گفتند: حضرت می‌فرماید این خانم به تو مَحرم است. وقتی نایب امام زمان {{عج}} آمد و به او گفت: بیا! گفت: باشد می‌آیم. دوباره گفت: آقا، حرکت کرده‌. گفت: برو من می‌آیم. یک‌دفعه از خواب بیدار شد، دید ‌چیزی نیست. این شخص رفوزه شد. کجایی تو؟! تو خانم‌باز هستی، آمدی چه کسی را ببینی؟! آمدی آن خانم را ببینی؟! با امام زمان {{عج}} چه ‌کار داری؟! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی در کوفه بقال بود، دو نفر آمدند سِدر و کافور ازش بخرند. نگاه کرد، دید این دو نفر انگار غیر مردمان عادی‌اند، گفت: شما برای چه‌ کسی سِدر و کافور می‌خواهید؟ به او نگفتند. قسم‌ کبیره به آن‌ها داد؛ گفتند: ما پیش‌خدمت‌های امام زمان {{عج}} هستیم، یکی از آن‌ها که در حضور امام است، از دنیا رفته‌؛ ما آمده‌ایم قدری سِدر و کافور برای او بخریم. گفت: مرا نزد امام زمان {{عج}} ببرید! گفتند: ما اجازه نداریم. با گریه گفت: آن عقب‌ها که می‌شود بایستم، می‌آیم و از شما جدا می‌شوم؛ اما همین‌قدر که خیمه آقا را ببینم برایم کافی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دو نفر قبول کردند او را با خود ببرند. این بقال از آن‌جا که می‌خواست خدمت امام برود، یک‌دفعه باران گرفت، گفت: آخ صابون‌هایم! کاش صابون‌هایم را جمع کرده بودم. وقتی‌که این‌ها رفتند به امام زمان {{عج}} گفتند، امام فرمود: صابونی! برو صابون‌هایت را جمع‌ کن! عزیزان من! تمام این حرف‌ها که من دارم می‌زنم، ذره‌ای محبت‌ دنیا داشته‌ باشیم، امام زمان {{عج}} ما را نمی‌پذیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما ببین مِهر دنیا به کجا می‌رسد؟ شخص به جایی می‌رسد که برای دنیا، امامِ خودش را می‌کُشد. پسر عموی خودش را می‌کُشد. مگر آقا امام رضا و آقا موسی بن جعفر {{علیهما}} را نکشتند؟! خود امام حسین {{علیه}} را به خاطر دنیا کشتند. دنیا، پدر و مادر اهل دنیاست؛ آن را دوست دارد، اما امیرالمؤمنین {{علیه}} می‌فرماید: دنیا پیش پسر ابوطالب، به منزله استخوان خوک در دهان سگ خوره‌دار است. او می‌داند چه دنیایی است! در جای دیگر می‌فرماید: «حُبّ الدنیا رأسُ کلّ خطیئة»: محبت دنیا، کلید همه گناهان است. همه‌اش دارد به شما هشدار می‌دهد: اهل دنیا نشوید! ما اصلاً گوش نمی‌دهیم. داریم راه خودمان را می‌رویم. فردای قیامت هم که می‌شود، می‌بینیم  ما مطیع نبودیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} به ظاهر غایب شده؛ می‌فهمد که او را می‌کُشند. چرا او را می‌کُشند؟ یقین به امام زمانشان ندارند؛ نمی‌گویند این حجت خداست، می‌گویند خلق است و یک مانع از برای آن‌ها و حکومتشان است. حکومت را بیشتر از امام زمان {{عج}} می‌خواهند. خدای تبارک و تعالی به ما عنایت کرده که امام زمان {{عج}} در ظاهر غایب است، چون وقتی در حضور امام هستی، اگر او به تو امر کند و اطاعت نکنی، کافری؛ اما وقتی امام حضور ندارد، اگر امرش را اطاعت نکنی، گنه‌کار و معصیت‌کار هستی. ببین خدا چقدر ما را می‌خواهد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درست است که الآن در ظاهر امام زمان {{عج}} نیست؛ اما امرش که هست. امرش چیست؟ خدا معلوم کرده، می‌فرماید: دنبال متقی بروید! متقی نماینده امام زمان {{عج}} است، خدا متقی را نگه ‌داشته؛ مگر موسی را نگه نداشت؟! در دامن دشمن بزرگش کرد. مگر یوسف را در چاه نینداختند؟! گفت: یا جبرئیل! بگیر یوسف را! الآن متقی هست، اما شما صبر ندارید با متقی بسازید. امام حسین {{علیه}} می‌فرماید: متقی وکیل من است. امام رضا {{علیه}} هم به متقی فرمود: حسین! مردم را هدایت کن! حالا این متقی که این همه سفارش شده، ای کاش به حرفش نبودند، به او توهین هم می‌کنند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا امام زمان {{عج}} هیچ‌کس را طلب نمی‌کند؟ چون‌که مانند پدرش امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است. وقتی امیرالمؤمنین {{علیه}} ضربت خورد، همه اهل کوفه صف کشیدند و شیر آوردند، امیرالمؤمنین {{علیه}} فرمود: حسن‌جان! حسین‌جان! یک زنی در آخر صف ایستاده، بروید شیر او را بگیرید و بیاورید. وقتی رفتند، دیدند آن زن دارد گریه می‌کند، گفت: حسن‌جان! آیا پدرت خوب می‌شود؟ گفت: إن‌شاء‌الله خوب می‌شود. چرا امیرالمؤمنین {{علیه}} شیر آن‌ها را نگرفت؟ دید همه اهل کوفه حسین‌کُش هستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هر زمانی یک زن‌هایی شاخص بودند. مگر آن شطیطه نیست که دو گز کرباس و چیز خیلی کمی داده بود؛ اما همه اهل نیشابور پول‌ زیادی داده بودند؟! وقتی نمایندگان گفتند: امام آن است که جواب نامه‌ها را ندیده به ما بدهد و بگوید چقدر پول درون کیسه‌ها هست، جعفر کذاب گفت: این حرف‌ها چیست که می‌زنید؟! از من اعجاز می‌خواهید؟! اگر پول آورده‌اید، به من بدهید! آن‌ها فهمیدند جعفر دروغ می‌گوید؛ به خاطر همین برگشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی نمایند‌گان، دمِ دروازه رسیدند، امام یکی از اصحاب را دنبال آن‌ها فرستاد. او هم آن‌ها را پیش امام برد. امام، هم اسم خودشان و هم اسم پدرشان و این‌که چقدر پول درون کیسه‌ها هست را به آن‌ها گفت و جواب نامه‌ها را هم ندیده داد. حضرت فرمود: من این پول‌ها را نمی‌خواهم، شطیطه چه داده؟ راوی می‌گوید: من اصلاً نمی‌خواستم بگویم که شطیطه چه داده! خجالت می‌کشیدم، اما امام زمانش آن را قبول کرد و به او فرمود: این را بگیر، سلام مرا به شطیطه برسان و به او بگو چند ماه دیگر زنده‌ای، این پول‌ها را خرج کن، تا آخر عمر برایت کافی است. من در تَشییعت می‌آیم و به تو نماز می‌خوانم؛ یعنی حضرت، رزق شطیطه را داد. راوی گفت: چرا پول ما را نمی‌خواهی؟ امام فرمود: شما الآن این‌جا آمدید، اما باطنتان حنفی بوده. شما هم که جلسه ولایت می‌آیید، باید باطنتان جای دیگر نباشد؛ وگرنه مثل آن‌ها می‌شوید. از این‌جا هیچ کجا نروید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیرالمؤمنین {{علیه}} هم به امام حسن {{علیه}} فرمود: شیر آن زن را بیاور! شیر آن جمعیت را قبول نکرد. چه خبر است عالم؟! خدا نکند که امام زمان {{عج}} سخاوت و انفاق ما را قبول نکند. قربانتان بروم، باید شیعه باشید تا امام زمان {{عج}} پولتان را قبول کند. راوی می‌گوید: یک‌وقت دیدم از خانه شطیطه صدای گریه بلند است، فهمیدم شطیطه از دنیا رفته، حرکتش دادند به مصلّی، دیدم امام تشریف آورد و به او نماز خواند. عزیزان من! شطیطه تقوا داشت که امام زمانش اعمال او را قبول کرد و به او نماز خواند. خدا نزدش زن و مرد ندارد، می‌گوید: «إنّ أکرمکم عندالله أتقاکم.» هر کسی‌که تقوایش بیشتر باشد، او را می‌خواهم و نزد من عزیزتر است. تقوی یعنی امیرالمؤمنین علی {{علیه}}؛ یعنی رسول الله {{صلی}}، یعنی فاطمه زهرا {{علیها}}؛ کسی‌که تقوا دارد، بیشتر به ولایتش یقین دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای خانم عزیز! بیا شطیطه بشو تا امام زمان {{عج}} به تو نماز بخواند و بگوید: ای خدا! من بدی از این ندیدم. گُل بهشت بشو! بیایید امام زمان {{عج}} اعمالتان را قبول کند و به شما نماز بخواند! اگر اعمالتان غیر از خدا و امیرالمؤمنین علی {{علیه}} باشد، امام زمان {{عج}} آن را قبول نمی‌کند. همان‌طور که شطیطه در خانه بود، متقی هم در خانه است. آنچه را که مردم برای او می‌آورند، به فقرا و بیچاره‌ها می‌دهد و آن‌ها را باچاره می‌کند. متقی فقرا را بچه‌های خودش؛ حتی بالاتر هم حساب می‌کند، می‌فرماید: خودم را وام‌دار و قرض‌دار فقرا می‌دانم، وکیل مردم می‌دانم. به این‌هایی که چیز می‌دهم، اصلاً آن‌ها را نمی‌شناسم. اگر متقی اهل دنیا بود، آنچه را که به او می‌دادند، خودش مصرف می‌کرد، اما به فقرا می‌دهد؛ دلم می‌خواهد شما هم همین‌طور باشید، سخی باشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طرف همدان یک منطقه‌ای است که زیارتگاه است. هنوز هم هست، آن‌جا را تبرّک کردند، نمازی می‌خوانند. سیصد و سیزده نفر جمع شدند؛ تا حتی بعضی از آن‌ها زن‌هایشان را طلاق دادند که پایبند زن هم نباشند و دیگر این‌که ادعا کردند ما می‌خواهیم یاور امام زمان {{عج}} باشیم و او را ببینیم. این‌ها فقط امام زمان امام زمان می‌کردند. توی بیابان‌ها می‌ریختند، روزه هم می‌گرفتند. چرا ما عقل نداریم؟! بی‌عقل! امام زمان {{عج}} سیصد و سیزده نفر را درست کرده‌ یا تو خودت درست کردی؟! چرا این‌ها این‌جوری هستند؟! اگر یاور امام زمان {{عج}} به این بی‌عقلی باشد، فاتحه‌اش خوانده می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک‌وقت امام زمان {{عج}} تشریف آورد، حضرت دو تا بزغاله دنبالش است. وقتی‌ هم که به مکه تشریف می‌آورد، چند تا گوسفند دنبالش است. وقتی حضرت بالای پشت‌بام رفت، یکی از آن‌ افراد، قصاب بود. به او گفت: بیا بالای پشت بام! قصاب بالا رفت. حالا این سیصد و سیزده نفر هم پایین هستند. به او گفت: یکی از این بزغاله‌ها را لب ناودان بکُش! وقتی خون داخل محوطه ریخت. گفتند: آقا این‌ را کشت. امام گفت: یکی‌دیگر بالا بیاید. یکی‌دیگر بالا آمد. به قصاب گفت: این بزغاله را بکش! تمام سیصد و سیزده نفر فرار کردند. گفتند: امام زمان {{عج}} می‌خواهد ما را بکُشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من یک پاره‌وقت‌ها به امام زمان {{عج}} می‌گویم: اگر می‌خواهی گردن مرا بزنی، بزن؛ اما بیا دنیا را اصلاح کن! گردن من که به‌ درد نمی‌خورد، بزن! اصلاً من نیامدم که گردن مرا نزنی، اگر می‌خواهی بزنی، بزن! اختیار گردن من با تو؛ اما بیا و دنیا را اصلاح کن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخص دیگری بود که سیصد و سیزده نفر درست کرد، این‌ها از همه کارهایشان دست کشیدند، یعنی به اصطلاح منتظرند، رفتند بیرون شهر. دو تا منبری هم داشتند، به آن‌ها می‌گفتند فقط از امام زمان {{عج}} بگو! یک روز یکی از این منبری‌ها کاری داشت، شخص دیگری را به جای خودش فرستاد. آن بنده ‌خدا وارد نبود. حرف امام زمان {{عج}} را زد، گفت: دعا نکنید امام زمان {{عج}} بیاید، ما از عهده برنمی‌آییم. این بیچاره را از منبر پایین کشیدند و تا می‌خورد به او کتک زدند. گفتند: ما چندین سال است که منتظریم، تو می‌گویی که نیاید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا آن کسی‌که این سیصد و سیزده نفر را درست کرده بود، در خواب دید امام زمان {{عج}} آمده‌، به او گفت: آقا! تو منتظر من هستی؟ گفت: بله آقا! قربانت بروم. گفت: خب، من آمدم، آیا امر من به تو واجب است یا نه؟ مگر من امام زمان {{عج}} نیستم؟ گفت: بله! امام فرمود: شما این ‌خانه‌ای که در آن هستی، زمینش مال بچه‌های یتیم است. این فرش و گلیم‌هایی هم که داری، زنت بچه‌ها را درس می‌داده، همه را آن بچه‌ها بافته‌اند. مزد که به آن‌ها نداده‌ای، این‌ها را هم باید به آن‌ها بدهی. زنت هم خواهر رضاعی توست. مطلقاً به تو حرام است. به امام زمان {{عج}} برگشت و گفت: خانه که ندارم، فرش که ندارم، زن هم که ندارم. این ‌چه امام زمانی است؟! یک‌دفعه از خواب بیدار شد. توجه می‌کنید چه می‌گویم! پس کسی‌که یاور امام زمان {{عج}} است، باید دربست از تمام گلبول‌های خونش، اصلاً دنیا را نبیند؛ یک جان دارد، بخواهد جانش را فدای امام زمانش بکند. او هم می‌گوید جانم فدای جانت، بیا! چه می‌خواهی؟ این‌طور تحویلت می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردم می‌توانستند در حضور تمام ائمه {{علیهم}} بروند یعنی مخیر بودند؛ اما اگر شما بخواهید در حضور امام زمان {{عج}} بروید، او خودش باید بخواهد که نزدش بروید. در مورد امام زمان {{عج}} مخیر بودنِ شما خنثی است، اگر مطابق یک عُمرِ خلقت داد بزنید، تا او نخواهد، نمی‌توانید خدمتش برسید و در حضورش باشید. اگر انسان باشید؛ یعنی امرش را اطاعت کنید و سنخه امام زمان {{عج}} شوید، شما را می‌پذیرد و راهتان می‌دهد. اگر امام زمان {{عج}} با شیعه‌اش رفاقت نکند، با چه کسی رفاقت کند؟! اگر امام زمان {{عج}} با شیعه رفیق نباشد، برود با سُنی‌ها رفیق شود؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! بیایید امر را اطاعت کنید؛ تا شما را قبول کند، اصلاً خودِ امام زمان {{عج}} بیاید به شما سر  بزند! مگر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} نبود که به درِ دکان میثم می‌رفت؟ تو میثم بشو، آن‌وقت می‌آید و به تو سر می‌زند، اما تو قیصری! مطابق شاه قیصر «من» داری! کجا به تو سر می‌زند؟! به نافرمانی‌هایت سر بزند؟! به دروغ‌هایت سر بزند؟! به خدعه‌هایت سر بزند؟! آخر امام زمان {{عج}} به کدام صفت تو سر بزند؟! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنی بود که یک قفل درِ دکان قفل‌سازی آورد و به او گفت: آقا! این قفل را از من می‌خری؟ می‌خواهم آن را بفروشم، گفت: چرا می‌خواهی آن را بفروشی؟ گفت: احتیاج دارم. قفل‌ساز گفت: این قفل یک شاهی می‌ارزد؛ اما اگر یک کلید به آن بیندازی، سه شاهی می‌ارزد. آن زن گفت: من پول ندارم. گفت: من یک شاهی به تو قرض می‌دهم، یک کلید هم به آن می‌اندازم و سه شاهی از تو می‌خرم. آن زن هم راضی و خوشحال شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا آن شخصی که می‌خواست امام زمان {{عج}} را ببیند و چندین وقت به مسجد سهله برای دیدن امام زمان {{عج}} رفته بود و درِ دکان قفل‌ساز نشسته بود، به او گفت: این چه کارِ بی‌عقلی بود که تو کردی؟! می‌خواستی خودت آن استفاده را بخوری! قفل‌ساز گفت: این زن، بنده خدا که عقلش نمی‌رسید! این سید هم که این‌جا درِ دکانم نشسته بود، امام زمان {{عج}} بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببین عزیز من! این زن زندگی‌اش راه افتاد، امام زمان {{عج}} دوست آن کسی است که زندگی یک شیعه را راه بیندازد؛ نه این‌که زندگی‌اش را فلج کند؛ آن‌وقت امام زمان {{عج}} پیش او می‌آید؛ وگرنه این قفل چه ارزشی داشت! این قفل‌ساز حساب کرد که زندگی این زن را با این کارش راه می‌اندازد، به خاطر همین امام زمان {{عج}} پیش او آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} به عدالت سر می‌زند؛ نه به خباثت! ما خباثت داریم، کجا می‌خواهیم امام زمان {{عج}} را ببینیم؟! مگر ائمه {{علیهم}} را ندیدند؟! هفده، هجده سال چهار امام را دیدند، چرا اهل آتش شدند؟! امام دیدن شرط نیست، امر امام را اطاعت کردن شرط است، اگر شما امر امام را اطاعت کنید، دلش خوش می‌شود.&lt;br /&gt;
&amp;lt;section end=&amp;quot;گفتار متقی 2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی 3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
خلیفه‌ای بود که وزیری ناصبی داشت، می‌خواست شیعه‌ها را محکوم کند. قالبی درست کرد و به آن نوشت: «ابابکر، عمر، عثمان، علی» اناری که به درخت بود، درون قالب گذاشت. این انار بزرگ شد و فشار آورد و این اسامی نقش بست. وزیر ناصبی انار را برداشت و پیش خلیفه آورد، گفت: خلیفه! ببین این آیات خداست، امر خداست، چه می‌گویی؟ این را که نمی‌شود منکر شد. خلیفه علمای شیعه آن زمان را خواست و گفت: به من جواب بدهید؛ یا این‌که باید اهل تسنن را قبول کنید یا این‌که همه شما را می‌کُشم! آن‌ها گفتند: خلیفه! یک هفته به ما وقت بده! این‌ها همه در بیابان ریختند و گریه و زاری می‌کردند! شب آخر که شد، یک‌وقت امام زمان {{عج}} فرمود: این وزیر یک قالبی درست کرده و آن را در بالاخانه گذاشته است، وقتی می‌روید، به خلیفه بگویید که وزیر را در یک اتاق نگه دارد، وزیر خدعه کرده. وقتی رفتند، دیدند همین است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد امام زمان {{عج}} به آن‌ها گفت: چرا یک هفته وقت گرفتید؟! می‌خواستید بگویید فردا، من جواب شما را می‌دهم؛ پس شیعه صاحب دارد. بیا درِ خانه امام زمان {{عج}} برو، ببین چطور جوابت را می‌دهد! اول باید سخی باشی! از دنیا هم بگذری! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من یک دفعه راجع به این‌ها می‌خواستم سؤال کنم، فهمیدی یا نه؟! آخر حقانیت شخص را باید از امام زمان {{عج}} سؤال کرد، او خوب می‌فهمد. دو شب با امام زمان {{عج}} حرف زدم، دیدم امشب جواب نداد، فرداشب هم جواب نداد. رفتم درِ خانه امام حسن عسکری {{علیه}}، گفتم: حجت خدا، ولیّ خدا اگر نباشد، عالَم فروریزان می‌شود. تمام خلقت دست پسر توست، تمام باران، تمام نَفَس‌هایی که عالَم می‌کشند، دست پسر توست. بنا کردم عظمت امام زمان {{عج}} را گفتن؛ اما امر تو به او واجب است، بگو جواب مرا بدهد! به خودش قسم، فرداشب جواب داد. حالی‌ات هست چه می‌گویم یا نه؟! کجایی؟! در را بزن! به ‌دینم، اگر در را زدی، به تو جواب می‌دهد؛ اما تو داری این در را می‌زنی، چند در دیگر را هم می‌بینی؛ می‌گوید: برو همان در را بزن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا امام زمان {{عج}} چهار نایب معلوم کرد، اما آن چهار نایب از علماء نبودند، از آدم‌های عادی بودند. چرا از علماء انتخاب نکرد؟ امام زمان {{عج}} می‌داند این‌ها «شِرار الخلق» می‌شوند، سخن جنایت می‌گویند؛ نه سخن هدایت، حرف غیر امر و حرف خلق را می‌زنند. کجا می‌روید دنبال استادهای دانشگاه؟! آن‌ها به امام زمان {{عج}} اعتراض کردند که چرا ما را معلوم نمی‌کنی؟ تو قبولی خودت را داری نه قبولی امام زمان {{عج}} را. اویس قبولی امام زمانش را دارد که پیامبر {{صلی}} می‌گوید برادر من است؛ منعش کردند و گفتند: تو مجنونی که به این شترچران می‌گویی برادر! چرا به ما که چندین سال فقه و اصول خوانده‌ایم نمی‌گویی؟! اصلاً فهم پیامبر {{صلی}} و امام زمان {{عج}} و امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را می‌آورند زیر سؤال! او نمی‌فهمد، تو می‌فهمی؟! بیدار شوید، هوشیار شوید! اصلاً دارد توهین به حجت خدا می‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناخت امام این است که در مقابل امام فضولی نکنید و امام را خلق حساب نکنید! تمام آن‌هایی که فضولی کردند، ایراد می‌کنند. ممکن است آدم به خلق ایراد کند، اما به امام ایراد نکنید؛ هر کسی به امام زمان {{عج}} یا به ائمه {{علیهم}} ایراد کند، به امر خدا ایراد کرده و مشرک است. یک کافر داریم، یک مشرک. کسی‌که به امامش ایراد می‌کند، مشرک به امر است. به شما گفتم بروید کنار! تا حضرت زهرا {{علیها}} و امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کمکتان کنند، امام زمان {{عج}} به شما سر بزند و شما را از ناراحتی درآورد. آن آدمی که ایراد نمی‌کند، «من» ندارد، خدا دارد، علی {{علیه}} و زهرا {{علیها}} دارد؛ «من» ندارد! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شَلْمَغانی، مقامی داشت. پدر علی ‌بن ‌بابویه بوده، یکی از علمای مهم این عالَم بوده‌، مقامش مثل شریح‌ قاضی بوده، اعجاز داشته. حالا امام زمان {{عج}} آمده نایب معلوم کند، آقایان آمدند جلو، نمره می‌خواهند. تو خودت به خودت نمره دادی! فردای قیامت هم می‌گوید تو خودت به خودت نمره دادی، مگر من به تو نمره دادم؟! امام گفت: برو به حسین بن روح بگو بیاید! بقال است. گفت: آقا امام زمان {{عج}} با شما کار دارد. گفت: چه ‌کارم دارد؟ گفت: می‌خواهد شما را نایب قرار دهد. گفت: می‌شود من بقالی‌ام را بکنم؟ گفت: نه! اَمر امام است. حسین بن روح حاکم است. حاکم کسی است که امیرالمؤمنین علی {{علیه}}، امام زمان {{عج}} حاکمش کند، چرا بیدار نمی‌شوید؟! آیا مأمون و هارون حاکم هستند؟! این‌ها قلدرند. ما قلدر را با حاکمیت علی {{علیه}} فرق نمی‌گذاریم. بیایید تفکر داشته ‌باشید و روی این حرف‌ها فکر کنید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا شَلْمَغانی چه کار ‌کرد؟ نمی‌تواند از مقامش بگذرد، پافشاری می‌کند، دروغ می‌گوید، بنا کرد به گفتن این‌که شب ما با هم بیتوته داریم و چه‌ کار می‌کنیم! به امام زمان {{عج}} هم یک ‌گوشه‌ای آمد و گفت: آخر تو این بقال و دوره‌گرد را تأیید می‌کنی؟ چرا ما را تأیید نمی‌کنی؟ به امام زمان {{عج}} نامه نوشت: ما فقیه هستیم، چرا ما را نایب خودت قرار نمی‌دهی؟ شَلْمَغانی دست برنداشت، یک‌وقت آقا امام زمان {{عج}} لعنت‌نامه برایش نوشت. بروید در کتاب‌ها ببینید، در کتاب کافی نوشته: ما از تو بیزاریم! ببین چقدر پُررو است! تا حسین بن روح لعنت‌نامه را دستش داد، گفت: مردم! نه این‌که امام زمان {{عج}} گفته تو از ما دوری، گفته تو از گناه و معصیت دوری! امام گفته این شلمغانی از گناه بیزار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا که امام زمان {{عج}} نایب معلوم کرد، هیچ‌کس به این‌ها مراجعه نکرد؛ تا حتی آن بزرگ‌ها که بیشتر از این نمی‌توانم اسمشان را بیاورم. مردم هم رفتند دنبالشان. حضرت وقتی دید این‌جور شد، دیگر نایب معلوم نکرد. به نایب‌هایش گفته بود: مردم باید بیایند دنبال شما، شما به منزله‌ من هستید‌، دنبال مردم نروید. چه کسی به آن‌ها مراجعه کرد؟! چه کسی می‌آید چهار تا حرف از این‌ها نقل کند؟! حالا تو منتظر خودش هستی؟! چرا ما نمی‌فهمیم؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا امام حسین {{علیه}} هم نایبش مسلم بن عقیل را فرستاد کربلا، ببیند مردم اطاعت می‌کنند یا نه! نکردند دیگر! حالا تو همین‌طور بگو یا حجت بن الحسن! همین‌طور گریه کن که چرا من او را نمی‌بینم؟! چه چیزش را می‌خواهی ببینی؟! مگر اویس امام زمانِ خود را دید؟! ندیده؛ اما یقین به امام زمانش دارد. شما هم باید منتظر باشید و بگویید: آقاجان! بیا فرمان به ما بده! ما داریم امرت را اطاعت می‌کنیم، فرمان بده جانمان را قربانت کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} نایب معلوم کرد، امام حسین {{علیه}} هم می‌فرماید: متقی وکیل من‌ است، بروید پیش وکیل من متقی! کجا می‌روید؟! همین‌طور که امام حسین {{علیه}} مرا نایب خودش قرار داده؛ من پسرم حاج ابوالفضل را نایب خودم قرار می‌دهم. کسی را مثل او ندیدم، خیلی مقام دارد؛ شما سخاوت‌هایتان را به ایشان بدهید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی به شهر مکه رفتم، در حِجر اسماعیل از خدا خواستم که یک لحظه هم هست، خدمت امام زمان {{عج}} برسم، گفتم: خدایا! مرا سنخه او قرار بده تا آقا را ببینم. وقتی به سرزمین مِنا رفتم، آن‌جا یک حصیر برداشتم و کناری رفتم، اما نشد که امام زمانم را ببینم، برگشتم و در حِجر اسماعیل آمدم، با گریه به خدا گفتم: خدایا! حاجت مرا که مستجاب نکردی! داد کشیدم و گفتم: می‌خواستم آقا امام زمانم را در سرزمین مِنا ببینم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک‌دفعه آقا تشریف آورد، او را دیدم و با او حرف زدم. در این سفر یکی از مهندس‌ها با ما بود، خریدهای خیلی بدی کرد. یک دوربین عکاسی و یک رادیو خرید و گردنش انداخت. به او گفتم: آقا! این ساز هم می‌زند؟ گفت: می‌خواهم ساز بزند. احمد آقا، پسر حاج شیخ عباس به من برگشت و گفت: چه کار به مردم داری؟ مرحوم وزیری آن‌جا بود، یک‌دفعه بلند شد و گفت: شما دو نفر، حق ایشان را ضایع کردید، فردای قیامت باید جوابش را بدهید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من ناراحت شدم و گفتم: خدایا! من که حرف بدی نزدم. وقتی آقا تشریف آورد، گفتم: آقاجان! تو را به حق مادرت زهرا، آن‌هایی که می‌دانند و یک کاری می‌کنند، حُکمشان را بکن! آقا یک لبخندی به من زد که هنوز دندان‌های سفید آقا در نظرم است. ببین این‌طور باید باشید! تا آقا دید که من ناراحت هستم، وجود مبارکش آمد و مرا از ناراحتی درآورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا این شخصی که این خریدها را کرده بود، هنگام برگشت به ایران، آن‎‌ها را در چمدانش گذاشت، در فرودگاه جَده، چمدان گم شد. من ناراحت شدم، این‌طور باید بشوید! ببین من چه کار کردم؛ بلند شدم و دو رکعت نماز خواندم و گفتم: خدایا! من می‌خواهم این چمدان پیدا شود، این شخص می‌خواهد به ایران برگردد و آن‌جا چمدانش را باز کند و این رادیو و دوربین عکاسی را نشان خانواده‌اش بدهد، عشقش این است. خدایا! چمدانش پیدا شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خلاصه بلند شدم و این‌قدر در فرودگاه جَده گشتم تا چمدانش را پیدا کردم و آوردم به او دادم، اما یک سال کمتر زنده بود، مُرد. خدایا! امام زمان! شما شاهد باشید! اگر من دیدارم با امام زمان {{عج}} را گفتم، می‌خواهم رفقایم مزه‌اش را بچشند، نمی‌خواهم بگویم که من با امام زمان {{عج}} رابطه دارم. خدایا! تو خودت می‌دانی من به دو نفر نمی‌توانم دروغ بگویم: یکی به تو ای خدا! یکی هم به امام زمان {{عج}}! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همین‌طور به امام زمان {{عج}} گفتم: آقاجان! من دو خواهش از شما دارم، خواهشم این است که دلم می‌خواهد یاور شما باشم، اگر شما الآن امر کنی که سلطنت سلیمان را به من بدهند، یک‌قدری هم بالاتر، سلیمان سلطنتش یک حدّی داشت، از من حدّ هم نداشته باشد، یعنی حکومت عالَمی داشته باشم، من دلم خوش نیست؛ تا احقاق حق از دشمنان جدت حسین و مادرت زهرا  نکنم. بعد به ایشان گفتم: آقاجان! من چه کار کنم که یاور شما باشم؟ ایشان فرمود: صلوات بفرست! هر روز و هر شب صلوات می‌فرستم به سلامتی امام زمان {{عج}}. می‌گویم خدایا! وجود مبارک امام زمان {{عج}} را از جمیع بلایا حفظ کن! از گیر چه کسی حفظ کند؟ از گیر آن‌ها که به ایشان می‌گویند: برگرد! ما داریم درست می‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الآن سخاوت از دست مردم گرفته شده، به کسی خدمت می‌کنند که امام زمان {{عج}} می‌آید و گردنشان را می‌زند، خلاصه خبرهایی است. به امام زمان {{عج}} برمی‌گردند؛ می‌گویند: خدا گفته توهین به یک مؤمن کنی، خانه مرا خراب کرده‌ای، این چطور مقدس‌ها را می‌کُشد؟! صحنه را می‌بینند و آ‌نچه مقدس است، به امام زمان {{عج}} برمی‌گردد. یک روایت داریم؛ به امام زمان {{عج}} می‌گویند: ما داریم درست می‌کنیم، برگرد؛ وگرنه تو را رَجْم [سنگسار] می‌کنیم! بدترین چیز این است که توهین به ولایت می‌کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} یک‌دفعه می‌آید؛ می‌گوید حرم حضرت معصومه {{علیها}} را خراب کن! مسجد را خراب کن! من توی آن مسجد النبی نرفتم، گفتم: ای مسجد! خراب شوی! متقی توی مسجد النبی نمی‌رود، منتظر است که امام زمان {{عج}} بیاید این مسجد را خراب کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امام زمان {{عج}} می‌گویند چرا خراب می‌کنی؟ این عادی نیست. یک آجر برای ساختن مسجد بدهی، این‌قدر ثواب دارد. امام زمان {{عج}} می‌آید مرقد را برمی‌دارد، مقدس‌ها به‌ او برمی‌گردند! آن کسی‌که به او علاقه دارند، امام گردنش را می‌زند‌. آن کسی‌که مقدس‌ها او را نمی‌خواستند، امام به او می‌گوید تو نماینده‌ من هستی! به ایشان برمی‌گردند، خیلی شلوغ می‌شود، استادهای دانشگاه مردم را در مقابله با امام زمان {{عج}} تحریک می‌کنند و می‌گویند ببین چه کار می‌کند! امتحان بزرگی است! حالا من همه این‌ها را می‌گویم که وقتی امام زمان {{عج}} آمد، بیدار باشید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک نفر خواب دید که پدرش همین‌طور می‌گوید قبر را بردار! بردار! آمدند و به من گفتند، گفتم: غصبی است، خمس و سهم امامش را بدهند! وقتی دادند، دیدند خوب شد. این‌ حرم‌ها همه‌اش غصبی است که امام زمان {{عج}} برمی‌دارد. شخصی آمد سر قبر چهار امام در بقیع، آن‌قدر گریه کرد، امام صادق {{علیه}} گفت: امر ما را اطاعت کن! یک فاجری ساخت، یک فاسقی خراب کرد. یک فاسقی ساخت، یک فاجری خراب کرد. برو ردّ کارت! من این را دارم می‌گویم: فاسق ساخت! حالا شاید این‌ها را برمی‌دارد خراب می‌کند، یک‌دفعه نگاه می‌کند ساخته می‌شود. او که نمی‌خواهد توهین به عمه‌اش بکند. وقتی امام زمان {{عج}} می‌آید، این حرف‌ها که من زدم به دردتان می‌خورد و بیدار هستید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما باید به کارهای امام زمان {{عج}} کاری نداشته باشیم. در بین چند هزار شاگرد امام صادق {{علیه}}، فقط هشام بود که وقتی امام گفت: فردا مرغ کشته بیاورید! همه کشتند، هشام نکشت! شاگردها کافر به امام هستند؛ می‌گفتند: امام خوشگلیِ هشام را می‌خواهد. این است که می‌گویم دنبال خلق نروید! دنبال چه کسی می‌روید؟! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مؤمن هم مثل امام صادق {{علیه}} مگر می‌تواند کسی را تأیید کند؟! از ترس خوب‌ها نه از ترس عرق‌خورها و شراب‌خوارها، از ترس مقدس‌ها. حالا وقتی امام زمان {{عج}} آمد، ما باید چه جور باشیم؟ فقط باید تسلیم باشیم؛ آن‌وقت یک عقیده دیگر هم داشته باشید: بدانید آن‌هایی که امام زمان {{عج}} درباره‌شان این کار را می‌کند، مجرم هستند. امام مجرم را از بین می‌برد. با این عقیده باشید، خیلی هم خوشحال هستید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر امام زمان{{عج}} بیاید، تمام خلقت خوشحال می‌شوند. امام زمان {{عج}} می‌داند چه وقت ظهورش است، اما دو اجازه می‌خواهد: اول اجازه از خدا، بعد اجازه از حضرت زهرا {{علیها}}. باید از مادرش اجازه بگیرد و ظهور کند. حالا نگویید که ائمه {{علیهم}} احتیاج دارند؛ این‌ها اجازه روی اجازه است، احترام روی احترام است. این ظهوری که میلیاردها دَم شمشیرِ آقا قرار می‌گیرد و دین خدا پیاده می‌شود، باید با اجازه حضرت زهرا {{علیها}} باشد. حالا امام زمان {{عج}}، وقتی خدا اجازه به او می‌دهد، خدا از بس خوشش می‌آید، می‌گوید: اجازه از مادرت هم بگیر! می‌فرماید: مادرجان! اجازه می‌دهی؟ حالا فاطمه زهرا {{علیها}} می‌فرماید: چون خدا گفته، مهدی! قیام کن! امام صادق {{علیه}} می‌گوید: ما حجتیم از برای خلق، مادرمان زهرا {{علیها}} حجت است از برای ما؛ اگر ما نباشیم دنیا فروریزان می‌شود. اگر مادرمان زهرا {{علیها}} نباشد، ما اصلاً نیستیم. آیا حضرت زهرا {{علیها}} از برای شما حجت نیست که بیایید قدری امرش را اطاعت کنید؟! آخر باید حضرت زهرا {{علیها}} شفاعتتان را بکند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک آیه در قرآن داریم، می‌گوید: «اللهُ نورُ السَّماواتِ وَ الأرْض»: این نوری است که از برای خداست، در تمام ارض و سماء می‌تابد، اما این تابش، تابش نور خداست، نور ولایت است، نور امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است، چرا؟ پیامبر {{صلی}} فرمود: ما اهل‌بیت {{علیهم}}، اول کسی هستیم که خدای تبارک و تعالی نور ما را خلق کرد، یعنی آن‌ها «نورُ الله» هستند، نور خدا هستند. مگر ما نمی‌گوییم که آقا امام زمان {{عج}} اگر نباشد، تمام عالم فروریزان می‌شود؟! یعنی نور ولایت باید در تمام خلقت باشد. تمام نور خلقت به واسطه علی {{علیه}} و بچه‌های علی {{علیهم}} است.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من الآن یک ‌چیزی به شما بگویم: قوم حضرت‌ موسی هفتاد قبیله بودند، بنی‌اسرائیل ایرادی بودند، آمدند به موسی گفتند: ما خدا را می‌خواهیم ببینیم، هر چه گفت آیات را ببینید، زمین و آسمان را ببینید. باور نکردند. امر شد: یا موسی! از هر قبیله یک ‌نفر انتخاب کن، هفتاد نفر شوند؛ آن‌ها را در کوه طور بیاور! کوهی بود که آن‌جا عبادت می‌کردند. هفتاد نفر از بزرگانشان انتخاب شدند و آمدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایت داریم: یک نوری به کوه تجلی کرد نه روی سرِ این‌ها، هفتاد نفر مُردند، موسی هم غش کرد. مِن‌بعد حالا جبرئیل یا امر خدا، موسی را به هوش آورد، گفت: خدایا! ما وقتی از این‌ها کسی را نکشته ‌بودیم این‌ها ایمان نمی‌آوردند، حالا که هفتاد نفر از این‌ها کشته شدند، گفت: دعا کن زنده‌شان می‌کنم؛ دعا کرد، زنده شدند. نصف این‌ها گفتند: سلام بر پروردگار موسی! نصفشان گفتند: موسی جادو کرده. حضرت ‌موسی به خدا می‌گوید: خدایا! نور خودت بود؟ می‌گوید: لا! می‌گوید: نور محمد و آل‌محمد بود؟ می‌گوید: لا! می‌گوید: نور انبیاء بود؟ می‌گوید: لا! می‌گوید: خدا! نور چه ‌کسی بود؟ مرا از آن‌ها قرار بده! گفت: یکی از شیعه‌های امت پیامبر {{صلی}} در آخرالزمان که دینش را حفظ کند. گفت: این‌ها چه‌ کار می‌کنند به آن‌جا رسیده‌اند؟ گفت: یکی کار ریا نمی‌کنند، یکی هم امر مرا به هر امری ترجیح می‌دهند. یکی هم معصیت‌ ولایتی نمی‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر {{صلی}} می‌گوید: «أنا مدینةُ العلم و علیً بابها»؛ عزیز من! بیا در دامن علی {{علیه}}! بیا از در علی {{علیه}}! بیا از درِ شیعه، خدا را بشناس! از درِ شیعه بیا در ولایت، آن‌وقت از توی ولایت در خداشناسی برویم. ببین آن هفتاد نفر مُردند؛ اگر خدا نورش تجلی کند، تمام عالم را رُبس [ذوب] می‌کند؛ چیزی در عالم نمی‌ماند، پس خدا نورش را به امیرالمؤمنین علی {{علیه}}، به این دوازده ‌امام، چهارده‌ معصوم {{علیهم}} داده؛ اما به ‌قول من که خودم حالی‌ام بشود کنترل است، یعنی این‌ها باید با اجازه خدا نورفشانی کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رسول الله {{صلی}} فرمود: بترسید از آن روزی که علی لباس قرمز بپوشد و با ذوالفقار سوار چینه [دیوار] شود! عمر با عده‌ای از زن‌ها آمد که حضرت زهرا {{علیها}} را از قبر بیرون بیاورد تا خلیفه اسلام به او نماز بخواند. امیرالمؤمنین علی {{علیه}} گفت: عمر! برو! نرفت. با دو انگشتش گلوی عمر را فشار داد، داشت خفه می‌شد که عباس، عموی پیامبر گفت: تو را به حق صاحب این قبر یعنی پیامبر، از او دست بردار و رهایش کن! امیرالمؤمنین علی {{علیه}} دست برداشت و رفت؛ پس فقط امیرالمؤمنین {{علیه}} قبر حضرت زهرا {{علیها}} را می‌داند؛ چون حضرت زهرا {{علیها}} فرمود: علی‌جان! بیا سر قبر من قرآن بخوان! من از تو خوشم می‌آید، می‌خواهم صدایت را بشنوم. من تا آخرین نفَس گفتم علی و حمایت از تو کردم؛ حالا می‌خواهم صدایت را بشنوم. هیچ‌کس قبر مخفی زهرای مرضیه {{علیها}} را نمی‌داند تا امام زمان {{عج}} تشریف بیاورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان از مکه معظمه می‌آید. بعد به مدینه، سر قبر مادرش می‌رود و می‌فرماید: مادر‌جان! من آمدم، چقدر «هل من ناصر» گفتی، کسی نیامد تو را یاری کند! به اندازه تمام دنیا سوختم و اشک ریختم. اگر اشک چشمم تمام شد، برایت خون گریه کردم. امام زمان {{عج}} حمد و ستایش خدا را می‌کند که الآن به دست من خواست خدا جاری شد، رجعت جاری شد؛ می‌فرماید: من از این‌ها که به تو ظلم کردند، احقاق حق می‌کنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} عمر و ابابکر را از قبر درمی‌آورد، از جهنم بیرون می‌آورد، این‌ها را آتش می‌زند تا مردم بدانند. می‌فرماید: چرا با مادر ما این کار را کردید؟! هیچ‌کسی نبود که درِ خانه امیرالمؤمنین {{علیه}} را بسوزاند و وارد خانه امیرالمؤمنین علی {{علیه}} بشود، هیچ‌کسی نبود در همه عالَم؛ عمَر این کار را کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا امام زمان {{عج}} عمر و ابابکر را از قبر درمی‌آورد و به دار می‌زند؟! چون می‌خواهد گمراهی را تمام کند! آن درخت را من دیده‌ام. امام زمان {{عج}} این‌ها را به درخت می‌بندد. دست امام زمان {{عج}} که به درخت می‌خورَد، آن درخت سبز می‌شود. حالا آن‌ها را به این درخت بسته، می‌گویند چرا درخت سبز شد؟ باز ایمان به امام زمان {{عج}} نمی‌آورند، آن سبزی را از عمر و ابابکر می‌بینند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الآن هم هستند کسانی‌که پیروی از عمَر می‌کنند، شماها پیرو عمر نباشید! این مردم خوب‌هایشان پیرو اعمال خودشان هستند، پیرو رجعت نیستند؛ حالا پیامبر {{صلی}} می‌گوید: کسی‌که در آخرالزمان دینش را حفظ کند، با من و در درجه من است. از آن‌طرف هم می‌گوید: اگر یک نفر بادین از دنیا برود، ملائکه آسمان هیجان می‌کنند. چرا؟ دنبال کسانی‌که تأیید نیستند، رفتند. الآن چه کسی بادین از دنیا می‌رود؟! دین، امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} قبر مادرش زهرا {{علیها}} را معلوم می‌کند، گنبد و بارگاه برایش می‌سازد. یک روایت داریم: آن‌هایی که در آرزوی امام زمان {{عج}} بودند، زنده می‌شوند و می‌آیند پای رکاب امام زمان {{عج}}، می‌روند سر قبر زهرای عزیز {{علیها}}. رفقا! إن‌شاءالله ما هم از آن‌ها باشیم، اگر مُردیم با این آرزو بمیریم که بیاییم در رکاب امام زمان {{عج}}، برویم قبر حضرت زهرا {{علیها}} را زیارت کنیم، اما با آرزوی یاوری امام زمان {{عج}}. وقتی این‌طوری شدی به بهشتش هم پشت پا می‌زنی. به فردوس و جناتش هم پشت پا می‌زنی؛ چون‌که می‌فهمی امکان تو این ‌است که آقا بیاید احقاق حق از دشمنان حضرت زهرا و امام حسین کند؛ گفتم: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|پشت پا بر عالم امکان زدم|دست بر دامن زهرا زدم}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما وقتی اهل دنیا شدی، خیال می‌کنی دنیا امکانِ تو را عمل می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقا! شما هم اگر پشت پا بر عالم امکان بزنید، برمی‌گردید؛ شبیه متقی می‌شوید. إن‌شاءالله متقی می‌آید، شما هم می‌آیید، از این‌جا نروید! شما که شبیه متقی شدید، اول: سخی باشید! هر پولی که می‌دهید، خدا ثواب هفتاد حج، هفتاد عمره به شما می‌دهد؛ امام زمان {{عج}} هم از سخاوت خیلی خوشش می‌آید. دوم: این سخاوتتان را به آخر برسانید تا زمان رجعت، یکی هم گناه نکنید و دنبال خلق نروید؛ آن‌وقت شما ذخیره امام زمانید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من دارم «هل من ناصر» می‌گویم؛ هل من ناصرِ من این است که حرف بشنوید، به هل من ناصرِ امام زمان {{علیه}} اتصال شوید‌. إن‌شاءالله وقتی آقا امام زمان {{عج}} تشریف می‌آورَد، دست از کارهایتان بردارید و بدوید دنبال امام زمان {{عج}}. به دینم، من خودم همین‌طورم؛ تا به من گفتند امام زمان {{عج}} ظهور کرده، دویدم. وقتی دنبالش رفتید، دنبال دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} رفته‌اید؛ آن‌ها همه‌شان پیش امام زمان {{عج}} هستند. به دینم، خود متقی رفته، دلش می‌خواهد شما هم پیش امام زمان {{عج}} بروید. من شماها را خیلی می‌خواهم، اما یک ترس دارم، ترسم این است که وقتی امام زمان {{عج}} آمد، شما دنبالش نروید. چه در دنیا بودم، چه از دنیا رفتم، بروید دنبال امام زمان {{عج}}؛ یکی هم عکس مرا در خانه‌هایتان بزنید؛ این عکس یادگار است و شما پیرو متقی هستید. خدایا! توفیقی به ما بده که قدردانی از ولایت کنیم، ما کسی را بخواهیم که تو می‌خواهی!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
إن‌شاء‌الله منتظر رجعت باشید، الآن هر چه نگاه می‌کنی مردم می‌بینی، موقع رجعت متدین می‌بینی. من منتظر رجعت هستم. آن کسی‌که شما را تهیه کرده، خودش منتظر رجعت است. وقتی به عکس متقی نگاه می‌کنید، عکسش هم به شما می‌گوید منتظر رجعت باشید و شما را دعوت به رجعت می‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
روایت صحیح داریم: وقتی عاَلم می‌خواهد به‌ هم بخورد، خدا به جبرئیل می‌گوید: یا جبرئیل! برو آن‌جا قبر آقا امام‌ حسین {{علیه}} را بلند کن! آن زمین، علیین است، مبادا به‌ هم بخورد، آن را کجا می‌برد؟ در عرش. خدا حاج‌ شیخ‌ عباس را رحمت کند! گفت: وقتی یک‌قدری بالا برد، یک تکان به آن زمین می‌دهد، تمام مشرکین و منافقین می‌ریزند. فقط آن‌هایی که هل من ناصرِ امام‌ حسین {{علیه}} را لبیک گفتند و در آن‌جا خوابیده‌اند، این‌ها را در عرش خودش می‌برد. کجاییم ما؟! چه فکری می‌کنیم؟! چرا این فکرها را نمی‌کنید و می‌روید خودتان را اسیر یک حرف‌هایی می‌کنید؟! هم خودتان و هم مغز مبارکتان را اذیت می‌کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آدم فقط باید غصه ولایت را بخورد. غصه امام حسین {{علیه}} و حضرت زهرا {{علیها}} را بخورد؛ چرا به دین ما و به ناموس خدا لطمه خورد؟! آقا ابوالفضل {{علیه}} هم می‌گوید: تا زنده‌ام ای لشکر! حامی دینم، دینم حسین {{علیه}} است. عزیزان من! اگر شما هم دینتان امام زمان {{عج}} باشد، این حرف‌های بیهوده چیست که می‌زنید؟! به امام زمان قسم، اگر در این حرف‌ها بروید، دیگر حرفی نیست که درست کنید، اصلاً فرصت نمی‌کنید. من که این‌طوری‌‌ام؛  به خدا می‌گویم: خدا! هیچ‌کس نمی‌تواند کسری مرا درست کند مگر امام زمان {{عج}} بیاید. آن غصه، شفاعت است، سرفرازی از دنیاست؛ آن فکر، فکری است که خدا از شیعه چنین انتظاری دارد. آن غصه، بیداری است، بیداری جهان است. آن غصه، روح شما را تقویت می‌کند، شما را به کل کمال می‌رساند. می‌گوید: یک لکه اشک برای امام حسین {{علیه }} بریزی، خدا از سرِ تمام گناهانت می‌گذرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من یک پاره‌وقت‌ها که صحبت می‌کنم، نصف‌ شب به امام ‌زمان {{عج}} می‌گویم: تو یک ‌چیزهایی داری که من ندارم، کاش من هم داشتم؛ یکی کفش مادرت‌ زهرا {{علیها}}! اگر همه دنیا را به‌ من بدهند، کفش را بگذارند آن‌طرف، والله! همه دنیا را می‌دهم، کفش زهرا {{علیها}} را می‌گیرم. یکی هم پیراهن امام ‌حسین {{علیه}} پیش توست، تو هر دفعه نگاه به این‌ها می‌کنی، اشک می‌ریزی؛ اما شما می‌روید ویدیو و تلویزیون و ماهواره می‌زنید، بی‌غیرت‌ها! آن‌وقت شما امام‌ زمان {{عج}} را دوست دارید؟! او چه ‌کار می‌کند؟! شما باید سنخه او باشید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سُم اسب امام زمان {{عج}} که روی زمین می‌آید، به تمام خلقت دمیده می‌شود! آن‌هایی که از بهشت گذشته‌اند؛ ندا می‌دهند: آقاجان! ما آمدیم. کسانی‌که انفاق داشته‌اند و به فکر فقرا بوده‌اند، سنخه این‌ها هستند. خوش به حالشان که در رجعت هم می‌آیند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما باید لبیک به امام زمان {{عج}} بگویید! همیشه اَلست هست، خیال کرده‌اید اَلست آن‌موقعی است که شما ذرات بوده‌اید! الآن هم اَلست است، شیطان و خلق دارد شما را دعوت می‌کند، شما هم به او لبیک می‌گویید. اگر به خدا لبیک گفتید، دیگر به خلق لبیک نمی‌گویید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسانی بودند که می‌خواستند به‌ توسط آن حرفی که پیامبر {{صلی}} گفته‌، یک استفاده شخصی بکنند. الآن هم توی مردم هستند، مثلاً اگر از آن‌ها پرسیده شود: آیا پیش حاج ‌حسین بودی؟ می‌گوید: بله! بله! ما خدمت ایشان بودیم؛ یعنی ما با ایشان رابطه داریم. او دروغ می‌گوید؛ یک‌دفعه پیش من آمده و رفته؛ من دیگر او را ندیدم. تو چه رابطه‌ای داری؟! رابطه با کسی دیگر داری. بیشتر مردم با ائمه‌ طاهرین {{علیهم}} رابطه‌ای هستند، با مؤمن هم رابطه‌ای هستند. وقتی عمر به خلافت رسید، دید پیامبر {{صلی}} این ‌همه تعریف اویس را کرده‌. حالا با آن فکرِ خودش دارد می‌رود اویس را ببیند؛ نه به خاطر این‌که پیامبر {{صلی}} گفته‌. عمر پیش امیرالمؤمنین علی {{علیه}} می‌رود و می‌گوید: علی! این ‌همه پیامبر {{صلی}} تعریف اویس را کرده، ما از وقتی‌که به خلافت رسیدیم، نرفتیم یک سری به او بزنیم و او را ببینیم، بیا با هم پیش اویس برویم؛ می‌خواهد اویس به او دعا کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی عمر و ابابکر با امیرالمؤمنین {{علیه}} نزد اویس رفتند، عمر پیش‌دستی کرد و گفت: اویس! سرت سلامت! پیامبر {{صلی}} از دنیا رفت؛ اما بشارت! پیامبر {{صلی}} خیلی تعریف شما را کرده، تو اهل‌ بهشتی، دعایت مستجاب است و نفرینت گیراست. ما زحمت‌کش‌ها هستیم، این‌قدر جنگ رفتیم، ده، دوازده‌ سال خدمت پیامبر {{صلی}} بودیم. همین‌طور بنا کرد تعریف خودش را کردن. حالا به خیالش اویس نمی‌داند. باباجان! مؤمن، ماورای تو را می‌بیند. عمر گفت: یک دعایی به‌ ما دو نفر یعنی ابابکر و خودش بکن! اویس گفت: در جنگ اُحد کدام دندان‌های پیامبر {{صلی}} شکست؟ عمر و ابابکر در این سؤال ماندند. اویس به آن‌ها گفت کدام دندان پیامبر {{صلی}} شکست! عمر گفت: تو که نبودی، چطوری این را می‌گویی؟! گفت: من از خدا خواستم هر آسیبی که به پیامبر {{صلی}} می‌خورَد، به ‌من هم بخورد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا اویس یک نگاهی کرد و گفت: پیامبر {{صلی}} که از دنیا رفت، چه ‌کسی را جای خودش گذاشت؟ آیا بعد از خودش وصی معلوم کرد؟ عمر گفت: اشجع امت! پیرمردی که سال‌های سال در جنگ بود، سال‌های سال در امر پیامبر {{صلی}} بود. سال‌های سال بازی درآورده بود، اشجع امت! اویس گفت: خدا شما دو نفر را لعنت کند! خدا شما دو نفر را از رحمتش دور کند! یک نگاهی به امیرالمؤمنین {{علیه}} کرد و گفت: «سیماهُ رسول‌ الله»؛ تمام سیمای رسول‌ الله {{صلی}}، به این جوان جمع است. ببینید چطور ولایت قلبش را باز کرده! کسی‌که در اَلست، امیرالمؤمنین {{علیه}} را ندیده، در این اَلستِ کبیره، امیرالمؤمنین {{علیه}} را می‌شناسد. کسی‌که به ظاهر در بیابان است، خلفاء را محکوم می‌کند، در مقابلش بیچاره و فلجند. مگر عمر فقیه نیست؟! در مقابل اویس؛ یک شترچران، محکوم است. هماهنگ ولایت است که پیامبر {{صلی}} می‌گوید: برادر من است؛ شما هم وقتی هماهنگی با ولایت داشتی، برادر آن هستید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما الآن سخی هستید، اما یک کارهای ناصحیح می‌کنید، این است که اویس نمی‌شوید. الآن چه کسی منتظر رجعت است؟ فقط متقی؛ اما همه مردم دنبال گناه هستند! شما بروید کنار! اما با سخاوت بروید کنار! این جلسه کنار است، پیامبر {{صلی}} هم این را فرمود. شما اگر به امام زمان {{عج}} اعتقاد دارید، امام زمان {{عج}} رفته کنار، شما هم بروید کنار؛ این به نظرم جرم نباشد! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر پیرو رجعت شدید، یاور امام زمان {{عج}} هستید، چون نتیجه خودِ امام زمان {{عج}} رجعت است، این رجعت را خدا به دست امام زمان {{عج}} معلوم کرده، آن‌وقت ایشان می‌آید، پرچمش را افراشته می‌کند، می‌گوید: «یا أهل العالَم! أنا بقیة الله»، به تمام خلقت می‌گوید: من آمدم! به تمام ائمه طاهرین {{علیهم}}، تا حتی به رسول الله {{صلی}}، به علی ولیّ الله {{علیه}} می‌گوید من آمدم. چرا؟ دارد می‌گوید شما پیرو رجعت باشید! رفقای عزیز! متقی هم به شما می‌گوید: پیرو رجعت باشید، توی رجعت باشید، با رجعت هم سر و کار داشته باشید، آن‌وقت شما پیرو امام زمانید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن‌قدر خدا خوشش می‌آید که شما یاور امام زمان {{عج}} باشید؛ امام زمان {{عج}} که به شما احتیاج ندارد، چون وقتی امام زمان {{عج}} می‌آید، هفتاد هزار ملَک از آسمان با شمشیر می‌آید. آقاجان! چرا غصه می‌خوری؟! من هفتاد هزار ملَک به تو دادم، هر کاری می‌خواهی بکنی بکن! امام زمان {{عج}} هم می‌خواهد احقاق حق از دشمنان حضرت زهرا، از قاتلین جدش امام حسین بکند. من به شما بگویم امام زمان {{عج}} تا رجعت صبر ندارد، زودتر می‌آید. چرا؟ گفتم: زهراجان! تو را به حق حسینت و حسنت، به امام زمان {{عج}} بگو بیاید. آخر باید حضرت زهرا {{علیها}} بگوید. من از حضرت زهرا {{علیها}}، خواهش کردم که بگو: امام زمان {{عج}} بیاید، کفر زمین را گرفته است.&lt;br /&gt;
&amp;lt;section end=&amp;quot;گفتار متقی 3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی 4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
در تمام این خلقتی که خدا دارد اصلاً والله، به خودِ خدا قسم، مانند حضرت زهرا {{علیها}} نیست! خدا یک الگویی در تمام خلقت معلوم کرده؛ این پنج تن را در «حدیث کساء» معلوم کرده؛ می‌گوید: به عزت و جلالم، تمام خلقت را به‌ واسطه شما خلق کردم، پس حضرت زهرا {{علیها}} یک خلقت است، حالا یک خلقت، خودش را فدای امیرالمؤمنین علی {{علیه}} می‌کند نه فدای جسم علی {{علیه}}، فدای حقیقت علی {{علیه}}! حقیقت ولایت؛ حقیقت تمام کون و مکان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زهرای عزیز {{علیها}} فدای حقیقت ولایت و امر خدا شد. هیچ‌کس حقیقت زهرای عزیز {{علیها}} را نگفته، وقتی‌که حقیقت تمام خلقت امام زمان {{عج}} تشریف می‌آورَد، آن‌جا هم کمک‌کننده‌اش امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است. قربان علی بروم! در همه جا مشکل گشاست! از زمانی‌که امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام» در ظاهر از دنیا رفته، فقط موقع امام زمان {{عج}} می‌آید و مُهر می‌زند: «مؤمن! منافق!» وقتی گردن منافقان را می‌زند؛ آن‌موقع می‌شود زهرای عزیز {{علیها}} را افشا کرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای عزیز! فکر کنید! تفکر داشته باشید! روحِ تمام ماورا ولایت است. قیامت کبری افشای ولایت است، قیامت صغری؛ یعنی رجعت هم افشای ولایت است. آقا امام زمان {{عج}} که عمر و ابابکر و عده‌ای را به دار می‌زند؛ دارد به مردم می‌گوید ببینید این‌ها غاصب بودند! این‌ها بدعت‌گذار بودند و مردم را گمراه کردند؛ پس همین‌جا هم افشای ولایت می‌شود. مگر نمی‌فرماید مادرجان! می‌آیم و احقاق حق از دشمنانت می‌کنم؛ یا جداه! می‌آیم و احقاق حق از دشمنانت می‌کنم؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خودِ امام زمان {{عج}} وقتی می‌آید، می‌گوید: منم نوح! منم آدم! منم پیامبر آخرالزمان! نمی‌گوید منم علی! چرا نمی‌گوید من علی هستم؟ خودِ امام زمان {{عج}} هم به امر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است، به امر حضرت زهرا {{علیها}} است. به حضرت عباس، تا دست از دنیا برندارید، نمی‌فهمید! امام صادق {{علیه}} می‌گوید: من انتظار فرج دارم، اغلب ما انتظار خلق داریم نه انتظار امام زمان {{عج}}! خودِ امام زمان {{عج}} هم انتظار رجعت دارد. چرا می‌گوید رضایت خدا از هر ثوابی بالاتر است؟ دو ثواب، خیلی مهم است: یکی «انتظار الفرج»؛ انتظار امام زمان {{عج}}، یکی هم این‌که صفت رضا داشته باشید. همان انتظار الفرج به این وصل است، چون‌که راضی هستی، می‌خواهی جانت را برای امام زمانِ خودت هدیه کنی. شما هم اگر جایی نروید، انتظار رجعت دارید؛ آن‌وقت اگر از دنیا رفتید، با انتظار الفرج از دنیا رفته‌اید. کسی‌که انتظار الفرج دارد، اهل بهشت است؛ اهل نجواست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من می‌گویم که یاوران امام زمان {{عج}} از شهدای کربلا بالاترند، دلیل هم دارم؛ پیامبر {{صلی}} فرمود: آخرالزمان، اگر بخواهید دینتان حفظ باشد، واجبات، ترک محرمات، به خیر و شرّ مردم شرکت نکنید! منتظر امام زمانتان باشید، آن‌وقت ثواب هزار شهید به شما می‌دهد.‌ حبیب‌ بن‌ مظاهر یک شهید است، مسلم‌ بن‌ عوسجه یک شهید است؛ اما می‌گوید منتظر امام‌ زمان {{عج}} ثواب هزار شهید می‌برد. چرا؟ دلیلش این‌ است: وقتی‌که امام‌ زمان {{عج}} می‌آید، شما یاورش هستی، حکومت غصب کنار می‌رود، آن‌وقت تولید امام‌ زمان {{عج}} زیاد است، ببین چقدر مردم را هدایت می‌کند؛ حالا ای یاور امام زمان! صدها هدایت نصیب تو می‌شود. چرا؟ مگر نمی‌گوید یک آدمی را هدایت کردی، عالَمی را هدایت کردی؟! اما باید وقتی آقا امام‌ زمان {{عج}} می‌آید، جانت را فدایش کنی، مقصد نداشته‌ باشی؛ بگویی یک جان دارم، می‌خواهم فدایش کنم، پس عزیز من! تو یاور امام‌ زمان {{عج}} هستی. اگر امام‌ زمان {{عج}} نیامده، تو این‌جوری هم باشی، یاوری؛ با آن تولیدها شریک هستی. چرا متوجه نیستیم وقت خودمان را بیهوده طی می‌کنیم؟! بیایید توجه کنید! بیایید وقتتان را در این حرف‌ها طی کنید؛ اما منتظر باشید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببین من روایت و حدیث برای شما گفتم، خیلی کشیدن این حرف مشکل است! امام‌ زمان {{عج}} درباره شهدای کربلا می‌گوید: «السلام علیک یا عبد الصالح، المطیعُ لِله و لِرسوله»، جانم فدایتان! آن به جای خودش، اما این‌که می‌گویم اصحاب امام‌ زمان {{عج}} بالاتر از اصحاب امام‌ حسین {{علیه}} هستند، دلیلش این‌ است: حکومت غاصب کنار می‌رود، وجود مبارک امام‌ زمان {{عج}} می‌آید؛ آن‌وقت شما با تولیدش شریک هستید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا عزیز من! یک اندازه‌ای فکر کن! سکوت اختیار کن! یک اندازه‌ای تأنی داشته باش و یاور امام‌ زمانِ خودت باش! والله! از آن تولید استفاده می‌بری؛ این‌ است که می‌گویم: ای شیعه! ای کسی‌که تو را تأیید کرده! یک دانه نفَس بکِشی، افضل از عبادت ثقلین است؛ دلیلش این‌ است که اگر تو یاور امام‌ زمان {{عج}} باشی، از آن تولید امام‌ زمان {{عج}} سهام می‌بری؛ هر کسی که حرف دارد، بزند. برای کشیدن این حرف، باید مغزت متقی باشد، وگرنه نمی‌توانی بکِشی. حالا ما چه‌ کار داریم می‌کنیم؟! ساکت!  شما همیشه باید در فکر باشی از کارت که دست می‌کشی، با امام زمانت نجوا کنی. اگر نجوا با امام زمانت بکنی، یقین داری وجود مبارک ایشان هست. چرا می‌گوید برای امام زمانت صدقه بده؟ وقتی شما یک پسر داری، برای او صدقه می‌دهی. یقین داری وجود مبارک امام زمان {{عج}} هست که برایش صدقه می‌دهی؛ آن‌وقت یقینت زیاد می‌شود. بیایید گوش بدهید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امام زمان {{عج}} گفتم: یا امام زمان! رجعت شد آمدی، مرا صدا کن بیایم! هر چند در بهشت باشم، آن بهشت دیگر زشت است! حتی زمین هم کمک می‌کند، خیلی‌ها را فرو می‌بَرد؛ آن‌موقع دیگر «من» در کار نیست، آن‌وقت به شما قدرت چهل نفر شجاع را می‌دهد. حتی امام حسین {{علیه}} این‌قدر سلطنت می‌کند که ابروهایش سفید شود و روی پلکش باشد. اشاره می‌شود شمشیر از آسمان می‌ریزد. تماشاها دارد، اما تماشای دنیا نداشته باشید! لذت واقعی، به ولایت رسیدن است. می‌خواهی علی {{علیه}} و زهرا {{علیها}} را ببینی، این لذت واقعی است. لذت واقعی «هستی» است، دنبال توست؛ بقیه لذت‌ها برخوردی و فانی است. گفتم: حاضرم در مشکلات باشم، اما علی {{علیه}} و زهرا {{علیه}} را ببینم! قشنگش علی {{علیه}} و زهرا {{علیها}} است!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تمام خلقت تنظیم است، بیایید تنظیم را به هم نزنیم! من به شما گفتم در مکه نقش‌برداری می‌شود، تمام کارهایی که می‌کنید نقش دارد، حالا در آئینه امیرالمؤمنین علی {{علیه}}، همه حیوان هستیم، انسان نیستیم! بیایید نقش خوب در وجودتان ایجاد کنید، کار خیر کنید، ذکر بگویید، انفاق کنید و دست بیچاره و ناتوانی را بگیرید. با این دستتان به دیگران توان بدهید تا نقش خوب بردارد. وقتی آقا امام زمان {{عج}} تشریف می‌آورد، آن‌موقع امام زمان {{عج}} آئینه حق است، ما در آئینه‌اش حیوان هستیم! تمام آنچه که چندین سال در دلمان بوده، در پیشانی می‌آید و مُهر می‌زند: منافق!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایراد به امام زمان {{عج}} نکنید! خدا یاری‌اش می‌کند و او را از تهمت درمی‌آورد. چه کسی به او تهمت می‌زند؟ مقدس‌ها. حالا خدا او را یاری می‌کند. امام زمان {{عج}} به مردم می‌گوید: من کسی را نمی‌کُشم، منافق‌ها را کُشتم، او روی پیشانی‌اش مُهرِ منافق بود. به امام زمان {{عج}} هم ایراد می‌کنند؛ می‌گویند: چرا بچه‌ها را می‌کُشی؟ بچه‌ها که تقصیر ندارند، اما جلوتر امام صادق {{علیه}} فرموده امام زمان {{عج}} کار خضر را می‌کند؛ می‌فهمد بزرگ بشود، ایده‌اش همان است. این‌که پیامبر {{صلی}} می‌فرماید می‌میری به زمان جاهلیت، برای این است ‌که امام زمانت را قبول نداری. الآن که شما نشستی، توی دلت آن است، خدا با آن با تو رفتار می‌کند، ایده‌ات روی پیشانی می‌آید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک بار سرِ کوچه‌مان آمدم که سوار ماشین بشوم و به حرم حضرت معصومه {{علیها}} بروم. دیدم که تمامی مردم حیوانند. یک‌دفعه دیدم هودجی از آسمان پایین آمد، سوار شدم. خوب یادم است از رودخانه قم ردّ شد، رفت و رفت، از کوه‌ها ردّ شد، به یک عمارتی رسیدم. آقای بزرگواری آن‌جا بود، به ایشان گفتم: شما مرا از دست آن حیوانات نجات دادید، ممکن بود مرا بِدَرند؛ اما آقاجان! اگر شما تقوا نداشته باشید، شما را هم نمی‌خواهم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی از آن‌جا آمدم، خیلی ناراحت شدم که چرا این حرف را زدم! آقا حاضر شد و فرمود: حسین! چرا ناراحتی؟! ما خودمان به تو القا کردیم که این حرف را بزنی! ببین من چه می‌گویم! آن را که درونم است، افشا می‌کنم، من تقوا می‌خواهم! اما شما چه می‌خواهید؟! من خواستِ آن‌ها را می‌خواهم! امر آن‌ها را افشا می‌کنم! اما شما با یک چلوکباب دنبال خلق می‌روید! چرا دنبال امام زمان {{عج}} نمی‌روید؟! چرا هر چیزی را می‌خورید، مال حرام و مصادره می‌خورید؟! هنوز هم دنبالش هستید! هر کسی را می‌بینم، دنبال خلق است! فردای قیامت پشیمان می‌شوید! به گونه‌ای که اگر پشیمانی‌تان را به اهل محشر قسمت کنند، به همه می‌رسد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دو نفر با هم رفیق بودند، به یکدیگر گفتند: ما باید تمام مشکلاتمان را از امام زمان {{عج}} بخواهیم که حلّ کند؛ به خاطر همین چهل شب جمعه، پابرهنه به مسجد سهله آمدند و امام زمان امام زمان کردند. گفتند که ما باید امام زمان {{عج}} را ببینیم. شب آخر که شد، حضرت حاضر شد، آن‌ها دیدند یک عربی که کیسه‌ای در دستش است، با این‌ها همسفر شد، یک‌قدری که رفتند، به آن‌ها گفت: رفقا! این کیسه این‌جا باشد؛ من به این آبادی نزدیک می‌روم؛ تا وقتی‌که شما یک استراحتی بکنید و چیزی بخورید، من آمده‌ام. امام زمان {{عج}} کیسه را پیش این دو نفر گذاشت و رفت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی آن‌ها به درون کیسه نگاه کردند، دیدند پُر از جواهرات است. یکی از آن‌ها به رفیقش گفت: بیا یک چاله‌ای بِکَنیم. تا این عرب آمد، او را بکُشیم و در این چاله بیندازیم، پول‌ها را هم قسمت کنیم. تا این را گفت، امام صدا زد: شما می‌خواهید امام زمان {{عج}} را بکُشید یا این‌که او را ببینید؟! وقتی این بار، درون کیسه را نگاه کردند، دیدند پُر از تَنگیله [خاکستر، خُرده شیشه] است. عزیز من! ببین این‌ها هم از امتحان در نیامدند! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی چندین وقت به مسجد سهله یا مسجد جمکران رفت تا خدمت امام زمان {{عج}} برسد، وقتی خدمت امام زمان {{عج}} رسید، امام به او فرمود: پدرجان! این‌جا آمده‌ای چه کار کنی؟ گفت: من می‌خواهم امام زمانم را ببینم، خیلی سال است که به این‌جا می‌آیم! گفت: حالا من امام زمان! از او چه می‌خواهی؟ گفت: اگر تو امام زمان {{عج}} هستی، این بیل مرا پارو کن! آن شخص رعیت بود، یک‌قدری که راه رفت، دید یک پارو در دستش است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای عزیز! بیایید ما مثل این شخص نباشیم که مطلب را متوجه نبود و نفهمید از امام زمانش چه بخواهد! انسان نباید چیزی از امام زمانش بخواهد که نابود می‌شود. خجالت بکش! یک خانه و ماشین مدل بالا از امام زمانت می‌خواهی؟! فکرت کوتاه است! چرا امام زمان {{عج}} را نمی‌بینید؟ چون فکرتان کوتاه است، آن چیزی که از امام زمان {{عج}} می‌خواهید، باید تولیدش به دوستان امیرالمؤمنین علی {{علیه}} برسد. چطور به شما نمی‌دهد؟! من عقیده‌ام این‌ است: اول چیزی که شما از امام ‌زمان {{عج}} می‌خواهید، باید بگویید: آقاجان! ما را در آخرالزمان، در پناه خودت حفظ ‌کن! ما را زیر بال خودت بگیر! همه می‌خواهند دین ما را ببرند، اصلاً کسی نیست که نخواهد دین ما را ببرد. دومی‌اش این است که آقاجان! تتمه عمر ما را در خواسته خودت، هدف خودت، راه خودت قرار بده! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چیزی که من از امام زمان {{عج}} خواستم، این بود که گفتم: آقاجان! خودت را به من بده! اگر خودش را بدهد، بالاتر از همه خلقت را داده. آن امام زمان {{عج}} که به تو می‌دهد، جسمش را نمی‌دهد، مِهرش را می‌دهد؛ وقتی مِهرش را داد، خودش را می‌دهد؛ دیگر هیچ مِهری به تو، تو را افشا نمی‌کند، فقط محبت امام زمان! آن‌وقت در دلت محبت دیگری نداری. یکی هم گفتم: آقاجان! حمایت از ولایت به من بده تا زهرای عزیز {{علیها}} خوشحال شود و بگوید یک نفر از ولایت حمایت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیگر این‌که گفتم: آقاجان! دو چیز است که مرا می‌کُشد، یعنی تمام گوشت بدن مرا دارد آب می‌کند! اگر تمام عالم را در اختیارم بگذاری، می‌سوزم؛ هیچ‌کس این سوختن مرا نمی‌تواند آرام کند؛ نه بهشت، نه فردوس، نه جنات آرامم نمی‌کند و می‌سوزم! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان! یکی مصیبت جدّت حسین {{علیه}} است، یکی مصیبتی است که به مادرت زهرا {{علیها}} توهین کردند، یکی هم اسیری عمه‌ات زینب {{علیها}} است. تا اسم مادرش را گفتم، یک‌دفعه تکان خورد، مصیبت زهرای عزیز {{علیها}} امام زمان {{عج}} را تکان می‌دهد. اگر امام زمان {{عج}} تکان خورد، تمام خلقت تکان خورده. همان‌جا به خودم گفتم: چرا گفتی؟ حالا می‌سوزم! هیچ چیزی سوختن مرا خاموش نمی‌کند، مگر آن ذوالفقاری که در دست امام زمان {{عج}} است تا با آن از دشمنان مادرش زهرای عزیز احقاق حق کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! بیایید حمایت از ولایت کنید، نه این‌که سر و صدا کنید! حمایت از ولایت این است که ولایت را مثل سلمان و اباذر در خودتان پیاده کنید! آن‌ها حرف نزدند، ولایت را در خودشان پیاده کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بلعم اعجاز دارد، «اسم اعظم» دارد. مگر به هر کسی اسم اعظم می‌دهد؟! اما مؤمن را «إرادة الله» می‌کند، از اسم اعظم بالاتر است. اسم امام حسین {{علیه}}، اسم امیرالمؤمنین علی {{علیه}} اعظم است، اگر آن‌ها را دوست داشته باشید، خدا اعظم به شما عنایت کرده. اسم اعظم یک وقت باعث نجات شما نیست، باعث سقوط شماست. آن اسم اعظمی که امام حسین {{علیه}} داشته باشید، امیرالمؤمنین علی {{علیه}} داشته باشید، باعث نجات شماست. بلعم را زنش بازی‌ داد. بلعم گفت: ای زن! اگر موسی بیاید تمام ریاست من به هم می‌خورد. گفت: ای مرد! مگر تو «مستجاب الدعوه» نیستی؟! مگر اسم اعظم بلد نیستی؟! گفت: چرا! گفت: خدا که اشتباه نکرده به تو داده، نفرین به موسی بکن! حالا بلعم می‌خواست برود به موسی نفرین کند. هر چه الاغش را زد، نرفت. گفت: چرا نمی‌روی؟ گفت: تو می‌گویی برو! «الله» می‌گوید نرو! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقا! چقدر «الله» به ما حرف زده، نمی‌شنویم! چقدر پیامبر {{صلی}} به شما حرف گفته، نمی‌شنوید! می‌روید گناه می‌کنید. الاغ بهتر است یا ما؟! حالا خدا سزایش را می‌دهد؛ او را در بهشت می‌برد و انسانش می‌کند. بلعم این‌قدر عظمت پیدا کرد: سگی را آدم می‌کرد، آدمی را سگ می‌کرد. یک نفرین کرد، چهل روز موسی سرگردان بود. بلعم به موسی نفرین کرد. تو چه کار می‌کنی؟ به دینم، امر ائمه {{علیهم}} را اطاعت نمی‌کنی، همان نفرین است!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما دو جور اسم اعظم داریم: یک اسم اعظم داریم که خدا آن را در خفا به شما داده، یعنی در خلقتِ شما خلق کرده؛ با آن می‌توانی هر کجا بخواهی بروی. آن خیلی مهم است! در یک قسمت به آن می‌گویند مخیر؛ تمام شما که این همه شرافت دارید، چون خدا گفت: «فتبارک الله أحسن الخالقین»، هیچ کجا خدا به خودش احسنت نگفته، اما کسی به غیر از بشر مخیر نیست؛ تا حتی ملائکه‌ها نیستند، آن‌ها در امرند. خدا تو را مخیرْ خلق کرده که پرش کنی از این‌جا در ماورا! من پرش کردم، تو هم جانم! می‌توانی پرش کنی در دامن امام زمان {{عج}}. حالا که خدا تو را مخیر کرده، حاکم هم هستی؛ باید سه چیز داشته باشی: اول ولایت، بعد عدالت، بعد سخاوت. اگر سخاوت یا عدالت نداری، ناقصی دارد؛ ولایت هم اگر نداری، که هیچ! خدا خیلی احترامت می‌کند، پرتت می‌کند توی جهنم! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوم: اسم اعظمی داریم که با طَیَران، خدمت امام زمان {{عج}} می‌رسی؛ امام آن را به تو می‌دهد که با طیران خدمتش می‌روی. عزیزان من! شما الآن قدردانی نمی‌کنید که خدا به شما چه داده! اگر به شیخ‌بهاء اسم اعظم داده، امام زمان {{عج}}، خودش را به شما داده. حالا هم که به شیخ‌بهاء داده، او را مذمت می‌کند، چون‌که می‌خواهد با اسم اعظم خدمت امام زمان {{عج}} برسد. یک‌دفعه دید امام زمان {{عج}} کوفه است و درِ یک دکانی نشسته. وقتی شیخ‌بهاء امام زمان {{عج}} را دید، متوجه شد که امام به او اعتنایی نمی‌کند! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا شیخ‌بهاء دید امام زمان {{عج}} رفت و کفشش را به یک کفاش داد و فرمود: آیا می‌شود این کفش را بدوزی؟ آیا ممکن است این کار را بکنی؟ به او امر نکرد. کفاش گفت: آقا! دو نفر قبل از شما در نوبت هستند. دو مرتبه امام زمان {{عج}} فرمود: حالا می‌شود کفشم را بدوزی؟ گفت: آقا! باید صبر کنی تا کار این دو نفر را راه بیندازم و بروند. ببین این کفاش امام زمان {{عج}} را می‌بیند و می‌شناسد، اما امرش را بیشتر اطاعت می‌کند، می‌گوید اگر من کار امام زمان {{عج}} را جلو بیندازم، توهین به این شخص می‌شود. می‌خواهد با کسبش توهین به یک نفر نکند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا امام، شیخ‌بهاء را صدا زد و گفت: برو تا من به دیدنت بیایم، تو این‌جا نیا! اصلاً او را ردّ کرد. چرا؟ شیخ‌بهاء اسم اعظم دارد، اما تو خود اعظم را داری، تو محبتِ چهارده اعظم داری! این کفاش امر را اطاعت می‌کند، حالا آقا امام زمان {{عج}} می‌آید و درِ دکانش می‌نشیند، اصلاً امام زمان {{عج}} یعنی رحم، امام زمان {{عج}} یعنی عدالت، امام زمان {{عج}} یعنی سخاوت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خود نگه‌داشتن خیلی مهم است! بشر تا زمانی‌که قدرت دارد، هیجانی است و تسلیم نیست، مگر این‌که نیرویش را در اختیار امر بگذارد و قدرتش به وجود مبارک امام زمان {{عج}} اتصال باشد، وگرنه این قدرت، او را سقوط می‌دهد. عزیزان من! نیرو را خرج نیرو کنید و آن را در اختیار امر بگذارید. باید قدرتتان به قدرت مبارک مولی الموحدین، امیرالمؤمنین علی {{علیه}} اتصال باشد. ببین او چطور قدرتش را خُرد می‌کند و بچه یتیم را نوازش می‌کند، در برابرش کرنش می‌کند؛ نه این‌که بچه یتیم ارزش داشته باشد! چون بچه یتیم به خدا اتکا دارد و خواست خداست، امیرالمؤمنین علی {{علیه}} که کرنش می‌کند، خواست خدا را به جا می‌آورد. ببین چطور در خرابه‌ها می‌رود و به فقرا رسیدگی می‌کند! امیرالمؤمنین علی {{علیه}} قدرت تمام خلقت است، خودش امر است، اما از آن امر، بالاتر هم هست. چه قدرتی از قدرت امیرالمؤمنین علی {{علیه}} بالاتر است؟ قدرت خدا. امیرالمؤمنین {{علیه}} «قدرة الله» است، تمام قدرت‌ها در قبضه قدرت اوست، تمام نَفَس‌ها که خلقت می‌کِشد، در قبضه قدرت اوست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای عزیز! این تن ساز که می‌خواهید، باید بخواهید که خدا را اطاعت کنید و مَبلغی پیدا کنید، زن و بچه‌تان را اداره کنید، دستتان هم باز باشد، آن‌وقت آن فکر شما، تن شما، آن است که امام زمان {{عج}} را دوست دارد. وقتی امیرالمؤمنین {{علیه}} می‌خواهد از دنیا برود، می‌فرماید: حسن‌جان! حسین‌جان! به فکر فقرا باشید! بروید در خرابه‌ها به این‌ها سر بزنید! نگفت نماز بخوانید! روزه بگیرید! گفت به فقرا سر بزنید! شما شب احیا به چه کسی سر زدید؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! بیایید صفات، پیش امام زمان {{عج}} ببرید؛ تا او را خوشحال کنید. اگر امام زمان {{عج}} را خوشحال کردید، تمام خلقت را خوشحال کرده‌اید. حالا چه کار کنیم امام زمان {{عج}} را خوشحال کنیم؟ باید امر را اطاعت کنیم، پرچمِ امر داشته باشیم و به امام زمان {{عج}} التماس کنیم: آقاجان! ما عاجزیم که خودمان را حفظ کنیم، شما ما را حفظ کن! بیچاره‌ایم! دست ما را بگیر!  آقاجان! زمان می‌خواهد ما را ببرد، شیطان و خلق می‌خواهد ما را ببرد، ما را در پناه خودت حفظ کن؛ مبادا به زمان جاهلیت بمیریم. آقاجان! صغیریم، ما را کبیر کن! اگر ما را در خانه‌ات راه بدهی، کبیر می‌شویم، وگرنه صغیریم، بازی می‌خوریم! درِ خانه دیگران می‌رویم! دنیا و خلق ما را بازی می‌دهد، آقاجان! ما را راه بده!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بیایید زانو بزنید در مقابل امام زمان {{عج}}! ببینید به شما می‌دهد یا نه! زانو بزنید در مقابل کسی‌که قدرتش ماورایی است. امام زمان {{عج}} را بشناسید! امام زمان {{عج}} تمام ماورا در اختیارش است! چه کسی در اختیارش گذاشته؟ خدا. حالا ایشان اختیار دارد به هر کسی بدهد، آن خصوصی نیست؛ چون آقا امام زمان {{عج}} کل کمال است. در اختیار امام زمانِ ما رحمت است، رحمت را می‌گذارد در اختیارت. بیایید امام زمان {{عج}} را اطاعت کنید، رحمتش را در اختیارتان بگذارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در این جوّ عالم حرف‌هایی است، می‌گویم که تمام این عالم تنظیم است. عزیز من! قدرتت را تقدیم ولایت کن! نفَست و کارت را تقدیم ولایت کن! خدا یاری‌ات می‌کند. مگر تو را یاری نکرده؟! رفتم به امام رضا {{علیه}} گفتم: آقاجان! تمام رفقایم را هم ماورایی کن؛ هم آن‌ها را «إرادة الله» کن! والله، می‌کند، اما اراده خودت را بگذاری کنار. اگر تو اراده‌ات را گذاشتی کنار، محتاج خدا، محتاج ولیّ الله الأعظم امام زمان {{عج}} کنی، ماورایی‌ات می‌کند. چرا؟ هیکل من رشد کرده، اما عقلم رشد نکرده. عزیزان من! بیایید این رشد هیکل ما، رشد امر باشد. اگر رشد امر شد، صحیح است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا ببین این یقین توست که تمام ماورا را می‌بیند. این یقین توست که سیر دارد به تمام ماورا. گفتم: یک مؤمن مانند یک ستاره است. من مؤمن را کوچک کردم این حرف را زدم. عقیده‌ام این است که مؤمن بالاتر از این حرف‌هاست. ببین من دست و پای شما را می‌بوسم. چرا؟ عقیده‌ام این است که شما از ملَک بالاترید، شیعه از ماه و خورشید بالاتر است. چرا؟ خدا می‌گوید: تو «أشرف مخلوقات» هستی؛ خدا این را گفته که من می‌گویم؛ ببین آن جماد است، اما تو کمال هستی. می‌خواهم به کل کمال برسید. کل کمال شناخت امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است، شناخت وجود مبارک امام زمان {{عج}} است. کل کمال ولایت است. باید چون و چرا نداشته باشید و مطیع امر باشید. یقین کنید که حرف خدا و پیامبر {{صلی}} درست ‌است و قلبتان «عرش ‌الرحمٰن» است. من گفتم: عرش، جای دوازده ‌امام، چهارده‌ معصوم {{علیهم}} است؛ اما در قلب شما باید محبت آن‌ها باشد. محبت دیگری نباشد. حالا که محبت آن‌ها هست، پرچمِ امر آن‌ها دستتان باشد و امرشان را اطاعت ‌کنید!	&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک ذره درس یا مهندسی‌تان پیش رفت، خیال نکنید این شما را نجات می‌دهد. به کجا امیدوار می‌شوید؟! من الآن یکی را بگویم: تا حتی خودِ شیخ‌ مفید از ماورا اطلاع ندارد، چون‌که اتکایش به فقه و اصولش است. ما داریم انتقاد می‌کنیم، یک کج‌دهنی نگوید که این به علماء کار دارد و ایراد می‌کند! شخصی را پیش شیخ‌ مفید آوردند، می‌گوید: من زنم آبستن است و مُرده؛ نُه ماهش است. شیخ ‌مفید گفت: برو خاکش کن! حالا شیخ می‌بیند که ‌جوانی آمد و گفت که آقا امام زمان {{عج}} می‌گوید: پهلوی چپ آن ‌زن را بشکاف و بچه را درآور! پس شیخ نمی‌داند و از ماورا هم خبر ندارد؛ چون‌که از فقه و اصولِ درسی می‌فهمد. ما از شیخ‌ مفید، شاید بهتر یا بالاتر، کم داشته ‌باشیم. حالا ببین این از درسش استفاده کرده، خیلی هم زحمت کشیده، زحمتشان هم روی سرِ ما. ما می‌خواهیم ببینیم آن درسی که شما دست به ماورا می‌زنید، باید نوشیدنی یا القایی باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا آن بچه یک‌قدری بزرگ می‌شود، شیخ‌ مفید چه ‌کار می‌کند؟ می‌بیند اگر این ‌کار را کرده ‌بود، خون کرده‌ بود، می‌فهمد مجتهد شدن، فقه و اصول نجات‌دهنده نیست! کار است، کسب است. می‌رود درِ خانه‌اش را می‌بندد و می‌گوید: من اشتباه‌کارم! من دیگر حرف نمی‌زنم! حالا آقا امام زمان {{عج}} برایش یک پیغامی می‌دهد: نه! تو حرف بزن، ما هوایت را داریم. ببین نمی‌گوید بزن! ببین چه می‌گویم! نمی‌گوید بزن! اجازه زدن به او نداده، چه می‌گوید؟ می‌گوید: ما هوایت را داریم یک‌حرفی بزن، یعنی اگر ما هوایت را نداشته‌ باشیم، توی پرتگاه پرت می‌شوی؛ همین‌طور که شدی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! والله، این حرف‌ها خیلی مهم است؛ اما باید توجه بفرمایید و فکر کنید! به متقی درس می‌گویند؛ من یادم نمی‌رود، یک دفعه در مکه خدمت امام زمان {{عج}} رسیدم. به خودش قسم که مطابق تمام خلقت است، درس به من گفت. خیلی قشنگ بود! حضرت همین‌طور که به من می‌گفت، این کتاب خودش ورق می‌خورْد. این درسی که می‌گوید، درس خلقتی است؛ یک خلقتی را متوجه می‌شوی، از حنجره پاک امام زمان {{عج}} نتیجه می‌گیری.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«إنّ الله و ملائکته یصلّون علی النبیّ یا أیها الّذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیما.» عزیزان من! ما باید تسلیم باشیم. حالا چه‌ جور بشود که تسلیم شویم؟ باید قلب مطمئنه داشته ‌باشید. مطمئن باشید به ولایت. بیایید تسلیم امیرالمؤمنین علی {{علیه}} بشوید! ما تسلیم واقعی نیستیم، یک حدّی تسلیم هستیم. مگر اَصبغ به پیامبر {{صلی}} نمی‌گوید که دارم جهنم و بهشت را می‌بینم؟! ولایت، روح را می‌بیند، دنیا، جسم را می‌بیند. عزیزان من! بیایید چشم ولیّ داشته‌ باشید! چشم ولیّ پیدا کنید! از کجا پیدا کنید؟ باید امام‌ زمان {{عج}} به شما بدهد، وقتی تسلیم شدید، هستی‌اش را به شما می‌دهد. مگر امام‌ زمان {{عج}} از آن سلطان کمتر است؟! چرا ما توجه نداریم؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سلطانی بود که در بیابانی حرکت می‌کرد، باد و غبار شد، به چادر بنده خدایی که یک بُز داشت، پناه آورد. آن چادرنشین دید که این آدم با شخصیتی است، خلاصه بُز را کُشت و تاس‌کبابی درست کرد و پوست این بُز را زیر پای سلطان انداخت. خیلی توجه به او کرد. صبح شد، سلطان می‌خواست برود، گفت: فلانی! شما باز هم بُز داری؟ گفت: نه آقا! ما همین یک بُز را داشتیم، آن هم بالأخره یک شیری به ما می‌داد. من دیدم شما مهمان عزیزی هستید، آن را کشتم. سلطان گفت: دیگر نداری؟ گفت: نه! نامه‌ای به او داد و گفت: اگر یک‌وقت کاری داشتی، خلاصه بیا توی شهر، من آن‌جا هستم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد از چند وقت، سیل آمد و خلاصه چادر و بساط مرد بیابانی را بُرد، زنش به او گفت: مرد! آن شخصی که مهمانمان بود، به نظرم مرد بزرگواری بود، بلند شو برویم پیش او در شهر، ببینیم چه می‌شود! شاید یک جایی به ما بدهد، ما که هستی‌مان را سیل بُرد. مرد بیابانی بلند شد رفت و نامه شاه را نشان داد، دیدند که بَه! این نامه شاه است، پایش را هم امضا کرده. او را بردند آن‌جا توی قصر، فوراً لباس‌هایش را عوض کردند، حمام بردند و متوجهش شدند! زنش را در حرم‌سرای خودش راه داد. خیلی آن‌ها را احترام کرد، احترامی که او کرده بود، شاه هم کرد. بعد آمد و گفت: وُزرای من! من به این مرد بیابانی چه بدهم؟ یک نفر گفت: آقا! یک چادر به او بده تا در بیابان بزند، صد تا بُز هم به او بده، یک بُز برای شما کشته. حالا این سلطان چه کار کرد؟ دید این مرد بیابانی هستی‌اش را به او داده، تاجش را برداشت و گذاشت روی سرش، گفت: تو سلطانی! تو هستی‌ات را به من دادی. این مرد چادرنشین گفت: من سلطانم؟! گفت: آری! گفت: آقاجان من! ای شاه عزیز! من لیاقت این کار را ندارم، دوباره تاج را برداشت و گذاشت روی سر پادشاه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! این‌که می‌گویم تفکر داشته باشید، منظورم این است که امام زمان {{عج}} را به قدر یک سلطان بشناسید، وفا و صفای امام زمان {{عج}} را خیلی آوردیم پایین، کوچک کردیم که مغز همه کس بکشد؛ کوچک و بزرگ، همه متوجه بشویم؛ اگرنه حرف از این بالاتر است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیز من! اگر تو هم هستی‌ات را بدهی به امام زمان {{عج}}، والله هستی‌اش را به تو می‌دهد، چرا هستی‌تان را به ولیّ الله الأعظم امام زمان {{عج}} نمی‌دهید که هستی‌اش را به شما بدهد؟! چرا ما فکر و اندیشه نداریم؟! مگر شهدای کربلا هستی‌شان را ندادند، حالا امام زمان {{عج}} چه می‌گوید! می‌فرماید: پدر و مادرم به قربانتان که هدفتان و مقصدتان، دفاع از وجود مبارک امام بوده. امام زمان {{عج}} خودش را فدای مقصد شهدای کربلا می‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای عزیز! بیایید مقصد ما، وجود مبارک امام زمان {{عج}} باشد. بیایید امام زمان {{عج}} را به قدر یک سلطان باوفا، سلطان باوجدان و باعاطفه، سلطان باعنایت و باعطوفت در نظر بگیریم، آیا آقا امام زمان {{عج}} کمتر است؟! ما هم باید در مقابل امام زمان {{عج}} بگوییم: آقاجان! ما لیاقت نداریم، لیاقت به ما بده! ما لیاقتِ کار ولایت را نداریم، تو ولایت به ما بده! ولایت ما را کامل کن! از کجا کامل بشود؟! بیایید در پناه امام زمان {{عج}}. مانند همان کسی باشید که یک بُز داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیرالمؤمنین {{علیه}} خیلی سینه‌اش تنگ شد، سر قبر پیامبر {{صلی}} رفت و فرمود: یا رسول الله! ببین اُمت تو با ما چه کار کردند؟! زهرای عزیز {{علیها}} را کشتند و این جنایات را کردند! گفت: علی‌جان! به آن‌ها نفرین کن! امیرالمؤمنین {{علیه}} فرمود: خدایا! مرا از این‌ها بگیر و مثل خودشان را به آن‌ها بده! حالا چه شد؟ خدا امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را گرفت و معاویه را به آن‌ها داد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بترسید از روزی که ما قدردانی از امام زمان {{عج}} و نماینده‌اش متقی نکنیم و خدا کسی را به ما بدهد که دشمن امام زمان {{عج}} باشد! ما باید از امام زمان {{عج}} تشکر کنیم. تشکر این است که امرش را اطاعت کنیم، «من» و عناد نداشته باشیم، دنبال خلق نرویم، گناه نکنیم و سخی باشیم، به اولیای امور هم کاری نداشته باشیم. عزیزان من! در آخرالزمان دخالت در کارها نکنید! آرام بگیرید و هیجانی نباشید! خطر وظیفه را جدی بگیرید! حواستان به امر باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان خلافت عمر، بچه‌ای روی ناودان رفت و می‌خواست خودش را از آن بالا به پایین پرت کند. پیش عمر آمدند و گفتند: خلیفه! هر کاری می‌کنیم، بچه پایین نمی‌آید. گفت: قدری آجیل و شکلات جلویش بریزید! این کار را کردند، اما بچه پایین نیامد. دوباره پیش عمر آمدند، گفت: بروید به ابوالحسن بگویید! وقتی پیش امیرالمؤمنین {{علیه}} آمدند، حضرت فرمود: یک بچه‌ای مثل خودش پیش او ببرید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک بچه‌ای مثل خودش آوردند، حالا این دو بچه قدری به زبان کودکی با هم حرف زدند. بالأخره آن بچه از روی ناودان پایین آمد. پیش امیرالمؤمنین علی {{علیه}} آمدند و گفتند: علی‌جان! این دو بچه با هم چه گفتند؟ حضرت فرمود: آن بچه‌ای که روی ناودان رفته بود، گفت: زمانی‌‌که عمَر خلیفه باشد، من دنیا را نمی‌خواهم، از این بالا خودم را به پایین پرت می‌کنم و جان می‌دهم، به غصه این‌که عمر خلیفه است! آیا ما غصه خوردیم که دارند دین ما را می‌برند و خلق به ما می‌دهند؟! من به فدای آن بچه بشوم! حالا آن بچه به او گفت: عزیز من! تو اشتباه می‌کنی! سایه امیرالمؤمنین علی {{علیه}} بر سرِ ماست! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما هم باید بگوییم: هر آنچه را که برای ما اتفاق می‌افتد، سایه امام زمان {{عج}} و متقی بر سرِ ماست. خدایا! سایه متقی را از سرِ ما کم نکن! ما از او استفاده ببریم. خدایا! حاج ابوالفضلِ ما را نگه‌دار! ما باید قدردانی کنیم و از زیر سایه امام زمان {{عج}} کنار نرویم. کجا از زیر سایه امام زمان {{عج}} کنار می‌روید؟ آن‌موقعی‌که امر را اطاعت نکنید. عزیزان من! بیایید زیر سایه امر باشیم؛ امر، شما را حفظ می‌کند نه دنیا! دنیا خودش پایه و اساس ندارد، تکذیب شده! اگر دنیا فایده داشت، ائمه طاهرین {{علیهم}} دنبالش می‌رفتند. کجا دنبال دنیا می‌روید؟! بیایید دنبال متقی بروید تا هم در دنیا و هم در آخرت رستگار شوید.&lt;br /&gt;
&amp;lt;section end=&amp;quot;گفتار متقی 4&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی 5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
هیچ‌ کجا امام زمان {{عج}} مطابق وداع امام حسین {{علیه}} دلش نمی‌سوزد! وقتی امام حسین {{علیه}} برای خداحافظی درِ خیمه آمد، صدا زد: اُمّ‌کلثوم! خداحافظ! زینب‌جان! خداحافظ! تا حتی به فضه هم گفت: خداحافظ! ببین این‌ها چقدر آقا هستند! مساوات این است: فضه، کنیز مادرش را با خواهرش یکی حساب می‌کند؛ دید فضه دارد حمایت از حضرت زینب {{علیها}} می‌کند. وقتی امام حسین {{علیه}} گفت: خداحافظ! حضرت زینب {{علیها}} غش کرد! قبل از آن به برادرش گفته بود: برادر، حسین‌جان! وقتی جدم از دنیا رفت، دلم به پدرت خوش بود، وقتی پدرت از دنیا رفت، دلم به شماها خوش بود، امام حسن {{علیه}} هم که از دنیا رفت، دلم به تو خوش بود. حسین‌جان! دیگر زندگی بعد از تو را نمی‌خواهم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام حسین {{علیه}} دست ولایت بر قلب حضرت زینب {{علیها}} گذاشت، حضرت زینب {{علیها}} چشم‌هایش را باز کرد. امام حسین {{علیه}} فرمود: زینب، خواهرجان! من «هل من ناصر» گفتم، اما هیچ‌کس طرفم نیامد و جوابم را نداد! هر کجایِ این عالم باشم تا این‌ها خون مرا نریزند، آرام نمی‌گیرند، اما وعده من با خدا تا این‌جا بوده. خواهرجان، زینب! در شام دارند لعنت به پدر ما امیرالمؤمنین علی {{علیه}} می‌کنند، باید به شام بروی، در آن‌جا و کوفه یک خطبه بخوانی، پرچم معاویه را بِکَنی، پرچم پدرمان امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را نصب کنی. حضرت زینب {{علیها}} گفت: برادر! این‌قدر صبر می‌کنم تا صبر از دستم عاصی شود! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من می‌خواهم برای شما روضه‌ای بخوانم که حضرت فرمود: اگر یک قطره اشک برای امام حسین {{علیه}} بریزید، خدا از سر همه گناهانتان می‌گذرد. إن‌شاءالله می‌خواهم یک اشکی بریزیم، حضرت فرمود: هر کسی هم اشکش نمی‌آید، بُکاء کند، خدا ثواب گریه را به او می‌دهد. یک دل‌هایی نازک است و یک دل‌هایی طوری است که گریه‌اش نمی‌آید، کسل است؛ اما حضرت می‌گوید بُکاء کن! من روضه‌ای می‌خوانم که امام زمان {{عج}} می‌خوانَد. امام زمان {{عج}} خیلی وارد مصیبت‌های امام‌ حسین {{علیه}} نمی‌شود، اما یک مصیبت است که وارد می‌شود؛ می‌فرماید: یا جدّاه! فراموش نمی‌کنم آن‌موقعی‌که اسب بی‌صاحبت به درِ خیمه آمد. آخر می‌دانید چطور شد! امام‌ حسین {{علیه}} یک وصیتی به حضرت زینب {{علیها}} کرد؛ گفت: خواهرجان، زینب! این اسب بی‌صاحب من به درِ خیمه می‌آید. این اسب می‌آید که شما را راهنمایی کند؛ می‌گوید: زینب‌جان! ام‌کلثوم! امام‌ سجاد! بیایید این‌طرف تا امام حسین {{علیه}} را نشانتان بدهم! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام ‌حسین {{علیه}} گاهی وقت‌ها درِ خیمه می‌آمد و «لا حول و لا قوة إلا بالله العلیّ العظیم» می‌گفت. یک‌وقت دیدند اسب آمده، خیال کردند امام‌ حسین {{علیه}} است. همه از خیمه ریختند بیرون، امام زمان {{علیه}} خیلی دلش می‌سوزد. امام‌ حسین {{علیه}} گفته‌ بود: زینب‌جان! اسب می‌آید شما را راهنمایی می‌کند. مبادا بگذاری بچه‌ها دنبال این اسب بیایند و مرا ببینند، مبادا بگذاری سکینه بیاید پیش من، ممکن‌ است فُجأه کند. حالا اسب آمده، دارد «الظلیمه، الظلیمه» می‌گوید؛ وای به حال کسانی‌که پسر پیامبرشان را کشتند! ای اهل حرم! امام حسین {{علیه}} را کشتند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همه از خیمه ریختند بیرون. همه بچه‌ها می‌دوند بیرون. یکی از این‌طرف می‌رود، یکی از آن‌طرف. حضرت زینب {{علیها}} می‌خواهد بچه‌ها را برگرداند؛ دنبال بچه‌ها می‌دود؛ می‌گوید: عمه‌جان! کجا می‌روید؟! بیایید! کاش احترام کرده‌ بودند، ریختند خیمه‌ها را غارت کردند و آتش زدند. بی‌خود نیست که امام زمان {{عج}} می‌گوید: گریه می‌کنم، اگر اشک چشمم تمام شود، خون گریه می‌کنم؛ برای اسیری عمه‌ام زینب {{علیها}}. از بس‌که حضرت‌ زینب {{علیها}} معرفت دارد! خدمت حضرت‌ سجاد {{علیه}} آمد و گفت: یا ولیّ الله! دید که امامت به حضرت‌ سجاد {{علیه}} منتقل شده. گفت: اُمّ ایمن همه حرف‌ها را به‌ من گفته‌، این‌ را نگفته‌؛ آیا ما باید بسوزیم؟ حضرت فرمود: عمه‌جان! «عَلیکُنّ بالفرار»؛ همه فرار کردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صد و بیست و چهار هزار پیامبر، تمام ادباء، تمام علماء، تمام اوصیاء، این‌ها اصلاً کربلای امام‌‌ حسین {{علیه}} را نمی‌فهمند؛ نه خود امام‌ حسین {{علیه}} را. یک کربلای امام‌ حسین {{علیه}} را نمی‌فهمند یعنی‌ چه! وجود مبارک امام‌ زمان {{عج}} می‌داند که این‌قدر احترام می‌کند و می‌گوید: فراموش نمی‌کنم آن‌موقعی‌که اسب بی‌صاحبت آمد و عمه‌هایم از خیمه ریختند بیرون. دخالت در جوّ نمی‌کند، بس‌که این‌ کار مهم است، بس‌که این‌ کار بالاست! یکی هم گریه می‌کند و می‌گوید: عمه‌جان! فراموش نمی‌کنم آن‌موقعی که آمدی در تلّ زینبیه، هیچ چاره‌ای نداشتی، دست‌هایت را روی سرت گرفتی و فریاد زدی: حسین! حسین! حسین! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما باید گریه کنیم برای جسارتی که به این‌ها شده؛ جسارتی که به قدس امیرالمؤمنین {{علیه}} شده، جسارتی که به حضرت زینب {{علیها}} شده. این گریه درست است. چه کسی می‌تواند امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را بکُشد؟! این‌ها جسارت به علیین کردند، جسارت به نور خدا شد. چه کسی می‌تواند نور خدا را بکُشد؟! اما به تو گفته محزون باش! دلت مثل آتش بسوزد. برای چه بسوزد؟ برای جسارتی که به این‌ها شد، آن‌وقت شما هم مثل امام زمان {{عج}} هستید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} هم وقتی تشریف می‌آورد، از توهینی که به این‌ها شده، دفاع می‌کند. اصحاب امام حسین {{علیه}} دفاع از ولایت کردند که امام زمان {{عج}} می‌فرماید: «السلام علیک یا عبد الصالح، المطیعُ لله و لِرسوله»؛ ای اصحاب باوفای جدم، پدر و مادرم به قربانتان! حضرت زینب {{علیها}} هم دفاع از ولایت کرد که امام زمان {{عج}} می‌فرماید: اشک چشمم تمام شود، خون گریه می‌کنم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقا! این حرف‌ها را باید توی خودتان پیاده کنید! شما دفاع از چه کسی می‌کنید؟! مگر ام‌کلثوم نیست؟! خواهر حضرت زینب {{علیها}} است، اما اجازه بیان یک حرف دیگری است. امام حسین {{علیه}} اجازه بیان به حضرت زینب {{علیها}} داد؛ فرمود: خواهرجان! خطبه بخوان! باید پرچم پدرمان علی {{علیه}} را افراشته کنی. مگر پرچم افراشتن شوخی است؟! این یزید آن‌قدر قدرت دارد که می‌گوید: امام حسین را بکُش! می‌کُشد. مگر از بین بردن یزید شوخی است؟! یزید امپراطور جهانی بود، حکومت جهانی داشت. حضرت زینب {{علیها}} مثل امام زمان {{عج}} که می‌آید و جهانی را به هم می‌زند و از بین می‌برد، حضرت زینب {{علیها}} هم جهانی را از بین برد؛ جهانی را داد دست امام سجاد {{علیه}}.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک نفر در سرزمین مِنا، آقا امام زمان {{عج}} را خواب دید، گفت: آقاجان! ما این‌جا چه کار کنیم؟ حضرت فرمود: برای عمویم عباس {{علیه}} گریه کن! نگفت برای امام حسین {{علیه}} گریه کن؛ ببین چقدر امام زمان {{عج}} حضرت عباس {{علیه}} را می‌خواهد! چرا این‌قدر عزیز شد؟ از کجا به این‌جا رسید؟ جانش را فدای امر پیامبر {{صلی}} کرد؛ حالا روز عاشورا می‌گوید: &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|افتاده است ای لشکر! دست یمینم|تا زنده‌ام ای لشکر! حامی دینم، دینم حسین است}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا می‌خوانند دیگر، چه اندازه‌اش درست‌ است، من هم همان را می‌خوانم؛ اما آقا ابوالفضل {{علیه}} این‌ را از روی عاطفه می‌گفت، نه این‌که می‌خواست تیر به چشمش بخورد، یعنی این ‌کار را از چشم خودش مهم‌تر می‌داند. این حرف را من می‌زنم، آن‌ها نزدند. حالا گفت:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|ای لشکر! تیر به چشمم بزنید! به مشک آبم نزنید!|دادم به سکینه وعده آب فرات}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فقط اصحاب امام حسین {{علیه}} نور شدند، هیچ‌کس نور نشده! حالا که جانشان را فدای امام کردند، امام زمان {{عج}} می‌گوید: پدر و مادرم به قربانتان! ببین پدر و مادر امام، یک خلقت است، چه بدهد به اصحاب امام حسین {{ علیه}}؟ من می‌گویم: خدا هم نمی‌‌تواند این‌جا سزای ولایت را بدهد، یعنی در این دنیایی که استخوان خوک در دهان سگ خوره‌دار است و خودش عیب دارد، خدا به تو چه می‌دهد؟ این‌که سزای ولایت نیست. خدا از ماورا به شما می‌دهد، بهشت، فردوس، عرشِ خودش را به شما می‌دهد. والله، این حرف را باید با آب طلا نوشت که این‌ها حمایت از امام کردند، امام جانش را فدایشان می‌کند، خود حجت بن الحسن {{عج}} حامی این‌ها شده نه امام حسین {{علیه}}، مگر امام شوخی است؟! امام حرفش یک خلقت است، وجودش یک خلقت است، یک خلقت را فدای اصحاب امام حسین {{علیه}} می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} که فدای آن غلام سیاه نشده! فدای آن عقیده‌اش شده، فدای آن قلب، فدای آن «هل من ناصر» که قبول کرده، شده! امام زمان {{عج}} به تسلیمیت می‌گوید پدر و مادرم به قربانت، نه به شخص! شخص که لیاقت ندارد؛  امام زمان {{عج}} آن پیروی را می‌گوید پدر و مادرم به قربانتان؛ یعنی علی‌خواهی، حسین‌خواهی، حسن‌خواهی، امام زمان‌خواهی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! محکم باشید! حوادث آخرالزمان شما را نَبَرد! حواستان جمع باشد! تشخیص عقایدی داشته باشید نه تشخیص خلقی. خیلی باید مواظب اشخاص باشید! این‌که مردم بعد از رسول الله {{صلی}} جهنمی شدند، به حرف خلق رفتند. خلق درونش خباثت است و شما را بازی می‌دهد. امروز دین‌ بُردن مشکل است! حضرت فرمود: مردم صبح دین دارند، شب بی‌دین هستند یا شب دین دارند، صبح بی‌دین هستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در زمان جاهلیت که مردم برهنه دور خانه خدا می‌گشتند، نگفت «شرّ الأزمنه»، امام حسین {{علیه}} را کشتند و سر مبارکش را چهل منزل بردند، نگفت «شرّ الأزمنه»، این زمان را گفت بدترینِ زمان‌هاست! چون دین بی‌دینی شده و بی‌دینی دین شده. اگر بعد از رسول الله {{صلی}} فرمود: «إرتَدَّ النّاس بَعدَ رسولِ الله {{صلی}} إلّا خَمساً»؛ همه مردم کافر و مرتد شدند مگر پنج نفر، در این زمان فرمود: هر کسی بادین از دنیا برود، ملائکه آسمان تعجب می‌کنند و می‌گویند در این دنیای خراب یک نفر با دین از دنیا رفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! پرچم امر دست بگیرید و آن را به دست وجود مبارک امام زمان {{عج}} بدهید! خودسازی کنید، نه مردم‌سازی! خودسازی؛ یعنی من تصمیم گرفته‌ام که دیگر گناه نکنم. برو یک کناری، با خدا و امام زمانت نجوا کن! خودساز مردم را به خدا دعوت می‌کند، خودساز مردم‌ساز است. ما امروز به خودی خود نمی‌توانیم مردم را بسازیم، اغلب مردم دست از ولایت برداشته‌اند. وقتی دست از ولایت برداشتند، ما که نمی‌توانیم آن‌ها را بسازیم! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} به متقی فرمود: حسین! مردم مسموم شدند. دفعه دیگر فرمود: حسین! مردم اهل دنیا شدند، به دنیا نمی‌رسند. کجا این‌قدر دنبال دنیا می‌دوید؟! همیشه به فکر ماشینتان هستید و این‌که خانه‌هایتان را از این‌جا به جای بهتر ببرید! آیا به فکر فقرا هستید؟! آیا به فکر قوم و خویش و همسایه‌تان هستید؟! کجا ادعای مسلمانی می‌کنید؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر {{صلی}} به ستون حنانه تکیه می‌داد و برای مردم حرف می‌زد. زمانی‌که برای پیامبر {{صلی}} منبری ساختند و از آن جدا شد، این ستون داد کشید و نعره زد، تا وقتی‌که پیامبر {{صلی}} دست روی آن گذاشت و وعده همجواری در بهشت را به او داد، آن‌وقت آرام شد. آیا ما ناراحت شده‌ایم که امام زمان {{عج}} از پیش ما رفته؟! شما که از امام زمان {{عج}} جدا شده‌اید، چرا داد نمی‌کشید؟! سنگ بهتر است یا ما؟! اصلاً هم به فکر نیستیم که از امام زمان {{عج}} جدا شده‌ایم! از بس مشغله برای خودمان درست کرده‌ایم. کجا از امام زمان {{عج}} جدا می‌شویم؟ آن‌موقعی که سرکشی کنیم و امر را اطاعت نکنیم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیرالمؤمنین {{علیه}} رضایت تمام خلقت است؛ چون‌که تمام این خلقت دارند علی می‌گویند، تا حتی آجر‌ها، درخت‌ها، عرش خدا. حالا اگر شما گفتی علی! با خلقت هماهنگ شدی، آن‌ها تو را تحویل می‌گیرند! امام صادق {{علیه}} هم می‌فرماید: شما عضو مایید، گناه کنید، جدا می‌شوید. اگر می‌گوید عضو مایید، الآن که امام صادق {{علیه}} می‌رود آسمان، یا امام زمان {{عج}} می‌رود آسمان، شما جسمت این‌جاست، خودت می‌روی آسمان! چرا یک نگاه بد، خیال بد می‌کنید، از عضویت خارج می‌شوید، امر شیطان را اطاعت می‌کنید! شما خودت را از یاوری امام زمان {{عج}} جدا کردید! امام زمان {{عج}} ناراحت می‌شود. چقدر این‌ها دلشان می‌خواهد شما خوب شوید. چرا امام زمان {{عج}} باید بگوید این‌ها اهل دنیا شدند، به دنیا نمی‌رسند؟! باید بگوید این‌ها اهل ما شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اصلاً چشمی که می‌خواهد امام زمان {{عج}} را ببیند، نباید به جایی نگاه کند که امر امام نیست. شما باید چشمت، پایت، همه چیزت در اختیار امامت باشد، آن‌وقت عضو او هستی. بشر به قدری می‌تواند پیش برود که در تأیید خدا قرار بگیرد. اصحاب یمین و متقی در تأیید خدا هستند، چون امر را اطاعت می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وای به حال آن‌ها که دنبال متقی نرفتند، دنبال دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} نرفته‌اند. وقتی‌که امام زمان {{عج}} ظهور می‌کند، روایت داریم: تهران را جوری زیر و رو می‌کند که هر کسی بیاید، می‌گوید این‌جا تهران بوده؟! اما به قم کاری ندارد. رفقا به من گفتند: بیاییم قم؟ گفتم: نه! وقتی امام زمان {{عج}} آمد، شما بیایید قم! حالا مردم در حرم، جلوی حضرت معصومه {{علیها}} گناه می‌کنند. وای بر این مردم! چه خبر است؟! خدا احترام را از این مردم گرفته، مردم مکان را احترام نمی‌کنند، امام رضا {{علیه}} و حضرت معصومه {{علیها}} را هم احترام نمی‌کنند. این‌ها از همان‌هایی هستند که خدا جزء آن هفتاد هزار نفر قرارشان داده، شما از آن‌ها نباشید! آن‌هایی هم که از این‌جا بروند، بی‌دین هستند، عین آن هفتاد هزار نفر. شما از این‌جا نروید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! توجه کنید که با چه صحنه‌ای روبرو هستید! با این‌که هر کسی باید تمام احکام را عمل کند تا رستگار شود؛ اما از بس کار مشکل است؛ امام صادق {{علیه}} می‌فرماید: در آخرالزمان اگر به یک حرف ما عمل کنید، ما ضمانتِ شما را می‌کنیم. امام دارد شرّ را می‌بیند، اما ما آن را نمی‌بینیم. شرّ به خیال ما خیر است و خیر به خیال ما شرّ است! این است که می‌گویم توجه کنید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این قضیه را جزایری در حاشیه کتابش نقل می‌کند: یک نفر خیلی گنه‌کار بود، شراب می‌خورد، وضعش خیلی ناجور بود، اما با سُنی‌ها بد بود. وقتی از دنیا رفت، قوم و خویش‌هایش خیلی قلدر بودند، آمدند به زور مرا بردند که به او نماز بخوانم. وقتی آن‌جا رفتم، دیدم نمی‌توانم به او نماز بخوانم. برگشتم تا این‌که خوابم برد، در خواب دیدم؛ آمدند قبری برایش کَندند، اما نشد او را دفن کنند. رفتند یک جای دیگری برایش کَندند، آن‌جا هم نشد! یک‌دفعه امیرالمؤمنین {{علیه}} فرمود: او را در جهنم ببرید! این شخص بلند شد و گفت: علی‌جان! درست است که گناهان من زیاد است، اما الآن مرا پیش دشمنان تو می‌برند، من از آن‌ها بدم می‌آمد و آن‌ها را اذیت می‌کردم. حضرت فرمود: او را دفن کنید! وقتی او را دفن کردند، دیدند که یک ریسمان از قبر این شخص به قبر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} اتصال است. «حبل‌ُ المتین» این است، این شخصِ گنه‌کار یک کار را به آخر رساند، امیرالمؤمنین {{علیه}} هم او را نجات داد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هیچ ادیانی، در هیچ زمانی پیامبر {{صلی}} نگفته هر کسی دینش را حفظ کند، با من و در درجه من است، معلوم می‌شود کار خیلی سخت است! عزیزان من! چشمتان را باز کنید و ببینید سختی‌اش کجاست! من سختی‌هایش را می‌بینم و به شما می‌گویم، دارم به شما می‌گویم این راه نزدیک است، از این‌جا بروید! از آن‌جا نروید! حالا خودتان می‌دانید. من به خدا می‌گویم: خدایا! یک راهی است که صد فرسخ راه است، من می‌خواهم آن را بروم، اما نه زاد و نه توشه‌ای دارم؛ نه این‌که راه را بلد هستم! پایم هم درد می‌کند، چطور این راه را بروم! باید به قدرتت مرا ببری. الآن آخرالزمان این‌طوری شده، مگر این‌که به قدرت خدا در پناه امام زمان {{عج}} باشیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی روح شیعه پرواز می‌کند، پیش امام زمان {{عج}} می‌رود. امیدوارم امام زمان {{عج}} شما را بپذیرد. اگر هم نقص‌ و تقصیر‌هایی دارید، إن‌شاءالله امام زمان {{عج}} عفو بکند. امام زمان {{عج}} واسطه می‌شود، اما نه این‌که معصیت ولایتی داشته باشید. کسی‌که معصیت ولایتی کرده، قلب مبارک امام زمان {{عج}} را جریحه‌دار می‌کند، قلب متقی را هم جریحه‌دار می‌کند. عباس عموی پیامبر معصیت ولایتی داشت، پیش حضرت زهرا {{علیها}} رفت. حضرت به او گفت: رفتی؟ گفت: بله! گفت: حالا هم برو! راهش نداد، قیامت هم به او می‌گوید برو! آن‌هایی که طرف خلق و بدعت‌گذارند، از جلسه می‌روند! آن‌ها معصیت ولایتی دارند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر سخی باشید، سخاوت آن گناهانتان را برطرف می‌کند. خدا سخاوت را خیلی می‌خواهد! وحشی، حمزه سید الشهداء را کشته، حالا پیامبر {{صلی}} می‌خواهد او را بکشد. جبرئیل نازل شد و گفت: این سخی است، او را نکش! کسی‌که سخی باشد، خدا گناهانش را می‌آمرزد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امروز انفاق ‌کردن را باید متوجه باشید! باید مانند آقا امام‌ حسن عسکری {{علیه}} باشید؛ چهارصد گوسفند برای امام زمان {{عج}} عقیقه کرد. هر کسی‌که از قم به سامرا برای زیارت ایشان می‌رفت، یک پولی به او می‌داد؛ می‌گفت: برو در قم،  گوسفند بکُش! بده به این دوست‌های ما بخورند؛ چون آن‌جا همه سُنی بودند. یک‌ دانه گوسفند در سامرا نکشت! انفاق هم می‌خواهید بکنید، بدانید به چه ‌کسی می‌دهید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من می‌گویم این انفاقی که می‌کنم، به‌ جا بخورد؛ مبادا من به دشمن امام‌ حسین {{علیه}} بدهم! مبادا به دشمن قرآن، به دشمن اسلام، به دشمن شیعه بدهم! انفاق ‌کردن هم خیلی مواظبت می‌خواهد! امروز باید مواظبت کنید به کجا انفاق می‌کنید! این شخص به کجا بند است! چه ‌کسی را دارد تشویق می‌کند! اتصال به کجاست! انفاق باید قبول باشد. این‌قدر مؤمن محترم است و خدا او را بالا برده؛ می‌فرماید: اگر تمام این دنیا را یک لقمه کنی و دهان مؤمن بگذاری، اسراف نکرده‌ای! چرا؟ دنیا بی‌ارزش است، ولایت باارزش است؛ این شخص ولایت دارد، تو در دهان ولایت گذاشته‌ای. رفقا! امروز هم انفاقتان را باید به ولایت بدهید، خیلی کارها توی هم شده، مواظبت بکنید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! خودتان را در مشغله نیندازید! اگر در زندگی قانع و راضی باشید، در اطاعت امر هستید، مقدسی را هم کنار بگذارید! آن‌وقت اتصال به امر می‌شوید، اصلاً خودتان امر می‌شوید. حالا ولیّ الله الأعظم {{عج}} خوشش می‌آید، یک پاسخ به شما می‌دهد؛ آقا امام زمان {{عج}}، امیرالمؤمنین {{علیه}} و زهرای عزیز {{علیها}} یک نیرویی در دلِ شما نصب می‌کنند که دیگر از گناه بدتان می‌آید؛ یعنی چنان تجلی دارد که محبت دنیا را ذلت می‌دانید، آن را از شما دور می‌کند و اصلاً به دلتان راه ندارد، چنان تجلی دارد که ظلمت به نور غلبه پیدا نمی‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این حرف‌ها یقین می‌خواهد! یقینش هم عمل است. وقتی آن نیرو را در دل شما نصب کرد، دیگر از هر گناهی بدتان می‌آید، اصلاً فکرش را نمی‌کنید. متقی فکرش روی ولایت است، فکرش در کار خیر و انفاق است که دست بیچاره‌ای را بگیرد. فکرش در افشای ولایت و این حرف‌هاست. تجلی متقی این است: آن خیالی که می‌کند، انجام می‌شود. حقیقتِ تجلی متقی، شفاعت در قیامت است. ائمه {{علیهم}} به نظر خدا این کار را می‌کنند؛ اما متقی به نظر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} شفاعت می‌کند، اصلش این است که شفاعت می‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر به من بگویند: حسین! به خاطر چه می‌خواهی در دنیا بمانی؟ می‌گویم: همین‌طور که امام زمان {{عج}} می‌خواهد بماند؛ تا احقاق حق از دشمنان امیرالمؤمنین و حضرت زهرا کند، من هم همان را می‌خواهم. اگر شما این‌طوری شدید، اتصال به امام زمان {{عج}} و یاور امام زمان {{عج}} هستید. الآن زمانِ امام زمان {{عج}} است، آن زمان، ظهورش است. الآن یاور هستی که نفْس و دنیا، خیال و هوس خود را بکُشی. آن زمان یاورش هستی که دشمن را بکُشی، مشرکین را می‌ز‌نی؛ امر را اطاعت می‌کنی. اگر همین‌طور هستی یاوری؛ یاورِ منتظر؛ اما مشکل است، از دنیا گذشتن سخت است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من دقیقه‌ای در این دنیایی که به منزله استخوان خوک در دهان سگ خوره‌دار است، نمی‌خواهم باشم، اما جان خودم را حفظ می‌کنم؛ تا این حرف‌ها را افشا کنم. خیلی دلم می‌سوزد! یعنی تمام جانم آتش می‌گیرد که شما قدر این حرف‌ها را نمی‌دانید! از بین رفتن یکی از این حرف‌ها برایم بدتر از آن است که همه دنیا برایم باشد و از بین برود. چرا؟ نجات بشر در این حرف‌هاست، می‌خواهم از این دنیا و خلق نجات پیدا کنید و در دامن زهرای عزیز {{علیها}} باشید! گاهی به امام‌ زمان {{عج}} می‌گویم: آقاجان! من این حرف‌ها را با گریه از شما می‌گیرم، با خنده تحویل مردم می‌دهم؛ رفقا این حرف‌ها را قدردانی کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به حضرت عباس، نجات شما در این حرف‌هاست. رفاقت با امام زمان {{عج}} و حضرت زهرا {{علیها}} در این حرف‌هاست. خنثی‌کننده لهو و لعب و بی‌امری، این حرف‌هاست؛ بیایید سرافراز باشید در تمام خلقت. ای خدا! این حرف‌ها در گوشت و پوست و خون ما اثر کند. از خدا بخواهید؛ حرف‌ها خسته‌تان نکند، تشنه باشید. اگر تشنه این حرف‌ها باشید، به دینم قسم، حضرت زهرا {{علیها}} از آن آب زندگانی که محبت خودش و امیرالمؤمنین {{علیه}} است، به شما می‌دهد؛ به دینم، راست می‌گویم! اگر این‌جوری باشید، فقط به خواست امام زمان {{عج}} رضایت دارید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این حرف‌ها حرف خلق نیست، عنایت وجود مبارک امام زمان {{عج}} است؛ قدردانی کنید، ضبط کنید و در وجودتان پیاده کنید؛ آن‌وقت پیش خدا و ائمه طاهرین {{علیهم}} خیلی احترام دارید. نتیجه‌اش این است که شما باید تسلیم باشید! تسلیم امیرالمؤمنین علی بودن نعمت است، نه این‌که به زبان بگویید امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را می‌خواهیم. امرش را باید اطاعت کنید، امرِ وجود علی «علیه‌السلام» سخاوت است. امام زمان {{عج}} یا امیرالمؤمنین {{علیه}} هستی‌شان خداست، مقصدشان سخاوت است. خدا از سخاوت خوشش می‌آید، هر چقدر که امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را می‌خواهد، سخاوت را هم می‌خواهد، سومی ندارد! چرا؟ با سخاوت حاجت برادر مؤمن را برمی‌آوری. همین‌طور می‌فرماید: «کُلّ یومٍ عاشورا»؛ هر روز یاد فقرا باشید! هیچ عبادتی از این بالاتر نیست: یکی خواستن امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام»، یکی هم صدقه.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما عزت نخواهید، همت بخواهید! دلم می‌خواهد بهتر با آقا رفیق باشید! باید خداپرست باشید و علی‌خواه و سفارش آن‌ها را بخواهید؛ سفارش آن‌ها متقی است. کدامتان این‌طور هستید؟! این حرف‌ها مثل ندای آسمانی است، به قول عزیز من، حاج ابوالفضل می‌گوید: حرف‌های تو مثل حرف‌هایی است که وقتی امام زمان {{عج}} می‌آید می‌زند. رفقای عزیز! والله، خدای تبارک و تعالی قلب شما را مُنوّر کرده به ولایت که این حرف‌ها را قبول می‌کنید؛ مردم قلبشان به جنایت وصل است. دلم می‌خواهد راحت و آسوده باشید، همیشه در خط ولایت باشید تا زمان رجعت. توجه کنید! من یکی ولایت، یکی شما را می‌گذارم که دفاع از ولایت کنید! باید مدد از حضرت زهرا {{علیها}} بخواهید، این حرف‌ها رشد می‌کند، برسانید دست امام زمان {{عج}}! امام ‌زمان {{عج}} هم می‌فرماید: ای کسانی‌که دست از مادرم زهرا {{علیها}}‌ برنداشتید و امرش را اطاعت کرده‌اید، از شما تشکر می‌کنم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای عزیز! بیایید مؤمن بشوید، بیایید در باند ولایت، ساقط نشوید، حوصله‌تان سر نرود، هر روز باید تشنه ولایت باشید. از دو روز قبل که شما می‌خواهید این‌جا تشریف بیاورید، در دل من یک شادی بالخصوص است؛ می‌گویم رفقایم را می‌بینم. اگر یکی از شما این‌جا نیاید، ناراحت می‌شوم؛ چون‌که من حساب می‌کنم حضور شما، حضور در مقابل امام زمان {{عج}} است، حضور در مقابل امام صادق {{علیه}} است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق {{علیه}} دو مرتبه غبطه می‌خورَد؛ یک غبطه برای ظهور امام زمان {{عج}} می‌خورَد و می‌فرماید: اگر من زنده باشم، سید حسنی و سید یمانی هم بیایند، جانم را برای وجود مبارک امام زمان {{عج}} حفظ می‌کنم؛ چون مقصد خدا، یعنی رجعت به دست امام زمان {{عج}} محقق می‌شود و مقصد خدا افشا می‌شود. حقیقت امیرالمؤمنین {{علیه}} را فقط امام زمان {{عج}} می‌تواند افشا کند. یک مرتبه دیگر هم غبطه می‌خورَد و می‌فرماید: من خودم را حفظ می‌کنم برای یک مجلسی که حرف ما اهل‌بیت {{علیهم}} در آن زده شود؛ تا در آن مجلس حضور پیدا کنم. چرا امام صادق {{علیه}} غبطه می‌خورد؟ مگر احتیاج دارد؟! به هل من ناصرِ شما حسرت می‌خورد. می‌بیند شما دارید ائمه {{علیهم}} را یاری می‌کنید، پس شکر ولایت را بکنید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا دارد شما را برای ماورا پرورش می‌دهد، پرورش می‌دهد که مثل امام حسین {{علیه}} شوید، مثل امام‌ زمان {{عج}} شوید، نه این‌که خودش بشوید، آن‌وقت قبولتان کند؛ این‌جا پرورش‌گاه توحید است نه پرورش‌گاه ضلالت، تمام اين‌ها را خلق به هم می‌زند. از هر جا که حرکت می‌کنید به جلسه ولایت بیایید، چرخ ماشینتان که دور می‌زند، حضرت زهرا {{علیها}} خبر دارد که می‌آیید حمایت از حسینش کنید. خودِ امام زمان {{عج}} هم دنبال امام حسین {{علیه}} می‌رود. هر کسی‌که دنبال امام زمان {{عج}} می‌رود، انگار دنبال امام حسین {{علیه}} می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کسانی‌که از جلسه ولایت رفتند، از امر ولایت رفتند؛ این‌جا دارد امر ولایت افشا می‌شود. من دلم می‌خواهد تمام وجود شما بگوید علی! بگوید امام زمان! بگوید متقی! این زبان، زبان خداست‌.کلام، کلام خداست. الحمد لله شکر ربّ العالمین، من نگاه می‌کنم می‌بینم همه شما همین‌طور هستید. من از شما تشکر می‌کنم که این‌جا می‌آیید. والله بالله، این جلسه عنایت امام رضا {{علیه}} است، عنایت می‌کند این حرف‌ها را بزنم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت زهرا {{علیها}} در مجلسی که حرف حسینش باشد، حاضر می‌شود. وقتی شما روضه می‌خوانید، زهرای عزیز {{علیها}} گریه می‌کند، اما روضه‌خوانِ حضرت زهرا {{علیها}} باشید؛ نه این‌که خلق را تأیید و تشویق کنید و مجلس امام حسین {{علیه}} را پرچم مقصد خودتان بکنید! زهرای عزیز {{علیها}} روضه‌خوانِ حقیقی را ضمانت می‌کند. خدا رحمت کند مرحوم اشراقی بزرگ، پسر حاج میرزا محمد ارباب را! روضه‌خوان خوبی بود، عظمتی داشت. شب عاشورا در مسجد آمد، عبا و عمامه‌اش را کناری انداخت و روی منبر رفت و همین‌طور می‌گفت: حسین! حسین! اصلاً در و دیوار می‌گفت: حسین! حسین!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا مرحوم اشراقی مکه نرفته بود، باغ و زمین داشت، وقتی از دنیا رفت، یک نفر در عالم رؤیا دید؛ او را آوردند و آقا امیرالمؤمنین {{علیه}} به او فرمود: چرا مکه نرفتی؟! به ملائکه گفت: او را ببرید و عِقاب کنید. وقتی داشتند او را می‌بردند، به او گفتند: اگر این خانم برای تو کاری بکند. گفت: او کیست؟ گفتند: حضرت زهرا {{علیها}} است! خدمت حضرت زهرا {{علیها}} آمد و گفت: زهراجان! من که متوجه نبودم که این‌قدر کار دقیق و سخت است! بیا واسطه من بشو! حضرت زهرا {{علیها}} فرمود: او را برگردانید! زهرای عزیز {{علیها}} به امیرالمؤمنین {{علیه}} فرمود: چرا می‌خواهی روضه‌خوانِ حسینِ مرا عقاب کنی؟ فرمود: زهراجان! او مکه نرفته است؛ یعنی می‌گویی ما امر خدا را اطاعت نکنیم؟! حضرت زهرا {{علیها}} فرمود: آیا امر خدا این است که شما بگویی روضه‌خوانِ حسینِ مرا عقاب کنند؟! این‌جا حضرت زهرا {{علیها}} ناراحت شد. یک‌دفعه امیرالمؤمنین {{علیه}} فرمود: زهراجان! پسرت مهدی {{عج}} را صدا بزن؛ تا امسال به جای او یک حج به جا آورد. حضرت مهدی {{عج}} حاضر شد و فرمود: مادرجان! چه شده؟ فرمود: امسال یک حج از برای ایشان به جا بیاور!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببین اشراقی حضرت زهرا {{علیها}} را تأیید کرد که در آن دنیا او را شفاعت می‌کند. وای به حال روضه‌خوانی که کس دیگری را تأیید کند و حضرت زهرا {{علیها}} را تأیید نکند! قیامت هم روضه‌خوانی‌اش به درد نمی‌خورد. رفقای عزیز! حضرت زهرا {{علیها}} این‌جاست؛ ولی چطور آن‌جا می‌رود و مرحوم اشراقی را شفاعت می‌کند! متقی هم این‌جاست، چطور می‌رود و می‌بیند! متقی هم همان است. متقی را حضرت زهرا {{علیها}} تهیه کرده؛ این‌هایی که متقی را قبول ندارند، حضرت زهرا {{علیها}} را هم قبول ندارند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آن روضه‌ای که مرحوم اشراقی خواند، به نام حضرت زهرا {{علیها}} خواند، به خاطر همین امیرالمؤمنین {{علیه}} حرف حضرت زهرا {{علیها}} را قبول کرد و او را بخشید. امام صادق {{علیه}} هم می‌فرماید: ما حجت از برای خلق هستیم و مادرمان زهرا {{علیها}} حجت است از برای ما؛ این است که باید حضرت زهرا {{علیها}} امر کند؛ تا امام زمان {{عج}} حاضر شود و برای او حج به جا آورد.&lt;br /&gt;
&amp;lt;section end=&amp;quot;گفتار متقی 5&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی 6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
متقی، دین ازش صادر می‌شود؛ ولایت ازش صادر می‌شود. شما توجه ندارید! کلام امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را وقتی اجرا نکردند، امیرالمؤمنین {{علیه}} خانه‌نشین شد. شما هم اگر این حرف‌ها را اجرا نکنید، من خانه‌نشینم. حرف امیرالمؤمنین علی {{علیه}} اگر اجرا می‌شد، نه زهرای عزیز {{علیها}} کشته می‌شد، نه امیرالمؤمنین {{علیه}} خانه‌نشین می‌شد، نه امام حسین {{علیه}} کشته می‌شد؛ چرا؟ امام حسین {{علیه}} می‌فرماید: من کشته جلسه بنی‌ساعده‌ام. بنی‌ساعده چه کردند؟ خلق را تأیید کردند. کارها و جلساتی که اسم امیرالمؤمنین علی {{علیه}} در آن نباشد، اسم خلق باشد، جلسه بنی‌ساعده آخرالزمان است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
جلسه ولایت مثل دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} است؛ گناه در آن نیست. صادراتش ولایت و تشویق ولایت است. صادراتش امر خدا، مقصد خدا و خواست حضرت زهرا {{علیها}} است. همین‌طور که امیرالمؤمنین علی {{علیه}} مشابه ندارد، این جلسه هم مشابه ندارد. چرا؟ خواست ائمه طاهرین {{علیهم}} است. خواست آن‌ها خصوص خودشان است، مشابه ندارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما باید فدایی این جلسه باشید، جانتان را بدهید برای این جلسه؛ ‌وقتی فدایی باشید، خدایی هستید؛ چون رشد شما در این‌جاست. مگر نگفتم این‌جا چاهی بود، آنچه که بشر احتیاج داشت، از آن می‌جوشید؛ آقای بزرگواری گفت: این‌ها را جمع کن؟! یعنی آنچه که بشر احتیاج دارد، پیش متقی است و رفع تمام احتیاج بشر این حرف‌هاست. تو آخر به کجا احتیاج داری؟! این بچه‌ هشت ساله، دوازده ساله، پیش من آمده و صد تومان، دویست تومان می‌دهد و می‌گوید: من می‌خواهم کمک به افطاری بدهم. آدم روحش می‌رود پیش این بچه‌ها. می‌خواهم بگویم این بچه‌ها کجا این‌طوری شدند؟ در این جلسه شدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دلم می‌خواهد پاسدارِ این جلسه باشید؛ تا إن‌شاء‌الله به امید خدا، آن را به دستِ حضرت مهدی {{عج}} بدهید. هر کدام از شما که از این‌جا کارشکنی کنید و بروید، زهرای عزیز {{علیها}} را ناراحت کرده‌اید، الآن حضرت زهرا {{علیها}} به شما افتخار می‌کند. این جلسه‌ای است که خواست حضرت زهرا {{علیها}} است، زهرای عزیز {{علیها}} کجا می‌رود؟ فقط این‌جا می‌آید، آیا چیزی می‌خواهد؟! آیا محتاج است؟! مانند همسر عزیزش است که درِ دکان میثم می‌رود؛ چون‌‌که میثم ولایتش را از دست نداده. اگر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} این‌جا تشریف آورده، زهرای عزیز {{علیها}} و بقیه ائمه {{علیهم}} هم تشریف آورده‌اند، می‌آیند تا ما را به اصطلاح تأیید کنند، ما هم باید قدردانی کنیم. این‌جا که می‌آیید خدا را شکر کنید! شما مهمان حضرت زهرا {{علیها}} هستید. این‌قدر کار مهم است که الآن امام زمان {{عج}} به شما غبطه می‌خورد؛ شکرانه کنید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا امام رضا {{علیه}} به من فرمود: حسین! کمِ این رفقا نگذار! شما هم باید همیشه راجع به ولایت مطالعه داشته باشید! ما این‌جا آمده‌ایم تمرین ولایت کنیم، نه این‌که ولایت را صادر کنیم، این حرف‌ها را نمی‌شود به این زودی صادر کرد. ما این‌جا جمع شده‌ایم تمرین کنیم تا آقایمان، امام زمان {{عج}} بیاید! تمرین کنیم تا این ولایتِ پدر و مادری را از ما نگیرند. ما باید پاسدار ولایتمان باشیم و از ولایتمان حفاظت کنیم، امروز دزدهایی پیدا شده‌اند که هیچ کاری ندارند، فقط می‌خواهند ولایت ما را بدزدند و ببرند! ما باید مواظب باشیم! &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
من به همه می‌گویم: حفظ کنید خودتان را! شما خیال نکنید شیطان بازیتان نمی‌دهد، به خدا گفته به عزت و جلالت قسم، تمام بنی‌آدم را گمراه می‌کنم، مگر صالحینشان را؛ آن‌ها که پناه به تو بیاورند. حالا ببینید من چه می‌گویم! خدا می‌گوید: بیا در پناه من تا تو را حفظ کنم. خدا چه چیزی را حفظ می‌کند؟ ولایتت را حفظ می‌کند. خدا کجاست که پناه به او ببرید؟ باید پناه به ولایت ببرید. پناه به امرش ببرید، امر خدا علی‌ بن‌ ابی‌طالب {{علیهما}} است. اگر امر ولایت را اطاعت کردید، پناه به خدا بردید. رفقای عزیز! شما امتحان می‌شوید که از این‌جا دست برندارید، ما این‌جا تمرین رجعت می‌کنیم، اما خیلی‌ها رفوزه می‌شوند و از تمرین در نمی‌آیند! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یقین کنید در تمام خلقت چنین جلسه‌ای نیست. بدانید این‌جا سِیر ولایت به شما داده می‌شود نه حرف ولایت! سِیر بالاتر است! والله، این‌جا آمدن پاسخ دادن به هل من ناصرِ حضرت زهرا {{علیها}} است! شما نسبت به جلسه باید غیرت داشته باشید. همین‌طور که به ناموستان غیرت دارید، به جلسه ولایت هم باید غیرت داشته باشید؛ باز هم بالاتر است. در جلسه ولایت با امام زمان {{عج}} و امرش ارتباط دارید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای عزیز! اگر دنیا را نبینید، امام زمان {{عج}} را می‌بینید، با امام زمانتان نجوا می‌کنید. این‌قدر امام زمان {{عج}} می‌خواهد با شما نجوا کند.&lt;br /&gt;
         &lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|یک دم غافل از آن شاه نباشید|شاید دم زَنَد آگاه نباشید}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما باید دائم با امام زمانمان نجوا کنیم؛ یعنی امام زمان {{عج}} در قلبمان، دهان و زبانمان باشد. یا امام زمان بگویید! آن‌وقت اتصال هستید، «حبل‌ُ المتین» که گفته همین است. من حرفم با شما این است که با خدا و امام زمان {{عج}} حرف بزنید! او اجازه داده، مگر شوخی است؟! مگر هر کسی می‌تواند حرف بزند؟! تقصیرکاری خودتان را ببینید! یونس وقتی افتاد در دهان ماهی، دید همه می‌گویند: یا علی! گفت: «یا لا إله إلّا أنت سبحانک إنّی کنت من الظّالمین». خدایا! ما در این دنیایی آمده‌ایم که همه می‌گویند ناعلی! خدایا! نجاتمان بده! به تمام آیات قرآن، اگر این‌طور باشید، هم خدا، هم امام زمان {{عج}} و هم حضرت زهرا {{علیها}} به شما نظر می‌کنند.&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
تمامِ زمانِ خلقت، دست امام زمان {{عج}} و علی بن ابی‌طالب {{علیهما}} است. لذت، با خدا و ائمه {{علیهم}} حرف زدن است. شما هنوز بیتوته شب ندارید که ببینید چقدر لذت دارد! بلند شوید با خدا و امام زمان {{عج}} حرف بزنید! پیوندتان را قطع نکنید! من به خدا می‌گویم: اگر آنچه را که به امام زمان {{عج}} دادی، به من بدهی؛ یعنی اگر نباشم، عالم فروریزان بشود، اما کمِ محبت خودت و امیرالمؤمنین {{علیه}} بگذاری، به من جفا شده! اگر اسم علی {{علیه}} را از من بگیری و تمام خلقت را به ‌من بدهی، به ‌من جفا شده‌؛ تو جفاکار نیستی! این است آن کنار رفتن و با امام زمان {{عج}} حرف ‌زدن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حضرت زهرا {{علیها}} و امام زمان {{عج}} سفارش پرونده‌ها را می‌کنند، خدا هم می‌پذیرد. خدا هم منتظر حضرت علی {{علیه}} و حضرت زهرا {{علیها}} و امام زمان {{عج}} است که این کار را بکنند؛ این‌ها با هم عشق بازی می‌کنند. وقتی حضرت زهرا {{علیها}} خشنود شود، تمام خلقت لذت می‌برند؛ حالا شما هم علیِ حقیقی بگویید، زهرای عزیز {{علیها}} خشنود می‌شود، آن‌وقت با تمام خلقت نجوا می‌کنید و هماهنگ می‌شوید! با نعمت‌های خدا ندای امام زمان {{عج}} را لبیک بگویید! خدایا! محبت این حرف‌ها از دلشان نرود تا امام زمان {{عج}} بیاید! شخصی هم هست که محبوب امام زمان {{عج}} است؛ محبوب امام زمان {{عج}} باید مقصد امام زمان {{عج}} را بگوید، مقصد امام زمان {{عج}} مادرش زهرا {{علیها}} است، مقصد امام زمان {{عج}} علی بن ابی‌طالب {{علیهما}} وصی رسول الله {{صلی}} است. آیا هستیم یا نیستیم؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تو را به حضرت عباس، قدر این حرف‌ها را بدانید! شب که می‌شود، این حرف‌ها را بخوانید و گریه کنید، بگویید: الحمد لله ما این حرف‌ها را فهمیدیم. ولایت را فهمیدیم، امر و خداشناسی را فهمیدیم، بیزاری از عمر و ابابکر و پیروانش را فهمیدیم؛ شکر کنید خدا را! شما رشد معنویت کرده‌اید، رشد واقعیتتان کم است. شما جزء گروه آتش بودید، الآن جزء گروه بهشت شده‌اید، اما من توقع دیگری دارم! می‌خواهم اگر با امام زمان {{عج}} رابطه دارم و حرف می‌زنم، شما هم حرف بزنید و رابطه داشته باشید! ناراحتم می‌بینم کسری دارید. اصلِ معرفتِ به امام این است با امامت حرف بزنی. شما باید معرفت را از امام زمان {{عج}} بخواهید، از علی مرتضی {{علیه}} و زهرای عزیز {{علیها}} بخواهید. اگر یک نظر کند، آنچه معرفت در خلقت است، در چاله جگرت می‌ریزد! چون‌که معرفت پیش آن‌هاست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من نظرم این است: الآن که این‌جا هستید، این کتاب‌ها را می‌خوانید، این حرف‌ها را می‌زنید، با هم مرور می‌کنید، باید درونتان این باشد: یا امام زمان! شب قدر، شب اندازه‌گیری است؛ تو پرونده‌های ما را بهش رسيدگی می‌کنی! همیشه ملائکه به تو نازل می‌شوند؛ اما امشب، خدا افشا کرده! مِثل امشب افشای ولایت است. حالا ما باید گدای ولایت باشیم. امشب بیایید گدایی کنیم! بفهمیم ما «هستی» نداریم، کسری داریم. هستیِ بشر ولایت است!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! ولایت ما را حفظ کن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان! همیشه در حضور تو باشیم! اگر نباشیم سقوط کردیم، ما را یاور خودت قرار بده! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما عبادتی نباشیم، اطاعتی باشیم! آن عبادتِ ما، قبول و مقبول در درگاه شما باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امشب به ما تخصص ولایت بده؛ یعنی ما مثل اویس، ولایت را بشناسیم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان! بغض دشمنان مادرت زهرا را به ما بده! ما تا حالا ممکن بود که یک ذره حُبّ آن‌ها را داشته باشیم، آن را هم از ما بگیر! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان! به مادرت بگو امشب به ما راه بده! یک کاری کن که مادرت زهرا {{علیها}} از ما منزجر نباشد! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همین‌طور که جدّت امام حسین {{علیه}} «هل من ناصر» گفت، الآن مادرت هم دارد «هل من ناصر» می‌گوید، اما ما از آن کسانی باشیم که حضرت زهرا {{علیها}} ما را می‌پذیرد و پیرو خلق نباشیم! عمویش عباس کاری نکرد، پیرو خلق شد؛ راهش نداد! حالا اگر راه بهش ندهد، در قیامت هم راه نمی‌دهد؛ آدم سرگردان می‌شود! یا امام زمان! کاری بکن که ما سرگردان نباشیم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یا امام زمان! قلم عفوی روی گناهان ما بکش که مورد غضب تو نباشیم، ما را عفو کن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما شخصی را سراغ داریم که گفته بهت: اگر می‌خواهی مرا غضب کنی، اولاً که عفوم کن! اگر می‌خواهی غضبم کنی، مرا سگ درِ خانه‌ات قرار بده! ما را هم این‌جوری بکن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان! اتصال ما را از خودت قطع نکن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی است که وقتی شما گفتی خوشی‌ها تمام شد، او گفت دو تا خوشی مانده؛ یکی آدم خدمت امام زمانش برسد، یکی بیتوته شب! خدایا! از آن حال‌ها به ما هم بده! خدایا! تو به پیامبرت گفتی من بهت دادم، به ما هم بده! حالا که دادی نگهمان دار! ما ايمانمان را به خلق ندهیم؛ این محبت عاريه نباشد، ثابت باشد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان! این بچه‌های ما وَلَد صالح باشند، گیر شکارچی‌ها نیفتند که دینشان را ببرد؛ چون خدا می‌گوید: از روح خودم به این‌ها دمیدم! این بچه‌های ما نور را رها نکنند و خلق را بگیرند؛ همیشه در حضور شما باشند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! امام زمان! ما عهد و پیمان می‌کنیم دیگر گناه نکنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان! ما را موفق کن به کار خیر. تو را به حق مادرت زهرا، دعای ما را مستجاب کن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! تتمه عمر ما را در راه خودت قرار بده، در صراط مستقیم باشد؛ صراط مستقیم علی بن ابی‌طالب {{علیهما}} است! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب قدر، شب گدایی است، از اولش که می‌خواهی شروع کنی، بگو: خدایا! حال به ما بده! یک نیرویی به ما بده، ما را موفق کن؛ با خودت آشنا کن! خدایا! ما را موفق کن؛ با خودت، با امام زمان {{عج}} حرف بزنیم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اگر می‌گویم محبت دنیا را از دل ما بیرون کن، محبت آنچه که غیر امر است، دنیاست! خدایا! یک‌جوری باشد که ما دربست در اختیار تو و امر تو باشیم، امر تو علی بن ابی‌طالب {{علیهما}} است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شب قدر، باید شب زنده‌داری کنید؛ یعنی شبِ زنده‌ای باشد برای شما! ببین می‌گوید: هر شبی چقدر از اهل جهنم را خدا می‌آمرزد، آن‌موقع شب قدر مطابق همه‌ آن‌ها می‌آمرزد. خدایا! تو را به حق امام زمان، به حق حقیقت حضرت زهرا، حقیقت این‌ها، ما را از این دنیا و لهو و لعب نجات بده! همین‌طور که اهل جهنم را نجات می‌دهی، ما را از حوادث دنیا و خلقی که غرق دنیا هستند، نجات بده! خدایا! همین‌طور که اهل جهنم را نجات دادی به واسطه ولایت، حُبّ دنیا را از دل ما بیرون کن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! ما را پیرو امیرالمؤمنین {{علیه}} و امام زمان {{عج}} قرار بده!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! به ما صفات امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را بده! فرمود: حسن‌جان! حسین‌جان! من در خرابه‌ها می‌رفتم، به آن‌ها سر می‌زدم؛ من در ظاهر می‌روم، شما بروید به آن‌ها سر بزنید! خدایا! ما هم از آن‌ها باشیم که به فکر فقرا باشیم، به فقرا سر بزنیم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! تو را به حق امیرالمؤمنین، من و عناد را از ما بگیر، خودت و ائمه {{علیهم}} را به ما بده!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! این رفقا، عزیزانی که دستِ دهنده دارند، تهی‌دستشان نکن! همیشه قلبشان شاد به این‌که خدایشان تو هستی، ولایتشان علی {{علیه}} است و حُجتشان امام زمان {{عج}} است؛ ما را به این دلخوش بگردان!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از امام زمان {{عج}} خواهش کنید! از پیشگاه مقدسش بخواهید؛ یقین ما را زیاد کن؛ فردای قیامت ما را با یقین محشور کن! بیایید یقین کنید به حجت بن الحسن، امام زمان {{عج}}!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} را خدا برای رجعت نگه داشته است. خدایا! ما را نگه‌دار؛ همین‌طور که امام ‌زمان {{عج}} را نگه داشتی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! مغز ما، مغزِ حقیقت باشد؛ مغز حقیقت، امام ‌زمان {{عج}} را می‌خواهد نه کس دیگری را.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«قلب المؤمن عرشُ الرحمٰن» محبت امیرالمؤمنین علی {{علیه}} و امام زمان {{عج}} درونت باشد، نه حرفش را بزنی. بیا امام زمان {{عج}} و خدا را دوست داشته باش، با آن محشور می‌شوی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقاجان! یا امام زمان! یک تجلی در قلب ما بکن! آقاجان! قربانت بروم، امام زمان! ما را دریاب! خودت را در قلب ما معرفی کن! در زبان ما معرفی شدی، در قلبمان هم معرفی بشوی؛ قلب ما به غیر از تو کسی را قبول نکند، اگر غیر تو خواست در آن برود، جیغ بزند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! خودِ امام زمان {{عج}} را به ما بده! اگر خودش را به ما دادی،‌ بالاترِ همه خلقت را داده‌ای. حالا توفیق بده امرش را اطاعت کنیم. اگر امرش را اطاعت کنیم، هم خودت، هم امام زمان {{عج}}، هم پیامبر {{صلی}} و هم احکام را به ما داده‌ای؛ همه چیز به ما داده‌ای. من این را خواستم، إن‌شاءالله امیدوارم که شما هم همین را بخواهید؛ بعد هم گفتم: حالا حفظمان کن که امرش را اطاعت کنیم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان خواستن که تمام شدنی نیست، تازه اول کار است، آن‌وقت خدا هدایا به شما می‌دهد؛ خوشی آن‌طرف است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا! ما را در قیامت خنده‌رُو کن! رفیق عزیز! می‌گوید: این‌جا نخند، قیامت بخند که: من هستم که همراه امام زمان {{عج}} بودم، من هستم که امر متقی را قبول کردم! قیامت بخند نه این‌جا! این‌جا زهرا {{علیها}} گریه می‌کند، دشمنش خنده می‌کند؛ تو دشمن زهرا نشو! عزیزم! دوستت دارم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدا می‌داند چنان من از دنیا بیزارم، اسیرم توی دنیا. اصلاً محبتش را ندارم، همه‌اش یاد این‌ها می‌افتم و فقط گریه می‌کنم؛ می‌گویم: حسین‌جان! به قربان بچه‌های کوچک، کوچکت بروم؛ پدر پدر می‌کردند. ‌قدری بیایید در این فکرها، تا محبت دنیا از دلتان بیرون برود. هر کجا که هستید، یاد امام حسین {{علیه}} و بچه‌هایش باشید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عاشورا دختری دامنش آتش گرفته بود، مردی رفت دامن را خاموش کرد، یک ذره محبت از او دید، صدا زد: راه نجف از کجاست؟ گفت: ای دختر! می‌خواهی چه کنی؟ گفت: می‌خواهم پدرم علی را خبر کنم. بابایم که مُرده نیست. بابا! بیا ما را کمک کن! ای فریادرس کل خلقت! بیا به فریاد ما برس!&lt;br /&gt;
&amp;lt;section end=&amp;quot;گفتار متقی 6&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{یا علی}}&lt;br /&gt;
[[رده:کتاب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Anonnotice&amp;diff=2182</id>
		<title>مدیاویکی:Anonnotice</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Anonnotice&amp;diff=2182"/>
		<updated>2026-06-03T18:41:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;منتخب [[صفحهٔ_اصلی#غدیر|غدیر]] و کتاب [[امام زمان را بهتر بشناسیم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Sitenotice&amp;diff=2181</id>
		<title>مدیاویکی:Sitenotice</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Sitenotice&amp;diff=2181"/>
		<updated>2026-06-03T18:41:37Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;منتخب [[صفحهٔ_اصلی#غدیر|غدیر]] و کتاب [[امام زمان را بهتر بشناسیم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D8%A7_%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1_%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%85&amp;diff=2180</id>
		<title>امام زمان را بهتر بشناسیم</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D8%A7_%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1_%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%85&amp;diff=2180"/>
		<updated>2026-06-03T18:37:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{بسم الله}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات فراداده کتاب|10037}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;السلام علیک یا أباعبدالله السلام علیکم و رحمة الله و برکاته&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کفواً أحد است. حضرت زهرا {{علیها}} کفواً خلقت است. به اولیای امور کار نداشته باشید. بر عمر و ابابکر لعنت کنید.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این خلقت را می‌بینید، نتیجه تمام این خلقت، این کتاب‌هاست. به تمام آیات قرآن، راست می‌گویم؛ هیچ کجا خبری نیست! این حرف‌ها از حنجره آن کسی درمی‌آید که امام زمان {{عج}} به او‌ درس گفته؛ به چه کسی درس گفته که می‌روید دنبالش؟! کجا می‌روید در این مجلس‌ها؟! پس تا می‌توانید دنبال کسی نروید! دنبال عقاید خودتان بروید! عقایدتان وصل به این کتاب‌هاست؛ این کتاب‌ها هم وصل به امام زمان {{عج}} است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حقیقت امام زمان {{عج}} مانند حقیقت خداست، هیچ‌کس توانایی درک حقیقت امام‌ زمان {{عج}} را ندارد، مگر این‌که خدای تبارک و تعالی درک آن را بدهد؛ به متقی داده‌اند، قدری از آن را برای ما افشا می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما باید حقیقت امام زمان {{عج}} را از هر چیزی بالاتر بدانید؛ آن‌وقت دیگر نگاهِ غیر امر نمی‌کنید. وقتی‌‌که امام زمان {{عج}} را بخواهید، چیز دیگری را نمی‌خواهید، اصلاً جای دیگری را نمی‌توانید نگاه کنید. امام زمان {{عج}} قبله است، ما باید دائم نگاهمان به قبله باشد، او هم نگاهش به شماست. وقتی امام زمان {{عج}} را خواستید، با او محشور می‌شوید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} می‌فرماید: ظهور مرا بخواهید! کمکم کنید که من بیایم. می‌دانید آن‌موقع چه‌جور است؟ آن‌موقع افتتاح می‌شود؛ ظهور، افتتاح است. ببین مثلاً شما کارگاهی می‌سازی، هنوز افتتاح نشده، می‌خواهی افتتاح کنی، یعنی خدا به امام زمان {{عج}} اجازه می‌دهد که بیاید و افتتاح کند. چه چیزی را افتتاح کند؟ امر را، ولایت را، زندگی را. ما که زندگی نداریم؛ آ‌ن‌موقع زندگی افتتاح می‌شود. خدایا! قلب مبارک این رفقای مرا با قلب امام زمان {{عج}} هماهنگ کن! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ائمه طاهرین {{علیهم}} حواسشان پیش امام زمان {{عج}} است، پیش رجعت است؛ از امام صادق {{علیه}} سؤال می‌کنند: شمایید آن منتقم آل‌محمد؟ حضرت می‌فرماید: من هم منتظرم، پس رفقا! ما باید طرفدار امام زمان {{عج}} باشیم. وقتی طرفدار امام زمان {{عج}} شدی، امام زمان {{عج}} شما را تهیه خودش قرار می‌دهد، اما وقتی امام زمان {{عج}} آمد، بروی دنبالش. اگر رفتی دنبالش، خوب است؛ اگر نرفتی، منافق هستی. دوست دارم شما هم طرفدار امام زمان {{عج}} باشید! بروید دنبال امام زمان {{عج}}! تمام ائمه طاهرین {{علیهم}} می‌روند پیش امام زمان {{عج}}، آن‌هايی هم که در فکر رجعتند و از دنیا رفته‌اند، زنده می‌شوند، این‌ها طرفدار امام زمان {{عج}} هستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ائمه طاهرین {{علیهم}} همه‌شان نور واحدند، اما دو نفر از آن‌ها نابغه‌اند: یکی امیرالمؤمنین {{علیه}}، یکی هم امام زمان {{عج}}؛ خدا می‌گوید: اگر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را قبول نداشته باشی، عبادت انس و جن کنی به رو در آتش جهنم می‌اندازمت، ما نداریم توی ائمه طاهرین {{علیهم}} که این را بگوید؛ اما راجع به امام زمان {{عج}} عین امیرالمؤمنین علی {{علیه}} می‌گوید: اگر امام زمانت را قبول نداشته باشی و او را نشناسی؛ به مرگ جاهلیت می‌میری. خوشحالی من این است که شما رفقا ذخیره امام زمان {{عج}} هستید، طرفدار امام زمان {{عج}} و سخی هستید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وجود مبارک آقا امام زمان {{عج}} مانند امیرالمؤمنین {{علیه}} در تمام خلقت هست، امیرالمؤمنین علی {{علیه}} «وجه ‌الله» است، «کفواً أحد» است. یک جایی که باید ظاهر شود، می‌شود. یک جایی که نباید ظاهر شود، نمی‌شود. علی {{علیه}} یعنی این!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی امیرالمؤمنین {{علیه}} در کعبه ظاهر شد، خدا یک مقداری پرده را از روی ولایت کنار زد و امیرالمؤمنین {{علیه}} را افشا کرد، تمام ملائکه آسمان ضجه کردند و گفتند: ای خداجان! ما به نور ولایت خلق شده‌ایم، هر کداممان در هفت ‌آسمان هستیم و داریم امر تو را اطاعت می‌کنیم، مگر می‌توانیم در زمین برویم و امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را زیارت کنیم؟! می‌خواهیم آن ثواب را ببریم و به شیعیان علی {{علیه}} بدهیم. فوراً از جانب خدا ندا نازل ‌شد: هر آسمانی یک بیت‌المعمور داشته ‌باشد، در هفت ‌آسمان، هفت علی {{علیه}} است. همان‌طور که مردم در زمین، دور زایشگاه امیرالمؤمنین علی {{علیه}} می‌گردند، ملائکه هم در آسمان دور بیت‌المعمور طواف می‌کنند و با امیرالمؤمنین علی {{علیه}} بیتوته می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیرالمؤمنین علی {{علیه}} در دنیا ظاهر شد، نه این‌که متولد شود، آقا امام زمان {{عج}} هم همین‌طور است. عمه امام زمان {{عج}}، خانه امام حسن عسکری {{علیه}} آمد؛ امام به او فرمود: امشب خانه ما بمان! خداوند می‌خواهد فرزندی به ما عطا کند. گفت: آقاجان! از چه کسی؟ حضرت فرمود: از نرگس! گفت: اثر حمل به نرگس نیست. ببین حکیمه خاتون با این‌که عمه امام است، خلق است. امام فرمود: مانند مادر موسی می‌ماند. چرا می‌گوید مادر موسی؟ چون‌که موسی را می‌خواستند بکشند، چقدر فرعون شکم زن‌ها را پاره کرد! حالا امام زمان {{عج}} را می‌خواهند بکشند، خدا کاری کرده که اثر حمل به نرگس نیست. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان شب را در خانه امام ماند، نصف شب دید خبری نشد، انگار دیر شد! تا آمد فکر کند؛ ببین امام در قلب دارد کار می‌کند! امام حسن عسکری {{علیه}} فرمود: عمه‌جان! فکر نکن! الآن آن حمل ظاهر می‌شود. یک‌قدری از شب گذشت، حکیمه خاتون خودش نقل می‌کند: من پیش نرگس بودم، یک‌وقت دیدم انگار دیواری بین من و نرگس کشیده شد، من دیگر او را نمی‌دیدم؛ یعنی تا حتی عمه امام نباید ببیند که چه‌جور این فرزند در دنیا به ‌وجود می‌آید! طولی نکشید دیدم خداوند فرزندی به او عطا کرد، مانند ماه در دستش می‌درخشید، او را خدمت آقا امام حسن عسکری {{علیه}} آورد، امام او را در بغل گرفت و بوسید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
صبح که شد، حکیمه نقل می‌کند: دیدم مرغ‌های خیلی خوش‌خط و خال و بزرگ روی دیوار آمدند، همین‌طور با هم نجوا می‌کنند. نرگس فریاد کشید به آقا امام‌ حسن عسکری {{علیه}} که آقا! کمک کن! مبادا این‌ها فرزندم را ببرند، از وقتی این فرزند به‌ دنیا آمده، این‌ها روی دیوار آمده‌اند. یک‌دفعه امام گفت: فرزندم را بیاور! وقتی فرزند را آورد، او را به آن‌ها داد. نرگس گریه می‌کرد، عمه گریه می‌کرد. امام فرمود: عمه‌جان! فرزندم می‌آید، این‌ها جبرائیل، میکائیل و اسرافیل بودند. پسرم را با خود بردند؛ تا ملائکه آسمان او را زیارت کنند و به امامت ایشان اقرار کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر اکرم {{صلی}} با بُراق به معراج رفت‌‌؛ اما جبرائیل، اسرافیل و میکائیل، همه این‌ها گهواره جُنبان امام زمان {{عج}} و نوکر ولایت هستند، او را تا «قاب قوسین أو أدنی» بردند؛ وقتی امام زمان {{عج}} در دنیا ظاهر شد، ملائکه‌ آسمان از ذوقشان گریه کردند و گفتند: خدایا! هر کدامِ ما را گذاشتی در امر ایشان، ما که نمی‌توانیم او را زیارت کنیم. خدا گفت: ای ملائکه مقرّب من! بروید این فرزند را بیاورید؛ تا آسمانی‌ها او را زیارت کنند. یک‌دفعه دیدند عطای خدا را آوردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببین آقا امام حسن عسکری {{علیه}} چه کار می‌کند! اگر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} یک شب ولایت را حفظ کرده که در «لیلةُ المَبیت» به جای پیامبر {{صلی}} خوابید و جانش را حفظ کرد تا پیامبر {{صلی}} بتواند ولایت را افشا کند، جبرئیل نازل شد و گفت: یک نَفَس امیرالمؤمنین علی {{علیه}} افضل از عبادت ثقلین است؛ امام حسن عسکری {{علیه}} و نرگس خاتون سال‌های سال امام زمان {{عج}} را حفظ کردند؛ آن‌وقت این‌ها چقدر نَفَسشان افضل از عبادت ثقلین است! جانِ یک چنین ممکنی که در تمام خلقت، مانندش نیست را، دارند حفظ می‌کنند! چقدر در خانه ایشان ریختند تا امام زمان {{عج}} را بکُشند؛ اما نتوانستند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر {{صلی}} باید آیه «وَ جَعَلنا مِن بَینِ أیدیهِم سَدّاً وَ مِن خَلفهِم سَدّاً فَأغشَیناهُم فَهُم لَایُبصِرون.» را بخواند تا حفظ شود، اما امام زمان {{عج}} خودش آیات است! صدها بار در خانه امام حسن عسکری {{علیه}} ریختند و او را ندیدند! آیا امام زمان {{عج}} «وَ جَعَلنا مِن بَینِ أیدیهِم» خواند؟! امام زمان {{عج}} خودش قرآن است، قرآن ناطق است. امام خودش افشاست؛ اما رسول اکرم {{صلی}} باید ولایت را افشا کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیامبر {{صلی}} فرمود: دو چیز بزرگ می‌گذارم: یکی قرآن، یکی عترت. امیرالمؤمنین {{علیه}} فرمود: «أنا قرآنُ الناطق!» خدا کلامش را فدای ولایت کرده؛ نمی‌گوید اگر کلام من، قرآن را قبول نداشته باشی به رو در جهنم می‌اندازمت، اما می‌گوید اگر علی {{علیه}} را قبول نداشته باشی، به رو در جهنم می‌اندازمت! تمام قرآنی که امام زمان {{عج}} افشا می‌کند راجعِ امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است. باید امام زمان {{عج}} قرآن ناطق را بگوید، مردم به بلوغ می‌رسند. گردنِ آن‌ها که منافقند را می‌زند؛ آن‌موقع امام زمان {{عج}} عطا می‌کند. معرفی امیرالمؤمنین علی {{علیه}}، عطاست؛ اما الآن، زمانِ ما معرفیِ علی {{علیه}} جرم است!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از همه زمان‌ها، فقط در مورد آخرالزمان فرمود: «شرّ الأزمنه» است، فقط پیامبر اکرم {{صلی}} درباره این زمان فرمود: اگر امام زمانتان را نشناسید، می‌میرید به زمان جاهلیت. شناخت امام زمان {{عج}} یعنی چه؟ آیا شناخت امام زمان {{عج}} همین است که ما می‌گوییم: آقا امام زمان {{عج}}، پسر امام حسن عسکری {{علیه}} و امامِ دوازدهم است؟! برو خجالت بکش! شناخت امام زمان {{عج}} این است که امرش را اطاعت کنید؛ اما شما امرِ هر کسی را اطاعت می‌کنید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناخت یعنی یقین، یعنی در تمام این خلقت، در تمام این عالم، هیچ‌کس به غیر از امام زمان {{عج}} نیست که ما فرمانش را ببریم، فرمان ایشان فرمان خداست. شما وقتی به ولایت یقین کردید، به امام زمانِ خود یقین کرده‌اید. آن یقین، پرچم هدایت دستتان می‌دهد؛ یعنی علم حکمت به شما می‌دهد و تمام کارهایتان از روی حکمت می‌شود؛ پس علم حکمت، هدایت است که دستتان می‌دهد. دست چه کسی می‌دهد؟ کسی‌که پرچم امر را بخواهد و زیر پرچمِ غیر از ولیّ الله الأعظم امام زمان {{عج}} نرود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مگر اویس قرن، امام زمانش را دید؟! اما یقین به امام زمانش داشت، حالا پیامبر {{صلی}} درباره‌اش می‌گوید: اویس برادر من است، دعایش مستجاب است، نفرینش گیراست. کسی‌که امام زمانش را ندیده؛ اما به دل، او را خریده و به او یقین کرده؛ برادر رسول الله {{صلی}} شده؛ اما به سلمان می‌گوید تو برادر من نیستی، از اصحابم هستی! یقینِ به امام درست است، نه در حضور امام بودن؛ چون در حضور امام بودن گذران است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام صادق {{علیه}} می‌فرماید: همه هفته، ما دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} در عرش خدا می‌رویم، جدّمان پیامبر {{صلی}} برای ما صحبت می‌کند، یعنی وحی مُنزَل نازل می‌شود، پس معلوم می‌شود که دائم فیض خدا نازل می‌شود. بدانید «أرحم الرّاحمین»؛ دائم دارد فیضش نازل می‌شود،‌ اما فیض ائمه طاهرین {{علیهم}} طرز دیگری است: تمام این اشیاء، امام زمان {{عج}} را احترام می‌کنند. آن گُل ‌گاوزبان یا آن داروهایی که آقای دکتر می‌نویسد، وقتی مریض می‌خواهد بخورد، آن دارو به امام زمان {{عج}} نگاه می‌کند، می‌گوید: آقاجان! نتیجه‌ای را که در من خلق کردی، ببخشم یا نبخشم؟ می‌گوید: ببخش! این مریض خوب می‌شود. گُل گاوزبان شخص را شفا نمی‌دهد، امر شفا می‌دهد. تمام گیاهان عالم به امر وجود مبارک امام زمان {{عج}} است؛ این یعنی امام زمان شناختن. عزیزان من! ائمه طاهرین {{علیهم}} به امر خدا هستند، «أرحم الرّاحمین» و رحم‌کننده به همه هستند. والله، اگر امرشان را اطاعت کنیم، «امر الله» می‌شویم؛ هم دنیایمان درست است و هم آخرتمان.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باید باور کنیم کلید رفع تمام مشکلات دنیا و آخرت ما دست ولیّ الله الأعظم امام زمان {{عج}} است؛ آن‌وقت دنبال کس دیگری نمی‌رویم. دنبال کسی می‌رویم که خدا و دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} او را تأیید کرده‌اند. آن‌ها چه کسی را تأیید کرده‌اند؟ فقط متقی؛ پس کسی‌که متقی را قبول نداشته باشد، خدا و دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} را قبول ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باید تمام این خلقت را جَماد بدانید، اگر خلقت را جماد دانستید، آیا شما مثلاً پای یک کوه می‌روید و بگویید یک ماشین و یک خانه به من بده؟! قدری پول هم به من بده؟! شما وقتی تمام خلقت را جماد دانستید، آن‌وقت دنبال کمال می‌روید. چه کسی به شما کمال می‌دهد؟ وجود مبارک آقا امام زمان {{عج}}. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گفتم:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|آسوده خاطرم که در دامن تواَم|دامن نبینم که در دامنش رَوَم}}&lt;br /&gt;
{{ب|دامن به غیر دامن تو بی‌محتوا بُوَد|دامان توست اتصال به ماورا بُوَد}} &lt;br /&gt;
{{پایان شعر}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}}؛ یعنی تمام زمان در اختیار اوست، همه خلقت در اختیارش است، تو هم در اختیار او هستی. مگر خدای تبارک و تعالی در «حدیث کساء« قسم نمی‌خورد که به عزت و جلالم، تمام این خلقت را به واسطه دوازده امام، چهارده معصوم {{علیهم}} خلق کردم؟! ما باید این‌طوری اماممان را بشناسیم که تمام خلقت به فرمان حجت خداست. الآن جانِ همه عالم در قبضه قدرت ولیّ الله الأعظم، امام زمان {{عج}} است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! این حرف‌ها یقین می‌خواهد، مطالعه می‌خواهد. باید با امیرالمؤمنین {{علیه}} و امام زمان {{عج}} مطالعه داشته باشید! از امام زمان {{عج}} بگیرید! حرف ولایت، هم مباحثه و هم مطالعه می‌خواهد، هم باید یادت باشد و به آن عمل کنی؛ آن‌وقت &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|پشت پا بر عالم امکان زده‌ای|دست بر دامن زهرا {{علیها}} زده‌ای}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما شما فقط حرف می‌زنید؛ حرف، به غیر از عمل است! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما باید امام را مطلق بدانید! همین‌طور که ولایت مطلق است، امر امام هم مطلق است؛ یعنی امری مثل او نیست. در مقابل امام، تو مصنوعی هستی. یادت در قدرت اوست. کلامت و حرفت در قدرت اوست، نفَست در اختیار اوست. هنوز گناه نکرده‌ای، امام می‌فهمد. به تمام آیات قرآن، خدا و امام آن را به مؤمن هم می‌دهند؛ این است که مؤمن هیچ‌کس را تأیید نمی‌کند، اما کسی را هم تکذیب نمی‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای عزیز! این‌قدر امام زمان امام زمان نکنید، بیایید امام زمان {{عج}} را در دلتان جای دهید! بیایید به امام زمان {{عج}} یقین کنید! امام زمان {{عج}} خودش فرموده که ظهور مرا بخواهید! وقتی یقین کردید که امام زمان {{عج}} در قلب شما و پیش شماست، آن‌وقت امرش را اطاعت می‌کنید. الآن امرش متقی است، حرف متقی را بشنوید و به این پنج اصل عمل کنید: ولایت، عدالت، سخاوت، دنبال خلق نروید و ائمه طاهرین {{علیهم}} را خلق حساب نکنید، آن‌وقت رستگار می‌شوید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چهار ملَک مقرّب: اسرافیل، عزرائیل، میکائیل و جبرائیل که اعظم ملائکه، یعنی رهبرشان هستند، با هزار ملَک می‌آیند خدمت امیرالمؤمنین علی {{علیه}} و سلام می‌کنند؛ چندین هزار ملَک! خدا این‌ها را آورده که بگوید علی {{علیه}} را باید دوست داشته باشید. دارد سفارش امیرالمؤمنین {{علیه}} را می‌کند. تو کجا امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را می‌شناسی؟! قربانت بروم، ما حرف علی {{علیه}} را می‌زنیم.&lt;br /&gt;
ملائکه‌ها؛ نه یک مَلَک! در شب قدر به امام زمان {{عج}} نازل می‌شوند. برای چه نازل می‌شوند؟ امام زمان {{عج}} که کسری ندارد، متقی هم کسری ندارد! می‌خواهد به اهل دنیا، به تمام سرتاسر دنیا بگوید: این ملائکه‌ها به روح نازل می‌شوند، یعنی به حجت خدا، کسی نگوید من حجتم، من رهبرم، کسی نگوید من امامم، من پیغمبرم. آیا ملائکه به تو نازل می‌شود؟! دارد حالی‌تان می‌کند که شما به کسی نگویید حجت! به کسی نگویید امام! این حرف چقدر قشنگ است!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;section end=&amp;quot;گفتار متقی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی 2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
کجا امام زمان {{عج}} مخفی است؟! امام زمان {{عج}} باید به تمام خلقت رسیدگی کند، تمام خلقت مانند یک نگین انگشتر در مقابل امام زمان {{عج}} است؛ خدای تبارک و تعالی هر بشری را که خلق کرده، سرِ انگشتانش متفاوت است، الآن وجود مبارک امام زمان {{عج}} از تمام خلقت؛ تا حتی سرِ انگشتان شما آگاه است، اصلاً خودش آگاهی است. مگر کسی می‌تواند جلوی قدرتش را بگیرد؟! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
غایب کسی است که قدرت ندارد، چرا می‌گویید امام زمان {{عج}} غایب است؟! برای تو غایب است! آیا امرش هم غایب است؟! اگر امام زمان {{عج}} غایب باشد، پس این عالَم بدون رهبر و امام است. امرِ امام زمان {{عج}} که غایب نیست، امرش را اطاعت کنید! مگر خدا شما را رها کرده؟! خدا شما را راهنمایی کرده، می‌گوید: اگر من الآن امام زمان {{عج}} را مخفی کرده‌ام، اولاً که برای همه کس مخفی نیست. امام زمان {{عج}} هست، در عالم رؤیا حرف می‌زند، آدم حرفش را می‌پرسد، مشکلاتش را می‌گوید، امام رفع مشکلاتش را می‌گوید، راه را نشانت می‌دهد. امام زمان {{عج}} حضور متقی می‌آید، با او حرف می‌زند و او را از ناراحتی در می‌آورد. مگر به او نگفتم می‌خواهم یاورت باشم؟! فرمود: صلوات بفرست! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا امام زمان {{عج}} تنهاست؟ آیا رفیق نمی‌خواهد؟ ببین دوست چه کسی شدی؟ دو دفعه امام زمان {{عج}} را دیدم، تنها بود؛ همان‌طور که علی بن موسی الرضا {{علیهما}} تنهاست. تو هم دنیا را کنار بریز؛ تا حضورت بیاید. عیسی یک سوزن و نخ داشت، او را در آسمان چهارم نگه‌ داشت، مگر خدا بین شما و نبی فرق می‌گذارد؟! وقتی مِهر دنیا داشته باشی، ملائکه آسمان می‌گویند: چرا تو محبت دنیایی داری که امیرالمؤمنین علی {{علیه}}، زهرای عزیز {{علیها}} و امام حسین {{علیه}} در آن کشته شدند؟ تو را ملامت می‌کنند، راهت نمی‌دهند؛ اما به تمام آیات قرآن، متقی را راه می‌دهند، خدا می‌گوید: اگر مِهر دنیا نداشته باشی؛ تا «قابَ قَوسَین أو أدنیٰ» هم بالا می‌روی! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! بیایید روح بشوید! اگر گناه نکنید، روح می‌شوید. از جسم دست بردارید تا این حرف‌ها را توجه کنید. به تمام آیات قرآن، اگر جسم باشید، می‌نویسید، عمل نمی‌کنید؛ اصل عمل است. «حیّ علیٰ خیر العمل». من شما را دوست دارم، اما هنوز آن که باید بشوید، نشده‌اید؛ دلم می‌خواهد آسمانی بشوید. کجا آسمانی می‌شوید؟ تجددی نشو عزیز من! گناه نکن! دروغ نگو! خدعه نکن! چشم و پایت بِکر باشد، امیرالمؤمنین علی {{علیه}} در قلبت باشد. به توسط امیرالمؤمنین {{علیه}} می‌روی بالا. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چقدر بشر مغبون است که مِهر دنیا دارد. مِهر شهوت، مِهرِ پولِ بی‌امر دارد؛ مهر دنیا به این نیست که حالا خیلی دارا باشی، یک‌وقت علاقه به یک چیز کوچک داری. باز، خواستن به غیر از علاقه است؛ باید خانم، بچه‌، ماشین و خانه‌ات را بخواهی، اما علاقه نداشته باشی! بشرِ کامل همه را می‌خواهد؛ اما علاقه مطلق، ندارد. من خیلی شما را می‌خواهم، اما یک حدودی دارد؛ حدودش این است که وقتی ندای امام زمان {{عج}} آمد، اگر آمدید که آمدید؛ اگر نیامدید من هم می‌گویم بروید! تا همین‌جا رفاقت ما قطع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دوستی به نام حاج مظلوم داشتم، باغی داشت که تمام انارهایش را به مردم می‌داد. البته اشخاص را هم می‌شناخت؛ یک‌وقت بعضی پیشش می‌آمدند، دو تا انار جلویشان می‌گذاشت و توی باغ می‌رفت؛ اما به من هم اجازه حرف داده بود، پیش من می‌نشست و مرا خیلی دوست داشت. من هم او را دوست داشتم. ایشان مریض شد، برایش متوسل شدم. وقتی به باغش آمدم، حاج مظلوم گفت: حاج حسین! یک نفر است که بعضی وقت‌ها این‌جا می‌آید، آنچه صفات خوب در عالم هست، به او جمع است. به او گفتم: به غیر از امام زمان {{عج}} کسی نیست که تمام صفات خوب را داشته باشد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی به آخر باغش رفتم، دیدم آقا آن‌جاست. تا به من رسید، سلام کردم، فرمود: حسین! گفتم: بله! فرمود: خوشی تمام شد. گفتم: آقاجان! فرمایش شما درست است، جدتان هم همین را گفته، خوشی در تمام عالَم نیست، اما به نظر من دو خوشی هست: یکی بیتوته شب، بعد با دستم از پا تا سرِ ایشان را اشاره کردم و گفتم: یکی هم آدم خدمت امام زمانش باشد. آقا یک لبخند زد که من هنوز عاشق دندان‌هایش هستم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا امام زمان {{عج}} می‌آید و با متقی نجوا می‌کند، با شما نجوا نمی‌کند؟ چون شما اجنبی‌خواه هستید! خلق را می‌خواهید؛ اما متقی هیچ‌کس را نمی‌خواهد! خواستش آن کسی است که خواستِ امیرالمؤمنین {{علیه}} و زهرای عزیز {{علیها}} را بخواهد، خواستِ خلق را نخواهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی آقا امام زمان {{عج}} تشریف می‌آوَرد، به تمام عالم ندا می‌دهد: «جاء الحق و زَهَق الباطل، إنَّ الباطلَ کان زَهوقا.» یعنی آنچه که باطل است، از بین می‌رود و حق آشکار می‌شود. امام زمان {{عج}} دنیا را اصلاح می‌کند. حالا این ندا به تمام کون و مکان می‌رسد و یک جلوه‌ای می‌کند، صدایش همه جا می‌رود، ندایش به تمام خلقت از انس و جن، ملائکه‌ها، زمین و درخت و دیوار می‌رسد، تمام خلقت به غیر از بشر به او لبیک می‌گویند. تو هم باید منتظر ندای حجت خدا، امام زمان {{عج}} باشی؛ اما تو منتظر فرمان خلق هستی! همه ممکنات می‌خواهند با امامشان حرف بزنند؛ درخت، دیوار، آسمان و کوه‌ها حرف بزنند؛ آن‌موقع‌ که امام زمان {{عج}} بیاید، آنچه را که می‌خواهی، هست. تمام این دنیا امانت می‌شود. تمام این دنیا ولایت می‌شود. تمام این دنیا سخاوت می‌شود. تمام این دنیا لبیک می‌شود، لبیک به ‌وجود مبارک امام زمان {{عج}}!  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از آن‌طرف هم شیطان ندا می‌دهد که بیایید دنبال دَجال! آن ندا از آسمان می‌آید، این ندا هم از آسمان؛ یعنی از فضای آسمان می‌آید؛ می‌گوید: بیایید ببینید چه جور دارد حرم امامزاده‌ها را خراب می‌کند؟! بیایید بروید طرف دَجال! مگر رهایت می‌کند؟! شیطان میان زمین و آسمان می‌گوید: دفاع کنید! پس دو ندا می‌آید که تو را در شک می‌اندازد. به من ایراد نکنید! به ما می‌گوید «أشرف مخلوقات»، از آن‌طرف هم می‌گوید «بل هم أضل». ما جزء أشرف مخلوقاتیم یا بل هم أضل هستیم؟ یک‌قدری فکر کنید! اگر می‌گوید «إنّما الدنیا فناء و الآخرةُ بقاء»، من برعکس می‌گویم: ما از دنیا بقاء و از آخرت فناء شده‌ایم؛ چون‌که به آخرت  پی نمی‌بریم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خواب دیدم که درِ مغازه‌ام هستم، به من گفتند امام زمان {{عج}} ظهور کرده. پالتویم را هم نپوشیدم و پابرهنه دویدم، خدا می‌داند از سرِ کوچه‌مان که ردّ شدم، نگاه در کوچه نکردم که مبادا پدرم صدایم بزند. رویم را برگرداندم و می‌دویدم. مرد آن است که دنیا را فدای خودش کند، نه خودش را فدای دنیا؛ وقتی امام زمان {{عج}} تشریف می‌‌آورَد، دنبالش برود. مرد فقط متقی است، بقیه مردم نر هستند؛ چون دنبال دنیا و خلق هستند! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
دیدم آقا نزدیک کارخانه ریسباف آمده، آن‌موقع همه‌اش زمین بود و آقا امام زمان {{عج}} تشریف داشت، رفتم جلو، خیلی زیاد مورد عنایت ایشان قرار گرفتم، کسی مطابق من به عنایت ایشان نزدیک نبود. آقا مُنشی داشت، به او گفت: برو به بازاری‌ها بگو بیایند! کسی از بازاری‌ها نیامد. به یکی از این بازاری‌ها که چندین سال این‌جا می‌آمد، اما آخرش رفت، پیغام دادم و گفتم: تو از آن بازاری‌ها بدتر هستی، چون‌که چندین سال تو را نصیحت کردم و آخرش رفتی؛ اما چه کسی آن بازاری‌ها را نصیحت کرده بود؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عده‌ای از طرف کوه‌‎ها به سمت ما توپ سوار کرده بودند. من همین‌طور می‌خواستم در رکاب امام زمان {{عج}} کشته شوم، اصلاً ذکرم این بود که ای خدا! من کشته شوم، زهرای عزیز {{علیها}} خوشحال شود و بگوید پسرم را یاری کرد؛ این‌ است که می‌گویم عزیزان من! همه کاری که می‌کنید توی فکر باشید حضرت زهرا {{علیها}} یک لبخندی بزند. نکردند کمکش! بیایید رفقا! ما کمک کنیم حضرت زهرا {{علیها}} را! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من به آقا گفتم: آقاجان! ما که اسلحه نداریم! آقا یک نظر به آسمان کرد، شمشیر از آسمان به زمین ریخت. من یکی از آن‌ها را برداشتم و مواظب آقا بودم، حالا او خودش حافظ خلقت است، اما مثل این‌که من در ظاهر حافظ ایشان بودم.  به او گفتم: این‌ها توپ و تانک دارند. حضرت فرمود: حسین! این‌ها از کار می‌افتد. آقا یک صوت حجاز خواند، انگار تمام این عالَم دارد می‌خوانَد. توپ و تانک از کار افتاد؛ آن‌وقت این‌ها دست‌هایشان را روی سرهایشان گذاشته بودند و از کوه‌ها پایین می‌آمدند. اگر بخواهید یاور امام زمان {{عج}} باشید، باید هیچ چیزی نخواهید، یک جان دارید فدای امام زمان {{عج}} کنید. همه در امتحان امام زمان {{عج}} رفوزه‌اند به جز متقی.   &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا آقا امام زمان {{عج}} به شما راه نمی‌دهد؟ علتش این است که شما از امتحان در نمی‌آیید؛ یعنی رفوزه می‌شوید، آن‌وقت همیشه خجالت‌زده‌ هستید! دیگر این‌که امام زمان {{عج}} «عصمةُ الله» است، می‌خواهد شما در عصمتش راه پیدا کنید، اما ما مَردش نیستیم! چه کسی «عصمةُ الله» است که امام زمان {{عج}} او را راه بدهد؟ کسی‌که روح شود و «من» را کنار بگذارد. زهرای عزیز {{علیها}} «عصمةُ الله» است، عمویش را راه نمی‌دهد، اما بلال و سلمان را راه می‌دهد؛ چون‌که بلال «عصمةُ الله» شده‌، سلمان «عصمةُ الله» شده‌؛ اما عمویش «عصمةُ الله» نیست. آن کسی از امتحان در می‌آید که از تمام وجودش، در تمام گلبول‌های خونش، در تمام ماورای خلقتش یک جان دارد، آرزو کند که آن را فدای امام زمانش کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک نفر بود، این‌قدر امام زمان امام زمان گفت که دیگر امام زمان {{عج}} خسته شد. من در حرف‌هایم شوخی هم می‌کنم. خلاصه، امام زمان {{عج}} دنبالش فرستاد. وقتی آمد، دید خیمه‌هایی است، به او گفتند: آن خیمه حضرت است و آن‌ها هم یاورانش هستند. یک خیمه دیگر‌ی هم آن‌جا بود. گفتند: شما به این خیمه برو، تا زمانی‌که امام زمان {{عج}} می‌خواهد حرکت کند، در این خیمه باش! وقتی در خیمه رفت، دید یک خانم آن‌جاست. به او گفتند: حضرت می‌فرماید این خانم به تو مَحرم است. وقتی نایب امام زمان {{عج}} آمد و به او گفت: بیا! گفت: باشد می‌آیم. دوباره گفت: آقا، حرکت کرده‌. گفت: برو من می‌آیم. یک‌دفعه از خواب بیدار شد، دید ‌چیزی نیست. این شخص رفوزه شد. کجایی تو؟! تو خانم‌باز هستی، آمدی چه کسی را ببینی؟! آمدی آن خانم را ببینی؟! با امام زمان {{عج}} چه ‌کار داری؟! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخصی در کوفه بقال بود، دو نفر آمدند سِدر و کافور ازش بخرند. نگاه کرد، دید این دو نفر انگار غیر مردمان عادی‌اند، گفت: شما برای چه‌ کسی سِدر و کافور می‌خواهید؟ به او نگفتند. قسم‌ کبیره به آن‌ها داد؛ گفتند: ما پیش‌خدمت‌های امام زمان {{عج}} هستیم، یکی از آن‌ها که در حضور امام است، از دنیا رفته‌؛ ما آمده‌ایم قدری سِدر و کافور برای او بخریم. گفت: مرا نزد امام زمان {{عج}} ببرید! گفتند: ما اجازه نداریم. با گریه گفت: آن عقب‌ها که می‌شود بایستم، می‌آیم و از شما جدا می‌شوم؛ اما همین‌قدر که خیمه آقا را ببینم برایم کافی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این دو نفر قبول کردند او را با خود ببرند. این بقال از آن‌جا که می‌خواست خدمت امام برود، یک‌دفعه باران گرفت، گفت: آخ صابون‌هایم! کاش صابون‌هایم را جمع کرده بودم. وقتی‌که این‌ها رفتند به امام زمان {{عج}} گفتند، امام فرمود: صابونی! برو صابون‌هایت را جمع‌ کن! عزیزان من! تمام این حرف‌ها که من دارم می‌زنم، ذره‌ای محبت‌ دنیا داشته‌ باشیم، امام زمان {{عج}} ما را نمی‌پذیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما ببین مِهر دنیا به کجا می‌رسد؟ شخص به جایی می‌رسد که برای دنیا، امامِ خودش را می‌کُشد. پسر عموی خودش را می‌کُشد. مگر آقا امام رضا و آقا موسی بن جعفر {{علیهما}} را نکشتند؟! خود امام حسین {{علیه}} را به خاطر دنیا کشتند. دنیا، پدر و مادر اهل دنیاست؛ آن را دوست دارد، اما امیرالمؤمنین {{علیه}} می‌فرماید: دنیا پیش پسر ابوطالب، به منزله استخوان خوک در دهان سگ خوره‌دار است. او می‌داند چه دنیایی است! در جای دیگر می‌فرماید: «حُبّ الدنیا رأسُ کلّ خطیئة»: محبت دنیا، کلید همه گناهان است. همه‌اش دارد به شما هشدار می‌دهد: اهل دنیا نشوید! ما اصلاً گوش نمی‌دهیم. داریم راه خودمان را می‌رویم. فردای قیامت هم که می‌شود، می‌بینیم  ما مطیع نبودیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} به ظاهر غایب شده؛ می‌فهمد که او را می‌کُشند. چرا او را می‌کُشند؟ یقین به امام زمانشان ندارند؛ نمی‌گویند این حجت خداست، می‌گویند خلق است و یک مانع از برای آن‌ها و حکومتشان است. حکومت را بیشتر از امام زمان {{عج}} می‌خواهند. خدای تبارک و تعالی به ما عنایت کرده که امام زمان {{عج}} در ظاهر غایب است، چون وقتی در حضور امام هستی، اگر او به تو امر کند و اطاعت نکنی، کافری؛ اما وقتی امام حضور ندارد، اگر امرش را اطاعت نکنی، گنه‌کار و معصیت‌کار هستی. ببین خدا چقدر ما را می‌خواهد!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
درست است که الآن در ظاهر امام زمان {{عج}} نیست؛ اما امرش که هست. امرش چیست؟ خدا معلوم کرده، می‌فرماید: دنبال متقی بروید! متقی نماینده امام زمان {{عج}} است، خدا متقی را نگه ‌داشته؛ مگر موسی را نگه نداشت؟! در دامن دشمن بزرگش کرد. مگر یوسف را در چاه نینداختند؟! گفت: یا جبرئیل! بگیر یوسف را! الآن متقی هست، اما شما صبر ندارید با متقی بسازید. امام حسین {{علیه}} می‌فرماید: متقی وکیل من است. امام رضا {{علیه}} هم به متقی فرمود: حسین! مردم را هدایت کن! حالا این متقی که این همه سفارش شده، ای کاش به حرفش نبودند، به او توهین هم می‌کنند!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
چرا امام زمان {{عج}} هیچ‌کس را طلب نمی‌کند؟ چون‌که مانند پدرش امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است. وقتی امیرالمؤمنین {{علیه}} ضربت خورد، همه اهل کوفه صف کشیدند و شیر آوردند، امیرالمؤمنین {{علیه}} فرمود: حسن‌جان! حسین‌جان! یک زنی در آخر صف ایستاده، بروید شیر او را بگیرید و بیاورید. وقتی رفتند، دیدند آن زن دارد گریه می‌کند، گفت: حسن‌جان! آیا پدرت خوب می‌شود؟ گفت: إن‌شاء‌الله خوب می‌شود. چرا امیرالمؤمنین {{علیه}} شیر آن‌ها را نگرفت؟ دید همه اهل کوفه حسین‌کُش هستند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در هر زمانی یک زن‌هایی شاخص بودند. مگر آن شطیطه نیست که دو گز کرباس و چیز خیلی کمی داده بود؛ اما همه اهل نیشابور پول‌ زیادی داده بودند؟! وقتی نمایندگان گفتند: امام آن است که جواب نامه‌ها را ندیده به ما بدهد و بگوید چقدر پول درون کیسه‌ها هست، جعفر کذاب گفت: این حرف‌ها چیست که می‌زنید؟! از من اعجاز می‌خواهید؟! اگر پول آورده‌اید، به من بدهید! آن‌ها فهمیدند جعفر دروغ می‌گوید؛ به خاطر همین برگشتند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی نمایند‌گان، دمِ دروازه رسیدند، امام یکی از اصحاب را دنبال آن‌ها فرستاد. او هم آن‌ها را پیش امام برد. امام، هم اسم خودشان و هم اسم پدرشان و این‌که چقدر پول درون کیسه‌ها هست را به آن‌ها گفت و جواب نامه‌ها را هم ندیده داد. حضرت فرمود: من این پول‌ها را نمی‌خواهم، شطیطه چه داده؟ راوی می‌گوید: من اصلاً نمی‌خواستم بگویم که شطیطه چه داده! خجالت می‌کشیدم، اما امام زمانش آن را قبول کرد و به او فرمود: این را بگیر، سلام مرا به شطیطه برسان و به او بگو چند ماه دیگر زنده‌ای، این پول‌ها را خرج کن، تا آخر عمر برایت کافی است. من در تَشییعت می‌آیم و به تو نماز می‌خوانم؛ یعنی حضرت، رزق شطیطه را داد. راوی گفت: چرا پول ما را نمی‌خواهی؟ امام فرمود: شما الآن این‌جا آمدید، اما باطنتان حنفی بوده. شما هم که جلسه ولایت می‌آیید، باید باطنتان جای دیگر نباشد؛ وگرنه مثل آن‌ها می‌شوید. از این‌جا هیچ کجا نروید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امیرالمؤمنین {{علیه}} هم به امام حسن {{علیه}} فرمود: شیر آن زن را بیاور! شیر آن جمعیت را قبول نکرد. چه خبر است عالم؟! خدا نکند که امام زمان {{عج}} سخاوت و انفاق ما را قبول نکند. قربانتان بروم، باید شیعه باشید تا امام زمان {{عج}} پولتان را قبول کند. راوی می‌گوید: یک‌وقت دیدم از خانه شطیطه صدای گریه بلند است، فهمیدم شطیطه از دنیا رفته، حرکتش دادند به مصلّی، دیدم امام تشریف آورد و به او نماز خواند. عزیزان من! شطیطه تقوا داشت که امام زمانش اعمال او را قبول کرد و به او نماز خواند. خدا نزدش زن و مرد ندارد، می‌گوید: «إنّ أکرمکم عندالله أتقاکم.» هر کسی‌که تقوایش بیشتر باشد، او را می‌خواهم و نزد من عزیزتر است. تقوی یعنی امیرالمؤمنین علی {{علیه}}؛ یعنی رسول الله {{صلی}}، یعنی فاطمه زهرا {{علیها}}؛ کسی‌که تقوا دارد، بیشتر به ولایتش یقین دارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ای خانم عزیز! بیا شطیطه بشو تا امام زمان {{عج}} به تو نماز بخواند و بگوید: ای خدا! من بدی از این ندیدم. گُل بهشت بشو! بیایید امام زمان {{عج}} اعمالتان را قبول کند و به شما نماز بخواند! اگر اعمالتان غیر از خدا و امیرالمؤمنین علی {{علیه}} باشد، امام زمان {{عج}} آن را قبول نمی‌کند. همان‌طور که شطیطه در خانه بود، متقی هم در خانه است. آنچه را که مردم برای او می‌آورند، به فقرا و بیچاره‌ها می‌دهد و آن‌ها را باچاره می‌کند. متقی فقرا را بچه‌های خودش؛ حتی بالاتر هم حساب می‌کند، می‌فرماید: خودم را وام‌دار و قرض‌دار فقرا می‌دانم، وکیل مردم می‌دانم. به این‌هایی که چیز می‌دهم، اصلاً آن‌ها را نمی‌شناسم. اگر متقی اهل دنیا بود، آنچه را که به او می‌دادند، خودش مصرف می‌کرد، اما به فقرا می‌دهد؛ دلم می‌خواهد شما هم همین‌طور باشید، سخی باشید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طرف همدان یک منطقه‌ای است که زیارتگاه است. هنوز هم هست، آن‌جا را تبرّک کردند، نمازی می‌خوانند. سیصد و سیزده نفر جمع شدند؛ تا حتی بعضی از آن‌ها زن‌هایشان را طلاق دادند که پایبند زن هم نباشند و دیگر این‌که ادعا کردند ما می‌خواهیم یاور امام زمان {{عج}} باشیم و او را ببینیم. این‌ها فقط امام زمان امام زمان می‌کردند. توی بیابان‌ها می‌ریختند، روزه هم می‌گرفتند. چرا ما عقل نداریم؟! بی‌عقل! امام زمان {{عج}} سیصد و سیزده نفر را درست کرده‌ یا تو خودت درست کردی؟! چرا این‌ها این‌جوری هستند؟! اگر یاور امام زمان {{عج}} به این بی‌عقلی باشد، فاتحه‌اش خوانده می‌شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک‌وقت امام زمان {{عج}} تشریف آورد، حضرت دو تا بزغاله دنبالش است. وقتی‌ هم که به مکه تشریف می‌آورد، چند تا گوسفند دنبالش است. وقتی حضرت بالای پشت‌بام رفت، یکی از آن‌ افراد، قصاب بود. به او گفت: بیا بالای پشت بام! قصاب بالا رفت. حالا این سیصد و سیزده نفر هم پایین هستند. به او گفت: یکی از این بزغاله‌ها را لب ناودان بکُش! وقتی خون داخل محوطه ریخت. گفتند: آقا این‌ را کشت. امام گفت: یکی‌دیگر بالا بیاید. یکی‌دیگر بالا آمد. به قصاب گفت: این بزغاله را بکش! تمام سیصد و سیزده نفر فرار کردند. گفتند: امام زمان {{عج}} می‌خواهد ما را بکُشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من یک پاره‌وقت‌ها به امام زمان {{عج}} می‌گویم: اگر می‌خواهی گردن مرا بزنی، بزن؛ اما بیا دنیا را اصلاح کن! گردن من که به‌ درد نمی‌خورد، بزن! اصلاً من نیامدم که گردن مرا نزنی، اگر می‌خواهی بزنی، بزن! اختیار گردن من با تو؛ اما بیا و دنیا را اصلاح کن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شخص دیگری بود که سیصد و سیزده نفر درست کرد، این‌ها از همه کارهایشان دست کشیدند، یعنی به اصطلاح منتظرند، رفتند بیرون شهر. دو تا منبری هم داشتند، به آن‌ها می‌گفتند فقط از امام زمان {{عج}} بگو! یک روز یکی از این منبری‌ها کاری داشت، شخص دیگری را به جای خودش فرستاد. آن بنده ‌خدا وارد نبود. حرف امام زمان {{عج}} را زد، گفت: دعا نکنید امام زمان {{عج}} بیاید، ما از عهده برنمی‌آییم. این بیچاره را از منبر پایین کشیدند و تا می‌خورد به او کتک زدند. گفتند: ما چندین سال است که منتظریم، تو می‌گویی که نیاید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا آن کسی‌که این سیصد و سیزده نفر را درست کرده بود، در خواب دید امام زمان {{عج}} آمده‌، به او گفت: آقا! تو منتظر من هستی؟ گفت: بله آقا! قربانت بروم. گفت: خب، من آمدم، آیا امر من به تو واجب است یا نه؟ مگر من امام زمان {{عج}} نیستم؟ گفت: بله! امام فرمود: شما این ‌خانه‌ای که در آن هستی، زمینش مال بچه‌های یتیم است. این فرش و گلیم‌هایی هم که داری، زنت بچه‌ها را درس می‌داده، همه را آن بچه‌ها بافته‌اند. مزد که به آن‌ها نداده‌ای، این‌ها را هم باید به آن‌ها بدهی. زنت هم خواهر رضاعی توست. مطلقاً به تو حرام است. به امام زمان {{عج}} برگشت و گفت: خانه که ندارم، فرش که ندارم، زن هم که ندارم. این ‌چه امام زمانی است؟! یک‌دفعه از خواب بیدار شد. توجه می‌کنید چه می‌گویم! پس کسی‌که یاور امام زمان {{عج}} است، باید دربست از تمام گلبول‌های خونش، اصلاً دنیا را نبیند؛ یک جان دارد، بخواهد جانش را فدای امام زمانش بکند. او هم می‌گوید جانم فدای جانت، بیا! چه می‌خواهی؟ این‌طور تحویلت می‌گیرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مردم می‌توانستند در حضور تمام ائمه {{علیهم}} بروند یعنی مخیر بودند؛ اما اگر شما بخواهید در حضور امام زمان {{عج}} بروید، او خودش باید بخواهد که نزدش بروید. در مورد امام زمان {{عج}} مخیر بودنِ شما خنثی است، اگر مطابق یک عُمرِ خلقت داد بزنید، تا او نخواهد، نمی‌توانید خدمتش برسید و در حضورش باشید. اگر انسان باشید؛ یعنی امرش را اطاعت کنید و سنخه امام زمان {{عج}} شوید، شما را می‌پذیرد و راهتان می‌دهد. اگر امام زمان {{عج}} با شیعه‌اش رفاقت نکند، با چه کسی رفاقت کند؟! اگر امام زمان {{عج}} با شیعه رفیق نباشد، برود با سُنی‌ها رفیق شود؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیزان من! بیایید امر را اطاعت کنید؛ تا شما را قبول کند، اصلاً خودِ امام زمان {{عج}} بیاید به شما سر  بزند! مگر امیرالمؤمنین علی {{علیه}} نبود که به درِ دکان میثم می‌رفت؟ تو میثم بشو، آن‌وقت می‌آید و به تو سر می‌زند، اما تو قیصری! مطابق شاه قیصر «من» داری! کجا به تو سر می‌زند؟! به نافرمانی‌هایت سر بزند؟! به دروغ‌هایت سر بزند؟! به خدعه‌هایت سر بزند؟! آخر امام زمان {{عج}} به کدام صفت تو سر بزند؟! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زنی بود که یک قفل درِ دکان قفل‌سازی آورد و به او گفت: آقا! این قفل را از من می‌خری؟ می‌خواهم آن را بفروشم، گفت: چرا می‌خواهی آن را بفروشی؟ گفت: احتیاج دارم. قفل‌ساز گفت: این قفل یک شاهی می‌ارزد؛ اما اگر یک کلید به آن بیندازی، سه شاهی می‌ارزد. آن زن گفت: من پول ندارم. گفت: من یک شاهی به تو قرض می‌دهم، یک کلید هم به آن می‌اندازم و سه شاهی از تو می‌خرم. آن زن هم راضی و خوشحال شد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا آن شخصی که می‌خواست امام زمان {{عج}} را ببیند و چندین وقت به مسجد سهله برای دیدن امام زمان {{عج}} رفته بود و درِ دکان قفل‌ساز نشسته بود، به او گفت: این چه کارِ بی‌عقلی بود که تو کردی؟! می‌خواستی خودت آن استفاده را بخوری! قفل‌ساز گفت: این زن، بنده خدا که عقلش نمی‌رسید! این سید هم که این‌جا درِ دکانم نشسته بود، امام زمان {{عج}} بود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ببین عزیز من! این زن زندگی‌اش راه افتاد، امام زمان {{عج}} دوست آن کسی است که زندگی یک شیعه را راه بیندازد؛ نه این‌که زندگی‌اش را فلج کند؛ آن‌وقت امام زمان {{عج}} پیش او می‌آید؛ وگرنه این قفل چه ارزشی داشت! این قفل‌ساز حساب کرد که زندگی این زن را با این کارش راه می‌اندازد، به خاطر همین امام زمان {{عج}} پیش او آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} به عدالت سر می‌زند؛ نه به خباثت! ما خباثت داریم، کجا می‌خواهیم امام زمان {{عج}} را ببینیم؟! مگر ائمه {{علیهم}} را ندیدند؟! هفده، هجده سال چهار امام را دیدند، چرا اهل آتش شدند؟! امام دیدن شرط نیست، امر امام را اطاعت کردن شرط است، اگر شما امر امام را اطاعت کنید، دلش خوش می‌شود.&lt;br /&gt;
&amp;lt;section end=&amp;quot;گفتار متقی 2&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی 3&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
خلیفه‌ای بود که وزیری ناصبی داشت، می‌خواست شیعه‌ها را محکوم کند. قالبی درست کرد و به آن نوشت: «ابابکر، عمر، عثمان، علی» اناری که به درخت بود، درون قالب گذاشت. این انار بزرگ شد و فشار آورد و این اسامی نقش بست. وزیر ناصبی انار را برداشت و پیش خلیفه آورد، گفت: خلیفه! ببین این آیات خداست، امر خداست، چه می‌گویی؟ این را که نمی‌شود منکر شد. خلیفه علمای شیعه آن زمان را خواست و گفت: به من جواب بدهید؛ یا این‌که باید اهل تسنن را قبول کنید یا این‌که همه شما را می‌کُشم! آن‌ها گفتند: خلیفه! یک هفته به ما وقت بده! این‌ها همه در بیابان ریختند و گریه و زاری می‌کردند! شب آخر که شد، یک‌وقت امام زمان {{عج}} فرمود: این وزیر یک قالبی درست کرده و آن را در بالاخانه گذاشته است، وقتی می‌روید، به خلیفه بگویید که وزیر را در یک اتاق نگه دارد، وزیر خدعه کرده. وقتی رفتند، دیدند همین است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بعد امام زمان {{عج}} به آن‌ها گفت: چرا یک هفته وقت گرفتید؟! می‌خواستید بگویید فردا، من جواب شما را می‌دهم؛ پس شیعه صاحب دارد. بیا درِ خانه امام زمان {{عج}} برو، ببین چطور جوابت را می‌دهد! اول باید سخی باشی! از دنیا هم بگذری! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من یک دفعه راجع به این‌ها می‌خواستم سؤال کنم، فهمیدی یا نه؟! آخر حقانیت شخص را باید از امام زمان {{عج}} سؤال کرد، او خوب می‌فهمد. دو شب با امام زمان {{عج}} حرف زدم، دیدم امشب جواب نداد، فرداشب هم جواب نداد. رفتم درِ خانه امام حسن عسکری {{علیه}}، گفتم: حجت خدا، ولیّ خدا اگر نباشد، عالَم فروریزان می‌شود. تمام خلقت دست پسر توست، تمام باران، تمام نَفَس‌هایی که عالَم می‌کشند، دست پسر توست. بنا کردم عظمت امام زمان {{عج}} را گفتن؛ اما امر تو به او واجب است، بگو جواب مرا بدهد! به خودش قسم، فرداشب جواب داد. حالی‌ات هست چه می‌گویم یا نه؟! کجایی؟! در را بزن! به ‌دینم، اگر در را زدی، به تو جواب می‌دهد؛ اما تو داری این در را می‌زنی، چند در دیگر را هم می‌بینی؛ می‌گوید: برو همان در را بزن!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا امام زمان {{عج}} چهار نایب معلوم کرد، اما آن چهار نایب از علماء نبودند، از آدم‌های عادی بودند. چرا از علماء انتخاب نکرد؟ امام زمان {{عج}} می‌داند این‌ها «شِرار الخلق» می‌شوند، سخن جنایت می‌گویند؛ نه سخن هدایت، حرف غیر امر و حرف خلق را می‌زنند. کجا می‌روید دنبال استادهای دانشگاه؟! آن‌ها به امام زمان {{عج}} اعتراض کردند که چرا ما را معلوم نمی‌کنی؟ تو قبولی خودت را داری نه قبولی امام زمان {{عج}} را. اویس قبولی امام زمانش را دارد که پیامبر {{صلی}} می‌گوید برادر من است؛ منعش کردند و گفتند: تو مجنونی که به این شترچران می‌گویی برادر! چرا به ما که چندین سال فقه و اصول خوانده‌ایم نمی‌گویی؟! اصلاً فهم پیامبر {{صلی}} و امام زمان {{عج}} و امیرالمؤمنین علی {{علیه}} را می‌آورند زیر سؤال! او نمی‌فهمد، تو می‌فهمی؟! بیدار شوید، هوشیار شوید! اصلاً دارد توهین به حجت خدا می‌کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شناخت امام این است که در مقابل امام فضولی نکنید و امام را خلق حساب نکنید! تمام آن‌هایی که فضولی کردند، ایراد می‌کنند. ممکن است آدم به خلق ایراد کند، اما به امام ایراد نکنید؛ هر کسی به امام زمان {{عج}} یا به ائمه {{علیهم}} ایراد کند، به امر خدا ایراد کرده و مشرک است. یک کافر داریم، یک مشرک. کسی‌که به امامش ایراد می‌کند، مشرک به امر است. به شما گفتم بروید کنار! تا حضرت زهرا {{علیها}} و امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کمکتان کنند، امام زمان {{عج}} به شما سر بزند و شما را از ناراحتی درآورد. آن آدمی که ایراد نمی‌کند، «من» ندارد، خدا دارد، علی {{علیه}} و زهرا {{علیها}} دارد؛ «من» ندارد! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این شَلْمَغانی، مقامی داشت. پدر علی ‌بن ‌بابویه بوده، یکی از علمای مهم این عالَم بوده‌، مقامش مثل شریح‌ قاضی بوده، اعجاز داشته. حالا امام زمان {{عج}} آمده نایب معلوم کند، آقایان آمدند جلو، نمره می‌خواهند. تو خودت به خودت نمره دادی! فردای قیامت هم می‌گوید تو خودت به خودت نمره دادی، مگر من به تو نمره دادم؟! امام گفت: برو به حسین بن روح بگو بیاید! بقال است. گفت: آقا امام زمان {{عج}} با شما کار دارد. گفت: چه ‌کارم دارد؟ گفت: می‌خواهد شما را نایب قرار دهد. گفت: می‌شود من بقالی‌ام را بکنم؟ گفت: نه! اَمر امام است. حسین بن روح حاکم است. حاکم کسی است که امیرالمؤمنین علی {{علیه}}، امام زمان {{عج}} حاکمش کند، چرا بیدار نمی‌شوید؟! آیا مأمون و هارون حاکم هستند؟! این‌ها قلدرند. ما قلدر را با حاکمیت علی {{علیه}} فرق نمی‌گذاریم. بیایید تفکر داشته ‌باشید و روی این حرف‌ها فکر کنید! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا شَلْمَغانی چه کار ‌کرد؟ نمی‌تواند از مقامش بگذرد، پافشاری می‌کند، دروغ می‌گوید، بنا کرد به گفتن این‌که شب ما با هم بیتوته داریم و چه‌ کار می‌کنیم! به امام زمان {{عج}} هم یک ‌گوشه‌ای آمد و گفت: آخر تو این بقال و دوره‌گرد را تأیید می‌کنی؟ چرا ما را تأیید نمی‌کنی؟ به امام زمان {{عج}} نامه نوشت: ما فقیه هستیم، چرا ما را نایب خودت قرار نمی‌دهی؟ شَلْمَغانی دست برنداشت، یک‌وقت آقا امام زمان {{عج}} لعنت‌نامه برایش نوشت. بروید در کتاب‌ها ببینید، در کتاب کافی نوشته: ما از تو بیزاریم! ببین چقدر پُررو است! تا حسین بن روح لعنت‌نامه را دستش داد، گفت: مردم! نه این‌که امام زمان {{عج}} گفته تو از ما دوری، گفته تو از گناه و معصیت دوری! امام گفته این شلمغانی از گناه بیزار است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا که امام زمان {{عج}} نایب معلوم کرد، هیچ‌کس به این‌ها مراجعه نکرد؛ تا حتی آن بزرگ‌ها که بیشتر از این نمی‌توانم اسمشان را بیاورم. مردم هم رفتند دنبالشان. حضرت وقتی دید این‌جور شد، دیگر نایب معلوم نکرد. به نایب‌هایش گفته بود: مردم باید بیایند دنبال شما، شما به منزله‌ من هستید‌، دنبال مردم نروید. چه کسی به آن‌ها مراجعه کرد؟! چه کسی می‌آید چهار تا حرف از این‌ها نقل کند؟! حالا تو منتظر خودش هستی؟! چرا ما نمی‌فهمیم؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
آقا امام حسین {{علیه}} هم نایبش مسلم بن عقیل را فرستاد کربلا، ببیند مردم اطاعت می‌کنند یا نه! نکردند دیگر! حالا تو همین‌طور بگو یا حجت بن الحسن! همین‌طور گریه کن که چرا من او را نمی‌بینم؟! چه چیزش را می‌خواهی ببینی؟! مگر اویس امام زمانِ خود را دید؟! ندیده؛ اما یقین به امام زمانش دارد. شما هم باید منتظر باشید و بگویید: آقاجان! بیا فرمان به ما بده! ما داریم امرت را اطاعت می‌کنیم، فرمان بده جانمان را قربانت کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} نایب معلوم کرد، امام حسین {{علیه}} هم می‌فرماید: متقی وکیل من‌ است، بروید پیش وکیل من متقی! کجا می‌روید؟! همین‌طور که امام حسین {{علیه}} مرا نایب خودش قرار داده؛ من پسرم حاج ابوالفضل را نایب خودم قرار می‌دهم. کسی را مثل او ندیدم، خیلی مقام دارد؛ شما سخاوت‌هایتان را به ایشان بدهید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وقتی به شهر مکه رفتم، در حِجر اسماعیل از خدا خواستم که یک لحظه هم هست، خدمت امام زمان {{عج}} برسم، گفتم: خدایا! مرا سنخه او قرار بده تا آقا را ببینم. وقتی به سرزمین مِنا رفتم، آن‌جا یک حصیر برداشتم و کناری رفتم، اما نشد که امام زمانم را ببینم، برگشتم و در حِجر اسماعیل آمدم، با گریه به خدا گفتم: خدایا! حاجت مرا که مستجاب نکردی! داد کشیدم و گفتم: می‌خواستم آقا امام زمانم را در سرزمین مِنا ببینم!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک‌دفعه آقا تشریف آورد، او را دیدم و با او حرف زدم. در این سفر یکی از مهندس‌ها با ما بود، خریدهای خیلی بدی کرد. یک دوربین عکاسی و یک رادیو خرید و گردنش انداخت. به او گفتم: آقا! این ساز هم می‌زند؟ گفت: می‌خواهم ساز بزند. احمد آقا، پسر حاج شیخ عباس به من برگشت و گفت: چه کار به مردم داری؟ مرحوم وزیری آن‌جا بود، یک‌دفعه بلند شد و گفت: شما دو نفر، حق ایشان را ضایع کردید، فردای قیامت باید جوابش را بدهید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من ناراحت شدم و گفتم: خدایا! من که حرف بدی نزدم. وقتی آقا تشریف آورد، گفتم: آقاجان! تو را به حق مادرت زهرا، آن‌هایی که می‌دانند و یک کاری می‌کنند، حُکمشان را بکن! آقا یک لبخندی به من زد که هنوز دندان‌های سفید آقا در نظرم است. ببین این‌طور باید باشید! تا آقا دید که من ناراحت هستم، وجود مبارکش آمد و مرا از ناراحتی درآورد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا این شخصی که این خریدها را کرده بود، هنگام برگشت به ایران، آن‎‌ها را در چمدانش گذاشت، در فرودگاه جَده، چمدان گم شد. من ناراحت شدم، این‌طور باید بشوید! ببین من چه کار کردم؛ بلند شدم و دو رکعت نماز خواندم و گفتم: خدایا! من می‌خواهم این چمدان پیدا شود، این شخص می‌خواهد به ایران برگردد و آن‌جا چمدانش را باز کند و این رادیو و دوربین عکاسی را نشان خانواده‌اش بدهد، عشقش این است. خدایا! چمدانش پیدا شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خلاصه بلند شدم و این‌قدر در فرودگاه جَده گشتم تا چمدانش را پیدا کردم و آوردم به او دادم، اما یک سال کمتر زنده بود، مُرد. خدایا! امام زمان! شما شاهد باشید! اگر من دیدارم با امام زمان {{عج}} را گفتم، می‌خواهم رفقایم مزه‌اش را بچشند، نمی‌خواهم بگویم که من با امام زمان {{عج}} رابطه دارم. خدایا! تو خودت می‌دانی من به دو نفر نمی‌توانم دروغ بگویم: یکی به تو ای خدا! یکی هم به امام زمان {{عج}}! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همین‌طور به امام زمان {{عج}} گفتم: آقاجان! من دو خواهش از شما دارم، خواهشم این است که دلم می‌خواهد یاور شما باشم، اگر شما الآن امر کنی که سلطنت سلیمان را به من بدهند، یک‌قدری هم بالاتر، سلیمان سلطنتش یک حدّی داشت، از من حدّ هم نداشته باشد، یعنی حکومت عالَمی داشته باشم، من دلم خوش نیست؛ تا احقاق حق از دشمنان جدت حسین و مادرت زهرا  نکنم. بعد به ایشان گفتم: آقاجان! من چه کار کنم که یاور شما باشم؟ ایشان فرمود: صلوات بفرست! هر روز و هر شب صلوات می‌فرستم به سلامتی امام زمان {{عج}}. می‌گویم خدایا! وجود مبارک امام زمان {{عج}} را از جمیع بلایا حفظ کن! از گیر چه کسی حفظ کند؟ از گیر آن‌ها که به ایشان می‌گویند: برگرد! ما داریم درست می‌کنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
الآن سخاوت از دست مردم گرفته شده، به کسی خدمت می‌کنند که امام زمان {{عج}} می‌آید و گردنشان را می‌زند، خلاصه خبرهایی است. به امام زمان {{عج}} برمی‌گردند؛ می‌گویند: خدا گفته توهین به یک مؤمن کنی، خانه مرا خراب کرده‌ای، این چطور مقدس‌ها را می‌کُشد؟! صحنه را می‌بینند و آ‌نچه مقدس است، به امام زمان {{عج}} برمی‌گردد. یک روایت داریم؛ به امام زمان {{عج}} می‌گویند: ما داریم درست می‌کنیم، برگرد؛ وگرنه تو را رَجْم [سنگسار] می‌کنیم! بدترین چیز این است که توهین به ولایت می‌کنند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام زمان {{عج}} یک‌دفعه می‌آید؛ می‌گوید حرم حضرت معصومه {{علیها}} را خراب کن! مسجد را خراب کن! من توی آن مسجد النبی نرفتم، گفتم: ای مسجد! خراب شوی! متقی توی مسجد النبی نمی‌رود، منتظر است که امام زمان {{عج}} بیاید این مسجد را خراب کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به امام زمان {{عج}} می‌گویند چرا خراب می‌کنی؟ این عادی نیست. یک آجر برای ساختن مسجد بدهی، این‌قدر ثواب دارد. امام زمان {{عج}} می‌آید مرقد را برمی‌دارد، مقدس‌ها به‌ او برمی‌گردند! آن کسی‌که به او علاقه دارند، امام گردنش را می‌زند‌. آن کسی‌که مقدس‌ها او را نمی‌خواستند، امام به او می‌گوید تو نماینده‌ من هستی! به ایشان برمی‌گردند، خیلی شلوغ می‌شود، استادهای دانشگاه مردم را در مقابله با امام زمان {{عج}} تحریک می‌کنند و می‌گویند ببین چه کار می‌کند! امتحان بزرگی است! حالا من همه این‌ها را می‌گویم که وقتی امام زمان {{عج}} آمد، بیدار باشید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک نفر خواب دید که پدرش همین‌طور می‌گوید قبر را بردار! بردار! آمدند و به من گفتند، گفتم: غصبی است، خمس و سهم امامش را بدهند! وقتی دادند، دیدند خوب شد. این‌ حرم‌ها همه‌اش غصبی است که امام زمان {{عج}} برمی‌دارد. شخصی آمد سر قبر چهار امام در بقیع، آن‌قدر گریه کرد، امام صادق {{علیه}} گفت: امر ما را اطاعت کن! یک فاجری ساخت، یک فاسقی خراب کرد. یک فاسقی ساخت، یک فاجری خراب کرد. برو ردّ کارت! من این را دارم می‌گویم: فاسق ساخت! حالا شاید این‌ها را برمی‌دارد خراب می‌کند، یک‌دفعه نگاه می‌کند ساخته می‌شود. او که نمی‌خواهد توهین به عمه‌اش بکند. وقتی امام زمان {{عج}} می‌آید، این حرف‌ها که من زدم به دردتان می‌خورد و بیدار هستید. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما باید به کارهای امام زمان {{عج}} کاری نداشته باشیم. در بین چند هزار شاگرد امام صادق {{علیه}}، فقط هشام بود که وقتی امام گفت: فردا مرغ کشته بیاورید! همه کشتند، هشام نکشت! شاگردها کافر به امام هستند؛ می‌گفتند: امام خوشگلیِ هشام را می‌خواهد. این است که می‌گویم دنبال خلق نروید! دنبال چه کسی می‌روید؟! &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مؤمن هم مثل امام صادق {{علیه}} مگر می‌تواند کسی را تأیید کند؟! از ترس خوب‌ها نه از ترس عرق‌خورها و شراب‌خوارها، از ترس مقدس‌ها. حالا وقتی امام زمان {{عج}} آمد، ما باید چه جور باشیم؟ فقط باید تسلیم باشیم؛ آن‌وقت یک عقیده دیگر هم داشته باشید: بدانید آن‌هایی که امام زمان {{عج}} درباره‌شان این کار را می‌کند، مجرم هستند. امام مجرم را از بین می‌برد. با این عقی&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7&amp;diff=2179</id>
		<title>مجموعه کتابها</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7&amp;diff=2179"/>
		<updated>2026-06-03T18:37:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: /* کتب فارسی */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;=کتب فارسی=&lt;br /&gt;
&amp;lt;ul class=&amp;quot;list_gallery&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10037|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10035|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10034|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10029|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10024|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10022|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10021|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10020|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10019|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10018|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10017|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10016|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10004|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10007|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10002|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10001|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10014|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10005|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10011|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10008|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10397|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10110|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10226|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10003|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10006|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10009|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10013|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10012|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|1036|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10010|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10000|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ul&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=کتب انگلیسی=&lt;br /&gt;
&amp;lt;ul class=&amp;quot;list_gallery&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10015|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10023|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10025|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10026|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10027|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10028|متن=دارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ul&amp;gt;&lt;br /&gt;
[[رده: صفحات سایت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=2178</id>
		<title>الگو:فراداده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87&amp;diff=2178"/>
		<updated>2026-06-03T15:01:27Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{#گزینه: {{formatnum:{{{1}}}|R}}&lt;br /&gt;
|10000={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ezdevaj&lt;br /&gt;
|متن=ازدواج&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ازدواج&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10001={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Efshaye Ahkam&lt;br /&gt;
|متن=افشای احکام&lt;br /&gt;
|متن ویکی=افشای احکام&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10002={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Efshaye Velayat&lt;br /&gt;
|متن=افشای ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=افشای ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10003={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Emam Zaman Ra Beshenasim&lt;br /&gt;
|متن=امام‌زمان را بشناسیم&lt;br /&gt;
|متن ویکی=امام‌زمان را بشناسیم تا به مرگ جاهلیت نمیریم&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10004={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Emam Zaman&lt;br /&gt;
|متن=امام زمان&lt;br /&gt;
|متن ویکی=امام زمان&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10005={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Enteqad&lt;br /&gt;
|متن=انتقاد&lt;br /&gt;
|متن ویکی=انتقاد؛ محبت امیرالمؤمنین، نجات بشریت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10006={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tazakkore Velayat&lt;br /&gt;
|متن=تذکر ولایت؛ قدردانی از شیعه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تذکر ولایت؛ قدردانی از شیعه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10007={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tarjomeye Ahkam&lt;br /&gt;
|متن=ترجمه احکام&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ترجمه احکام&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10008={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Raj&#039;at&lt;br /&gt;
|متن=رجعت را بهتر بشناسیم&lt;br /&gt;
|متن ویکی=رجعت را بهتر بشناسیم&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1392&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10009={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Rooh Velayat Ast&lt;br /&gt;
|متن=روح، ولایت است&lt;br /&gt;
|متن ویکی=روح، ولایت است&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10010={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Sekhavat&lt;br /&gt;
|متن=سخاوت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=سخاوت؛ سیره معصومین و نجات بشریت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10011={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ganjineh&lt;br /&gt;
|متن=گنجینه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=گنجینه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1392-02&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10012={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ma&#039;refat Va Adabe Ziarat&lt;br /&gt;
|متن=معرفت و ادب زیارت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=معرفت و ادب زیارت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10013={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Najva Ba Velayat&lt;br /&gt;
|متن=نجوا با ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=نجوا با ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10014={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Amirolmo&#039;menin Ra Behtar Beshenasim&lt;br /&gt;
|متن=ولایت را بهتر بشناسیم&lt;br /&gt;
|متن ویکی=امیرالمؤمنین؛ ولایت را بهتر بشناسیم&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10015={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=The Spirit Is Wilaya&lt;br /&gt;
|متن=The Spirit Is Wilaya&lt;br /&gt;
|متن ویکی=The Spirit Is Wilaya&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب انگلیسی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10016={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Najva&lt;br /&gt;
|متن=نجوا&lt;br /&gt;
|متن ویکی=نجوا&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10017={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Akhero Al-Zaman&lt;br /&gt;
|متن=آخرالزمان&lt;br /&gt;
|متن ویکی=آخرالزمان&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10018={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Anjoman Velayat&lt;br /&gt;
|متن=انجمن ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=انجمن ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10019={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Hor ebn Riahi&lt;br /&gt;
|متن=حر&lt;br /&gt;
|متن ویکی=حر&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10020={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ahkame Velayat&lt;br /&gt;
|متن=احکام ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=احکام ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10021={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Emam Zaman Ba Mottaghi&lt;br /&gt;
|متن=امام‌زمان با متقی&lt;br /&gt;
|متن ویکی=امام‌زمان با متقی&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10022={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Jameye Velayat&lt;br /&gt;
|متن=جامع ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=جامع ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10023={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=The Treasure&lt;br /&gt;
|متن=The Treasure&lt;br /&gt;
|متن ویکی=The Treasure&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب انگلیسی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10024={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Hazrat Zahra&lt;br /&gt;
|متن=حضرت‌زهرا&lt;br /&gt;
|متن ویکی=حضرت‌زهرا&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10025={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Translation Of Rulings&lt;br /&gt;
|متن=Translation Of Rulings&lt;br /&gt;
|متن ویکی=Translation Of Rulings&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب انگلیسی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10026={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=La ilaha illa Allah&lt;br /&gt;
|متن=La ilaha illa Allah&lt;br /&gt;
|متن ویکی=La ilaha illa Allah&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب انگلیسی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10027={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Perfection, Total perfection&lt;br /&gt;
|متن=Perfection, Total perfection&lt;br /&gt;
|متن ویکی=Perfection, Total perfection&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب انگلیسی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10028={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Whisper With Wilaya&lt;br /&gt;
|متن=Whisper With Wilaya&lt;br /&gt;
|متن ویکی=Whisper With Wilaya&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب انگلیسی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10029={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Imam Reza&lt;br /&gt;
|متن=امام‌رضا&lt;br /&gt;
|متن ویکی=امام‌رضا&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10030={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Negah&lt;br /&gt;
|متن=نگاه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=نگاه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=منتخب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10031={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Najva&lt;br /&gt;
|متن=بیتوته و نجوا با ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=بیتوته و نجوا با ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=منتخب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10032={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Khandevadeh&lt;br /&gt;
|متن=اخلاق در خانواده&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اخلاق در خانواده&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=منتخب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10033={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Khanomha&lt;br /&gt;
|متن=سخنی با خانمها&lt;br /&gt;
|متن ویکی=سخنی با خانمها&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=منتخب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10034={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Arefe Velayat&lt;br /&gt;
|متن=عارف ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عارف ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1403-12&lt;br /&gt;
|سال=1403&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10035={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Hazrate Zeinab&lt;br /&gt;
|متن=حضرت زینب&lt;br /&gt;
|متن ویکی=حضرت زینب&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1404-5&lt;br /&gt;
|سال=1404&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|1036={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Kamal Kolle Kamal [1387-03-15]&lt;br /&gt;
|متن=کمال، کل کمال&lt;br /&gt;
|متن ویکی=کمال، کل کمال&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1387-03-15&lt;br /&gt;
|سال=1387&lt;br /&gt;
|مناسبت=29 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1PaPm06bWqP0N_RjXWbHtwyfn345JwN8t&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10332]-Kamal Kolle Kamal [1387-03-15]&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10037={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Imam zaman ra behtar beshnasim&lt;br /&gt;
|متن=امام زمان را بهتر بشناسیم&lt;br /&gt;
|متن ویکی=امام زمان را بهتر بشناسیم&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=1405&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=کتاب&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10110={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=La Elaha Ella Allah [1373-02-02]&lt;br /&gt;
|متن=لا اله الا الله&lt;br /&gt;
|متن ویکی=لا اله الا الله&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1373-02-02&lt;br /&gt;
|سال=1373&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام ولادت امام‌رضا (11 ذیقعده)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1287tTaEA5WpoNXk-PhSljVeF-aeqmeAp&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10110]-La Elaha Ella Allah [1373-02-02]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10111={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ensan, Etaat, Takamol [1373-09-10]&lt;br /&gt;
|متن=شرط احسن‌الخالقین شدن؛ اطاعت ولایت و بیزاری از دنیا&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شرط احسن‌الخالقین شدن؛ اطاعت ولایت و بیزاری از دنیا&lt;br /&gt;
|نام دیگر=انسان، اطاعت، تکامل&lt;br /&gt;
|تاریخ=1373-09-10&lt;br /&gt;
|سال=1373&lt;br /&gt;
|مناسبت=27 جمادی‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1-8v-3K3Drr8UG7ZB0f-OlkinVl4tnZ6O&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10111]-Ensan, Etaat, Takamol [1373-09-10]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10112={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ramazan 73 - Towhid Va Velayat [1373-11-14]&lt;br /&gt;
|متن=ولایت؛ حقیقت توحید&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ولایت؛ حقیقت توحید&lt;br /&gt;
|نام دیگر=توحید و ولایت&lt;br /&gt;
|تاریخ=1373-11-14&lt;br /&gt;
|سال=1373&lt;br /&gt;
|مناسبت=3 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1xcD1FZJFNjPpwf7gdSZDN9raAW52oQFA&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10112]-Ramazan 73 - Towhid Va Velayat [1373-11-14]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10113={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Darbare Imam Hossein [1374-03-05]&lt;br /&gt;
|متن=شناخت امام‌حسین و محرم&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شناخت امام‌حسین و محرم&lt;br /&gt;
|نام دیگر=درباره امام‌حسین&lt;br /&gt;
|تاریخ=1374-03-05&lt;br /&gt;
|سال=1374&lt;br /&gt;
|مناسبت=26 ذیحجه&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=11B_F-Nr4ir2nP9OJz8uD-MKTlp9ykDBO&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10113]-Darbare Imam Hossein [1374-03-05]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10114={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Narahati Az Harfe Khalq,Kowsar [1374-09-25]&lt;br /&gt;
|متن=ناراحتی از حرف خلق&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ناراحتی از حرف خلق&lt;br /&gt;
|نام دیگر=کوثر&lt;br /&gt;
|تاریخ=1374-09-25&lt;br /&gt;
|سال=1374&lt;br /&gt;
|مناسبت=23 رجب&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1tVSZu7_kCcr2Q-vJToCSRz2JvPBmMaXI&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10114]-Narahati Az Harfe Khalq,Kowsar [1374-09-25]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10115={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ehterame Velayat [1375-07-05]&lt;br /&gt;
|متن=خداشناسی&lt;br /&gt;
|متن ویکی=خداشناسی&lt;br /&gt;
|نام دیگر=احترام ولایت 75&lt;br /&gt;
|تاریخ=1375-07-05&lt;br /&gt;
|سال=1375&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام شهادت حضرت‌زهرا (13 جمادی‌الاول)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1xdoMwciqlYSXwTgKSRIZ17TFczdZc6H8&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10115]-Ehterame Velayat [1375-07-05]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10116={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Khanevade [1375-04-08]&lt;br /&gt;
|متن=اخلاق در خانواده؛ من نداشتن&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اخلاق در خانواده؛ من نداشتن&lt;br /&gt;
|نام دیگر=خانواده&lt;br /&gt;
|تاریخ=1375-04-08&lt;br /&gt;
|سال=1375&lt;br /&gt;
|مناسبت=11 صفر&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1gAWrR_2LRwkVqAhKKHmInidGQi8lKSRX&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10116]-Khanevade [1375-04-08]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10117={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Piramun Hazrate Zeynab [1375-05-25]&lt;br /&gt;
|متن=درباره حضرت‌زینب&lt;br /&gt;
|متن ویکی=درباره حضرت‌زینب&lt;br /&gt;
|نام دیگر=پیرامون حضرت‌زینب&lt;br /&gt;
|تاریخ=1375-05-25&lt;br /&gt;
|سال=1375&lt;br /&gt;
|مناسبت=30 ربیع‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1EGwu9mTjER7uJX5lH20nl7pS1H3c0f8O&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10117]-Piramun Hazrate Zeynab [1375-05-25]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10119={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Khalq Va Amr [1375-07-12]&lt;br /&gt;
|متن=خلق و امر&lt;br /&gt;
|متن ویکی=خلق و امر&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1375-07-12&lt;br /&gt;
|سال=1375&lt;br /&gt;
|مناسبت=20 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1dJImJiX9uZnf4JpoFGz1al5UYb5gmNAZ&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10119]-Khalq Va Amr [1375-07-12]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10120={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ashraf Makhluqat [1375-07-19]&lt;br /&gt;
|متن=اشرف‌مخلوقات&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اشرف‌مخلوقات&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1375-07-19&lt;br /&gt;
|سال=1375&lt;br /&gt;
|مناسبت=27 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1fif1O7QJUO55DERppOuoNBMCnMGSgsWm&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10120]-Ashraf Makhluqat [1375-07-19]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10121={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=As&#039;habe Kahf Va Al-Raqim [1375-08-10]&lt;br /&gt;
|متن=اصحاب‌کهف و رقیم؛ دزدی به‌نام شیطان&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اصحاب‌کهف و رقیم؛ دزدی به‌نام شیطان&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1375-08-10&lt;br /&gt;
|سال=1375&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام ولادت حضرت‌زهرا (18 جمادی‌الثانی)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1pIf_OvBG5oDV32t6cbEYCUnD4mg1otAO&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10121]-As&#039;habe Kahf Va Al-Raqim [1375-08-10]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10122={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Sabr Va Shokr [1375-08-24]&lt;br /&gt;
|متن=صبر و شکر&lt;br /&gt;
|متن ویکی=صبر و شکر&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1375-08-24&lt;br /&gt;
|سال=1375&lt;br /&gt;
|مناسبت=3 رجب&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1TfVRtkTGXZYIyRSMnP66fDnW2cGzbG7S&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10122]-Sabr Va Shokr [1375-08-24]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10123={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ezne Al-Allah [1375-09-22]&lt;br /&gt;
|متن=اذن‌الله شدن و ایرادی نبودن شیعه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اذن‌الله شدن و ایرادی نبودن شیعه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=اذن‌الله&lt;br /&gt;
|تاریخ=1375-09-22&lt;br /&gt;
|سال=1375&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام ولادت امام‌حسین (1 شعبان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1HT4clcQEuD_JTGfSFKo-1PfZ7Qtv1iBV&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10123]-Ezne Al-Allah [1375-09-22]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10124={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ramazan 75 - Yaqin [1375-10-25]&lt;br /&gt;
|متن=یقین&lt;br /&gt;
|متن ویکی=یقین&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1375-10-25&lt;br /&gt;
|سال=1375&lt;br /&gt;
|مناسبت=5 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1WpTlqBpyDkrsxnhJZHcliejsTIDsBQar&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10124]-Ramazan 75 - Yaqin [1375-10-25]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10125={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tavalli Va Tabarri&lt;br /&gt;
|متن=تولی و تبری&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تولی و تبری&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-04-26&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عیدالزهرا (11 ربیع‌الاول)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1snfy6N7-XoEXt7FLv57q0zMeU_q42acx&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10125]-Tavalli Va Tabarri [1376-04-26]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10126={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Eshraf Va Azan [1376-06-06]&lt;br /&gt;
|متن=اشراف؛ اذان&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اشراف؛ اذان&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-06-06&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=23 ربیع‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1Pda3v8FzlFNPF7Zcww6l4oeG6YAGnOnR&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10126]-Eshraf Va Azan [1376-06-06]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10128={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Eshraf Dar Khelqat (Moztarre Velayat) [1376-06-13]&lt;br /&gt;
|متن=نعمت ولایت؛ اشراف؛ عبادت، ذوق اطاعت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=نعمت ولایت؛ اشراف؛ عبادت، ذوق اطاعت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=اشراف در خلقت؛ مضطر ولایت&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-06-13&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=1 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1MrXqBwBwFrkn2HaYp-1VSEQXl29efOws&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10128]-Eshraf Dar Khelqat (Moztarre Velayat) [1376-06-13]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10129={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ehteram Va Hormate Velayat [1376-06-20]&lt;br /&gt;
|متن=احترام ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=احترام ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=احترام و حرمت ولایت&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-06-20&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=8 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1e4MEs8Xjoxh6wgNURDjCQs0YKwRHLy2T&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10129]-Ehteram Va Hormate Velayat [1376-06-20]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10130={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Enad [1376-06-27]&lt;br /&gt;
|متن=عناد&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عناد&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-06-27&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=15 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1FwTtGDYUBsBeSg7CMGa4ZKTnjr2qVftQ&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10130]-Enad [1376-06-27]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10131={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tafakkor [1376-07-17]&lt;br /&gt;
|متن=تفکر&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تفکر&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-07-17&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=6 جمادی‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1Gq9EHJLOsKbLnEiTycRMVgRlKlzVf59V&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10131]-Tafakkor [1376-07-17]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10132={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Savad [1376-07-24]&lt;br /&gt;
|متن=سواد و تفکر&lt;br /&gt;
|متن ویکی=سواد و تفکر&lt;br /&gt;
|نام دیگر=سواد&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-07-24&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=13 جمادی‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1HiJO88AZanbtd3NlTbT6S4jHhesvxErq&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10132]-Savad [1376-07-24]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10133={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Aina Al-Rajabioun [1376-08-15]&lt;br /&gt;
|متن=این الرجبیون؛ شناخت ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=این الرجبیون؛ شناخت ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-08-15&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=5 رجب&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1UEj4oCsVjs3-lnHfS_zpBLta2AoW4_bT&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10133]-Aina Al-Rajabioun [1376-08-15]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10134={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Qolamane Velayat [1376-08-22]&lt;br /&gt;
|متن=غلامان ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=غلامان ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-08-22&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام سیزده رجب (12 رجب)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1Hqr4unIPtSNToSPwfaj2ZNVrBmommKlX&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10134]-Qolamane Velayat [1376-08-22]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10135={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Hajje 76 [1376-08-29]&lt;br /&gt;
|متن=حج 76&lt;br /&gt;
|متن ویکی=حج 76&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-08-29&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=19 رجب&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1DaoviGWdzo6mGutx5i_RT34PQsJQaPYH&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10135]-Hajje 76 [1376-08-29]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10136={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Vedae Velayat [1376-10-04]&lt;br /&gt;
|متن=در مسیر ولایت؛ وداع ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=در مسیر ولایت؛ وداع ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-10-04&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=24 شعبان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1SfSRFDtIHwlVD594Vvx0h7fos_dQy5Lz&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10136]-Vedae Velayat [1376-10-04]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10137={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ramazan 76 - Shabe Ehya,Tavallode Emam Hassan [1376-10-24]&lt;br /&gt;
|متن=رمضان 76؛ شب‌احیاء و پاداش ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=رمضان 76؛ شب‌احیاء و پاداش ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-10-24&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام ولادت امام‌حسن (15 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1cvma8GyVM581agotNhmdFAtQBTX8Fvaj&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10137]-Ramazan 76 - Shabe Ehya [1376-10-24]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10139={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ramazane 76 - Shabe Qadr [1376-10-30]&lt;br /&gt;
|متن=شب‌قدر 76&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شب‌قدر 76&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-10-30&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام قدر (21 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1zUDkgtbnZ_ovo3onjYrYrlJlTDi5UANU&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10139]-Ramazane 76 - Shabe Qadr [1376-10-30]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10140={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ramazan 76 - Qowme Lut [1376-11-02]&lt;br /&gt;
|متن=قوم‌لوط و حرام‌زادگی&lt;br /&gt;
|متن ویکی=قوم‌لوط و حرام‌زادگی&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-11-02&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام قدر (23 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1m3jmuT_DuDZpmGOxrwRCxW0Z_C9DXmzK&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10140]-Ramazan 76 - Qowme Lut [1376-11-02]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10141={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shenakhte Eyd [1376-11-09]&lt;br /&gt;
|متن=شناخت عید&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شناخت عید&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-11-09&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=30 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1YQ6f4zC7hfXGyEnIiDWB_PUz4X2Vicd0&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10141]-Shenakhte Eyd [1376-11-09]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10142={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tazakkor Va Alast [1376-11-16]&lt;br /&gt;
|متن=تذکر و الست&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تذکر و الست&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-11-16&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=7 شوال&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=163wt0r1Q0WfnBagd0uQTM-GNNMSwTKTz&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10142]-Tazakkor Va Alast [1376-11-16]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10143={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shenakhte Arkane Khoda&lt;br /&gt;
|متن=شناخت ارکان خدا&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شناخت ارکان خدا&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-12-21&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=13 ذیقعده&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1fD4LjRuqDQSpv2JmTeTMSpABscIuli7m&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10143]-Shenakhte Arkane Khoda [1376-12-21]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10144={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Eydiye Ma Velayat [1376-12-28]&lt;br /&gt;
|متن=عیدی ما ولایت؛ اطاعة الله شدن&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عیدی ما ولایت؛ اطاعة الله شدن&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-12-28&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=20 ذیقعده&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1DEO4tqSlONxKAvsvYsWP4dp4VwMJo3Lw&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10144]-Eydiye Ma Velayat [1376-12-28]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10145={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Akhero Al-Zaman [1377-03-14]&lt;br /&gt;
|متن=فرمان ولایت و فرمان دل&lt;br /&gt;
|متن ویکی=فرمان ولایت و فرمان دل&lt;br /&gt;
|نام دیگر=آخرالزمان 77&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-03-14&lt;br /&gt;
|سال=1377&lt;br /&gt;
|مناسبت=8 صفر&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1Jny-KiDUarN3r03yWPvdsy5_iGV5qW58&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10145]-Akhero Al-Zaman 2 [1377-03-14]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10146={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ma&#039;refat [1378-03-27]&lt;br /&gt;
|متن=مکان&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مکان&lt;br /&gt;
|نام دیگر=معرفت&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-03-27&lt;br /&gt;
|سال=1377&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام اربعین (21 صفر)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1y0gnFBbbsrot5TJ1fV-k86BhcRBKtXlh&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10146]-Ma&#039;refat [1378-03-27]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10147={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ensane Mokhtar Dar Nezame Afarinesh&lt;br /&gt;
|متن=انسان مختار در نظام آفرینش&lt;br /&gt;
|متن ویکی=انسان مختار در نظام آفرینش&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-03-28&lt;br /&gt;
|سال=1377&lt;br /&gt;
|مناسبت=22 صفر&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1WOjL0AKmomPoV9NzR5g8jW7chJQlwzET&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10147]-Ensane Mokhtar Dar Nezame Afarinesh [1377-03-28]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10148={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Velayat Amre Khoda Ast [1377-04-04]&lt;br /&gt;
|متن=ولایت، امر خداست؛ سر الله&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ولایت، امر خداست؛ سر الله&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-04-04&lt;br /&gt;
|سال=1377&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام شهادت امام‌رضا (29 صفر)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=10Cw7gf1QR4a0goUSMTOy1g1QOgyuda5v&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10148]-Velayat Amre Khoda Ast [1377-04-04]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10149={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Hob Va Boqz [1377-05-08]&lt;br /&gt;
|متن=حب و بغض؛ اسلام و ایمان&lt;br /&gt;
|متن ویکی=حب و بغض؛ اسلام و ایمان&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-05-08&lt;br /&gt;
|سال=1377&lt;br /&gt;
|مناسبت=5 ربیع‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=15xzTBRIioqQxMTKRn7MQLzxBFVGeeLPV&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10149]-Hob Va Boqz [1377-05-08]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10150={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Janbe‌ye Meqnatisiye Velayat&lt;br /&gt;
|متن=جنبه‌مغناطیسی ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=جنبه‌مغناطیسی ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=بدون متن&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-06-12&lt;br /&gt;
|سال=1377&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام شهادت حضرت‌زهرا (11 جمادی‌الاول)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1lwt6IJdBmTCb67bWn48omoHPlycmmpgd&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10150]-Janbe‌ye Meqnatisiye Velayat [1377-06-12]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10151={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Aqe Valedeyn&lt;br /&gt;
|متن=عاق والدین&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عاق والدین&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-07-02&lt;br /&gt;
|سال=1377&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام شهادت حضرت‌زهرا (2 جمادی‌الثانی)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1sIwH13lrJGlws0YOaxFiuHbbbi-qPE2T&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10151]-Aqe Valedeyn [1377-07-02]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10152={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Hazrate Khadije [1377-07-09]&lt;br /&gt;
|متن=حضرت‌خدیجه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=حضرت‌خدیجه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-07-09&lt;br /&gt;
|سال=1377&lt;br /&gt;
|مناسبت=9 جمادی‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1ICjR3aSyW85gh_tTHX1YG5cDugt5JTaI&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10152]-Hazrate Khadije [1377-07-09]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10153={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Osareye Velayat [1377-07-30]&lt;br /&gt;
|متن=عصاره ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عصاره ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-07-30&lt;br /&gt;
|سال=1377&lt;br /&gt;
|مناسبت=1 رجب&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1D14hzQFuO6JpEOmhGq8o205bVPvifJjC&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10153]-Osareye Velayat [1377-07-30]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10155={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Aqayed&lt;br /&gt;
|متن=عقاید&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عقاید&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-08-21&lt;br /&gt;
|سال=1377&lt;br /&gt;
|مناسبت=22 رجب&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1kwaxNOXRu0Xm5ugSPqiYBHR3UeQVrYT4&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10155]-Aqayed [1377-08-21]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10156={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Osareye Ziyarat [1377-09-07]&lt;br /&gt;
|متن=عصاره زیارت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عصاره زیارت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-08-07&lt;br /&gt;
|سال=1377&lt;br /&gt;
|مناسبت=8 رجب&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1q60CGiBaBOYDo3_QhyDKCoAWGAw1jFSq&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10156]-Osare‌ye Ziyarat [1377-09-07]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10157={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Noore Velayat [1377-09-12]&lt;br /&gt;
|متن=امر الله؛ نور مؤمن&lt;br /&gt;
|متن ویکی=امر الله؛ نور مؤمن&lt;br /&gt;
|نام دیگر=نور ولایت&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-09-12&lt;br /&gt;
|سال=1377&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام نیمه شعبان (13 شعبان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1TuF1RospLPKG9863BXJ0Rt8xRqVCP3Mv&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10157]-Noore Velayat [1377-09-12]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10158={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Refaqat Va Rahemiyat [1377-09-19]&lt;br /&gt;
|متن=رفاقت و رحمیت؛ عظمت شیعه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=رفاقت و رحمیت؛ عظمت شیعه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-09-19&lt;br /&gt;
|سال=1377&lt;br /&gt;
|مناسبت=20 شعبان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1TJvcoftmCi4gDTqCRnI9JSAlU3KXSF4q&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10158]-Refaqat Va Rahemiyat [1377-09-19]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10159={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Avaleme Alast, Donya, Barzakh, Qiyamat [1377-09-26]&lt;br /&gt;
|متن=عالم الست؛ دنیا؛ برزخ؛ قیامت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عالم الست؛ دنیا؛ برزخ؛ قیامت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-09-26&lt;br /&gt;
|سال=1377&lt;br /&gt;
|مناسبت=16 شعبان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1iGd8ObvflXhCo0yvjij_85jHfncmyZfL&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10159]-Avaleme Alast, Donya, Barzakh, Qiyamat [1377-09-26]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10160={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ramazan 77 - Shabe Qadr Va Ozmaeyate Velayat&lt;br /&gt;
|متن=شب‌قدر و عظمائیت ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شب‌قدر و عظمائیت ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-10-10&lt;br /&gt;
|سال=1377&lt;br /&gt;
|مناسبت=12 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1tYHdP7VuZJWWniC-SrPOozuVMHBGHu88&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10160]-Shabe Qadr Va Ozmaeyate Velayat [1377-10-10]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10161={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ramazan 77 - Ehya Va Serate Mostaqim [1377-10-17]&lt;br /&gt;
|متن=رمضان 77؛ نماز و احیاء&lt;br /&gt;
|متن ویکی=رمضان 77؛ نماز و احیاء&lt;br /&gt;
|نام دیگر=رمضان 77 - احیاء و صراط مستقیم&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-10-17&lt;br /&gt;
|سال=1377&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام قدر (19 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1WW4cj83nbTGLh-COGqsXrkb3_n4y9DaD&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10161]-Ramazan 77 - Ehya Va Serate Mostaqim [1377-10-17]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10162={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Velayat Va Khanevade [1377-10-24]&lt;br /&gt;
|متن=تمرین ولایت؛ تربیت ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تمرین ولایت؛ تربیت ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=ولایت و خانواده&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-10-24&lt;br /&gt;
|سال=1377&lt;br /&gt;
|مناسبت=26 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1tWY5S46rP3Tlfe9vQMbRTjkGVkbWyASl&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10162]-Velayat Va Khanevade [1377-10-24]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10163={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Najva Ba Velayat [1377-11-15]&lt;br /&gt;
|متن=شناخت نجوا&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شناخت نجوا&lt;br /&gt;
|نام دیگر=نجوا با ولایت&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-11-15&lt;br /&gt;
|سال=1377&lt;br /&gt;
|مناسبت=17 شوال&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1EfGYCGz6th63hstnqIbH4ZuEOJLgL_Oy&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10163]-Najva Ba Velayat [1377-11-15]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10164={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ashabe Yamin 1 [1377-11-29]&lt;br /&gt;
|متن=اصحاب‌یمین 1&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اصحاب‌یمین 1&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-11-29&lt;br /&gt;
|سال=1377&lt;br /&gt;
|مناسبت=2 ذیقعده&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1k0hUPPVQ8C3Bg0zcyNqYyLqcGI1ufvhr&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10164]-Ashabe Yamin 1 [1377-11-29]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10165={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Hedayat Va As&#039;habe Yamin [1377-12-06]&lt;br /&gt;
|متن=صفات اصحاب‌یمین 1&lt;br /&gt;
|متن ویکی=صفات اصحاب‌یمین 1&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-12-06&lt;br /&gt;
|سال=1377&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام ولادت امام‌رضا (9 ذیقعده)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1G-pfuop2lBuRovfVd4TUDhTsvJLD7buN&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10165]-Hedayat Va As&#039;habe Yamin [1377-12-06]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10166={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Sefate Ashabe Yamin [1377-12-13]&lt;br /&gt;
|متن=صفات اصحاب‌یمین 2&lt;br /&gt;
|متن ویکی=صفات اصحاب‌یمین 2&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-12-13&lt;br /&gt;
|سال=1377&lt;br /&gt;
|مناسبت=16 ذیقعده&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1Whew3ofU869rO9ND2TX3OQf0baNq3UeY&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10166]-Sefate Ashabe Yamin [1377-12-13]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10167={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Geryehe Velayat [1377-12-20]&lt;br /&gt;
|متن=گریه ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=گریه ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-12-20&lt;br /&gt;
|سال=1377&lt;br /&gt;
|مناسبت=23 ذیقعده&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1GrxHQnUC5eiAgUEDbeKZpSQsM9aYKEAP&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10167]-Geryehe Velayat [1377-12-20]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10168={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tafakkor Ya Amude Noor [1378-01-01]&lt;br /&gt;
|متن=تفکر یا عمود نور&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تفکر یا عمود نور&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-01-01&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=3 ذیحجه&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1SHzWjQ578rbI3enxSwrlEmnH4-jMzVYy&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10168]-Tafakkor Ya Amude Noor [1378-01-01]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10169={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Parvareshe Velayat [1378-01-05]&lt;br /&gt;
|متن=پرورش ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=پرورش ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-01-05&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام شهادت امام‌باقر (7 ذیحجه)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1K2PWAMHrNaSaTjQaDp9M8DNmoWz4BWkz&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10169]-Parvareshe Velayat [1378-01-05]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10170={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Al-Elmo Noor [1378-01-12]&lt;br /&gt;
|متن=العلم نور&lt;br /&gt;
|متن ویکی=العلم نور&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-01-12&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=14 ذیحجه&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1WHpusjvll0ALyGZvMwKCrSHSpq9dYx0v&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10170]-Al-Elmo Noor [1378-01-12]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10171={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ettesal Be Emam Hossein&lt;br /&gt;
|متن=اتصال به امام‌حسین&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اتصال به امام‌حسین&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-01-19&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=21 ذیحجه&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1vAlgR6uTzBFp1mNAoTd7wjjkYXLi9mb7&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10171]-Ettesal Be Emam Hossein [1378-01-19]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10172={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Qeybate Velayat&lt;br /&gt;
|متن=غیبت ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=غیبت ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=بدون متن&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-02-02&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=6 محرم&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=13TL9BTJ54BjMbNIhQxvaL4Oz1x0GImGz____&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10173={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Osule Din Va Salamat, Velayat [1378-02-09]&lt;br /&gt;
|متن=اصول‌دین و سلامت‌ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اصول‌دین و سلامت‌ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-02-09&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=13 محرم&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1n4jJkpRUJ1_e_PoHco_szIyjw5ZO8ZHL&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10173]-Osule Din Va Salamat, Velayat [1378-02-09]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10174={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Khadshe Be Velayat&lt;br /&gt;
|متن=خدشه به ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=خدشه به ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-02-16&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=20 محرم&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1F-RHNFFTgytiRIGeDNowtUo44V9C0FEf&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10174]-Khadshe Be Velayat [1378-02-16]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10175={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Arbaine 78&lt;br /&gt;
|متن=اربعین 78&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اربعین 78&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-03-13&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام اربعین (18 صفر)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1GQVlJ42PKL3ikB1x1SqenyAE25o0Zpru&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10175]-Arbaine 78 [1378-03-13]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10176={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Velayat, Amale Saleh Ast [1378-03-20]&lt;br /&gt;
|متن=ولایت، عمل صالح است&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ولایت، عمل صالح است&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-03-20&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=25 صفر&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1fCzyAI1GKoBtptoKj0dUZ76OYH9qSq_G&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10176]-Velayat, Amale Saleh Ast [1378-03-20]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10178={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Maniyate Parchame Sheytan Ast [1378-04-03]&lt;br /&gt;
|متن=منیت، پرچم شیطان است&lt;br /&gt;
|متن ویکی=منیت، پرچم شیطان است&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-04-03&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عیدالزهرا (10 ربیع‌الاول)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1n8iLVl3xEa_07cAZM1zMkddSP_luSwrJ&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10178]-Maniyate Parchame Sheytan Ast [1378-04-03]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10179={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shokr [1378-04-17]&lt;br /&gt;
|متن=شکر&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شکر&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-04-17&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=24 ربیع‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1GgwnbAMNFucVTPscOpviyI1GR3LB9U2-&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10179]-Shokr [1378-04-17]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10180={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shenakht Va Ma&#039;refate Emam [1378-04-31]&lt;br /&gt;
|متن=معرفت امام؛ اصحاب الیمین&lt;br /&gt;
|متن ویکی=معرفت امام؛ اصحاب الیمین&lt;br /&gt;
|نام دیگر=شناخت و معرفت امام&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-04-31&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام ولادت امام‌حسن عسگری (8 ربیع‌الثانی)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1YUTrPeXaXcjIRV8n3g0IBbgHHYfEHhF2&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10180]-Shenakht Va Ma&#039;refate Emam [1378-04-31]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10181={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Jazebe [1378-05-07]&lt;br /&gt;
|متن=جاذبه و تبلیغ&lt;br /&gt;
|متن ویکی=جاذبه و تبلیغ&lt;br /&gt;
|نام دیگر=جاذبه&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-05-07&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=15 ربیع‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1VDnYzEwiBKW2fJU7HM_GzxHam5661qGe&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10181]-Jazebe [1378-05-07]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10182={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Omme Abiha [1378-06-04]&lt;br /&gt;
|متن=ام ابیها&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ام ابیها&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-06-04&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام شهادت حضرت‌زهرا (14 جمادی‌الاول)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1LgVYwMatWdNaweLw6TNUsvVUeKIDuOdB&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10182]-Omme Abi‌ha [1378-06-04]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10183={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Hazrate Zahra, Osareye Khelqat [1378-07-08]&lt;br /&gt;
|متن=ماوراء در امر حضرت‌زهرا؛ نور ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ماوراء در امر حضرت‌زهرا؛ نور ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=حضرت‌زهرا، عصاره خلقت&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-07-08&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام ولادت حضرت‌زهرا (19 جمادی‌الثانی)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1jB_jFWvAJTehgKE3YqTFYsP3I6GsFuqt&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10183]-Hazrate Zahra, Osare‌ye Khelqat [1378-07-08]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10184={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Yatime Ale Mohammad [1378-07-22]&lt;br /&gt;
|متن=یتیم آل‌محمد&lt;br /&gt;
|متن ویکی=یتیم آل‌محمد&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-07-22&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=4 رجب&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1pUtrjYXOuFWxBUemxZi9nnQgANuKMfEw&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10184]-Yatime Ale Mohammad [1378-07-22]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10185={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Milade Emam Ali 78&lt;br /&gt;
|متن=سیزده رجب 78&lt;br /&gt;
|متن ویکی=سیزده رجب 78&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-07-29&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام سیزده رجب (11 رجب)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1g0iXR7i2_poxWMQNa080JKJtuvRstWlz&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10185]-13 Rajab 78 [1378-07-29]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10186={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Parchame Amr Va Parchame &#039;Man&#039; [1378-08-13]&lt;br /&gt;
|متن=پرچم امر و پرچم من&lt;br /&gt;
|متن ویکی=پرچم امر و پرچم من&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-08-13&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عید مبعث (25 رجب)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1_ruUp5cvRLIVszJdb9t8pCOYhlPevNPC&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10186]-Parchame Amr Va Parchame &#039;Man&#039; [1378-08-13]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10187={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Milade Emam Hossein 78 [1378-08-20]&lt;br /&gt;
|متن=میلاد امام‌حسین 78؛ عظمت امام‌حسین؛ امر به معروف و نهی از منکر&lt;br /&gt;
|متن ویکی=میلاد امام‌حسین 78؛ عظمت امام‌حسین؛ امر به معروف و نهی از منکر&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-08-20&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام ولادت امام‌حسین (2 شعبان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1VWKp23ZDOHvpu2-cnkCn5Yj-Wx7wYplU&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10187]-Milade Emam Hossein 78 [1378-08-20]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10188={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mahe Mobarake Ramazan Va Shabe Qadr&lt;br /&gt;
|متن=ماه مبارک رمضان و شب قدر 78&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ماه مبارک رمضان و شب قدر 78&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-09-11&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=23 شعبان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=14TYOXerAP7cxsN3B8wru-gZrWMI30W1a&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10188]-Mahe Mobarake Ramazan Va Shabe Qadr [1378-09-11]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10189={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ruhe Khelqat Velayat Ast [1378-09-18]&lt;br /&gt;
|متن=روح خلقت، ولایت است&lt;br /&gt;
|متن ویکی=روح خلقت، ولایت است&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-09-18&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=1 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1KMQ8FsHuWnzuS5yo52ncAUmobWCIHN-J&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10189]-Ruhe Khelqat Velayat Ast [1378-09-18]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10190={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Bi Velayati Gonahe Kabire [1378-10-02]&lt;br /&gt;
|متن=شرط شیعگی؛ جهاد با نفس&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شرط شیعگی؛ جهاد با نفس&lt;br /&gt;
|نام دیگر=بی‌ولایتی گناه کبیره&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-10-02&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام ولادت امام‌حسن (15 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=16cpcswGmhJDKeEfXMdcOBAPeafIzJlCF&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10190]-Bi Velayati Gonahe Kabire Ast [1378-10-02]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10191={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ebadate Bi Velayat Ebadat Khavarej Ast&lt;br /&gt;
|متن=عبادت بی‌ولایت، عبادت خوارج است&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عبادت بی‌ولایت، عبادت خوارج است&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-10-09&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام قدر (22 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1DGUFuo_6_L5xX3ZhtZuojSYrbu_-olXb&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10191]-Ebadate Bi Velayat Ebadat Khavarej Ast [1378-10-09]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10192={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Hajje Ebrahimi [1378-11-28]&lt;br /&gt;
|متن=حج ابراهیمی&lt;br /&gt;
|متن ویکی=حج ابراهیمی&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-11-28&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=12 ذیقعده&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=12YwbHEMfQ2rhBGsqH4ZGXFHlbl9WTace&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10192]-Hajje Ebrahimi [1378-11-28]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10193={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tazakkore 78&lt;br /&gt;
|متن=تذکر 78؛ شب‌نشینی و خلوت دل&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تذکر 78؛ شب‌نشینی و خلوت دل&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-12-05&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=19 ذیقعده&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=16kFSjfhKYngQzcWj1LiomMKQUxfweDL2&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10193]-Tazakkore 78 [1378-12-05]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10194={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ziyarate Arafe Ma&#039;refat Va Shenakhte Velayat Ast&lt;br /&gt;
|متن=زیارت عرفه، معرفت و شناخت ولایت است&lt;br /&gt;
|متن ویکی=زیارت عرفه، معرفت و شناخت ولایت است&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-12-26&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عرفه و قربان (10 ذیحجه)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1Z4PcNRBHInaWCBcu6AMtn6PGJmMe9nIj&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10194]-Ziyarate Arafe Ma&#039;refat Va Shenakhte Velayat Ast [1378-12-26]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10195={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Eyde Qadir 79 - Qadir Va Fetneye Akhero Al-Zaman [1379-01-04]&lt;br /&gt;
|متن=عید غدیر 79؛ غدیر و فتنه آخرالزمان&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عید غدیر 79؛ غدیر و فتنه آخرالزمان&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1379-01-04&lt;br /&gt;
|سال=1379&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عید غدیر (17 ذیحجه)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1WJkFXV1dkiEIxDrt-7NrO83zhVLW7UIK&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10195]-Eyde Qadir 79 - Qadir Va Fetne‌ye Akhero Al-Zaman [1379-01-04]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10196={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ziyarate Emam Reza Enayat Ast&lt;br /&gt;
|متن=زیارت امام‌رضا؛ توان ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=زیارت امام‌رضا؛ توان ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1379-01-18&lt;br /&gt;
|سال=1379&lt;br /&gt;
|مناسبت=1 محرم&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1fEmIjQAhPWWSimWP225nQkL7I8vrZ8_c&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10196]-Ziyarate Emam Reza Enayat Ast [1379-01-18]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10197={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Towfiq Va Boka Va Najva&lt;br /&gt;
|متن=توفیق و بکاء و نجوا&lt;br /&gt;
|متن ویکی=توفیق و بکاء و نجوا&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1379-01-25&lt;br /&gt;
|سال=1379&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام تاسوعا و عاشورا (8 محرم)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1cmj4anzR6jFz8efGBjGL-BXIvV5GpSdO&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10197]-Towfiq Va Boka Va Najva [1379-01-25]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10198={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Velayat, Piyade Kardane Edalat Dar Khelqat [1379-02-15]&lt;br /&gt;
|متن=ولایت، پیاده‌کننده عدالت در خلقت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ولایت، پیاده‌کننده عدالت در خلقت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1379-02-15&lt;br /&gt;
|سال=1379&lt;br /&gt;
|مناسبت=29 محرم&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1wUg99N1xlwTy-xGA2gD_21StXkhzOhdk&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10198]-Velayat, Piyade Kardane Edalat Dar Khelqat [1379-02-15]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10199={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Velayat, Edalat, Sekhavat [1379-02-22]&lt;br /&gt;
|متن=ولایت، عدالت، سخاوت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ولایت، عدالت، سخاوت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1379-02-22&lt;br /&gt;
|سال=1379&lt;br /&gt;
|مناسبت=6 صفر&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1nBlq_6kLW1RFwgn6BUHv50w5-Ln_ARn8&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10199]-Velayat, Edalat, Sekhavat [1379-02-22]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10200={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tabari va Tanzim Dar Khelqat [1379-03-26]&lt;br /&gt;
|متن=تبری؛ تنظیم در خلقت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تبری؛ تنظیم در خلقت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1379-03-26&lt;br /&gt;
|سال=1379&lt;br /&gt;
|مناسبت=12 ربیع‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1ttgtZ0_4DiyYsKWYe21OAnMQH_H9dSFv&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10200]-Tabari va Tanzim Dar Khelqat [1379-03-26]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10201={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ebadat&lt;br /&gt;
|متن=عبادت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عبادت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1379-04-30&lt;br /&gt;
|سال=1379&lt;br /&gt;
|مناسبت=17 ربیع‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1Mko-nqxtjMhxNyNLtbduecg7aexpwGos&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10201]-Ebadat [1379-04-30]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10202={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Milade Emam Ali 79 - Tamame Anbiya Mobllaqe Velayat Hastand [1379-07-14]&lt;br /&gt;
|متن=تمام انبیاء، مبلغ ولایت هستند&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تمام انبیاء، مبلغ ولایت هستند&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1379-07-14&lt;br /&gt;
|سال=1379&lt;br /&gt;
|مناسبت=6 رجب&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1hC-Lg4lF5RSydEoqpMuOOHWbklJ227ey&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10202]-Milade Emam Ali 79 - Tamame Anbiya Mobllaqe Velayat Hastand [1379-07-14]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10204={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Eyde Mab&#039;ase 79&lt;br /&gt;
|متن=عید مبعث 79&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عید مبعث 79&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1379-08-05&lt;br /&gt;
|سال=1379&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عید مبعث (27 رجب)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=12b8NNPldF1MoMjNMe70ROhpNrpfzwIRe&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10204]-Eyde Mab&#039;ase 79 [1379-08-05]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10205={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Qesmat&lt;br /&gt;
|متن=قسمت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=قسمت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1379-08-26&lt;br /&gt;
|سال=1379&lt;br /&gt;
|مناسبت=18 شعبان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1wh-K-11cGybInoZMZOlc42Z-lw3H3myE&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10205]-Qesmat [1379-08-26]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10206={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mehvare Khelqat Velayat Ast&lt;br /&gt;
|متن=محور خلقت، ولایت است&lt;br /&gt;
|متن ویکی=محور خلقت، ولایت است&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1379-09-03&lt;br /&gt;
|سال=1379&lt;br /&gt;
|مناسبت=25 شعبان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1vG_ZmEhZWbMFujleZ8tGzB2-N_8XnyQM&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10206]-Mehvare Khelqat Velayat Ast [1379-09-03]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10208={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Edalat Zirbanaye Roshd Ast&lt;br /&gt;
|متن=عدالت، زیربنای رشد است&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عدالت، زیربنای رشد است&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1379-11-06&lt;br /&gt;
|سال=1379&lt;br /&gt;
|مناسبت=29 شوال&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1ZoKH-D3W2xNtxfsCZq9HmH2PXhAExmdU&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10208]-Edalat Zirbanaye Roshd Ast [1379-11-06]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10209={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Haj Ya Ayeneye Velayat [1379-11-13]&lt;br /&gt;
|متن=حج یا آینه ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=حج یا آینه ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1379-11-13&lt;br /&gt;
|سال=1379&lt;br /&gt;
|مناسبت=7 ذیقعده&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1IoOqq-v64ESoVu_3YH_epcW7Imj2rAZJ&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10209]-Haj Ya Ayene‌ye Velayat [1379-11-13]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10210={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ali Qurane Nateq [1380-03-14]&lt;br /&gt;
|متن=علی، قرآن‌ناطق&lt;br /&gt;
|متن ویکی=علی، قرآن‌ناطق&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1380-03-14&lt;br /&gt;
|سال=1380&lt;br /&gt;
|مناسبت=12 ربیع‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1k8I6H6k3YJvYJypmIdJfMv55YlZDbvpY&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10210]-Ali Qurane Nateq [1380-03-14]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10211={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mabnaye Osule Din [1380-02-06]&lt;br /&gt;
|متن=مبنای اصول‌دین&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مبنای اصول‌دین&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1380-02-06&lt;br /&gt;
|سال=1380&lt;br /&gt;
|مناسبت=2 صفر&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=14fpDXOEzCMxMwV7OepOMT_UJEpbRt-G-&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10211]-Mabnaye Osule Din [1380-02-06]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10212={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Arbaine 80&lt;br /&gt;
|متن=شب‌اربعین 80&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شب‌اربعین 80&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1380-02-23&lt;br /&gt;
|سال=1380&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام اربعین (19 صفر)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1Nv-H9_STP5z00ShozqhmYVAsw7NxvkPu&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10212]-Arbaine 80 [1380-02-23]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10213={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Velayat Dar Khelqat Kofv Nadarad [1380-03-03]&lt;br /&gt;
|متن=ولایت در خلقت کفو ندارد&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ولایت در خلقت کفو ندارد&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1380-03-03&lt;br /&gt;
|سال=1380&lt;br /&gt;
|مناسبت=1 ربیع‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1fDDZgTyMIqfzkQDU3TdyfpOkOA1konx-&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10213]-Velayat Dar Khelqat Kofv Nadarad [1380-03-03]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10214={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Khadshehaye Tafakkor [1380-03-31]&lt;br /&gt;
|متن=مقدسی&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مقدسی&lt;br /&gt;
|نام دیگر=خدشه های تفکر&lt;br /&gt;
|تاریخ=1380-03-31&lt;br /&gt;
|سال=1380&lt;br /&gt;
|مناسبت=29 ربیع‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1O8B1B_ltc8hOuEXfs7xJNMZlPf7Q2eXF&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10214]-Khadshe‌haye Tafakkor [1380-03-31]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10215={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Akhero Al-Zaman Ya Sharro Al-Azmaneh [1380-04-14]&lt;br /&gt;
|متن=آخرالزمان یا شر الازمنه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=آخرالزمان یا شر الازمنه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1380-04-14&lt;br /&gt;
|سال=1380&lt;br /&gt;
|مناسبت=13 ربیع‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1GyrX0aQB8RrMF-g21sPcjDvnVvxJhV2f&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10215]-Akhero Al-Zaman Ya Sharro Al-Azmaneh [1380-04-14]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10216={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Khodavand Az Velayat Hemayat Mikonad [1380-04-21]&lt;br /&gt;
|متن=خداوند از ولایت حمایت می‌کند&lt;br /&gt;
|متن ویکی=خداوند از ولایت حمایت می‌کند&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1380-04-21&lt;br /&gt;
|سال=1380&lt;br /&gt;
|مناسبت=20 ربیع‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1MknlIXqprX7YvrkBglce7yBF98G_78YA&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10216]-Khodavand Az Velayat Hemayat Mi‌konad [1380-04-21]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10217={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Computere Jahani - Jalaseye Avval [1380-05-07]&lt;br /&gt;
|متن=کامپیوتر جهانی؛ جلسه اول&lt;br /&gt;
|متن ویکی=کامپیوتر جهانی؛ جلسه اول&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1380-05-07&lt;br /&gt;
|سال=1380&lt;br /&gt;
|مناسبت=8 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=ناندل&lt;br /&gt;
|صوت=19NcrFjcF6FMUOB0S7TP8xIpX000MebqL&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10217]-Computere Jahani - Jalase‌ye Avval - Nandal [1380-05-07]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10218={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Computere Jahani - Jalaseye Dovvom - Ashyae Khelqat [1380-05-08]&lt;br /&gt;
|متن=کامپیوتر جهانی؛ جلسه دوم؛ اشیاء خلقت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=کامپیوتر جهانی؛ جلسه دوم؛ اشیاء خلقت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1380-05-08&lt;br /&gt;
|سال=1380&lt;br /&gt;
|مناسبت=8 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=ناندل&lt;br /&gt;
|صوت=1OpuJx8WD74QTHoZvYRZflXNX67_xs-nb&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10218]-Computere Jahani - Jalase‌ye Dovvom - Ashyae Khelqat [1380-05-08]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10219={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Computere Jahani - Jalaseye Sevvom [1380-05-09]&lt;br /&gt;
|متن=کامپیوتر جهانی؛ جلسه سوم&lt;br /&gt;
|متن ویکی=کامپیوتر جهانی؛ جلسه سوم&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1380-05-08&lt;br /&gt;
|سال=1380&lt;br /&gt;
|مناسبت=9 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=ناندل&lt;br /&gt;
|صوت=1_OefmwldtzO8rwq7BNrsChi6kmNt4NIh&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10219]-Computere Jahani - Jalase‌ye Sevvom [1380-05-09]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10220={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Computere Jahani - Jalaseye Chaharrom [1380-05-10]&lt;br /&gt;
|متن=حاکمیت شیعه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=حاکمیت شیعه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=کامپیوتر جهانی - جلسه چهارم&lt;br /&gt;
|تاریخ=1380-05-09&lt;br /&gt;
|سال=1380&lt;br /&gt;
|مناسبت=10 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=ناندل&lt;br /&gt;
|صوت=1v6UMfaq64KH1HUeoMHX7qToMNJmQcDmZ&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10220]-Computere Jahani - Jalase‌ye Chaharrom [1380-05-10]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10221={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Jelve Va Tajalli [1380-06-15]&lt;br /&gt;
|متن=جلوه و تجلی&lt;br /&gt;
|متن ویکی=جلوه و تجلی&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1380-06-15&lt;br /&gt;
|سال=1380&lt;br /&gt;
|مناسبت=17 جمادی‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1Y_WhBc03EtyClNOSnSedBtHmJS7epeqY&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10221]-Jelve Va Tajalli [1380-06-15]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10222={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Hajje 80 [1380-08-17]&lt;br /&gt;
|متن=حج 80&lt;br /&gt;
|متن ویکی=حج 80&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1380-08-17&lt;br /&gt;
|سال=1380&lt;br /&gt;
|مناسبت=21 شعبان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1gd3Eyhx0QQFlT4hwNclvI37orPGhOvi7&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10222]-Hajje 80 [1380-08-17]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10224={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Taklif Va Boluq [1380-09-08]&lt;br /&gt;
|متن=تکلیف و بلوغ&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تکلیف و بلوغ&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1380-09-08&lt;br /&gt;
|سال=1380&lt;br /&gt;
|مناسبت=13 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1tzkKnI1xHVOk1fz9wjrPjISv7VqLvcV8&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10224]-Taklif Va Boluq [1380-09-08]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10225={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ramazane 80 - Shabe Ehya [1380-09-15]&lt;br /&gt;
|متن=شب‌احیاء 80&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شب‌احیاء 80&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1380-09-15&lt;br /&gt;
|سال=1380&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام قدر (20 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1Y4Y8v-fJ1c8cc_36LjQVtUnV_TwAfRTT&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10225]-Ramazane 80 - Shabe Ehya [1380-09-15]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10226={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Qalbo Al-Mo&#039;men, Arsho Al-rahman [1380-10-27]&lt;br /&gt;
|متن=قلب‌المؤمن، عرش‌الرحمن&lt;br /&gt;
|متن ویکی=قلب‌المؤمن، عرش‌الرحمن&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1380-10-27&lt;br /&gt;
|سال=1380&lt;br /&gt;
|مناسبت=3 ذیقعده&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1KI_6etN6tczYxBq55wuIAUAEnTn-kmY5&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10226]-Qalbo Al-Mo&#039;men, Arsho Al-rahman [1380-10-27]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10227={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Eyde Qadir 84 - Qadir Dar Tamam Khelqate Gostarde Ast&lt;br /&gt;
|متن=غدیر در تمام خلقت گسترده است&lt;br /&gt;
|متن ویکی=غدیر در تمام خلقت گسترده است&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1380-12-12&lt;br /&gt;
|سال=1380&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عید غدیر (18 ذیحجه)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1rqYXJAGg6ajS3ZSvW7klNVtLgQ67OkAI&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10227]-Eyde Qadir 80 - Qadir Dar Tamam Khelqate Gostarde Ast [1380-12-12]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10228={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ramazane 81 - Shabe Qadr - Hoshdar [1381-09-07]&lt;br /&gt;
|متن=هشدار&lt;br /&gt;
|متن ویکی=هشدار&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-09-07&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام قدر (23 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1Z8JY-Z_aRvsQp6Ocs7KwqvDf8HzWP80G&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10228]-Ramazane 81 - Shabe Qadr - Hoshdar [1381-09-07]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10229={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Hedayat Ba Khoda Ast, Na Ba Khalq [1381-03-16]&lt;br /&gt;
|متن=هدایت با خداست، نه با خلق&lt;br /&gt;
|متن ویکی=هدایت با خداست، نه با خلق&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-03-16&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=25 ربیع‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1L-okzBsv-yikt6dp-V5uCEmnKVM7y83R&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10229]-Hedayat Ba Khoda Ast, Na Ba Khalq [1381-03-16]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10230={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Zarbe Be Velayat Jobran Nadarad [1381-03-30]&lt;br /&gt;
|متن=ضربه به ولایت؛ پیروی از بدعت‌گذار&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ضربه به ولایت؛ پیروی از بدعت‌گذار&lt;br /&gt;
|نام دیگر=ضربه به ولایت جبران ندارد&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-03-30&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=9 ربیع‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1IFu0nKW6XRW5NfQL9mwFD4iTBkoMhMJ1&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10230]-Zarbe Be Velayat Jobran Nadarad [1381-03-30]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10231={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Hablo Al-matin [1381-04-13]&lt;br /&gt;
|متن=در محضر خدا؛ در امر ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=در محضر خدا؛ در امر ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=حبل‌المتین&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-04-13&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=23 ربیع‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=14ps0y7IgvJspYPx5hBoN6Ww1oRENmIeG&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10231]-Hablo Al-matin [1381-04-13]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10232={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shahadate Hazrate Zahra 81 [1381-05-03]&lt;br /&gt;
|متن=شهادت حضرت‌زهرا 81&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شهادت حضرت‌زهرا 81&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-05-03&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام شهادت حضرت‌زهرا (15 جمادی‌الاول)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1bwIbxf20h3os1odt6MHXu3DTUN45Qssg&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10232]-Shahadate Hazrate Zahra 81 [1381-05-03]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10233={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Afate Velayat - Nandel [1381-05-08]&lt;br /&gt;
|متن=آفات ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=آفات ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-05-08&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=20 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=ناندل&lt;br /&gt;
|صوت=1qQoB8l5iYMDn2BEnYl7g7viXCRenQSns&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10233]-Afate Velayat - Nandel [1381-05-08]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10234={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Adam - Nandel [1381-05-09]&lt;br /&gt;
|متن=آدم&lt;br /&gt;
|متن ویکی=آدم&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-05-09&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=21 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=ناندل&lt;br /&gt;
|صوت=168o8wP1-DrufYabTeET_M1Pu9ifWp5Dj&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10234]-Adam - Nandel [1381-05-09]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10235={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Velayate Nejat Dahandeye Khelqat Ast [1381-06-14]&lt;br /&gt;
|متن=ولایت، نجات‌دهنده خلقت است&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ولایت، نجات‌دهنده خلقت است&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-06-14&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=27 جمادی‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1cZfrJ_ps5pGUB8UCGvr_8ccT_uzMlRvO&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10235]-Velayate Nejat Dahandeye Khelqat Ast [1381-06-14]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10236={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Yad [1381-06-28]&lt;br /&gt;
|متن=یاد&lt;br /&gt;
|متن ویکی=یاد&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-06-28&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام سیزده رجب (12 رجب)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=17DUWwPgVOkA7dOjqEG3UgM2GLbTuU8kS&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10236]-Yad [1381-06-28]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10237={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Eyde Mab&#039;ase 81 [1381-07-11]&lt;br /&gt;
|متن=عید مبعث 81&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عید مبعث 81&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-07-11&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عید مبعث (26 رجب)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1rAO-veoTITLs4VpXCd_jQCdd2--LdpmW&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10237]-Eyde Mab&#039;ase 81 [1381-07-11]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10238={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ruhe Tamam Khelqat Velayat Ast [1381-09-08]&lt;br /&gt;
|متن=مغز بشر&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مغز بشر&lt;br /&gt;
|نام دیگر=روح تمام خلقت ولایت است&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-09-08&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=24 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1UvkBSewkyod4rdnGq6jPIlJFisBmlIY6&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10238]-Ruhe Tamam Khelqat Velayat Ast [1381-09-08]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10239={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Seyre Mavaraei [1381-10-19]&lt;br /&gt;
|متن=سیر ماورایی&lt;br /&gt;
|متن ویکی=سیر ماورایی&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-10-19&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=6 ذیقعده&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1-Yf-02d5e7EbRGL3VtZzYV9c_2gx-vuI&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10239]-Seyre Mavaraei [1381-10-19]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10240={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ali Haqiqate Qeble Ast [1381-11-10]&lt;br /&gt;
|متن=علی، حقیقت قبله است&lt;br /&gt;
|متن ویکی=علی، حقیقت قبله است&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-11-10&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=27 ذیقعده&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1NeF5RU37IU0fuv-ipt8GQtjulPZT5T9x&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10240]-Ali Haqiqate Qeble Ast [1381-11-10]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10241={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Saderate Mo&#039;men Etaate Amr Ast [1381-08-23]&lt;br /&gt;
|متن=صادرات مؤمن، اطاعت امر است&lt;br /&gt;
|متن ویکی=صادرات مؤمن، اطاعت امر است&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-08-23&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=9 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1zlYT0yg8mBm9HoZflJsVu7AixTbiD_-n&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10241]-Saderate Mo&#039;men Etaate Amr Ast [1381-08-23]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10242={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Fetneye Akhero Al-zaman [1381-08-30]&lt;br /&gt;
|متن=فتنه آخرالزمان&lt;br /&gt;
|متن ویکی=فتنه آخرالزمان&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-08-30&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام ولادت امام‌حسن (16 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1zW4GytvEl6muaoly3LH_Gmgo371vlXJw&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10242]-Fetneye Akhero Al-zaman [1381-8-30]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10243={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Arkan [1382]&lt;br /&gt;
|متن=ارکان&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ارکان&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1382-12-28&lt;br /&gt;
|سال=1382&lt;br /&gt;
|مناسبت=26 محرم&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1IJMhxLsXzlOPxxzw158dqWv1TV6fq8-s&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10243]-Arkan [1382]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10244={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shenakhte Amr [1382-08-15]&lt;br /&gt;
|متن=شناخت امر&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شناخت امر&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1382-08-15&lt;br /&gt;
|سال=1382&lt;br /&gt;
|مناسبت=11 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=119zTkd4FjjWt5Y_IbQeOitotI114CINl&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10244]-Shenakhte Amr [1382-08-15]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10245={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 82 - Tabliqe Velayat [1382-01-23]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 82؛ تبلیغ ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 82؛ تبلیغ ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1382-01-23&lt;br /&gt;
|سال=1382&lt;br /&gt;
|مناسبت=9 صفر&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=15oCq_H4yT4VxZMaY4lz1VB_dlFEOSd2H&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10245]-Mashhad 82 - Tabliqe Velayat [1382-01-23]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10246={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shokraneye Velayat [1382-01-24]&lt;br /&gt;
|متن=شکرانه ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شکرانه ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1382-01-24&lt;br /&gt;
|سال=1382&lt;br /&gt;
|مناسبت=10 صفر&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1Uo4KXMHLE9S8blhlrD89_yhq5c5Emf3S&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10246]-Mashhad 82 - Shokrane‌ye Velayat [1382-01-24]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10247={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 82 - Etaate Amr, Ziyarat Ma&#039;Sumin Ast&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 82؛ اطاعت امر، زیارت معصومین است&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 82؛ اطاعت امر، زیارت معصومین است&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1382-01-26&lt;br /&gt;
|سال=1382&lt;br /&gt;
|مناسبت=12 صفر&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1GqQHEqaJbOY9Z_HPY5f_q0D4qf5JuVw8&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10247]-Mashhad 82 - Etaate Amr, Ziyarat Ma&#039;Sumin Ast [1382-01-26]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10248={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 82 - Sefato Al-Allah [1382-01-27]&lt;br /&gt;
|متن=صفات‌الله&lt;br /&gt;
|متن ویکی=صفات‌الله&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1382-01-27&lt;br /&gt;
|سال=1382&lt;br /&gt;
|مناسبت=13 صفر&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1eNlWrLh0w04nhIzKs0V67hcELUghcUlF&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10248]-Mashhad 82 - Sefato Al-Allah [1382-01-27]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10249={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Osare‌ye Ashura&lt;br /&gt;
|متن=عصاره عاشورا&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عصاره عاشورا&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1382-02-04&lt;br /&gt;
|سال=1382&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام اربعین (21 صفر)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=16IA3OHpDcecJxR-MygsvaXqejTR5J5ih&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10249]-Osare‌ye Ashura [1382-02-04]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10250={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ensan Bayad Ruh Shavad [1382-03-02]&lt;br /&gt;
|متن=انسان باید روح شود&lt;br /&gt;
|متن ویکی=انسان باید روح شود&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1382-03-02&lt;br /&gt;
|سال=1382&lt;br /&gt;
|مناسبت=21 ربیع‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1En9oKX4E0I1IlUI5S1r4DkmP90XgvYRF&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10250]-Ensan Bayad Ruh Shavad [1382-03-02]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10251={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tazakkore 82 [1382-05-23]&lt;br /&gt;
|متن=تذکر 82&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تذکر 82&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1382-05-23&lt;br /&gt;
|سال=1382&lt;br /&gt;
|مناسبت=15 جمادی‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1UxlSzaj2zYvx3YPZTD0J1ZAEjidE3Qd6&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10251]-Tazakkore 82 [1382-05-23]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10252={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Milade Emam Hossein 82 [1382-07-08]&lt;br /&gt;
|متن=میلاد امام‌حسین 82&lt;br /&gt;
|متن ویکی=میلاد امام‌حسین 82&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1382-07-08&lt;br /&gt;
|سال=1382&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام ولادت امام‌حسین (3 شعبان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1rqaYQY8KmRwwQiZzX-oMD9zR2_8bZyrX&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10252]-Milade Emam Hossein 82 [1382-07-08]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10253={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ebadat Hojjat Nist [1382-08-24]&lt;br /&gt;
|متن=عبادت، حجت نیست&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عبادت، حجت نیست&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1382-08-24&lt;br /&gt;
|سال=1382&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام قدر (20 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=18rXxxENH6-z-tG_nMy0aRy2m97-lzxvW&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10253]-Ebadat Hojjat Nist [1382-08-24]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10254={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Velayat Qadr Ast [1382-08-29]&lt;br /&gt;
|متن=ولایت، قدر است&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ولایت، قدر است&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1382-08-29&lt;br /&gt;
|سال=1382&lt;br /&gt;
|مناسبت=25 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1jXUy3518pviJ4hic_c9bccIBJNQmFI07&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10254]-Velayat Qadr Ast [1382-08-29]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10255={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ali Valio Al-Allah Hojjato Al-Allah [1382-11-19]&lt;br /&gt;
|متن=علی‌ولی‌الله، حجة‌الله&lt;br /&gt;
|متن ویکی=علی‌ولی‌الله، حجة‌الله&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1382-11-19&lt;br /&gt;
|سال=1382&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عید غدیر (16 ذیحجه)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1UuOHlMA0aQQGp3qqZ71JlQBwEIZpD2o5&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10255]-Ali Valio Al-Allah Hojjato Al-Allah [1382-11-19]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10256={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ramazan 83 [1383-08-21]&lt;br /&gt;
|متن=رمضان 83؛ اهل‌تسنن&lt;br /&gt;
|متن ویکی=رمضان 83؛ اهل‌تسنن&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1383-08-21&lt;br /&gt;
|سال=1383&lt;br /&gt;
|مناسبت=28 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1P4B0v0IoQ0pbcgidjdK2MCjJHZ-3M0KT&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10256]-Ramazan 83 [1383-08-21]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10257={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Milade Imam Ali 83 [1383]&lt;br /&gt;
|متن=سیزده رجب 83؛ مزد ولایت؛ اسم اعظم&lt;br /&gt;
|متن ویکی=سیزده رجب 83؛ مزد ولایت؛ اسم اعظم&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1383-06-09&lt;br /&gt;
|سال=1383&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام سیزده رجب (14 رجب)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1CZ2ZsGMF6MWABaA2D7M6LgOgQ31uWBcx&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10257]-Milade Imam Ali 83 [1383]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10258={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 83 - Oqyanuse Velayat [1383-01-17]&lt;br /&gt;
|متن=اقیانوس ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اقیانوس ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1383-01-17&lt;br /&gt;
|سال=1383&lt;br /&gt;
|مناسبت=14 صفر&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=19rmbYMnkEy6K1lrqsrU5m9HeoO1m1a8g&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10258]-Mashhad 83 - Oqyanuse Velayat [1383-01-17]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10259={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 83 - Tamrine Towhid&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 83؛ تمرین توحید&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 83؛ تمرین توحید&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1383-01-18&lt;br /&gt;
|سال=1383&lt;br /&gt;
|مناسبت=15 صفر&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1UM08c6Gnnt0d5dv_CE8F7A2Tyw4pyiSE&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10259]-Mashhad 83 - Tamrine Towhid [1383-01-18]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10260={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Arbaine 83&lt;br /&gt;
|متن=اربعین 83&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اربعین 83&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1383-01-20&lt;br /&gt;
|سال=1383&lt;br /&gt;
|مناسبت=17 صفر&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=16LfU3--EEKXYADDfexNap_jO5mMARTN3&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10260]-Arbaine 83 [1383-01-20]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10261={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Milade Emam Zaman 83&lt;br /&gt;
|متن=نیمه شعبان 83&lt;br /&gt;
|متن ویکی=نیمه شعبان 83&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1383-07-09&lt;br /&gt;
|سال=1383&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام نیمه شعبان (15 شعبان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1ZdmGs8_00ZFFqpzyl1bCq_IbsfZpl5OS&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10261]-Milade Emam Zaman 83 [1383-03-09]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10262={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tanzim Va Tazvij [1383-05-01]&lt;br /&gt;
|متن=تنظیم و تزویج&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تنظیم و تزویج&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1383-05-01&lt;br /&gt;
|سال=1383&lt;br /&gt;
|مناسبت=4 جمادی‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=137dWI1hvAhXNPspMOGZz9e0Jr15lJfSK&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10262]-Tanzim Va Tazvij [1383-05-01]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10263={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Eyde Mab&#039;ase 83 [1383-06-23]&lt;br /&gt;
|متن=عید مبعث 83&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عید مبعث 83&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1383-06-23&lt;br /&gt;
|سال=1383&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عید مبعث (28 رجب)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1Od1B_q9hLOvwB3rFCixhGXs4AyPIfEpC&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10263]-Eyde Mab&#039;ase 83 [1383-06-23]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10266={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Savabe Hezar Shab, Mozde Velayat Ast [1383-08-14]&lt;br /&gt;
|متن=ثواب هزار ماه، مزد ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ثواب هزار ماه، مزد ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1383-08-14&lt;br /&gt;
|سال=1383&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام قدر (21 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1Ws9tyMUsha2pNbNWsQNIdyClKFCoyv18&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10266]-Savabe Hezar Shab, Mozde Velayat Ast [1383-08-14]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10267={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tazakkore Jalase [1383-12-13]&lt;br /&gt;
|متن=تذکر جلسه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تذکر جلسه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1383-12-13&lt;br /&gt;
|سال=1383&lt;br /&gt;
|مناسبت=22 محرم&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=15Xa7rm8pJNEj2wzaUXVMXITxS0dkv4uM&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10267]-Tazakkore Jalase [1383-12-13]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10268={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 84 (Sayere Sowt‌ha)&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 84؛ سایر صوتها&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 84؛ سایر صوتها&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-01&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت= &lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=ندارد&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10269={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Nejat Dar Velayat Ast, Na Dar Ebadat [1384-01-11]&lt;br /&gt;
|متن=اربعین 84؛ نجات در ولایت است، نه در عبادت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اربعین 84؛ نجات در ولایت است، نه در عبادت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-01-11&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام اربعین (20 صفر)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1IdhmpNzlrsilsYssg6UHH5inEvM7L1IS&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10269]-Nejat Dar Velayat Ast, Na Dar Ebadat [1384-01-11]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10270={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ali, Ali [1384-01-27]&lt;br /&gt;
|متن=علی، علی&lt;br /&gt;
|متن ویکی=علی، علی&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-01-27&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=7 ربیع‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1V3Ee_D5oD_09jKgl5l-zZaXsU4VO_ImQ&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10270]-Ali, Ali [1384-01-27]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10271={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Efshaye Shie [1384-01-28]&lt;br /&gt;
|متن=افشای شیعه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=افشای شیعه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-01-28&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=8 ربیع‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1VRZcWNI41mBd7RAOBj542MYDMQH-H_DU&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10271]-Efshaye Shie [1384-01-28]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10272={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 84 - Tashkhise Sanaye&#039; Va Tashkhise Towhid [1384-01-29]&lt;br /&gt;
|متن=تشخیص صنایع؛ تشخیص توحید&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تشخیص صنایع؛ تشخیص توحید&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-01-29&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عیدالزهرا (9 ربیع‌الاول)&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=16izYKRjRV8TBWs8HJXVp3PGCI8h_UklL&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10272]-Mashhad 84 - Tashkhise Sanaye&#039; Va Tashkhise Towhid [1384-01-29]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10273={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 84 - Gozashte Khanomha&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 84؛ گذشت خانمها&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 84؛ گذشت خانمها&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-01-30&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عیدالزهرا (10 ربیع‌الاول)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=12hstysDKgNcFZtbYZuFwTMFfy6l221KR&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10273]-Mashhad 84 - Gozashte Khanom‌ha [1384-01-30]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10274={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 84 - Hazrate Zahra [1384-01-30]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 84؛ حضرت‌زهرا&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 84؛ حضرت‌زهرا&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-01-30&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عیدالزهرا (10 ربیع‌الاول)&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1ewqPt7sc3H5XgbNaByZo4MvSBAau3uNg&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10274]-Mashhad 84 - Hazrate Zahra [1384-01-30]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10275={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 84 - Amr Amanat Ast [1384-01-31]&lt;br /&gt;
|متن=امر، امانت است&lt;br /&gt;
|متن ویکی=امر، امانت است&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-01-31&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عیدالزهرا (11 ربیع‌الاول)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1_gps4_SaKdTnrI3uPdxQ8LgsgigL2GIA&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10275]-Mashhad 84 - Amr Amanat Ast [1384-01-31]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10276={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Fadayi Velayat&lt;br /&gt;
|متن=فدایی ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=فدایی ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-04-02&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=16 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=14l7vPB8DGJQTQys51HKogR35-hLqLrJg&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10276]-Fadayi Velayat [1384-04-02]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10277={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shenakhte Velayat&lt;br /&gt;
|متن=عصاره تمام عصاره‌ها، ولایت است&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عصاره تمام عصاره‌ها، ولایت است&lt;br /&gt;
|نام دیگر=شناخت ولایت&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-05-20&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=6 رجب&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1Ll2j-yfAtaJYOatPaXASbFLV_Yz0qv_l&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10277]-Shenakhte Velayat [1384-05-20]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10278={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=13 Rajab 84 [1384-05-28]&lt;br /&gt;
|متن=سیزده رجب 84&lt;br /&gt;
|متن ویکی=سیزده رجب 84&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-05-28&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام سیزده رجب (14 رجب)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1IHCXhquPPTD7Il6ksBRjdI__eEkTQd6h&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10278]-13 Rajab 84 [1384-05-28]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10279={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mab&#039;ase 84 (Shab)&lt;br /&gt;
|متن=عید مبعث 84&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عید مبعث 84&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-06-10&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عید مبعث (27 رجب)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=18BEmESOvR047h55dLVY8mVpPaBLnw7Zw&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10279]-Mab&#039;ase 84 (Shab) [1384-06-10]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10280={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Milade Emam Zaman 84 [1384-06-29]&lt;br /&gt;
|متن=نیمه شعبان 84&lt;br /&gt;
|متن ویکی=نیمه شعبان 84&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-06-29&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام نیمه شعبان (16 شعبان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1z4a7r2vd9yqgqKZHuf2JlFgxwHLiu0LI&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10280]-Milade Emam Zaman 84 [1384-06-29]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10281={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Enaa Anzalnaho Fi Laylate Al-qadr [1384-07-21]&lt;br /&gt;
|متن=تفکر در اشیاء&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تفکر در اشیاء&lt;br /&gt;
|نام دیگر=انا انزلناه فی لیلة‌القدر&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-07-21&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=10 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1PjxJYIlLR1U02vy6VAZ-Jh5Zn1BvQsWQ&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10281]-Enaa Anzalnaho Fi Laylate Al-qadr [1384-07-21]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10282={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shabe Ghadr 84 [1384-08-02]&lt;br /&gt;
|متن=شب‌قدر 84&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شب‌قدر 84&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-08-02&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام قدر (21 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1WAbB56ZzYZO6f6TbK_E8PF_jnH0XhdQW&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10282]-Shabe Ghadr 84 [1384-08-02]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10283={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shenakhte Velayat Ba Nabovvat&lt;br /&gt;
|متن=نبوت باید در اختیار ولایت باشد&lt;br /&gt;
|متن ویکی=نبوت باید در اختیار ولایت باشد&lt;br /&gt;
|نام دیگر=شناخت ولایت با نبوت&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-08-05&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=24 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1Wy3Cw09JrEC54tPHh1dEJFRe2HwwpyFh&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10283]-Shenakhte Velayat Ba Nabovvat [1384-08-05]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10284={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Takzibe Ahle Tasannon&lt;br /&gt;
|متن=تکذیب اهل‌تسنن&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تکذیب اهل‌تسنن&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-08-06&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=25 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=16fPJsknlaJDtSYhvuUNkF53PvKiZddkq&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10284]-Takzibe Ahle Tasannon [1384-08-06]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10285={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Harekate Emam Hoseyn Az Madine Be Makke [1384-10-19]&lt;br /&gt;
|متن=حرکت امام‌حسین از مدینه به مکه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=حرکت امام‌حسین از مدینه به مکه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-10-19&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عرفه و قربان (9 ذیحجه)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1ei6vfbSKhEWLiJWQhgYPsl-RQpLOnWXh&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10285]-Harekate Emam Hoseyn Az Madine Be Makke [1384-10-19]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10286={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Eyde Qadir 84&lt;br /&gt;
|متن=عید غدیر 84&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عید غدیر 84&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-10-29&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عید غدیر (19 ذیحجه)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1tvY04_5yn7qIWdh4slmSXMFyYwe1eULu&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10286]-Eyde Qadir 84 [1384-10-29]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10287={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ashoora 84 [1384-11-20]&lt;br /&gt;
|متن=عاشورای 84&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عاشورای 84&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-11-20&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام تاسوعا و عاشورا (10 محرم)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1cZugQI_TyfQziFojoNDyxVkscbcB0ywd&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10287]-Ashoora 84 [1384-11-20]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10288={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Haj 85 - Velayat Fergheyeh Naji Ast [1385]&lt;br /&gt;
|متن=حج 85؛ احکام حج؛ فقه و اصول&lt;br /&gt;
|متن ویکی=حج 85؛ احکام حج؛ فقه و اصول&lt;br /&gt;
|نام دیگر=حج 85 - ولایت فرقه ناجی است&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-10&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=ماه ذیحجه&lt;br /&gt;
|مکان=مکه&lt;br /&gt;
|صوت=1Way5vYQ2yzD-xu98UZ6wzW1Rr_lGgVWM&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10288]-Haj 85 - Velayat Fergheyeh Naji Ast [1385]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10289={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ashuraye 85&lt;br /&gt;
|متن=عاشورای 85&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عاشورای 85&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-11-10&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام تاسوعا و عاشورا (11 محرم)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1OHnh_CVEG22jqxsJbIKQLuh5__9VUltd&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10289]-Ashuraye 85 [1385]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10290={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Madine - Ejazeye Goftan [1385]&lt;br /&gt;
|متن=حج 85؛ اجازه گفتن&lt;br /&gt;
|متن ویکی=حج 85؛ اجازه گفتن&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-10&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=ماه ذیحجه&lt;br /&gt;
|مکان=مدینه&lt;br /&gt;
|صوت=1a_SbAzbtNh_VtlRbU6oVmslWKVRVAGu_&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10290]-Madine - Ejaze‌ye Goftan [1385]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10291={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Makke - Qadir&lt;br /&gt;
|متن=مکه؛ غدیر 85&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مکه؛ غدیر 85&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-10&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=ماه ذیحجه&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1P3FxiErDOeSh6OXuZbP6afit44lQvJxw&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10291]-Haj 85 - Ghadir [1385]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10292={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Haj 85 - Nashre Velayat Az Shia Ast [1385]&lt;br /&gt;
|متن=حج 85؛ حرکت با امر؛ شناخت علما&lt;br /&gt;
|متن ویکی=حج 85؛ حرکت با امر؛ شناخت علما&lt;br /&gt;
|نام دیگر=نشر ولایت از شیعه است&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-10&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=ماه ذیحجه&lt;br /&gt;
|مکان=مکه&lt;br /&gt;
|صوت=10BmcBziG7Q9W53ZDtSq46jNwg1CFM1c0&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10292]-Haj 85 - Nashre Velayat Az Shia Ast [1385]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10293={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Arbaine 85&lt;br /&gt;
|متن=اربعین 85؛ کنار رفتن&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اربعین 85؛ کنار رفتن&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-01-01&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام اربعین (20 صفر)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1zs9D5i4JHNhsNcdftPeQ_PUSRS88qApz&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10293]-Arbaine 85 [1385-01-01]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10294={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shenakhte Rahemiyat [1385-01-19]&lt;br /&gt;
|متن=شناخت رحمیت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شناخت رحمیت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-01-19&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عیدالزهرا (9 ربیع‌الاول)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1pIXYNAmChUmYpznrUvJc8cGBWN5ibqtH&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10294]-Shenakhte Rahemiyat [1385-01-19]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10295={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Keshti Nooh [1385-01-19]&lt;br /&gt;
|متن=کشتی نوح&lt;br /&gt;
|متن ویکی=کشتی نوح&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-01-19&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عیدالزهرا (9 ربیع‌الاول)&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1mtsZCTVFZYAv6zvBlPvEraVndVhaC9du&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10295]-Keshti Nooh [1385-01-19]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10296={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tarikhat [1385-01-21]&lt;br /&gt;
|متن=تاریخات&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تاریخات&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-01-21&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عیدالزهرا (11 ربیع‌الاول)&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1pnVJYoPMeLvqy-PG3mCO8xlYOmwbOliY&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10296]-Tarikhat [1385-01-21]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10297={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tare Ankabut [1385-01-22]&lt;br /&gt;
|متن=تار عنکبوت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تار عنکبوت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-01-22&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=12 ربیع‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1pKwcaS5I6ZjXn_Yh-yksyl7KrbKjJ2Ln&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10297]-Tare Ankabut [1385-01-22]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10298={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shenakhte Asme Ali [1385-01-23]&lt;br /&gt;
|متن=شناخت اسم علی&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شناخت اسم علی&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-01-23&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=13 ربیع‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1U065KpxyCIBftSdJCYvGmRlTQ6HQxafp&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10298]-Shenakhte Asme Ali [1385-01-23]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10299={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Edalat - Veshare [1385-03-14]&lt;br /&gt;
|متن=عدالت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عدالت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-03-14&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=7 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=وشاره&lt;br /&gt;
|صوت=19uaf4pMG1kHLKHpQbTuTVC4tUUfODIM5&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10299]-Edalat - Veshare [1385-03-14]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10300={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shahadate Hazrate Zahra 85&lt;br /&gt;
|متن=شهادت حضرت‌زهرا 85&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شهادت حضرت‌زهرا 85&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-04-08&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام شهادت حضرت‌زهرا (2 جمادی‌الثانی)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1bOkMEr5eO23-B5ID8YI8AzaB_vrzhI3F&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10300]-Shahadate Hazrate Zahra 85 [1385-04-08]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10301={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Milade Emam Ali 85 - Shenakhte Velayat&lt;br /&gt;
|متن=سیزده رجب 85؛ شناخت مداح‌ها&lt;br /&gt;
|متن ویکی=سیزده رجب 85؛ شناخت مداح‌ها&lt;br /&gt;
|نام دیگر=سیزده رجب 85؛ شناخت ولایت&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-05-17&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام سیزده رجب (13 رجب)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1nVSO11j-GHLLwRdJxmprizmu-jCkmsyM&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10301]-13 Rajab 85 - Shenakhte Velayat [1385-05-17]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10302={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shenakhte Emam Zaman (Navare Rastegari)&lt;br /&gt;
|متن=شناخت امام‌زمان؛ رستگاری&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شناخت امام‌زمان؛ رستگاری&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-06-16&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام نیمه شعبان (13 شعبان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1-GxXk3_a7q2cZSmUMluw6TKKycDWVzAe&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10302]-Shenakhte Emam Zaman (Rastegari) [1385-06-16]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10303={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ramazan 85 - Ertebat Ba Velayat&lt;br /&gt;
|متن=رمضان 85؛ ارتباط با ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=رمضان 85؛ ارتباط با ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-07-20&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام قدر (19 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1EFQi1W7fVBQq6ff6YC5SVjcIyZChUQWf&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10303]-Ramazan 85 - Ertebat Ba Velayat [1385-07-20]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10304={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shabe Qadr, Jazebeye Velayat&lt;br /&gt;
|متن=شب‌قدر؛ جاذبه ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شب‌قدر؛ جاذبه ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-07-21&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام قدر (20 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1KwCAtC6xx1igjePbjbYZIc25_0xDW_fj&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10304]-Shabe Qadr, Jazebe‌ye Velayat [1385-07-21]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10305={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ertebat Khelghat Ba Emam Hosein [1385-07-22]&lt;br /&gt;
|متن=ارتباط خلقت با امام‌حسین&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ارتباط خلقت با امام‌حسین&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-07-22&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام قدر (21 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1wTPDZYDkrSgbBsT0UFw50xLZS0yhMAOp&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10305]-Ertebat Khelghat Ba Emam Hosein [1385-07-22]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10306={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Fozto Va Rabbe Al-ka&#039;be&lt;br /&gt;
|متن=فزت و رب الکعبه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=فزت و رب الکعبه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-07-23&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام قدر (22 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=15jwB6t6ZbIVK1uUzzHwZe-RR4HReNmrw&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10306]-Fozto Va Rabbe Al-ka&#039;be [1385-07-23]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10307={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shenakhte Ertebat Ba Velayat&lt;br /&gt;
|متن=شناخت ارتباط با ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شناخت ارتباط با ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-08-13&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=12 شوال&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1LpTQcs7u-5glQ7B_eh5zOeS2zHGsvrLC&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10307]-Shenakhte Ertebat Ba Velayat [1385-08-13]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10308={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ghadrdani Az Jalaseh [1385-09-20]&lt;br /&gt;
|متن=قدردانی از جلسه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=قدردانی از جلسه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-09-20&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=20 ذیقعده&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1gY-nu3S-DQ9_ERafTrmXR32ISt4xJrkx&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10308]-Ghadrdani Az Jalaseh [1385-09-20]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10309={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Haj 85 -Doa - [1385-09-25]&lt;br /&gt;
|متن=حج 85؛ احکام حج؛ دعا&lt;br /&gt;
|متن ویکی=حج 85؛ احکام حج؛ دعا&lt;br /&gt;
|نام دیگر=حج 85 - دعا&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-09-25&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=25 ذیقعده&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1MuihLQuf4Y2ybs-SDZrNaKUYKb0BS6HE&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10309]-Makkeh 85 -Doa - [1385-09-25]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10310={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Hazrate Abolfazl&lt;br /&gt;
|متن=حضرت‌ابوالفضل&lt;br /&gt;
|متن ویکی=حضرت‌ابوالفضل&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-11-05&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=6 محرم&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1qyZGHzbcb7AVORX00O7FYizkkh7CmqlY&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10310]- Hazrate Abalfazl [1385-11-05]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10311={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shahadate Emam Hasan Va Emame Reza 85 [1385-12-28]&lt;br /&gt;
|متن=شهادت امام‌حسن و امام‌رضا 85&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شهادت امام‌حسن و امام‌رضا 85&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-12-28&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام شهادت امام‌حسن و امام‌رضا (29 صفر)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1z56EveXQtIqq68cneX-4sxuxMioAXhBj&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10311]-Shahadate Emam Hasan Va Emame Reza 85 [1385-12-28]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10313={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mahhad 86 - Babe Velayat [1386-01-18]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 86؛ باب ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 86؛ باب ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1386-01-18&lt;br /&gt;
|سال=1386&lt;br /&gt;
|مناسبت=19 ربیع‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=19EfKtMP04EIvelMlRmTJhU5gWI0vMOqe&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10313]-Mahhad 86 - Babe Velayat [1386-01-18]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10314={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 86 - Neda [1386-01-20]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 86؛ ندا&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 86؛ ندا&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1386-01-20&lt;br /&gt;
|سال=1386&lt;br /&gt;
|مناسبت=21 ربیع‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1W6x755g59tEKjmA2uYzdsVG3CDPGYWGs&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10314]-Mashhad 86 - Neda [1386-01-20]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10315={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 88 - Shenakhte Emam [1388-01-23]&lt;br /&gt;
|متن=شناخت امام&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شناخت امام&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1388-01-23&lt;br /&gt;
|سال=1388&lt;br /&gt;
|مناسبت=16 ربیع‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1dEdIUt9DgOzyggRU-CFVYzBjNxaO1lwm&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10315]-Mashhad 88 - Shenakhte Emam [1388-01-23]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10316={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shenakhte Khalq [1386-03-10]&lt;br /&gt;
|متن=شناخت خلق&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شناخت خلق&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1386-03-10&lt;br /&gt;
|سال=1386&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام شهادت حضرت‌زهرا (14 جمادی‌الاول)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1XV7YnASkf_Nj7Z9to96Jg7w_WVfdOCyn&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10316]-Shenakhte Khalq [1386-03-10]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10317={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ajez Budan Dar Amre Velayat - Veshare&lt;br /&gt;
|متن=عاجز بودن در امر ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عاجز بودن در امر ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1386-03-14&lt;br /&gt;
|سال=1386&lt;br /&gt;
|مناسبت=18 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=وشاره&lt;br /&gt;
|صوت=1ldPCoCeEcavKzH7KdSZGHUH2S2zZ8KLV&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10317]-Ajez Budan Dar Amre Velayat - Veshare [1386-03-14]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10318={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shenakhte Famil&lt;br /&gt;
|متن=خلق‌پرستی و فامیل‌پرستی&lt;br /&gt;
|متن ویکی=خلق‌پرستی و فامیل‌پرستی&lt;br /&gt;
|نام دیگر=شناخت فامیل&lt;br /&gt;
|تاریخ=1386-05-04&lt;br /&gt;
|سال=1386&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام سیزده رجب (11 رجب)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1C6nlnYhErDcM4vo-Mj_QcZuiugbamn1Y&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10318]-Shenakhte Famil [1386-05-04]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10319={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Vabastegi [1386-07-10]&lt;br /&gt;
|متن=وابستگی&lt;br /&gt;
|متن ویکی=وابستگی&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1386-07-10&lt;br /&gt;
|سال=1386&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام قدر (20 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=10yS426C1ukVh52a_qe6qaMMozovqegMb&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10319]-Vabastegi [1386-07-10]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10320={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shabe Tasooa 86 [1386-10-27]&lt;br /&gt;
|متن=شب تاسوعای 86&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شب تاسوعای 86&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1386-10-27&lt;br /&gt;
|سال=1386&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام تاسوعا و عاشورا (8 محرم)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1q_y7dFwE7EK_CyqIr1rf5E6XtnhurGpJ&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10320]-Shabe Tasooa 86 [1386-10-27]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10321={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Arbaine 86 - Tazakkore Velayat&lt;br /&gt;
|متن=اربعین 86؛ تذکر درباره زیارت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اربعین 86؛ تذکر درباره زیارت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=تذکر درباره عبادت&lt;br /&gt;
|تاریخ=1386-12-09&lt;br /&gt;
|سال=1386&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام اربعین (20 صفر)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1qIV4x_7_w7lRD4wRL1W5e9fzopxutGMH&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10321]-Arbaine 86 - Tazakkore Velayat [1386-12-09]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10322={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Arbaeen 87&lt;br /&gt;
|متن=اربعین 87؛ پست و مقام؛ خلق و نگاه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اربعین 87؛ پست و مقام؛ خلق و نگاه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1387-11-28&lt;br /&gt;
|سال=1387&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام اربعین (20 صفر)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1lYjM-5Nq1LTux4AkfFPlFGiDDd7lDoM0&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10322]-Arbaeen 87&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10323={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ramazane 87 - Shab‌haye Ramazan 87&lt;br /&gt;
|متن=شبهای رمضان 87&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شبهای رمضان 87&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1387&lt;br /&gt;
|سال=1387&lt;br /&gt;
|مناسبت= &lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=ندارد&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10324={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Eyde Qadir 87&lt;br /&gt;
|متن=عید غدیر 87&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عید غدیر 87&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1387-09-27&lt;br /&gt;
|سال=1387&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عید غدیر (18 ذیحجه)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1_Gi3894eDbkRq086Ue_AtiEQ98QqAJHm&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10324]-Eyde Qadir 87 [1387-09-27]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10325={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 87&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 87&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 87&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1387-01&lt;br /&gt;
|سال=1387&lt;br /&gt;
|مناسبت= &lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=ندارد&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10326={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shenakhte Jazebeh [1387-01-21]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 87؛ شناخت جاذبه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 87؛ شناخت جاذبه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1387-01-26&lt;br /&gt;
|سال=1387&lt;br /&gt;
|مناسبت=7 ربیع‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1dJUh4VRi8mM_wscHmjhas9c4cR0_9xHf&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10326]-Shenakhte Jazebeh [1387-01-21]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10327={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Meghnatise Velayat [1387-01-27]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 87؛ مغناطیس ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 87؛ مغناطیس ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1387-01-27&lt;br /&gt;
|سال=1387&lt;br /&gt;
|مناسبت=8 ربیع‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1Ze66oTkX_7mtk2MUiFiv6EZvsoIqfiuU&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10327]-Meghnatise Velayat [1387-01-27]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10328={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Milade Emam Zaman 87 [1387-05-27]&lt;br /&gt;
|متن=نیمه شعبان 87&lt;br /&gt;
|متن ویکی=نیمه شعبان 87&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1387-05-27&lt;br /&gt;
|سال=1387&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام نیمه شعبان (14 شعبان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1GtNMZ3DS-PNmfSFX0nFmsd8mY5lhCJXU&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10328]-Milade Emam Zaman 87 [1387]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10329={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shenakhte Alast [1387-01-24]&lt;br /&gt;
|متن=شناخت الست&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شناخت الست&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1387-01-24&lt;br /&gt;
|سال=1387&lt;br /&gt;
|مناسبت=5 ربیع‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1hvs9QEgqD3EcazFl0AJhOfnSp6ndjH7r&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10329]-Shenakhte Alast [1387-01-24]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10331={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ijad [1387-03-14]&lt;br /&gt;
|متن=ایجاد&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ایجاد&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1387-03-14&lt;br /&gt;
|سال=1387&lt;br /&gt;
|مناسبت=28 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1TUrr_Bqx68qRLLEnaj7HSM0yuXlDK6ic&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10331]-Ijad [1387-03-14]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10332={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Kamal Kolle Kamal [1387-03-15]&lt;br /&gt;
|متن=سخنرانی کمال، کل کمال&lt;br /&gt;
|متن ویکی=سخنرانی کمال، کل کمال&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1387-03-15&lt;br /&gt;
|سال=1387&lt;br /&gt;
|مناسبت=29 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1PaPm06bWqP0N_RjXWbHtwyfn345JwN8t&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10332]-Kamal Kolle Kamal [1387-03-15]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10333={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ertebat [1387-06-28]&lt;br /&gt;
|متن=ارتباط 87&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ارتباط 87&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1387-06-28&lt;br /&gt;
|سال=1387&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام قدر (17 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1DA2zlUbFOhnCiLy0cIh5K1a4jPOveuXv&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10333]-Ertebat [1387-06-28]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10334={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tasuaye 87&lt;br /&gt;
|متن=تاسوعای 87&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تاسوعای 87&lt;br /&gt;
|نام دیگر=بدون متن&lt;br /&gt;
|تاریخ=1387-10-17&lt;br /&gt;
|سال=1387&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام تاسوعا و عاشورا (9 محرم)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1drvWsFWOc66F7Wr-MxIXSUGd0wKKAGjx____&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10337={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Nazele [1388-01-21]&lt;br /&gt;
|متن=نازله&lt;br /&gt;
|متن ویکی=نازله&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1388-02-21&lt;br /&gt;
|سال=1388&lt;br /&gt;
|مناسبت=16 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=17q3y5GxhwHG8RuTnCX0dxMdQko3N-k7i&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10337]-Nazele [1388-01-21]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10338={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Yousof [1389-01-29]&lt;br /&gt;
|متن=حضرت‌یوسف 89&lt;br /&gt;
|متن ویکی=حضرت‌یوسف 89&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1389-01-29&lt;br /&gt;
|سال=1389&lt;br /&gt;
|مناسبت=4 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=11owvxBzdnoqRZ-sl_eCbyzV6auz0eG37&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10338]-Yousof [1389-01-29] &lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10339={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ertebate 89 [1389-01-28]&lt;br /&gt;
|متن=ارتباط 89&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ارتباط 89&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1389-01-28&lt;br /&gt;
|سال=1389&lt;br /&gt;
|مناسبت=3 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1CJ1TAcGFsG_IQX7AOwnjZQHuRImzDoqd&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10339]-Ertebate 89 [1389-01-28]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10341={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Qane&#039; Va Razi Boodan [1389-10-18]&lt;br /&gt;
|متن=انفاق؛ قانع و راضی بودن&lt;br /&gt;
|متن ویکی=انفاق؛ قانع و راضی بودن&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1389-10-18&lt;br /&gt;
|سال=1389&lt;br /&gt;
|مناسبت=2 صفر&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1xSCNvgCFeK-zoH--mhWB_s6CSxPJKqr5&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10341]-Qane&#039; Va Razi Boodan [1389-10-18]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10342={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Arbaine 90 - Ebadate Khiyali&lt;br /&gt;
|متن=اربعین 90؛ عبادتهای خیالی&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اربعین 90؛ عبادتهای خیالی&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1390-10-24&lt;br /&gt;
|سال=1390&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام اربعین (19 صفر)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=10nvTucFsYAr0wgZtfM9w2O5imvlsGIck&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10342]-Arbaine 90 - Ebadate Khiyali [1390]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10343={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Enayate 5 Tan Be Shia [1390]&lt;br /&gt;
|متن=عنایت پنج‌تن به شیعه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عنایت پنج‌تن به شیعه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1390-03-14&lt;br /&gt;
|سال=1390&lt;br /&gt;
|مناسبت=2 رجب&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1oA-N9IDzpIlEXIyFkLZ7ErQqQJyoKGHQ&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10343]-Enayate 5 Tan Be Shia [1390]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10344={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 90 - Enayate Emam Reza Be Zovvar [1390]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 90؛ عنایت امام‌رضا به زوار&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 90؛ عنایت امام‌رضا به زوار&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1390-02-04&lt;br /&gt;
|سال=1390&lt;br /&gt;
|مناسبت=20 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1Woo9PEJXa1m6Gyehq-nUL8cSbeWfy4ZC&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10344]-Mashhad 90 - Enayate Emam Reza Be Zovvar [1390]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10345={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 90 - Enayate Hazrate Zahra&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 90؛ عنایت حضرت‌زهرا&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 90؛ عنایت حضرت‌زهرا&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1390-02-03&lt;br /&gt;
|سال=1390&lt;br /&gt;
|مناسبت=19 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1mX4fNw-8YPf81X0naHT3HpsKuKAEEaBo&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10345]-Mashhad 90 - Enayate Hazrate Zahra [1390-02-03]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10346={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Amir Al-Mo&#039;menin Ra Behtar Beshnasim [1390-02-28]&lt;br /&gt;
|متن=امیرالمؤمنین را بهتر بشناسیم 90&lt;br /&gt;
|متن ویکی=امیرالمؤمنین را بهتر بشناسیم 90&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1390-02-28&lt;br /&gt;
|سال=1390&lt;br /&gt;
|مناسبت=14 جمادی‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1XPGmfHvM7zYG9acP9ratdJ8KxglR_C9R&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10346]-Amir Al-Mo&#039;menin Ra Behtar Beshnasim [1390-02-28]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10347={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tazakkore 90 [1390-08-23]&lt;br /&gt;
|متن=تذکر 90&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تذکر 90&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1390-08-23&lt;br /&gt;
|سال=1390&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عید غدیر (17 ذیحجه)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1DMEG8qHR6Fn-JlTsNLQtf-wyNYrUDepX&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10347]-Tazakkore 90 [1390-08-23]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10348={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Behtar Amir Al-Mo&#039;Menin Ra Beshenasim&lt;br /&gt;
|متن=امیرالمؤمنین را بهتر بشناسیم 91&lt;br /&gt;
|متن ویکی=امیرالمؤمنین را بهتر بشناسیم 91&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1391&lt;br /&gt;
|سال=1391&lt;br /&gt;
|مناسبت= &lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=ندارد&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10349={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashad 91-Enayate Imam Reza Mavara [1391-02-02]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 91؛ عنایت امام‌رضا؛ ماوراء&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 91؛ عنایت امام‌رضا؛ ماوراء&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1391-02-02&lt;br /&gt;
|سال=1391&lt;br /&gt;
|مناسبت=29 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1LWP4r7cp3aQMtCahUJN7z7d8lwjW3KAe&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10349]-Mashad 91-Enayate Imam Reza (Mavara) [1391-02-02]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10350={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 91 - E&#039;Teqad Hazrate Zahra [1391-02-03]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 91؛ حضرت‌زهرا؛ اعتقاد&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 91؛ حضرت‌زهرا؛ اعتقاد&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1391-02-03&lt;br /&gt;
|سال=1391&lt;br /&gt;
|مناسبت=30 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=10aZfjBpX64pOBVVu-aLAVq1bMhTyQ3K0&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10350]-Mashhad 91 - E&#039;Teqad (Hazrate Zahra) [1391-02-03]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10351={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mostaghel Va Mahdoodeh [1391-08-01]&lt;br /&gt;
|متن=مستقل و محدوده&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مستقل و محدوده&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1391-08-01&lt;br /&gt;
|سال=1391&lt;br /&gt;
|مناسبت=6 ذیحجه&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1G1LTP6WypZFbKVBOTKn418gexj7DlXZH&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10351]-Mostaghel Va Mahdoodeh [1391-08-01]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10352={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Eyde Qadir 91 - Jamee [1391-08-13]&lt;br /&gt;
|متن=عید غدیر 91؛ جامعه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عید غدیر 91؛ جامعه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1391-08-13&lt;br /&gt;
|سال=1391&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عید غدیر (18 ذیحجه)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1K7RXRZMxAq_Ov8_DSG-9JV5wt_-6DnEa&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10352]-Eyde Qadir 91 - Jamee [1391-08-13]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10353={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Arbaine 91&lt;br /&gt;
|متن=اربعین 91&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اربعین 91&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1391-10-14&lt;br /&gt;
|سال=1391&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام اربعین (20 صفر)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1lM-wWaYSghZfZtWEYgNUfG3zSh5J1XET&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10353]-Arbaine 91 [1391-10-14]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10354={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Arbaine 92 [1392]&lt;br /&gt;
|متن=اربعین 92؛ نه اسلام داریم، نه ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اربعین 92؛ نه اسلام داریم، نه ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1392-10-02&lt;br /&gt;
|سال=1392&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام اربعین (19 صفر)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1YFbA-uxuridSVYGZyjmbIBbK5ziL584I&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10354]-Arbaine 92 [1392]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10355={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ramazan 92 (Shabe 27)&lt;br /&gt;
|متن=رمضان 92 (شب 27)&lt;br /&gt;
|متن ویکی=رمضان 92 (شب 27)&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1392-05-14&lt;br /&gt;
|سال=1392&lt;br /&gt;
|مناسبت=28 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=ندارد&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10356={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Eyde Fetr 92 - [1392-08-18]&lt;br /&gt;
|متن=عید فطر 92&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عید فطر 92&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1392-05-18&lt;br /&gt;
|سال=1392&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عید فطر (2 شوال)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1rJoSERZRhempNwgsdyEiM-4w75qhPLsg&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10356]-Eyde Fetr 92 - [1392-08-18]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10357={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 92 - Najme [1392]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 92؛ نجمه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 92؛ نجمه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1392&lt;br /&gt;
|سال=1392&lt;br /&gt;
|مناسبت= &lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1PNfyYN3PP6a3oWOwdwB3ojMoW1cQZtGH&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10357]-Mashhad 92 - Najme [1392]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10358={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 92 - Jame&#039;e [1392-02-02]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 92؛ جامعه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 92؛ جامعه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1392-02-02&lt;br /&gt;
|سال=1392&lt;br /&gt;
|مناسبت=11 جمادی‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1bZo0LShkBfCHUi3fwInnU7KXviwxOWcw&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10358]-Mashhad 92 - Jame&#039;e [1392-02-02]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10359={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Milade Emam Ali 92&lt;br /&gt;
|متن=سیزده رجب 92&lt;br /&gt;
|متن ویکی=سیزده رجب 92&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1392-03-03&lt;br /&gt;
|سال=1392&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام سیزده رجب (14 رجب)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1R3NgtaTiaXIJwMcry1lvd-x2fLySzPA1&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10359]-Milade Emam Ali 92 [1392-03-03]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10360={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 92-Imam Reza [1392-01-31]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 92؛ امام‌رضا&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 92؛ امام‌رضا&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1392-01-31&lt;br /&gt;
|سال=1392&lt;br /&gt;
|مناسبت=9 جمادی‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1QSdeX-CLKls0bNot10nMy_kfw6cESB5c&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10360]-Mashhad 92-Imam Reza [1392-01-31]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10361={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ramazan 92 [1392-04-20]&lt;br /&gt;
|متن=رمضان 92&lt;br /&gt;
|متن ویکی=رمضان 92&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1392-04-20&lt;br /&gt;
|سال=1392&lt;br /&gt;
|مناسبت=3 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1BuRxqpT1OTTixTVp742Bnz3R9OI603pF&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10361]-Ramazan 92 [1392-04-20]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10362={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Eta&#039;at Amre Velayat Ast [1383-07-30]&lt;br /&gt;
|متن=هدف از خلقت بشر&lt;br /&gt;
|متن ویکی=هدف از خلقت بشر&lt;br /&gt;
|نام دیگر=اطاعت امر، ولایت است&lt;br /&gt;
|تاریخ=1383-07-30&lt;br /&gt;
|سال=1383&lt;br /&gt;
|مناسبت=7 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1Ha_bv2qjfxzAwtjR6ZW-gV2VzTlRf9V0&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10362]-Eta&#039;at Amre Velayat Ast [1383-07-30]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10363={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tasuaye 92&lt;br /&gt;
|متن=تاسوعای 92؛ قدردانی از جلسه ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تاسوعای 92؛ قدردانی از جلسه ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1392-08-22&lt;br /&gt;
|سال=1392&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام تاسوعا و عاشورا (9 محرم)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1T4epYAlG0gvdamBQ0e6SdoSGltwyNd6y&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10363]-Tasuaye 92 [1392-08-22]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10364={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ashuraye 92&lt;br /&gt;
|متن=عاشورای 92&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عاشورای 92&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1392-08-23&lt;br /&gt;
|سال=1392&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام تاسوعا و عاشورا (10 محرم)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1gw3mdSTw8DqltxKeI8bhKesrjr0uMkNG&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10364]-Ashuraye 92 [1392-08-23]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10365={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ashuraye 93 [1393]&lt;br /&gt;
|متن=عاشورای 93&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عاشورای 93&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1393-08-13&lt;br /&gt;
|سال=1393&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام تاسوعا و عاشورا (11 محرم)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1KgXa2LUlfK52oCHNReqzkHBSoM0R6s76&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10365]-Ashuraye 93 [1393]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10366={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Eyde Qadir 93&lt;br /&gt;
|متن=عید غدیر 93&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عید غدیر 93&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1393-07-21&lt;br /&gt;
|سال=1393&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عید غدیر (18 ذیحجه)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1GY8CSMDmnJjM5iN8stanl6ujlWJ55Jbd&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10366]-Eyde Qadir 93 [1393]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10367={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Milade Emam Ali 93&lt;br /&gt;
|متن=سیزده رجب 93&lt;br /&gt;
|متن ویکی=سیزده رجب 93&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1393-02-23&lt;br /&gt;
|سال=1393&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام سیزده رجب (13 رجب)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1vN62FcCnm2qVDnG3WO1NqGA3H9FM61u7&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10367]-Milade Emam Ali 93 [1393-02-23]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10368={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ramazan 94&lt;br /&gt;
|متن=رمضان 94&lt;br /&gt;
|متن ویکی=رمضان 94&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1394&lt;br /&gt;
|سال=1394&lt;br /&gt;
|مناسبت= &lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1W_pPcG8EzgWLS1FpXlMZPSJ-26KNEIe-&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10368]-Ramazan 94 [1394]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10369={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ramazan 94 (Shabe 21) [1394]&lt;br /&gt;
|متن=رمضان 94؛ شب بیست و یکم&lt;br /&gt;
|متن ویکی=رمضان 94؛ شب بیست و یکم&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1394-04-17&lt;br /&gt;
|سال=1394&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام قدر (21 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1tDazzazbCDgLtlAwN1dAbyhHgHvVF108&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10369]-Ramazan 94 (Shabe 21) [1394]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10370={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 94-Shabe Avval [1394]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 94؛ شب اول؛ قبولی زیارت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 94؛ شب اول؛ قبولی زیارت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1394-02-20&lt;br /&gt;
|سال=1394&lt;br /&gt;
|مناسبت=21 رجب&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1n5B4rjLKcbUV39Jn1mMDPzzh2tPnpalZ&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10370]-Mashhad 94-Shabe Avval [1394]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10371={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 94 - Shabe Dovvom, Rowze [1394]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 94؛ شب دوم، روضه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 94؛ شب دوم، روضه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1394-02-21&lt;br /&gt;
|سال=1394&lt;br /&gt;
|مناسبت=22 رجب&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1Q6_WQze8LOSNkH1jcOPrmDkA2Jv3Lqfb&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10371]-Mashhad 94 - Shabe Dovvom, Rowze [1394]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10372={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 94&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 94&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 94&lt;br /&gt;
|نام دیگر=بدون متن&lt;br /&gt;
|تاریخ=1394-02-19&lt;br /&gt;
|سال=1394&lt;br /&gt;
|مناسبت=20 رجب&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=ندارد&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10373={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ramazan 95 (20 Ramazan) [1395-04-06]&lt;br /&gt;
|متن=بیستم رمضان 95&lt;br /&gt;
|متن ویکی=بیستم رمضان 95&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1395-04-06&lt;br /&gt;
|سال=1395&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام قدر (20 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=15AJM3vC3yBouF6n9DgGMxfrjXMn07YlK&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10373]-Ramazan 95 (20 Ramazan) [1395-04-06]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10375={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ehterame Maqam&lt;br /&gt;
|متن=احترام مقام&lt;br /&gt;
|متن ویکی=احترام مقام&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت= &lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=ندارد&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10376={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Elqa [1378-08-28]&lt;br /&gt;
|متن=القاء&lt;br /&gt;
|متن ویکی=القاء&lt;br /&gt;
|نام دیگر=امر&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-08-28&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عید مبعث (29 رجب)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1_XZ0yJA3f33Pgl84vaHO3BG55OMtiqHu&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10376]-Elqa [1378-08-28]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10377={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Imam Hossein [1376-12-18]&lt;br /&gt;
|متن=امام‌حسین؛ شناخت ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=امام‌حسین؛ شناخت ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-12-18&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام ولادت امام‌رضا (10 ذیقعده)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1ln4QPE4g9vh38j1_nEVSTEiYYjVJQPYE&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10377]-Imam Hossein [1376-12-18]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10378={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Imam Zaman Va Zekrollah [1379-10-29]&lt;br /&gt;
|متن=امام‌زمان؛ ذکر الله&lt;br /&gt;
|متن ویکی=امام‌زمان؛ ذکر الله&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1379-10-29&lt;br /&gt;
|سال=1379&lt;br /&gt;
|مناسبت=22 شوال&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1wPZQ_UGEjQz5GRwfFu3GuZOxIot3VlhO&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10378]-Imam Zaman&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10380={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Buye Velayat [1376-05-16]&lt;br /&gt;
|متن=بوی ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=بوی ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-05-16&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=2 ربیع‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1jYkE6N3LpNC6-gExbypP6412SNSU5W9S&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10380]-Buye Velayat [1376-05-16]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10383={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Towlid [1384-01-05]&lt;br /&gt;
|متن=ولایت، شرط قبولی سنت و عبادت؛ تولید&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ولایت، شرط قبولی سنت و عبادت؛ تولید&lt;br /&gt;
|نام دیگر=تولید&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-01-05&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=14 صفر&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1SJv-V-nufzPV3dA4-6tDtrMRkYTW0pTK&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10383]-Towlid [1384-01-05]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10384={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Hakemiyat&lt;br /&gt;
|متن=حاکمیت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=حاکمیت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1382-10-25&lt;br /&gt;
|سال=1382&lt;br /&gt;
|مناسبت=22 ذیقعده&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=10WGzg-PJJ1nUSrYA8Pumv2wgSka-jiGt&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10384]-Hakemiyat  [1382-10-25]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10385={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 93 - Harekate Emam Reza [1393]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 93؛ حرکت امام‌رضا از مدینه به طوس&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 93؛ حرکت امام‌رضا از مدینه به طوس&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1393-03&lt;br /&gt;
|سال=1393&lt;br /&gt;
|مناسبت= &lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1mI6OhDi43Rbk87HdmH253de5gRLgBApm&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10385]-Harkate Imam Reza [1393]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10388={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Khetab Be Javanane Ahle Tasannon&lt;br /&gt;
|متن=خطاب به جوانان اهل‌تسنن&lt;br /&gt;
|متن ویکی=خطاب به جوانان اهل‌تسنن&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت= &lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1jbu3nOZPcqMyPWgh43CcIMKxVtrGtKNn&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10388]-Khetab Be Javanane Ahle Tasannon&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10389={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Rowze‌ye Imam Hossein&lt;br /&gt;
|متن=روضه امام‌حسین&lt;br /&gt;
|متن ویکی=روضه امام‌حسین&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1394&lt;br /&gt;
|سال=1394&lt;br /&gt;
|مناسبت= &lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1pHs-dg2vpg20LdyyN3A-vZobOiJfmE-k&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10389]-Rowze‌ye Imam Hossein&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10391={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Sharte Qabooli Ebadat Velayat Ast [1389-05-28]&lt;br /&gt;
|متن=عبادت؛ انبیاء؛ مجلس ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عبادت؛ انبیاء؛ مجلس ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=شرط قبولی عبادت، ولایت است&lt;br /&gt;
|تاریخ=1389-05-28&lt;br /&gt;
|سال=1389&lt;br /&gt;
|مناسبت=9 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1bGCPZnZageFy-Pxmh3h9tUcCQ-CM8HgK&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10391]-Sharte Qabooli Ebadat Velayat Ast [1389-05-28]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10392={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shenakhte Imam Zaman&lt;br /&gt;
|متن=شناخت امام زمان&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شناخت امام زمان&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت= &lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1JUHilc-1XqEze3-HsqSaSM5T2hQxeeVZ&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10392]-Shenakhte Imam Zaman&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10394={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Azemate Shia&lt;br /&gt;
|متن=شب‌قدر 86؛ عظمت شیعه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شب‌قدر 86؛ عظمت شیعه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1386-07-12&lt;br /&gt;
|سال=1386&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام قدر (22 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1NQqlxzqpOVe7QIrCWYCOk0CVBkDdQW60&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10394]-Azemate Shia&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10396={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Vo&#039;az&lt;br /&gt;
|متن=وعاظ&lt;br /&gt;
|متن ویکی=وعاظ&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=&lt;br /&gt;
|سال=&lt;br /&gt;
|مناسبت= &lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1UZRXaRd1HTxSR855kaXqKhOpHUehXNIf&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10396]-Vo&#039;az&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10397={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Vaqayee Ashoora&lt;br /&gt;
|متن=وقایع عاشورا&lt;br /&gt;
|متن ویکی=وقایع عاشورا&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1389-09-15&lt;br /&gt;
|سال=1389&lt;br /&gt;
|مناسبت=29 ذیحجه&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1kMqU4Cz-M7zNqHm9XvEL_nl-Gqo117uV&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10397]-Vaqayee Ashoora&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10398={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ehtiyaje Mavarai Bashar Etaate Amr Ast [1381-05-17]&lt;br /&gt;
|متن=احتیاج ماورایی بشر، اطاعت امر است&lt;br /&gt;
|متن ویکی=احتیاج ماورایی بشر، اطاعت امر است&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-05-17&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=29 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1vAvIHgdKqUxBBGFDUcOPVSiIDGpNZ_VB&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10398]-Ehtiyaje Mavarai Bashar Etaate Amr Ast [1381-05-17]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10399={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Arbaine 89&lt;br /&gt;
|متن=اربعین 89&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اربعین 89&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1389-11-05&lt;br /&gt;
|سال=1389&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام اربعین (19 صفر)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=18LpJAfKHfrsekFqHZtRvnTApz_hit2Ga&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10399]-Arbaine 89 [1389]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10400={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Arbaine 94 [1394]&lt;br /&gt;
|متن=اربعین 94؛ اشتباهات مردم&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اربعین 94؛ اشتباهات مردم&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1394-09-11&lt;br /&gt;
|سال=1394&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام اربعین (19 صفر)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1eTNZDRrr4XYHXhgdPNO6Ogmv899Nc3z-&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10400]-Arbaine 94 [1394]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10401={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Etaate Amr Mowjebe Ashrafiyat Ensan Ast&lt;br /&gt;
|متن=اطاعت امر، موجب اشرفیت انسان است&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اطاعت امر، موجب اشرفیت انسان است&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1380-09-22&lt;br /&gt;
|سال=1380&lt;br /&gt;
|مناسبت=27 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1y138hgq6bw6Zq2xf7sToGCzwgL9IPPO9&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10401]-Etaate Amr Mowjebe Ashrafiyat Ensan Ast [1380-09-22]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10403={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Barkhord [1383-05-22]&lt;br /&gt;
|متن=برخورد&lt;br /&gt;
|متن ویکی=برخورد&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1383-05-22&lt;br /&gt;
|سال=1383&lt;br /&gt;
|مناسبت=25 جمادی‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1xCH1uozDPY4RCRezHgKVYiJQpim7Y4Rg&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10403]-Barkhord [1383-05-22]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10404={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tasuaye 90&lt;br /&gt;
|متن=تاسوعای 90&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تاسوعای 90&lt;br /&gt;
|نام دیگر=بدون متن&lt;br /&gt;
|تاریخ=1390-09-14&lt;br /&gt;
|سال=1390&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام تاسوعا و عاشورا (9 محرم)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1JyH_rNfAzDpGANlU-NuYKNUK4Yj-juIc____&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10405={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tasuaye 94 [1394-08-01]&lt;br /&gt;
|متن=تاسوعای 94&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تاسوعای 94&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1394-08-01&lt;br /&gt;
|سال=1394&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام تاسوعا و عاشورا (9 محرم)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=182zqEsG9_a7Q2a6OyjV4fUyFQSR4jCoz&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10405]-Tasuaye 94 [1394-08-01]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10406={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tajassos [1378-02-19]&lt;br /&gt;
|متن=تجسس&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تجسس&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-12-19&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=3 ذیحجه&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1s_m8qBR20MZMTS3RBqibiAUY8CLerTSE&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10406]-Tajassos [1378-02-19]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10408={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 81 - Towhid Dar Mashhad&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 81؛ توحید&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 81؛ توحید&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-01-21&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=27 محرم&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=16tJ_cAXKqY-HLbvS_zm8JavqJZJ1h1V3&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10408]-Mashhad 81 - Towhid [1381-01-21]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10409={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Dadgahe Ashabe Shomal [1375-06-26]&lt;br /&gt;
|متن=دادگاه ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=دادگاه ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=دادگاه اصحاب‌شمال&lt;br /&gt;
|تاریخ=1375-06-26&lt;br /&gt;
|سال=1375&lt;br /&gt;
|مناسبت=3 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1qvgIvw4jaC1ajMfZ3Le17Asug8SSp19P&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10409]-Dadgahe Ashabe Shomal [1375-06-26]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10410={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Dar Rustaye Veshareh [1383-03-15]&lt;br /&gt;
|متن=در روستای وشاره&lt;br /&gt;
|متن ویکی=در روستای وشاره&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1383-03-15&lt;br /&gt;
|سال=1383&lt;br /&gt;
|مناسبت=15 ربیع‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1ggo154vh6RjMeib--5ohTibCe_PgeRto&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10410]-Dar Rustaye Veshareh [1383-03-15]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10411={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ramezan 80 - Zayeat [1380-08-24]&lt;br /&gt;
|متن=ضایعات؛ مدیریت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ضایعات؛ مدیریت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1380-08-24&lt;br /&gt;
|سال=1380&lt;br /&gt;
|مناسبت=28 شعبان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1r-GTrDr_lZLPhQQxi8V5AIrF3-n0ZQ-U&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10411]-Ramezan 80 - Zayeat [1380-08-24]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10413={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ebadat Bi Velayate Nejatbakhsh Nist [1383-08-04]&lt;br /&gt;
|متن=دستور شب‌قدر؛ عبادت بی‌ولایت نجات‌بخش نیست&lt;br /&gt;
|متن ویکی=دستور شب‌قدر؛ عبادت بی‌ولایت نجات‌بخش نیست&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1383-08-04&lt;br /&gt;
|سال=1383&lt;br /&gt;
|مناسبت=11 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1L47aZW7HViLpBNogS8moZz0o75F83nsi&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10413]-Dasture Shabe Qadr, Ebadat Bi Velayate Nejatbakhsh Nist [1383-08-04]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10414={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Zemzeme Ba Emam Zaman [1381-02-05]&lt;br /&gt;
|متن=زمزمه با امام‌زمان&lt;br /&gt;
|متن ویکی=زمزمه با امام‌زمان&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-02-05&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=12 صفر&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1wYlS0WZzGAXq6Ffa2t9btgNS7J1f4vLM&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10414]-Zemzeme Ba Emam Zaman [1381-02-05]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10415={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shakhes Dar Khelqat Velayat Ast&lt;br /&gt;
|متن=شاخص در خلقت، ولایت است&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شاخص در خلقت، ولایت است&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1380-06-29&lt;br /&gt;
|سال=1380&lt;br /&gt;
|مناسبت=2 رجب&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1P4V5L2-bVLS8ZajQzRvk-C8MkDsnUJW4&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10415]-Shakhes Dar Khelqat Velayat Ast [1380-06-29]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10416={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Arbaine 81 (Shab)&lt;br /&gt;
|متن=شب‌اربعین 81&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شب‌اربعین 81&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-02-12&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام اربعین (19 صفر)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1ZbPLd-jfb0WshAxzhCraPY5v2Y9ZlkY4&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10416]-Arbaine 81 (Shab) [1381-02-12]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10417={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ramazane 91 - Shabe Qadr&lt;br /&gt;
|متن=شب‌قدر 91&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شب‌قدر 91&lt;br /&gt;
|نام دیگر=بدون متن&lt;br /&gt;
|تاریخ=1391&lt;br /&gt;
|سال=1391&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام قدر ()&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=ندارد&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10418={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shenakht Dar Khelqate Velayat&lt;br /&gt;
|متن=شناخت در خلقت ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شناخت در خلقت ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1380&lt;br /&gt;
|سال=1380&lt;br /&gt;
|مناسبت= &lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=ندارد&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10420={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shahadate Hazrate Zahra 90&lt;br /&gt;
|متن=شهادت حضرت‌زهرا 90&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شهادت حضرت‌زهرا 90&lt;br /&gt;
|نام دیگر=بدون متن&lt;br /&gt;
|تاریخ=1390-02-17&lt;br /&gt;
|سال=1390&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام شهادت حضرت‌زهرا (3 جمادی‌الثانی)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1t0MYE5afTlbNA57ca3Ko3UhCLpmnlm8E____&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10421={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shie Shafaat Kon Ast [1383-08-07]&lt;br /&gt;
|متن=شیعه شفاعت‌کن است&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شیعه شفاعت‌کن است&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1383-08-07&lt;br /&gt;
|سال=1383&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام ولادت امام‌حسن (14 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1OMA_SAElwe_BPllxovEc25VjDFeDLX48&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10421]-Shie‌ Shafaat Kon Ast [1383-08-07]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10423={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ashuraye 87&lt;br /&gt;
|متن=عاشورای 87&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عاشورای 87&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1387-10-18&lt;br /&gt;
|سال=1387&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام تاسوعا و عاشورا (10 محرم)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1zkRXoU06RROEUFkx8c5lq5sHZ1YUl2H_&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10423]-Ashuraye 87 [1387-10-18]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10424={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ashuraye 94 [1394]&lt;br /&gt;
|متن=عاشورای 94&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عاشورای 94&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1394-08-02&lt;br /&gt;
|سال=1394&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام تاسوعا و عاشورا (10 محرم)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=10DXv7t6jqKjs0QDkToDDHbau_XfMHEWE&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10424]-Ashuraye 94 [1394]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10425={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Eyde Qadir 90&lt;br /&gt;
|متن=عید غدیر 90&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عید غدیر 90&lt;br /&gt;
|نام دیگر=بدون متن&lt;br /&gt;
|تاریخ=1390-08-24&lt;br /&gt;
|سال=1390&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عید غدیر (18 ذیحجه)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1X0og-9246x_jZnsma-hb-0cHkFpEmjfR&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10426={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Eyde Qadir 94 [1394]&lt;br /&gt;
|متن=عید غدیر 94&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عید غدیر 94&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1394-07-10&lt;br /&gt;
|سال=1394&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عید غدیر (18 ذیحجه)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1Ep7nh6dNGbtTSxYDUwS9tT3yKW7vWARB&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10426]-Eyde Qadir 94 [1394]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10427={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Arbaine 79 - Farqe Emam Ba Hojjate Khoda&lt;br /&gt;
|متن=اربعین 79؛ فرق امام با حجت‌خدا&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اربعین 79؛ فرق امام با حجت‌خدا&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1379-03-05&lt;br /&gt;
|سال=1379&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام اربعین (20 صفر)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1ccrpr_vzaJCnTYIzTua-wYhovK4VHRyB&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10427]-Arbaine 79 - Farqe Emam Ba Hojjate Khoda [1379-03-05]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10428={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین= Darkhast Az Emam Reza [1381-01-20]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 81؛ درخواست از امام‌رضا&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 81؛ درخواست از امام‌رضا&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-01-20&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام شهادت امام‌سجاد (26 محرم)&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1noaWFdvqac59eq01wYiNRCXONuWI486R&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10428]-Mashhad 81 - Darkhast Az Emam Reza [1381-01-20]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10429={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shia Hamahang Ba Emam Zaman [1381-01-21]&lt;br /&gt;
|متن=شیعه هماهنگ با امام‌زمان&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شیعه هماهنگ با امام‌زمان&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-01-21&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=27 محرم&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1PBnaO6MhiNltmHY8lkC8lYLLdGAODNME&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10429]-Shia Hamahang Ba Emam Zaman [1381-01-21]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10430={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ertebat Va Darkhast Az Emam Reza [1389-01-30]&lt;br /&gt;
|متن=ارتباط و درخواست از امام‌رضا&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ارتباط و درخواست از امام‌رضا&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1389-01-30&lt;br /&gt;
|سال=1389&lt;br /&gt;
|مناسبت=5 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1quJyGPwYmNkLqu3pdbaBJUsYb7YnjqHc&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10430]-Ertebat Va Darkhast Az Emam Reza [1389-01-30]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10431={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 93 - Vedae Emam Hoseyn [1393]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 93؛ وداع امام‌حسین&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 93؛ وداع امام‌حسین&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1393-03&lt;br /&gt;
|سال=1393&lt;br /&gt;
|مناسبت= &lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1mqr4gDtL27YRUde6PaNL-W6zkcTUn2TA&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10431]-Mashhad 93 - Vedae Emam Hoseyn [1393]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10432={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Milade Emam Zaman 75 [1375-10-29]&lt;br /&gt;
|متن=نیمه شعبان 75&lt;br /&gt;
|متن ویکی=نیمه شعبان 75&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1375-10-29&lt;br /&gt;
|سال=1375&lt;br /&gt;
|مناسبت=9 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=11-ZHR_CPAfRehb_Rukk-t5gfvgOxgGeu&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10432]-Milade Emam Zaman 75 [1375-10-29]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10433={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Milade Emam Zaman 81 [1381]&lt;br /&gt;
|متن=نیمه شعبان 81؛ احکام جشن و روضه؛ شرط یاوری امام‌زمان&lt;br /&gt;
|متن ویکی=نیمه شعبان 81؛ احکام جشن و روضه؛ شرط یاوری امام‌زمان&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-07-25&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام نیمه شعبان (10 شعبان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1E9fNNq7KVPZEHQZb0h52GpXoHbnuu74R&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10433]-Milade Emam Zaman 81 [1381]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10434={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Hedayat [1384-03-15]&lt;br /&gt;
|متن=هدایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=هدایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-03-15&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=27 ربیع‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1uyMxSovzQsMjOmbFPYWU9DkAXSWWKKKP&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10434]-Hedayat [1384-03-15]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10435={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Arbaine 97&lt;br /&gt;
|متن=اربعین 97&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اربعین 97&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1397-08-08&lt;br /&gt;
|سال=1397&lt;br /&gt;
|مناسبت=11 صفر&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=ندارد&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10436={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ashoora 77 [1377-02-17]&lt;br /&gt;
|متن=عاشورای 77&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عاشورای 77&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1377-02-17&lt;br /&gt;
|سال=1377&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام تاسوعا و عاشورا (10 محرم)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=11TWdfum-iEP0JHd-QK0_l_VbZ1vh6f8o&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10436]-Ashoora 77 [1377-02-17]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10437={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tavajjoh Va Tazakkor&lt;br /&gt;
|متن=توجه و تذکر&lt;br /&gt;
|متن ویکی=توجه و تذکر&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1379-06-17&lt;br /&gt;
|سال=1379&lt;br /&gt;
|مناسبت=7 جمادی‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1blhF7FmfoUibTUj_rG27ynCMMy6e7bI5&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10437]-Tavajjoh Va Tazakkor [1379-06-17]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10439={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Eqtesad [1379-02-08]&lt;br /&gt;
|متن=اقتصاد&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اقتصاد&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1379-02-08&lt;br /&gt;
|سال=1379&lt;br /&gt;
|مناسبت=22 محرم&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1dlB-S_v07e-bcsY4CqVhX-Frr5Y1Ngh-&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10439]-Eqtesad [1379-02-08]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10440={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Arafeh 83&lt;br /&gt;
|متن=عرفه 83&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عرفه 83&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1383-11-01&lt;br /&gt;
|سال=1383&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عرفه و قربان (9 ذیحجه)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1BV6XaZI5JIN_R9tl7RwEPO1UKPf5eXNi&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10440]-Arafeh 83&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10441={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Sekhavate Khadijeh [1384-07-28]&lt;br /&gt;
|متن=سخاوت حضرت‌خدیجه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=سخاوت حضرت‌خدیجه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-07-28&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام قدر (17 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1phQzi4iltyVocjwE5k5PU-13-rpMawiO&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10441]-Sekhavate Khadijeh [1384-07-28]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10442={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Harkate Emam Hossein&lt;br /&gt;
|متن=حرکت امام‌حسین 83&lt;br /&gt;
|متن ویکی=حرکت امام‌حسین 83&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1383-11-29&lt;br /&gt;
|سال=1383&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام تاسوعا و عاشورا (8 محرم)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1q9veUScpN9Gcp5WM8TZEN-xlV46xcvP7&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10442]-Harkate Emam Hoseyn [1383-11-29]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10443={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Roshd Va Yusof&lt;br /&gt;
|متن=رمضان 83؛ رشد، معرفت به ولایت است؛ تفسیر سوره یوسف&lt;br /&gt;
|متن ویکی=رمضان 83؛ رشد، معرفت به ولایت است؛ تفسیر سوره یوسف&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1383-08-09&lt;br /&gt;
|سال=1383&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام ولادت امام‌حسن (16 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1gKtVyDLYALhWzeVSMXltVvBZNH2qUHr7&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10443]-Roshd Va Yusof [1383-08-08]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10444={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 86 - Shenakhte Emam [1386-01-21]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 86؛ شناخت امام&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 86؛ شناخت امام&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1386-01-21&lt;br /&gt;
|سال=1386&lt;br /&gt;
|مناسبت=22 ربیع‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1hafo_-UIW9ix5tMuGD8RyYJkDCqf1rE7&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10444]-Mashhad 86 - Shenakhte Emam [1386-01-21]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10445={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Qadrdani Az Kalame Zahra - Veshare (Sobh) [1388-03-14]&lt;br /&gt;
|متن=شرک به ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شرک به ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=قدردانی از کلام زهرا&lt;br /&gt;
|تاریخ=1388-03-14&lt;br /&gt;
|سال=1388&lt;br /&gt;
|مناسبت=10 جمادی‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=وشاره&lt;br /&gt;
|صوت=1VvVdtEckUBx0i2kY1Eb8JL-wKCSqaMOT&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10445]-Qadrdani Az Kalame Zahra - Veshare (Sobh) [1388-03-14]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10447={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Gerye [1384-10-15]&lt;br /&gt;
|متن=گریه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=گریه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-10-15&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=5 ذیحجه&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1dbTtlJwJ-Jp8tDE26GsW9BNYGgCYWbEG&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10447]-Gerye [1384-10-15]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10448={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Dar Karbala [1385-02]&lt;br /&gt;
|متن=در کربلا&lt;br /&gt;
|متن ویکی=در کربلا&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-02&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت= &lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1mn-2sEu1WoGGPOKe4jw357N_xjYTie7U&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10448]-Dar Karbala [1385-02]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10449={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Dar Najaf [1385-02-08]&lt;br /&gt;
|متن=در نجف&lt;br /&gt;
|متن ویکی=در نجف&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-02-08&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=29 ربیع‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1vvz3VV90wB0JPMd4tL6GJpnrLb4_tlPh&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10449]-Dar Najaf [1385-02-08]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10451={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Computere Elahi Va Computere Jahani [1380-04-07]&lt;br /&gt;
|متن=کامپیوتر الهی و کامپیوتر جهانی&lt;br /&gt;
|متن ویکی=کامپیوتر الهی و کامپیوتر جهانی&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1380-04-07&lt;br /&gt;
|سال=1380&lt;br /&gt;
|مناسبت=6 ربیع‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1KbrVfTBO7ZWBi9cBqsahV7nbTVghsiMO&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10451]-Computere Elahi Va Computere Jahani [1380-04-07]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10453={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Arzeshe Namaz [1376-11-07]&lt;br /&gt;
|متن=ارزش نماز&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ارزش نماز&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-11-07&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=28 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1qkqPWa9yLaoA6odl8t8nMk6grjLcs82F&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10453]-Arzeshe Namaz [1376-11-07]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10454={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Hazrate Yusof,Yaqin [1373-07-15]&lt;br /&gt;
|متن=تذکر احکام؛ یقین&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تذکر احکام؛ یقین&lt;br /&gt;
|نام دیگر=حضرت‌یوسف، یقین&lt;br /&gt;
|تاریخ=1373-07-15&lt;br /&gt;
|سال=1373&lt;br /&gt;
|مناسبت=2 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1HisrP6jDJ4nCCXqI17aM8AQgUxA82GGT&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10454]-Hazrate Yusof,Yaqin [1373-07-15]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10455={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Hazrate Yusof&lt;br /&gt;
|متن=حضرت‌یوسف 73&lt;br /&gt;
|متن ویکی=حضرت‌یوسف 73&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1373-10-02&lt;br /&gt;
|سال=1373&lt;br /&gt;
|مناسبت=20 رجب&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1zUDRf5hJJM7_9vbYk-scPm8Ok0xPjyiB&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10455]-Hazrate Yusof [1373-10-02]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10456={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Navare Haj Hossein Khosh-lahjeh&lt;br /&gt;
|متن=عبادت و اطاعت؛ درباره خمس&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عبادت و اطاعت؛ درباره خمس&lt;br /&gt;
|نام دیگر=نوار حاج‌حسین خوش‌لهجه&lt;br /&gt;
|تاریخ=1373&lt;br /&gt;
|سال=1373&lt;br /&gt;
|مناسبت= &lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1JiOzwc_NlNTVL61maKPpLTcCfIzTCt-D&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10456]-Navare Haj Hossein Khosh-lahjeh [1373]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10457={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tavalla Va Beraat [1375-05-11]&lt;br /&gt;
|متن=تولی و برائت؛ فدا شدن&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تولی و برائت؛ فدا شدن&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1375-05-11&lt;br /&gt;
|سال=1375&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام ولادت پیامبر و امام‌صادق (16 ربیع‌الاول)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1CFHXQwfajYbl_zG52LpekQUuM0IwR53v&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10457]-Tavalla Va Beraat [1375-05-11]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10458={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shajareye Tohid [1375-07-27]&lt;br /&gt;
|متن=شجره توحید&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شجره توحید&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1375-07-27&lt;br /&gt;
|سال=1375&lt;br /&gt;
|مناسبت=5 جمادی‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1HUu8n-zP_b2mDVhaPcqAD_dC0vyeCN-t&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10458]-Shajareye Tohid [1375-07-27]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10460={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Velayat,Tasbihate Hazrate Zahra [1375-09-08]&lt;br /&gt;
|متن=ولایت و تسبیحات حضرت‌زهرا&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ولایت و تسبیحات حضرت‌زهرا&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1375-08-09&lt;br /&gt;
|سال=1375&lt;br /&gt;
|مناسبت=17 جمادی‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1UdBoxb3Kup4FGJP6FjWRNeOt0mMKUqsj&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10460]-Velayat,Tasbihate Hazrate Zahra [1375-09-08]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10461={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Akhero Al-zaman [1376-05-10]&lt;br /&gt;
|متن=آخرالزمان 76&lt;br /&gt;
|متن ویکی=آخرالزمان 76&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-05-10&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=26 ربیع‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1pfp7PlCV9PrYNeJHf8gm35S0dYhHrsFQ&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10461]-Akhero Al-zaman [1376-05-10]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10462={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Adam Shodan [1376-11-30]&lt;br /&gt;
|متن=آدم شدن&lt;br /&gt;
|متن ویکی=آدم شدن&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-11-30&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=21 شوال&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=17Yrsfgy2NSSfk7XNot_s_3Ng3YNwWdWv&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10462]-Adam Shodan [1376-11-30]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10464={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Velayat Va Khebasat 76 [1376-08-08]&lt;br /&gt;
|متن=ولایت و خباثت 76&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ولایت و خباثت 76&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1376-08-08&lt;br /&gt;
|سال=1376&lt;br /&gt;
|مناسبت=27 جمادی‌الثانی&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1uWXBc2y2y3FCwD0C_YYysVsJ_UBLo181&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10464]-Velayat Va Khebasat 76 [1376-08-08]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10467={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Milade Peyambar 78,Akero Al-Zaman&lt;br /&gt;
|متن=آخرالزمان 78&lt;br /&gt;
|متن ویکی=آخرالزمان 78&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-04-10&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام ولادت پیامبر و امام‌صادق (17 ربیع‌الاول)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1eku8Ze8Mn9EpiLPWgAHmDaRIYFWxrKaR&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10467]-Akher Al-Zaman 78 [1378-04-10]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10470={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Velayat Va Edalat&lt;br /&gt;
|متن=ولایت و عدالت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=ولایت و عدالت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1379-11-20&lt;br /&gt;
|سال=1379&lt;br /&gt;
|مناسبت=14 ذیقعده&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=161cne-Bi-ZNMKLpAVSTocpvAkakgIIxW&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10470]-Velayat Va Edalat [1379-11-20]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10471={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Eyde Ghadir 86&lt;br /&gt;
|متن=عید غدیر 86&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عید غدیر 86&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1386-10-08&lt;br /&gt;
|سال=1386&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عید غدیر (19 ذیحجه)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1EX2qpaxARxFVhVLwv-P5FXMnwkX1E2j5&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10471]- Eyde Ghadir 86 [1386-10-08]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10473={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Sharte Azadari&lt;br /&gt;
|متن=شرط عزاداری&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شرط عزاداری&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1378-07-30&lt;br /&gt;
|سال=1378&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام سیزده رجب (12 رجب)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=ندارد&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10474={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tavalla,Tabarra Va Tohid&lt;br /&gt;
|متن=تولی، تبری و توحید&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تولی، تبری و توحید&lt;br /&gt;
|نام دیگر=بدون متن&lt;br /&gt;
|تاریخ=1379-06-10&lt;br /&gt;
|سال=1379&lt;br /&gt;
|مناسبت=30 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1oAbY7CvIfR4WqXGrtp19rq4Evi7ewOBA&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10475={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Azemate Geryeye Ba Ma&#039;refat&lt;br /&gt;
|متن=عظمت گریه با معرفت &lt;br /&gt;
|متن ویکی=عظمت گریه با معرفت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-01-01&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام تاسوعا و عاشورا (7 محرم)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1x89SCIHmlofnEviUObBtLClMaHuWormj&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10475]-Azemate Geryeye Ba Ma&#039;refat [1381-01-01]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10476={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Hefzkonandegye Sadaqaat [1381-05-07]&lt;br /&gt;
|متن=حفظ کنندگی صدقات&lt;br /&gt;
|متن ویکی=حفظ کنندگی صدقات&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1381-05-07&lt;br /&gt;
|سال=1381&lt;br /&gt;
|مناسبت=19 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1R0179qNt3gKyVwkWmH4u9uaqWFwy9BrL&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10476] - Hefzkonandegye Sadaqaat [1381-05-07]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10478={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tolide Hokumate Allah Amr Ast [1382-01-25]&lt;br /&gt;
|متن=تولید حکومت الله، امر است&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تولید حکومت الله، امر است&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1382-01-25&lt;br /&gt;
|سال=1382&lt;br /&gt;
|مناسبت=11 صفر&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1z47ELKs0WIYcQq450qOD_b6EWN3kyWH0&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10478] -Tolide Hokumate Allah Amr Ast [1382-01-25]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10479={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Milade Imam Zaman 82 [1382-07-17]&lt;br /&gt;
|متن=نیمه شعبان 82&lt;br /&gt;
|متن ویکی=نیمه شعبان 82&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1382-07-17&lt;br /&gt;
|سال=1382&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام نیمه شعبان (12 شعبان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1OcjTrpMWYmQsqwSMmTz5raChxQQbx6fl&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10479] - Milade Imam Zaman 82 [1382-07-17]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10481={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tazakkore Haj [1382-10-11]&lt;br /&gt;
|متن=تذکر حج 82&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تذکر حج 82&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1382-10-11&lt;br /&gt;
|سال=1382&lt;br /&gt;
|مناسبت=8 ذیقعده&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1rVKh36mwOPVuW0Pw5jNMFepN4TUJ8SiV&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10481]-Tazakkore Haj [1382-10-11]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10482={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ghadir Va Velayat&lt;br /&gt;
|متن=غدیر و ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=غدیر و ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1382-11-21&lt;br /&gt;
|سال=1382&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عید غدیر (18 ذیحجه)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=17QZ6S9-p2iwaIAfXLJJmXJP--Hr8UdOp&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10482]-Ghadir Va Velayat [1382-11-21]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10483={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ramazane 83-Manzel Mojahedi&lt;br /&gt;
|متن=رمضان 83؛ منزل مجاهدی&lt;br /&gt;
|متن ویکی=رمضان 83؛ منزل مجاهدی&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1383-08-21&lt;br /&gt;
|سال=1383&lt;br /&gt;
|مناسبت=28 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=ندارد&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10487={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Enayate Emam Zaman&lt;br /&gt;
|متن=عید فطر 87؛ عنایت امام‌زمان&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عید فطر 87؛ عنایت امام‌زمان&lt;br /&gt;
|نام دیگر=بدون متن&lt;br /&gt;
|تاریخ=1387-07-10&lt;br /&gt;
|سال=1387&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عید فطر (30 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=16Zsoy2EW9y43ZkB6QB3J2A9qlt3nTNaF____&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10490={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Hazrat Yusef 88&lt;br /&gt;
|متن=حضرت‌یوسف؛ حضرت موسی&lt;br /&gt;
|متن ویکی=حضرت‌یوسف؛ حضرت موسی&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1388-02-10&lt;br /&gt;
|سال=1388&lt;br /&gt;
|مناسبت=5 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1negkQumM77dJWAmsXPLDS8J82fQtDe9U&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10490]-Hazrat Yusef 88 [1388-02-10]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10491={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shabhaye Mahe Ramazan [1388-06-06-09]&lt;br /&gt;
|متن=شبهای ماه‌رمضان 88&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شبهای ماه‌رمضان 88&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1388-06-06&lt;br /&gt;
|سال=1388&lt;br /&gt;
|مناسبت=7 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1fB6xrl5SycdK44ewPfu6IYCszLHu5Rb8&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10491] - Shabhaye Mahe Ramazan [1388-06-06 &amp;amp; 09]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10492={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ashooraye 88 - Ertebaat&lt;br /&gt;
|متن=عاشورای 88؛ ارتباط&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عاشورای 88؛ ارتباط&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1388-10-06&lt;br /&gt;
|سال=1388&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام تاسوعا و عاشورا (10 محرم)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1I9n5-0qktdKVW_wsZNl6t3EJBM2qHdXJ&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10492]-Ashooraye 88 - Ertebaat [1388-10-06]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10493={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Milade Imam Ali 89&lt;br /&gt;
|متن=سیزده رجب 89&lt;br /&gt;
|متن ویکی=سیزده رجب 89&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1389-04-05&lt;br /&gt;
|سال=1389&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام سیزده رجب (14 رجب)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=17jiGb8awgyHi64FD99SIe8cWNnvmdKCs&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10493]-Milade Imam Ali 89 [1389-04-05]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10494={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Eyde Mab&#039;as 89&lt;br /&gt;
|متن=عید مبعث 89&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عید مبعث 89&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1389-04-18&lt;br /&gt;
|سال=1389&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عید مبعث (27 رجب)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1ZRhbJikQ1X-LpIgcpSuxQfVKlY_xobVB&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10494]-Eyde Mab&#039;as 89 [1389-04-18]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10495={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Eyde Qorban 90&lt;br /&gt;
|متن=عید قربان 90&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عید قربان 90&lt;br /&gt;
|نام دیگر=بدون متن&lt;br /&gt;
|تاریخ=1390-08-16&lt;br /&gt;
|سال=1390&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عرفه و قربان (10 ذیحجه)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1YcuTk1ky8P1O4_k8jj7E0HhT_ZYKe9Nw____&lt;br /&gt;
|صوت جدید=&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10496={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Eyde Nowrooz 92 [1392-01-01]&lt;br /&gt;
|متن=عیدی 92&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عیدی 92&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1392-01-01&lt;br /&gt;
|سال=1392&lt;br /&gt;
|مناسبت=9 جمادی‌الاول&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=19JDvvZCTemukU8QDD30q3EN3wG71s9-z&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10496]-Eyde Nowrooz 92 [1392-01-01]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10497={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Eyde Qadir 95 [1395-06-30]&lt;br /&gt;
|متن=عید غدیر 95&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عید غدیر 95&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1395-06-30&lt;br /&gt;
|سال=1395&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عید غدیر (17 ذیحجه)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1p4zLTHU1HeBjfaIIXgTqQXuzBtMcA8wq&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10497]-Eyde Qadir 95 [1395-06-30]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10523={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ramazan 96 [1396-03-11]&lt;br /&gt;
|متن=رمضان 96&lt;br /&gt;
|متن ویکی=رمضان 96&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1396-03-11&lt;br /&gt;
|سال=1396&lt;br /&gt;
|مناسبت=6 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=12Zts8e5J6cYHtPT8u2Sm5yZFIjquqciE&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10523]-Ramazan 96 [1396-03-11]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10524={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=3 Ramazan 96 [1396-03-8]&lt;br /&gt;
|متن=سوم رمضان 96&lt;br /&gt;
|متن ویکی=سوم رمضان 96&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1396-03-08&lt;br /&gt;
|سال=1396&lt;br /&gt;
|مناسبت=3 رمضان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=18Wns3yPN_y8FJZl1ASlwIoZTI7PCzupI&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10524]-3 Ramazan 96 [1396-03-8]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10525={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shabe Qadr 82 [1382]&lt;br /&gt;
|متن=شب‌قدر 82&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شب‌قدر 82&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1382-08-22&lt;br /&gt;
|سال=1382&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام قدر&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1SRyr1NyrZw0wiOYdU7DsD6PHnz3YZq7i&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10525]-Shabe Qadr 82 [1382-08-22]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10526={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shahadate Hazrate Zahra [1388]&lt;br /&gt;
|متن=شهادت حضرت‌زهرا 88&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شهادت حضرت‌زهرا 88&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1388&lt;br /&gt;
|سال=1388&lt;br /&gt;
|مناسبت= &lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=12WqVF35U0svBMTzFoydZxtUoQir-T8My&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10526]-Shahadate Hazrate Zahra [1388]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10527={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ghadir 92&lt;br /&gt;
|متن=عید غدیر 92&lt;br /&gt;
|متن ویکی=عید غدیر 92&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1392&lt;br /&gt;
|سال=1392&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام عید غدیر&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1KtKmiLs1bOuFU6H5_KSpID4oJISll6Hi&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10527]- Eyde Ghadir 92 [1392]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10528={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Agahi (Ehya Va Qadr)-1 [1379-09-26]&lt;br /&gt;
|متن=رمضان 79؛ احیاء و قدر&lt;br /&gt;
|متن ویکی=رمضان 79؛ احیاء و قدر&lt;br /&gt;
|نام دیگر=صلوات، تسلیم نبی بودن است&lt;br /&gt;
|تاریخ=1379-09-26&lt;br /&gt;
|سال=1379&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام قدر (19 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1MJ9dGpenPszpZpbDMALNWXS3HrUINUji&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10528]-Agahi (Ehya Va Qadr)-1 [1379-09-26]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10529={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Agahi (Ehya Va Qadr)-2 [1379-09-26]&lt;br /&gt;
|متن=رمضان 79؛ آگاهی&lt;br /&gt;
|متن ویکی=رمضان 79؛ آگاهی&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1379-09-26&lt;br /&gt;
|سال=1379&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام قدر (19 رمضان)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=10yBbaUfnJWJ-bpOTMfrQxH0CeOiM736u&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10529]-Agahi (Ehya Va Qadr)-2 [1379-09-26]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10530={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shahadate Hazrate Zahra 86 [1386]&lt;br /&gt;
|متن=شهادت حضرت زهرا 86&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شهادت حضرت زهرا 86&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1386&lt;br /&gt;
|سال=1386&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام شهادت حضرت‌زهرا&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1Xmi69qyBjpnxmCKQjL6yrbUEGcyWIyke&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10530]-Shahadate Hazrate Zahra 86&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10531={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shahadate Hazrate Zahra 92 [1392-01-25]&lt;br /&gt;
|متن=شهادت حضرت‌زهرا 92&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شهادت حضرت‌زهرا 92&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1392-01-25&lt;br /&gt;
|سال=1392&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام شهادت حضرت‌زهرا&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1JWhi20IJK9ZWcpzzRXqovZOc9E3iuOGy&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10531]-Shahadate Hazrate Zahra 92&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10534={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Milade Emam Zaman 89 [1389-05-05]&lt;br /&gt;
|متن=نیمه شعبان 89&lt;br /&gt;
|متن ویکی=نیمه شعبان 89&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1389-05-05&lt;br /&gt;
|سال=1389&lt;br /&gt;
|مناسبت=نیمه شعبان&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1884kAGT0JmvU2afeEl0WuVRmWCcqlxh3&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10534]-Milade Emam Zaman 89 [1389-05-05]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10535={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 92 kalghparsti az botparasti badtar ast&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 92؛ خلق‌پرستی از بت‌پرستی بدتر است&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 92؛ خلق‌پرستی از بت‌پرستی بدتر است&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1392&lt;br /&gt;
|سال=1392&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1b61lfX_5qCrNWlp-iQ_qswezSh63Rtum&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10535]-Mashhad 92 kalghparsti az botparasti badtar ast&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10536={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 93- Darbareyeh Korat [1393-03-09]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 93؛ درباره کرات&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 93؛ درباره کرات&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1393-03-09&lt;br /&gt;
|سال=1393&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=15mA_uuZDnVbEJbDEp5UvO5S_k1UNjIBC&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10536]-Mashhad 93- Darbareyeh Korat [1393-03-09]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10539={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 93- Pardakht [1393]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 93؛ پرداخت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 93؛ پرداخت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1393&lt;br /&gt;
|سال=1393&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1P-p0FFSU4hmN4rp2O4aduevKK3jWCv1e&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10539]-Mashhad 93- Pardakht [1393]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10540={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 92- Sanaye Koffar; Tajaddod [1392]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 92؛ صنایع کفار؛ تجدد&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 92؛ صنایع کفار؛ تجدد&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1392&lt;br /&gt;
|سال=1392&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1B1-sqsROv-BXqDQQwI2wBqALVHp7n9gu&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10540]-Mashhad 92- Sanaye Koffar; Tajaddod [1392]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10541={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 92- Mehre Donya [1392]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 92؛ مهر دنیا&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 92؛ مهر دنیا&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1392&lt;br /&gt;
|سال=1392&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1LvornFw595p2Sm8a3phgs1rrx-bD0EKX&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10541]-Mashhad 92- Mehre Donya [1392]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10542={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Tavalla,Tabarra; Tasallot Be Gonah [1384-02-16]&lt;br /&gt;
|متن=تولی و تبری؛ تسلط به گناه&lt;br /&gt;
|متن ویکی=تولی و تبری؛ تسلط به گناه&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-02-16&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1ULspr3MSERPq4T3gkTRh8LY19NLUF98G&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10542]-Tavalla,Tabarra; Tasallot Be Gonah [1384-02-16]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10543={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 92- Ensane Kamel [1392]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 92؛ انسان کامل&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 92؛ انسان کامل&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1392&lt;br /&gt;
|سال=1392&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1NuFLjhE-UysNTH3AEVdhazWMzG4b5OlM&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10543]-Mashhad 92- Ensane Kamel [1392]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10544={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 92- Sharte Ghabooli Geryeh Imam Hossein [1392]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 92؛ شرط قبولی گریه امام حسین&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 92؛ شرط قبولی گریه امام حسین&lt;br /&gt;
|نام دیگر=بدون متن&lt;br /&gt;
|تاریخ=1392&lt;br /&gt;
|سال=1392&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=مشهد&lt;br /&gt;
|صوت=1O6M8xHdAsRn4HKygf0XbVE9CPVEjlRZa&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10544]-Mashhad 92- Sharte Ghabooli Geryeh Imam Hossein [1392]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10545={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Ensansazi [1385.09.03]&lt;br /&gt;
|متن=انسان‌سازی&lt;br /&gt;
|متن ویکی=انسان‌سازی&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-09-03&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1Pn8kM8KRApPRj4lzTomi337auJfwKXJb&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10545]-Ensansazi [1385.09.03]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10546={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 92- Ghebleye Momen, Amre Velayat [1392]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 92؛ قبله مؤمن، امر ولایت&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 92؛ قبله مؤمن، امر ولایت&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1392&lt;br /&gt;
|سال=1392&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1JMuDMRJGDICDPs2W5YToneP5bVzwkIR-&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10546]-Mashhad 92- Ghebleye Momen; Amre Velayat [1392]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10547={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 92- Momen Bayad Ghate bashad [1392]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 92؛ مؤمن باید قاطع باشد&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 92؛ مؤمن باید قاطع باشد&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1392&lt;br /&gt;
|سال=1392&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1yrbIGS5SefK4pRslYXPVtIODIGbBVyTI&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10547]- Mashhad 92- Momen Bayad Ghate bashad [1392]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10548={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Nafse Motmaene Va Ammare [1385-12-18]&lt;br /&gt;
|متن=نفس مطمئنه و امّاره&lt;br /&gt;
|متن ویکی=نفس مطمئنه و امّاره&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-12-18&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=ایام اربعین (19 صفر)&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1abMwlpU1Rpx9ojLbFVqYsfMf3_6E-kkB&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10548]-Nafse Motmaene Va Ammare [1385-12-18]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10549={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Arbaeen 95 [1395]&lt;br /&gt;
|متن=اربعین 95&lt;br /&gt;
|متن ویکی=اربعین 95&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1395&lt;br /&gt;
|سال=1395&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1Lda9TUxiTsZxyYazbLMpuezdlsppi2nl&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10549]-Arbaeen 95 [1395]-Edited&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10550={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Shenakhte Imam Zaman [1384-11-14]&lt;br /&gt;
|متن=شناخت امام زمان 84&lt;br /&gt;
|متن ویکی=شناخت امام زمان 84&lt;br /&gt;
|نام دیگر=بدون متن&lt;br /&gt;
|تاریخ=1384-11-14&lt;br /&gt;
|سال=1384&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1c8Hq38yuWfpTzAGAVAHUejCrB-pR5now&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10550]-Shenakhte Imam Zaman [1384-11-14]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10551={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Mashhad 92-Ghodrat Bayad Sarfe Amr Shavad [1392]&lt;br /&gt;
|متن=مشهد 92؛ قدرت باید صرف امر شود&lt;br /&gt;
|متن ویکی=مشهد 92؛ قدرت باید صرف امر شود&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1392&lt;br /&gt;
|سال=1392&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1OVty2bdgXZ72oUd1yz9jVSu7ZLt7LaUg&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10551]-Mashhad 92-Ghodrat Bayad Sarfe Amr Shavad [1392]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10552={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Chetor Velayati Besahvim [1385-02-15]&lt;br /&gt;
|متن=چطور ولایتی بشویم؟&lt;br /&gt;
|متن ویکی=چطور ولایتی بشویم؟&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1385-02-15&lt;br /&gt;
|سال=1385&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=1PUfaMeJQ65Vwkvaq74FkUYhQZAGN9zYR&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10552]-Chetor Velayati Besahvim [1385-02-15]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
|10585={{#گزینه:{{{2}}}&lt;br /&gt;
|لاتین=Milade Aga Abolfazl [1389-04-25]&lt;br /&gt;
|متن=میلاد آقا ابوالفضل 89&lt;br /&gt;
|متن ویکی=میلاد آقا ابوالفضل 89&lt;br /&gt;
|نام دیگر=&lt;br /&gt;
|تاریخ=1389-04-25&lt;br /&gt;
|سال=1389&lt;br /&gt;
|مناسبت=&lt;br /&gt;
|مکان=&lt;br /&gt;
|صوت=12yyybq5AFUyf-6239OXJZshP2Fmr_ifb&lt;br /&gt;
|صوت جدید=[10585]-Milade Aga Abolfazl [1389-04-25]&lt;br /&gt;
|نوع=سخنرانی&lt;br /&gt;
|ندارد}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Anonnotice&amp;diff=2177</id>
		<title>مدیاویکی:Anonnotice</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Anonnotice&amp;diff=2177"/>
		<updated>2026-06-03T14:48:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;منتخب [[صفحهٔ_اصلی#غدیر|غدیر]] و کتاب [[صفحهٔ_اصلی#کتاب_امام_زمان_را_بهتر_بشناسیم|امام زمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Sitenotice&amp;diff=2176</id>
		<title>مدیاویکی:Sitenotice</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Sitenotice&amp;diff=2176"/>
		<updated>2026-06-03T14:48:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;منتخب [[صفحهٔ_اصلی#غدیر|غدیر]] و کتاب [[صفحهٔ_اصلی#کتاب_امام_زمان_را_بهتر_بشناسیم|امام زمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=2175</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=2175"/>
		<updated>2026-06-03T14:30:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بخش|امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کفواً احد است، حضرت زهرا {{علیها}} کفواً خلقت است|کلاس=&amp;quot;sub-titr&amp;quot;}}&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;img src=&amp;quot;/images/Velayat-4.png&amp;quot; class=&amp;quot;site_logo&amp;quot;&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
{{بخش|فرمایشات حاج‌حسین خوش‌لهجه راجع به ولایت|کلاس=&amp;quot;center&amp;quot;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  اعلان صفحه اصلی &lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;ُMainPageBGH&amp;quot; &amp;gt;ایجاد کانال توییتر پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-itn&amp;quot; style=&amp;quot;padding:0.1em 0.6em;&amp;quot;&amp;gt;{{اعلان صفحه اصلی}}&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
--&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=غدیر|قسمت=گفتار متقی|لینک=منتخب: غدیر|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت آخر|قسمت=گفتار متقی 6|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت پنجم|قسمت=گفتار متقی 5|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت چهارم|قسمت=گفتار متقی 4|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت سوم|قسمت=گفتار متقی 3|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت دوم|قسمت=گفتار متقی 2|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت اول|قسمت=گفتار متقی|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  کتابها --&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBGH&amp;quot;&amp;gt;کتابها&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div style=&amp;quot;display:inline-block;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ul class=&amp;quot;list_gallery&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10035}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10034}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10029}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10007}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10024}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10021}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10022}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10014}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10011}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10008}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10017}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10020}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ul&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;a href=&amp;quot;https://www.velayateali.com/index.php/مجموعه_کتابها&amp;quot; class=&amp;quot;btn btn-info&amp;quot; style=&amp;quot;margin-right:10px;&amp;quot; role=&amp;quot;button&amp;quot;&amp;gt;تمام کتابها&amp;lt;/a&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  سخنرانی‌ها --&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBGH&amp;quot;&amp;gt;سخنرانی‌ها&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-itn&amp;quot; style=&amp;quot;padding:0.1em 0.6em;display:inline-block&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ul class=&amp;quot;list_gallery&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10275|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10297|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10170|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10294|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10146|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10429|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10167|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10308|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ul&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;a href=&amp;quot;https://www.velayateali.com/index.php/مجموعه_سخنرانیها&amp;quot; class=&amp;quot;btn btn-info&amp;quot; style=&amp;quot;margin-right:10px;&amp;quot; role=&amp;quot;button&amp;quot;&amp;gt;تمام سخنرانی‌ها&amp;lt;/a&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: صفحات سایت]]&lt;br /&gt;
__NOTOC____NOEDITSECTION__&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Anonnotice&amp;diff=2165</id>
		<title>مدیاویکی:Anonnotice</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Anonnotice&amp;diff=2165"/>
		<updated>2026-05-31T21:20:43Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;منتخب [[صفحهٔ_اصلی#امام_هادی|امام هادی]] و کتاب [[صفحهٔ_اصلی#کتاب_امام_زمان_را_بهتر_بشناسیم|امام زمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Sitenotice&amp;diff=2164</id>
		<title>مدیاویکی:Sitenotice</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Sitenotice&amp;diff=2164"/>
		<updated>2026-05-31T21:19:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;منتخب [[صفحهٔ_اصلی#امام_هادی|امام هادی]] و کتاب [[صفحهٔ_اصلی#کتاب_امام_زمان_را_بهتر_بشناسیم|امام زمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=2163</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=2163"/>
		<updated>2026-05-31T21:16:00Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بخش|امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کفواً احد است، حضرت زهرا {{علیها}} کفواً خلقت است|کلاس=&amp;quot;sub-titr&amp;quot;}}&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;img src=&amp;quot;/images/Velayat-4.png&amp;quot; class=&amp;quot;site_logo&amp;quot;&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
{{بخش|فرمایشات حاج‌حسین خوش‌لهجه راجع به ولایت|کلاس=&amp;quot;center&amp;quot;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  اعلان صفحه اصلی &lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;ُMainPageBGH&amp;quot; &amp;gt;ایجاد کانال توییتر پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-itn&amp;quot; style=&amp;quot;padding:0.1em 0.6em;&amp;quot;&amp;gt;{{اعلان صفحه اصلی}}&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
--&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=امام هادی|قسمت=گفتار متقی|لینک=منتخب: امام هادی|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت آخر|قسمت=گفتار متقی 6|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت پنجم|قسمت=گفتار متقی 5|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت چهارم|قسمت=گفتار متقی 4|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت سوم|قسمت=گفتار متقی 3|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت دوم|قسمت=گفتار متقی 2|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت اول|قسمت=گفتار متقی|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  کتابها --&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBGH&amp;quot;&amp;gt;کتابها&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div style=&amp;quot;display:inline-block;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ul class=&amp;quot;list_gallery&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10035}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10034}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10029}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10007}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10024}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10021}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10022}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10014}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10011}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10008}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10017}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10020}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ul&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;a href=&amp;quot;https://www.velayateali.com/index.php/مجموعه_کتابها&amp;quot; class=&amp;quot;btn btn-info&amp;quot; style=&amp;quot;margin-right:10px;&amp;quot; role=&amp;quot;button&amp;quot;&amp;gt;تمام کتابها&amp;lt;/a&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  سخنرانی‌ها --&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBGH&amp;quot;&amp;gt;سخنرانی‌ها&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-itn&amp;quot; style=&amp;quot;padding:0.1em 0.6em;display:inline-block&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ul class=&amp;quot;list_gallery&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10275|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10297|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10170|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10294|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10146|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10429|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10167|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10308|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ul&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;a href=&amp;quot;https://www.velayateali.com/index.php/مجموعه_سخنرانیها&amp;quot; class=&amp;quot;btn btn-info&amp;quot; style=&amp;quot;margin-right:10px;&amp;quot; role=&amp;quot;button&amp;quot;&amp;gt;تمام سخنرانی‌ها&amp;lt;/a&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: صفحات سایت]]&lt;br /&gt;
__NOTOC____NOEDITSECTION__&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Common.css&amp;diff=2162</id>
		<title>مدیاویکی:Common.css</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Common.css&amp;diff=2162"/>
		<updated>2026-05-31T21:07:55Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;@font-face {&lt;br /&gt;
    font-family: IRANSans;&lt;br /&gt;
    src: url(&amp;quot;/fonts/IRANSans-web.woff&amp;quot;) format(&amp;quot;woff&amp;quot;);&lt;br /&gt;
    /* All Major Browsers */&lt;br /&gt;
    src: url(&amp;quot;/fonts/IRANSans-web.ttf&amp;quot;) format(&amp;quot;truetype&amp;quot;);&lt;br /&gt;
    /* All Major Browsers */&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
body {&lt;br /&gt;
    direction: rtl;&lt;br /&gt;
    font-size: 14px;&lt;br /&gt;
    font-family: iransans;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.rtl .dropdown-menu {&lt;br /&gt;
    transform: translate3d(10px, 30px, 0px) !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
u {&lt;br /&gt;
    text-decoration: none !important;&lt;br /&gt;
    color: #003e7c;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.subjectToc {&lt;br /&gt;
    display: block;&lt;br /&gt;
    margin: 8px 3px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.rehlat {&lt;br /&gt;
    margin: 0 auto;&lt;br /&gt;
    text-align: center;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.NewItem {&lt;br /&gt;
    color: blue;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.Distinctive {&lt;br /&gt;
	color: navy;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
p {&lt;br /&gt;
    text-align: justify;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.nav-link {&lt;br /&gt;
    padding: 0 0 0 .5rem !important;&lt;br /&gt;
    font-size: 1.1rem;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#minutesToggler:after, #subjectsToggler:after {&lt;br /&gt;
content:&amp;quot;˅&amp;quot;;&lt;br /&gt;
padding: 0  3px;&lt;br /&gt;
font-weight: bold;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#minutesToggler:before, #subjectsToggler:before {&lt;br /&gt;
content:&amp;quot;˄&amp;quot;;&lt;br /&gt;
padding: 0  3px;&lt;br /&gt;
font-weight: bold;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#minutesToggler, #subjectsToggler {&lt;br /&gt;
    display: flex;&lt;br /&gt;
    justify-content: center;&lt;br /&gt;
   font-weight: bold;&lt;br /&gt;
    cursor: pointer;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.mw-body .mw-indicator {&lt;br /&gt;
    display: none;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.mw-search-result-data {&lt;br /&gt;
    display: none;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.right_align {&lt;br /&gt;
    float: right;&lt;br /&gt;
    margin: 10px;&lt;br /&gt;
    width: 160px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.Mottaghi_pics {&lt;br /&gt;
    margin: 5px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.Quotes_pics {&lt;br /&gt;
    margin: 10px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ul.gallery.mw-gallery-slideshow .mw-gallery-slideshow-buttons .oo-ui-buttonElement {&lt;br /&gt;
    margin: initial;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.oo-ui-panelLayout-scrollable {&lt;br /&gt;
    overflow: initial;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ul.gallery.mw-gallery-slideshow {&lt;br /&gt;
    margin: 0 0;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/* Hide letter headlines on category pages */&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.navbar .dropdown-menu &amp;gt; li &amp;gt; a {&lt;br /&gt;
    float: right;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
u.Rozeh {&lt;br /&gt;
    color: #b52b27;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.wlecgallery {&lt;br /&gt;
    margin: 20px;&lt;br /&gt;
    float: right;&lt;br /&gt;
    width: 150px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.wlecgallery img {&lt;br /&gt;
    width: 100%;&lt;br /&gt;
    height: auto;&lt;br /&gt;
    mix-blend-mode: multiply;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.wgallery {&lt;br /&gt;
    margin: 20px;&lt;br /&gt;
    float: right;&lt;br /&gt;
    width: 150px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.wgallery img {&lt;br /&gt;
    width: 100%;&lt;br /&gt;
    height: auto;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.wdesc {&lt;br /&gt;
    padding-right: 10px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.wlink {&lt;br /&gt;
    padding: 10px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.gallerytext {&lt;br /&gt;
    text-align: center;&lt;br /&gt;
    margin-top: -30px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
li.gallerybox div.thumb {&lt;br /&gt;
    border: none;&lt;br /&gt;
    background-color: unset;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.book-gallery .image {&lt;br /&gt;
    pointer-events: none;&lt;br /&gt;
    cursor: default;&lt;br /&gt;
    text-decoration: none;&lt;br /&gt;
    color: black;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.social {&lt;br /&gt;
    margin: 0 auto;&lt;br /&gt;
    text-align: center;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.about_mottaghi {&lt;br /&gt;
    color: darkblue;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#addthistoolbar {&lt;br /&gt;
    padding: 0;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
a.addthis_button_google_plusone.at300b {&lt;br /&gt;
    width: 27px !important;&lt;br /&gt;
    margin-top: 0px !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.addthis_button_email,&lt;br /&gt;
.addthis_button_linkedin,&lt;br /&gt;
.addthis_button_tumblr,&lt;br /&gt;
.addthis_button_stumbleupon,&lt;br /&gt;
.addthis_button_reddit {&lt;br /&gt;
    display: none;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.toctext span {&lt;br /&gt;
    font-size: 0.65rem;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.tocnumber,&lt;br /&gt;
.toctext {&lt;br /&gt;
    display: inherit !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.soundtable td:first-child {&lt;br /&gt;
    text-align:left;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.contentHeader {&lt;br /&gt;
    margin: 0;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.infobox th {&lt;br /&gt;
    padding: 5px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.infobox td {&lt;br /&gt;
    padding: 0.5em;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
th {&lt;br /&gt;
    text-align: inherit;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.toc {&lt;br /&gt;
    display: table;&lt;br /&gt;
    border: 1px solid #a2a9b1;&lt;br /&gt;
    background-color: #f8f9fa;&lt;br /&gt;
    padding: 7px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.btn-info {&lt;br /&gt;
    color: white !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.infobox {&lt;br /&gt;
    border: 1px solid #a2a9b1;&lt;br /&gt;
    background: #e9ecef;&lt;br /&gt;
    color: black;&lt;br /&gt;
    margin: 0.5em 2em 0.5em 0;&lt;br /&gt;
    padding: 0.2em;&lt;br /&gt;
    float: left;&lt;br /&gt;
    clear: left;&lt;br /&gt;
    text-align: right;&lt;br /&gt;
    font-size: 0.88rem;&lt;br /&gt;
    line-height: 1.5rem;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
body.page-صفحهٔ_اصلی h1.firstHeading {&lt;br /&gt;
    display: none;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
body.page-صفحهٔ_اصلی .reference {&lt;br /&gt;
    display: none;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.mw-content-rtl {&lt;br /&gt;
    direction: rtl !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.catlinks {&lt;br /&gt;
    border: 1px solid #a2a9b1;&lt;br /&gt;
    background-color: #f8f9fa;&lt;br /&gt;
    padding: 5px;&lt;br /&gt;
    margin-top: 1em;&lt;br /&gt;
    clear: both;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.catlinks ul {&lt;br /&gt;
    padding-right: 0 !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.catlinks li:first-child {&lt;br /&gt;
    border-right: 0;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.catlinks li {&lt;br /&gt;
    border-right: 1px solid #a2a9b1;&lt;br /&gt;
    border-left: 0;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#catlinks {&lt;br /&gt;
    text-align: inherit;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.toc .toctitle {&lt;br /&gt;
    direction: inherit;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.mw-body {&lt;br /&gt;
    padding: 0;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.mw-body .toc ul {&lt;br /&gt;
    text-align: inherit;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.mw-body ol,&lt;br /&gt;
.mw-body ul {&lt;br /&gt;
    padding-right: 30px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.sub-titr {&lt;br /&gt;
    text-align: center;&lt;br /&gt;
    font-size: 1.1rem;&lt;br /&gt;
    margin-top: 15px;&lt;br /&gt;
    margin-bottom: 15px;&lt;br /&gt;
    color: rgb(103, 103, 103);&lt;br /&gt;
    font-weight: bold;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.container &amp;gt; *:first-child .navbar {&lt;br /&gt;
    margin-top: 0px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.menu-header {&lt;br /&gt;
    position: relative;&lt;br /&gt;
    top: 16px;&lt;br /&gt;
    z-index: 1000;&lt;br /&gt;
    font-family: iransans;&lt;br /&gt;
    right: 20px;&lt;br /&gt;
    float: right;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#p-search {&lt;br /&gt;
    float: left;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.header {&lt;br /&gt;
    background-image: url(../images/header4.png);&lt;br /&gt;
    background-repeat: no-repeat;&lt;br /&gt;
    background-attachment: fixed;&lt;br /&gt;
    background-position: 50% -87px;&lt;br /&gt;
    height: 77px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.mw-search-results {&lt;br /&gt;
    max-width: none;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#footer-places {&lt;br /&gt;
    text-align: center;&lt;br /&gt;
    font-family: ynums, iransans;&lt;br /&gt;
    border: 1px solid #e7e7e7;&lt;br /&gt;
    background-color: #f1f1f1;&lt;br /&gt;
    margin-top: 20px;&lt;br /&gt;
    padding: 6px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.salam {&lt;br /&gt;
    font-size: 0.65rem;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.mwe-popups {&lt;br /&gt;
    font-size: 0.9rem;&lt;br /&gt;
    font-family: iransans;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.textinmenu {&lt;br /&gt;
    font-family: ynums, iransans;&lt;br /&gt;
    margin-right: 5px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.logoinmenu {&lt;br /&gt;
    margin: auto;&lt;br /&gt;
    display: block;&lt;br /&gt;
    margin-bottom: 15px;&lt;br /&gt;
    margin-top: 15px;&lt;br /&gt;
    width: 258px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ul.menu {&lt;br /&gt;
    list-style-type: none;&lt;br /&gt;
    font-size: 1.1rem;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.menu {&lt;br /&gt;
    font-family: ynums, iransans;&lt;br /&gt;
    padding: 15px 10px 5px 15px;&lt;br /&gt;
    background-color: #f9f9f9;&lt;br /&gt;
    border: 1px solid #cecece;&lt;br /&gt;
    margin-top: 25px;&lt;br /&gt;
    color: rgb(33, 170, 178);&lt;br /&gt;
    line-height: 2em;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.box {&lt;br /&gt;
    display: table;&lt;br /&gt;
    background-color: #f9f9f9;&lt;br /&gt;
    border: 1px solid #ddd;&lt;br /&gt;
    padding: 1em;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.navbar-nav {&lt;br /&gt;
	display: flex;&lt;br /&gt;
	align-items: center;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.navbar-nav &amp;gt; li {&lt;br /&gt;
    float: right;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.navbar-nav,&lt;br /&gt;
.navbar-form,&lt;br /&gt;
.navbar-brand {&lt;br /&gt;
    flex-wrap: wrap !important;&lt;br /&gt;
    float: right;&lt;br /&gt;
    padding-right: 0.3em !important;&lt;br /&gt;
    border: none !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
h1,&lt;br /&gt;
h2,&lt;br /&gt;
h3,&lt;br /&gt;
h4,&lt;br /&gt;
h5,&lt;br /&gt;
h6 {&lt;br /&gt;
    border-bottom: 1px solid #a2a9b1;&lt;br /&gt;
    padding-bottom: 0.3em;&lt;br /&gt;
    line-height: 1.5em;&lt;br /&gt;
    color: rgb(22 125 131);&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
h2 {&lt;br /&gt;
    font-size: 1.1rem;&lt;br /&gt;
    font-weight: bold;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
pre,&lt;br /&gt;
.mw-code {&lt;br /&gt;
    white-space: pre-wrap;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.smaller {&lt;br /&gt;
    font-size: 0.85rem;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.bigger {&lt;br /&gt;
font-size: 1.2rem&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.flex {&lt;br /&gt;
display: flex;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.contentHeader,&lt;br /&gt;
#bodyContent,&lt;br /&gt;
.mw-editfont-monospace,&lt;br /&gt;
pre,&lt;br /&gt;
.mw-code,&lt;br /&gt;
.navbar,&lt;br /&gt;
#catlinks,&lt;br /&gt;
.suggestions {&lt;br /&gt;
    font-family: ynums, iransans;&lt;br /&gt;
    line-height: 2em;&lt;br /&gt;
    font-size: 1rem !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/* دستورات این بخش همهٔ کاربران را تحت تاثیر قرار می‌دهند. */&lt;br /&gt;
.Ayah {&lt;br /&gt;
    color: mediumblue;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.Revayat {&lt;br /&gt;
    color: rgb(0, 0, 110);&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.TransDescription {&lt;br /&gt;
    color: #808080;&lt;br /&gt;
    font-size: 0.85rem;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.TransDescription::before {&lt;br /&gt;
    content: &amp;quot; «&amp;quot;;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.TransDescription::after {&lt;br /&gt;
    content: &amp;quot;» &amp;quot;;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.Ayeh {&lt;br /&gt;
    color: Green;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.AyehRef,&lt;br /&gt;
.BookRef {&lt;br /&gt;
    color: #808080;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
audio {&lt;br /&gt;
    width: 100%;&lt;br /&gt;
    background-color: #f1f3f4;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.AboutMottaghi {&lt;br /&gt;
    color: darkblue;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
/*&lt;br /&gt;
.mw-references-wrap {&lt;br /&gt;
	overflow: hidden;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
*/&lt;br /&gt;
p {&lt;br /&gt;
    margin-bottom: 0.8rem;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.beyt {&lt;br /&gt;
color: #857d6a;&lt;br /&gt;
/* &lt;br /&gt;
*/ &lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.row {&lt;br /&gt;
    display: -ms-flexbox;&lt;br /&gt;
    /* IE10 */&lt;br /&gt;
    display: flex;&lt;br /&gt;
    -ms-flex-wrap: wrap;&lt;br /&gt;
    /* IE10 */&lt;br /&gt;
    flex-wrap: wrap;&lt;br /&gt;
    padding: 0 4px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/* Create four equal columns that sits next to each other */&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.column {&lt;br /&gt;
    -ms-flex: 25%;&lt;br /&gt;
    /* IE10 */&lt;br /&gt;
    flex: 25%;&lt;br /&gt;
    max-width: 25%;&lt;br /&gt;
    padding: 0 4px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.column img {&lt;br /&gt;
    margin: 8px;&lt;br /&gt;
    vertical-align: middle;&lt;br /&gt;
    width: 100%;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/* Responsive layout - makes a two column-layout instead of four columns */&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
@media screen and (max-width: 800px) {&lt;br /&gt;
    .column {&lt;br /&gt;
        -ms-flex: 50%;&lt;br /&gt;
        flex: 50%;&lt;br /&gt;
        max-width: 50%;&lt;br /&gt;
    }&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/* Responsive layout - makes the two columns stack on top of each other instead of next to each other */&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
@media screen and (max-width: 600px) {&lt;br /&gt;
    .column {&lt;br /&gt;
        -ms-flex: 100%;&lt;br /&gt;
        flex: 100%;&lt;br /&gt;
        max-width: 100%;&lt;br /&gt;
    }&lt;br /&gt;
    .book_cover {&lt;br /&gt;
        max-width: 120px !important;&lt;br /&gt;
    }&lt;br /&gt;
    .lec_cover {&lt;br /&gt;
        max-width: 120px !important;&lt;br /&gt;
    }&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.book_cover {&lt;br /&gt;
    max-height: 180px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.lec_cover {&lt;br /&gt;
    max-width: 150px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.lec_cover_select {&lt;br /&gt;
    max-width: 205px;&lt;br /&gt;
    float: left;&lt;br /&gt;
    margin-right: 8px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.list_gallery {&lt;br /&gt;
    display: flex;&lt;br /&gt;
    -ms-flex-wrap: wrap;&lt;br /&gt;
    flex-wrap: wrap;&lt;br /&gt;
    list-style: none;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.list_gallery &amp;gt; li {&lt;br /&gt;
    -webkit-box-flex: 1;&lt;br /&gt;
    -ms-flex: 0 0 25%;&lt;br /&gt;
    flex: 0 0 25%;&lt;br /&gt;
    margin-bottom: 20px;&lt;br /&gt;
    padding-left: 10px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.CategoryTreeEmptyBullet {&lt;br /&gt;
    color: white;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.MainPageBG {&lt;br /&gt;
    margin-top: 4px;&lt;br /&gt;
    background-color: #f9f9f9;&lt;br /&gt;
    border: 1px solid #cecece;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.MainPageBG &amp;gt; .row {&lt;br /&gt;
    overflow: auto;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.MainPageBGH {&lt;br /&gt;
	margin: 0 0 8px 0  !important;&lt;br /&gt;
	background: rgb(33, 170, 178);&lt;br /&gt;
    font-family: inherit;&lt;br /&gt;
    font-size: 1rem;&lt;br /&gt;
    font-weight: normal;&lt;br /&gt;
    border: none;&lt;br /&gt;
    color: white;&lt;br /&gt;
    padding: 0.2em 0.4em;&lt;br /&gt;
    text-align: center;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.site_logo {&lt;br /&gt;
    width: 300px;&lt;br /&gt;
    text-align: center;&lt;br /&gt;
    display: block;&lt;br /&gt;
    margin: 0 auto;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.translate {&lt;br /&gt;
    font-size: 0.8rem;&lt;br /&gt;
    color: mediumblue;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.boldText {&lt;br /&gt;
    font-weight: bold;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.info {&lt;br /&gt;
    top: -10px;&lt;br /&gt;
    position: relative;&lt;br /&gt;
    width: 14px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.page-صفحهٔ_اصلی .mw-references-wrap,&lt;br /&gt;
.page-صفحهٔ_اصلی .catlinks {&lt;br /&gt;
    display: none;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.mosaic {&lt;br /&gt;
    display: flex;&lt;br /&gt;
    flex-direction: column;&lt;br /&gt;
    flex-wrap: wrap;&lt;br /&gt;
    padding: 6px;&lt;br /&gt;
    overflow: auto;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.m-photo:last-child {&lt;br /&gt;
    position: relative;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.m-photo:last-child::after {&lt;br /&gt;
    display: block;&lt;br /&gt;
    width: 11px;&lt;br /&gt;
    height: 1px;&lt;br /&gt;
    position: absolute;&lt;br /&gt;
    top: 0;&lt;br /&gt;
    left: 100%;&lt;br /&gt;
    visibility: hidden;&lt;br /&gt;
    content: &amp;quot;&amp;quot;;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.mp3 {&lt;br /&gt;
    content: url(&amp;quot;https://api.iconify.design/carbon/mp3.svg&amp;quot;);&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.wikitable {&lt;br /&gt;
    text-align: right;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.navbar-tool {&lt;br /&gt;
    position: relative !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#tooltip {&lt;br /&gt;
  text-align: right;&lt;br /&gt;
  font-size: .8rem;&lt;br /&gt;
  background: #fff;&lt;br /&gt;
  color: #111;&lt;br /&gt;
  position: absolute;&lt;br /&gt;
  box-shadow: 0 0 3px 3px rgba(0, 0, 0, 0.1);&lt;br /&gt;
  border-radius: 6px;&lt;br /&gt;
  z-index: 100;&lt;br /&gt;
  padding: 5px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#tooltip:after /* triangle decoration */&lt;br /&gt;
{&lt;br /&gt;
  width: 0;&lt;br /&gt;
  height: 0;&lt;br /&gt;
  border-left: 10px solid transparent;&lt;br /&gt;
  border-right: 10px solid transparent;&lt;br /&gt;
  border-top: 10px solid #fff;&lt;br /&gt;
  content: &amp;quot;&amp;quot;;&lt;br /&gt;
  position: absolute;&lt;br /&gt;
  left: 50%;&lt;br /&gt;
  bottom: -10px;&lt;br /&gt;
  margin-left: -10px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#tooltip.top:after {&lt;br /&gt;
  border-top-color: transparent;&lt;br /&gt;
  border-bottom: 10px solid #fff;&lt;br /&gt;
  top: -20px;&lt;br /&gt;
  bottom: auto;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#tooltip.left:after {&lt;br /&gt;
  left: 10px;&lt;br /&gt;
  margin: 0;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#tooltip.right:after {&lt;br /&gt;
  right: 10px;&lt;br /&gt;
  left: auto;&lt;br /&gt;
  margin: 0;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.headWrappersubjects, .headWrapperminutes {&lt;br /&gt;
    max-height: 300px;&lt;br /&gt;
    overflow-y: auto;&lt;br /&gt;
    padding: 0px 7px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.minutes {&lt;br /&gt;
position:relative; &lt;br /&gt;
opacity:50%; &lt;br /&gt;
user-select: none;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.minutes img {&lt;br /&gt;
	height:30px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.subjects img {&lt;br /&gt;
	height:20px;&lt;br /&gt;
	opacity:50%;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.subjects {&lt;br /&gt;
user-select: none;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.subjectsWrapper a {&lt;br /&gt;
margin-left: 3px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.subjectsWrapper .topic {&lt;br /&gt;
font-weight: bold;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.subjectsWrapper .topicCount {&lt;br /&gt;
font-size: 80%;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.tocMinuts {&lt;br /&gt;
    font-weight: bold;&lt;br /&gt;
    margin-right: -20px;&lt;br /&gt;
    font-size: 1rem;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
a {&lt;br /&gt;
    color: #0156af;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.RevayatLink {&lt;br /&gt;
	color: rgb(255, 0 , 162);&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.mw-headline a {&lt;br /&gt;
	color: lightcyan;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.mw-content-ltr {&lt;br /&gt;
	text-align: left;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.reference a {&lt;br /&gt;
    color: #007cff;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::-webkit-scrollbar {&lt;br /&gt;
    width: 10px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::-webkit-scrollbar-track {&lt;br /&gt;
    background: #f1f1f1;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::-webkit-scrollbar-thumb:hover {&lt;br /&gt;
    background: #00b7a682;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
::-webkit-scrollbar-thumb {&lt;br /&gt;
    background: #00968885;&lt;br /&gt;
	min-height: 60px;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#siteNotice {&lt;br /&gt;
	width: 100%;&lt;br /&gt;
    padding-left: 15px;&lt;br /&gt;
    padding-right: 15px;&lt;br /&gt;
    background-color: rgb(33,170,178);&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#siteNotice a {&lt;br /&gt;
	color: yellow;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
#siteNotice p {&lt;br /&gt;
	margin: 0;&lt;br /&gt;
	color: white;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
.navbar, .p-navbar {&lt;br /&gt;
	padding: 0.3rem 0.5rem !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/* حذف کامل کادر اضافی */&lt;br /&gt;
.mw-find-box {&lt;br /&gt;
    background: none !important;&lt;br /&gt;
    border: none !important;&lt;br /&gt;
    box-shadow: none !important;&lt;br /&gt;
    outline: none !important;&lt;br /&gt;
    padding: 0 !important;&lt;br /&gt;
    margin: 10px 0 !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/* استایل فقط خود input */&lt;br /&gt;
.mw-find-input {&lt;br /&gt;
    background: #111;&lt;br /&gt;
    color: #fff;&lt;br /&gt;
    border: 1px solid #777;&lt;br /&gt;
    padding: 6px 10px;&lt;br /&gt;
    border-radius: 6px;&lt;br /&gt;
    outline: none;&lt;br /&gt;
    box-shadow: none !important;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/* فوکوس */&lt;br /&gt;
.mw-find-input:focus {&lt;br /&gt;
    border-color: #ff9800;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/* هایلایت نتایج */&lt;br /&gt;
.mw-find-highlight {&lt;br /&gt;
    background: yellow;&lt;br /&gt;
    color: black;&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
.description {&lt;br /&gt;
    font-size: .7rem;&lt;br /&gt;
    color: #616060;&lt;br /&gt;
}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=2161</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=2161"/>
		<updated>2026-05-31T20:14:20Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بخش|امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کفواً احد است، حضرت زهرا {{علیها}} کفواً خلقت است|کلاس=&amp;quot;sub-titr&amp;quot;}}&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;img src=&amp;quot;/images/Velayat-4.png&amp;quot; class=&amp;quot;site_logo&amp;quot;&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
{{بخش|فرمایشات حاج‌حسین خوش‌لهجه راجع به ولایت|کلاس=&amp;quot;center&amp;quot;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  اعلان صفحه اصلی &lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;ُMainPageBGH&amp;quot; &amp;gt;ایجاد کانال توییتر پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-itn&amp;quot; style=&amp;quot;padding:0.1em 0.6em;&amp;quot;&amp;gt;{{اعلان صفحه اصلی}}&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
--&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=عید قربان|قسمت=گفتار متقی|لینک=منتخب: عید قربان|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=عرفه|قسمت=گفتار متقی|لینک=منتخب: عرفه|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=حرکت امام‌حسین از مکه به کربلا|قسمت=گفتار متقی|لینک=منتخب: حرکت امام‌حسین از مکه به کربلا|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=مسلم بن عقیل|قسمت=گفتار متقی|لینک=منتخب: مسلم بن عقیل|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=مناسک حج ابراهیمی|قسمت=گفتار متقی|لینک=منتخب: مناسک حج ابراهیمی|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت آخر|قسمت=گفتار متقی 6|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت پنجم|قسمت=گفتار متقی 5|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت چهارم|قسمت=گفتار متقی 4|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت سوم|قسمت=گفتار متقی 3|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت دوم|قسمت=گفتار متقی 2|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت اول|قسمت=گفتار متقی|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  کتابها --&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBGH&amp;quot;&amp;gt;کتابها&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div style=&amp;quot;display:inline-block;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ul class=&amp;quot;list_gallery&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10035}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10034}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10029}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10007}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10024}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10021}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10022}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10014}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10011}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10008}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10017}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10020}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ul&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;a href=&amp;quot;https://www.velayateali.com/index.php/مجموعه_کتابها&amp;quot; class=&amp;quot;btn btn-info&amp;quot; style=&amp;quot;margin-right:10px;&amp;quot; role=&amp;quot;button&amp;quot;&amp;gt;تمام کتابها&amp;lt;/a&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  سخنرانی‌ها --&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBGH&amp;quot;&amp;gt;سخنرانی‌ها&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-itn&amp;quot; style=&amp;quot;padding:0.1em 0.6em;display:inline-block&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ul class=&amp;quot;list_gallery&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10275|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10297|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10170|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10294|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10146|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10429|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10167|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10308|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ul&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;a href=&amp;quot;https://www.velayateali.com/index.php/مجموعه_سخنرانیها&amp;quot; class=&amp;quot;btn btn-info&amp;quot; style=&amp;quot;margin-right:10px;&amp;quot; role=&amp;quot;button&amp;quot;&amp;gt;تمام سخنرانی‌ها&amp;lt;/a&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: صفحات سایت]]&lt;br /&gt;
__NOTOC____NOEDITSECTION__&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA_%D8%B9%DB%8C%D8%AF&amp;diff=1113</id>
		<title>شناخت عید</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA_%D8%B9%DB%8C%D8%AF&amp;diff=1113"/>
		<updated>2026-05-31T01:12:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بسم الله}}&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات فراداده سخنرانی|10141}}&lt;br /&gt;
«أعوذ بالله من الشیطان اللعین الرجیم.» &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«العبد المؤید رسول المکرم أبوالقاسم محمّد»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;السلام علیک یا أباعبدالله السلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
{{موضوع|حرف متقی را از خود متقی سوال کنید، نه از کسی که وارد به این حرف‌ها نیست|حرف ولایت}} رفقای‌عزیز! یک‌چیزهایی در عالم است [که] این‌ها [را] نگفتند؛ یعنی گفته نشده. اگر هم گفته شده، خیلی مختصر گفته شده [است]. رفقای‌عزیز! بعضی‌ها یک سؤال‌هایی می‌کنند، ان‌شاءالله امیدوارم که، ما که چیزی بلد نیستیم، حالا پاسخ سؤال‌هایشان را می‌دهیم. ان‌شاءالله امیدوارم که، از آقایان تقاضا می‌کنم: اگر به نظر مبارک‌شان، هر کدام هم که خلاصه این سؤال‌ها، به‌قول ما قبول نشد و چسبندگی نداشت؛ [یعنی به دلشان نچسبید]؛ یعنی خواستند بهتر بفهمند، سؤال کنند، روی سرمان می‌گذاریم؛ اما یک‌حرفی که یکی می‌زند، منحصر به خودش است، آن شخصی که این حرف را می‌زند، جواب دوباره‌ایش را هم درست‌کرده؛ پس اگر من می‌گویم از من سؤال کنید، این حرف سیاسی نیست، یک‌وقت خیال نکنید که من بگویم مَثل از کس دیگری سؤال نکنید، من خواهشمندم توجه بفرمایید! من دوباره می‌گویم، این حرفی که من زدم، اگر زدم من اشتباه کردم، شما باید به‌من بگویید [که] فلانی! اشتباه کردی. نروید این حرف را به یکی‌دیگر بزنید، آن [شخص،] وارد [یعنی آشنا به] این حرف نیست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا من می‌خواهم به شما بگویم، من سه‌مطلب است [که] می‌خواهم بگویم: یک‌مطلب است که عرض می‌شود خدمت شما، راجع‌به عید است که عرفه یعنی‌چه؟ عرفات یعنی‌چه؟ بیشترِ [افراد؛ یعنی] بعضی‌ها این [دو کلمه] را قاطی می‌کنند. خیال می‌کنند که این‌ها یکی است، نه! عرفات اسم آن زمین است. عرفه یعنی این، جای دیگر هم دارند، اهل‌تسنن هم عرفه دارند. عرفه یعنی قبولی اعمال. حالا اگر می‌گویند کسی شب‌قدر آمرزیده نشد، [به] عرفات برود، عرفات جای مقدسی است. من خواهش می‌کنم [که] توجه بفرمایید! آقایان! توجه بفرمایید!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|تمام خلقت تسلیم پیامبر هستند تا حتی ائمه طاهرین؛ اگر امام هادی مریض می‌شود و حاجب می‌گیرد که زیر قبه جدش حسین برود و برایش دعا کند، دارد امر پیامبر را که فرمود دعا زیر قبه امام‌حسین مستجاب است، اطاعت می‌کند|تسلیم بودن/امام هادی}} ببین به شما [بگویم]، خود امام دهم، امام‌علی‌النقی {{علیه}} مریض شده، یک حاجب می‌گیرد [و] می‌گوید: برو زیر قبّه آقا امام‌حسین {{علیه}} به‌من دعا کن! می‌گویند: یابن‌رسول‌الله! حجّت‌خدا شمایید! می‌گوید: چه‌کنم؟! جدّم گفته [که] آن‌جا برو! [حاجب] آن‌جا می‌رود [و] دعا می‌کند، حضرت خوب می‌شود. این حرف‌ها این است که رفقای‌عزیز! فدایتان بشوم! قربان‌تان بشوم! من همین‌طور می‌گویم تفکر؛ یعنی باید توی این حرف‌ها تفکر داشته‌باشید. آدم یک‌قدری اندیشه داشته‌باشد، تفکر داشته‌باشد. ببین امام [است]، تمام ممکنات به امرش است، گفتم امام اشراف به کلّ خلقت دارد، به تعبیر عوامانه من، امام از کلّ خلقت، بزرگ‌تر است. چرا؟! مگر این خلقت که خودِ خدا می‌داند حدّش چقدر است؛ اما [آخرش] حدّ دارد، [ولی] ولایت حدّ ندارد، خدا حدّ ندارد، ولایت حدّ ندارد. مگر نیست که می‌گوییم که هر [کسی] که می‌میرد، امیرالمؤمنین {{علیه}} بالای سرش می‌آید و هر [کسی] که به‌دنیا بیاید، [امیرالمؤمنین {{علیه}} بالای سرش] می‌آید؟! این خلقت چقدر بزرگ است که این [امیرالمؤمنین {{علیه}} بالای سرش] باید بیاید، پس علی {{علیه}} از خلقت بزرگ‌تر است! حالا ببین [امام‌هادی {{علیه}}] چه می‌گوید؟! می‌گوید که زیر قبّه امام‌حسین {{علیه}} برو [و] به‌من دعا کن! این [یعنی امام‌هادی {{علیه}}] دارد چه [کار] می‌کند؟! دارد امر رسول‌الله {{صلی}} را اطاعت می‌کند. همه خلقت که باید [امر رسول‌الله {{صلی}} را] اطاعت کنند؛ چون‌که «إنّ الله و ملائکته یصلّون علی النّبی» [نازل] شده، حالا [امام] می‌گوید که من هم [امر] جدّم را اطاعت می‌کنم. مثل همین‌که امیرالمؤمنین {{علیه}} وقتی [که] آن آیه نازل‌شد، گفت که «أنا عبدُ محمّد»: من بنده‌اش هم می‌شوم. این [یعنی امیرالمؤمنین {{علیه}}] دارد چه [کار] می‌کند؟! دارد امر خدا را اطاعت می‌کند. {{دقیقه|5}} چرا ما تفکر نداریم؟! علی {{علیه}} دارد امر خدا را اطاعت می‌کند، امام‌هادی {{علیه}} دارد امر خدا را اطاعت می‌کند. این [یعنی امام] به کلّ خلقت دعا کند، شفا می‌گیرد؛ اما چون‌که جدّش گفته [که] زیر قبّه امام‌حسین {{علیه}} [دعا مستجاب است]، می‌گوید آن‌جا برو [و] به‌من دعا کن. حالا، حالا عرفات یعنی این.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|دعا در صحرای عرفات مستجاب است؛ روز عرفه باید «رَبّ إرجِعونی» بگویید و از خدا بخواهید که اگر شب قدر آمرزیده نشدید، اینجا آمرزیده شوید|عرفات/عرفه}} من می‌خواستم این جمله را بگویم که رفقای‌عزیز خیلی برایشان تقریباً آسان بشود. حالا دعا [در] عرفات مستجاب می‌شود؛ چون‌که چندین هزار پیغمبر آن‌جا دفن شدند، آن‌جا بودند؛ آن‌جا دعا مستجاب می‌شود؛ اما عرفه یعنی‌چه؟ عرفه یعنی آقای حاج‌آقا رفته آن‌جا [در میقات] مُحرم شده، لبّیک گفته [و سپس] در خانه‌خدا آمده [و] مُحرم است. حجّ به‌جا آورده، صفا و مروه را به‌جا آورده، طواف کرده، حجّ نساء [را] به‌جا آورده، تمام [این] کارها را کرده، حالا [به او] می‌گوید: دو روز، سه‌روز برو در آن بیابان بخواب [تا] یک حالی به حالی بشوی. آن‌جا بخواب [تا] حالی به حالی بشوی، آن‌جا برو «رَبّ إرجِعونی» بگو! حاج‌آقا! کجایی؟! آن‌جا می‌گویی [که] اگر [از] مُحرم بودنم فارغ شوم، بروم دو تا یکی تلویزیون بخرم، یکی هم برای دامادمان! الآن آن آدم این‌جا حضور دارد که داداشش گفته‌بود [که] دامادم خیلی خدمت به‌من کرده [است]، می‌خواهم یکی هم برای او بخرم! [آیا] تو «رَبّ إرجِعونی» گفتی؟! تو در چه مقامی آمدی؟! بی‌خود نیست که [حاجی] حیوان است! [البته] بعضی‌هایشان، حالا جسارت نکنیم [که] حاجی‌ها هم با ما بد می‌شوند، بی‌خود که نیست. آیینه علی {{علیه}} تو را حیوان می‌بیند؛ تو مقصدت هم حیوانی است. کجاییم ما؟! تو این‌جا آمدی [که] مزد حَجَّت را بگیری؛ عرفه یعنی این. ما تمام این‌کارها را کردیم، حالا آمدیم در عرفاتی که خدا گفته دعا مستجاب می‌شود، دعا کنیم [که] اگر خدا آن‌جا [در شب‌قدر] ما را نیامرزیده، این‌جا ما را بیامرزد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|روح عید فطر و عید قربان، عید غدیر است؛ کسی که غدیر را قبول نداشته باشد، نه روزه‌اش قبولی دارد و نه قربانی‌اش؛ خدا مزد به ولایت می‌دهد|عید قربان/عید فطر/غدیر}} حالا [به منا] می‌روی، گوسفند می‌کشی و عید می‌گیری، عید برای چه گرفتی؟ برای این‌که اعمالت قبول‌شده. چرا عید فطر می‌گیریم؟! برای این [عید] می‌گیریم [که] یک‌ماه اطاعت خدا [را] کردیم؛ حالا مُزد می‌خواهیم، پاداش می‌خواهیم، خدا می‌گوید: بیا من به تو پاداش بدهم، من میزبانت هستم. [خدا] میزبان کیست؟! میزبان ولایت [است]. خدا می‌داند این مطلب چه به‌سر من آورده؟! چندین‌سال است [که این مطلب] از قلب من بیرون نمی‌رود. یک نفری که تمام امام‌جماعت‌ها به امر او باید باشند، یک‌آدم عادی که نیست، اسمش را نمی‌آورم. ما یک‌سال، آن‌جا مسجد امام رفتیم [که] نماز [بخوانیم]، دیدیم ایشان از دو عید [فطر و قربان] گفت، [اما] اصلاً اسم عید غدیر را نیاورد. بعد دیدیم [که] ما آن‌جا به او بگوییم، درست نیست؛ [چون‌که] جمعیت خیلی [زیاد] است، گفتیم [که] مبادا به آبرویش لطمه بخورد. پیش وزیر مشاورش رفتیم که همه تأسیسه دست او بود. گفتم: من یک‌دفعه با این [شخص] نان و نمک خوردیم، شما ما را دعوت کردید، در یک کاسه چیز خوردیم؛ یا جواب به‌من بدهد یا سُنّی‌زده‌اش می‌کنم. من می‌خواهم از این [شخص] سؤال کنم: تو که درست می‌گویی [که] این عیدها هست، ما عید قربان را قبول داریم و عید فطر را [هم] قبول داریم؛ (خواهش می‌کنم، آقایان! توجه بفرمایید! ببینید من چه می‌گویم؟ تو را به دین‌تان! من را نبینید، حرف را ببینید! اگر [این مطلب را] می‌دانستند، چرا این حرف را نزدند؟!) من از او سؤال کردم [و] گفتم: شماها که می‌گویید این عید [غدیر] رسمی نیست، رسمی چه‌وقت بوده [که] این عید نبوده؟! عیدی نبوده. آن‌زمان عید فطر و عید قربان عظمتی داشته، حالا هم دارد؛ اما عظمتش به ولایت است. مگر میلیاردها [نفر] عید نمی‌گیرند؟! {{دقیقه|10}} چرا اهل‌آتش هستند؟! عید فطر و عید قربان، روحش عید غدیر است! اگر [عید] غدیر را قبول نداشته‌باشند، آیا ای مردی که چندین‌سال است [که] تو درس خواندی! ادعا هم می‌کنی، آیا چرا به مردم نمی‌گویید؟! [می‌گویید] رسمی نیست؟! صد که آمد، نود خارج شد، جَخ [یعنی تازه] نود هم باید به صد اتصال بشود. عید قربان و عید فطر باید [به] عید غدیر اتصال باشد؛ اگرنه عیدی نیست که!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مگر [خدا] نمی‌گوید [که] اعمال از متقی قبول می‌شود؟! کجا اهل‌تسنن، متقی هستند؟! امیرالمؤمنین {{علیه}} می‌گوید:» أنا امامُ المتقین» خدا می‌گوید: من میزبانم [و] من اجرِ [ولایت را] می‌دهم. هیچ قدرتی به‌غیر از خدا نمی‌تواند اجر ولایت را بدهد. خدا می‌گوید: بیا من اجر به تو می‌دهم، بیا من پاداش به تو می‌دهم؛ من میزبان ولایت هستم. چرا به مردم [این حرف‌ها را] نگفتند؟! چرا مردم را روشن نکردند؟! والله! فردای‌قیامت گیر هستند. والله! فردای‌قیامت این‌ها [که نگفتند،] همه جلوی زهرا {{علیها}} سر به زیر هستند. زهرای‌عزیز {{علیها}} می‌گوید: من جانم را دادم، حسین {{علیه}} می‌گوید: من جانم را دادم، تو چرا این عید غدیر را افشا نکردی؟! چرا «الیوم أکملت لکم دینکم» را افشا نکردی؟! چرا افشا نکردی؟! چه جوابِ این‌ها را می‌دهی؟! همین [فقط] می‌روی درس بخوانی [که] مجتهد بشوی [و] کفایه بنویسی؟! به‌دینم قسم! من مشکلم هست [که] این حرف‌ها را بزنم، [اما] چاره ندارم [و] می‌زنم. مگر امام‌حسین {{علیه}} نبود که جانش را فدای ولایت کرد؟! وقتی [به اهل‌کوفه] گفتش که آخر برای چه مرا می‌کشید؟! من چه تقصیری دارم؟! گفتند: «بُغضاً لِأبیک!»: [به‌خاطر] بُغضی که با بابایت داریم. حالا شما این [را] هم، نباید این یک همچین حرفی را افشا کنید! به این‌مردم، به این جوان‌های عزیز بگویید [که] بابا! روحِ آن‌ها ولایت است، اگر ولایت نباشد، ساقط است. چرا آن‌ها در آن زمانِ ائمه‌طاهرین {{علیهم}}، این دو تا عید [فطر و قربان] بوده، این‌قدر عظمت داشته، حالا امر می‌شود همان «إنّ الله و ملائکته یصلّون علی النبیّ» را که گفته، به این‌ها [یی] که عید می‌گیرند گفته [است]، به خود عید هم گفته [است]، گفته [که] بیا تسلیم پیغمبر {{صلی}} بشو! حالا که تسلیم پیغمبر {{صلی}} [شدند]، بابا! مگر به انبیاء نگفته؟! چرا ما متوجه نیستیم؟! چرا ما متوجه نیستیم؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مگر آن یهودی نیست که یهودی باقی مانده، خب زیرِ بار «إنّ الله و ملائکته یصلّون علی النبیّ» نیامده؛ [به‌خاطر همین] یهودی شده [و] نجس شده، آیا ما پاک هستیم؟! حالا پیغمبر {{صلی}} هم «الیوم أکملت لکم دینکم» گفته، وقتی‌که ایشان امیرالمؤمنین {{علیه}} را سرِ دست آورد، [این آیه] نازل‌شد. این [کسی] که غدیر را قبول ندارد، که پیغمبر {{صلی}} را هم قبول ندارد! حالا دارند همین‌طور چیزش می‌کنند؛ [یعنی] کمر بستند [که] این [عمَر را] تقصیرهایش را بخرند. به خیال‌شان این آدمی هست که زندان رفته، بروند زندانش را بخرند. بی‌عقل! برو کنار! برو ساکت شو! نفهمی خودت را ثابت می‌کنی. خدا این‌ها را لعنت‌کرده [است]. حالا [وقتی] به آقا می‌گویی، می‌گوید: عید غدیر همچین رسمی نیست. من دوباره می‌سوزم و می‌گویم، ما چه‌کار کنیم؟! پس بنا شد که عرفات اسم است؛ [اما] عرفه، مُزد به تو می‌دهد، به چه‌کسی مُزد می‌دهد؟ مگر [خدا] نمی‌گوید به عزت و جلالم قسم! اگر علی {{علیه}} را قبول نداشته‌باشی، می‌سوزانمت؟ به چه‌کسی مُزد می‌دهد؟ به روزه‌دارها؟! نه! به آن کسی‌که علی {{علیه}} را قبول دارد. {{دقیقه|15}} این‌ها باید ثابت کنند [که] مردم بفهمند، جوان‌های عزیز بدانند [که] روح عید قربان [و] روح عید فطر، علی {{علیه}} است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|ارزش ولایت بالاتر از خانه خدا است؛ چرا که خدا می‌فرماید اگر توهین به یک مؤمن کنید، گویی خانه من را خراب کردید|ارزش ولایت}} مگر نیست که حالا ابراهیم خلیلِ خدا، این‌همه زحمت کشیده [و] خانه‌خدا [را] ساخته [است]، [خدا به او] می‌گوید چه [کار] کردی؟! [ابراهیم] می‌گوید: خدایا! اجر من چیست؟! [خدا گفت:] اجر نیکوکارها با من است. دوباره [ابراهیم] ندا [یعنی تکرار] می‌کند، جوابش این‌را می‌دهد [و] می‌گوید: گرسنه‌ای را سیر کردی یا برهنه‌ای را پوشاندی؟! حالا [از طرف دیگر، خدا] می‌گوید: اگر توهین به یک مؤمن کردی، انگار آن خانه را خراب کردی. {{ارجاع به روایت|توهین به مؤمن و خراب کردن خانه خدا}} رفقای‌عزیز! قدر خودتان را بدانید، شیطان در دل‌تان وسوسه نکند. شما ارزش‌تان از خانه‌خدا بالاتر است. ارزش چه چیزِ تو بالاتر است؟ خودت؟ هیکل من که به‌درد نمی‌خورد، ارزش ولایت به‌درد می‌خورد. تو ولایت داری، ارزش ولایت خیلی ابعادش بالاست.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|تمام ممکنات وابست به ولایت هستند؛ هر چیزی که وابست به ولایت نباشد، باطل است|اتصال به ولایت}} یکی از رفقای‌عزیز خلاصه از ما خواسته، ما هم که خب دل‌مان می‌خواهد که این رفقای‌عزیز یک‌جوری باشند که، خلاصه این‌که ما عقل‌مان می‌رسد، پاسخ به حرف‌هایشان بدهیم؛ اگرنه ما کار نداریم که حالا یکی یک‌حرفی زده، می‌خواهیم ببینیم حرفش اساسی است [تا به آن] پاسخ بدهیم. یکی از رفقای‌عزیز من گفته که ما دل‌مان می‌خواهد [بدانیم] که این حیوان‌ها که هستند، این‌ها هوش دارند یا ادراک دارند؟ راجع‌به این‌ها شما یک صحبتی کنید. حالا من این [مطلب] را یک‌قدری که من عقلم می‌رسد، می‌گویم؛ شاید حرف بالاتر باشد. تمام کارهایی که این ممکنات، زیرِ آن [یعنی زیرِ آسمان] به‌قول ما، به‌قول منِ عوام زندگی می‌کنند، تمام این‌ها وابست به ولایت هستند. هر چه وابست به ولایت نباشد، اصلاً حرفش را نزنید، باطل اعلام می‌شود. من جداً از انشای ولایتم باطل اعلام می‌کنم! اگر این‌قدر نماز کنند، در میان صفا و مَروه خشک بشوند، ده‌شاهی به‌درد نمی‌خورند، مگر عبادت‌شان اتصال به ولایت باشد، مگر متقی باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|هر حیوانی که یک صفت انسانیت داشته‌باشد، برتری به کل حیوانات دارد؛ خدا به‌واسطه صفات‌الله شب‌پره به تمام حیوانات رزق می‌دهد|صفات‌الله}} حالا شما ببین هر حیوانی که یک صفت از انسانیت دارد، این برتری به کلّ حیوان‌های دیگر دارد. مثلاً یک‌وقت گویا حضرت سلیمان می‌خواست به این حیوان‌ها یک رزقی بدهد. [به آن‌ها] نگاه کرد [و] گفت: شب‌پره بین شما نیست، بروید [آن‌را] بیاورید. یک گنجشک‌هایی هست که من دیدم، در بیابان هست. موقعی‌که دِرو هست، آن‌ها هستند، یک جیرجیری می‌کنند. این‌ها یک کاکُل توی سرشان است، یک‌قدری از این گنجشک‌ها بزرگ‌تر است. رفتند [و] شب‌پره را آوردند، [سلیمان] به این‌ها رزق داد؛ آن‌وقت این حیوان چه صفتی دارد؟! وقتی می‌خوابد، پاهایش را بالا می‌کند، می‌گوید: اگر آسمان [به زمین] آمد، روی من بیاید [و] به مردم [و] به این‌ها [یعنی حیوانات] صدمه نخورد. این [شب‌پره] صفات‌الله دارد؛ آن‌وقت خدا به‌واسطه این [شب‌پره،] رزق به آن‌ها می‌دهد. ببین همین‌جور که به‌واسطه آن چند نفری که به زهرای‌عزیز {{علیها}} نماز خواندند [و] دل علی {{علیه}} را خوش کردند، [خدا] گفت: رزق به همه عالم می‌دهم؛ اما این زبان‌بسته هم که به این اندازه صفات‌الله دارد، [خدا به‌واسطه او] به حیوان‌ها رزق می‌دهد. بابا! این [حرف] ها تفکر دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|هر حیوانی که یک صفت انسانیت داشته‌باشد، برتری به کل حیوانات دارد؛ سگ اصحاب کهف دنبال خوب‌ها رفت، انسان شد و خدا در بهشت جایش داد|صفات‌الله/رفیق}} شما ببینید ارزش هر چیزی در خلقت [به‌واسطه] ولایت است؛ یا آن سگ اصحاب‌کهف، دنبال نیکان [را] گرفته [است]. {{دقیقه|20}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{شعر}}&lt;br /&gt;
{{ب|پسر نوح با بدان بنشست|خاندان نبوّتش گم شد}}&lt;br /&gt;
{{ب|سگ اصحاب‌کهف روزی [چند]|پیِ نیکان گرفت و آدم شد}}&lt;br /&gt;
{{پایان شعر}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
باباجانِ من! عزیز من! فدایتان بشوم، به‌قرآن! اگر یک‌ماه تفکر کنید، هنوز از تفکر بالاتر هست؛ هم این [حرف] ها [را فقط] گوش می‌دهید؟! برو تفکر پیدا کن! ببین این [سگ] دنبال خوب‌ها رفته، از گرسنگی جان داد [و] دنبال کَس دیگری نرفت. کجا دنبال هر کسی می‌روید [و] ادعای انسانیت هم می‌کنید؟! والله! آن کسی‌که به‌غیر [از] خدا، دنبال کَس دیگری برود، انسان نیست. این [سگ] تفکر دارد، جان داد [و] از درِ آن غار، کنار نرفت. چرا [خدا] به شما می‌گوید اگر یک‌رفیق گرفتی که تو را یاد من بیندازد، من یک قصری به تو می‌دهم [که] خلق اولین تا آخرین [را] بخواهی [در آن] دعوت کنی، جا دارد؟ این سگ دنبال آن‌ها را وِل [یعنی رها] نکرد، حالا خدا چه به او کرده؟! در بهشت راهش می‌دهد. این [سگ] صفت انسانیت دارد؛ [یعنی] تفکر دارد. {{موضوع|اطاعت امر، حیوان را انسان و بی‌امری، انسان را حیوان می‌کند؛ الاغ بلغم، فرمان خدا را برد و متنبه شد، بلعم با تمام اسم اعظمش، بدبخت شد|اطاعت امر/اسم اعظم/بلعم باعورا}} مگر الاغ بلعم نیست، [که امر را اطاعت کرد؟!] ببین بابا! خدا می‌داند [که] من می‌سوزم [و] این حرف‌ها را می‌زنم، نگاه به بعضی‌ها می‌کنم، هر چه به آن‌ها مال این شکم بی‌صاحب مانده می‌گویند، می‌گویند آره! باباجان! اگر فردای‌قیامت [خدا] من را بیاورد [و] به‌من بگوید [که] فلانی! این شکم [را که] به تو داده بودم، هر چه به آن می‌دادی، حرفی نمی‌زد، چرا رفتی [و] دینت را دادی؟! چرا تملق گفتی؟! چرا زیرِ بار غیر من، برای شکمت رفتی؟! ما چه‌چیزی جواب خدا را بگوییم؟! هر چه به آن [یعنی شکم‌تان] بدهید، هیچ‌چیز نمی‌گوید. خب مگر این خر بلعم نیست؟! باباجان! تفکر داشته‌باشید! فدایتان شوم! قربان‌تان بروم! به روح امام زمان! این حرف‌ها مال من نیست؛ من [که] می‌گویم مال من نیست، می‌خواهم حرف را خیلی بالا ببینید. خب حالا دارد به آن [الاغ] می‌گوید، آن‌جا که به آن می‌گوید فرمان ببر، برد. حالا که [الاغ بلعم] دارد می‌بیند [بلعم] می‌رود [که] به پیغمبر خدا [یعنی موسی] نفرین بکند، نمی‌رود. بفرما! آخر [بلعم] این زبان‌بسته را زد؛ تا آن‌را کُشت. [بلعم به الاغ] گفت: چرا نمی‌روی؟ [الاغ] گفت: خالق می‌گوید نرو! [من هم نمی‌روم.] این الاغ متنبه شد، [اما] بلعم [متنبه] نشد. حالا از من سؤال می‌کند: شیطان اسم اعظم بلد است، خب اسم اعظم بلد است، اگر متنبه شد، این اسم اعظم باعث بدبختی‌اش است. بلعم اسم اعظم از برای [یعنی باعث] بدبختی‌اش شد! اگر به‌من [اسم اعظم] نمی‌دهد، می‌داند [که اسم اعظم برای] من، باعث بدبختی‌ام می‌شود. خُب [الاغ] نرفت؛ {{موضوع|عذابی بالاتر از بی‌دینی نیست؛ مواظب باشید خدشه به دین و ولایتتان نخورد|عذاب/بی‌دینی}} یا مگر آن ناقه‌صالح نیست [که] از آیات خدا بود؟! [صالح به قومش] گفت: این [ناقه] را اذیت نکنید، پِی نکنید، [اما آن‌را] پِی کردند، عذاب نازل‌شد. حالا شما خیال کردید [که] عذاب به ما نازل نشده [است]؟! والّا نمی‌فهمیم! مگر بعد از رسول‌الله {{صلی}} این‌ها این‌جوری شدند؛ [یعنی] شَل و کور شدند؟! [نه!] بی‌دین شدند. دیگر عذاب از بی‌دینی بالاتر هست؟! ما باید بفهمیم [که] عذاب نشویم، نه [این] که من پایم درد بگیرد [و] دستم درد بگیرد، این‌ها چیزی نیست. این‌ها یک حوادثی است که به بدن من خورده، خدا نکند حوادث به دین تو بخورد! به ولایت تو بخورد! [آن‌وقت] جبران‌پذیر نیست. چرا ما بیدار نمی‌شویم؟! چرا ما تفکر نداریم؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من به قربان یک‌نفر بروم، الآن در مجلس هست؛ [به‌من] گفت: ما باید مواظب باشیم [که] خدشه به ولایت ما نخورد. به‌دینم قسم! بعضی‌ها [را] این‌قدر من دوست‌شان دارم که حاضرم فدایشان بشوم، خدا می‌داند راست می‌گویم. می‌بینم ولایت‌شان پیشرفت کرده، اگر فدایش می‌شوم، فدای ولایتش می‌شوم؛ {{دقیقه|25}} [به‌من] گفت: ما باید مواظب باشیم [که] خدشه به ولایت ما نخورد. قربان‌تان بروم، این حرف‌ها، حرف‌هایی هست که ما مواظب باشیم [که] خدشه به ولایت‌مان نخورد؛ یعنی ولایت را تصدیق کرده‌باشیم [و] مواظب خدشه‌اش باشیم. {{موضوع|«بَل هُم أضلّ» کسی است که امر را اطاعت نکند، چنین کسی از حیوان هم پست‌تر است|اطاعت امر/بل هم اضل}} خب حالا ببین خدا چه پاسخی به آن‌ها می‌دهد؟ روایت داریم [که] این حیوان در بهشت می‌رود، سگ در بهشت می‌رود. چرا؟! اطاعت کرده [است]. چرا به ما «بَل هُم أضلّ» می‌گوید؟! [یعنی] از حیوان بدتر! [وقتی‌که] ما اطاعت نکنیم، از حیوان بدتریم. خود با خدا گوش بدهید، خواهش دارم، تمنا دارم [که] فکر بکنید آیا این الاغ بهتر است یا من؟! این سگ بهتر است یا من؟! این شتر بهتر است یا من؟! والله! من [روز قیامت] جلو [ی] این‌ها خجل‌زده هستم. من خودم را می‌گویم، من کار به شما ندارم شاید شما از آن‌ها باشید که [اگر] یک توهین به شما بکنند، انگار مکّه [و] خانه‌خدا را خراب کردند. {{ارجاع به روایت|توهین به مؤمن و خراب کردن خانه خدا}} من ولایت کسی را نمی‌سنجم [و] خبر ندارم؛ اما من خودم را می‌گویم، فردای‌قیامت این الاغ را می‌آورد، می‌گوید [که] اطاعت کرده [است]. آن سگ را می‌آورد، می‌گوید: باباجان! دنبال خوب‌ها رفت! چرا این‌قدر دنبال این ناجورها می‌روید؟! آدم «بَل هُم أضلّ» می‌شود؛ پس «بَل هُم أضلّ» چیست؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|بشر اگر امر خدا را به امر خودش ترجیح دهد، اشرف مخلوقات است|اشرف مخلوقات/مخیر بودن/اطاعت امر}} حالا چه استفاده‌ای ما از این حرف‌ها می‌کنیم؟! چه استفاده‌ای ما از این حرف‌ها می‌کنیم؟! ما از این حرف‌ها محکمیم، محکم‌تر به ولایت‌مان می‌شویم. ما تشخیص ولایت دادیم، باید این [مطلب] این‌جوری به‌درد ما می‌خورد که هر کجا رفتی، بدان [که] مردم آگاهی دارند، بدانیم [که] حیوان‌ها هم آگاهی دارند، جای خلوت نیست! خدا تا حتی به خود حیوان پاسخ می‌دهد! حالا سؤال کردند [که] این‌ها هوش دارند یا ادراک؟! حرف سرِ این‌است: شما مخیّر هستید. حالا که مخیّری، اشرف مخلوقاتی؛ [اما] آن [حیوان] مخیّر نیست. آن [حیوان] منتظر امر است، تا خدا به آن امر می‌کند، اطاعت می‌کند؛ اما به‌من امر می‌کند، [من] اطاعت نمی‌کنم. چرا؟ خودم را توی کار می‌آورم. بابا! ببین خواهش می‌کنم [که] توجه بفرمایید! آن الاغ، آن سگ [و] آن شتر، این‌ها منتظر امر هستند، تا [خدا] امر می‌کند، امر را اطاعت می‌کنند؛ [اما] ما امر را اطاعت نمی‌کنیم. چرا امر را اطاعت نمی‌کنیم؟ ما مخیّریم. اگر امر را اطاعت کنیم که خیلی خوب است که! چرا شما را اشرف‌مخلوقات خلق کرده [است]؟! برای این‌که شما را مخیّر کرده‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مگر نداریم [که] می‌گوید [اگر] امر خدا را به امر خودت ترجیح بدهی، هشت صفت به تو می‌دهد؟! بینایت می‌کند، محتاجت نمی‌کند، هوشیارت می‌کند، عرض می‌شود خدمت شما، علم حکمت به تو می‌دهد، همه این حرف‌ها را به تو می‌دهد؛ [اما] می‌گوید: امر خودت را [کنار بگذار]، ببین الآن یک امری داری، امر خودت را به امر من ترجیح بده، [یعنی] امر من را قبول‌کن! خدا دارد دائم به ما ندا می‌دهد. ما متوجه نیستیم که؛ اما من دوباره بگویم، خیلی توجه بفرمائید! حیوان منتظر امر هست، ملائکه هم منتظر امر هستند؛ اما تو مخیّری، به تو امر شده، امر را اطاعت نمی‌کنی. اگر امر را اطاعت کنی، اشرف تمام مخلوقات می‌شوی. چرا اشرف‌مخلوقات می‌شوی؟! چون‌که شما می‌توانی [اطاعت] نکنی؛ [اما] آن حیوان نه! آن زبان‌بسته منتظر امر است، تا به این [حیوان] امر کند، فوراً اطاعت می‌کند. {{دقیقه|30}} آن [حیوان] وسوسه شیطان ندارد؛ [اما] تو وسوسه شیطان داری؛ چون‌که وسوسه شیطان داری، خدای تبارک و تعالی [به تو پاسخ می‌دهد.] حالا که امر شیطان را اطاعت نکردی، امر خدا را اطاعت کردی؛ «امرُ الله» می‌شوی.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|مؤمن هر حرفی نمی‌زند؛ حرف می‌زند یا برای دنیایش فایده داشته باشد، یا آخرتش|حرف لغو/حرف ولایت}} روایت داریم: خدا حاج‌شیخ‌عباس تهرانی را رحمت کند، می‌گفت: هر کلام [و] حرفی که می‌زنی، مثل این است که یک چکش در مغز شما می‌خورد. من همیشه حرف ایشان را می‌زنم، می‌گفت: انگار یک چکش در مغز شما می‌خورد؛ یعنی یک چکش که خورد، به‌قدر یک‌کلام [و] حرف، از مغز شما کاهیده می‌شود. چرا حضرت می‌فرماید: مؤمن حرف می‌زند یا برای دنیایش یا [برای] آخرت فایده داشته‌باشد؟ من خواهشمندم این نوار را که گوش می‌کنید، خواهشمندم تفکر داشته‌باشید. یک‌بحثی را نکنید [که] یک‌ساعت چکش در مغزتان بخورد. اگر چکش می‌خورد، چکش بخورد که مثل یک طلایی که می‌آورند، آقایان مهندسین بهتر از من می‌دانند، یک طلایی که به‌اصطلاح اول از کوه می‌گیرند، این چکش می‌خواهد؛ اما چکش به آن می‌زنند [و] براق می‌شود، یک‌قدری کار سرش [یعنی رویش] می‌کنند، دیگر عزیزترین مردم، آن خانم‌هایی که دیگر خیلی مدل‌شان بالاست، به طلا افتخار می‌کنند، چرا؟ این طلا چکش خورد [و] براق شد. رفقای‌عزیز! فدایتان بشوم! بیایید اگر حرف می‌زنید، چکش بخورد [و] براقیّت ولایت‌تان زیاد بشود، یک‌بحثی که می‌خواهید شروع کنید، با تفکر بکنید [و] بدانید نتیجه این چیست؟ اگر من سگ اصحاب‌کهف را می‌گویم [که] این‌جوری است، ما باید [تفکر داشته‌باشیم]، ببینید آقایان! رفقای‌عزیز! هر چیزی را به ما تفکر دادند؛ [یعنی] هر چیزی را برای ما نمونه گذاشتند، اگر تفکر داشته‌باشید، دست به همه این‌ها پیدا می‌کنید. مگر نیست که لاشه‌ای [یعنی مُرداری جایی] افتاده [بود]، همه [یعنی حوّاریون] دَم دماغ‌هایشان را می‌گیرند، عیسی می‌گوید: عجب دندان‌های سفیدی دارد! دارد به ما هشدار می‌دهد [و] می‌گوید همیشه یک‌چیز خوبی را انتخاب کنید. خدا ایشان را رحمت کند! [حاج‌شیخ‌عباس گفت:] هر کلام [و] حرفی که می‌زنید، یک چکش در مغزتان می‌خورد، بیایید چکش ولایت بخورد، [تا] ما ولایت‌مان را بهتر بشناسیم، مثل این‌که طلا بَرّاق بشود. ولایت که حدّ ندارد، یک‌بحثی که می‌خواهید شروع کنید، بکنید! من نمی‌گویم نکنید؛ اما بهتر بفهمید.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|مبادا فردای قیامت در مقابل حیوانات خجل‌زده باشیم! جاذبه ولایت به حیوان اثر می‌کند همان‌طور که به سگ اصحاب کهف اثر کرد، دنبال خوب‌ها رفت و آیه قرآن برایش نازل شد|جاذبه ولایت}} اگر من سگ اصحاب‌کهف را می‌گویم، چرا دنبال کس دیگر را نگرفت؟! اگر دنبال منافق را می‌گرفت، آیا آیه [برایش] نازل می‌شد؟! من به این حاج‌محمد آقا گفتم، گفتم: بگذار حالا حرف‌هایشان را بزنند، به‌من جواب بدهید! اگر دنبال کَس دیگر را می‌گرفت، [آیا] این [آیه] نازل می‌شد؟! نه! چرا؟ دنبال خوب‌ها را گرفت. روایت داریم: این حیوان را این‌قدر زدند که نگو، [اما] دست برنداشت، چرا؟ این حیوان است [و] هوش دارد؛ اما چنان از آن مغناطیس ولایت به این [حیوان] اثر کرد [که دنبال خوب‌ها رفت]. چرا نباید مغناطیس ولایت به ما اثر کند [که] ما دنبال همه‌کس نرویم؟! فدایتان بشوم! قربان‌تان بروم! این‌جوری تفکر داشته‌باشید! بحث این‌را بکنید، بحث این‌را بکنید که مبادا فردای‌قیامت ما را بیاورند [و] ما پیش یک حیوان روسیاه باشیم؛ نه پیش خدا و پیغمبر {{صلی}}، هر کجا شد برویم. این بحث را بکنید [که] چه‌کسی این‌را گرفته؟! خب حیوان است، {{دقیقه|35}} چرا به‌من می‌گوید: «بَل هُم أضلّ»؟! [یعنی] از این [حیوان] بدتری؛ یعنی اگر ما این‌جوری نباشیم، از این [حیوان] بدتر هستیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|هر چیزی در خلقت یک شعور و حس الهی دارد، اما برتری‌اش به‌واسطه ولایت است|ارزش ولایت/جاذبه ولایت}} مگر نیست که پیغمبر {{صلی}} از کوه حرا می‌آید، سنگ‌ریزه به او سلام می‌کند؟! هان؟! چرا سنگ‌ریزه به او سلام می‌کند؟! پس من حرفم این است که خدای تبارک و تعالی نسبت به هر چیزی با یک برتری پیدا می‌کند، برتری چیست که پیدا می‌کند؟ برتری از طرف ولایت به این [چیز] اشاره می‌شود، ما می‌خواهیم این‌جا را برسانیم؛ مثلاً روایت داریم: حیوانی که به تیر گرفتار می‌شود، از ذکر خدا غافل می‌شود. اگر شکاری را زدند، از ذکر خدا غافل می‌شود. اگر کبوتری را زدند، از ذکر خدا غافل می‌شود، تمام اشیاء خلقت ذکر می‌گویند؛ اما من که ذکرش را نمی‌فهمم، من گوش ندارم که! من [از] بَس که گوش به رادیو [و] تلویزیون دادم! دیگر گوش نیست که! تو چه توقعی داری؟! روایت داریم: اگر کسی چهل‌روز به ساز گوش داد، درِ دلش مُهر زده‌می‌شود. خدا حاج‌شیخ‌عباس را رحمت کند! می‌گفت: درِ دلت مُهر زده‌می‌شود، اصلاً دیگر حرف برای تو فایده‌ای ندارد. چرا؟! [به تو] امر کرده [این‌کار را] نکن! تو غیرِ امر کردی. یک‌روز وقت به تو داد، دو روز داد، یک‌ماه داد، بیست روز داد، چهل‌روز که شد، می‌گوید: من این‌را کاملش کردم، چرا حرف من را نمی‌شنود؟! یک مُهر درِ گوشت می‌زند. حرف هم بخواهی بزنی، پَرت و پَلا می‌زنی! چرا سنگ‌ریزه به پیغمبر {{صلی}} سلام می‌کند؟! به‌من جواب بدهید! شما خیال می‌کنید [که] سنگ و این‌ها شعور ندارند؟! این‌ها یک حسی دارند، حس الهی است؛ خدا یک حس الهی به این‌ها داده. مگر این ستون حنانه نیست؟! رفقایی که مکّه رفتید! آیا تفکر داشتید؟! وقتی پیغمبر اکرم {{صلی}} به این [ستون] تنه [یعنی تکیه] می‌داد، وقتی جبرئیل نازل‌شد [و] دستورِ یک منبر را آورد، گفت: یک منبر بسازید! پیغمبر {{صلی}} به امر خدا و جبرئیل، منبر درست کرد [و] روی منبر رفت، این [ستون حنانه] بنا کرد [به] فریاد کشیدن؛ داد می‌کشید! پیغمبر {{صلی}} آمد [و] هم‌چینش کرد [یعنی نوازشش کرد و] گفت: من به تو قول می‌دهم [که] تو از سنگ‌های بهشت بشوی، خب بفرما! پس معلوم می‌شود آن‌چه را که خدا خلق کرده، این‌ها نسبت به خودش یک شعوری، یک‌چیزی درون‌شان گذاشته [است]. من دوباره بگویم، این‌ها همه منتظر امر هستند، شما خیال می‌کنید! باباجانِ من! قربان‌تان بروم! بیایید بحث ولایی بکنیم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|تمام ممکنات به امر امام و تسلیم ولایت هستند|اطاعت امر}} مگر نیست [که ابرهه با سپاهش] رفتند خانه‌خدا را خراب کنند، فوراً به ابابیل امر شد؟! این‌جا ما باید متوجه باشیم کسی‌که امر خدا را اطاعت کند، نمی‌سوزد! مگر خلاصه [به ابابیل] امر نشد [که] بروید از بیابان جهنم، سنگ بیاورید؟! من یک‌دوستی داشتم، آن آقای وزیری گفت: یکی [از] این‌ها [یعنی پرستوها] مُرده‌بود [و جایی] افتاده‌بود؛ من این آیه را شنیده‌بودم، رفتیم یکی از این چراغ گردسوزها را به نوکش گذاشتیم، هر چه گذاشتیم نسوخت، گفت: این‌قدر ما این [آتش] را تندش کردیم، گفت: اصلاً نسوخت. این جهنمی که نمی‌دانم هفتاد سال داغی آن می‌رود، یک حیوان نمی‌سوزد، [چون] این [حیوان] دارد امر را اطاعت می‌کند، بیایید امر را اطاعت کنید! کجا می‌روید یک بحث‌هایی می‌کنید؟! بیا، [ابابیل] امر را اطاعت کرده، رفت [از بیابان جهنم] یکی ریگ آورد، هر کدام [را] روی سرشان [یعنی سپاه ابرهه] شُل کرد. آخر هم نمرود بود [یا] شدّاد بود، یکی از این‌ها [باقی] ماندند؛ رفت خبر داد و [یک‌نفر به او] گفت: آخر چه شد؟ گفت: همه ما را کشتند! فیل و میل و همه را کشتند! [ابابیل] یکی [سنگ] توی مغز فیل‌ها می‌زد [و آن‌ها روی زمین] می‌افتادند. حالا چه‌کسی [این‌کار را] کرد؟! حالا گفت: چه‌جور است؟! همچین کرد، [ابابیل] یکی [سنگ] توی سر آن زد، مُرد؛ تمام شد [و] پی کارش رفت. {{دقیقه|40}} ما باید مواظب باشیم [که] خدای تبارک و تعالی افراد دارد، گناه نکنیم! در بیابان خیال نکنی [که] کسی نیست، آن ریگ بیابان می‌آید [و] برایت شهادت می‌دهد. والله! روایت داریم، می‌گوید: این زمین بیابان می‌آید [و] شهادت می‌دهد [که] این [شخص] روی من گناه کرد؛ رفقای‌عزیز! ببینید من چه می‌گویم؟ پس معلوم می‌شود [که] خدا یک قوه لامسه‌ای در همه‌چیز گذاشته، همه این‌ها به امر هستند. این کوه که می‌بینی، به امر است. این سنگی که می‌بینی، به امر است. این آب دریا که می‌بینی، به امر است؛ تمام این‌ها منتظر امر هستند. حالا از کجا می‌گویی؟! روایت هم داریم: آقا امام‌حسین {{علیه}} وقتی او را شهید می‌کردند، تمام این‌ها آمدند؛ تا حتی آب آمد، روایت داریم: آب آمد، آب که توی دریا دارد می‌رود، [آمد و] گفت: اجازه بده! اجازه بده! مثل نوح که دعایش مستجاب شد، ما می‌جوشیم [و] همه این‌ها را غرق می‌کنیم، بفرما! آن‌وقت تمام این ممکنات به امر امام است، امام یعنی این. عزیزان من! قربان‌تان بروم! بیا تفکر داشته‌باش، امام یعنی این، این‌جور باید باشیم. حالا هارون هم می‌گوید: [امام] منم، متوکل هم می‌گوید: [امام] منم، مأمون هم می‌گوید: [امام] منم، آره! همه می‌گویند [امام] منم. مگر باد نیامد [و گفت:] حسین‌جان! اجازه بده؟! مگر آب نیامد [و گفت:] اجازه بده؟! مگر سنگ‌ها نیامدند [و گفتند: به ما] اجازه بده؟! رفقای‌عزیز! ببینید من چه می‌گویم؟ پس حرف من این‌است: تمام این ممکنات که در این عالم هست، این‌ها به امر است؛ تمام این‌ها امر ولایت را اطاعت می‌کنند. اگر [خدا] گفت: «إنّ الله و ملائکته یصلّون علی النبیّ یا أیها الذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیما» (یک صلوات بفرستید. یکی‌دیگر هم بفرستید.) این [آیه را] به ما چهار تا شاخ‌شکسته که نگفته‌است، به کلّ خلقت گفته است [که تسلیم پیغمبر {{صلی}} باشید]؛ یعنی تا حتی به ریگ‌های بیابان گفته‌است. چرا؟ ریگ هم به امر است؛ اما به امر کیست؟ به امر پیغمبر {{صلی}} بود، پیغمبر {{صلی}} هم گفت: به امر علی {{علیه}} [باش]؛ «الیوم أکملت لکم دینکم» دین‌تان هم تکمیل می‌شود. به کلّ خلقت [گفته،] باباجان! ببینید به کلّ خلقت [گفته‌است].&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اتفاقاً روایت داریم: یکی پیش پیغمبر {{صلی}} آمد [و] گفت: اگر که می‌خواهی ما [به تو] ایمان بیاوریم، به آن درخت بگو [که] این‌جا بیاید [و] دوباره سرِ جایش برود. [پیغمبر {{صلی}} به] درخت امر کرد، این‌جا آمد. خب بفرما! درخت این‌جا آمد، این درخت جان دارد؟ به نظر ما ادراک دارد؟ ما بیشتر از این عقل ولایی‌مان کشش ندارد، این درخت از آن‌جا حرکت کرد [و] این‌جا آمد، گفت: یا رسول‌الله! امر بفرما! یک نگاهی به آن‌ها کرد، گفت: خب دوباره برو! حالا چه کردند؟! [آیا] ایمان آوردند؟! گفتند: این‌هم سِحر است. چرا؟! درِ دل گذاشته شده، دلی که درش گذاشته شود، ولایت به آن اثر نمی‌کند. اگر می‌خواهید با یکی بحث بکنید، اول تستش کنید! ببینید درِ دلش گذاشته یا نگذاشته، آخرش یا به تو صوفی می‌گوید یا یک‌چیزی به تو می‌بندد، حرف [را] هم قبول نمی‌کند، تستش کن! [خدا] امر کرد به این‌ها [یعنی ابابیل که] این‌ها [یعنی لشکر ابرهه] را این‌جور کن! چهار تا مرغ بلند شد [و] رفت از ریگ‌های جهنم [سنگ] برداشت [و] آورد روی سرِ این‌ها [یعنی لشکر ابرهه] ریخت؛ پس بنا شد [که] خدا تمام ممکنات [را] به امر ولایت گذاشته [است]، ببینید من چه دارم می‌گویم؟ خدا گذاشته [که] به امر ولایت است. {{دقیقه|45}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|شرط صلوات، تسلیم‌بودن است؛ ذکر بی‌ولایت قبولی ندارد|ذکر/تسلیم بودن/صلوات}} خیلی این [آیه] قشنگ است! این [آیه] «إنّ الله و ملائکته یصلّون علی النبیّ یا أیها الذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیما» هر روز [هم] بعد از نماز داریم [این آیه را] می‌خوانیم؛ [اما] هر روز هم نمی‌فهمیم! ببخشید به شما جسارت نکنم! من که نمی‌فهمم. دارد تذکر به شما می‌دهد [که] تسلیم باشید! حالا اگر تسلیم شدید، ببینید به کجا می‌رسید؟! ما تسلیم نیستیم، ما داریم همین‌طور ذکر می‌گوییم، [آیا] می‌فهمی ذکر یعنی‌چه؟! می‌گویی هان؟! الآن مَثل فلانی گفته [که] اگر هزار تا صلوات بفرستی، یک شاخ درمی‌آوری! نمی‌دانم کجایت چه‌جوری می‌شود؟ آره! برو هزار تا صلوات بفرست! نمی‌دانم هزار تا «لا إله إلّا الله» بگویی، نمی‌دانم چه‌جور می‌شود؟ تو [هم] توی ذکر می‌روی، من نمی‌گویم ذکر نگویید، ببین دارم چه می‌گویم؟! توی ذکر می‌روی، توی عبادت می‌روی؛ اما یک‌دفعه [خدا] می‌گوید [که] من عبادت از متقی قبول می‌کنم. شما برو ببین آن‌ها [یعنی اهل‌تسنن] چقدر ذکر می‌گویند! چقدر تسبیح دارند! چرا هیچ فایده‌ای ندارد؟! ما باید توی این فکرها برویم، قربان‌تان بروم! باید تفکر داشته‌باشیم [که] مبادا ولایت را از ما گرفته‌باشند [و] ما فایده‌ای نداشته‌باشیم! همه‌اش توی ذکر و وِرد و پی [یعنی دنبال] این آقا، پیِ آن و پیِ آن برویم، کجا پیِ آن می‌روی؟! من بارها گفتم دیگر، این‌قدر گفت که نمی‌دانم تا نزدیک [ساعت] دو بعد از نصف‌شب، همین‌طور «ألغوث» کشید، [این] چه الغوثی است [که] می‌کشی؟! آن‌وقت آخرش یکی‌دیگر را مثل یکی‌دیگر می‌کند، بفرما! از دست‌شان چه‌کار کنیم؟! هان؟! چه‌کار کنیم؟! می‌خواهد یک اسم اعظم دربیاورد، هزار و یک‌دفعه می‌گوید، یک اسم اعظم دربیاید، بابا! اسم اعظم علی {{علیه}} است! یک علی {{علیه}} بگو! یک حسین {{علیه}} بگوید، یک زهرا {{علیها}} بگوید؛ اما یک زهرا {{علیها}} بگو، زهرای دیگری نگویی! یک علی {{علیه}} بگو، علی دیگری نگویی! قربانت [بروم]، چه‌کار می‌کنی؟!&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|عظمائیت هر چیز در عالم به‌واسطه ولایت است؛ قضایای غلام بنی‌ریاح که پیامبر به واسطه محبتی که به امیرالمؤمنین داشت، دنبال جنازه‌اش دوید|عظمت ولایت}} حالا که تمام ممکنات امر را اطاعت می‌کنند، ما باید برویم توی فکر [که] خدایا! نه که ما امر را اطاعت نکنیم. حالا شما امر را اطاعت‌کن، ببین به کجا می‌رسی؟! مگر امام زمان {{عج}} نمی‌گوید: «السلام علیک [یا] مطیع لِلّه و لِرسوله عبدالصالح» پدر و مادرم به قربان‌تان! به چه‌کسی می‌گوید؟! به غلام‌سیاه می‌گوید. امام زمان {{عج}}، امام که این‌چیزها را برای خودتان درست‌کردید. به ارواح پدرم! من این چند وقت‌ها می‌گویم: خدایا! آقای‌فلانی فلانی می‌گویند، خدایا! این‌ها را مطیع خودت قرار بده! والّا! گفتم: خدایا این‌ها را مطیع خودت قرار بده! هان! اگر مطیع خودش قرار داد، مطیعان هستی، اگر مطیع خودش قرار نداد، مطیع چه‌کسی هستی؟! والّا! من هر کدام‌تان را روی حساب دعا می‌کنم، گفتم: خدایا! این آقای‌فلانی را فلانی است، خدایا! پیشوایی‌اش نکن. بفرما! حالا نمی‌خواهم اسم بیاورم که شما شناسایی شوید، من هر کدام‌تان را روی حساب دعا می‌کنم. چرا؟! چرا؟! این‌قدر امیرالمؤمنین {{علیه}}، این‌قدر خدا یک‌آدم ولایتی را می‌خواهد [که] می‌گوید خودِ من است، شما خیال نکنید [که] من تملّق می‌گویم، من امر را اطاعت می‌کنم، امر خدا را اطاعت می‌کنم؛ این‌که از دستم می‌آید، این‌که به‌قدر وسعم، از دستم می‌آید. اگر من رفقای‌عزیز را دوست دارم، مال این دوست دارم؛ مگر خدا به موسی نمی‌گوید که من مریض شدم، چرا دیدن من نیامدی؟! می‌گوید: فلانی، آن ولایت است، مگر من نگفتم که وقتی‌که روزه می‌گیری، خدای تبارک و تعالی می‌گوید من میزبانت هستم؟! [خدا] میزبان ولایت است. مگر به شما نگفتم آن غلام بنی‌ریاح را؟! (من این‌ها را دارم برایتان دلیل می‌آورم، نمی‌خواهم تکرار کنم.) مگر آن غلام بنی‌ریاح [را] چقدر پیغمبر {{صلی}} چیز کرد؟! جنازه [غلام] را روی دوشش گذاشت [و برایش] قبر کَند [و او را] توی قبر گذاشتش، [قبل از این‌که او را وارد قبر کند،] آن‌جا گذاشتش [و] گفت: [ای مردم!] این [شخص] را می‌شناسید؟! همه گفتند: نه! گفت: علی‌جان! [آیا] این [شخص] را می‌شناسی؟! گفت: آره {{دقیقه|50}} یا رسول‌الله! این غلام بنی‌ریاح است، یک سلام به‌من می‌کرد. [پیغمبر {{صلی}}] گفت: هفتاد هزار مَلَک در تشییع این غلام آمده‌بود، من که این‌جوری می‌کردم، می‌خواستم ملائکه‌ها جایشان بشود، [پیغمبر {{صلی}}] قسم کبیره می‌خورد [و می‌گوید] یا علی! والله! دنبالش ندویدم [مگر] مال این‌که محبت به تو دارد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کجاییم ما؟! انصافاً، وجداناً [آیا] ما مغبون نیستیم [که] یک همچین ولایتی را وِل [یعنی رها] می‌کنیم [و] جای دیگر می‌رویم؟! من حرفم این است [که] شما یقین به ولایت پیدا کنید! یقین کنید خداست و ولایت! یقین کنید از ولایت بهتر نیست؛ یعنی خدا به‌وجود نیاورده؛ آن‌وقت ببینید جای دیگر می‌روید یا نه؟! ولایت را به عقیده خودشان پایین آوردند [و] ما هم قبول کردیم! ما هم قبول کردیم! رفقای‌عزیز! این‌همه که من به شما می‌گویم [که] تفکر داشته‌باشید! تفکر یعنی این! من دارم به شما می‌گویم: اگر حیوان، اگر سگ، اگر شتر، هر چیزی که یک عظماییتی در عالم پیدا کرده، به‌واسطه ولایت پیدا کرده [است]، من حرفم این‌است: هیچ‌کسی عظماییت پیدا نمی‌کند مگر به‌توسط ولایت؛ تا حتی انبیاء، تا حتی اولیاء؛ یعنی خدا بنایش به این‌است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|کسی که تشخیص ولایت بدهد و پی به حقیقت ولایت ببرد، دنبال مقصد دیگر نمی‌رود؛ قبولی تمام اعمال به امضای ولایت است|تشخیص ولایت}} اگر [پیغمبر {{صلی}}] می‌گوید: «أنا مدینة‌العلم و علیٌ بابها» معنی‌اش این است که هیچ‌کسی عظمت پیدا نمی‌کند، عظمت منحصر به خدا و ولایت است؛ آن‌وقت وقتی‌که این‌جوری شدی، کارت به تو می‌دهد. وقتی‌که این‌جوری شدی؛ یعنی حقیقت ولایت را پی به آن بردی، دیگر جایی نمی‌روی که، دیگر دَدَر نمی‌روی که! دَدَر رفتن؛ یعنی یکی بهتر پیدا می‌کنی [و دنبالش می‌روی]، جایی رفتن؛ یعنی آدم تشخیص ولایت نداده [که جای دیگر می‌رود]، فدایتان بشوم! قربان‌تان بروم! بیایید تشخیص ولایت بدهید! بیایید مقصدمان ولایت باشد! اگر تو مقصدت ولایت بود، آن‌چه که مقصد در خلقت است [را] باید باطل اعلام بکنید! والله! آن‌چه که مقصد است، باید باطل اعلام کنی! من آن‌چه که مقصد در عالَم است [را] باطل اعلام می‌کنم! چرا؟! [چون] قبول نمی‌شود، چیزی که قبول نمی‌شود، دنبالش می‌رویم [که] چه کنیم؟! باطل یعنی‌چه؟! یعنی قبول نمی‌شود؛ [فلانی] می‌گوید: سفته تو باطل شده، چِک تو باطل شده، نمی‌دانم چه [و] چه باطل شده؟ [یعنی] قبول نمی‌شود. مگر نمی‌گوییم باطل شده؟! [یعنی] چه‌جور شده؟! هان! [یعنی] چک تو امضاء ندارد، حالا یک‌میلیون هم باشد، می‌گوید: برو بابا! این امضاء ندارد، امضایش مال کیست؟! برای آن شخصی است که این‌را امضاء می‌کند، تمام اعمال ما باید امضای علی {{علیه}} داشته‌باشد. کجا می‌رویم؟! وقتی امضای علی {{علیه}} داشت؛ آن‌وقت خدا چه می‌کند؟! آن‌وقت خدا می‌گوید: با من هستی! تو من شدی! رفقای‌عزیز! وقتی امضای علی {{علیه}} داشت، خدا می‌گوید: دیگر [تو] من شدی! کجاییم ما؟! این‌جور با هم بحث بکنید! چه‌چیزی به پاداش علی {{علیه}} بدهد؟ چه‌چیزی خدا به پاداش علی {{علیه}} بدهد؟ والله! خودش را می‌دهد! اِه! خدا خودش را به پاداش علی {{علیه}} می‌دهد. {{دقیقه|55}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع| حضرت زهرا محتاج نیست، تمام خلقت در اختیارش است؛ اگر حضرت زهرا برای گرفتن فدک پافشاری کرد، چون آن را برای دوستان علی می‌خواست نه برای خودش|حضرت زهرا/فدک}} یکی از رفقای‌عزیز من، از من سؤال کرده: این نهرها چه می‌گوید که خدا همین‌طور راجع‌به نهرهای بهشت می‌گوید؟! من یک‌جوابی دادم؛ اما ایشان وقتی حرف می‌زند، خیلی من رویش پافشاری می‌کنم که اگر جواب بهتر از این [هست]، داده‌شود، الحمد لله خودش مُبرّاست [و] خیلی وارد است؛ اما گفتم اگر بهتر از این [جواب] است، داده‌شود. دیشب یک‌قدری حالم همچین مناسب نبود، پا [یعنی بلند] شدم و نشستم و دیدم چه جوابی داده‌شد؟! دارم [آن‌را] به شما می‌گویم. [او] گفت: چرا زهرای‌عزیز {{علیها}} این‌همه پافشاری کرد که فدک را از عمَر بگیرد؟ چرا پافشاری کرد؟ این [زهرا {{علیها}}] که تمام ممکنات به امرش است، این زهرایی که نَفَس کشید، مدینه از جا حرکت کرد [و] ستون‌ها از جا حرکت کردند، یک خلقت گفت: زهراجان! اشاره کن! تمام این‌ها را زیر و رُو می‌کنیم، تمام خلقت آمادگی پیدا کرد، تمام خلقت در مقابل زهرا {{علیها}} آمادگی پیدا کرد [و] سر فرود آورد [که] زهرا! اجازه بده! یک این‌جوری کرد [یعنی یک نَفَس از روی ناراحتی کشید]، ستون‌ها از جا حرکت کرد، مدینه می‌چندید؛ [یعنی می‌لرزید و] می‌گفت: امر بفرما! خدای تبارک و تعالی تمام خلقت را در اختیار زهرا {{علیها}} گذاشته [است]. حالا این زهرا {{علیها}} چه احتیاجی داشت؟! قربانت بروم که حالا می‌گوید فدک فدک می‌کند؟! فدک را می‌خواست به دوستانش بدهد، کاری نداشت، می‌خواست از ظالم بگیرد [و] به مظلوم بدهد که سیلی توی صورتش زدند. چرا شما یک‌قدری با زهرای‌عزیز {{علیها}} فکر نمی‌کنید که زهرا {{علیها}} را بیشتر از این‌ها بخواهید؟! دارد فدک را از ظالم می‌گیرد [که] به مظلوم بدهد، فدک مال فقرا بود. به‌واسطه من و تو زهرا {{علیها}} سیلی‌خورده! به‌واسطه من و تو کتفش را شکستند! حالا [عمر کاغذ فدک را] از توی دستش گرفته، [به او] سیلی زده، خدا لعنتش کند که [او را لعنت] کرده! [آن‌را می‌جَوَد و] تُف می‌کند. [حضرت زهرا {{علیها}}] گفت: خدا شکمت را پاره کند! وقتی به امیرالمؤمنین {{علیه}} خبر دادند [که] عمر شکمش پاره شده، گریه کرد؛ [گفتند:] علی! چرا گریه می‌کنی؟ [امیرالمؤمنین {{علیه}}] گفت: دلم می‌خواست زهرا {{علیها}} بود [و] می‌دید [که] دعایش مستجاب شده [است. امیرالمؤمنین {{علیه}}] برای زهرا {{علیها}} گریه می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|آب‌های تمام خلقت نه فقط دنیا، مهریه حضرت زهراست؛ شیعه‌ها در قیامت وارث مهریه زهرا هستند|حضرت زهرا/دوست علی}} حالا این زهرای‌عزیز {{علیها}} چه‌کار دارد می‌کند؟! جواب داده‌شد، بگو که این آب که در مهریه زهرا {{علیها}} هست، حالا آن‌جا [در قیامت] به شیعه‌ها ارث می‌دهد؛ اگر [این حرف را] قبول بفرمایید، قشنگ است! آب که مهریه‌اش است، حالا چه‌کار می‌کند؟! حالا دوست‌هایش که توی بهشت می‌آید، از مهریه‌اش [به آن‌ها] می‌دهد، آن‌جا می‌خواست فدک را بگیرد [و] به شما بدهد، نشد. حالا این‌جا این آب، نه آب دنیا را مهرش کرده، خدا آب تمام خلقت را مهر زهرا {{علیها}} کرده، حالا عزیز من! آن نهرها که شما داری می‌گویی، آن‌ها سهامت است. او که ارث نمی‌خواهد، اگر ارث دارد، مهرش است، مهرش را دارد به شیعه‌ها می‌دهد، خودش که احتیاج ندارد؛ پس هر موقع آن آیه [کوثر] را خواندی، هر موقع آن آیه را خواندی، یک‌قدری برای زهرا {{علیها}} گریه کن! تکان بخورید! چقدر به یاد ما هست. حالا اگر روایتش را می‌خواهید، رویش بگذارم که دیگر بحث نکنید. مگر آقا امام‌حسن‌عسکری {{علیه}} نیست که پول چهارصد گوسفند [را] به قمی‌ها داد [و] گفت: برو [آن‌جا در قم] بکش [و] به دوست‌های ما بده، آن‌جا [در سامرا] نکش که اهل‌تسنن باشند. حالا زهرا {{علیها}} هم همین‌جور است؛ {{دقیقه|60}} چیزها را می‌خواهد [که] به دوستش بدهد. والله! اگر امام‌صادق {{علیه}} این حرف را نزده بود، من غلط می‌کردم [که] بگویم، لال می‌شدم [و] نمی‌گفتم؛ می‌گوید: روز قیامت که می‌شود، مادر ما، زهرا {{علیها}} مانند مرغی که دانه خوب و بد را تشخیص بدهد، دوستانش را از توی محشر جمع می‌کند، جمع می‌کند؛ چه‌کارت می‌خواهد بکند؟! می‌خواهد از ارثش به تو بدهد، از مهرش به تو بدهد. ما باید یک‌قدری زهرا {{علیها}} را بهتر بشناسیم. رفقای‌عزیز! فدایتان بشوم! ما باید زهرا {{علیها}} را بهتر بشناسیم! اگر زهرا {{علیها}} را می‌شناختند که زهرا {{علیها}} را نمی‌زدند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{یا علی}}&lt;br /&gt;
[[رده: نوارها]]&lt;br /&gt;
==ارجاعات==&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86_82&amp;diff=1112</id>
		<title>نیمه شعبان 82</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87_%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86_82&amp;diff=1112"/>
		<updated>2026-05-29T17:54:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بسم الله}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{جعبه اطلاعات فراداده سخنرانی|10479}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اعوذ بالله من الشیطان اللعین الرجیم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
العبد المؤید الرسول‌المکرم ابوالقاسم محمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;السلام علیک یا ابا عبدالله، السلام علیکم و رحمةالله و برکاته، السلام علی‌الحسین و علی‌بن‌الحسین و اولاد الحسین و اهل‌بیت‌الحسین و رحمةالله و برکاته&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|بیتوته قلبی آن است که دائم به فکر خدا و امام‌زمان و اطاعت امر باشید|بیتوته/اطاعت امر}} ... بشر باید بیتوته داشته‌باشد. بیتوته آن درست‌است که یک‌قدری، در یک‌جای خلوت برود. آن جای خلوت، خلوت نیست. جای خلوت، جاهایی که آدم می‌رود با خدای خودش خلوت می‌کند صحیح است. اما بیتوته قلبی این‌است که دائم تو به‌فکر خدا و امام زمانت باشی. بیتوته قلبی این‌است که دائم به‌فکر واجباتت باشی. بیتوته قلبی باید محرمات به‌جا نیاوری. بیتوته قلبی [این‌است که] خدای‌نخواسته نگاه ناجور نکنی، به جایی‌که خدا گفته [نگاه] نکن، آن‌جا که گفته [نگاه] کن. چشمت در اختیار امر باشد. عزیز من، جوانان‌عزیز، فدایتان شوم، باید تو در اختیار امر باشی، نه امر در اختیار تو. تو باید در اختیار پول باشی، نه پول در اختیار تو که هر جور بخواهی خرج کنی. این‌هم مثل همان‌است. تو دائم باید پایت در اختیار امر باشد، چشمت در اختیار امر باشد، خیالت در اختیار امر باشد، نشستنت در اختیار امر باشد. چرا سر نماز می‌گوید «بحول‌الله و قوته اقوم و اقعد»؟ یعنی ای‌خدا تو قوت به‌من می‌دهی. تمام این حرف‌ها که داری می‌بینی عزیز من، تو باید با آن چشم ولایت امام زمانت را ببینی، با چشم ولایت خدا را ببینی. خدا را چطور ببینی؟ خدا که جسم نیست، امرش را ببینی. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|اگر در اختیار خدا و امام‌زمان باشید، هیچ قدرتی نمی‌تواند به شما آسیب برساند|در اختیار ولایت بودن}} الان ایام، ایام وجود مبارک امام زمان است که تولد مبارکش است. شما ببین هیچ‌کس، خلق نمی‌تواند به تو آسیب برساند، اگر تو در اختیار خدا باشی. آقا امام زمان تمام خلقت در اختیارش است؛ اما خودش در اختیار خداست. {{موضوع|هدایت بشر در شناخت و یقین به امام‌زمان است نه در چراغانی کردن! صدقه دادن برای امام‌زمان، یقین شما را به حضرت زیاد می‌کند|هدایت/شناخت ولایت/یقین/صدقه}} الان چقدر چراغانی می‌کنند! لامپ می‌زنند و این‌کارها را می‌کنند! اما این‌ها هدایت بشر تویش نیست. هدایت بشر در این حرف‌هاست که ما امام زمانمان را حتی‌الامکان بشناسیم. عزیز من، الان نذری که از دستت برمی‌آید، یک برنجی، روغنی، چیزی، پولی [بده]، یک کسی را دلش را خوش‌کن، این‌را هدیه کن به روح مبارک امام زمان. مگر امام زمان احتیاج دارد؟ نه! وقتی اینجور شدی یقینت به امام زمان [زیاد می‌شود]. چرا من می‌گویم صدقه بدهید؟ صدقه یعنی وجود مبارکش هست، ما صدقه می‌دهیم سالم باشد. خب مگر پیغمبر نگفته، خدا نگفته، این‌ها مگر نگفتند [که امام زمان می‌آید]؟ چرا، خدا بداء دارد. همان‌موقع که عزیزان من صدقه برای امام زمان می‌دهید، منتظر بداء باشید که خدا بداء دارد. خدا نکند بداء به‌وجود بیاید که امام زمان ما نیاید. امیدوارم حضرت حجت تشریف بیاورد، هر چه زودتر بهتر.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|به جای درخواست تعجیل در ظهور، کاری کنید که آماده یاوری امام زمان باشید|مکان/صفات‌الله/یاور امام زمان}} حالا داریم که می‌گوید کسی‌که خیلی تعجیل می‌کند، امام‌صادق فرموده: تعجیل صحیح نیست، آن‌ها که تعجیل می‌کنند. اما حضرت می‌فرماید: ظهور من را از خدا بخواهید. حالا چه‌کار داری که آقا دیر بیاد یا زود بیاید. تو یک‌کاری کن یاورش باشی. این حرف‌ها چیست که دائم دارید درست می‌کنید؟ تو یاورش باش، اگر آقا آمد، تو مُردی، تو یاورش هستی. [عایشه] در خانه پیغمبر است، {{دقیقه|5}} یاور پیغمبر نیست، قاتل پیغمبر است. چرا این‌قدر دنبال بعضی‌ها می‌روید، افتخار می‌کنید من نمی‌دانم چه کاره‌ام؟ من فلانم! من دربار هارونم! من دربار مأمونم! من نمی‌دانم چه کاره‌ام! آن‌ها که می‌کردند من می‌گویم. عزیز من، قربانت بروم، من آن‌جا دارم به شما می‌گویم که شما خودت باید یک شخصیتی باشی، خودت باید بیت خدا باشی، خودت باید باشی، ملاک نیست جایی. اویس‌قرن در بیابان است، اتصال به علی است، اتصال به خدا و پیغمبر است. چطور این‌ها را تایید نمی‌کند، لعنت به این‌ها می‌کند، آن‌ها را تایید می‌کند؟ توجه کن! به این حرف‌ها دلت را خوش نکن که من کجا هستم، من هر سال می‌روم مکه! خب حجاج هم هر سال می‌رفت مکه! من شاگرد امام‌صادقم! ابوحنیفه هم شاگرد امام‌صادق بود! به این‌چیزها افتخار نکن. افتخار آن‌است که او تاییدت کند. مؤمن‌طاق را تایید کرده، ابوحنیفه را کجا تایید کرده؟ شاگرد این‌بود، مبارز امام‌صادق شد. جا و مکان برای خودت درست نکن که افتخار به مکان کنی. تو ببین مکه‌ای که رفتی با امر رفتی یا نه؟ کربلا که می‌روی به امر می‌روی یا نه؟ حساب‌سال داری؟ حساب سالت را می‌کنی؟ این‌ور و آن‌ور را می‌پایی؟ من به قربان بعضی‌ها بروم، می‌خواهد برود عمره آمده این‌جا صد تومان داده. یک قرانش را من [برنداشتم]. پنجاه تومانش را دادم به این، پنجاه تومانش را دادم به آن. تو یک دل‌خوشی فقرا را ببر مکه، یک دل‌خوشی فقرا را ببر حج عمره، یک دل‌خوشی فقرا را ببر نزد امام‌حسین. حسین‌جان، قربانت بروم، من یکی که دوست تو بود، دلش را خوش کردم، آمدم. می‌گوید من هم دلت را خوش می‌کنم، [اما] نه این‌که خون مردم را ببری. خون مردم را بیشتر این‌ها می‌برند مکه و منا. چرا؟ حیوانی آن‌جا! تو خون‌خواری عزیز من! حجاج خون‌خوار بود، این‌قدر رفت تا یک صفت حجاجی به او دادند. خدا رحمت کند علمای‌اعلام را، خدا رحمت کند آقای نجفی را، [می‌گفت:] یکی از همین طلبه‌ها با من رفیق است هر سال می‌رفت مکه. گفت امسال که می‌خواستم بروم، گفت: حجاج، می‌خواهی بروی مکه! یک صفت حجاجی به او داد. من حرفم این‌است، اصلاً پیام حرف‌های من این‌است، امر را باید ببری آن‌جا. خب برو، چرا اینجوری‌است؟ تو اگر امر را اطاعت کنی، آن صفات‌الله، آن صفات خدا تو را پاک می‌کند. صفات ولایت تو را پاک می‌کند. آن‌ها پاسخ به صفات ولایت می‌دهند. آن‌ها پاسخ به صفات‌الله می‌دهند. چه پاسخ می‌دهد؟ چه‌کار می‌کند؟&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|اگر وجود شما در اختیار امر باشد، امرالله می‌شوید؛ حالا اگر بخوابید و به فکر برآوردن حاجت برادر مؤمن باشید، هیچ کاری هم که نکنید برای شما ثواب نوشته می‌شود|امرالله/اطاعت امر}} چقدر قال و قول درست می‌کنی عزیزان من، قربانت بروم، فدایت شوم. پا روی نفس خودت بگذار. اگر پا روی نفس خودت گذاشتی، پا روی امر شیطان گذاشتی. عزیزان من، خودمان به خودمان نمره می‌دهیم. من امروز رفتم حضرت‌معصومه را زیارت کردم! ننه‌اش هم می‌گوید بابا خوش به حالت! خوش به حالت موفق شدی! چند تا خانم دیدی؟ چشمت را هم حفظ کردی یا نه؟ مسجد جمکران می‌روی چند تا خانم می‌بینی؟ تو توجه کن من چه می‌گویم. تمام وجود مبارک تو باید در امر باشد. اگر تمام وجود تو در امر شد می‌شوی امرالله. این دیگر نیست باباجان، قربانت بروم. تو الان گرفتی خوابیدی دارد پایت ثواب می‌نویسد. الان گرفتی خوابیدی، هیچ‌کاری هم نکردی. والله، خیلی ما خدای خوبی داریم، امام زمان خوبی داریم، {{دقیقه|10}}  می‌گوید الان نداری، بگو اگر داشتم می‌دادم، ثواب چندین‌سال [عبادت] پایت می‌نویسد. بگو من این‌را ندارم.{{درباره متقی|من یک‌چیزی می‌خواستم، یکی آمد یک‌چیزی از من می‌خواست. پا شدم رفتم حرم حضرت‌معصومه، {{توضیح|محمد این‌ها بلد هستند، حالا کس دیگر بلد نشود! من یک‌وقت یک‌چیزی دارم، لای این رختخواب می‌گذارم. فهمیدی؟ حالا بلد نشوند بعضی‌ها!}}، گفتم: حضرت‌معصومه از لای رختخوابم خبر داری که من چیزی ندارم. همین‌جوری به ارواح پدر و مادرم. ما یک‌وقت چیزی می‌گذاریم این‌جا، بعضی رفقا می‌دانند. قربانتان بروم، فدایتان شوم، تا آمدم به ارواح پدرم، رسید. گرفتم دادم به این.}} خب بفرما! در خانه چه‌کسی بروم من؟ به ائمه راست بگو.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|اگر در اختیار امام زمان باشید، امام زمان هم در اختیار شما می‌آید و دلتان را خوش می‌کند|امام زمان/در اختیار امر بودن}} یک‌حرفی بزنم تند است، اگر تو در اختیار ائمه باشی، ائمه هم در اختیار تو می‌آیند. تو نیستی. تو اگر در اختیار امام زمان باشی، والله امام زمان در اختیارت می‌آید. {{درباره متقی|به حضرت‌عباس، من رفتم مکه، رسول‌الله آمد دیدن من. آخر، رسول‌الله کجا و من کجا؟! باور کردید؟ چه دارید می‌گویید؟ به مکه و منا من خدمت امام زمان رسیدم، نمی‌خواهم خودم را معرفی کنم، البته در عالم رویا.}} خب، تو خدمت چه‌کسی می‌رسی؟ چه بردی؟ چه‌کار می‌کنی؟ تو حواست در بازار است. خانم چه گفته؟ اگر جاخالی [سوغاتی]  نخری، سوسک می‌شوی! اگر این‌کار را نکنی کُلیج [نوعی سوسک] می‌شوی. او هم از ترس این‌که سوسک نشود، کلیج نشود می‌دود در بازار. (صلوات)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
من همین‌جا که حرکت کردم، در اختیارم. او هم می‌آید در اختیار تو، می‌آید دلت را خوش می‌کند. چرا نیاید؟ آقا امام زمان اگر واقع تو بخواهی او را ببینی، خودش را نشان تو نمی‌دهد. تو واقع نمی‌خواهی ببینی، تو می‌خواهی چند تا چیز ببینی. چند تا خیال داری، بریز دور، بریز دور این حرف‌ها را. امام زمان اگر نیاید به شیعه‌اش سر بزند، به چه‌کسی بیاید سر بزند؟ امام زمان افتخار به شیعه‌اش می‌کند. امام زمان تا حتی افتخار به دوستش می‌کند. والله، به‌دینم، امام زمان غریب است. به تمام مقدسات عالم، حالا دیگر می‌گویم، من خدمت آقا رسیدم، گفت: مردم اهل‌دنیا شدند، به‌دنیا نمی‌رسند. این دنیا که دشمن مادرش زهراست، کجا این‌قدر می‌دوی دنبالش؟ مگر حالا درست می‌شود؟ یک‌خانه بزرگ داری، حالا غصه فرش آن‌را داری. دوباره یک‌چیز داری، خدای‌نخواسته زنت جوری است که نمی‌تواند بروبد. هر چه بروی دنبال دنیا، دنیا برایت مشکل به‌وجود می‌آورد. اگر برایت مشکل به‌وجود نمی‌آورد و خوب بود، ائمه‌طاهرین دنبالش می‌رفتند. دنیا را بخواه که با اشیاء شریک باشی، دست یک بینوا را بگیری. آن‌وقت خدای تبارک و تعالی صفات خودش را به تو می‌دهد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|مال به امر پیدا کنید و به فکر برآوردن حاجت برادر مؤمن باشید؛ مؤمن برکاتش به تمام اشیاء نازل می‌شود|برآوردن حاجت برادر مؤمن/برکات/سخاوت/مال}} عزیز من، قربانت بروم، فدایت شوم ببین من چه دارم به شما می‌گویم؟ امروز الان ایام [متعلق به] این آقاست. ببین این وجود مبارک چه می‌خواهد؟ چه‌کار می‌خواهد بکنی؟ دنیا والله بالله ما را از ولایت جدا می‌کند. اگر از ولایت جدا شدی، هستی‌ات را نابود {{دقیقه|15}} کردی، یعنی هم در این دنیا هم در آن دنیا. عزیزان من، ببینید من چه می‌گویم، قربانت بروم، فدایت شوم؟ جلوی پایتان را یک‌قدری بگیرید. ببین من چه به شما گفتم، وقتی تو در خانه‌ات نشستی، معطل سه چیز هستی، آن‌وقت حالا که نشستی، یک‌وقت نبی هستی. اما الان هم که نشستی، باید در فکر باشی اگر یکی در خانه‌ات را زد، حاجتی دارد، آن‌طور که می‌توانی حاجت این‌را برآوری. اصلاً تجلی که در قلب تو می‌شود منور است، باید نور آن تجلی، فقرا را بگیرد. نور آن تجلی، مستضعف را بگیرد. این تجلی است. نه که نور تو برود {{توضیح|دیگر اسمش را نمی‌خواهم بیاورم}}! نور تو کجا را می‌گیرد؟! فدایتان شوم، عزیزم من دلم می‌خواهد والله به‌دینم، اول دنیای شما درست باشد، بعد آخرت شما. ایشان فرمود، یک‌وقت تکرارش را خوشش نمی‌آید، این بنده‌زاده می‌خواست یک اتاق بسازد، یک‌جایی می‌خواست. خب الحمد لله، شکر رب‌العالمین خانمش موافقت کرد، خودش موافقت کرد یک‌ماه، دو ماه، سه‌ماه رفت در زیرزمین، آبروی خودش و زن و بچه‌اش را حفظ کرد. یک‌چیز هم به او داد، عوض این‌که چیزی از او بگیرد. اگر این نداشت که نمی‌رسید به ماوراء. تو اگر مال نداشته‌باشی، به ماوراء نمی‌رسی. مال باید داشته‌باشی؛ اما مال که پیدا می‌کنی، با امر پیدا کن، من حرفم این‌است. عزیز من، آن مالی که پیدا می‌کنی، غصبی نباشد. اصلاً مال تو برکات است در این دنیا. برنج می‌شود، پول می‌شود، دل کسی خوش می‌شود، بنایی می‌شود، آنچه که چیز شود از برکات یک مؤمن، از دست‌ِ دهنده یک مؤمن است. اصلاً همان‌ساخت که خدا رحمت نازل می‌کند، یک مؤمن برکاتش به اشیاء نازل می‌شود. من دلم می‌خواهد شما از آن‌ها باشید، دائم برکاتتان نازل شود. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|سخاوت همه کارها را راهنمایی می‌کند؛ از ذات خدا به دور است که دل کسی را خوش کنید و دلتان را خوش نکند، اما به امر باشید و فرمان ببرید|سخاوت/اطاعت امر}} امروز آقای حسین آقا آمد این‌جا یک‌روایتی گفت از امام‌باقر بود گویا، گفت: حضرت می‌فرماید سخاوت جوری است که همه کارهایت را راهنمایی می‌کند. اصلاً امام‌باقر می‌گوید سخاوت تو را راهنمایی می‌کند، همه کارهایت را، نه این‌که ماشینت حفظ شود یا اینجوری شود. چرا؟ خدا می‌خواهد. پس گفتم، دوباره تکرار می‌کنم، پول خوب چیزی است، همه‌چیز خوب چیزی است؛ اما شما چه‌کار کنید؟ شریک با اشیاء باشید. الان الحمد لله پول و حساب سالت را می‌دهی. چند نفر این‌را می‌خورد؟ چند تا خوشحال می‌شود شب‌عید؟ بچه‌اش خوشحال می‌شود، این خوشحال می‌شود. اصلاً غیر ممکن‌است، والله از ذات خدا دور است که شما را خوشحال نکند. اصلاً از ذات خدا، از ذات امام زمان دور است که شما را خوشحال نکند. اما اتصال به ذات باید باشی، امر ذات را اطاعت کنی. اصلاً ذات تو را راه می‌دهد. در خانه‌اش راه می‌دهد. در دلت نفوذ می‌کند. مگر نمی‌گوید: «قلب‌المؤمن عرش‌الرحمن»؟ در قلب تو حضور پیدا می‌کند. اما مؤمن باشی. مؤمن کسی است که، دوباره تکرار می‌کنم، امر خدا و پیغمبر را اطاعت کند، مواظب چشمش باشد، مواظب پایش باشد، مواظب باشد که چه مالی پیدا می‌کند؛ یعنی بنده باشد، بنده فرمان می‌برد. فرمان چه‌کسی را می‌برد؟ فرمان امر را می‌برد. خدا امرش است، پیغمبر امرش است، قرآن امرش است. ما می‌گوییم بابا بیایید امر را اطاعت کنید، بعد با امر محشور می‌شوی. {{دقیقه|20}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|شرط قبولی اعمال، اطاعت امر است؛ سخاوت هم باید به امر باشد و ذوقی نباشد|اطاعت امر/سخاوت}} عزیز من، قربانت بروم توجه کن ببین من چه می‌گویم امروز؟ بیگانه به امر نباش. یک عده‌ای هستیم که بیگانه به امریم. خودمان خیالی یک کارهایی می‌کنیم. اصلاً قبولی هر اعمالی را امر می‌دهد. خدا یک امری دارد. قبولی اعمال را امر می‌دهد. خدای تبارک و تعالی مقصدش از تمام خلقت علی بوده، [الان] وجود مبارک امام زمان است. اما خواستش عدالت است. خواست عدالت و خواست مقصد خدا، سخاوت است. حتی‌الامکان [سخاوت کنید]، حالا من دارم می‌گویم ذوقی نشوید، همان سخاوت را هم باید به امر خرج کنید. همان سخاوت را هم باید با امر خرج کنید. اگر الان حمامت یک‌جوری است، یک بنایی داری، یک‌کاری داری که خانمت صدمه می‌خورد، باید بروی آن کارها را کنی، من واجب نیستم. ما واجب و مستحب داریم، مستحب و امر داریم. عزیزان من، قربانتان بروم ببین من چه دارم به شما می‌گویم؟ ما باید دوباره تکرار می‌کنم، در اختیار امر باشیم. امر به شما جزا می‌دهد. این مردمی که این‌طرف دارند می‌روند، این‌ها امر را اطاعت نمی‌کنند. هر کسی، یک‌جایی، یک طرفی را دارد می‌گیرد و می‌رود. به خودش هم نمره می‌دهد. چند سفر کجا رفتم! چه‌کار کردم. یکی بود داشت نماز می‌خواند، آفتاب بود. آن‌وقت یکی گفت: بنده‌خدا دارد در آفتاب نماز می‌خواند. نمازش را شکست! گفت: دو سفر کربلا هم رفتم، روزه هم هستم! یعنی‌چه؟ یعنی ما عبادتمان را می‌خواهیم دکور کنیم برای مردم! دکور می‌کنند برای مردم، دکور نکن. تو این‌همه رفتی، قبولی‌ات از کجاست؟! آیا قبولی داری که افتخار کنی یا نداری؟ تو قبولی باید داشته‌باشی. (صلوات)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|شرط محبت، اطاعت امر ولایت است|محبت ولایت/اطاعت امر}} این آقا این‌جا نوشته که شما نمی‌دانم خلاصه محبت داشته‌باش. گفتم باباجانِ من، قربانت بروم این، این حرف را زده یک جلوه‌ای به مردم داده. هر غلطی می‌خواهد بکند می‌گوید محبت امام زمان را دارم. این‌نیست که! به این آقا بگو: «بشرطها و شروطها و انا من شروطها»، شرط و شروط دارد محبت. تو اگر محبت به یکی داشته‌باشی، اول گفتم چه؟ تبعیت محبت است، نه محبت تبعیت. این خیلی قشنگ است، ما داشتیم این‌جا صحبت می‌کردیم. پس اول باید چه‌کنی؟ اول باید دنباله‌روی کنی عزیز من، اول باید تبعیت کنی، بعد حب است. حالا این آقا با همه [خوبی‌هایش]، خیلی هم آدم خوبی است، با تمام حرف‌هایش برداشته یک‌چنین حرفی زده. توجه می‌فرمایید می‌گویم چه؟ گفتم پس هر کس کار می‌خواهد کند، بگوید من ایشان را می‌خواهم. این‌نیست که. حالا چه‌جور می‌شود؟ این حرف را می‌زنند، یک‌قدری خودشان را می‌آورند در کار. وقتی خودت را آوردی در کار، آن القای حقیقی به زبانت جاری نمی‌شود که بگویی. تو باید به کلی خودت را بگذاری کنار تا آن القای واقعی به دهان تو ایجاد شود که بگویی. {{موضوع|القای ولایت به غیر از ولایت است؛ کسی که القای ولایت به قلبش بشود، خدا به او می‌گوید: بلغ، آن‌وقت حرفش اثر دارد|القای ولایت/اجازه گفتن}} بعضی‌ها که می‌بینی کتاب نوشته‌اند، یک کارهایی می‌کنند، این‌ها در ولایت وقتی [صحبت] می‌شود، القای ولایت ندارند. ولایت دارد، من نمی‌گویم ندارد، غلط می‌کنم بگویم ندارد، القای ولایت غیر از ولایت است. پیغمبر ولایت دارد به او می‌گوید: بلغ. باید به تو هم اگر {{دقیقه|25}} ولایت تو کامل باشد، خدا بگوید: بلغ. آن‌وقت حرفت اثر دارد. آن‌وقت دانشجو مثل باران اشک می‌ریزد که من می‌خواهم از تو جدا شوم. این به دل این جوان‌عزیز سرایت کرده، به دل شما سرایت کرده که کار و زندگی‌تان را می‌گذارید این‌جا. {{موضوع|ولایت کشش دارد؛ کشش ولایت شما را در مجلس تبلیغ ولایت حاضر می‌کند؛ خدا می‌خواهد در این مجلس، خودش را به شما بدهد|جلسه ولایت/جاذبه ولایت}} ولایت کشش دارد. آن کشش ولایت شما را می‌آورد در مجلسی که تبلیغ ولایت باشد. این تو را می‌کشد، تو بی‌قراری. حالا وقتی این تو را می‌کشد، چه می‌خواهد به تو بدهد؟ خودش را می‌خواهد به تو بدهد. چه می‌خواهد به تو بدهد؟ مگر خودش را به تو نداده؟ شما نگاه کنید در چند سال پیش تا حالا، ببینید چه شدید؟ به کجا رسیدید؟ امیدوارم که ما یقین کنیم به امام زمانمان، امرش را اطاعت کنیم. امیدوارم خدای تبارک و تعالی این اجزا را که داده، همه را در اختیار خدا بگذاریم. والله اگر در اختیار خدا بگذاری، بالاتر بگویم، خدا خودش را در اختیار تو می‌گذارد. چرا می‌گوید: بچه من است؟ چرا می‌گوید: ادعونی، بیا بیا. چه می‌خواهد به تو بدهد؟ سیب به تو بدهد، پرتقال به تو بدهد، خب این‌ها را داری می‌خوری. خدا می‌گوید: بیا خودم را به تو بدهم. اما ببُری از همه چیزهای بی‌امر. بدانی خدا باید تو را کفایت کند. خدا هم گفته برو در خانه علی، «انا مدینة‌العلم، علی بابها» او تو را کفایت کند. (صلوات)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ان‌شاءالله هفته دیگر اگر باشد، یک‌قدری زودتر شروع می‌کنیم که وقت رفقا را نگیریم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|دعا|دعا}} خدایا عاقبتمان را به‌خیر کن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا ما را یاور امام زمان قرار بده.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا این حرف‌ها در قلب مبارک رفقای من تجلی کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا آن تجلی که به‌غیر تو و امر تو و پیغمبر هست از قلبشان بیرون کن.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خدایا این رفقای من را در تولد وجود مبارک آقا امام زمان، امام زمان عنایت کند، همه ما را به بلوغ برساند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{موضوع|اغلب ما به تکلیف رسیدیم نه بلوغ؛ اگر به بلوغ برسید دیگر بازی نمی‌خورید|تکلیف/بلوغ}} رفقا اگر به بلوغ برسید، دیگر هیچ‌کس بازی‌ات نمی‌دهد. شیطان هم بازی‌ات نمی‌دهد، خلق هم بازی‌ات نمی‌دهد. ما به تکلیف رسیدیم که بازی‌مان می‌دهد. تلویزیون بازی می‌دهد، ویدیو بازی می‌دهد، رفیق‌های عشقی بازی می‌دهد، پول غیر امر بازی می‌دهد. ما به تکلیف رسیدیم. اگر به بلوغ برسیم دیگر ما بازی نمی‌خوریم. در زمان امام زمام، وجود مبارکش، تمام به بلوغ می‌رسند. یک‌دستی روی سر مردم می‌کشد، آن‌ها که مانده‌اند همه به بلوغ می‌رسند. امیدوارم امام زمان آن دست قدرتش را به‌سر همه‌شما بزند، تمام به بلوغ برسید. (صلوات)&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{یا علی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: نوارها]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Anonnotice&amp;diff=1928</id>
		<title>مدیاویکی:Anonnotice</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Anonnotice&amp;diff=1928"/>
		<updated>2026-05-26T18:38:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;منتخب [[صفحهٔ_اصلی#عید قربان|عید قربان]] و  [[صفحهٔ_اصلی#عرفه|عرفه]] و منتخب [[صفحهٔ_اصلی#مسلم_بن_عقیل|مسلم بن عقیل]] و [[صفحهٔ_اصلی#امام_باقر|مناسک حج ابراهیمی]] و&lt;br /&gt;
کتاب [[صفحهٔ_اصلی#کتاب_امام_زمان_را_بهتر_بشناسیم|امام زمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Sitenotice&amp;diff=1927</id>
		<title>مدیاویکی:Sitenotice</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Sitenotice&amp;diff=1927"/>
		<updated>2026-05-26T18:38:10Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;منتخب [[صفحهٔ_اصلی#عید قربان|عید قربان]] و  [[صفحهٔ_اصلی#عرفه|عرفه]] و منتخب [[صفحهٔ_اصلی#مسلم_بن_عقیل|مسلم بن عقیل]] و [[صفحهٔ_اصلی#امام_باقر|مناسک حج ابراهیمی]] و&lt;br /&gt;
کتاب [[صفحهٔ_اصلی#کتاب_امام_زمان_را_بهتر_بشناسیم|امام زمان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=1219</id>
		<title>منتخب: عید قربان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D8%B9%DB%8C%D8%AF_%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86&amp;diff=1219"/>
		<updated>2026-05-26T14:43:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بسم الله}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;السلام علیک یا أباعبدالله السلام علیکم و رحمة‌ الله و برکاته&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کفواً أحد است. حضرت‌ زهرا {{علیها}} کفواً خلقت است. به اولیای امور کار نداشته‌ باشید. بر عمر و ابابکر لعنت کنید.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==گفتار متقی{{ارجاع|[[حج یا آینه ولایت]] 79 (دقیقه 19 و 37 و 38 و 41 و 44 و 47) و [[حج 76]] (دقیقه 25) و [[شناخت عید]] 76 (دقیقه 7)}}==&lt;br /&gt;
&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{صوت منتخب|eyde-qorban}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیز من! حضرت‌ ابراهیم با همه حرف‌هایش در سعی صفا و مروه تزلزل دارد. به شما هم می‌گوید هَروله کن! ابراهیم دارد می‌گوید: ای‌ خدا! من می‌چندم [می‌لرزم]! آیا می‌توانم امرت را اطاعت کنم؟ آیا می‌توانم پسرم را قربانی کنم یا نه؟ ای‌ خدا! این امری که به‌ من کردی، این خوابی که دیدم، این ندایی که شنیدم، آیا به انجام آن موفّق می‌شوم یا نه؟ تو هم باید در صفا و مروه بچندی، کجایی؟! چه‌ خبر است؟! حالا وقتی می‌خواهی بروی قربانی کنی، از آن سرازیری که پایین می‌روی، باید بلرزی و بگویی: خدایا! آیا قربانی من قبول می‌شود یا نه؟ آیا ذبح‌ العظیم هست یا نه؟ هر کاری در این خلقت یک الگو؛ یعنی یک مصداق دارد. خدا برایت مصداق می‌آورد و می‌گوید این‌جوری بکن! حضرت‌ ابراهیم الگوست. اوّل کسی‌که حجّ به‌ جا آورده، ابراهیم بوده. تمام حاجیان هم باید این‌جوری حجّ کنند. وحی رسید: یا ابراهیم! باید بچّه‌ات را قربانی کنی! اسماعیل گفت: بابا! من حرفی ندارم؛ اما چشم‌هایم را ببند! مبادا امر خدا را اطاعت نکنی. ببین این بچّه پیامبر است، آن‌هم بچّه پیامبر است. پسر نوح {{آیه|إنّه لیس من أهلک|سوره=۱۱|آیه=۴۶}} می‌شود؛ اما اسماعیل می‌گوید بابا! چشم مرا ببند! چشم یک حیایی دارد، ببین یک پاره‌وقت‌ها می‌گویند فلانی بی‌حیاست. مبادا حیا مانع شود که امر را اطاعت نکنی. ابراهیم درِ چشم بچّه را بست. حالا می‌خواهد پسرش را قربانی کند. کارد نمی‌بُرد. کارد را به سنگ زد، سنگ را برید. ابراهیم گفت: چرا نمی‌بُری؟ کارد به زبان آمد و گفت: خالق می‌گوید نَبُر! تو می‌گویی بِبُر! جبرئیل گوسفندی آورد و ابراهیم آن‌ را کشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
رفقای‌ عزیز! این مطلب دو مبنا دارد: اگر ابراهیم گردن بچّه‌اش را می‌بُرید، هر حاجی باید یک بچّه با خودش به حجّ ببرد و قربانی کند. حاجی می‌خواهد برای بچّه‌اش تلویزیون و ویدیو و بساط قمار و عروسک بیاورد، آیا بچّه‌اش را می‌کشت؟! حالا وقتی ابراهیم گوسفند را کشت، حساب کرد؛ دید اگر بچّه‌اش را می‌کشت، میوه دلش بود، قدری بهتر بود. {{توضیح|قریب به این مضمون}} گفت: خدایا! اگر این‌ کار را می‌کردم، بهتر بود. گفت: یا ابراهیم! قربانی مال حسین {{علیه}} است. ابراهیم گفت: خدایا! حسین {{علیه}} کیست؟ خدا گفت: یا ابراهیم! به آسمان نگاه کن! نگاه کرد، دید نورهای متعدّد است. گفت: یا ابراهیم! این پیامبر آخرالزمان {{صلی}} است، این وصیّ‌اش علی‌ مرتضی {{علیه}} است. این زهراست که من تمام خلقت را به‌ واسطه او خلق کردم. این‌ هم حسن {{علیه}} و این‌ هم حسین {{علیه}} است. تا گفت حسین! دلش شکست. گفت: خدایا! من تا اسم آن‌ها را گفتم، ولایت در قلب من جوری شد که اصلاً گریه‌ام نیامد؛ اما تا گفتم حسین! دلم شکست. خدا چه گفت؟ ای ابراهیم! این حسین {{علیه}} است که باید بچّه‌هایش را قربانی کند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا ببین چطور خدای تبارک و تعالی، از درون هر بشری آگاه است. {{توضیح|من جسارت کردم به خدا گفتم آگاه است، می‌خواهیم خودمان حالی‌مان بشود.}} حالا اسماعیل پبش هاجر آمده، یک‌ ذرّه زیر گلویش سیاه شده، هاجر گریه می‌کند و می‌گوید: گردنت چطور شده؟ آخر، این‌که نمی‌تواند بچّه‌اش را قربانی کند. چه‌ کسی می‌تواند قربانی کند؟ کسی‌که تمام فرزندان و یارانش را داده، می‌گوید: {{متمایز|«رضاً برضائک، تسلیماً لِأمرک، ای معبود سماء»}}. حالا ابراهیم لکّه‌ اشکی ریخت، خدا گفت: یا ابراهیم! این لکّه‌ اشکی که ریختی، {{متمایز|«ذبح‌ العظیم»}} شد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مبنای این‌که ابراهیم پسرش را نکشت، چیست؟ مبنای ولایت من این‌ است که خلق نمی‌تواند این‌جوری در راه خدا قربانی کند، مگر ولایت. ابراهیم خلق است، حسین {{علیه}} است که پسر عزیزش را قربانی می‌کند. خلق این سعادت را ندارد، فقط خلق قبولی دارد؛ ابراهیم به‌ واسطه ولایت قبولی داشت. مگر علی‌ اکبر {{علیه}} اسماعیل است؟! می‌فرماید: {{روایت|«منطقاً خَلقاً خُلقاً عِلماً حِلماً شبیهاً برسول‌ الله»}}. امام‌ حسین {{علیه}} این بچّه را در راه خدا قربانی کرده، این‌قدر امام‌ حسین {{علیه}} به این جوانش علاقه داشت! عزیزان من! تمام شما هم باید همین‌جور باشید! محبّت به ولایت داشته‌ باشید! امام‌ حسین {{علیه}} علاقه‌ای که به علی‌ اکبر {{علیه}} داشت، برای ولایتش بود. حالا امام‌ حسین {{علیه}} یک‌ چنین بچّه‌ای را قربانی می‌کند. تو چه‌ چیز را قربانی می‌کنی؟! ما داریم چه‌ کار می‌کنیم؟! کجاییم؟! ای حاجیان‌ عزیز! توجّه داشته‌ باشید! حریم خدا را نشکنید! حریم ولایت را نشکنید! والله! بالله! قیامت این‌قدر پشیمان شوید که دستان‌تان را بجوید که چرا ما این‌ کار را کردیم؟ چرا این‌جوری نبودیم؟ بیایید کاری کنید که خدا و ولایت شما را بپذیرد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیز من! اگر مکّه رفتی، یک گوشه‌ای بنشین! یک حالی پیدا کن! یک لکّه‌ اشکی برای امام‌ حسین {{علیه}} بریز! یک لکّه‌ اشکی برای زینب {{علیها}} بریز! یک لکّه‌ اشکی برای زهرا {{علیها}} بریز! آن‌جا از خدا و امام‌ زمان {{عج}}، ظهور آقا را بخواه! والله! تا آقا نیاید، ما سرگردان و ویلان هستیم. ظهور آقا را بخواه! آن‌وقت می‌دانی چه می‌شوی؟ تو اگر آن‌جا قربانی نمی‌کنی، خودت {{متمایز|«عظیم»}} می‌شوی. یک‌ وقت قربانی‌ات {{متمایز|«ذبح‌ العظیم»}} است، یک‌ وقت خودت {{متمایز|«عظیم»}} می‌شوی. من چه‌ کار کنم؟! می‌سوزم! یک عدّه‌ای هستند تا به جایی می‌رسند، دیگر روضه نمی‌خوانند. به‌ قرآن مجید! به روح تمام انبیاء! عقیده ولایت من این‌ است؛ خدا، توفیق را از آن‌ها گرفته. خدا، روضه‌خوان است. تو داری به یک روضه‌خوان، به‌ صورت خفیف نگاه می‌کنی، این گناه‌ کبیره است. ما نمی‌فهمیم گناه چیست؟ تو از خدا هم بالاتر رفتی؟! خدا دو مرتبه روضه خوانده‌ است. یکی این‌جا برای ابراهیم، یکی هم برای آدم روضه خواند. به‌ قرآن مجید! ای روضه‌خوان‌ها! به شما بگویم، فردای‌ قیامت این‌قدر پشیمان می‌شوید که اگر پشیمانیِ شما را به تمام صحنه‌ محشر بدهند، به همه می‌رسد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یک‌ نفر بود، با من سلام و علیکی داشت، ایشان مُرد. او را در صحنه‌ محشر دیدم که نعره می‌کشد، سیّد هم بود، در قم نامی بود، نمی‌خواهم اسمش را بیاورم. گفتم: حاج‌ آقا! خدا چشم شما را در محشر گریان نکند! {{توضیح|من آزاد بودم.}} چه شده؟ گفت: نشناختیم حسین {{علیه}} را، یا برای پول، یا برای ریاست عزاداری کردیم. من بی‌مدرک حرف نمی‌زنم. کاش حاجیان می‌فهمیدند! رفقای‌ عزیز! بیایید حرف مرا بشنوید! کار به کار کسی نداشته‌ باشید. وقتی قربانی می‌کنید، مبادا شیطان این حرف را از نظرتان بیرون ببرد! من به بنده‌زاده گفتم: بابا! بیا این‌ کار را بکن! شما این حاجیان را که می‌بری قربانی کنند، بعد از قربانی، یک‌ روضه برای امام‌ حسین {{علیه}} بخوان! تا ذبح حاجیان به‌ توسط حسین {{علیه}} {{متمایز|«عظیم»}} شود، قربانی که می‌خواهی بکنی، یاد امام‌ حسین {{علیه}} بیفت! امام‌ حسین {{علیه}} همه بچّه‌هایش را قربانی کرد. بی‌خود نیست که می‌گوید هر اعمالی که داری، ذرّه‌ای اشک برای امام‌ حسین {{علیه}} بریزی، خدا تمام گناهانت را می‌آمرزد. {{ارجاع|[[حج یا آینه ولایت]] 79 و [[حج 76]] و [[در مسیر ولایت؛ وداع ولایت]] 76}} &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عزیز من! چرا بعد از اعمال حجّ عید می‌گیرند؟ حالا که تمام کارهای حاجی و عبادت‌هایش قبول‌ شده، باید عید بگیرد؛ یعنی عید قربان. چرا عید فطر می‌گیریم؟! برای این عید می‌گیریم که یک‌ ماه اطاعت خدا را کردیم؛ حالا مُزد و پاداش می‌خواهیم، خدا می‌گوید: بیا من به تو پاداش بدهم، من میزبانت هستم. خدا میزبان کیست؟! میزبان ولایت است. خدا می‌داند این مطلب چه به‌ سر من آورده؟! چندین‌ سال است که این مطلب از قلبم بیرون نمی‌رود. یک نفری که تمام امام‌ جماعت‌ها باید به امر او باشند، یک‌ آدم عادی که نیست، اسمش را نمی‌آورم. یک‌ سال، آن‌جا مسجد امام رفتم که نماز بخوانم، دیدم ایشان از دو عید فطر و قربان گفت؛ اما اصلاً اسم عید غدیر را نیاورد. بعد دیدم که من آن‌جا به او بگویم، درست نیست؛ چون‌که جمعیّت خیلی زیاد است، گفتم که مبادا به آبرویش لطمه بخورد. پیشِ وزیر مشاورش رفتم که همه تأسیسه دستش بود. گفتم: من یک‌ دفعه با این‌ شخص نان و نمک خوردم، شما مرا دعوت کردید، در یک کاسه چیز خوردیم؛ یا جواب به‌ من بدهد یا سُنّی‌زده‌اش می‌کنم. می‌خواهم از این‌ شخص سؤال کنم، ما عید قربان و عید فطر را قبول داریم، شما که می‌گویید عید غدیر رسمی نیست، رسمی چه‌ وقت بوده که این عید نبوده؟! آن‌ زمان عید فطر و عید قربان عظمتی داشته، حالا هم دارد؛ اما عظمتش به ولایت است. مگر میلیاردها نفر عید نمی‌گیرند؟! چرا اهل‌ آتش هستند؟! عید فطر و عید قربان، روحش عید غدیر است! ای مردی که چندین‌ سال است درس خواندی! ادّعا هم می‌کنی، چرا این مطلب را به مردم نمی‌گویید؟! می‌گویید عید غدیر رسمی نیست؟! صد که آمد، نود خارج شد، تازه نود هم باید به صد اتّصال بشود. عید قربان و عید فطر باید به عید غدیر اتّصال باشد؛ اگرنه عیدی نیست! به این‌ مردم، به این جوان‌های‌ عزیز بگویید که روحِ عید فطر و عید قربان ولایت است، اگر ولایت نباشد، ساقط است. روح عید قربان و عید فطر، امیرالمؤمنین علی {{علیه}} است. {{ارجاع|[[شناخت عید]] 76 و [[تذکر حج 82]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==ارجاعات==&lt;br /&gt;
{{یا علی}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: منتخب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=2</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=2"/>
		<updated>2026-05-26T14:38:08Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بخش|امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کفواً احد است، حضرت زهرا {{علیها}} کفواً خلقت است|کلاس=&amp;quot;sub-titr&amp;quot;}}&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;img src=&amp;quot;/images/Velayat-4.png&amp;quot; class=&amp;quot;site_logo&amp;quot;&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
{{بخش|فرمایشات حاج‌حسین خوش‌لهجه راجع به ولایت|کلاس=&amp;quot;center&amp;quot;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  اعلان صفحه اصلی &lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;ُMainPageBGH&amp;quot; &amp;gt;ایجاد کانال توییتر پایگاه ولایت حضرت علی و حضرت زهرا&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-itn&amp;quot; style=&amp;quot;padding:0.1em 0.6em;&amp;quot;&amp;gt;{{اعلان صفحه اصلی}}&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
--&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=عید قربان|قسمت=گفتار متقی|لینک=منتخب: عید قربان|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=عرفه|قسمت=گفتار متقی|لینک=منتخب: عرفه|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=حرکت امام‌حسین از مکه به کربلا|قسمت=گفتار متقی|لینک=منتخب: حرکت امام‌حسین از مکه به کربلا|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=مسلم بن عقیل|قسمت=گفتار متقی|لینک=منتخب: مسلم بن عقیل|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=مناسک حج ابراهیمی|قسمت=گفتار متقی|لینک=منتخب: مناسک حج ابراهیمی|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت آخر|قسمت=گفتار متقی 6|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت پنجم|قسمت=گفتار متقی 5|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت چهارم|قسمت=گفتار متقی 4|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت سوم|قسمت=گفتار متقی 3|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت دوم|قسمت=گفتار متقی 2|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{قاب صفحه اول|عنوان=کتاب امام زمان را بهتر بشناسیم قسمت اول|قسمت=گفتار متقی|لینک=امام زمان را بهتر بشناسیم|بخش=همه}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  کتابها --&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBGH&amp;quot;&amp;gt;کتابها&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div style=&amp;quot;display:inline-block;&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ul class=&amp;quot;list_gallery&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10035}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10034}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10029}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10007}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10024}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10021}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10022}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10014}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10011}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10008}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10017}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10020}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ul&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;a href=&amp;quot;https://www.velayateali.com/index.php/مجموعه_کتابها&amp;quot; class=&amp;quot;btn btn-info&amp;quot; style=&amp;quot;margin-right:10px;&amp;quot; role=&amp;quot;button&amp;quot;&amp;gt;تمام کتابها&amp;lt;/a&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;!--  سخنرانی‌ها --&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-middle&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBG&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
	&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-center&amp;quot; &amp;gt;&lt;br /&gt;
		&amp;lt;h2 id=&amp;quot;mp-itn-h2&amp;quot; class=&amp;quot;MainPageBGH&amp;quot;&amp;gt;سخنرانی‌ها&amp;lt;/h2&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;div id=&amp;quot;mp-itn&amp;quot; style=&amp;quot;padding:0.1em 0.6em;display:inline-block&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;ul class=&amp;quot;list_gallery&amp;quot;&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10275|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10297|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10170|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10294|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10146|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10429|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10167|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
{{تصویر گالری|10308|نوع=سخنرانی}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ul&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{#tag:html|&amp;lt;a href=&amp;quot;https://www.velayateali.com/index.php/مجموعه_سخنرانیها&amp;quot; class=&amp;quot;btn btn-info&amp;quot; style=&amp;quot;margin-right:10px;&amp;quot; role=&amp;quot;button&amp;quot;&amp;gt;تمام سخنرانی‌ها&amp;lt;/a&amp;gt;}}&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&amp;lt;/div&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[رده: صفحات سایت]]&lt;br /&gt;
__NOTOC____NOEDITSECTION__&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D8%AD%D8%B1%DA%A9%D8%AA_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%DA%A9%D9%87_%D8%A8%D9%87_%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7&amp;diff=1216</id>
		<title>منتخب: حرکت امام‌حسین از مکه به کربلا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://velayateali.com/index.php?title=%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A8:_%D8%AD%D8%B1%DA%A9%D8%AA_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%DA%A9%D9%87_%D8%A8%D9%87_%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7&amp;diff=1216"/>
		<updated>2026-05-26T13:51:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;{{بسم الله}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;السلام علیک یا أباعبدالله السلام علیکم و رحمة‌ الله و برکاته&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&#039;&#039;&#039;امیرالمؤمنین علی {{علیه}} کفواً أحد است. حضرت‌ زهرا {{علیها}} کفواً خلقت است. به اولیای امور کار نداشته‌ باشید. بر عمر و ابابکر لعنت کنید.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
==گفتار متقی{{ارجاع|[[حرکت امام‌حسین از مدینه به مکه]] 84 (دقیقه19 و 23 و 27 و 28) و [[عاشورای 84]] (دقیقه 14)}}==&lt;br /&gt;
&amp;lt;section begin=&amp;quot;گفتار متقی&amp;quot; /&amp;gt;&lt;br /&gt;
{{صوت منتخب|harkate-imam-hosein}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ما چند سِیْر داریم: یک سِیْر ولایی داریم، یک سِیْر توحیدی و یک سِیْر وظیفه داریم. حالا امام‌ حسین {{علیه}} دارد با سِیْر مردمی کار می‌کند. اگر بخواهد با سِیْر باطنی کار کند، مثل همان‌ است که آن‌جا گفت: زعفر! نَفَس‌هایی که این‌ها می‌کشند، در قبضه قدرت من است، نَفَس یزید را می‌گرفت. امام‌ حسین {{علیه}} در ظاهر به مکّه آمد. یک‌ وقت دید که این حاجیان زیر لباس احرام‌شان، شمشیر پنهان کرده‌اند که امام را بکشند. امام‌ حسین {{علیه}} دید که باید این‌ها را یک‌ قدری نصیحت کند. چقدر آن‌جا در جبل‌ الرّحمة صحبت کرده! شاید یک‌ ساعت امام‌ حسین {{علیه}} آن‌جا صحبت می‌کرد. این‌طور نبود که امام بدون خبر برود، به آن‌ها گفت: من از مکّه حرکت می‌کنم. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
امام‌ حسین {{علیه}} دید که اگر در مکّه بماند، این‌جا جای ترور می‌شود؛ یعنی اگر امام‌ حسین {{علیه}} را این‌جا بکشند، هر بزرگی را که به او واجب می‌شود، این‌جا بیاید، ممکن‌ است او را ترور کنند و بکشند؛ پس امام این‌ را دید و احترام خانه‌ خدا را گرفت. یعنی چطور گرفت؟ دید این‌جا یک بدعتی به دین گذاشته می‌شود که این‌ مردم این‌قدر بی‌حیا هستند که بزرگ‌شان را در مکّه ترور خواهند کرد؛ امام‌ حسین {{علیه}} دید که خونش لوث می‌شود و او را می‌کشند، آن هدف و مقصدی که خدا دارد و آن امری که جدّش رسول‌ الله {{صلی}} به او کرده‌ است، اجرا و عملی نمی‌شود. وقتی سرِ قبر جدّش رفت، {{توضیح|قبر که می‌گوییم، می‌خواهیم همه‌مان حالی‌مان بشود.}} خدمت جدّش رسول‌ الله {{صلی}} رفت؛ جدّش اجازه فرمود و گفت: عزیز من! {{متمایز|«اُخرُج إلی العِراق.»}} باید بروی عراق! امام دارد امر جدّش را اطاعت می‌کند. به چه عنوانی به عراق آمد؟ به عنوان مهمانی آمده‌ است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
حالا وقتی امام‌ حسین {{علیه}} می‌خواست حرکت کند، همین حاجیان آمدند و او را نصیحت کردند که کجا می‌روی؟! حجّ به‌ جا بیاور! حجّ این‌قدر ثواب دارد! دست زن و بچّه‌ات را گرفتی، کجا می‌روی؟! همه مردم این‌جا می‌آیند! تو چرا می‌روی؟! یک ایراد هم به او کردند! امام‌ حسین {{علیه}} فرمود که جدّم گفته به عراق برو! ببین چه گفت؟ دارد می‌گوید: {{آیه|إنّ الله و ملائکته یصلّون علی النبیّ|سوره=|آیه=}}، من الآن دارم امر جدّم را اطاعت می‌کنم. گفته برو! من هم می‌روم. روایت داریم که هفتاد هزار نفر به جنگ امام‌ حسین {{علیه}} آمدند! همین حاجیان بودند که به جنگ آمدند؛ این‌که در کتاب‌ کافی نوشته بعد از رسول‌ الله {{صلی}} هفتاد هزار نفر دنبال عمر و ابابکر رفتند و مرتدّ و کافر شدند، همین هفتاد هزار نفر بودند که به جنگ امام‌ حسین {{علیه}} آمدند! چرا؟ امام را یاری نکردند. رفتند حجّ به‌ جا بیاورند! عمره به‌ جا بیاورند! تا ثواب کنند! قربان‌تان بروم، این‌که من به شما می‌گویم دنبال ثواب نروید، من با سند به شما می‌گویم. اگر همه حاجیان از امام اطاعت می‌کردند که امام‌ حسین {{علیه}} را نمی‌کشتند. همه رفتند آن‌جا که حاجی بشوند، به آن‌ها بگویند: حاج‌ آقا! سلام! حاج‌ آقا! سلام! حاج‌ آقا هم یک باد به خودش بکند. همه دنبال عبادت رفتند. حاجی! شما باید لبّیک به امر بگویی؛ کجا لبّیک گفتی و امام‌ حسین {{علیه}} را تنها گذاشتی؟! مقدّس، حواسش دنبال عبادتش است، حواسش دنبال ولایت نیست. این‌ها بی‌ولایتی‌شان در صحرای‌ کربلا افشا شد. وقتی امام گفت: برای چه مرا می‌کشید؟ گفتند: {{متمایز|«بُغضاً لأبیک»}}. &lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
عزیزان من! قربان‌تان بروم، یک دلیل امام‌ حسین‌کشی و ائمه‌کشی، گردن این دو نفر یعنی عمر و ابابکر است که امیرالمؤمنین {{علیه}} را خلق حساب کردند. این خلق حساب‌کردن، جا افتاد. چطور جا افتاد؟ من دلم می‌خواهد توجه کنید! این جا افتادن یعنی‌ چه؟ یعنی اگر کسی هشتم ذی‌الحجّه مثلاً از مکّه حرکت کند، پشت به خانه‌ خدا کرده، باید آن‌جا در مکّه باشد؛ اما این حکم برای خلق است که پشت به خانه‌ خدا کردن، مثل این‌ است که پشت به امر کردی؛ اما امام‌ حسین {{علیه}} خودش امر است، نه این‌که پشت به امر بکند. ولیّ خودش امر است. اصلاً تو باید امر ولیّ را اطاعت کنی. به‌ غیر از ولیّ، کسی نیست که ما امرش را اطاعت کنیم. حالا شریح‌ قاضی فتوا می‌دهد: امام‌ حسین {{علیه}} هشتم محرّم که از مکّه بیرون آمده، این جرم است! جرم، برای غیر حجّت است. حجّت که جرم ندارد. مگر حجّت گناه می‌کند؟ این‌ها خیلی نفهم هستند! حجّت، روح است؛ روح که گناه نمی‌کند. تمام این‌ها تقصیر عمر و ابابکر است؛ یعنی ضربه‌ای که این دو نفر به پیکر اسلام و به پیکر ولایت و توحید زدند و این‌ها را خلق حساب کردند، اصلاً نه کسی زده‌ است و نه می‌زند. امام‌ حسین {{علیه}} هم می‌فرماید: من کشته جلسه بنی‌ساعده‌ام. حالا امام‌ حسین {{علیه}} به کربلا آمده، یار و یاور ندارد، کسی را ندارد، همان‌طور که پدرش امیرالمؤمنین علی {{علیه}} در ظاهر غریب بود، امام‌ حسین {{علیه}} هم غریب بود. امام‌ حسین {{علیه}} که قیام نکرده، امام‌ حسین {{علیه}} از دین دفاع کرده‌ است. {{ارجاع|[[حرکت امام‌حسین از مدینه به مکه]] 84 و [[امام‌حسین؛ شناخت ولایت]] 76 و [[ولایت در خلقت کفو ندارد]] 80 و [[عاشورای 84]] و [[تاسوعای 86]]}}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
{{یا علی}}&lt;br /&gt;
==ارجاعات==&lt;br /&gt;
[[رده: منتخب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Admin</name></author>
	</entry>
</feed>